3 703
Subscribers
-124 hours
-27 days
-1430 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+10
in 0 channels
August '26
+56
in 3 channels
Get PRO
July '26
+49
in 1 channels
Get PRO
June '26
+54
in 0 channels
Get PRO
May '26
+35
in 1 channels
Get PRO
April '26
+54
in 4 channels
Get PRO
March '26
+246
in 4 channels
Get PRO
February '26
+229
in 4 channels
Get PRO
January '26
+215
in 7 channels
Get PRO
December '25
+69
in 9 channels
Get PRO
November '25
+69
in 5 channels
Get PRO
October '25
+62
in 11 channels
Get PRO
September '25
+24
in 3 channels
Get PRO
August '25
+45
in 3 channels
Get PRO
July '25
+86
in 10 channels
Get PRO
June '25
+110
in 11 channels
Get PRO
May '25
+31
in 8 channels
Get PRO
April '25
+24
in 10 channels
Get PRO
March '25
+50
in 12 channels
Get PRO
February '25
+91
in 14 channels
Get PRO
January '25
+66
in 9 channels
Get PRO
December '24
+93
in 13 channels
Get PRO
November '24
+63
in 12 channels
Get PRO
October '24
+78
in 15 channels
Get PRO
September '24
+59
in 10 channels
Get PRO
August '24
+68
in 12 channels
Get PRO
July '24
+89
in 17 channels
Get PRO
June '24
+78
in 15 channels
Get PRO
May '24
+68
in 18 channels
Get PRO
April '24
+64
in 17 channels
Get PRO
March '24
+61
in 9 channels
Get PRO
February '24
+100
in 14 channels
Get PRO
January '24
+62
in 14 channels
Get PRO
December '23
+39
in 5 channels
Get PRO
November '23
+54
in 8 channels
Get PRO
October '23
+46
in 10 channels
Get PRO
September '23
+27
in 0 channels
Get PRO
August '23
+42
in 0 channels
Get PRO
July '23
+36
in 0 channels
Get PRO
June '23
+42
in 0 channels
Get PRO
May '23
+36
in 0 channels
Get PRO
April '23
+336
in 0 channels
Get PRO
March '23
+364
in 0 channels
Get PRO
February '23
+382
in 0 channels
Get PRO
January '23
+385
in 0 channels
Get PRO
December '22
+70
in 0 channels
Get PRO
November '22
+100
in 0 channels
Get PRO
October '22
+208
in 0 channels
Get PRO
September '22
+95
in 0 channels
Get PRO
August '22
+38
in 0 channels
Get PRO
July '22
+50
in 0 channels
Get PRO
June '22
+49
in 0 channels
Get PRO
May '22
+26
in 0 channels
Get PRO
April '22
+22
in 0 channels
Get PRO
March '22
+18
in 0 channels
Get PRO
February '22
+23
in 0 channels
Get PRO
January '22
+18
in 0 channels
Get PRO
December '21
+21
in 0 channels
Get PRO
November '21
+9
in 0 channels
Get PRO
October '21
+6
in 0 channels
Get PRO
September '21
+13
in 0 channels
Get PRO
August '21
+20
in 0 channels
Get PRO
July '21
+19
in 0 channels
Get PRO
June '21
+11
in 0 channels
Get PRO
May '21
+15
in 0 channels
Get PRO
April '21
+2
in 0 channels
Get PRO
March '21
+4
in 0 channels
Get PRO
February '21
+5 369
in 0 channels
Get PRO
January '21
+2 392
in 0 channels
Get PRO
December '20
+31 839
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 10 September | +1 | |||
| 09 September | 0 | |||
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +1 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +3 | |||
| 03 September | +2 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
🔺چرا اموال ساعدینیا توقیف شد؟!
🔺بابک زنجانی رقیب ساعدینیا است؟!
🔺گفتگوی مهدیه گلرو با صدای آمریکا در این زمینه را اینجا ببینید
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic
| 2 | 🔴شورای حکام پرونده جمهوریاسلامی را به شورای امنیت ارجاع داد
🔺دو دیپلمات به خبرگزاری فرانسه گفتند شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی با تصویب قطعنامهای، پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع داده است؛ اقدامی که با حمایت آمریکا و سه کشور اروپایی انجام شد و واکنش تند تهران، پکن و مسکو را در پی داشت.
🔺به نوشته خبرگزاری فرانسه، قطعنامه ارجاع پرونده ایران به شورای امنیت با ۲۳ رای موافق، ۳ رای مخالف و ۸ رای ممتنع در شورای حکام آژانس تصویب شده است.
🔺بر اساس این گزارش، روسیه، چین و نیجر به این قطعنامه رای مخالف دادهاند.
🔺این نخستین بار در ۲۰ سال گذشته است که شورای حکام آژانس، پرونده ایران را به دلیل نقض ادعایی تعهدات عدم اشاعه به شورای امنیت گزارش میدهد.
🔺جمهوری اسلامی در واکنش به این رای، قطعنامه شورای حکام را "جانبدارانه و سیاسی" خوانده است.
🔺تهران میگوید طرفهای غربی ابتدا با حمله به تاسیسات هستهای ایران و مختل کردن روند عادی راستیآزمایی، شرایط فعلی را ایجاد کردهاند و اکنون همان اختلال را مبنای فشار تازه قرار دادهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 112 |
| 3 | " از خون مهرشادها برای رسیدن به قدرت اعتبار گرفتند؛ اما وقتی به قدرت رسیدند و در واکنش به قتلعام هزاران کودک و جوان و پیر این کشور تنها دغدغهشان این شد که چرا سههزار نفر را گفتهاند: چند هزار اما برای نیروی حافظ امنیت، چشم روی حقیقت کشتار همان هزاران نفر مورد تایید خود هم بستهاند.
🔺خانم مهاجرانی؛ کاش اندکی از همان زنانی میآموختید که روزی نام و رنجشان، نردبان سیاست شما شد. آنها برای ایستادن در طرف حق، از عنوان مادری خرج نکردند، از حق آزادیشان گذشتند. برای ماندن در قدرت، زنانگیشان را حراج نکردند، که از زندگیشان گذشتند و جانشان را تقدیم راه آزادی کردند.
🔺این نوشته برای ثبت همان پشتصحنه است؛ حقیقتی که نمیبایست در هیاهوی روایتهای غمانگیز این روزها فراموش شود.
🔺در دیماه فقط به مردم در خیابان شلیک نکردند. انسانهایی را بازداشت کردند، به نقاط خلوت بردند، کتک زدند، با دست و پای بسته به پاهایشان شلیک کردند. بعد هم نامش را گذاشتند "برقراری امنیت". حالا دلقکها را جلوی صحنه فرستادهاند تا برای خشونت علیه "حافظان امنیت" ابراز نگرانی کند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 324 |
| 4 | 🔴خانم سخنگو، خشونت از اینجا میآید:
این نوشته برای ثبت همان پشتصحنه است
گوشهای از آنچه بر بازداشتیان دی ماه رفت
✍🏻مهدی محمودیان
🔺چند روز پیش سخنگوی دولت با لحنی اندوهگین پرسیده بود: چرا اینقدر خشونت؟ چی شد که جامعه به اینجا رسید که بتواند سر نیروی امنیتی خودش این بلا را بیاورد و به طرز فجیع بهشهادت برسد؟" بخشی از پاسخ به این پرسش را شاید بتوان در جنایتهایی که بر امثال امیرها، رضاها و حمیدها در همه این سالها آورده شده، پیدا کرد؛ مشتی نمونه خروار:
امیر؛ شلیک ماموران به پای بازداشتی در پارکی خلوت
🔺نیمهشب بود که به خانه امیر در خیابان پیروزی ریختند. مقابل چشمان پدر و مادرش بهشدت کتکش زدند و بردند. ساعتها او را در ماشین چرخاندند. حدود ساعت چهار صبح، وقتی چند ساعت از بازداشتش گذشته و کاملا در اختیار ماموران بود، او را به پارکی خلوت بردند. با دستان بسته دوباره کتکش زدند و بعد به پایش شلیک کردند. سپس او را به بیمارستان سجاد نیروی انتظامی منتقل و بعد از چند روز با همان پای مجروح، به زندان تهران بزرگ فرستادند.
رضا؛ شلیک ماموران به زیر زانو در بزرگراهی خلوت
🔺رضا را در خیابان محل سکونتش در شرق تهران بازداشت کردند. همان زمان که رضا بهعنوان بازداشتی در اختیارشان بود، به جای انتقال مستقیم به بازداشتگاه، او را به حاشیه بزرگراهی خلوت بردند، زیر ضرب گرفتند و بعد به زیر زانویش شلیک کردند.
