「 جنگل متروک لئو 」
Open in Telegram
• لئو. • پیرِ خسته در جستوجوی ناکجاآباد. لینک ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-364004030 واتپد: https://www.wattpad.com/user/TheLionMoon
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
342
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-330 days
Posts Archive
میگفت: «انگار وسط قفسهی سینهام بهاندازهی یک مشت، پوک شده و مدام از درد، پروخالی میشه.»
• اسیر زنجیر.
• استیصال محض.
• بالهای تحلیلرفته.
• تنها میون غریبههای آشنا.
• میخشدن تختههای چوبی به لبها.
• و شراب سرخ لطیفی که اصلا نوشیدنی مناسب این گفتوگوها نبود.
|چهاردهم و پانزدهم اردیبهشت هزاروچهارصدویک|
دارم یک محتوایی مینویسم که با تایپ هر جملهاش، دویست سیسی از انرژیم دود میشه. چرا اینقدر سخته؟
هیچوقت تموم نمیشه. فقط توقفهای کوتاهمدت وجود داره و بعد، شروعهای وحشتناکتر از قبلی.
وقتی خسته و لتوپار میرسم خونه، فوراً هفت دُز بنگتن واسه خودم تجویز میکنم تا به زندگی برگردم.
