Nostalgia
Open in Telegram
پرسه در حوالی فرهنگ و هنر ؛ نوستالـْژی از ریشهٔ واژهٔ یونانی نوستوس به معنی بازگشت به زادبوم است. رجعت به جایی و چیزی که فرد از آن کنده شده، جدا افتاده و از کف داده. یاد قدیم و کشش به خاطرات شیرین گذشته همراه با قدری حسرت...
Show more629
Subscribers
-124 hours
No data7 days
+330 days
Posts Archive
629
فیلمهای مهم تاریخ سینمای ایران و دلیل اهمیت شان – بخش نخست.
گردآوری: تایباد فیلم.
▪️مظفرالدین شاه در جشن عید گل 1279
کارگردان: میرزا ابراهیم خان عکاسباشی
دلیل اهمیت: اولین فیلم تاریخ سینمای ایران
▪️آبی و رابی 1309
کارگردان: آوانس اوگانیانس
دلیل اهمیت: شروع دوبارهی سینمای ایران-اولین کمدی تاریخ سینمای ایران
▪️حاجی آقا آکتور سینما 1312
کارگردان: آوانس اوگانیانس
دلیل اهمیت: اولین فیلم داستانی سینمای ایران
▪️ دختر لر 1312
کارگردان: اردشیر دلاور ایرانی
دلیل اهمیت: اولین فیلم ناطق تاریخ سینمای ایران
▪️فردوسی 1315
کارگردان: عبدالحسین سپنتا
دلیل اهمیت: فیلم اولین تلاش سینمای ایران برای استفاده از تاریخ جهت آفرینش فیلم سینمایی است.
▪️توفان زندگی 1327
کارگردان: علی دریابیگی
دلیل اهمیت: فیلم حاوی تمام عناصری است که بعدها در گونههای فیلمفارسی ادامه پیدا میکند.
▪️ شرمسار 1329
کارگردان: اسماعیل کوشان
دلیل اهمیت: اولین فیلمفارسی پرفروش تاریخ سینمای ایران
▪️ولگرد 1331
کارگردان: مهدی رئیس فیروز
دلیل اهمیت: پس از ولگرد سطح تکنیکی سینمای ایران ارتقا مییابد. فیلم همچنین از ناصر ملک مطیعی یک ستاره میسازد.
▪️هفده روز به اعدام 1335
کارگردان: دکتر هوشنگ کاووسی
دلیل اهمیت: اولین فیلمی که یک منتقد و روشنفکر مدعی تحول و نجات سینمای ایران از ابتذال میسازد. همچنین این اولین فیلمی است که باعث یک جدال قلمی بین منتقدان مشهور آن زمان در نشریات سراسری میگردد.
▪️بلبل مزرعه 1336
کارگردان: مجید محسنی
دلیل اهمیت: فیلمی که به گونهی روستایی فیلمفارسی رسمیت میبخشد. فیلم همچنین نخستین فیلم ایرانیای است که در یک جشنواره بینالمللی پذیرفته میشود.
▪️لات جوانمرد 1337
کارگردان: مجید محسنی
دلیل اهمیت: فیلمی که کاراکتر کلاه مخملی را برای اولین بار وارد سینمای ایران میکند.
▪️شب نشینی در جهنم 1337
کارگردان: ساموئل خاچیکیان-موشق سروری
دلیل اهمیت: اولین فیلم ایرانی حاضر در بخش رسمی جشنواره برلین-اولین فیلمی که به صورت گسترده از جلوههای ویژه میدانی استفاده میکند.
▪️ جنوب شهر 1337
کارگردان: فرخ غفاری
دلیل اهمیت: اولین فیلم سانسورشده در ایران-جنوب شهر اولین تلاش جدی برای ساختن اثری روشنفکرانه و در عین حال دارای جذابیتهای مردمپسند و حرفهای در ایران است.
▪️خانه سیاه است 1341
کارگردان: فروغ فرخزاد
دلیل اهمیت: اولین فیلم آوانگارد تاریخ سینمای ایران-فیلمی که خصلت شعری و آفرینش آوانگارد را در هم میآمیزد.