حمید؛ حبس با وجود جراحت بهخاطر شلیک ماموران
🔺حمید هم پس از بازداشت چند گلوله به پاهایش شلیک کردند. جراحتش چنان بود که در زندان حتی برای ابتداییترین کارهای شخصی به کمک همبندانش نیاز داشت.
🔺این چند روایت، روایت تیر خوردن در میان درگیری نیست. ماموری برای متوقف کردن فرد مسلح یا فراری شلیک نکرده است. این انسانها بازداشت شده بودند، در اختیار ماموران بودند و خطری برای کسی نداشتند. آنها را به نقطهای خلوت بردهاند، کتک زدهاند و بعد به پاهایشان شلیک کردهاند.
محمدرضا؛ شلیک به زیر زانو در اتوبان همت
🔺محمدرضا بهشدت فردی مذهبی و افراطی بود. تمام بدنش را با دعا و تصاویر مذهبی خالکوبی کرده بود. نیمهشب مردان "حافظ امنیت" به خانهاش هجوم بردند. حتی فرصت ندادند همسرش لباس به تن کند. محمدرضا را بهشدت کتک زدند. وقتی محمدرضا مذهب را پیش کشید تا اجازه دهند همسرش که سیده و "دختر فاطمه" است، لباسی بر تن کند، ماموران امنیت به فاطمه زهرا و اسلام هم اهانت کردند. محمدرضا را با دستوپای بسته از خانه خارج کردند. در کنار اتوبان «همت» به زیر زانوی او هم شلیک کردند و بعد به بیمارستان انتقالش دادند.
علیرضا؛ اعتراض کرد، با اسلحه تهدید شد
🔺علیرضا جرات کرده بود و در بیمارستان به خشونتهای اعمالشده بر خودش، اعتراض کرده بود. شبانه اما توسط یکی از معاونین پلیس امنیت تهران بازجویی، و با اسلحه آماده به شلیک روی شقیقهاش تهدید شد که مقابل دوربین بگوید در حال فرار تیر خورده است.
🔺انتشار این روایتها، چند حقیقت استثنایی نیست؛ بازداشتیهای دیماه در زندان تهران بزرگ، دهها نفر را به یاد دارند که پس از بازداشت بهدست پلیس امنیت و دیگر نیروهای امنیتی با شلیک گلوله، باتوم، مشت و لگد مجروح شدهاند.
🔺من به عنوان یک کنشگر، با بیش از ۱۵ نفر از این افراد به شیوههای مختلف، صوتی، تصویری و حضوری گفتوگو کردهام. دستکم سه نفرشان نیز در حضور مقام قضایی درباره آنچه بر آنها گذشته شهادت دادهاند. که اگر نگران امنیت این بچهها نبودم تمام مصاحبهها را منتشر میکردم. با این همه، دستگاه قضایی که برای یک استوری میتواند حکم به غارت هزاران میلیارد تومان از اموال صادق ساعدینیاها بدهد، برای این شهادتها، حتی یک مامور انتظامی را به میز محاکمه نکشانده است. البته اگر فکر میکنید این موارد از ماموران خودسر است، کاملا اشتباه میکنید؛ یکی دیگر از بازداشتیهای قتلعام دیماه، که در اواخر اسفند بازداشت شده است بعد از ساعتها بازداشت نزد بازپرس علیرضا پناهنده برده میشود و در صندلی عقب یک خودرو، جلسه بازپرسی برایش تشکیل میدهند. اولین سوال از بازجوها این بوده است: "چرا این آشغال سالمه؟" و بازجو با صدایی آرام میگوید: "این رسانهای است." یعنی این خشونتها کاملا برای آقای بهاصطلاح بازپرس عادی بوده است.
🔺دقیقا همینجاست که باید درباره خشونت حرف زد. همانجایی که برای دهها و صدها جنایت مشابه و کاملا سازمانیافته حتی یک دادگاه تشکیل نمیشود.
🔺امثال خانم فاطمه مهاجرانی سخنگوی دولت که روزگاری در کارزارهای انتخاباتی، نام مهرشاد شهیدیها را بر زبان میآوردند و وعده میدادند که نگذارند "مهرشاد شهیدی دیگری بر خاک بیفتد. | 293 |
| 5 | 🔺حکومت، رسانه، پروپاگاندا
کدام افکار عمومی را شکل می دهند؟!
🔺ما چقدر تصمیم گیرنده هستیم؟!
🔺آیا همکاری احزاب و افراد ممکن است؟!
🔺احزاب در کنگره آزادی ایران می مانند؟!
🔺ویدئو کامل گفتگوی مهدیه گلرو را اینجا ببینید
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 281 |
| 6 | 🔴بحران را انکار نکنیم؛ اما اجازه ندهیم بحران، ما را تعریف کند
✍️آزاده مدنی
🔺یک جامعه میتواند واقعاً در بحران باشد؛ اقتصادش فرسوده باشد، سیاستش پرتنش باشد، فرهنگش با مسئلههای جدی روبهرو باشد و آینده برای بسیاری از مردم مبهم به نظر برسد. اما یک سؤال مهم وجود دارد: آیا تمام واقعیت جامعه همین است؟ در میان همین بحرانها، هنوز کسانی کار میکنند، میآموزند، فرزند تربیت میکنند، کسبوکار راه میاندازند، کتاب میخوانند، هنر تولید میکنند، به دیگران کمک میکنند و برای آینده برنامه میریزند. این واقعیت را نباید با خوشبینی سادهلوحانه اشتباه گرفت.
🔺وجود این جزیرههای زندگی به معنای خوببودن شرایط نیست. همانطور که دیدن بحرانهای واقعی نیز نباید ما را به این نتیجه برساند که «همهچیز تمام شده است».
مشکل از جایی آغاز میشود که گزارش بحران به تولید احساس بحران تبدیل شود. وقتی دائماً به انسان گفته میشود اقتصاد نابود شده، فرهنگ مرده، جامعه فروپاشیده و آینده وجود ندارد، ممکن است اتفاقی خطرناکتر از خود بحران رخ دهد: انسان به این نتیجه برسد که هیچ کاری از دستش برنمیآید. اینجا بحران از بیرون وارد ذهن ما میشود و به بخشی از رفتار ما تبدیل میشود. فردی که آینده را کاملاً بسته میبیند، شاید دیگر مهارتی یاد نگیرد.
کارآفرینی نکند.
سرمایهگذاری نکند.
رابطه اجتماعی نسازد.
به دیگری اعتماد نکند.
و حتی برای بهترکردن بخش کوچکی از محیط اطرافش تلاش نکند.
🔺در نتیجه، تصویری که ابتدا فقط «روایت بحران» بود، میتواند به یکی از عوامل تشدیدکننده بحران تبدیل شود.
اما راهحل، انکار مشکلات یا تولید محتوای مصنوعی و امیدبخش نیست.
راهحل شاید تغییر یک سؤال باشد:
به جای اینکه فقط بپرسیم:
«چه چیزهایی خراب شدهاند؟»
بپرسیم:
«برای زندگی و ساختن در چنین شرایطی، چه چیزهایی باید بلد باشیم؟»
اینجاست که آموزش معنای تازهای پیدا میکند.
در جامعهای که با عدمقطعیت اقتصادی روبهروست، سواد مالی و توانایی مدیریت منابع اهمیت پیدا میکند.
در جامعهای که با حجم عظیمی از اطلاعات و روایتهای متناقض مواجه است، سواد رسانهای و تفکر انتقادی ضروری میشود.
🔺در شرایط بیثبات، توانایی تصمیمگیری در عدمقطعیت، حل مسئله، یادگیری مستمر و سازگاری اهمیت بیشتری پیدا میکند. و در جامعهای که اعتماد در آن آسیب دیده است، اخلاق دیگر یک موضوع تجملی نیست. صداقت، مسئولیتپذیری، وفای به عهد، رعایت حقوق دیگران، همکاری و پرهیز از انتشار اطلاعات نادرست، بخشی از زیرساخت اجتماعی برای عبور از بحراناند.
البته این به معنای انتقال مسئولیت بحران به دوش افراد نیست. هیچ مهارتی نمیتواند جای اصلاح ساختارهای معیوب را بگیرد. اما جامعه برای اصلاح ساختارها نیز به انسانهایی نیاز دارد که بتوانند فکر کنند، همکاری کنند، مسئله را درست تشخیص دهند، فریب روایتهای افراطی را نخورند و در شرایط دشوار همچنان امکان عمل را ببینند. بنابراین شاید امروز به جای «آموزش برای زندگی در شرایط ایدهآل» به آموزش برای زندگی در شرایط واقعی نیاز داریم.
نه آموزش برای فرار از بحران؛
نه آموزش برای انکار بحران؛
بلکه آموزش برای فهمیدن، تابآوردن، تصمیمگرفتن، همکاریکردن و ساختن در دل بحران.
