Nostalgia
Open in Telegram
پرسه در حوالی فرهنگ و هنر ؛ نوستالـْژی از ریشهٔ واژهٔ یونانی نوستوس به معنی بازگشت به زادبوم است. رجعت به جایی و چیزی که فرد از آن کنده شده، جدا افتاده و از کف داده. یاد قدیم و کشش به خاطرات شیرین گذشته همراه با قدری حسرت...
Show more629
Subscribers
+124 hours
No data7 days
+830 days
Data loading in progress...
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+2
in 0 channels
August '26
+19
in 2 channels
Get PRO
July '26
+27
in 1 channels
Get PRO
June '26
+17
in 0 channels
Get PRO
May '260
in 0 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+12
in 0 channels
Get PRO
January '26
+11
in 0 channels
Get PRO
December '25
+12
in 0 channels
Get PRO
November '25
+14
in 4 channels
Get PRO
October '25
+20
in 1 channels
Get PRO
September '25
+28
in 2 channels
Get PRO
August '25
+26
in 3 channels
Get PRO
July '25
+42
in 2 channels
Get PRO
June '25
+32
in 3 channels
Get PRO
May '25
+30
in 1 channels
Get PRO
April '25
+30
in 4 channels
Get PRO
March '25
+70
in 4 channels
Get PRO
February '25
+27
in 0 channels
Get PRO
January '25
+29
in 0 channels
Get PRO
December '24
+23
in 2 channels
Get PRO
November '24
+68
in 3 channels
Get PRO
October '24
+63
in 3 channels
Get PRO
September '24
+17
in 1 channels
Get PRO
August '24
+34
in 4 channels
Get PRO
July '24
+22
in 4 channels
Get PRO
June '24
+109
in 4 channels
Get PRO
May '240
in 0 channels
Get PRO
April '240
in 4 channels
Get PRO
March '24
+186
in 2 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | +1 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
💠 بزرگترین صوفیِ تمامی دوران، منصور حلاج را مسیحوار کُشتند. هنگامی که او را پای چوبه دار آوردند، وِرد زبانش اناالحق بود. گفتن همین جمله او را تا پای مرگ کشیده بود.
در همین زمان، یکی از تماشاییان فریاد زد: «تو هنوز الفبای سلوک و عرفان را نیز نمیدانی. چند لحظه دیگر زبانت را خواهند برید و به بالای دار خواهی رفت. چرا باز این جمله کفرآمیز را تکرار میکنی و توبه نمیکنی؟»
حلاج لبخندی زد و گفت: «چه میگویی؟ نه تنها زبان من، بلکه قطره قطرهیِ خون من نیز اناالحقگو خواهند شد.»
میگویند پیش از آنکه او را برای اجرای حکم از زندان بیرون بیاورند، هنگامی که نگهبان تازیانهها را یکی پس از دیگری و با شدت بر او فرود میآورد، او همچنان آرام و خندان بود. گزمه بر شدت ضربهها افزود. باز هم توفیری نکرد. گزمه خشمناک و عصبی فریاد زد: «چرا فریاد نمیکنی لعنتی؟ فریاد بزن تا از زدنت دست بردارم. تو با آرامش خود مرا شکنجه میکنی.»
حلاج باز لبخندی مهربانانه زد و گفت: «خسته میشوی و خود به خود از زدن من دست خواهی کشید، فرزندم. از اینکه با آرامشِ خود، تو را شکنجه میکنم، از خدا مغفرت میطلبم. آیا فریاد من از شکنجه تو خواهد کاست؟ بگو چگونه فریاد بزنم. بگو تا فریاد کنم.»
گزمه به پایِ حلاج میافتد و بر شانههای او اشک میریزد و میگوید: «آیا تو مسیح ثانی هستی؟»
حلاج دستی به سر او میکشد، اشکهای او را پاک میکند و میگوید: «نه، هنوز به مرتبه مسیحا نرسیدهام. به همین دلیل، به زنده کردن ارواح بسنده کردهام.»
