خاموشی
Open in Telegram
درنگر در حال خاموشی به رویم نیکنیک تا ببینی بر رخِ من صدهزار آثارِ خود…
Show more290
Subscribers
+124 hours
+27 days
+1330 days
Posts Archive
290
در خرّمی برسرایی ببند
که بانگِ زن از وی برآید بلند!
#سعدی
نکتهی قابلِ تأمل اینجاست که فقط شنیده شدنِ صدایِ بلندِ زنِ خانه، مصداقِ بدبختیست از دیدگاهِ سعدی :]
290
چو در رویِ بیگانه خندید زن
دگر مرد گو لافِ مردی مزن!
#سعدی
اساسن سعدی بعد از وصالِ معشوق، دگرگون شده یهو انگاری :))
290
چو بینی که زن پای برجای نیست
ثبات از خردمندی و رای نیست
گریز از کَفَش در دهانِ نهنگ
که مُردن به از زندگانی به نَنگ!
#سعدی
ینی اگه زنات سرِ خود شد، باید بری یونس بشی اصن :))
290
چه نغز آمد این یک سخن زان دوتن
که بودند سرگشته از دست زن
یکی گفت: «کس را زن بد مباد»
دگر گفت: «زن در جهان خود مباد!»
#سعدی
اصن این خودش یکی از شواهدیه که با استناد بهش میگن سعدی معشوقِ زن نداشته اصن :))
290
ای دختر من درس بخوان وقت بهار است
بیکار به خانه منشین موقع کار است
یک چادری از عفت و ناموس به سر کن
وانگاه برو مدرسه تحصیل هنر کن
خود را ز کمالات هنر نور بصر کن
چون دختر بی علم به نزد همه خوار است
ای دختر من درس بخوان وقت بهار است ...
ای دختر من تا رمقی در بدنت هست
از مشق و کتاب و طلب علم مکش دست
وقتی که گل معرفت از لوح دلت رست
آن وقت طلای تو به تکمیل عیار است
ای دختر من درس بخوان فصل بهار است
ای دختر من راه نجات تو بود علم
شاهد به مقام درجات تو بود علم
سرمایه ایمان و ثبات تو بود علم
علم است که رخشنده چو ماه شب تار است
ای دختر من درس بخوان فصل بهار است!
-نیسمِ شمال
در انتها، شاعر در این فصل بهار، دختران را از فکر به سایر امور و دنبالِ سایرِ کارها رفتن در اماکن علمی و دانشگاهی برحذر داشته و آنان را به تحصیل علم توصیه میکند :]
290
Repost from N/a
کتابیٌات
ما در کتابیّات، گزیدهها و خلاصههایی از کتابهایی که خواندهایم و خواندنی یافتهایم، با دوستداران و علاقهمندان به کتاب به اشتراک میگذاریم.
کتاب اول: چین (نوشتهی هنری کیسینجر/ ترجمهی حسین رأسی)
کتاب دوّم: نقشهی جدید جهان (نوشتهی دنیل یرگین/ ترجمهی امیر میرحاج)
کتاب سوّم: خواب آشفتهی نفت (جلد ۱: از قرارداد دارسی تا سقوط رضاشاه) (نوشتهی محمدعلی موحّد)
کتاب چهارم: اختناق ایران (قصهی دیپلماسی اروپایی و دسیسهبازی شرقی که باعث سلب حقوق ملی دوازده میلیون مسلمان شد!) (روایتی شخصی از ویلیام مورگان شوستر/ ترجمهی حسن افشار)
کتاب پنجم و ششم: خواب آشفتهی نفت (جلد ۲ و ۳: دکتر مصدق و نهضت ملی ایران)
کتاب هفتم: حکمت و سیاست (مجموعهی تاریخ شفاهی و تصویری ایران معاصر) (خاطرات دکتر سید حسین نصر/ به کوشش حسین دهباشی)
کتاب هشتم: خواب آشفتهی نفت (جلد ۴: از کودتای ۲۸ مرداد تا سقوط زاهدی)
ما را در @ketabiyat بخوانید و اگر پسندیدید، با دیگران به اشتراک بگذارید.
دستاندرکاران کتابیّات:
مصطفی بصیریان
علی معصومی
علی مطیع
https://t.me/ketabiyat
290
Repost from صدغیها (شعر و ادبیات عربی)
وَتَبَسَّمَتْ فَبَدَا هِلالٌ لامعٌ
لو شَافَهُ أهْلُ الصِّيامِ لَعَيَّدُوا
خندید پس آنگاه «هلالی» درخشان پدیدار شد
که اگر روزهداران آن را دیده بودند، عید را جشن میگرفتند!
عربیات
علی م
@sodqaihaa
290
و گفت: از نماز جز ایستادگیِ تن ندیدم، و از روزه جز گرسنگی ندیدم.
آنچه مراست از فضل اوست، نه از فعل من.