🔺بحران را باید دید؛ اما نباید آن را آنقدر بزرگ کرد که تمام افق دید ما را بپوشاند. چون جامعه فقط آن چیزی نیست که در حال فروپاشی است؛ جامعه، آن چیزی هم هست که هنوز در میان این فروپاشی، مشغول ساختن است. و شاید مهمترین وظیفه ما امروز این باشد:
نه اینکه به مردم بگوییم «نگران نباشید»؛ بلکه کمک کنیم یاد بگیرند وقتی دلیلی برای نگرانی وجود دارد، چگونه همچنان بتوانند فکر کنند، انتخاب کنند و بسازند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 329 |
| 7 | 🔴وقتی جای قربانی وسرکوبگر عوض میشود
✍️حامد آئینهوند
🔺فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در توصیف وقایع خونین دیماه گفته است: «چه شد که جامعه به اینجا رسید که چنین بلایی سر نیروی امنیتی خودش بیاورد؟» او از کشتهشدن نیروهای امنیتی ابراز تأسف کرده و گفته است که باید بررسی کرد چرا جامعه به چنین نقطهای رسید.
🔺اما پرسش واقعی این نیست که چرا مردم به نیروهای امنیتی اعتراض کردند؛ پرسش این است که چگونه در ۱۸ و۱۹ دی، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی توانستند چنین سرکوب خونینی را علیه مردم به راه بیندازند؟
🔺این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا میکند که بدانیم آمار رسمی که خود حکومت با همه دروغ هایی که از آن سراغ داریم شمار قربانیان را ۳۱۱۷ کشته برای اعتراضات دیماه اعلام کرده است.
🔺با این حال، سخنگوی دولت به جای آنکه درباره مسئولیت حکومت در برابر این کشتار توضیح بدهد، از این سخن میگوید که جامعه چگونه چنین «بلایی» بر سر نیروهای امنیتی آورده است. این فقط یک انتخاب واژگان نیست؛ این وارونهکردن جای قربانی و سرکوبگر است.
🔺وقتی هزاران نفر کشته شدهاند، اولین وظیفه یک مقام دولتی این نیست که برای نیروهای امنیتی مرثیه بخواند؛ وظیفه او این است که بپرسد چرا چنین حجم عظیمی از خشونت علیه شهروندان اتفاق افتاد، چه کسی دستور شلیک داد؟ چه کسی مسئول عملیات بود وچرا هزاران خانواده ایرانی باید برای همیشه با جای خالی عزیزانشان زندگی کنند.
مسئله البته فقط مهاجرانی نیست.
🔺مسئله کسانی هستند که سالها با این ادعا وارد ساختار قدرت شدند که حضورشان میتواند از وقوع فاجعه جلوگیری کند؛ کسانی که گفتند اگر درون ساختار باشند، شاید بتوانند خشونت را کاهش دهند، صدای مردم را به حکومت برسانند و مانع تکرار فجایع گذشته شوند.
🔺اما اگر نتیجه حضور در قدرت این باشد که وقتی فاجعه رخ میدهد، به جای ایستادن کنار قربانی، زبان حکومت را تکرار کنیم، چه تفاوتی میان «اصلاح طلبان یا اصول گرایان » و مثلا« پزشکیان و جلیلی» درتوجیه قدرت باقی میماند؟
کسی که در برابر کشتار هزاران انسان، مسئله اصلی را خشونت مردم علیه نیروهای امنیتی معرفی میکند، عملاً دارد صورت مسئله را پاک میکند.
🔺اینجا دیگر بحث بر سر اصلاح یا محافظهکاری، اصولگرایی یا اصلاحطلبی نیست؛ بحث بر سر ابتداییترین اصل مسئولیت سیاسی است: قدرت باید درباره خشونتی که به نام آن اعمال شده پاسخ بدهد.
🔺مهاجرانی میگوید باید پرسید چه شد جامعه به اینجا رسید. درست میگوید؛ اما این پرسش را باید از جای دیگری آغاز کرد: چه شد که حکومتی که باید حافظ جان شهروندانش باشد، در ۱۸ و ۱۹ دی به چنان خشونتی متوسل شد که حتی آمار رسمی خود حکومت از هزاران کشته حکایت دارد؟
🔺و شاید تلخترین بخش ماجرا همین باشد: کسانی که روزی با ادعای جلوگیری از فاجعه به دولت رفتند، اگر امروز برای فاجعه روایت میسازند، دیگر نمیتوانند خود را تماشاگر آن بدانند. آنها در قبال آنچه در ساختار قدرت رخ میدهد، مسئولیت دارند.
🔺ایرانیان ضربالمثلی دارند درباره آدمهایی که وقیحانه دروغ میگویند: «سر سفره پدر و مادرش بزرگ نشده است.» شاید این تعبیر عامیانه و تند باشد، اما گاهی برای توصیف فاصله میان حقیقت و وقاحت، هیچ عبارت دیگری به اندازه آن گویا نیست.
🔺کسی که در برابر هزاران کشته، به جای پرسیدن از قاتل، از «بلایی» سخن میگوید که بر سر نیروهای امنیتی آمده، نه فقط واقعیت را وارونه میکند؛ بلکه نشان میدهد که چگونه میتوان در ساختار قدرت، آنقدر از ابتداییترین معیارهای اخلاقی فاصله گرفت که حتی مرگ هزاران انسان نیز مانع از بیان چنین سخنانی نشود.
🔺مسئولیت سیاسی یعنی در لحظه فاجعه، جای قربانی وسرکوبگر را عوض نکنیم. واگر کسی حتی در برابر چنین کشتاری حاضر نیست این پرسش ساده را مطرح کند که «چه کسی مردم را کشت؟»
مشکل فقط سیاست نیست؛ مسئله، سقوط معیارهای اخلاقی است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 468 |
| 8 | 🔴کار کار خودشونه!؟ مگه کسی وسط جنگ عروسی میکنه؟!
🔺صحبتهای مهدیه گلرو که در اکانت یوتیوب وی منتشر شده است
🔺ویدئو کامل را در اینجا ببینید
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 483 |
| 9 | 🔴هرمز کارتی که در حال سوختن است
✍️حامد آئینهوند
🔺تنگه هرمز میتوانست یکی از بزرگترین سرمایههای راهبردی ایران در قرن بیستویکم باشد؛ اهرمی که ارزش آن نه در بستن آن، بلکه در باز نگه داشتن، تضمین امنیت و تبدیل کردن آن به یک مزیت پایدار ژئوپلیتیکی و اقتصادی بود. اما سپاه با ایده سادهانگارانه و پرهزینه «بستن تنگه هرمز» و تبدیل آن به ابزار فشار سیاسی و نظامی، در حال سوزاندن یکی از مهمترین کارتهای ژئوپلیتیکی ایران است.
🔺کشورهای خلیج فارس در حال سرعت بخشیدن به سرمایهگذاری در بنادر، خطوط لوله و مسیرهای زمینی و دریایی جایگزین هستند تا بتوانند بخشی از تجارت و صادرات انرژی خود را بدون عبور از هرمز انجام دهند. حتی واردکنندگان بزرگی مانند ژاپن و کره جنوبی نیز در واکنش به ناامنی مسیرهای خاورمیانه، در حال متنوع کردن منابع و مسیرهای تأمین انرژی خود هستند.
🔺ارزش یک اهرم ژئوپلیتیکی به میزان وابستگی دیگران به آن بستگی دارد.
اگر دیگران برای سالها به امنیت و همکاری ایران در هرمز نیاز داشته باشند، ایران از این موقعیت قدرت میگیرد. اما اگر ایران دائماً از بستن هرمز بهعنوان تهدید استفاده کند، منطقیترین واکنش دیگران این است که برای حذف این وابستگی سرمایهگذاری کنند. در چنین شرایطی ممکن است ایران در کوتاهمدت تصور کند که یک کارت برنده در اختیار دارد، اما در بلندمدت همان کارت را میسوزاند. اشتباه بزرگتر اما این بود که سپاه و ساختار سیاسی جمهوری اسلامی نتوانستند از موقعیت استثنایی هرمز برای ساختن یک سرمایه پایدار برای آینده ایران استفاده کنند.
هرمز میتوانست بخشی از یک توافق بزرگ و بلندمدت با آمریکا باشد: ایران امنیت و آزادی کشتیرانی را تضمین کند و در مقابل، کاهش پایدار تحریمها، دسترسی به بازارهای جهانی، سرمایهگذاری خارجی و یک ترتیبات امنیتی و اقتصادی منطقهای را به دست آورد.
🔺اگر روزی حکومت ایران تغییر کند، آنچه برای نسلهای بعد باقی میماند، نه شعارهای امروز، بلکه زیرساختهای اقتصادی، روابط پایدار بینالمللی و اهرمهای ژئوپلیتیکی حفظشده خواهد بود.