▪️ضربت 1343
کارگردان: ساموئل خاچیکیان
دلیل اهمیت: کمنقصترین تریلر جنایی سینمای ایران تا سال عرضه شدناش.
▪️شب قوزی 1343
کارگردان: فرخ غفاری
دلیل اهمیت: اولین فیلم ایرانی که در جشنوارههای کن و لوکارنو اکران میشود.
▪️گنج قارون 1344
کارگردان: سیامک یاسمی
دلیل اهمیت: گنج قارون مدل ابدی سینمای فیلمفارسی ایران قلمداد میشود. فیلمی که همه سطحینگریهای فیلمفارسی را یکجا در خود دارد-اولین فیلم رکوردشکن ایرانی در فروش
▪️خشت و آینه 1344
کارگردان: ابراهیم گلستان
دلیل اهمیت: خشت و آینه نامورترین، روشنفکرانهترین و بهیادماندنیترین اثر سینمای نامتعارف تا دورهی خود و یکی از زبانزدترین آثار در میان روشنفکران ایرانی تا به امروز است. این اثر به همین میزان، در میان مردم زمان خود و بعدها ناشناخته باقی مانده است.
▪️سیاوش در تخت جمشید 1346
کارگردان: فریدون رهنما
دلیل اهمیت: رهنما فهیمترین، مدرنترین و در ضمن تئوریکترین سینماگر روشنفکر ایرانی در طول تاریخ است. سیاوش اولین فیلم بلند داستانی اوست. هرچند که سراسر فیلم گواه مدرنیسم و توانهای سقط شدهی فیلمساز هم هست.
▪️شوهر آهو خانم 1347
کارگردان: داود ملاپور
دلیل اهمیت: یکی از موفقترین اقتباسهای ادبی تاریخ سینمای ایران. فیلم همچنین به دلیل دعوای حقوقی بین ملاپور و آربی آوانسیان-که اعتقاد داشت و دارد که ملاپور فیلم را بر اساس دکوپاژ او ساخته-مشهور است.
▪️گاو 1348
کارگردان: داریوش مهرجویی
دلیل اهمیت: یکی از بنیانگذاران سینمای متفاوت ایران؛ سینمای متفکر، اندیشمند، ابتذال ستیز و خلاق-اولین فیلم مشخصاً نئورئالیستی تاریخ سینمای ایران
#سینمای_ایران
🎥 @nostalgiq
629
💠 بزرگترین صوفیِ تمامی دوران، منصور حلاج را مسیحوار کُشتند. هنگامی که او را پای چوبه دار آوردند، وِرد زبانش اناالحق بود. گفتن همین جمله او را تا پای مرگ کشیده بود.
در همین زمان، یکی از تماشاییان فریاد زد: «تو هنوز الفبای سلوک و عرفان را نیز نمیدانی. چند لحظه دیگر زبانت را خواهند برید و به بالای دار خواهی رفت. چرا باز این جمله کفرآمیز را تکرار میکنی و توبه نمیکنی؟»
حلاج لبخندی زد و گفت: «چه میگویی؟ نه تنها زبان من، بلکه قطره قطرهیِ خون من نیز اناالحقگو خواهند شد.»
میگویند پیش از آنکه او را برای اجرای حکم از زندان بیرون بیاورند، هنگامی که نگهبان تازیانهها را یکی پس از دیگری و با شدت بر او فرود میآورد، او همچنان آرام و خندان بود. گزمه بر شدت ضربهها افزود. باز هم توفیری نکرد. گزمه خشمناک و عصبی فریاد زد: «چرا فریاد نمیکنی لعنتی؟ فریاد بزن تا از زدنت دست بردارم. تو با آرامش خود مرا شکنجه میکنی.»
حلاج باز لبخندی مهربانانه زد و گفت: «خسته میشوی و خود به خود از زدن من دست خواهی کشید، فرزندم. از اینکه با آرامشِ خود، تو را شکنجه میکنم، از خدا مغفرت میطلبم. آیا فریاد من از شکنجه تو خواهد کاست؟ بگو چگونه فریاد بزنم. بگو تا فریاد کنم.»
