en
Feedback
یادداشت های پراکنده - وحید کریمی پور- دانشگاه صنعتی شریف

یادداشت های پراکنده - وحید کریمی پور- دانشگاه صنعتی شریف

Open in Telegram

http://sharif.edu/~vahid

Show more
Iran53 694The category is not specified
3 873
Subscribers
No data24 hours
+167 days
+9230 days

Data loading in progress...

Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+21
in 0 channels
August '26
+218
in 4 channels
Get PRO
July '26
+45
in 1 channels
Get PRO
June '26
+22
in 0 channels
Get PRO
May '26
+22
in 0 channels
Get PRO
April '26
+80
in 1 channels
Get PRO
March '260
in 0 channels
Get PRO
February '26
+123
in 1 channels
Get PRO
January '26
+57
in 2 channels
Get PRO
December '25
+29
in 0 channels
Get PRO
November '25
+135
in 3 channels
Get PRO
October '25
+59
in 0 channels
Get PRO
September '25
+53
in 0 channels
Get PRO
August '25
+36
in 0 channels
Get PRO
July '25
+50
in 3 channels
Get PRO
June '25
+29
in 0 channels
Get PRO
May '25
+48
in 2 channels
Get PRO
April '25
+19
in 1 channels
Get PRO
March '25
+33
in 0 channels
Get PRO
February '25
+26
in 0 channels
Get PRO
January '25
+57
in 4 channels
Get PRO
December '24
+51
in 2 channels
Get PRO
November '24
+28
in 1 channels
Get PRO
October '24
+29
in 0 channels
Get PRO
September '24
+44
in 1 channels
Get PRO
August '24
+17
in 0 channels
Get PRO
July '24
+45
in 3 channels
Get PRO
June '24
+71
in 4 channels
Get PRO
May '24
+27
in 0 channels
Get PRO
April '24
+27
in 0 channels
Get PRO
March '24
+22
in 0 channels
Get PRO
February '24
+25
in 0 channels
Get PRO
January '24
+258
in 4 channels
Get PRO
December '23
+30
in 0 channels
Get PRO
November '23
+100
in 3 channels
Get PRO
October '23
+37
in 0 channels
Get PRO
September '23
+39
in 0 channels
Get PRO
August '23
+134
in 0 channels
Get PRO
July '23
+89
in 0 channels
Get PRO
June '23
+134
in 0 channels
Get PRO
May '23
+9
in 0 channels
Get PRO
April '23
+18
in 0 channels
Get PRO
March '23
+9
in 0 channels
Get PRO
February '23
+5
in 0 channels
Get PRO
January '23
+21
in 0 channels
Get PRO
December '22
+30
in 0 channels
Get PRO
November '22
+61
in 0 channels
Get PRO
October '22
+295
in 0 channels
Get PRO
September '22
+63
in 0 channels
Get PRO
August '22
+20
in 0 channels
Get PRO
July '22
+79
in 0 channels
Get PRO
June '22
+12
in 0 channels
Get PRO
May '22
+21
in 0 channels
Get PRO
April '22
+19
in 0 channels
Get PRO
March '22
+16
in 0 channels
Get PRO
February '22
+26
in 0 channels
Get PRO
January '22
+19
in 0 channels
Get PRO
December '21
+17
in 0 channels
Get PRO
November '21
+15
in 0 channels
Get PRO
October '21
+33
in 0 channels
Get PRO
September '21
+138
in 0 channels
Get PRO
August '21
