اشعار معنوی
Открыть в Telegram
نباش ای معنوی دلخوش به دنیا بدان هر لحظه پایان دارد این عمر...
Больше1 088
Подписчики
+124 часа
+337 дней
+6030 дней
Архив постов
1 090
Repost from اشعار معنوی
صبحی که در آن نفحه ز دلدار بيايد
خوش نغمه ای از ، بلبل گلزار بيايد
خرم بشود تا به دمِ شام دل و جان
آن روز که با جلوه ی مهر،یار بيايد
اسدالله بابایی (معنوی)
❤️❤️🌹🌹
روز خوش
انشاءالله اوقات خوبی
داشته باشید ❤️❤️
1 090
Repost from اشعار معنوی
صبح چو گل خنده زدی،
نور امیدی به تنم
مرغِ دل آمد به نوا،
در بر باغ و چمن هم
بتاب چون مهر گران،
به سرسرای عاشقی
یافتم از نور رخت،
حدیث شعر و سخنم
اسدالله بابایی (معنوی)
🌹🌹❤️❤️
سلام صبح تون بخیر
دوستان خوبم
1 090
Repost from اشعار معنوی
💐☘🌸 یارِ جاودانه 🌸☘💐
یک روز خواهد آمد آن یارِ جاودانه
از کوچه های امِّید ،با شورِ عاشقانه
در هر کجا بپیچد ، بویِ گلِ صنوبر
بلبل بر آرد آواز ، در باغ و آشيانه
دنیا کند گلستان ، آن سروِ دادگستر
چون نو بهار آرد،با خود گل وجوانه
دارد عصایِ موسی،با آن دمِ مسیحا
عمر و حیات بخشد ،آن یار بی بهانه
آن آخرین ستاره،پنهان به ابرِحکمت
روشن کند جهان را ،تا بیکران کرانه
موعودِآخرین است،درهرمرام وآئین
دنیا کند پر از عدل ، آن عادلِ یگانه
تیغِ عدالتِ او ، بُرَنده تر ز الماس
با ظالم وستمگر،چون گُرز و تازیانه
ماهِ محاق باشد ، پنهان ز دیده اما
در هر دل شکسته،نورش بود نشانه
دریای عشق کرده پنهان یگانه گوهر
هستی شده صدف بر ،آن دُرِ نازدانه
آید بسان باران ، آن رحمت الهی
دامن پر از گلِ یاس،با نغمه و ترانه
احزان نشین گشتی،یک عمرمعنوی تو
خوش باش عطری آید،ازیوسفِ زمانه
اسدالله بابایی(معنوی سلطانیه)۱۰/ ۱۲/ ۱۴۰۲
🌸🌸☘☘🌺🌺💐💐❤️❤️
@channel_manavi
1 090
Repost from اشعار معنوی
صبحی که شود دو دیده ام باز
روزم چو شود ، به عشقت آغاز
خوش باد برای دل، چنین روز
گیسوی تو دست من شود ساز
🌹🌹❤️❤️
سلام 🌸🍃
صبح تون خرم🌸🍃
1 090
هوالله سبحانه وتعالی
دیریست ز یارم نرسید هیچ سلامی
درحسرتم از او برسد نطق و کلامی
ماهم چه شده در پسِ در شب تارم؟
بی او دل ظلمت زده را نیست دوامی
اسدالله بابایی (معنوی)
🌹🌹❤️❤️
خوشنویسی استاد صفوی
1 090
دیریست ز یارم نرسید هیچ سلامی
درحسرتم از او برسد نطق و کلامی
ماهم چه شده در پسِ در شب تارم؟
بی او دل ظلمت زده را نیست دوامی
اسدالله بابایی (معنوی)
🌹🌹❤️❤️
1 090
Repost from اشعار معنوی
❣🌿 تک گل گلخانه 🌿❣
از عشق نهان در دلِ ویرانه چه گویم
زان سوخته بال و پرِ پروانه چه گویم
آواره ی در کوی خرابات و شبِ هجر
لب تشنه ام از باده و پیمانه چه گویم
بر دیر و رسومات که ما را گذری نیست
گم کرده ره از ساغر و ميخانه چه گویم
مقصود فقط دیدن یک لحظه رخت بود
هر جا تو روی ،کعبه و بتخانه چه گویم
ای دوست ترینم ، تو مرا مرحمتی کن
گر رانده شوم،از در این خانه چه گویم؟
آموختی ام درس محبت به من ای یار
از عشق به آن دلبرِ مهرانه چه گویم
