مباحث اعتقادی، سید محسن هندی
Closed channel
ارائه دروس ومباحث اعتقادی با تکیه بر نصوص وحیانی وادله عقلی. توسط استاد دکتر سید محسن هندی تلگرام، سروش، ایتا کانال دروس عمومی @DroosHendi در صورت داشتن هرگونه سؤال، پیشنهاد یا مطلب، لطفاً از طریق آیدی مدیر با ما در ارتباط باشید: @Zarehyul
Show more1 615
Subscribers
-124 hours
-37 days
+430 days
Posts Archive
Repost from 📖 کانال آموزشی غیر رسمی استاد احمد پاکتچی 📖
#نکته
🌀 تحلیلی از تصمیماتِ «عمر بن عبدالعزیز»
🔹 برخی از مورخان، اقداماتی نظیر تصمیمِ بازگرداندن فدک به نوادگان حضرت زهرا (سلامالله علیها)، دلجویی از شیعیان و منع سبّ امیرالمؤمنین (علیهالسلام) بر منابر را ناشی از رویکرد اعتقادی یا مذهبی او معرفی میدانند؛ اما این دیدگاهی غلط و اشتباه است.
🔸 واقعیت این است که عمر بن عبدالعزیز با هوشمندیِ سیاسی، استراتژی «جذب حداکثری» را نه فقط برای شیعیان، بلکه برای تمامی جریانهای مخالف، از جمله خوارج، به کار بست. او برای بعضی از خوارجِ در موصل نامه نوشت و آنها را به گفتگو و رایزنی در شام فراخواند تا با وعدهی اصلاح رویههای گذشته، آنها را به بدنه اصلیِ حکومت بازگرداند. مشابه همین اقدام را در قبال «عبدالله بن اباض» از (از خوارج اباضیه) نیز انجام داد.
🔹 دلیل اصلی این کنشها، مواجهه با پدیدهای نوظهور به نام «سازمانهای دعوت» در حوالی سال ۱۰۰ هجری بود. در آن دوران، فرقههای مختلف با بهرهگیری از تشکیلات مخفی، بیتالمالهای مستقل و سازمانهای تبلیغاتیِ مجهّز (مانند شبکه «حَمَلَة العلم» در اباضیه)، دولتهایی در سایه تشکیل داده بودند. قدرت مالیِ این جریانها گاهی حتی از خزانه مرکزیِ حکومت نیز فراتر میرفت. به عنوان نمونه، دعوتِ عباسیان که در همین دوران کلید خورد، در نهایت بساط بنیامیه را برچید.
🔸 بنابراین، اقداماتِ بهظاهر مذهبیِ عمر بن عبدالعزیز، «علاج واقعه پیش از وقوع» بود تا با این تدابیر، قدرتِ جریانهای زیرزمینی را مهار و آنها را زیر چترِ خلافتِ مرکزی ادغام کند. به همین دلیل است که وقتی عمر بن عبدالعزیز به فرماندار مدینه دستور بازگرداندن فدک را داد، امام باقر (علیهالسلام) با پاسخی کنایهآمیز مبنی بر اینکه «محدوده فدک، شرق تا غرب عالم است»، نشان دادند که ماهیتِ این بازی سیاسی و اهداف پشت پرده آن را کاملاً درک کردهاند و اجازه نخواهند داد اهلبیت (علیهم السلام) مهرهای در این بازیِ سیاسی شوند.
🔹 دکتر پاکتچی در کتاب «تاریخ حدیث» (صفحه ۱۰۹)، رویکردهای عمر بن عبدالعزیز را مورد بحث قرار داده است. مراجعه بفرمایید.
🆔 @Nardebane_feghahat
🆔 @OstadPakatchi
واکنش سعید طاووسی پژوهشگر تاریخ به رجبی دوانی: اینکه راه به راه در تلویزیون بگوییم فلانی اشعث و دیگری ابوموسی اشعری و دیگری منافق است [درست نیست] من در جایی گفتم خوب است ایشان خودشان را هم معرفی کنند تا ما بفهمیم با کدام شخصیت ارزنده تاریخ مواجهیم!/ فرهیختگان
اخبار مهم و فوری در:
@jamarannews_ir
قواعد علم الرجال. ۱۱۱
التوثیقات الخاصة
الوقوع في سند محكوم عليه بالصحة
خروج التوقيع الى الراوي و ...