گزمه به پایِ حلاج میافتد و بر شانههای او اشک میریزد و میگوید: «آیا تو مسیح ثانی هستی؟»
حلاج دستی به سر او میکشد، اشکهای او را پاک میکند و میگوید: «نه، هنوز به مرتبه مسیحا نرسیدهام. به همین دلیل، به زنده کردن ارواح بسنده کردهام.»
گزمه میپرسید: «چگونه ارواح را زنده میکنی؟»
او به آرامی میخندد و جواب میدهد: «با کلمه. کلمه امری قدسیست، کلمه از آسمان است، کلمه باران است؛ زمینِ جان آدمها، همواره تشنهی کلمات است.»
📗 پرنده میمیرد، پرواز میماند |مسیحا برزگر
#عرفان
🪞 @nostalgiq
629
شاید جذابترین نکته «پنجره پشتی/Rear.Window.1954» این باشه که اساساً فیلمی درباره قتل نیست؛ درباره لذت نگاهکردن به زندگی دیگرانه. هیچکاک کاری میکنه که اول جف رو بابت فضولیش قضاوت کنیم و چند دقیقه بعد متوجه بشیم که ای دل غافل...
خودمون دقیقاً همراهش شدیم و داریم از سَرَک کشیدن لذت میبریم.
629
پرسش بزرگتر این است که چرا ساخت چنین فیلمهایی در یک ساختار معیوب، منطقیتر و کمریسکتر از ساخت فیلمهای متفاوت و تجربهگراست؟ چرا فیلمی که با بودجه عمومی ساخته شده، نباید خود را موظف به یافتن مخاطب بداند؟ چرا فیلم تولیدشده باید سالها پشت در اکران بماند؟ و چرا هنوز بخشهایی از کشور از ابتداییترین زیرساخت سینمایی محروماند؟ سینمای ایران برای خروج از این دور باطل، بیش از فیلمهای بیشتر به سیاستگذاری بهتر، اقتصاد سالمتر، توزیع عادلانهتر فرصت اکران و مهمتر از همه، بازگشت مخاطب به مرکز تصمیمگیریها نیاز دارد. نه میتوان با ساخت بیوقفه کمدیهای زرد سینما را نجات داد و نه با تولید فیلمهای پرهزینه و کممخاطب دولتی. علاوه بر اینها، مسأله ممیزی و فرایند پیچیده گرفتن مجوز ساخت و پروانه نمایش و غیره هم هست که مجالی دیگر میطلبد و در این ستون مختصر نمیگنجد. خلاصه کلام اینکه سینما اگر قرار است زنده بماند، باید دوباره به یک تجربه فرهنگی برای مردم تبدیل شود؛ تجربهای که هم سرگرم کند، هم غافلگیر کند، هم به فکر وادارد و هم تصویری از زندگی واقعی جامعه ارائه دهد. در غیر این صورت، ممکن است روزی برسد که سالنهای سینما هنوز روشن باشند، فیلمها هنوز ساخته شوند و آمار تولید همچنان بالا باشد، اما چیزی که دیگر وجود نداشته باشد، خودِ سینما باشد؛ سینمایی که کسی برای دیدنش به سالن میرود.