- تذکرة الاولیاء ، ذکر بایزید بسطامی
@Taciturnitatem
290
Repost from هاروت و ماروت
میگویند: «چرا روزه گرفتیم و تو ندیدی؟ جان خویش را رنجور ساختیم و درنیافتی؟»
از آن رو که شما در ایام روزۀ خویش، خشنودی خود را میجویید و بر کارگران خود ظلم روا میدارید. با چنین روزهای، صدایتان در عرش برین شنیده نخواهد شد.
آیا روزهای که من میپسندم این است؟ روزهای که آدمی جان خود را رنجور سازد، سر خویش را همچون شاخهٔ نی خم و راست کند، و بر پلاس و خاکستر بخوابد؟ آیا این است آنچه روزهاش مینامید و آن را روزهٔ مقبول خداوند میخوانید؟
این است روزهای که من میپسندم: که زنجیرهای بیعدالتی را بگسلی، و بارهای سنگین را از دوشها برداری. مظلومان را آزاد سازی، و هر یوغ را بشکنی.
که نان خود را با گرسنگان قسمت کنی و فقیرانِ بیخانمان را به خانۀ خویش آوری. و چون برهنهای بینی، او را بپوشانی.
عهد عتیق
اشعیا ۵۸: ۳-۷
@Harut_Marut
290
Repost from باشگاه اندیشه
☘️
یک قطعهٔ دوبیتی عربی به بهانهٔ عید فطر:
قَـبَّلْـتُها عِنْدَ الصَّباحِ فَجاوَبَتْ:
أفْـطَرْتَ يا هٰذا وَنَحْنُ صیامُ؟!
فَأجَـبْـتُها: أنْتِ الْهِلالُ وَعِنْدَنا
اَلصَّوْمُ في مَرْأی الْهِلالِ حَرامُ
برگردان به نثر:
صبحگاهان که او را بوسیدم، برگشت و گفت: ما که روزهايم، چرا روزه شکستی آقا؟! به او گفتم: تو هلالِ ماهی و از نظر ما روزه با رؤیت هلال حرام است.
🔘 ترجمه منظوم از امام موسی صدر:
بوسیدمش به وقتِ صیام و اشاره کرد
ما روزهایم؛ از چه تو افطار میکنی؟
گفتم: هلالِ ماه نُوی تو، به کیش ما
با ماه، روزه نیست؛ تو انکار میکنی؟!
(کمالیان، محسن. شعر در خاندان صدر. ۲ ج. قم: راز نی، ۱۳۹۷؛ ج ۱: ص ۴۱۶)
منبع:
کانال هفتگانه
@bashgahandishe
290
"وَفِی الصَّدْرِ لَباناتٍ
إِذا ضاقَ لَها صَدْرِی
نَکَتُّ الْأرْضَ بِالْکَفِّ
وَاُبْدِیتُ لَهَا سِرّی
فَمَهْمَا تُنْبِتُ الأَْرْضَ
فَذاکَ النَّبْتُ مِنْ بَذْری..."
"در سینه رازهایی دارم...
و هرگاه سینهام از آن ها به تنگ می آید
با دست زمین را می کَنم و راز دلم را برای زمین بازگو میکنم؛
پس هرگاه زمین گیاهی برویاند، آن گیاه رازِ دلِ من است.."
- امیرالمؤمنین(علیه السلام)
@Moharraz1
290
در مذهبِ دوستی، دعا لجاج است، زیرا که او داند که بنده به چه محتاج است.
.خواجه عبدالله انصاری.
@Taciturnitatem
290
شیخ درارتباط با حدیثِ نبویِ «انّما بُعِثتُ لأتمّمَ مکارِمِ الأخلاق» به شرحِ این امر میپردازد که نسبتها چگونه تعیینکنندهی خُلق و خوها هستند. وی میگوید که خُلق و خوها کامل نبودند؛ زیرا هنگامی که انبیای سلف، خطِ مشیهایی برای اخلاق و رفتارِ انسان مقرر میکردند، بسیاری از مکارمِ اخلاق، کنار گذاشته شده بودند. محمد (ص) با افزودنِ همهی خُلقهای مذموم به خُلقهای محمود، آنها را تتمیم کرد. شریعتِ او، صفاتِ مذموم را تبدیل به صفاتِ محمود میکند. بدینصورت که نحوهی کاربردِ صفاتی را که رذیله خوانده میشوند، تغییر میدهد. بنابراین، به عنوانِ مثال صفاتی از قبیلِ بُخل، حسد، حرص، نمّامی، تکبّر و خشونت، ذاتیِ سرشتِ آدمی هستند، چرا که ذاتیِ وجودند؛ ولی اگر به طورِ صحیح و طبقِ شریعت [قرآن و سنّت] اعمال شوند، حسنه محسوب میشوند، مانند آنگاه که نفْس از مخالفت با شریعت، ترس و یا در انجامِ خیرات، حرص داشته باشد.
عوالمِ خیالِ ابنِ عربی و مسئلهی اختلافِ ادیان/
نوشته: ویلیام چیتیک/ترجمه: قاسم کاکایی
@Taciturnitatem
