-اگهفردابیمنشروعشد-
Open in Telegram
اگه فردا بیمن شروع شد؛ همون آدم قبلی بمون. مهسا، بیستوپنج، دانشجوی ترم آخر دواسازی تبریز، اما اهل خوزستان.
Show more4 120
Subscribers
+224 hours
-117 days
+19130 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+20
in 2 channels
August '26
+317
in 21 channels
Get PRO
July '26
+258
in 15 channels
Get PRO
June '26
+124
in 3 channels
Get PRO
May '26
+55
in 4 channels
Get PRO
April '260
in 0 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '260
in 3 channels
Get PRO
January '26
+166
in 11 channels
Get PRO
December '25
+1 129
in 52 channels
Get PRO
November '250
in 20 channels
Get PRO
October '250
in 23 channels
Get PRO
September '250
in 19 channels
Get PRO
August '250
in 32 channels
Get PRO
July '250
in 25 channels
Get PRO
June '250
in 16 channels
Get PRO
May '250
in 12 channels
Get PRO
April '250
in 9 channels
Get PRO
March '250
in 9 channels
Get PRO
February '250
in 12 channels
Get PRO
January '250
in 11 channels
Get PRO
December '24
+76
in 9 channels
Get PRO
November '24
+98
in 4 channels
Get PRO
October '24
+194
in 8 channels
Get PRO
September '24
+117
in 6 channels
Get PRO
August '240
in 6 channels
Get PRO
July '240
in 9 channels
Get PRO
June '240
in 3 channels
Get PRO
May '240
in 1 channels
Get PRO
April '240
in 15 channels
Get PRO
March '240
in 12 channels
Get PRO
February '24
+25
in 0 channels
Get PRO
January '24
+68
in 0 channels
Get PRO
December '23
+80
in 0 channels
Get PRO
November '23
+109
in 3 channels
Get PRO
October '23
+206
in 13 channels
Get PRO
September '23
+136
in 0 channels
Get PRO
August '23
+531
in 0 channels
Get PRO
July '23
+88
in 0 channels
Get PRO
June '23
+377
in 0 channels
Get PRO
May '23
+216
in 0 channels
Get PRO
April '23
+237
in 0 channels
Get PRO
March '23
+77
in 0 channels
Get PRO
February '23
+351
in 0 channels
Get PRO
January '23
+400
in 0 channels
Get PRO
December '22
+721
in 0 channels
Get PRO
November '22
+435
in 0 channels
Get PRO
October '22
+393
in 0 channels
Get PRO
September '22
+401
in 0 channels
Get PRO
August '22
+306
in 0 channels
Get PRO
July '22
+71
in 0 channels
Get PRO
June '22
+976
in 0 channels
Get PRO
May '22
+164
in 0 channels
Get PRO
April '22
+285
in 0 channels
Get PRO
March '22
+775
in 0 channels
Get PRO
February '22
+97
in 0 channels
Get PRO
January '22
+77
in 0 channels
Get PRO
December '21
+70
in 0 channels
Get PRO
November '21
+49
in 0 channels
Get PRO
October '21
+45
in 0 channels
Get PRO
September '21
+61
in 0 channels
Get PRO
August '21
+46
in 0 channels
Get PRO
July '21
+43
in 0 channels
Get PRO
June '21
+236
in 0 channels
Get PRO
May '21
+98
in 0 channels
Get PRO
April '21
+229
in 0 channels
Get PRO
March '21
+174
in 0 channels
Get PRO
February '21
+75
in 0 channels
Get PRO
January '21
+674
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 03 September | +8 | |||
| 02 September | +8 | |||
| 01 September | +4 |
Channel Posts
| 2 | از آغاز ۱۴۰۵ نه. از شبی حوالی دیماه ۱۴۰۴. | 407 |
| 3 | بهمن ماه ۱۴۰۰، ترم دو تموم شده بود، اولین ترمی که بعد کرونا دانشگاه حضوری شده بود. امتحانا تموم شده بود و برای اولینبار توی زندگیم بعد از ۱۰۰ روز دوری، داشتم با اتوبوس برمیگشتم خونه. جاده و کوهها، تماما سفید و برفی بود و منِ بچهجنوبیِ ۲۰ سال خوزستان بزرگ شده، برای اولین بار داشتم همچین صحنهای رو میدیدم. آهنگ مسافر شادمهر رو گوش میدادم و حس بزرگ شدن داشتم.