629
سینمای ایران به کجا می رود؟
روزنامه اطلاعات
بازگشت سینما به مردم
سینمای ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک پرسش اساسی نباید پاسخ دهد: به کجا میرویم؟ پرسشی که پاسخ آن را نمیتوان فقط در تعداد فیلمهای تولیدشده، میزان فروش گیشه یا تعداد سالنهای سینما جستجو کرد. مسأله، بیماری عمیقتری است؛ سینمایی که از یک سو با هجوم کمدیهای زرد و تکراری مواجه است، از سوی دیگر بخش قابلتوجهی از تولیداتش با بودجههای عمومی ساخته میشوند و راهی بایگانی میشوند و در میان این دو قطب، انبوهی از فیلمها پشت درهای اکران ماندهاند. در این میان، تماشاگر هم روزبهروز بیشتر از سینما فاصله میگیرد.کمدیهای مبتذل البته پدیده تازهای در سینمای ایران نیستند. فیلمفارسی، با همه تغییرات ظاهری و تکنولوژیک، در چهار دهه گذشته بارها با چهرههای تازه بازگشته است. آنچه امروز در قالب کمدیهای سطحی، شوخیهای دمدستی و داستانهای کممایه به پرده میآید، ادامه همان منطقی است که سالهاست بخشی از سینمای تجاری ایران را تغذیه میکند: کمهزینه فکر کن، مطمئن تولید کن، بفروش و دوباره همان فرمول را تکرار کن.مسئله فقط بد بودن چند فیلم نیست. مشکل آنجاست که این چرخه به یک الگوی اقتصادی تبدیل شده است. وقتی فیلمی با تکیه بر چند چهره شناختهشده و مجموعهای از شوخیهای تضمینشده میتواند بخش عمدهای از ظرفیت اکران را به خود اختصاص دهد، طبیعی است که سرمایهگذار کمتر به سراغ فیلمی برود که تجربهای تازه ارائه میکند یا مخاطب را به فکر کردن وادار میسازد. نتیجه، سینمایی است که به جای کشف مخاطب، سلیقه موجود را تکرار میکند و به جای ریسک، نسخه قبلی موفقیت را بازتولید میکند.در این میان، شبکه تولید، پخش و نمایش نیز کموبیش از همین منطق محافظهکارانه پیروی میکند. وقتی اقتصاد سینما شکننده است، صاحبان سرمایه به دنبال کمریسکترین گزینهها میروند؛ و وقتی امکان اکران فیلمها محدود است، سالندار و پخشکننده نیز ترجیح میدهد فیلمی را انتخاب کند که احتمال فروش بیشتری دارد. این چرخه در ظاهر منطقی است، اما در بلندمدت نتیجهای جز فقیرتر شدن سینما ندارد. سینمایی که فقط از فیلمهای امتحانپسداده تغذیه کند، سرانجام مخاطب خود را نیز از دست خواهد داد. اما سوی دیگر ماجرا، تناقضی کمتر دیدهشده دارد. در برابر سینمای تجاریِ کممایه، سینمایی قرار گرفته که گاه با بودجههای سنگین دولتی و با عناوینی چون «فاخر»، «استراتژیک» یا «ارگانی» تولید میشود؛ فیلمهایی که بعضاً هزینههای قابلتوجهی برای ساخت آنها صرف شده، اما پس از تولید یا امکان ارتباط با مخاطب را پیدا نمیکنند یا اساساً به چرخه طبیعی اکران راه نمییابند. حاصل، دو سر یک طیف است: یک سو فیلمی که بیش از اندازه برای فروش به بازار وابسته است و سوی دیگر فیلمی که اساساً چندان به تماشاگر وابسته نیست.هر دو وضعیت، در نهایت به یک نقطه میرسند: حذف مخاطب از معادله سینما.در این میان، سرنوشت بیش از صد فیلمی که سالهاست به دلایل مختلف در توقیف یا پشت صف اکران ماندهاند، خود به تنهایی میتواند تصویری روشن از بحران ارائه دهد. هر یک از این فیلمها فقط یک عنوان در فهرست آثار نمایشدادهنشده نیست؛ پشت هر فیلم سرمایهای مالی، ماهها یا سالها کار گروهی و مهمتر از همه، بخشی از سرمایه فرهنگی سینمای ایران قرار دارد. فیلمی که دیده نمیشود، حتی اگر شاهکار نباشد، دستکم فرصتی برای گفتگو، نقد و قضاوت مخاطب از دست میدهد. بایگانی، جایگزین اکران نیست.