مستان همه درحسرت صهبای دلانگیز
ساغر به کف ای ساقیِ جانانه چه گویم
شمعِ رخِ توست روشنی ظلمت هر شب
زان جلوه ی نور،خلوت کاشانه چه گویم
در بحر توئی گوهر رخشان و گران سنگ
پنهان به صدف، زان در دردانه چه گویم
گلزارِ رخت معنوی را شوقِ غزل داد
گوید که از آن تک گل گلخانه چه گویم
اسدالله بابایی(معنوی)۲۸/ ۱۰/ ۱۴۰۴
❤️❤️🌹🌹
اجرا سرکار خانم
ایلماه 🌸🌸
1 090
Repost from اشعار معنوی
❣🌿 تک گل گلخانه 🌿❣
از عشق نهان در دلِ ویرانه چه گویم
زان سوخته بال و پرِ پروانه چه گویم
آواره ی در کوی خرابات و شبِ هجر
لب تشنه ام از باده و پیمانه چه گویم
بر دیر و رسومات که ما را گذری نیست
گم کرده ره از ساغر و ميخانه چه گویم
مقصود فقط دیدن یک لحظه رخت بود
هر جا تو روی ،کعبه و بتخانه چه گویم
ای دوست ترینم ، تو مرا مرحمتی کن
گر رانده شوم،از در این خانه چه گویم؟
آموختی ام درس محبت به من ای یار
از عشق به آن دلبرِ مهرانه چه گویم
مستان همه درحسرت صهبای دلانگیز
ساغر به کف ای ساقیِ جانانه چه گویم
شمعِ رخِ توست روشنی ظلمت هر شب
زان جلوه ی نور،خلوت کاشانه چه گویم
در بحر توئی گوهر رخشان و گران سنگ
پنهان به صدف، زان در در دانه چه گویم
گلزارِ رخت معنوی را شوقِ غزل داد
گوید که از آن تک گل گلخانه چه گویم
اسدالله بابایی(معنوی)۲۸/ ۱۰/ ۱۴۰۴
❤️❤️🌹🌹
1 090
Repost from اشعار معنوی
🦋❣ محفل دلدادگی ❣🦋
نازِ عشقش دل ربودومانده درویرانه ای
بهر دردم نیست درمان، دردل ميخانه ای
جانِ بر لب آمده ، دارد هوایِ عشقِ یار
از کدامین بحر جویم، من دُرِّ دردانه ای ؟
مثل شمعی سوختم ، در محفلِ دلدادگی
در شبِ بزمِ محبت ، نامده پروانه ای
با صدای ناله ام مرغ سحر شد هم نوا
پر نموده ناله ی دل، هر بر و کاشانه ای
بی قراری میکند دل مثل گیسوی پریش
دل به دام انداخته، از عاشقِ دیوانه ای
در پی دیدار او در کوی عزلت منتظر
کی گذار آرد از این ره، دلبر مستانه ای
عقل وهوشِ ماربود و برد آن دلدار نیک
یاوری بر خود نجستم هیچ از فرزانه ای
معنوی تا کی نویسی از فراق و انتطار
پر شده دیوان و دفتر، از غم مهرانه ای
اسدالله بابایی( معنوى)۲۷/ ٦/ ١٤٠٣
🌹🌿❤️
1 090
Repost from اشعار معنوی
تو که رفتی ، بهارِ دل خزان شد
نه دیگرعندلیبی نغمه خوان شد
بیا خرم نما ، باغِ و گلِ عشق
وصالت طالبم ، وقتِ اذان شد
اسدالله بابایی( معنوی )
🌸🌸☘☘💐💐❤️❤️🌷🌷
@channel_manavi
1 090
Repost from اشعار معنوی
هوای دل گرفته بی تو سرد است
دلِ زارم پر از آمال و درد است
تو رفتی باغ وگل خشکیده گوئی
گل و گلبرگ ها ،همواره زرد است
اسدالله بابایی(معنوی)
🌹🌹❤️❤️😔
1 090
Repost from اشعار معنوی
مادرم عشق تو را
گنج نهان خواهم داشت
تا ابد یاد تو را
مایه جان خواهم داشت
گر چه رفتی شده ای
دور ز دیده مادر
مهرِ جاوید تو را
امن و امان خواهم داشت
اسدالله بابایی(معنوی)
🌸🌸☘☘💐💐🌹🌹❤️❤️
@channel_manavi
1 090
Repost from اشعار معنوی
🌿❣ گل چهره ❣🌿
ازکوی ارادت چو نسیم سحر آمد
ازدلبر گل چهره، سحرگه خبر آمد