احساس اون لحظهم رو دقیقا یادمه. حس میکردم «تمامم توی مُشتم جمعه». غروب بود و نور کمجون آفتاب از لابهلای کوههای برفی از شیشهی اتوبوس به صورتم میخورد و حس میکردم این زیباترین صحنهایه که به عمرم دیدم. دقیقا چند روز قبلش، ۲۱ ساله شده بودم. بچهها برام تولد گرفته بودن، اولین تولد دور از خونه. زندگی جالب و عجیب و رنگی به نظر میرسید. همرنگ همون باریکهی زرد خورشید که از لای برفها رد میشد و به شیشه میخورد. حالا شهریور ماه ۴۰۵عه. دوباره منم و همون جاده. تمام امتحانهامو دادم و تمام واحدهام تموم شده. دوباره منم و مسافر شادمهر. درسته بار آخرِ آخری نیست که این جاده رو طی میکنم و چند تا بازه واسه آزمون جامع دادن و کارای پایاننامه و بعدم دفاع، دوباره برمیگردم، اما انگار دیگه قصهم توی اون شهر تموم شده. میدونی چی میگم؟ آدم به پایان رسیدن داستانها رو میفهمه. به صفحهی آخر رسیدن رو میفهمه. جملهی آخری که تهش نقطه میاد و بعدش جملهی جدیدی نوشته نمیشه رو میفهمه. حالا ۲۵ سالمه و تمامم که هیچ، حس میکنم حتی کمیم هم توی مشتم جمع نیست. همهجا تاریکه و نه برفی هست، نه نور موقع غروبی. از خیلی چیزها، تقریبا فقط یه هیچ باقی مونده. از بچهای که فکر میکرد خیلی بزرگ شده، از آدمهایی که ۲۱ سالگی براش تولد گرفتن و از کلهشقیها و امیدواریهاش. حق با توعه شادمهر عزیز. با کولهبار خستگی، تو جادههای خاطره و این مسافر، یه عمره که مسافره. | 588 |
| 4 | Shadmehr-Aghili-Mosafer-256.mp3 | 560 |
| 5 | بچه که بودم، خیلی خیلی بچه، یه سری صحنههای رندومی یادمه از اینکه مثلا توی یه مهمونی بزرگونه، یه جشن، یا بازار یه سری خانوم جوون رو دیدم که از تو کیفشون یه ماتیک در میآوردن و میزدن به لبشون، بعد هم مرطوب کننده در میآوردن و میمالیدن به دستاشون. یادمه مامان هم یه مرطوب کنندهی نیوآ از این جعبه فلزی آبیا داشت که همیشه روی جاکفشی بود. تو ذهن من که بچه بودم اون زمان (مثلا سال ۸۷-۸۸) این حرکت خیلی Diva طور بود، خیلی جالب و عجیب بود برام و همهش منتظر بودم منم بزرگ شم مرطوب کننده بذارم توی کیفم. فک کنم این علاقهی وافرم به خرید لوسیون یا اینکه هر داروخانهای شیفت میرم لوسیونهاشو نگاه میکنم و ۹۰ درصد مواقع لوسیون جدید میخرم که امتحان کنم از همون موقع نشأت میگیره. خیلی بامزهست آخه. داری یه اتفاق خیلی جدی و مهم و برگریزون رو برای دوستت تعریف میکنی و اون داره جیغ میکشه که همون لحظه از تو کیفتت یه مرطوب کننده درمیاری و میمالی به دستات. انگار اگه همین الان دستات مرطوب نشه، دیگه حرف نمیتونی بزنی:)))) | 597 |
| 6 | دوستای خوب من در جاده✨✨✨ | 736 |
