en
Feedback
برتولت برشتBertoltBrecht قطعه ای از کتاب

برتولت برشتBertoltBrecht قطعه ای از کتاب

Open in Telegram

⭕ اگر هنوز زنده ای، هرگز نگو هرگز، در زیر سلطه استبداد آن که سزاوار سرزنش است ماییم، و تنها ما می توانیم استبداد را پایان دهیم. افتادگان برخواهند خاست و نومیدان مبارزه خواهند کرد. چه کسی را یارای مقابله با "مردم آگاه" است. @The_narrator_of_love

Show more
1 628
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
🕊️ دین اگر همواره با معیار اخلاق سنجیده نشود، توجیه گر اعمالی خواهد بود که هیچ انسان عادی قادر به انجامش نیست. کثیف‌ترین مخلوق بشر «توجیه» است. نظامات ایدئولوژیک می‌توانند آنچنان خیالات قدرتمندی را در پیروانشان ایجاد کنند که دیگر اخلاق و حتی واقعیت را نبینند. هر ایدئولوژی همواره باید خود را با معیار «اخلاق» بسنجد؛ اگر تأیید نشد، خود را تغییر دهد. 🎨 🎭

🕊️ بردگی حقیقی آن است که به افکار پوسیده و پوچ پایبند باشید و آن را ترویج دهید.. 🎨 🎭

🕊️ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ #سکانس #گات #game_of_thrones #gameofthrones #تیریون_لنیستر ‌ 🎨 🎭

🕊️ #قطعه_ای_از_کتاب بابام همیشه می‌گفت: سوال یک چیز جدی‌ست نباید به آن سرسری جواب داد می‌گفت: روی همین اصل که به خیلی سوالات پیش از آن‌که خوب و درست طرح شوند زود جواب داده شده فجایع بسیار اتفاق افتاده است #عاشق_مترسک #فیلیس_هستینگز 🎨 🎭

🕊️ سرکوب دقیقا همان چیزی را خلق میکند که میخواست نابود کند. - واتسلاو هاول 🎨 🎭

🕊️ . عباس عراقچی در حالی در دوحه از «جریحه‌دار شدن وجدان بشریت» برای غزه سخن می‌گوید که تنها یک ماه از بزرگترین قتل‌عام خیابانی تاریخ ایران به دست نظام متبوعش می‌گذرد؛ نمایش وقیحانه‌ای از سوی وزیر خارجه‌ غیرایرانی ایران که کمترین قرابتی با ملت ایران ندارد و در حالی برای غزه مرثیه می‌خواند که هنوز لکه های خون هزاران معترض ایرانی از خیابان‌های ایران پاک نشده است. Dear instagram, we are an independent platform dedicated to human rights, freedom of speech, and the fight against the dictatorial regime of the Islamic Republic. We might be targeted by regime affiliates attempting to silence us, despite strictly following all Community Guidelines. Thank you. 🎨 🎭

🕊️ . غم است این... گفتم که مژده بخش دل خرم است این مست از درم درآمد و دیدم غم است این گر چشم باغ گریه ی تاریک من ندید ای گل ز بی ستارگی شبنم است این پروانه بال و پر زد و در دام خویش خفت پایان شام پیله ی ابریشم است این باز این چه ابر بود که ما را فرو گرفت تنها نه من ، گرفتگی عالم است این ای دست برده در دل و دینم چه می کنی جانم بسوختی و هنوزت کم است این آه از غمت که زخمه ی بیراه می زنی ای چنگی زمانه چه زیر و بم است این یک دم نگاه کن که چه بر باد می دهی چندین هزار امید بنی آدم است این گفتی که شعر سایه دگر رنگ غم گرفت آری سیاه‌جامه‌ی صد ماتم است این شعر: هوشنگ ابتهاج آواز: استادمحمدرضا شجریان . #جنایت #کشتار #دی_ماه_۱۴۰۴ #جاویدنامان #۱۸و۱۹دی 🎨 🎭