اما نگاه امنیتی و کوتاهمدت سپاه به هرمز اجازه نداد چنین سرمایهای شکل بگیرد.
هرمز به جای آنکه به پلی میان ایران و اقتصاد جهانی تبدیل شود، به ابزار تهدید تبدیل شد.
اینجاست که میتوان از خیانت به آینده ایران سخن گفت؛ نه بهعنوان یک تعبیر حقوقی، بلکه بهعنوان یک داوری سیاسی و تاریخی. نهادی که خود را حافظ امنیت ملی میداند، نمیتواند یک مزیت جغرافیایی متعلق به تمام نسلهای ایران را چنان مصرف کند که نسلهای آینده نیز هزینه آن را بپردازند.
🔺اگر امروز کشورهای منطقه میلیاردها دلار هزینه کنند تا وابستگی خود را به هرمز کاهش دهند، حتی اگر فردا جنگ تمام شود و تنگه دوباره کاملاً باز شود، بخشی از این وابستگی ممکن است دیگر هرگز بازنگردد. و این خسارت متعلق به جمهوری اسلامی نیست؛ متعلق به ایران است.
قدرت واقعی یک کشور این نیست که بتواند دیگران را برای چند ماه بترساند. قدرت واقعی این است که کاری کند دیگران برای دههها به همکاری با آن کشور نیاز داشته باشند.
ایران میتوانست از هرمز برای ساختن همین وابستگی استفاده کند: امنیت کشتیرانی در برابر همکاری اقتصادی، موقعیت جغرافیایی در برابر سرمایهگذاری و امنیت انرژی در برابر رفع تحریمها و ادغام ایران در اقتصاد جهانی. بنابراین سؤال اصلی دیگر این نیست که ایران امروز میتواند هرمز را ببندد یا نه.
سؤال این است که پنج، ده یا بیست سال دیگر، چه میزان از تجارت منطقه هنوز به هرمز وابسته خواهد بود؟
🔺اگر پاسخ این سؤال به دلیل سیاستهای امروز ایران کاهش پیدا کند، آنوقت مسئله دیگر فقط شکست یا پیروزی در یک جنگ نیست.مسئله این است که آیا ایران پس از جنگ، همان قدرت ژئوپلیتیکی پیش از جنگ را خواهد داشت یا نه.
تنگه هرمز میتوانست یکی از مهمترین سرمایههای استراتژیک ایران باشد؛ سرمایهای که با استفاده هوشمندانه از آن میشد حتی رابطه ایران و آمریکا را از یک رابطه دائمیِ خصومت به رابطهای مبتنی بر منافع متقابل و معامله پایدار تبدیل کرد.
اما برای این کار به استراتژی نیاز بود، نه شعار؛ به دیپلماسی نیاز بود، نه تهدید؛ و به نگاه چنددهساله نیاز بود، نه محاسبه چندماهه.
شاید مهمترین پرسش امروز همین باشد:
🔺ایران چگونه میتواند کاری کند که جهان به ایران نیاز داشته باشد، نه اینکه جهان را وادار کند برای حذف وابستگی خود به ایران تلاش کند؟
اگر پاسخ این پرسش پیدا نشود، ممکن است بزرگترین خسارت این جنگ نه از دست دادن یک شهر یا یک میدان نفتی، بلکه از دست دادن تدریجی همان مزیتهای ژئوپلیتیکی باشد که جغرافیا و تاریخ در اختیار ایران گذاشتهاند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 676 |
| 10 | 🔴امنیتیشدن آمار فقر کدام ابزار را از مطالبهگران میگیرد؟
🔺تهدید سخنگوی دولت بر «منع امنیتی» ارایه آمار فقر! فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، در یک گفتوگوی ویدیویی در پاسخ به پرسش مجری که گفت میخواهیم بدانیم چه میزان از مردم فقر شدید دارند و چند درصد به غذای مناسب، مسکن، خودرو و خدمات درمانی و بهداشتی دسترسی ندارند، گفت:
«این اعداد را من نمیتوانم اعلام کنم چرا که منع امنیتی دارد.»
🔺اعلام آمار فقر، نقش شتابدهنده، مشروعیتبخش و جهتدهنده در مطالبهگریهای صنفی ایفا میکند. وقتی دادههای رسمی یا مستقل از سوی تشکلها درباره خط فقر و نرخ تورم منتشر میشود، گروههای کارگری، کارمندی و بازنشستگان ابزار قدرتمندی برای چانهزنی به دست میآورند- ابزاری که اکنون دسترسی به آن محدود شده.
🔺بدون اعلام آمار، افزایش دستمزد ممکن است از سوی کارفرمایان یا دولت یک «امتیاز یا رفاه اضافی» تلقی شود.
با توجه به تفاوت سطح زندگی تصمیمگیرندگان با مردم عادی و ملموس نبودن فقر برای آنها در زندگی روزمره، اعلام آمار فقر ثابت میکند که مطالبات صنفی صرفاً برای رفاه بیشتر نیست، بلکه برای تأمین حداقلهای معیشت و بقای بیولوژیک ضروری است.
مشروعیتبخشی قانونی:
طبق قوانین کار در بسیاری از کشورها (مانند ماده ۴۱ قانون کار ایران)، دستمزد باید بر اساس نرخ تورم و هزینه سبد معیشت تعیین شود و آمار فقر مبنای حقوقی به کارکنان اصناف میدهد.
🔺آمار فقر به تشکلها کمک میکند تا موقعیت کنونی اعضا را بسنجند و ببینند حداقل دستمزد پیشنهادیشان چقدر باید باشد تا نیروی کار از سقوط به زیر خط فقر نجات یابد.
🔺صنفها بر اساس آمارها ممکن است به جای تمرکز بر مزایای جانبی، تمرکز خود را روی حقوق پایه، مسکن یا بیمه درمانی (که اصلیترین عوامل فقر هستند) بگذارند.
همدلی جامعه و فشار افکار عمومی بر دولت:
اعلام آمار فقر باعث میشود طبقات دیگر جامعه نیز با معترضان صنفی (مثل معلمان، بازنشستگان، پرستاران یا کارگران) همدلی کنند.
حمایت جامعه از مطالبات صنفی، هزینه سرکوب یا نادیده گرفتن این مطالبات را برای سیاستگذاران بالا میبرد.
🔺انتشار ارقام فقر با پایینآوردن آستانه تحمل عمومی، به پویایی جنبشهای صنفی کمک میکند و محافظهکاری مطالبهگران را کاهش میدهد و گروهها را حول مطالبات مشترک، به هم نزدیک میکند.
🔺گزارشهای منتشرشده نشان میدهند که نرخ فقر از حدود ۳۰ درصد در سالهای گذشته، در سال ۱۴۰۵ به ۴۱ درصد افزایش یافته و پیشبینی میشود این رقم تا سال ۱۴۰۷ به بیش از ۴۵ درصد برسد که به معنای قرار گرفتن نزدیک به نیمی از جمعیت کشور زیر خط فقر است
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 598 |
| 11 | 🔴نسخه جدید طرح نظامبخشی فضای مجازی؛ «صیانت» با محدودیتهای بیشتر بازگشته است
🔺پیشنویس جدید «طرح نظامبخشی فضای مجازی» برای نظرخواهی در اختیار نمایندگان مجلس قرار گرفته است. روزنامه شرق گزارش میدهد این سند که به عنوان نسخه دوم طرح پرحاشیه «صیانت» شناخته میشود، در مقایسه با پیشنویس اولیه خلاصهتر است، اما تکالیف اجرایی و محدودیتهایی بسیار بیشتر برای کاربران و کسبوکارهای دیجیتال ایجاد میکند.
🔺شرق مینویسد که هدف اصلی این تغییرات، انتقال کامل قدرت تصمیمگیری به نهادهای حاکمیتی و کاهش نقش دولت در سیاستگذاریهای اینترنتی است.
🔺چهرههایی چون حسینعلی حاجیدلیگانی، مصطفی طاهری و نصرالله پژمانفر تدوین این نسخه را پیش بردهاند. این طرح پنجصفحهای در تلاش است تصمیمگیری برای فضای مجازی را منحصراً به شورای عالی فضای مجازی و مرکز ملی فضای مجازی بسپارد.
🔺مرکز ملی فضای مجازی از جایگاه یک نهاد ساده، به فرمانده عملیات امنیت سایبری تبدیل شده است که تمامی دستگاههای اجرایی ملزم به رعایت ابلاغیههای آن هستند.
🔺در متن جدید، احراز هویت از یک سیاست کلی به یک الزام حقوقی و پیششرط قطعی برای دریافت خدمات تبدیل شده است. ارائه هرگونه خدمات به کاربران بدون احراز هویت، تخلف محسوب میشود.