آن غالیه شد خرمیِ جانِ خزانی
تا تازه بهاری به دل از آن اثر آمد
خورشید دگر بار طلوع کرد بناگاه
با شمس به ایوان دلم، آن قمر آمد
بلبل ز تمنای رخش نغمه گری کرد
تاصحبتِ آن لحن و کلامِ شَکر آمد
درکوچه ی دل باغ دلانگیز بدیدم
تاحرفی از آن شاخه گل پرثمر آمد
آتش زده برجان و دل هجران نگارم
بی وصل بر اندیشهِ ما،بس شرر آمد
ما را نتوانیست به وصف رخ دلدار
در دفتر دل شرح بیان،مختصر آمد
تا معنوی برلب سخنِ وصف بیاورد
بس قافیه همراهِ ردیف، با هنر آمد
اسدالله بابایی (معنوی)۲/ ۷/ ۱۴۰۵
🎙 ایلماه
🌹🌹❤️❤️
1 090
Repost from اشعار معنوی
پاییزیم اولدی خوش بهار
سنی گوردوم گوزل نگار
عشیله گَل سن هر سحر
خرم اولسون بیزیم دیار
اسدالله بابایی (معنوی)
🌹🌹❤️❤️
سلام سحریز خئیرلی🍃🌸
عزیز دوسلاریم 🍃🌼
ساق سالم یاشویاسوز 🍃🌺
1 090
Repost from اشعار معنوی
صبح با شیرینی قند و نبات
از کلام تو گرفتم من حیات
تا تو را دیدم سحرگاه امید
بامحبت دادی ای دلب نجات
اسدالله بابایی( معنوی )
❤️❤️🌹🌹
سلام صبح بخیر
انشاءالله روز خوبی
داشته باشید
1 090
Repost from اشعار معنوی
🌿❣ گل چهره ❣🌿
ازکوی ارادت چو نسیم سحر آمد
ازدلبر گل چهره، سحرگه خبر آمد
آن غالیه شد خرمیِ جانِ خزانی
تا تازه بهاری به دل از آن اثر آمد
خورشید دگر بار طلوع کرد بناگاه
با شمس به ایوان دلم، آن قمر آمد
بلبل ز تمنای رخش نغمه گری کرد
تاصحبتِ آن لحن و کلامِ شَکر آمد
درکوچه ی دل باغ دلانگیز بدیدم
تاحرفی از آن شاخه گل پرثمر آمد
آتش زده برجان و دل هجران نگارم
بی وصل بر اندیشهِ ما،بس شرر آمد
ما را نتوانیست به وصف رخ دلدار
در دفتر دل شرح بیان،مختصر آمد
تا معنوی برلب سخنِ وصف بیاورد
بس قافیه همراهِ ردیف، با هنر آمد
اسدالله بابایی (معنوی)۲/ ۷/ ۱۴۰۵
🌹🌹❤️❤️
1 090
Repost from اشعار معنوی
🎶🕊
🎼 بی_تو
🎙علیرضا_قربانی
🌹🌹🦋🦋
غم از دل می بردعطرت سحرگاه
چو آید با صبا، هر گاه و بی گاه
نشینم کوی تو ، صبح و شبانه
گذارت تا شود ، از این گذرگاه
اسدالله بابایی( معنوی )
🌹🌹❤️❤️
1 090
Repost from اشعار معنوی
🌿 ❣ همنشین پگاه ❣ 🌿
صبح تا آمدسرایم نفحه ای از موی تو
دل سراسیمه روان شد نازنینا کوی تو
چشمِ خمارم چولبهای غزلخوانت بدید
شانه زد دستان مهرم برخمِ گیسوی تو
همنشینی با تو کردم در پگاهِ عاشقی
این دل بی خانمان شد وامدار خوی تو
پای تو بوسید چشمم،خاکروبت مژگان
در قرار عاشقی دیدم رخِ نیکوی تو
طلعتت را دید مهرِ آسمان، نامد برون
در همه آفاق تابید،جلوه ای از روی تو
باده ای از لعلِ شیرینت برایم آرزوست
گشته ام خَمار آن تحفه شراب جوی تو
غیرِ تو بادا حرامم گر ببیند دیدگان
دیده بر غیر تو بسته،نرگسِ جادوی تو
از گلستانِ رخت عطر هزاران گل رسید
شد خجل گلزارِ عالم ، تا بیامد بوی تو
آرزوی وصل را تا کی به فردا ها برم
اختیار از کف ربوده، خالکِ هندوی تو
معنوی باغِ ارم را کی تمنا می کند
تا گلستان دیده در، والا رخِ مینوی تو
✍️اسدالله بابایی(معنوی) ۱۱/ ۷/ ۱۴۰۴
🎙🌸ایلماه👑
🌹🌹❤️❤️