🕊️ ۱. دیکتاتورها معمولاً با کودتا نمی‌افتند؛ با فرسایش می‌میرند. اکثرشان نه در یک روز، بلکه بعد از سال‌ها بی‌اعتمادی، خستگی مردم، فساد درونی و شکاف در حلقه قدرت سقوط می‌کنند. ۲. بزرگ‌ترین ترس دیکتاتورها مردم نیستند؛ نزدیکانشان‌اند. بیش از ۶۰٪ دیکتاتورها توسط اطرافیان، ژنرال‌ها یا حزب خودشان کنار زده شده‌اند، نه مخالفان خیابانی. ۳. سانسور، زودتر از آزادی بیان فرو می‌ریزد. وقتی مردم شروع می‌کنند به شوخی کردن با دیکتاتور، سقوط شروع شده؛ طنز سیاسی یکی از اولین نشانه‌های پایان اقتدار مطلق است. ۴. دیکتاتورها تاریخ را تحریف می‌کنند، اما قربانی حافظه جمعی می‌شوند. ممکن است کتاب‌ها را عوض کنند، اما خاطره رنج مردم پاک نمی‌شود؛ همین حافظه، پایه سقوط است. ۵. هیچ دیکتاتوری با جانشین‌سازی موفق دوام نیاورده. پسر، برادر یا شاگرد سیاسی تقریباً همیشه ضعیف‌تر است و سرعت سقوط را بیشتر می‌کند. ۶. دیکتاتورها همیشه فکر می‌کنند «استثنا» هستند. همه‌شان سرنوشت دیگران را می‌دانستند، اما باور داشتند که «برای من فرق می‌کند»—و همین خطای مشترک همه آن‌هاست. ۷. لحظه سقوط معمولاً ناگهانی است، اما اجتناب‌ناپذیر. سال‌ها هیچ اتفاقی نمی‌افتد، بعد در چند هفته همه‌چیز فرو می‌ریزد؛ مثل ساختمانی که پوسیده ولی ایستاده مانده. ۸. تبعید، زندان یا مرگ؛ پایان‌های تکراری قدرت مطلق. تقریباً هیچ دیکتاتوری پایان آرام نداشته؛ قدرت مطلق، خروج امن ندارد. #primecuttv #دیکتاتور 🎨 🎭

🕊️ در زندگی روزمره، اقتصاد بد خودش را در خریدهای کوچک، حذف علاقه‌ها و عقب افتادن رویاها نشان می‌دهد. آدم‌ها یاد می‌گیرند کمتر حرف بزنند و بیشتر تظاهر کنند که همه‌چیز روبه‌راه است. در کاربردهای خاص‌تر، مثل تحلیل اجتماعی، تولید محتوا، نوشتن یا حتی گفت‌وگوهای جدی، پرداختن به نقش دولت و تأثیر اقتصاد بد اهمیت زیادی دارد؛ چون آگاهی، اولین قدم برای تغییر است. تظاهر شاید موقتاً فشار را کمتر کند، اما حقیقت را عوض نمی‌کند. وقتی فاصله‌ی حرف و عمل زیاد می‌شود، اعتماد هم کم‌رنگ‌تر می‌شود. اقتصاد بد فقط عدد و آمار نیست؛ تجربه‌ی مشترک میلیون‌ها آدم است. 🎨 🎭

#چکامه ارغوان، شاخه همخون جدا مانده من آسمان تو چه رنگ است امروز؟ آفتابی‌ست هوا؟ یا گرفته‌است هنوز؟ من در این گوشه که از دنیا بیرون است آسمانی به سرم نیست از بهاران خبرم نیست آنچه می‌بینم دیوار است آه این سخت سیاه آن چنان نزدیک است که چو بر می‌کشم از سینه نفس نفسم را بر می‌گرداند ره چنان بسته که پروازِ نگه در همین یک قدمی می‌ماند کورسویی ز چراغی رنجور قصه پرداز شب ظلمانی‌ست نفسم می‌گیرد که هوا هم اینجا زندانی‌ست هر چه با من اینجاست رنگ رخ باخته است آفتابی هرگز گوشه چشمی هم بر فراموشی این دخمه نینداخته است. اندر این گوشه خاموش فراموش شده کز دم سردش هر شمعی خاموش شده باد رنگینی در خاطرمن گریه می‌انگیزد ارغوانم آنجاست ارغوانم تنهاست ارغوانم دارد می‌گرید… چون دل من که چنین خون آلود هر دم از دیده فرو می‌ریزد ارغوان، این چه رازی‌ست که هر بار بهار با عزای دل ما می‌آید؟ که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است وین چنین بر جگر سوختگان داغ بر داغ می‌افزاید؟ ارغوان پنجه خونین زمین دامن صبح بگیر وز سواران خرامنده خورشید بپرس کی بر این دره غم می‌گذرند؟ ارغوان خوشه خون بامدادان که کبوترها بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند جان گل رنگ مرا بر سر دست بگیر به تماشاگه پرواز ببر آه بشتاب که هم پروازان نگران غم هم پروازندارغوان بیرق گلگون بهار تو برافراشته باش شعر خونبار منی یاد رنگین رفیقانم را بر زبان داشته باش؛ تو بخوان نغمه ناخوانده من ارغوان شاخه همخون جدا مانده من ه.ا.سایه 🎭 🎭