+18
in 0 channels
Get PRO
July '21
+31
in 0 channels
Get PRO
June '21
+116
in 0 channels
Get PRO
May '21
+118
in 0 channels
Get PRO
April '21
+107
in 0 channels
Get PRO
March '21
+104
in 0 channels
Get PRO
February '21
+47
in 0 channels
Get PRO
January '21
+35
in 0 channels
Get PRO
December '20
+2 382
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
08 September+2
07 September+1
06 September+4
05 September+1
04 September+10
03 September0
02 September+2
01 September+1
Channel Posts
سخنی با دانشجویان پس از ارسال نامه ۴۶ استاد دانشگاه صنعتی شریف با عنوان «برای شریف» که در واقع پاسخ این همکاران به «نامه مادران دانشجویان اخراج شده از شریف» بود،‌ من و حداقل چهار تن دیگر از همکاران که اگر چه متاسفانه افتخار نوشتن این نامه را نداشتیم ولی آن را امضا کرده بودیم با پیام های متعددی از سوی برخی دانشجویان مواجه شدیم که همگی ضمن داشتن لحنی مودبانه خواهان این بودند که «احساس ما به عنوان امضا کننده این نامه هنگام حمله به مدرسه میناب» چه بوده است و «چرا این استادان در آن هنگام بیانیه ای صادر نکرده و آن را محکوم نکرده اند.» این متن پاسخی به این دانشجویان است. حمله به مدرسه میناب و کشتن کودکان بیگناه بدون شک یک جنایت جنگی است که امیدوارم پس از پایان جنگ با طرح شکایت رسمی توسط دولت به سرانجام برسد و غرامت متناسب به خانواده قربانیان تعلق بگیرد، اگر چه دریافت غرامت هرگز آن کودکان بیگناه را به دامان خانواده هایشان برنخواهد گرداند و آن داغ ابدی را سرد نخواهد کرد. بنابراین راه درست برخورد با چنین فجایعی دنبال کردن آن توسط نهادهای دولتی و بین المللی است نه محکوم کردن آن توسط این گروه یا آن گروه از شهروندان. اگر نامه استادان دانشگاه نیز تنها به محکوم کردن اخراج دانشجویان بسنده می کرد، بازهم یک کار بی فایده بود. در عوض این نامه در بردارنده یک خواست مشخص از رئیس دانشگاه برای بازنگری در این احکام مطابق با رویه های اصلاح شده است. و اما سخنی با دانشجویانی که از نوشتن این نامه ناراضی اند و همچنان از اخراج گروهی از همکلاسی های خود حمایت می کنند. به اعتقاد من، در هر کشوری در دنیا، وظیفه انسانی و اخلاقی یک شهروند این است که در مقابله یک شهروند دیگر با سازمان ها و نهادها و حتی خود حکومتِ، جانب شهروند را بگیرد، سخن او را بشنود و خواهان برخورد منصفانه با او شود، نه اینکه جانب آن سازمان و نهاد و یا حکومت را بگیرد. دلیل اش هم خیلی ساده است. چون حتی سازمانی مثل شهرداری نیز به اندازه کافی قدرتمند است و در برابر یک شهروند، نیازی به همراهی و حمایت یک شهروند دیگر ندارد. اگر دانشجویی در دموکراتیک ترین کشور دنیا هم زندگی کند، بازهم در مقابله دانشجو و یک سازمان، اخلاقا باید در جانب همکلاسی خود بایستد نه در جانب آن سازمان. برای یک دانشجو حضور در کمیته ای که در آن یک دانشجوی دیگر یعنی همکلاسی او حکم اخراج می گیرد، هرگز کار پسندیده ای نیست و چه بسا سالها بعد وقتی که شور جوانی فروکش کند، شرمندگی و افسوس به بار آورد.

