اشعار معنوی
Open in Telegram
نباش ای معنوی دلخوش به دنیا بدان هر لحظه پایان دارد این عمر...
Show more1 030
Subscribers
+124 hours
+67 days
+1730 days
Posts Archive
1 030
💐🌹🌷🌸 دلبر رعنا 🌸🌷🌹💐
آن دلبر رعنا که شبی از بَرِ ما رفت
جان نیز زتن باقدمش رو به سما رفت
از چشم جدا گشت چو آن ماه دل آرام
از دیده روان رود به رخسار رها رفت
شمع دلِ ما سوخت همه شب بفراقش
آه از جگرم خواست بسر تا به هوا رفت
از دوری او ناله زدم تا به سحرگاه
سوز تن من تا به سماوات خدا رفت
ما را چه توانیست به هجران نگارا
با رفتنت ای دوست زاین درد دوا رفت
گفتم که دعا میکنم آن یار بیاید
عمر بسر آمد ، ز سر هم حالِ ثنا رفت
آن کعبه ی مقصود که ما در پی آنیم
افسوس ندیدیم ، از مروه صفا رفت
آن یار طبیبانه بیارید به بالین
سرتابسرم درد ، ز او جمله شفا رفت
از حال دل معنوی ای دوست نپرسی ؟
یک دم خبر آید که از این دار فنا رفت
اسدالله بابایی (معنوی )۲/ ۸/ ۱۴۰۱
🌸🌸🌺🌺🌼🌼🥀🥀
1 030
Repost from اشعار معنوی
❣🌿 کانون اسرار ❣🌿
لبانش غنچه و خود لاله رخسار
دو چشمش حاملِ عشقِ شرر بار
کمانِ ابروش جان می ستاند...
ز مژگان می کشد تا تیرِ پیکار
به چالِ گونه اش هر دل بیافتاد
برون ناید مگر ، با عشق بسیار
کند بی تاب دل ، موی پریشان
صبا تا آورد ، عطری ز دلدار
ز لعش هر کسی سرمست گردید
نباشد تا ابد، یک لحظه هوشیار
گهربار است نطقِ نافذش نیک
شکر ريز ز لب ، با نوعِ گفتار
۰بود آمالِ من ، بینم به خوابم
ندیده خوابِ او را چشمِ بیدار !!
زحُسن و رویِ اوهرجاکه نقل است
براو بس مشتری ست هرکنجِ بازار
چه خوش باشدبینم گل رخِش را
شوم محوِ جمالِ حضرتِ یار
برای معنوی رازی ست ،،عشقش
شده حیران بر آن ، کانونِ اسرار
اسدالله بابایی(معنوی)۱۸/ ۶/ ۱۴۰۳
🌹❤️🌿
1 030
Repost from اشعار معنوی
💐🌷🌸 بوی گیسو 🌸🌷💐
آرزو دارم ببینم من دمی روی تو را
دست درشانه ببویم بوی گیسوی تورا
باصبا گویم سحرگاهان زبان حال دل
از کلام دل بیابم عادت و خوی تو را
رمز چشمانت گشاید سِر و اَسرار نهان
از نگاهت باز یابم سِحر وجادوی تو را
هرغزل از دل بر آید با ردیف وقافیه
من سُرایم حالت چشم غزل گوی تو را
چشم درچشمم بگاهی دل ربائی گرکنی
جان کنم تقدیم آن چشم چوآهوی تورا
دیده در راهم شبی آیی به ایوان وجود
در خیالم جسته ام ای یار پَهلویِ تو را
درسماء دل مهِ رویت، سحر تا دیده ام
در کنار ماه دیدم ، خالِ هندوی تو را
بوی گل بگرفت خانه نام تو آمد به لب
از کدامین گل بجویم دلبرم بوی تو را
قِیل وقالِ مستیم ازباده ی جاری توست
رودی ازمی دیدم آن لعل لب جوی تو را
در قیامِ معنوی حالِ نماز از دست رفت
در خیالش تا بدید ، آن طاق ابروی تو را
✍️اسدالله بابایی(معنوى) ۲۴/ ۱۰/ ۱۴۰۱