گزمه میپرسید: «چگونه ارواح را زنده میکنی؟»
او به آرامی میخندد و جواب میدهد: «با کلمه. کلمه امری قدسیست، کلمه از آسمان است، کلمه باران است؛ زمینِ جان آدمها، همواره تشنهی کلمات است.»
📗 پرنده میمیرد، پرواز میماند |مسیحا برزگر
#عرفان
🪞 @nostalgiq
| 2 | شاید جذابترین نکته «پنجره پشتی/Rear.Window.1954» این باشه که اساساً فیلمی درباره قتل نیست؛ درباره لذت نگاهکردن به زندگی دیگرانه. هیچکاک کاری میکنه که اول جف رو بابت فضولیش قضاوت کنیم و چند دقیقه بعد متوجه بشیم که ای دل غافل...
خودمون دقیقاً همراهش شدیم و داریم از سَرَک کشیدن لذت میبریم. | 53 |
| 3 | آدم باید عشق بورزد و کار کند؛ همین و بس...
#چنین_گفت
💎 @nostalgiq | 58 |
| 4 | پرسش بزرگتر این است که چرا ساخت چنین فیلمهایی در یک ساختار معیوب، منطقیتر و کمریسکتر از ساخت فیلمهای متفاوت و تجربهگراست؟ چرا فیلمی که با بودجه عمومی ساخته شده، نباید خود را موظف به یافتن مخاطب بداند؟ چرا فیلم تولیدشده باید سالها پشت در اکران بماند؟ و چرا هنوز بخشهایی از کشور از ابتداییترین زیرساخت سینمایی محروماند؟ سینمای ایران برای خروج از این دور باطل، بیش از فیلمهای بیشتر به سیاستگذاری بهتر، اقتصاد سالمتر، توزیع عادلانهتر فرصت اکران و مهمتر از همه، بازگشت مخاطب به مرکز تصمیمگیریها نیاز دارد. نه میتوان با ساخت بیوقفه کمدیهای زرد سینما را نجات داد و نه با تولید فیلمهای پرهزینه و کممخاطب دولتی. علاوه بر اینها، مسأله ممیزی و فرایند پیچیده گرفتن مجوز ساخت و پروانه نمایش و غیره هم هست که مجالی دیگر میطلبد و در این ستون مختصر نمیگنجد. خلاصه کلام اینکه سینما اگر قرار است زنده بماند، باید دوباره به یک تجربه فرهنگی برای مردم تبدیل شود؛ تجربهای که هم سرگرم کند، هم غافلگیر کند، هم به فکر وادارد و هم تصویری از زندگی واقعی جامعه ارائه دهد. در غیر این صورت، ممکن است روزی برسد که سالنهای سینما هنوز روشن باشند، فیلمها هنوز ساخته شوند و آمار تولید همچنان بالا باشد، اما چیزی که دیگر وجود نداشته باشد، خودِ سینما باشد؛ سینمایی که کسی برای دیدنش به سالن میرود. | 73 |
| 5 | سینمای ایران به کجا می رود؟
روزنامه اطلاعات
بازگشت سینما به مردم
سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک پرسش اساسی نباید پاسخ دهد: به کجا میرویم؟ پرسشی که پاسخ آن را نمیتوان فقط در تعداد فیلمهای تولیدشده، میزان فروش گیشه یا تعداد سالنهای سینما جستجو کرد. مسأله، بیماری عمیقتری است؛ سینمایی که از یک سو با هجوم کمدیهای زرد و تکراری مواجه است، از سوی دیگر بخش قابلتوجهی از تولیداتش با بودجههای عمومی ساخته میشوند و راهی بایگانی میشوند و در میان این دو قطب، انبوهی از فیلمها پشت درهای اکران ماندهاند. در این میان، تماشاگر هم روزبهروز بیشتر از سینما فاصله میگیرد.کمدیهای مبتذل البته پدیده تازهای در سینمای ایران نیستند. فیلمفارسی، با همه تغییرات ظاهری و تکنولوژیک، در چهار دهه گذشته بارها با چهرههای تازه بازگشته است. آنچه امروز در قالب کمدیهای سطحی، شوخیهای دمدستی و داستانهای کممایه به پرده میآید، ادامه همان منطقی است که سالهاست بخشی از سینمای تجاری ایران را تغذیه میکند: کمهزینه فکر کن، مطمئن تولید کن، بفروش و دوباره همان فرمول را تکرار کن.