2
نامه زیر را جمعی از مادران دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف به یکی از همکاران و در واقع به مجموعه همکاران دانشگاه صنعتی شریف نوشته اند. مخاطب آن در واقع همه استادان و مسئولین دانشگاه های ایران نیز هست. ————————————————————————————————————————————————————————————————————- ما جمعی از مادران دانشجویانی هستیم که فرزندانمان در ماه‌های اخیر، با احکام سنگین انضباطی و اخراج از دانشگاه مواجه شده‌اند. این نامه را نه از سر تقابل و نه برای نادیده گرفتن قوانین، بلکه از جایگاه مادرانی می‌نویسیم که نگران آینده، سرنوشت و سال‌های ازدست‌رفتهٔ جوانی فرزندانشان هستند و با امید فراوان به شما پناه آورده‌ایم. فرزندان ما ممکن است در شرایطی مرتکب خطا یا تخلف شده باشند و طبیعی است که دانشگاه نیز حق دارد نسبت به تخلف، واکنش نشان دهد؛ اما آیا برای یک خطا، گرفتن فرصت ادامهٔ تحصیل و نابود کردن مسیر آیندهٔ یک جوان، تنها راه ممکن است؟ آنچه بیش از همه ما را رنج می‌دهد، سنگینی و گاه جبران‌ناپذیر بودن مجازاتی است که آیندهٔ این جوانان را تحت تأثیر قرار می‌دهد. بسیاری از این دانشجویان سال‌ها برای رسیدن به دانشگاه شریف تلاش کرده‌اند، بخش قابل‌توجهی از تحصیل خود را پشت سر گذاشته‌اند و خانواده‌هایشان تمام امید و سرمایهٔ خود را برای آیندهٔ آنان گذاشته‌اند. دردناک‌تر از همه برای ما این است که برخی از این دانشجویان، در کنار پروندهٔ انضباطی در دانشگاه و حکم اخراج، با مجازات دستگاه قضایی (اکثراً یک تا سه سال حبس) نیز مواجه شده‌اند؛ یعنی برای یک جرم در دانشگاه، با دو مجازات در دو نهاد دانشگاه و دستگاه قضایی روبه‌رو شده‌اند! ما از شما تقاضا داریم اگر امکان دارد، صدای این مادران را بشنوید و در حد توان خود، برای بازنگری در احکام اخراج، تبدیل مجازات‌های سنگین به احکام متناسب‌تر و فراهم شدن امکان بازگشت این دانشجویان به مسیر تحصیل کمک کنید. گاهی یک فرصت دوباره، می‌تواند زندگی یک جوان را نجات دهد. ما از شما انتظار نداریم قانون را نادیده بگیرید؛ فقط می‌خواهیم در کنار قانون، انصاف، تناسب مجازات، شرایط هر دانشجو و آیندهٔ یک انسان نیز دیده شود. اگر امکان پیگیری یا رساندن این دغدغه‌ها به مسئولان دانشگاه یا مسئولان وزارت علوم را دارید، از شما صمیمانه درخواست می‌کنیم ما را تنها نگذارید. پیشاپیش از وقتی که برای شنیدن صدای ما می‌گذارید، سپاسگزاریم. با احترام و امید، جمعی از مادران دانشجویان اخراجی دانشگاه صنعتی شریف
8 097
3
نامه مادران دانشجویان اخراج شده از دانشگاه صنعتی شریف
1
4
کتاب احمد (شهرام) شریعتی
5 066
5
کتاب علی رهنما
4 941
6
مقاله جلال متینی:
4 938
7
این کاری است که در کتاب اخیر احمد (شهرام) شریعتی، عضو هیئت علمی فیزیک در دانشگاه الزهرا که از پنجاه سال پیش کتاب های او را خوانده انجام شده. این کتاب البته لحن همدلانه ای ندارد و شریعتی را فارغ از دردمندی های ارزشمندش در زمانه ای که  استبداد و سکوت بر همه جا سایه افکنده نقد می کند. به همین دلیل هم بسیار دقیق نوشته شده  و پر است از ارجاع به متن کتابهای شریعتی و راستی آزمایی ادعاهای او. کتابی است که چه دوستداران علی شریعتی بخواهند چه نخواهند جای خود را در تمام سالهای آینده به عنوان کتابی معتبر و دقیق برای ارزیابی کارنامه شریعتی بازخواهد کرد.  البته اگر خواننده بخواهد زمانه شریعتی و زندگی خود او را از کودکی تا وفات اش بشناسد می تواند به کتاب « شریعتی، مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد» نوشته علی رهنما مراجعه کند. شاید پس از خواندن این کتاب،‌ خواننده بتواند بخشی از  اشتباهات شریعتی را با دیده اغماض بنگرد.  اگر هم همکاران دانشگاهی ما بخواهند به آغاز و انجام کار او در دانشگاه مشهد و شیوه تدریس اش و کار حرفه ای اش نگاه کنند، مقاله جلال متینی مرجع ارزنده ای است.