🌸🌸🌺🌺💐💐🥀🥀
1 030
Repost from اشعار معنوی
به پایت کاشتم،گل های بسیار
به روی گل گذاری پایت ای یار
ز روی سنگ فرشِ مهر هر روز
بیا با ناز و عشق ، از بهر دیدار
اسدالله بابایی (معنوی)
❤️❤️🌹🌹
1 030
Repost from اشعار معنوی
💐🌹🌷🌸 دلبر رعنا 🌸🌷🌹💐
آن دلبر رعنا که شبی از بَرِ ما رفت
جان نیز زتن باقدمش رو به سما رفت
از چشم جدا گشت چو آن ماه دل آرام
از دیده روان رود به رخسار رها رفت
شمع دلِ ما سوخت همه شب بفراقش
آه از جگرم خواست بسر تا به هوا رفت
از دوری او ناله زدم تا به سحرگاه
سوز تن من تا به سماوات خدا رفت
ما را چه توانیست به هجران نگارا
با رفتنت ای دوست زاین درد دوا رفت
گفتم که دعا میکنم آن یار بیاید
عمر بسر آمد ، ز سر هم حالِ ثنا رفت
آن کعبه ی مقصود که ما در پی آنیم
افسوس ندیدیم ، از مروه صفا رفت
آن یار طبیبانه بیارید به بالین
سرتابسرم درد ، ز او جمله شفا رفت
از حال دل معنوی ای دوست نپرسی ؟
یک دم خبر آید که از این دار فنا رفت
اسدالله بابایی (معنوی )۲/ ۸/ ۱۴۰۱
🌸🌸🌺🌺🌼🌼🥀🥀
1 030
Repost from اشعار معنوی
حتی تاریکترین شب نیز
پایان خواهد یافت
و خورشید خواهد درخشید
روزهای خوب خواهند آمد
به امید فردایی روشن که
به آرزوهای امروزمان برسیم
#شبتون_بخیر❤️🍃
🌹🌹🌹🌹🌹
@channel_manavi
1 030
Repost from اشعار معنوی
غملی دل بنزر اوزی خانه ویرانه گجه 💐
غم پنهان دا گَلَر روح هر انسانه گجه💐
ای نگاریم يولوا منتظیرم تا گَلَسَن💐
گَلمَسَن من نه دوزوم شام غریبانه گجه💐
اسدالله بابایی( معنوی )💐
@channel_manavi
1 030
گجه روشن دی چخیب ماه جمالین گوزلیم 🌸
سال اشیق تا گورَسَن عاشق زارین گوزلیم 🌸
گجه لر تا سحره گلمیری یوخی گوزیمه 🌸
منی دیوانه ادیب فکرو خیالین گوزلیم 🌸
🌸اسدالله بابایی(معنوی ) 🌸
@channel_manavi
1 030
Repost from اشعار معنوی
💐🌹🌷🌸 غنچه دهن 🌸🌷🌹💐
دل چو بدادم به دل پاک تو
خود شده ام عاشق صد چاک تو
گر تو بیایی به سرایم عزیز
سرمه کنم گرد ره و خاک تو
نور رخت جلوه کند مثل ماه
شهره شدی در همه افلاک تو
مثل کمند است هر آن تار مو
بند کشی هر یل چالاک تو
تیر بود مژه ،،کمان ابروان
میکُشَد آن تیر خطر ناک تو
شهد لبت مثل شراب است ومی
مست کند جام طربناک تو
آب زلالـی و روان همچو رود
محو کنی هر خس وخاشاک تو
غم برود از دل اگر کس شنید
صوت خوش نغمه و پژواک تو
غچه دهن باز شو ولب نبند
پیرهن ای گل تو نما چاک تو
معنوی هیهات ببیند دمی
آن دل آشفته و غمناک تو
🌸اسدالله بابایی(معنوى ) ٢ / ۱۲ / ١٤٠٠ 🌸
@channel_manavi
1 030
Repost from اشعار معنوی
آمدم میخانه امشب تا شوم مهمان ساقی
جام ریزد پی به پی دردم کند درمان ساقی
بر در میخانه دیدم ماه روی نازنین را
مست آن دلبر شدم جان میکنم قربان ساقی