مجازاتهای فلجکننده برای پلتفرمها
🔺طرح جدید مجموعهای از ابزارهای تنبیهی بیسابقه را در اختیار نهادهای ناظر قرار داده است. تخلفاتی نظیر نقض مقررات، ارائه اطلاعات نادرست و فعالیت خارج از مجوز، مجازاتهای سنگینی در پی دارد:
🔹اعلام عمومی تخلف
🔹محدودیت تبلیغات برای شش ماه تا سه سال
🔹جلوگیری از جذب کاربر جدید برای پنج روز تا سه ماه
🔹محرومیت از تسهیلات دولتی و لغو یا تعلیق مجوز فعالیت
🔹و حتی اعمال جریمه نقدی تا سقف ۱۰ درصد از کل درآمد سالانه ارائهدهنده خدمت که میتواند حیات اقتصادی کسبوکارهای دیجیتال را با خطر جدی مواجه کند.
🔺رسیدگی به تخلفات به یک هیئت سهنفره متشکل از نماینده قوه قضائیه، نماینده مرکز ملی فضای مجازی و نماینده اتحادیه کسبوکارها سپرده شده است و آرای آن در دیوان عدالت اداری قابل اعتراض خواهد بود.
شبکه پیچیده تنظیمگران و استثنای حق دسترسی
🔺طرح جدید یک شبکه گسترده از نهادهای تنظیمگر ایجاد کرده است. نظارت بر پیامرسانها به وزارت ارشاد، صوت و تصویر به صداوسیما، پرداختهای مالی به بانک مرکزی و پالایش محتوای مجرمانه به دادستان کل کشور واگذار شده است.
🔺در تبصرهای قید شده است که سالمسازی فضای مجازی از محتوای غیرمجاز باید انجام شود. این بند نشان میدهد که ساختار فیلترینگ فعلی پابرجا خواهد ماند و حق دسترسی همچنان مشروط به تصمیم مراجع نظارتی است.
الزام به استفاده از خدمات داخلی
🔺در این پیشنویس مواردی چون جرمانگاری استفاده از فیلترشکنها و مهلت ۱۲ ساعته پلتفرمها برای حذف محتوای غیرمجاز از متن کنار گذاشته شده است. در مقابل، دستگاههای اجرایی مکلف شدهاند تمام خدمات الکترونیک و اطلاعرسانی خود را منحصراً بر بستر پلتفرمهای داخلی ارائه کنند. پلتفرم داخلی شبکهای تعریف شده است که دستکم نیمی از مالکیت آن ایرانی باشد و میزبانی دادههایش در داخل کشور صورت گیرد.
🔺در یک نگاه جامع، نسخه جدید طرح نظامبخشی فضای مجازی، زیرساخت قانونی بزرگتری را برای تثبیت کنترل نهادهای حاکمیتی بر اینترنت ایران فراهم میکند و با وضع جرایم سنگین، فضای فعالیت را برای کسبوکارهای خصوصی بسیار محدودتر میسازد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 536 |
| 12 | 🔺صدای آمریکا در گفتوگو با مهدی عربشاهی، ادامه بلاتکلیفی در وزارتخانههای اطلاعات و دفاع پس از کشته شدن وزرای آنها در جنگ اخیر را بررسی کرده است. او میگوید با توجه به حساسیت این دو وزارتخانه دراین شرایط، میتواند نشانه دشواری در انتخاب افراد مورد اعتماد و هماهنگی در سطوح بالای قدرت باشد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 523 |
| 13 | 🔴تشرفیافتگان؛ حکایاتی از دیدار با آقا مجتبی در عصر غیبت تصویر
✍شاهد بیانی
🔺در ادبیات مذهبی شیعه، از قدیم «حکایات تشرف» جایگاه ویژهای داشت: عالمی موثق میگفت حضرت را دیده، دیگری از ثقهای نقل میکرد که شخصی صالح به محضر امام زمان رسیده، و گاه سلسلهای از راویان شکل میگرفت که اعتبار روایت بیش از هر چیز بر وثاقت ناقلان استوار بود.
🔺اکنون گویی گونه تازهای از همین ادبیات در جمهوری اسلامی مولد شده است: حکایات دیدار با سید مجتبی خامنهای.
🔺مدتهاست تصویر تازه و قابلراستیآزمایی از او منتشر نشده، اما در عوض هر چند وقت یکبار کسی از راه میرسد و مژده میدهد که یا او را دیده، یا با کسی سخن گفته که او را دیده، یا از «افراد مطلع» شنیده که حال آقا خوب است.
🔺نخست مسعود پزشکیان به فیض دیدار نائل شد. گفت حدود دو ساعت و نیم با مجتبی خامنهای نشسته و گفتوگو کرده است. مدتی بعد تشرف دوم نیز نصیب رئیسجمهوری شد؛ این بار قریب هفت ساعت. پزشکیان شهادت داد که آقا در سلامت کامل است، ساعتها مینشیند، گوش میدهد، بحث میکند و درباره جنگ و سیاست و معیشت سخن میگوید.
🔺بدین ترتیب پزشکیان فعلاً در میان تشرفیافتگان صاحب مقام ممتازی است: دارنده دو تشرف.
اما تازهترین حکایت از مشهد رسیده است.
🔺عباس حیدرزاده، مداح، از احمد مروی، تولیت آستان قدس، نقل کرده که مجتبی خامنهای شب تدفین پدر از نیمهشب تا حدود هفت صبح در حرم امام رضا حضور داشته است؛ حتی گفته شده مسئولان پشت سر او نماز خواندهاند و مروی نیز با او صحبت کرده و وی را در سلامت کامل یافته است.
ساختار روایت تقریباً کلاسیک است:
ثقهای از ثقهای نقل میکند که خود دیده است.
🔺البته همه به مرتبه «تشرف مستقیم» نرسیدهاند. برخی گفتهاند از «افراد مطلع» پرسیدهاند؛ بعضی از دوستانی که «ارتباط دارند» خبر گرفتهاند؛ دیگری گفته «تا جایی که اطلاع داریم» حال ایشان خوب است؛ و بعضی حتی جزئیات جراحات را شرح دادهاند، بیآنکه روشن باشد خود بیمار را دیدهاند یا روایت دیگری را نقل میکنند.
🔺اگر قرار باشد برای این ادبیات علمی مستقل تأسیس کنیم، شاید بتوان روایات را چنین طبقهبندی کرد:
تشرف مستقیم: خودم آقا را دیدم.
تشرف معالواسطه: شخص موثقی که آقا را دیده برایم تعریف کرد.
خبر ثقه: فردی که ارتباط دارد گفته آقا سالم است.
روایت مرسل: شنیدهایم حالشان خوب است، اما سلسله سند کامل نیست.
و البته بالاترین مرتبه:
تشرف مصور: عکس یا ویدئویی تازه که بتوان زمان و مکانش را مستقلاً راستیآزمایی کرد.
این مرتبه آخر، ظاهراً هنوز نصیب کسی نشده است.
اینجا البته تفاوت مهمی با حکایات قدیمی امام زمان وجود دارد. در آن جهان اعتقادی، «غیبت» بخشی از اصل داستان بود؛ قرار نبود امام غایب هر هفته مقابل دوربین تلویزیون ظاهر شود.
اما مجتبی خامنهای شخصیتی سیاسی در قلب یک حکومت مدرن است؛ حکومتی که از دیدار یک استاندار با یک فرمانده هم چندین عکس و فیلم منتشر میکند.
به همین دلیل، هرچه تعداد کسانی که میگویند «من او را دیدم» بیشتر میشود، یک پرسش ساده نیز برجستهتر میشود:
اگر این همه آدم او را میبینند، چرا دوربین او را نمیبیند؟
شاید روزی مجموعه این روایات در کتابی گردآوری شود:
«نجمالثاقب فی اثبات حیات سید مجتبی»
باب اول: در تشرف دو ساعت و نیمه رئیسجمهوری
باب دوم: در تشرف ثانی و مکالمه هفتساعته
باب سوم: در حضور شبانه در روضه رضویه
باب چهارم: در اخبار ثقات از سلامت کامل
باب پنجم: در حکمت عدم ظهور تصویر
و در خاتمه:
«بدان ای طالب حقیقت که کثرت ناقلان، دلیل بر کثرت تصاویر نیست؛ چه بسیار کسان که او را دیدهاند و چه اندک دوربینها که به این سعادت رسیدهاند.»
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 586 |
| 14 | 🔴آقای علی کریمی، نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم...