4 925
8
مرثیه ای برای یک دوران از دست رفته اخیرا موسی غنی نژاد، در مصاحبه ای شریعتی را شیاد خواند، به این دلیل که در سخنرانی هایش به  کسی به اسم پروفسور شاندل استناد می کرده و حرف های خود را از زبان او می گفته برای این که دانشجویان را تحت تاثیر قرار دهد.  بلافاصله موجی از انتقادها  از جانب دوستداران شریعتی (عموما از نسل ما و قبل از ما) براه افتاد، که شریعتی از این گونه ابداعات ادبی و هنری زیاد کرده، کما اینکه در شعر فارسی هم شاعران بزرگ از زبان دیگران حرف های خود را می زده اند و هیچ کس بر آنها خرده نگرفته. انتقادها طیفی از اشارات کنایی مثل نوشته احمد زیدآبادی تا نامه های خیلی تند مثل نامه عبدالکریم سروش را که از موضع خیلی بالا صرفاً سرشار از ناسزاهای مسجع بود را در بر می گرفت.  طبیعتا و به دلایلی قابل فهم هم عده ای از همکاران موضع شان این است که مسئله اصلی کشور ما در این روزها پیدا کردن راهی برای برون رفت از خطر جنگ و ویرانی کشور و مقابله با تندروهایی است که درک درستی از منافع ملی و رنج مردم ندارند، و بنابراین پرداختن به نقد شریعتی و در کنار او مصدق که این روزها انتقاد از او هم رواج یافته و دوستدارانش را آزرده کرده است،‌ بیش از آنکه به اصلاح کشور کمک کند، آبی است که به آسیاب تندروان و ضد اصلاح طلبان ریخته می شود. به گمان این همکاران می توان صبر کرد تا  کشور از این دوران حساس گذر کرده باشد و بعد با فراغ بال و با درک زمانه ای که این افراد در آن می زیستند به انتقاد از آنها پرداخت.  سخن قابل تاملی است، اما من فکر می کنم کشور ما هیچگاه حتی وقتی از این دوران حساس عبور کند، به آن درجه از آرامشی که مد نظر همکاران است نخواهد رسید و فرصت نقد فراهم نخواهد شد مگر اینکه نقد را همیشگی کنیم و از همین حالا نقادی بی ملاحظه و صریح و روشن را متوجه همه افراد و جریان ها کنیم. جهل و نادانی امری نیست که به یکباره از جامعه ای رخت بربندد. باید صراحت داشته باشیم، از هیچ کس چه گذشتگان و چه آنها که حاضرند بت نسازیم، مقهور قدرت سیاسی  و یا محبوبیت آنها نزد گروهی از مردم نشویم. اشتباهات شریعتی، مصدق،‌ شاه،‌ خمینی و کل نظریه های سلطنت و ولایت فقیه را بدون برچسب های ناشایست، البته با زبانی صریح و روشن ذکر کنیم تا نقادی و تفکر در جامعه ما جای شور و اشتیاق و ارادت ورزی را بگیرد. آنگاه است که شاید پس از چند دهه جامعه ما قدم در جاده اصلاح بگذارد.  خوشبختانه در ۵۰ سال اخیر جامعه دانشگاهی ما علیرغم تمام کاستی ها و محرومیت های مادی اش، روشی  را در ارزیابی افراد دنبال  کرده که می تواند برای جبران اشتباهات گذشته راهگشا باشد. اگر از خیل عظیم مدارکی که بنا به ملاحظات سیاسی نصیب مسئولین می شود بگذریم و توجه خود را به جوانان درس خوانده متقاضی استخدام در دانشگاه معطوف کنیم، فرایند استخدام و ارتقا چنین چیزی است: برای استخدام هر کسی در دانشگاه کارنامه علمی اش ، ‌ مقاله ها و ارجاعاتش ، برنامه آینده اش، دوره هایی را که به عنوان پسادکتری طی کرده، توصیه نامه ها از استادانش و حتی ریز نمراتش را بررسی می کنند و پس از گذراندن این کارنامه از کمیته های گوناگون تصمیم به استخدام او می گیرند. سپس سال به سال و پس از بررسی سیر پژوهشی و آموزشی اش مراتب ارتقای او طی می شود.  ای کاش آن موقع که دکتر شریعتی به ایران آمد نیز  چنین دقت هایی اعمال می شد، ظاهرا در ان زمان در دانشگاه مشهد، جایی که شریعتی استخدام شده،‌ چیزی شبیه به این روند و البته خیلی کمرنگ  وجود داشته ولی به دلیل شور و هیجان اعتراضی و انقلابی ای  که ‌سخنرانی های او در دانشجویان، آن هم در نبود آزادی سیاسی در رژیم  شاه  وجود داشته،  این  روند نادیده گرفته شده. ای کاش غلبه شور و هیجان انقلابی گری جای خود را به اصلاح طولانی مدت و پایدار می داد و کسی مثل دکتر شریعتی می توانست با آرامش خاطر یک رساله دکتری  واقعا در رشته جامعه شناسی که خود را متخصص آن می دانست بنویسد و نسلی از دانشجویان مستعد کشور را در رشته جامعه شناسی تربیت کند. ای کاش فضای فکری استبداد زده جامعه ما اینقدر فقیر نبود.  به هر حال امروز که جامعه دانشگاهی ما پیشرفت کرده فرصتی یافت شده که شریعتی را بدون ارادت ورزی تنها به مدد مطالعه و نقادی دقیق و خط به خط آثارش بشناسیم.
