ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

「 جنگل‌ متروک‌ لئو 」

「 جنگل‌ متروک‌ لئو 」

الذهاب إلى القناة على Telegram

• لئو. • پیرِ خسته در جست‌وجوی ناکجاآباد. لینک ناشناس: https://t.me/BiChatBot?start=sc-364004030 واتپد: https://www.wattpad.com/user/TheLionMoon

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
342
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
Sometimes the things we can't change end up changing us.

می‌گفت: «انگار وسط قفسه‌ی سینه‌ام به‌اندازه‌ی یک مشت، پوک شده و مدام از درد، پروخالی می‌شه.»

• اسیر زنجیر. • استیصال محض. • بال‌های تحلیل‌رفته‌‌‌. • تنها میون غریبه‌های آشنا. • میخ‌شدن تخته‌های چوبی به لب‌ها. • و شراب سرخ لطیفی که اصلا نوشیدنی مناسب این گفت‌وگو‌‌ها نبود. |چهاردهم و پانزدهم اردیبهشت هزاروچهارصدویک|

You kept me like a secret but I kept you like an oath.

دارم یک محتوایی می‌نویسم که با تایپ هر جمله‌اش، دویست سی‌سی از انرژیم دود می‌شه. چرا این‌قدر سخته؟

افسوس که ماسکم نصف چهره‌‌ی مچاله‌شده‌ام رو در مواجهه با آدم‌ها، کاور می‌کنه.

یونگی همیشه کاری می‌کنه که صورتم لبخند‌زدن رو به‌یاد بیاره.

فریاد زیر آب.

Roads.
+3
Roads.

هیچ‌وقت تموم نمی‌شه. فقط توقف‌های کوتاه‌مدت وجود داره و بعد، شروع‌های وحشتناک‌تر از قبلی.

قصه‌ی جدیدم بدجوری هیجان‌زده‌ام می‌کنه.

یک‌شنبه‌های خونین اسم این فصل از کتاب زندگیمه‌.

روزی که من دست‌هام رو زخمی نکنم، روزیه که بیگانه‌ها کنترلم رو به‌دست گرفتن.

وقتی خسته و لت‌وپار می‌رسم خونه، فوراً هفت دُز بنگتن واسه خودم تجویز می‌کنم تا به زندگی برگردم.

فکر کنم باتریم خرابه. دیر شارژ می‌شم و زود خالی.

هر روز، چیزهای بیشتری خوشحالم نمی‌کنن.

رعب‌آوره! جوری که همه‌چیز می‌تونه در یک لحظه، زیرورو بشه.