✍️مجتبی نجفی
🔺امروز علی کریمی با همان منطقی مورد هجوم است که به دیگران حمله میکرد: یا با ما یا بر ما. علی کریمی تا نخستین روزهای جنبش "زن، زندگی، آزادی" حامی مدنی جنبش بود که میگفت، مبادا اتوبوس ها و بانک ها را آتش بزنید و مبادا بگذارید اینها در صفوف تان رخنه کنند. ناگهان ورق برگشت، و ما با یک چهره جدیدی از سلبریتی معروف فوتبال مواجه شدیم که مخالفانش را با فحش های رکیک مینواخت و برای ما " وکیل" معرفی کرده بود و میگفت یا با پهلوی یا با جمهوری اسلامی؛ خط سوم نداريم.
🔺درس عبرت روزگار،اینجاست که علی کریمی خود اکنون به همان جایگاه رسیده، نه با جمهوری اسلامی است نه با پهلوی. و آن داش علی که شیر میشد " بزن که خوب میزنی" سوژه فحاشی ها و تخریب های اردوگاه پهلوی دوستان شده. و همانها که میگفتند زبان علی آقا زبان مردم کوچه بازار است، امروز او را با همان فرهنگ توهم خود، صادراتی مینامند.
آن روزهای نخست که بوی انحطاط شماره هشت محبوب را استشمام کردم برایش نوشتم اگر قصد ورد به سیاست به مثابه فعال سیاسی را داری، باید لوازمش را هم فراهم کنی. مشاور رسانه بگیر، تاریخ بخوان، حمایت فکری دریافت کن. این نصیحتهای دلسوزانه همان و بلاک بی رحمانه در اینستا همان. و امروز به علی کریمی حق دارم بگویم " نگفتمت مرو آنجا که آشنات منم؟" و شاید باور نکنید نقد علی کریمی آنروزها به این سادگی ها نبود و چه هجمه هایی روانه شد. اما من ایستادم و پوپولیسم را نقد کردم و برای سلبریتی بدون توجه به موج حامیانش، خط و مرز کشیدم و گفتم جایگاه خود را بدان.
🔺علی کریمی از یک ورزشی مدنی حامی جنبشها عدول و خود را ابزار گروه خاص سیاسی قرار داد و با استفاده از محبوبیت اش، مخالفان پهلوی را نواخت و امروز در وضعیت کاریکاتوری، هنوز انقلاب نشده، انقلاب فرزندان خود را خورده، و هنوز نه به دار است و نه بار، سیاست حذف و بایکوت سرعت گرفته و این مهم ترین درس تاریخ است که امر سیاسی بدون درک مفهوم "دیگری" به عنوان موجود متفاوت، خیلی زود به جای همبستگی، ابزار حذف میشود و نقطه آغاز شکست امر سیاسی همین نادیده انگاشتن تفسیرهای متفاوت و بازیگران متکثر است، فرهنگ استبدادی یا با ما یا آنها.
🔺و امروز برای اهل خرد این اصل بنیادین بار دیگر پررنگ شده با فرهنگ هیولا نمیشود هیولا را شکست داد و بازدارندگی در برابر منطق استبداد، نیازمند اندیشه راهگشا، کلام آراسته، طبع مسالمت آمیز، مقاومت مدنی، پیوستگی و گستردگی برای جذب " همه با هم" "نه همه با من" است. و مخاطب این متن نه صرفا علی کریمی، که هر سلبریتی است که مبادا مسیر را گم کند و به جای حامیگری، در توهم رهبری باشد و به جای چهره مورد اعتماد و مرجع همه مردم بخواهد ابزار یک فرقه یا گروه خاص شود. مانند علی کریمی خودتان را دریبل نزنید.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 793 |
| 15 | 🔴آیا جامعه ایران از نیروهای سیاسیاش دموکراتیکتر شده است؟
✍️شاهد بیانی
🔺یکی از امیدوارکنندهترین بخشهای تحلیل سعید مدنی، نه درباره حکومت، بلکه درباره خود جامعه ایران است.
🔺او معتقد است جامعه ایران در سالهای اخیر، در سطح روابط اجتماعی و فرهنگ سیاسی، تغییراتی عمیق کرده است: تکثر را بیشتر تحمل میکند، سبکهای مختلف زندگی را بیشتر به رسمیت میشناسد، نسبت به اقتدار سنتی فاصله بیشتری گرفته و در بخشهای مهمی از جامعه، گرایش به گفتوگو، همزیستی و خشونتپرهیزی بیشتر شده است.
🔺اگر این ارزیابی درست باشد، یک پرسش مهم پیش میآید:
🔺آیا نیروهای سیاسی ایران هم به همان اندازه دموکراتیک شدهاند؟
🔺دموکراسی فقط چیزی نیست که قرار است «بعد از جمهوری اسلامی» آغاز شود. فرهنگ دموکراتیک باید از همین امروز، در رفتار نیروهایی که مدعی ساختن آیندهاند، دیده شود.
🔺یک جریان سیاسی زمانی دموکراتیک است که بتوان رهبرش را نقد کرد، تاکتیکهایش را زیر سؤال برد، درباره اشتباهاتش بحث کرد و بدون ترس از طرد و برچسبزنی، از آن توضیح خواست.
🔺اگر نقد یک فراخوان سیاسی فوراً به «خیانت»، «همراهی با جمهوری اسلامی» یا «توهین به جانباختگان» تعبیر شود، مسئله فقط یک واکنش احساسی نیست. این میتواند نشانهای از همان فرهنگی باشد که رهبر را بالاتر از نقد قرار میدهد و وفاداری را بر پرسشگری مقدم میداند.
🔺این مسئله البته مخصوص هواداران رضا پهلوی نیست. هر جریان سیاسی میتواند به چنین وضعیتی دچار شود؛ اصلاحطلب، جمهوریخواه، چپ، ملیگرا یا هر نیروی دیگری.
🔺معیار باید برای همه یکسان باشد:
🔺آیا میتوان درباره تصمیمهای رهبران این جریانها آزادانه پرسش کرد؟
🔺آیا رهبر سیاسی موظف است درباره پیامدهای فراخوان خود پاسخگو باشد؟
🔺آیا هواداران میتوانند بپذیرند که حتی تصمیمی با نیت خیر ممکن است اشتباه بوده باشد؟
🔺و آیا منتقد، بدون اینکه دشمن فرض شود، میتواند بخشی از همان اردوگاه تغییر باقی بماند؟
🔺جامعهای که مدنی توصیف میکند، جامعهای متکثر است. در چنین جامعهای قرار نیست همه درباره آینده ایران یک نظر داشته باشند. دموکراسی دقیقاً برای مدیریت همین اختلافهاست، نه برای حذف آنها.
🔺از این زاویه، شاید یکی از مهمترین آزمونهای نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، نه فقط توانایی آنها برای بسیج مردم، بلکه تواناییشان برای تحمل نقد، اختلاف و چندصدایی باشد.
🔺ممکن است جامعه ایران در بعضی حوزهها از نیروهای سیاسی خود جلوتر رفته باشد: در پذیرش تفاوت، در سبک زندگی، در شکستن اقتدارهای قدیمی و حتی در بیاعتمادی به رهبران نجاتبخش.
🔺اگر چنین باشد، مسئله آینده فقط این نیست که «چه کسی جمهوری اسلامی را کنار میزند؟»
🔺پرسش مهمتر این است:
چه نوع فرهنگ سیاسی قرار است جای آن را بگیرد؟
🔺اگر مناسبات اقتدارگرایانه، تقدیس رهبر و حذف منتقد را با خود به فردای جمهوری اسلامی ببریم، صرف تغییر حکومت الزاماً به معنای گذار دموکراتیک نخواهد بود.
🔺دموکراسی از روز بعد از سقوط یک حکومت آغاز نمیشود.
دموکراسی از همین امروز و از حق پرسیدن آغاز میشود.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 785 |
| 16 | 🔴خاوران ۶ شهریور ۱۴۰۵
🔺خاوران فقط تکهای خاک نیست؛ حافظهی زخمی نسلیست که خواستند نام و نشانیاش را دفن کنند، اما نتوانستند خاطرهاش را به خاک بسپارند.
🔺مادران سالها آمدند؛ با چشمهایی خسته و دستهایی خالی، تا شاید در مشتی خاک، نشانی از فرزندانی بیابند که بیسنگ و بینام به خاک سپرده شدند.
🔺سال ۶۷ بیصدا آمد. صداهایی خاموش شدند، خانههایی خالی ماندند،
اما یاد ماند.
🔺گفتند زمان همهچیز را خواهد پوشاند. گفتند فراموش کنید. اما خاطرهها فراموششدنی نیستند.
🔺عشق را نمیتوان دفن کرد. نام را نمیتوان از حافظه پاک کرد. و حقیقت، هرچقدر هم پشت دیوار بماند، روزی راهی برای بازگشت پیدا میکند.
🔺هر بهار، ارغوانها شکفتند. باران بارید و باد از میان علفهای خاوران گذشت؛ گویی زمین هنوز نام آنان را به یاد دارد.