مسئله فقط بد بودن چند فیلم نیست. مشکل آنجاست که این چرخه به یک الگوی اقتصادی تبدیل شده است. وقتی فیلمی با تکیه بر چند چهره شناختهشده و مجموعهای از شوخیهای تضمینشده میتواند بخش عمدهای از ظرفیت اکران را به خود اختصاص دهد، طبیعی است که سرمایهگذار کمتر به سراغ فیلمی برود که تجربهای تازه ارائه میکند یا مخاطب را به فکر کردن وادار میسازد. نتیجه، سینمایی است که به جای کشف مخاطب، سلیقه موجود را تکرار میکند و به جای ریسک، نسخه قبلی موفقیت را بازتولید میکند.در این میان، شبکه تولید، پخش و نمایش نیز کموبیش از همین منطق محافظهکارانه پیروی میکند. وقتی اقتصاد سینما شکننده است، صاحبان سرمایه به دنبال کمریسکترین گزینهها میروند؛ و وقتی امکان اکران فیلمها محدود است، سالندار و پخشکننده نیز ترجیح میدهد فیلمی را انتخاب کند که احتمال فروش بیشتری دارد. این چرخه در ظاهر منطقی است، اما در بلندمدت نتیجهای جز فقیرتر شدن سینما ندارد. سینمایی که فقط از فیلمهای امتحانپسداده تغذیه کند، سرانجام مخاطب خود را نیز از دست خواهد داد. اما سوی دیگر ماجرا، تناقضی کمتر دیدهشده دارد. در برابر سینمای تجاریِ کممایه، سینمایی قرار گرفته که گاه با بودجههای سنگین دولتی و با عناوینی چون «فاخر»، «استراتژیک» یا «ارگانی» تولید میشود؛ فیلمهایی که بعضاً هزینههای قابلتوجهی برای ساخت آنها صرف شده، اما پس از تولید یا امکان ارتباط با مخاطب را پیدا نمیکنند یا اساساً به چرخه طبیعی اکران راه نمییابند. حاصل، دو سر یک طیف است: یک سو فیلمی که بیش از اندازه برای فروش به بازار وابسته است و سوی دیگر فیلمی که اساساً چندان به تماشاگر وابسته نیست.هر دو وضعیت، در نهایت به یک نقطه میرسند: حذف مخاطب از معادله سینما.در این میان، سرنوشت بیش از صد فیلمی که سالهاست به دلایل مختلف در توقیف یا پشت صف اکران ماندهاند، خود به تنهایی میتواند تصویری روشن از بحران ارائه دهد. هر یک از این فیلمها فقط یک عنوان در فهرست آثار نمایشدادهنشده نیست؛ پشت هر فیلم سرمایهای مالی، ماهها یا سالها کار گروهی و مهمتر از همه، بخشی از سرمایه فرهنگی سینمای ایران قرار دارد. فیلمی که دیده نمیشود، حتی اگر شاهکار نباشد، دستکم فرصتی برای گفتگو، نقد و قضاوت مخاطب از دست میدهد. بایگانی، جایگزین اکران نیست.اما شاید مهمترین مسئلهای که باید جدی گرفته شود، بحران مخاطب باشد. سینمای ایران فقط با کمبود فیلم خوب یا سالن مناسب مواجه نیست؛ با مسئلهای بنیادیتر روبروست: چرا بخش بزرگی از جامعه اساساً سینما را در سبد فرهنگی و تفریحی خود قرار نمیدهد؟ در کشوری با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، اگر تعداد تماشاگران سینما در مقایسه با این جمعیت بسیار محدود باشد، دیگر نمیتوان همه تقصیر را به گردن مخاطب انداخت.بخش بزرگی از مردم ایران هنوز به سینما دسترسی آسان ندارند. شهرها و شهرستانهای متعددی فاقد سالن مناسباند و برای میلیونها نفر، رفتن به سینما همچنان بخشی طبیعی از زندگی روزمره نیست. از سوی دیگر، تماشای فیلم در خانه، پلتفرمهای نمایش آنلاین، شبکههای اجتماعی و دسترسی آسان به انواع سرگرمیهای تصویری، تعریف «سینما رفتن» را تغییر دادهاند. سینمای ایران دیگر با مخاطبی روبرو نیست که انتخابهایش فقط میان چند فیلم روی پرده محدود باشد. اگر سینما نتواند دلیل تازهای برای بیرون آمدن مخاطب از خانه ایجاد کند، سالنها بهتدریج جذابیت خود را از دست خواهند داد.بنابراین مسئله سینمای ایران فقط این نیست که چرا کمدیهای مبتذل ساخته میشوند. | 65 |
| 6 | https://www.ettelaat.com/news/166201/بازگشت-سینما-به-مردم | 253 |
| 7 | «اینها اصول من هستند. اگر خوشتان نمیآید، اصول دیگری هم دارم.»