اما شاید مهمترین مسئلهای که باید جدی گرفته شود، بحران مخاطب باشد. سینمای ایران فقط با کمبود فیلم خوب یا سالن مناسب مواجه نیست؛ با مسئلهای بنیادیتر روبروست: چرا بخش بزرگی از جامعه اساساً سینما را در سبد فرهنگی و تفریحی خود قرار نمیدهد؟ در کشوری با جمعیتی نزدیک به ۹۰ میلیون نفر، اگر تعداد تماشاگران سینما در مقایسه با این جمعیت بسیار محدود باشد، دیگر نمیتوان همه تقصیر را به گردن مخاطب انداخت.بخش بزرگی از مردم ایران هنوز به سینما دسترسی آسان ندارند. شهرها و شهرستانهای متعددی فاقد سالن مناسباند و برای میلیونها نفر، رفتن به سینما همچنان بخشی طبیعی از زندگی روزمره نیست. از سوی دیگر، تماشای فیلم در خانه، پلتفرمهای نمایش آنلاین، شبکههای اجتماعی و دسترسی آسان به انواع سرگرمیهای تصویری، تعریف «سینما رفتن» را تغییر دادهاند. سینمای ایران دیگر با مخاطبی روبرو نیست که انتخابهایش فقط میان چند فیلم روی پرده محدود باشد. اگر سینما نتواند دلیل تازهای برای بیرون آمدن مخاطب از خانه ایجاد کند، سالنها بهتدریج جذابیت خود را از دست خواهند داد.بنابراین مسئله سینمای ایران فقط این نیست که چرا کمدیهای مبتذل ساخته میشوند.
629
«اینها اصول من هستند. اگر خوشتان نمیآید، اصول دیگری هم دارم.»
😏
- گروچو مارکس
#چنین_گفت
🧿 @nostalgiq
629
🎬 از تیتراژهای خوب سینمای ایران. با ترانه «پوست شیر» و موسیقی واروژان و صدای ابدی ابی و آن شیوه راه رفتن خاص بهروز در خیابانهای تهران.
🏷 «ذبیح» یکی از فیلمهای قدرندیده محمد متوسلانی در سال 1354
#نوستالژی
🎞 @nostalgiq
629
💎 «زندگی یک انسان برای جهان هستی اهمیتی بیش از زندگی یک صدف ندارد.»
👤 دیوید هیوم (David Hume): فیلسوف اسکاتلندی عصر روشنگری (۱۷۱۱–۱۷۷۶) و یکی از مهمترین تجربهگرایان تاریخ فلسفه. در اخلاق، بر تمایز میان واقعیتهای توصیفی و داوریهای ارزشی تأکید داشت و از منتقدان مهم این ایده بود که عقل بهتنهایی میتواند بنیان اخلاق را فراهم کند.
#چنین_گفت
🔮 @nostalgiq
629
Repost from Vinesh.ir
+1
📖 معرفی کتاب پدران و پسران
"آریستوکراتیزم، لیبرالیزم، پروگرس، پرنسیپ، فقط فکرش را بکنید! انبوهی کلمات خارجی… و بهدردنخور! اینها ذرهای به درد روسها نمیخورند!… معیار ما در عملمان هر آن چیزی است که به نظرمان سودمند باشد. در حال حاضر نفی کردن سودمندتر از هر کار دیگری است، پس ما نفی میکنیم"…
📌 حالا که این سطرها را میخوانید، چند روز از سالروز درگذشت ایوان تورگنیف گذشته. به تاریخ شمسی یعنی 12 شهریور 1262. بیش از یک قرن از مرگ او میگذرد، اما بازاروفِ او هنوز زنده است، پسر پزشکی شهرستانی که حتی امروز هم آدمها گفتههایش را از بر هستند و هنوز این کتاب در مدرسههای روسیه تدریس میشود. شاید همین یکی از نشانههای بیتاریخمصرف بودن کلاسیکها باشد. اینکه هنوز آدمهایی هستند که به سنتها دهنکجی میکنند.
📌 هدیه انصاری به این بهانه یادداشتی نوشته که میتوانید آن را در در سایت وینش بخوانید.