‌ 🕊️ زندان‌ها ظرفیت نداشت؛ پس خبیث‌ها را کشتیم! شلیک تیر خلاص به زخمی‌ها و بازداشتی با چه منطقی؟ پیام همراهان پس از کشتار خونین روزهای هجدهم و نوزدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، برخی از طرفداران حکومت نه‌تنها در برابر ابعاد فاجعه ابراز همدردی نکردند، بلکه با اطمینان و حتی افتخار کوشیدند آن را «منطقی» جلوه دهند. آنان با استناد به قرآن با تقسیم انسان‌ها به «طیب» و «خبیث» و با توجیهاتی ایدئولوژیک گفتند بازداشت، زندان و محاکمه هزینه دارد، زندان‌ها ظرفیت محدودی دارند و کشتن، راه‌حلی کم‌هزینه‌تر است. در این روایت، مرگ انسان‌ها نه یک فاجعه انسانی، بلکه نوعی صرفه‌جویی اداری تلقی شد. این طرز فکر، صرفاً یک موضع سیاسی یا واکنش احساسی نیست؛ یک منطق تمام‌عیار انسان‌زدایانه است. منطقی که انسان را نه صاحب حق و کرامت، بلکه «هزینه» می‌بیند. وقتی انسان به عدد و بار مالی تقلیل داده می‌شود، مرگ او نیز به تصمیمی اجرایی و قابل توجیه بدل می‌شود. در همین نقطه است که اخلاق کنار می‌رود و خشونت با زبان عقلانیت بازتعریف می‌شود. برچسب «خبیث» در این منطق، کارکردی مشخص دارد: حذف مسئولیت اخلاقی. تاریخ نشان می‌دهد که هر کشتار جمعی، پیش از آن‌که با اسلحه آغاز شود، با زبان آغاز شده است؛ زبانی که انسان را ناپاک، زائد یا غیرقابل‌اصلاح معرفی می‌کند. وقتی انسانی «خبیث» نامیده شد، کشتن او دیگر قتل محسوب نمی‌شود، بلکه «پاک‌سازی» تلقی می‌گردد. این دیدگاه عامدانه نادیده می‌گیرد که دادگاه، دادرسی عادلانه و حق دفاع، هزینه‌های زائد نیستند؛ بلکه دستاوردهای بنیادین تمدن بشری‌اند. حذف محاکمه به بهانه‌ی کمبود جا یا صرفه‌جویی مالی، به معنای نفی حاکمیت قانون و بازگشت به منطق قهر عریان است؛ جایی که قدرت، هم قاضی است و هم مجری مرگ. در همین چارچوب، گزارش‌هایی که پس از این وقایع منتشر شده‌اند، واجد اهمیت جدی‌اند. بر اساس برخی خبرها، به تعدادی از زخمی‌ها و بازداشت‌شدگان تیر خلاص زده شده و حتی پیکرهایی در سردخانه مشاهده شده‌اند که دستانشان بسته بوده است. چنین شواهدی این ظن را تقویت می‌کند که ممکن است برخی افراد ابتدا بازداشت و سپس کشته شده باشند. اگر این گزارش‌ها صحت داشته باشد، دیگر با پیامدهای ناخواسته‌ی درگیری روبه‌رو نیستیم، بلکه با حذف عامدانه‌ی انسان‌های بی‌دفاع مواجه‌ایم؛ اقدامی که به‌سختی می‌توان آن را جدا از همان منطق خطرناکی دانست که کشتن را از بازداشت «به‌صرفه‌تر» معرفی می‌کند. ‌ 🎭 🎨