😏
- گروچو مارکس
#چنین_گفت
🧿 @nostalgiq | 64 |
| 8 | 🎬 از تیتراژهای خوب سینمای ایران. با ترانه «پوست شیر» و موسیقی واروژان و صدای ابدی ابی و آن شیوه راه رفتن خاص بهروز در خیابانهای تهران.
🏷 «ذبیح» یکی از فیلمهای قدرندیده محمد متوسلانی در سال 1354
#نوستالژی
🎞 @nostalgiq | 166 |
| 9 | 💎 «زندگی یک انسان برای جهان هستی اهمیتی بیش از زندگی یک صدف ندارد.»
👤 دیوید هیوم (David Hume): فیلسوف اسکاتلندی عصر روشنگری (۱۷۱۱–۱۷۷۶) و یکی از مهمترین تجربهگرایان تاریخ فلسفه. در اخلاق، بر تمایز میان واقعیتهای توصیفی و داوریهای ارزشی تأکید داشت و از منتقدان مهم این ایده بود که عقل بهتنهایی میتواند بنیان اخلاق را فراهم کند.
#چنین_گفت
🔮 @nostalgiq | 93 |
| 10 | 📖 معرفی کتاب پدران و پسران
"آریستوکراتیزم، لیبرالیزم، پروگرس، پرنسیپ، فقط فکرش را بکنید! انبوهی کلمات خارجی… و بهدردنخور! اینها ذرهای به درد روسها نمیخورند!… معیار ما در عملمان هر آن چیزی است که به نظرمان سودمند باشد. در حال حاضر نفی کردن سودمندتر از هر کار دیگری است، پس ما نفی میکنیم"…
📌 حالا که این سطرها را میخوانید، چند روز از سالروز درگذشت ایوان تورگنیف گذشته. به تاریخ شمسی یعنی 12 شهریور 1262. بیش از یک قرن از مرگ او میگذرد، اما بازاروفِ او هنوز زنده است، پسر پزشکی شهرستانی که حتی امروز هم آدمها گفتههایش را از بر هستند و هنوز این کتاب در مدرسههای روسیه تدریس میشود. شاید همین یکی از نشانههای بیتاریخمصرف بودن کلاسیکها باشد. اینکه هنوز آدمهایی هستند که به سنتها دهنکجی میکنند.
📌 هدیه انصاری به این بهانه یادداشتی نوشته که میتوانید آن را در در سایت وینش بخوانید.
@vinesh
@vinesh
#ایوان_تورگنیف
#فرزانه_طاهری
#ادبیات_روسیه
#ادبیات_کلاسیک
#پدران_و_پسران | 90 |
| 11 | برای مطالعه فهرست کامل انتخابهای سید حسام فروزان و سایر منتقدان به سایت و بخش «نظرسنجیها» در «سرای منتقدان فارسیزبان» مراجعه کنید.