🔺خاوران گواه است؛ گواه مادرانی که فرزندانشان را فراموش نکردند، و گواه نسلی که نخواست سکوت، آخرین کلمه باشد.
🔺اگر پرسیدند از آنان که رفتند چه مانده است، بگو:
یک نام، یک لبخند، دستی بر خاک، ارغوانی سرخ، و خاطرهای که تسلیم نشد.
🔺و خاوران، سالهاست در سکوت، نام آنان را به یاد میآورد.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 720 |
| 17 | 🔴وقتی شهرت جای سیاست را میگیرد
✍️حامد آئینهوند
🔺اختلافات اخیر در میان جریان سلطنتطلب و فاصله گرفتن برخی چهرههای شناختهشده، از جمله علی کریمی، از رضا پهلوی و اطرافیانش، بار دیگر یک پرسش مهم را مطرح کرده است: آیا میتوان آینده سیاسی یک کشور را با شهرت، شعار و هیجان ساخت؟
🔺در سالهای گذشته، حلقه اطراف رضا پهلوی بارها تغییر کرده است. چهرههایی آمدهاند، مدتی در کنار او قرار گرفتهاند و سپس کنار رفته یا از او فاصله گرفتهاند. ترکیب این حلقه نیز در مقاطع مختلف بسیار متنوع بوده است. اما مسئله اصلی، پیشینه تکتک این افراد نیست؛ مسئله این است که در طول این سالها، یک ساختار سیاسی منسجم، برنامه روشن و تعریف مشخصی از آینده سیاسی ایران حول ایشان شکل نگرفته است.
بخشی از هواداران این جریان تصور کردهاند که با تکرار شعارهایی مانند «جاوید شاه»، حمله و فحاشی به مخالفان و استفاده از شهرت چهرههای محبوب میتوان یک جنبش سیاسی ساخت. این تصور بیش از آنکه نشانه بلوغ سیاسی باشد، نشاندهنده فقر نظری و سازمانی است.
🔺البته باید میان این افراد تفاوت گذاشت. برخی ممکن است واقعاً از روی ناآگاهی و هیجان سیاسی چنین رویکردی داشته باشند؛ اما در کنار آنها کسانی نیز هستند که آگاهانه از این فضای هیجانی استفاده میکنند. کسانی که با مشاهده نارضایتی عمومی از جمهوری اسلامی، تصور کردهاند میتوانند با سوار شدن بر این موج و تبدیل چند شعار ساده به یک پروژه سیاسی، برای خود سرمایه سیاسی بسازند.
🔺مشکل بزرگتر اما جایی است که شهرت حرفهای با صلاحیت سیاسی اشتباه گرفته میشود.
یک فوتبالیست ممکن است بازیکنی بزرگ و محبوب باشد؛ یک بازیگر یا رپر ممکن است میلیونها دنبالکننده داشته باشد. همه آنها، مانند هر شهروند دیگری، حق دارند درباره سیاست موضع بگیرند و از هر جریان سیاسی که میخواهند حمایت کنند. اما شهرت اجتماعی بهخودیخود دانش سیاست، تجربه حکمرانی، شناخت نهادهای دولت یا توانایی طراحی یک نظم سیاسی را به همراه نمیآورد.
سیاست علم است و دانش و تجربه خاص خود را میخواهد.
🔺از همین منظر، تصویری که رضا پهلوی و بخشی از اطرافیانش از مفهوم «ائتلاف سیاسی» ارائه میکنند، بیشتر تصویری کاریکاتوری از ائتلاف است. گرد آوردن تعدادی ورزشکار، بازیگر، رپر و دیگر چهرههای مشهور در کنار یکدیگر، صرفاً به دلیل شهرت و تعداد دنبالکنندگانشان، به معنای نمایندگی «آحاد مردم» نیست.
🔺جامعه ایران بسیار متکثرتر و پیچیدهتر از آن است که بتوان آن را در چند چهره مشهور خلاصه کرد. ائتلاف سیاسی واقعی بر اساس اشتراک برنامه، اصول، اهداف و سازوکار روشن برای همکاری و تقسیم قدرت شکل میگیرد؛ نه بر اساس تعداد فالوئرها.
🔺اشتباه گرفتن «نمایش حمایت» با «ساختن نمایندگی سیاسی» یکی از مشکلات اصلی این رویکرد است. یک فوتبالیست میتواند میلیونها طرفدار داشته باشد، اما این محبوبیت به معنای نمایندگی سیاسی میلیونها ایرانی نیست. یک هنرمند میتواند مخاطبان فراوانی داشته باشد، اما تعداد دنبالکنندگان او نمیتواند جایگزین سازمان سیاسی، برنامه سیاسی و نمایندگی دموکراتیک شود.
🔺از سوی دیگر، عملکرد رضا پهلوی در چند دهه گذشته نیز قابل نقد است. او بیش از آنکه یک پروژه سیاسی منسجم ایجاد کرده باشد، در موقعیت همراه شدن با موجهای اعتراضی داخل ایران قرار گرفته است.
🔺هرگاه جنبش یا اعتراضی در ایران شکل گرفته، نام او نیز به شکلی در کنار آن مطرح شده است. اما فاصله میان «حضور در کنار یک موج اعتراضی» و «ساختن یک جنبش سیاسی» بسیار زیاد است.
ساختن یک جنبش سیاسی به برنامه، سازمان، کادر سیاسی، ائتلافسازی و تعریف روشن از آینده نیاز دارد. مهمتر از همه باید پاسخ دهد که پس از جمهوری اسلامی چه نظامی قرار است جایگزین آن شود و قدرت چگونه محدود، توزیع و منتقل خواهد شد.
این پرسشها با شعار «جاوید شاه» پاسخ داده نمیشوند.
🔺مخالفت با جمهوری اسلامی یک موضع سیاسی است؛ صلاحیت برای ساختن نظام سیاسی پس از جمهوری اسلامی، چیز دیگری است. اولی میتواند حاصل خشم و نارضایتی میلیونها انسان باشد، اما دومی به دانش، تجربه، سازمان، برنامه و پذیرش قواعد دموکراتیک نیاز دارد.
🔺شاید وقت آن رسیده باشد که از این تصور سادهانگارانه عبور کنیم که هرکس مشهورتر است، سیاسیتر است و هرکس دنبالکننده بیشتری دارد، نماینده مردم بیشتری است.
🔺آینده ایران را نه با تعداد فالوئرها، نه با شعارهای نوستالژیک و نه با گردآوردن سلبریتیها میتوان ساخت؛ آینده ایران به سیاستمدارانی نیاز دارد که سیاست را بشناسند و به شهروندانی که حاضر نباشند شهرت را با صلاحیت اشتباه بگیرند.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 782 |
| 18 | 🔴انقلاب یکشبه یا جامعه جنبشی؟
✍️شاهد بیانی
🔺اختلاف سعید مدنی با منطق فراخوان ۱۸ و ۱۹ دی را نمیشود فقط به یک اختلاف تاکتیکی تقلیل داد. پشت این نقد، دو تصور متفاوت از «تغییر سیاسی» قرار دارد.
🔺تصور اول، بر لحظه انقلابی تکیه دارد: جامعه به نقطه انفجار میرسد، یک فراخوان عمومی صادر میشود، جمعیت میلیونی به خیابان میآید، دستگاه قدرت در برابر فشار نهایی قرار میگیرد و حکومت در یک بازه کوتاه فرو میریزد.
🔺این تصور در تاریخ انقلابها بیسابقه نیست. اما خطرش آنجاست که همه چیز را به «لحظه نهایی» وابسته میکند؛ گویی مسئله اصلی فقط این است که مردم در روز درست و با تعداد کافی به خیابان بیایند.
🔺مدنی به الگوی دیگری نزدیکتر است: جامعه جنبشی.
🔺جامعه جنبشی یعنی جامعهای که در آن اعتراض، نافرمانی و مطالبهگری به رخدادهای استثنایی محدود نمیماند. گروههای مختلف اجتماعی، از زنان و کارگران تا معلمان، بازنشستگان، دانشجویان و اقلیتهای مختلف، طی سالها تجربه کنش جمعی پیدا میکنند. جامعه بهتدریج یاد میگیرد چگونه سازمان پیدا کند، چگونه شبکه بسازد، چگونه مقاومت کند و چگونه از شکستها و سرکوبهای قبلی درس بگیرد.
🔺در این نگاه، تغییر سیاسی محصول یک شب نیست؛ نتیجه انباشت قدرت اجتماعی است.
🔺قدرت اجتماعی فقط به معنای تعداد معترضان در خیابان نیست. یعنی حکومت نتواند بهسادگی سبک زندگی مردم را کنترل کند، نتواند مطالبات گروههای مختلف را نادیده بگیرد، نتواند جامعه را به وضعیت پیشین برگرداند و برای اجرای هر تصمیم با مقاومت فزاینده روبهرو شود.