🌸🌸اسدالله بابایی( معنوی )🌸🌸
@channel_manavi
1 030
Repost from اشعار معنوی
🌷🌷🌸🌸 عمر واجل 🌸🌸🌷🌷
خوشتر چه هست صحبت عشق و بهار را
مطرب کجاست ،، گو که نوازند تار را
حال خوشی چو بر تو رسد مغتنم بدار
کس نیست مطلع ، فلک و روزگار را
عمر و اجل چو سایه به دنبال هم شدند
یک دم امان کجاست ، سرا و مزار را
آب حیات و جنت و رضوان و آخرت
تا میلِ یار، هر چه شود اختیار را
زاهد به سوی صومعه ،خمار میکده
ما نیز دوست هر چه پسندد، گذار را
اسرار روزگار فقط دست او بُوَد
خود آگه است گردش لیل و نهار را
گر چه گناه ما همه خبط و خطأ بُوَد
اُمِید بسته ایم ، کَرَمِ کردگار را
خواهان کوثریم و یا جام پر زمی
بر معنوی کدام بود خوشگوار را ؟
🌸اسدالله بابایی(معنوى ) ٦ / ١٢/ ۱۴۰۰🌸
@channel_manavi
1 030
🦋❣ وادی عشق ❣🦋
تا دمی محوِ رخِ آن گلِ ریحانه شدیم
پاک دل باخته و عاشق دیوانه شدیم
زان لب ولعل چشیدیم تا جرعه ی مهر
مستِ لایعقلِ آن ساغر وپیمانه شدیم
محفل عشق ز شمع رخ او روشن شد
گردِ انوارِ رخش خاصه پروانه شدیم
حاصل دفترما گشت فقط یک نگهاش
دانش آموز بر آن ،مکتب فرزانه شدیم
آنچنان مهراز او بر دل و جانم بنشست
غیرِ آن معدنِ مهر،با همه بیگانه شدیم
رفت مرغ دل ما در همه جا لیک فقط
درِ آن خوان کرم،در هوس دانه شدیم
درگهی که چوگدا شاه و امیران بودند
نظر افتاد که ما سائلِ آن خانه شدیم
معنویم پی یک جرعه ی می بودم لیک
اندرآن وادی عشق،حاجب ميخانه شدیم
اسدالله بابایی(معنوی)۹/ ۱۲/ ۱۴۰۳
🌹🌹❤️❤️
1 030
🦋❣ وادی عشق ❣🦋
تا دمی محوِ رخِ آن گلِ ریحانه شدیم
پاک دل باخته و عاشق دیوانه شدیم
زان لب ولعل چشیدیم تا جرعه ی مهر
مستِ لایعقلِ آن ساغر وپیمانه شدیم
محفل عشق ز شمع رخ او روشن شد
گردِ انوارِ رخش خاصه پروانه شدیم
حاصل دفترما گشت فقط یک نگهاش
دانش آموز بر آن ،مکتب فرزانه شدیم
آنچنان مهراز او بر دل و جانم بنشست
غیرِ آن معدنِ مهر،با همه بیگانه شدیم
رفت مرغ دل ما در همه جا لیک فقط
درِ آن خوان کرم،در هوس دانه شدیم
درگهی که چوگدا شاه و امیران بودند
نظر افتاد که ما سائلِ آن خانه شدیم
معنویم پی یک جرعه ی می بودم لیک
اندرآن وادی عشق،حاجب ميخانه شدیم
اسدالله بابایی(معنوی)۹/ ۱۲/ ۱۴۰۳
🌹🌹❤️❤️
1 030
Repost from اشعار معنوی
صبا سلاممی آپار، یتیر دوباره ایللره
ارادتِ معنوینی، یتیر وطن ده دیللره
پیامِ عشقیمی آپار،تمام یار و یولداشا
اَسنده ویر سلاممی ،شهر کهنده یللره
اسدالله بابایی( معنوی)
🌹🌹❤️❤️
سلام گون آیدین
حرمتلی دوسلاریم
1 030
سحر ز شهر ارادت دمی دلم بگذشت
میان کوی وفا، بهر عشق تو بنشست
پلاکِ وصل نبود ، هر کجا گذر کردم
قطارِ هجر دلِ دلشکسته ام بشکست
اسدالله بابایی (معنوی)
🌹🌹❤️❤️