اگر میخواهید درباره سوابق و فعالیتهای سید حسام فروزان بدانید میتوانید از لینک زیر به اطلاعات مورد نظرتان برسید:
https://www.rezahusseini.ir/persiancritics/seyed-hesam-forouzan/
@rezahusseini_ir | 91 |
| 12 | 💠 من آنقدر خاطره دارم
که گویی هزار سال عمر کردهام
...
✍🏼 شارل بودلر
#چنین_گفت
💎 @nostalgiq | 97 |
| 13 | نشر عینک، تابستان ۱۴۰۵
خلاقیت و شعلهور (گفتوگو، معرفی و نقد آثار حمید نعمتالله)/ محسن بیگآقا/ رقعی/ ۱۷۶ صفحه/ ۴۴۰۰۰۰ تومان
پشت جلد:
متفاوت بودن، در کنار نوآوری و خلاقیت، همواره از جمله ویژگیهای مهم حمید نعمتالله بودهاند. او در گفتوگویی مفصل برای این کتاب، از کار با بازیگران، نحوۀ تعامل با عوامل سازنده و تهیهکننده، لزوم بهکارگیری خلاقیت در تولید با توجه به شرایط و نیز چگونگی مقابله با کمبودها گفته است. اینکه چطور یک فیلمساز باید سر صحنه و پشت صحنه همهکاره باشد تا بتواند کار را به سرانجام برساند. او به خوبی میداند چه میکند و چه مسیری را پیش میبرد. حرفهایش بهاندازۀ یک دورۀ فیلمسازی مفید و سرشار از ایدهاند.
@cinema_book | 90 |
| 14 | 📑 پروندهی این هفته: نیچه چه کسی را نجات داد؟
دربارهی «ابر انسان» چیزی شنیدهاید؟ دربارهی «ارادهی معطوف به قدرت» چه؟ «حکمت شادان» چطور؟ اینها اصطلاحاتی هستند که این روزها هر روشنفکری ــ قدیمی یا جدید، جوان یا پیر ــ با آنها آشناست و نیچه، واضِع و مروج این مفاهیم و عبارات، روزبهروز حضورش در عرصهی اندیشه و فلسفه پررنگتر و پررنگتر میشود. او متهم است که ضدزن است. «وقتی سراغ زنان میروی تازیانه را فراموش نکن!» در چنین گفت زرتشت آشکارا بر کاغذ نوشته شده است (هرچند از زبان پیرزنی).
📌 پروندهی این هفتهی وینش به قلم آنی خاچیکیان است، آن را در سایت وینش بخوانید و نظرتان را برایمان بنویسید.
#نیچه
#وینش
#فیلسوف
#ضد_زن | 96 |
| 15 | 📷 برنامه «هنر برای مردم» در اهواز
«رامش، فروزنده اربابی پشت میکروفن، پرتو، بهشته، افشین مقراضی به همراه زنده یاد حسن لشکری»
#نوستالژی
⌛️ @nostalgiq | 256 |
| 16 | حالا چه چیز باید چاره کند وهمی را که درهواست ؟
و لرزههای دل را میآویزد باصدای بیراهی که میآید ناهوا
و میرود بیمحابا
حالا چهگونه باید شب ها پروا کرد از نجوایی ناپیدا
که گوش را میبرد تا جایی
که آه باز میآرد تنها ؟
آوای بیقرار ماه است آیا
یا که دلی فرو میریزد در رویا ؟
خطی که میرود از چشم
تا ماه و باز میگردد تا واهمه
تاریکی که را میآراید ؟
حالا کجاست لبهایی که
تنها وقتی آرام میگیرد
که بیآرام کرده باشد؟
حالا کجای دنیا آرام است، ها؟
✍ محمد مختاری
#شبانه
🌃 @nostalgiq | 117 |
| 17 | 🔻با من درست حرف بزن
🔹برشی از فیلمها درباره احترام به زنان | 158 |
| 18 | +1 زیرنویس | 205 |
| 19 | 🎞 فیلم هفته: دعوت
محصول 2026 | 234 |
| 20 | «بیداد»؛ وقتی مضمون از فیلم جلو میزند
یادداشت سید حسام فروزان
https://cinemacinema.ir/?p=217133
@cinemacinemair | 127 |