🔺به بیان دیگر، پیش از آنکه حکومت سقوط کند، ممکن است بخشی از اقتدار آن در جامعه از بین رفته باشد.
🔺از همین زاویه است که مدنی به فراخوانهایی از جنس «لحظه نهایی» بدبین است. اگر یک جنبش هنوز شبکههای پایدار، سازمانیابی کافی، ظرفیت تداوم و اجماع اجتماعی لازم را به دست نیاورده باشد، فراخوان برای تعیین تکلیف سریع میتواند انرژی انباشتهشده را در یک رویارویی پرهزینه مصرف کند.
🔺اما این به معنای دفاع از «صبر بیپایان» یا اصلاح تدریجی حکومت نیست.
🔺منطق جامعه جنبشی میتواند در نهایت به نقطهای بسیار رادیکال برسد: جایی که فاصله دولت و جامعه آنقدر زیاد شود و قدرت اجتماعی آنقدر گسترش پیدا کند که شیوه قبلی حکومتکردن دیگر ممکن نباشد.
🔺در چنین وضعیتی، لحظه تغییر ممکن است ناگهان فرا برسد؛ اما آن «ناگهان»، حاصل سالها انباشت است.
🔺تفاوت مهم همینجاست:
🔺در مدل انقلاب یکشبه، لحظه نهایی جنبش را میسازد.
🔺در مدل جامعه جنبشی، جنبش طی سالها شرایط لحظه نهایی را میسازد.
🔺این دو نگاه، دو نوع رهبری هم میطلبند. اولی بیشتر به رهبر فراخواندهنده و بسیجکننده نیاز دارد؛ دومی به شبکهسازی، تحمل تکثر، یادگیری جمعی و نهادهایی که بتوانند مستقل از یک فرد دوام بیاورند.
🔺و شاید همینجا به یکی از مهمترین پرسشهای آینده ایران برسیم:
🔺اگر جامعه ایران واقعاً در حال دموکراتیکتر، متکثرتر و مستقلتر شدن است، آیا نیروهای سیاسی مدعی رهبری این جامعه نیز با همان سرعت تغییر کردهاند؟
🔺موضوع پست بعدی همین است:
آیا جامعه ایران از نیروهای سیاسیاش دموکراتیکتر شده است؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 517 |
| 19 | 🔺رسیدن قیمت دلار به ۲۰۰ هزار تومان، حاصل یک تغییر یکشبه نیست، بلکه نتیجه دههها ماجراجویی سیاسی و نظامی، سیاست خارجی پرهزینه و مدیریت اقتصادی ناکارآمد است که ارزش پول ملی ایران را به شکلی فاجعهبار کاهش داده است.
🔺در این میان، هزینه این سقوط را نه صاحبان قدرت، که مردم عادی میپردازند؛ مردمی که همزمان زیر فشار سنگین اقتصادی، تورم و کاهش قدرت خرید و نیز سرکوب سیاسی و اجتماعی زندگی میکنند. موشکهایی که قرار است دلار را هدف بگیرند، در نهایت فشار بیشتری بر همان مردمی وارد میکنند که تاوان سیاستهایی را میدهند که نقشی در تصمیمگیری درباره آنها نداشتهاند.
🔺همین موضوع دستمایه مانا نیستانی در طراحی کاریکاتور هفته برای دویچه وله فارسی قرار گرفته است.
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 622 |
| 20 | 🔴پاس گل به اقتدارگرایی؛ نقد سعید مدنی به فراخوان دی
✍️شاهد بیانی
🔺سعید مدنی در گفتوگوی خود با پانوراما، میان اعتراضات ۶ تا ۱۷ دی و آنچه در ۱۸ و ۱۹ دی رخ داد، تمایزی جدی میگذارد. از نظر او این دو مقطع فقط از نظر زمانی متفاوت نبودند؛ بلکه تا حدی از دو منطق متفاوت کنش سیاسی پیروی میکردند.
🔺مدنی اعتراضات ۶ تا ۱۷ دی را در امتداد روندی میبیند که سالهاست آن را با مفهوم «جامعه جنبشی» توضیح میدهد: جامعهای که در آن اعتراض دیگر یک استثنا نیست، بلکه به بخشی از زندگی سیاسی تبدیل شده؛ گروههای مختلف تجربه کنش جمعی پیدا کردهاند، مطالبات انباشته شده و جامعه بهتدریج توان بیشتری برای فشار از پایین به ساختار قدرت پیدا کرده است.
🔺از نگاه او، اگر این روند با همان منطق ادامه پیدا میکرد، میتوانست بر تحولات بعدی و حتی بر محاسبات حاکمیت اثر بگذارد.
🔺اما مدنی ۱۸ و ۱۹ دی را نقطه گسست میداند.
🔺نقد او این نیست که همه کسانی که در این دو روز به خیابان آمدند خشونتطلب بودند، یا اینکه کل اعتراضات به حمله به مراکز نظامی و مساجد تقلیل پیدا کرد. حتی خود او تأکید میکند که چنین رفتارهایی از نظر گستره محدود بوده است.
🔺نقد اصلی متوجه منطق فراخوان و تاکتیک سیاسی همراه آن است.
🔺مدنی معتقد است این فراخوان بر ارزیابی دقیقی از وضعیت جامعه ایران، ساختار قدرت و تجربه جنبشهای اجتماعی استوار نبود و نوعی تصور از «لحظه نهایی» را وارد اعتراضات کرد: اینکه اکنون باید با یک بسیج بزرگ، موازنه را ناگهان به هم زد و کار را یکسره کرد.
🔺به تعبیر او، چنین فراخوانی فقط زمان و مکان اعتراض را تعیین نمیکند؛ «فرهنگ خودش را هم میآورد.»
🔺یعنی همراه خود مجموعهای از تصورات و تاکتیکها را وارد صحنه میکند: تشدید تقابل، حرکت به سوی تصرف یا حمله به مراکز حکومتی و تبدیل اعتراض خیابانی به رویارویی مستقیمتر با دستگاه سرکوب.
🔺مدنی این تغییر را در مواردی «پاس گل به اقتدارگرایی» مینامد.
🔺منظور او این نیست که جمهوری اسلامی برای سرکوب به «مجوز اخلاقی» نیاز دارد. حکومت پیش از آن هم سرکوب میکرد. مسئله این است که تغییر ماهیت اعتراض میتواند به حکومت امکان دهد کل جنبش را راحتتر بهعنوان شورش مسلحانه، اغتشاش سازمانیافته یا تهدید امنیتی بازتعریف کند و دامنه و شدت سرکوب را افزایش دهد.
🔺از سوی دیگر، جامعه فقط از کسانی تشکیل نشده که حاضرند تا آخرین مرحله رویارویی پیش بروند. بخش بزرگی از مردم ممکن است حاضر به اعتصاب، نافرمانی، تجمع و اعتراض باشند، اما حاضر نباشند وارد وضعیت شبهجنگی شوند. اگر تاکتیک اعتراض بهسرعت از ظرفیت این لایهها جلو بزند، جنبش میتواند بخشی از پایگاه اجتماعی خود را از دست بدهد.
🔺اینجاست که یک پرسش راهبردی مهم مطرح میشود:
🔺آیا هرچه جمعیت حاضر در خیابان بیشتر باشد، الزاماً جنبش موفقتر شده است؟
🔺مدنی پاسخ ضمنی منفی میدهد. برای سنجش موفقیت یک حرکت سیاسی، فقط تعداد افراد مهم نیست؛ استمرار، ظرفیت جذب گروههای تازه، میزان هزینه، امکان سازمانیابی، نسبت هدف و وسیله و توان تغییر واقعی موازنه قدرت هم اهمیت دارد.
🔺در این چارچوب، نقد او به ۱۸ و ۱۹ دی را میتوان چنین خلاصه کرد:
🔺جنبشی که در حال انباشت قدرت اجتماعی بود، با یک فراخوان شتابزده ممکن است به سمت منطق «نبرد نهایی» رانده شود؛ پیش از آنکه شرایط واقعی برای چنین نبردی فراهم شده باشد.
🔺این اختلاف فقط بر سر یک فراخوان نیست. پشت آن دو تصور متفاوت از تغییر سیاسی قرار دارد: یکی بر «لحظه تعیینکننده» تکیه دارد و دیگری بر انباشت تدریجی قدرت جامعه.
🔺در پست بعدی به همین اختلاف میرسیم:
انقلاب یکشبه یا جامعه جنبشی؟
#نه_به_جمهوری_اسلامی
#نه_به_جنگ
#نه_به_اعدام
#زن_زندگی_آزادی
@IranianRepublic | 869 |