@vinesh
@vinesh
#ایوان_تورگنیف
#فرزانه_طاهری
#ادبیات_روسیه
#ادبیات_کلاسیک
#پدران_و_پسران
629
Repost from سرای منتقدان فارسیزبان
برای مطالعه فهرست کامل انتخابهای سید حسام فروزان و سایر منتقدان به سایت و بخش «نظرسنجیها» در «سرای منتقدان فارسیزبان» مراجعه کنید.
اگر میخواهید درباره سوابق و فعالیتهای سید حسام فروزان بدانید میتوانید از لینک زیر به اطلاعات مورد نظرتان برسید:
https://www.rezahusseini.ir/persiancritics/seyed-hesam-forouzan/
@rezahusseini_ir
629
Repost from کتابنما
نشر عینک، تابستان ۱۴۰۵
خلاقیت و شعلهور (گفتوگو، معرفی و نقد آثار حمید نعمتالله)/ محسن بیگآقا/ رقعی/ ۱۷۶ صفحه/ ۴۴۰۰۰۰ تومان
پشت جلد:
متفاوت بودن، در کنار نوآوری و خلاقیت، همواره از جمله ویژگیهای مهم حمید نعمتالله بودهاند. او در گفتوگویی مفصل برای این کتاب، از کار با بازیگران، نحوۀ تعامل با عوامل سازنده و تهیهکننده، لزوم بهکارگیری خلاقیت در تولید با توجه به شرایط و نیز چگونگی مقابله با کمبودها گفته است. اینکه چطور یک فیلمساز باید سر صحنه و پشت صحنه همهکاره باشد تا بتواند کار را به سرانجام برساند. او به خوبی میداند چه میکند و چه مسیری را پیش میبرد. حرفهایش بهاندازۀ یک دورۀ فیلمسازی مفید و سرشار از ایدهاند.
@cinema_book
629
Repost from Vinesh.ir
📑 پروندهی این هفته: نیچه چه کسی را نجات داد؟
دربارهی «ابر انسان» چیزی شنیدهاید؟ دربارهی «ارادهی معطوف به قدرت» چه؟ «حکمت شادان» چطور؟ اینها اصطلاحاتی هستند که این روزها هر روشنفکری ــ قدیمی یا جدید، جوان یا پیر ــ با آنها آشناست و نیچه، واضِع و مروج این مفاهیم و عبارات، روزبهروز حضورش در عرصهی اندیشه و فلسفه پررنگتر و پررنگتر میشود. او متهم است که ضدزن است. «وقتی سراغ زنان میروی تازیانه را فراموش نکن!» در چنین گفت زرتشت آشکارا بر کاغذ نوشته شده است (هرچند از زبان پیرزنی).
📌 پروندهی این هفتهی وینش به قلم آنی خاچیکیان است، آن را در سایت وینش بخوانید و نظرتان را برایمان بنویسید.
#نیچه
#وینش
#فیلسوف
#ضد_زن
629
📷 برنامه «هنر برای مردم» در اهواز
«رامش، فروزنده اربابی پشت میکروفن، پرتو، بهشته، افشین مقراضی به همراه زنده یاد حسن لشکری»
#نوستالژی
⌛️ @nostalgiq
629
حالا چه چیز باید چاره کند وهمی را که درهواست ؟
و لرزههای دل را میآویزد باصدای بیراهی که میآید ناهوا
و میرود بیمحابا
حالا چهگونه باید شب ها پروا کرد از نجوایی ناپیدا
که گوش را میبرد تا جایی
که آه باز میآرد تنها ؟
آوای بیقرار ماه است آیا
یا که دلی فرو میریزد در رویا ؟
خطی که میرود از چشم
تا ماه و باز میگردد تا واهمه
تاریکی که را میآراید ؟
حالا کجاست لبهایی که
تنها وقتی آرام میگیرد
که بیآرام کرده باشد؟
حالا کجای دنیا آرام است، ها؟
✍ محمد مختاری
#شبانه
🌃 @nostalgiq