🕊️ #معرفی_کتاب توتالیتاریسم شرح هانا آرنت بر دولت‌های تمامیت‌خواه و چگونگی شکل‌گیری و گسترش آن‌هاست. این اثر در سال 1952 فینالیست جایزه ملی کتاب آمریکا برای بهترین اثرغیرداستانی بود و به‌دلیل نگرش نو در تحلیل تاریخ سیاسی قرن بیستم ستایش بسیاری را برانگیخت. #توتالیتاریسم #هانا_آرنت #محسن_ثلاثی #نشر_ثالث . . . این واقعیت که حکومت توتالیتر با وجود جنایتکاری آشکار آن ،بر پشتیبانی توده ای استوار است، بی گمان بسیار ناگوار است. از همین رو چندان جای شگفتی نیست، که پژوهشگران با تاکید بر تاثیر جادوی تبلیغات و شست وشوی مغزی، و سیاستمداران با انکار آن غالبا از پذیرش این واقعیت سر باز می زنند. مانند: [روسیه در ۱۹۲۹ سالی که اکنون غالباً سال انقلاب دوم خوانده می‌شود، و در آلمان به سال ۱۹۳۳] ص۹ . . . انتشار اخیر گزارش‌های محرمانه سرویس امنیتی اس‌اس درباره افکار عمومی آلمان ،در زمان جنگ از ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۴ ؛ که این گزارشها نخست نشان می دهند: که مردم آلمان درباره این اخبار به اصطلاح محرمانه - کشتار یهودیان در لهستان و تدارک حمله به روسیه و غیره اطلاع کافی داشتند؛ دوم «با وجود آن که مردم تحت تأثیر تبلیغات هیتلری بودند» ، هنوز هم میتوانستند از خود عقاید مستقلی داشته باشند. باری جان کلام این است که اطلاع از رویدادهای یاد شده ،به هیچ وجه از پشتیبانی توده‌ای رژیم هیتلری نکاسته بود، کاملاً آشکار است که پشتیبانی توده ای از توتالیتاریسم، صرفاً از بی اطلاعی و مغزشویی مایه نمیگیرد. ص۹-۱۰ . . . با شکست آلمان نازی، بخشی از داستان ما به سر آمده بود؛ در این زمان نخستین لحظه ممکن برای بررسی دقیق مسائلی که بهترین بخش زندگیِ نسل مرا به ناگزیر در برگرفته بودند، فرا رسیده بود: چه پیش آمد؟! چرا پیش آمد؟! و چگونه می‌توانست پیش آمده باشد؟! زیرا شکست آلمان، افزون بر آنکه کشوری ویران و ملتی را که احساس می‌کرد، به نقطه صفر تاریخ خویش گام گذاشته است؛ به دنبال آورد- کوهی از اسناد دست نخورده را درباره هر یک از جنبه‌های ۱۲ سالی که رایش هزار ساله هیتلری توانسته بود، دوام آورد، بر جای نهاد...! ص۱۰ . . . پایان جنگ به منزله پایان حرکت توتالیتر در روسیه نبود ،بلکه برعکس به بلشویکی کردن اروپای خاوری ؛ یعنی به گسترش حکومت توتالیتر انجامید. پایان جنگ جهانی دوم و مرگ استالین صرفاً به بحران جانشینی و یک نرمش موقتی تا ظهور رهبری تازه منجر نشد ،بلکه فرایند توتالیتر زداییِ موثق ولی نه چندان آشکار را نیز به دنبال آورد . تا آنجا که دانش ما از این دوره مورد بحث می‌گوید ،فرایند یاد شده، دگرگونی شگرفی پیدا نکرده است ،که به بازنگری گسترده‌ای نیاز داشته باشد. برخلاف آلمان نازی که هیتلر از آنجا جنگ خویش را به عمد فراگیر کرد، تصور بر این بود که تنها حکومت توتالیتر کامل در آلمان فرمانروایی داشت؛ [برعکس] دوره جنگ در روسیه ، زمانی تعلیق موقتی چیرگی تام به شمار می‌آید. در روسیه هیچ رویدادی رخ نداده است و احتمالاً در آینده نیز رخ نخواهد داد، تا همان پایان روشن داستان رژیم هیتلری را به ما نشان دهد. آرشیوی که در دفاتر مرکزی حزبی اسمولنسک ،از سوی دستگاه جاسوسی آلمان کشف و سپس به دست نیروهای آمریکایی اشغال کننده افتاد، ۲۰۰ هزار صفحه از اسناد را در بر می‌گیرد و یک دوره زمانی از ۱۹۱۷ تا ۱۹۳۸ را می‌پوشاند ؛ و در آن هیچ اشاره‌ای به شمار قربانیان یا داده‌های آماری حیاتی دیگر اشاره نشده ؛تنها چیزی که بدون هیچ گمانی می‌توانیم از این آرشیو دریابیم این است که بسیاری از ارقام اساسی، اگر هم وجود داشته باشند؛ به دستور حکومت از این آرشیو بیرون کشیده شده‌اند. با توجه به وفور اطلاعات در مورد آلمان نازی و کمیابی اطلاعات از رژیم استالینی ،اطلاعات ما از این دوره محدود است ،و چنین می‌نماید که منابع موثق و آمارهای معتبر شاید هرگز وجود نداشته باشند. ص۱۱-۱۳ #توتالیتاریسم #هانا_آرنت #محسن_ثلاثی #نشر_ثالث 🎭🎨