قیل[ و القائل لا بعبأ بقوله]: ضحک قبیل موته، و الله اعلم
عندی انه مختلط و فی مذهبه ارتفاع لا یکتب حدیثه و لا یحتج به
Repost from شفق
📰 خبر | آقای مصباح یزدی در جلسۀ درس اخلاق در دفتر رهبری گفتهاند: "مخالفت با ولیّ امر مسلمین بهنوعی شرک است. این مخالفت در واقع مخالفت با خدا و اهلبیت (ع) است زیرا این افراد از امام زمان خود پیروی نکردهاند."
#خبر #سیاسی #مذهبی
@shafaqchannel
نقش حکمت! صدرایی در کج فهمی نسبت به ضروریات عقلی و وحیانی
اصولا فلسفه متعارف و در رأس آن فلسفه صدر المتاهلین و تابعان و مریدانش، صدر تا ذیل و بدایه و نهایهاش، خواسته یا ناخواسته، ترویج و تبیین شرک و کفر و زندقه است.
مجسّمه سلفی هم الیوم میگویند " خداوند دست دارد ولی کیفش معلوم نیست"، ...
حال این مروج پاک باخته فلسفه صدرایی به جای آنکه این حرف سراسر زندقه صدرا را که برای خالق متعال، جسمیت قائل است تقبیح کند، به حجت الهی برای دفاع از مهملات فلسفی، تهمت میزند و ادعا میکند بزرگ معلم توحید و تنزیه نیز برای خداوند، جسم قائل است.
چرا؟ چون تعطیل را ممنوع کرده و تعطیل یعنی آنکه خداوند را مطلقا از صفات مخلوقات بری بدانیم!!!
مثلا اگر کسی سوال کرد که آیا خداوند نیز بسان ننه میترا، میزاید یا نه؛ بگوییم میزاید ولی زایشی الهی( بدون درد احتمالا)
یا اگر کسی پرسید خداوند قضای حاجت میکند بگوییم تعطیل نه " قضای حاجت الهی( بد بو نیست)
صدوق الطائفه که درود و رضوان خدا بر او، در مقام دفع اوهام فلاسفه اهل تشبیه و زنادقه اهل تعطیل این کتاب شریف( التوحید) را تالیف نمود
عنوان باب روایت مورد استشهاد عبودیت، این است:
" باب انه عز و جل لیس بجسم و لا صورة"
حال مروری مختصر بر روایات باب:
در روایت اول، امام ع در مقام دفع قول منسوب به هشامین، ( جسم لا کالاجسام...) میفرماید: ان الله لا یشبهه شئ
در روایت دوم نیز همین محتوا تاکید میشود( لیس القول ما قال الهشامان)
روایت سوم تصریح میکند که " لا جسم و لا صورة"
روایت چهارم باز در مقام دفع قول منسوب به هشام ( جسم صمدی نوری)گفته میشود " لا جسم و لا صورة"
روایت پنجم بعد از بیان این نکته لطیف که " لا یحیط به مقدار" میفرماید " وصف بغیر صورة و نعت بغير جسم"
روایت ششم در بیانی عنیف در مقام نقد این قول که " انه جسم" گفته میشود " اي فحش أو خنا أعظم من قول من يصف خالق الاشياء بجسم او صورة"
روایت هفتم با تعلیلی لطیف در نفی مطلق جسمیت برای ذات قدوسی میفرماید: " اما علم ان الجسم متناه ...فاذا احتمل الحد احتمل الزیادة و النقصان...لا جسم و ...هو مجسم الاجسام...لم يتجزأ...لو كان كما يقول لم يكن بين الخالق و المخلوق فرق...لا يشبهه شئ"
حدیث ۸ " ...ابرأ الى الله من هذا القول لا جسم و لا صورة" روایت ۹ نیز همین معنا تاکید میشود