| 7 | siiavaash9-remix.mp3 | 831 |
| 8 | remix-gogosh-25(Gahmusic.com).mp3 | 737 |
| 9 | شادمهر.mp3 | 754 |
| 10 | Herrmaan1 (1).mp3 | 835 |
| 11 | Donya.mp3 | 709 |
| 12 | برسم خونه، تمام پیامهای جواب ندادهی این مدتی که بهم دادین رو جواب میدم، کنکوریا برای انتخاب رشته در مورد دارو پرسیده بودن، میام مفصل توضیح میدم، کلی سوال دارویی و آرایشی بهداشتی پرسیدین این مدت که توی چنل مینویسم، عکسای سفر تهران و این مدتو میذارمم و هزار تا کار دیگه. قول قول قول. فقط بهم تایم بدین برسم خونه، مامانم رو بغل کنم و چند ساعت بخوابم:”””””””” | 718 |
| 13 | وای. واقعا باورم نمیشه تمام این بدو بدوها و جابهجاییها و بیخوابیا رو پشت سر گذاشتم و بالاخره نشستم توی اتوبوس و دارم میرم خونه.
Open your heart Mom, I’m coming home🩵 | 738 |
| 14 | وقتی ترسیدم (1).mp3 | 896 |
| 15 | اوره اوسرین ۱۰ درصد ثمین شده ۹۹۰ تومن:))) اوره اوسرین یک میلیون آخه؟ زندگی تو این کشور قشنگ ژانر وحشت شده. | 1 023 |
| 16 | +سلام خانم دکتر خوبید؟ از داروخانه تماس میگیریم، نیومدید شیفتو؟
-سلامم، چرا چرا راننده اسنپ پیچیده تو کوچه بنبست، دربیایم از بنبست رسیدم به زودی:))) | 1 051 |
| 17 | بعد اولش گفتم عجله دارمم خودتون از هر راهی که میدونین سریعتر میرسه برین، به این برکت قسم گوگلمپ ۳ تا مسیر پیشنهادی داشت، ما الان توی دورترین و پرترافیکترییین مسیریم:))) | 1 057 |
| 18 | کافیه یکم دیرم شده باشه، گیر کُندترین و تبریزنشناسترین رانندهی اسنپ میفتم که نهایتا وسط اتوبان ۴۵ تا میره و تازه اگههه تلاش بکنه ۶۰ تا بره ماشین میفته به ترتر. اون وسطم هی با گوشیش کلنجر میره که خانومه بگه به راست بپیچید یا به چپ:)))))) | 1 061 |
| 19 | وسط ادارهی کل پست استان، که یک ادارهی دولتیه در کشوری که زبان رسمیش فارسیه، اگه صلاح میدونی وقتی فارسی صحبت میکنم ترکی جوابمو نده. | 1 154 |
| 20 | امروز داشت میرفت تبدیل به یکی از بدترین روزهام بشه که گفتم نیاز دارم غر بزنم. غر زیاد. خیلی خیلی زیاد عصبیام. میای دم آخری ببینمت؟ گفت میام ولی خدافظی نمیکنم باهات. اومد و انقدر گفتم و گفتم و گفتم که بالاخره احساس کردم آخیش. حالم بهتره. بعد یه باکس چپوند توی بغلم گفت برا تو. دیدم برام لوگو خریده با کارت پستالی که توش نوشته: من باهات خدافظی نمیکنم، بهت میگم «فعلا» و آرزوهای قشنگ میکنم برات. نوشته مهسا تو توی خودت جادو داری، مواظبش باش. اشکم داشت درمیومد که یکی زد پس کلهم گفت نکنیا! احساسیش نکنی که میزنم زیر گریه. گفتم باشه ولی من اینا رو نگه میدارم صاف وسط قلبم. | 1 260 |