اما روایت مورد استشهاد عبودیت، ( روایت دهم) بعد از پرسش سائل که خداوند جسم أو لا جسم" حضرت بعد از بیان سه مذهب، مذهب حق را اثبات بلا تشبیه میدانند و عبودیت بسان تفاککه( میرزا مهدی و اتباع) تصور کرده متعلق اثبات، اصل جسمیت است. در حالیکه در اینجا حضرت در مقابل جریان جهمیه و مانند آن که حتی اطلاق " شئ" را هم بر خداوند روا ندانسته قائل به تعطیل و نفی محض در خداشناسی بودند؛ میفرماید مذهب منصور اثبات صفاتی است که یلیق بذاته فلذا به هیچ وجه اصل شئ بودن به شرطی که منتهی به تشبیه نگردد از خداوند سلب نمیشود ...( شاهد روشن روایی در خاتمه خواهد آمد) اما جسمیت و صورت داشتن، مساوق با حد و عد و مقدار و اجزاء است و خداوند مطلقا از صفات اقدار منزه است
لذا در روایت ۱۵ در مقام بیان توحید صحیح گفته میشود " فانف عن الله البطلان و التشبیه فلا نفی و لا تشبیه هو الله الثابت الموجود
در روایت ۲۰ هم گفته میشود " ان الجسم محدث و الله مُحدثه و مُجسمه"
آری اطلاق " شئ" بر خداوند مجاز است " قال للزندیق حین سأله ما هو قال هو شئ بخلاف الاشياء ارجع بقولي شئ الى اثبات معنى و انه شئ بحقيقة الشيئية غير انه لا جسم و لا صورة" جالب است که راوی این روایت لطیف که دقیقا شارح مذهب صحیح است جناب هشام بن الحکم است
تذکر: بنده در جواب اوهام یاد شده فقط خواستم این معنا را گوشزد کنم که برداشت یاد شده از روایت منسوب به ثامن الحجج ع بدون شک مصداق تدلیس و کج فهمی واضح است که البته از حکمت متعالیه! صدراییه هم جز این انتظار نیست
روایت شارحه واضحه از وجود مبارک ثامن الحجج ع
" انه شئ لا کالاشیاء اذ فی نفی الشیئة عنه ابطاله و نفيه( دقت کنید نفی شیئیت دقیقا قول جهم بن صفوان است) ...ثم قال لی الرضا ع للناس فی التوحید ثلاثة مذاهب...و السبيل في الطريقة الثالثة اثبات بلا تشبيه. "
🔰نقش حکمت صدرایی در فهم متون دینی
🎙استاد عبدالرسول عبودیت:
🔹در روایتی از امام رضا (ع) درباره توحید و مفهوم #جسم_الهی، پرسشی مطرح میشود که آیا خداوند جسم است یا خیر؟ حضرت سه دیدگاه اساسی را بیان میکنند:
۱.تشبیه: خداوند به جسم مخلوقات تشبیه شود.
۲.تعطیل: جسم از خداوند کاملاً نفی گردد.
۳.اثبات بدون تشبیه: خداوند اثبات میشود اما بدون مشابهت به اجسام فیزیکی مخلوقات.
🔅امام رضا (ع) پاسخ میدهند که صحیح همین سومی است.
👈این جواب حضرت رضا علیهالسلام را #ملاصدرا با مفهوم جسم الهی به خوبی تببین و شرح کرده است. ملا صدرا تأکید دارد جسم الهی موجودیت دارد، اما این جسم نقصهای جسم فیزیکی مخلوقات را ندارد.
◽️ ◽️ ◽️ ◽️ ◽️ ◽️
🎥 برای مشاهده فیلم کاملِ نشست «ویژگیهای مکتب صدرایی»،👈 کلیک کنید.
#نشست_علمی #برشی_از_نشست
🏷مجمع عالی حکمت اسلامی، مرکزیتی برای ترویج و گسترش حکمت اسلامی
تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | آپارات | سایت | یوتیوب