4 246
9
همکاران گرامی و هیئت رئیسه محترم دانشگاه از قرار معلوم سایت مکتبخونه تمامی درسهای ارائه شده توسط همکاران ما را که به صورت رایگان در اختیار همه دانشجویان دانشگاههای ایران بود، از سایت خود برداشته است. ادعای این سایت این است که این کار به درخواست دانشگاه انجام شده. علی القاعده دانشگاه باید روش جایگزینی را در نظر داشته باشد که بتواند این کار غیرقابل فهم خود را جبران کند. من که شخصا در تعجبم که چرا سایت مکتبخونه چنین چیزی را قبول کرده است، چون مدرسان این درسها در مالکیت معنوی و فکری آنها سهم دارند و قبل از هر چیز می بایست موافقت مدرسان جلب می شد.
8 381
10
https://doxpodcast.com/episodes/south-africa-nuclear-weapons/
4 817
11
ماجرای اشرف مروان، داماد جمال عبدالناصر و منبع اطلاعاتی موساد، نمونه‌ای پیچیده از همین جنگ پنهان است؛ جایی که اطلاعات، اعتماد، فریب و تحلیل نادرست در هم تنیده شدند. اما مهم‌تر از وجود یک عامل انسانی، درسی است که از این پرونده می‌توان گرفت و آن این است که چگونه نزدیک‌ترین افراد می‌توانند بر تحلیل نادرست وضعیت با عنوان راهبردی میهن‌دوستانه صحه بگذارند و بخشی از چرخه خطای محاسباتی شوند. بنابراین، اگر امروز در داخل کشوری کسانی فضایی ایجاد کنند که تصمیم‌گیران تصور کنند هرگونه خویشتنداری تاکتیکی یا اندیشه توافق نشانه ضعف است، یا هر اقدام پرهزینه‌ای الزاما نشانه اقتدار، در عمل -حتی اگر نیتشان خیر باشد- ممکن است همان خطای محاسباتی را بازتولید کنند که دشمن سال‌ها برای ایجاد آن سرمایه‌گذاری کرده است. هیچ فرمانده عاقلی تمام ظرفیت‌های ملی کشور را در نبرد خرج نمی‌کند. هیچ شطرنج‌باز حرفه‌ای صرفا برای نمایش جسارت، وزیر خود را قربانی نمی‌کند. قدرت، در مصرف کردن ابزار نیست؛ در حفظ و به‌کارگیری آن در زمان مناسب است. از این منظر، دفاع از کشور فقط دفاع از مرزها نیست؛ دفاع از عقل راهبردی نیز هست ولو برای آن دسته و گروهی راه بیاندازند یا سرقفلی تلویزیون و تریبون‌های کشور به نام آنها باشد . همان‌گونه که نفوذ در یک مرکز نظامی می‌تواند امنیت را تهدید کند، نفوذ یک منطق غلط در فرآیند تصمیم‌گیری نیز می‌تواند کشور را به سمت انتخاب‌هایی ببرد که دشمن حتی در خوش‌بینانه‌ترین سناریوهای خود نیز انتظار آن را نداشت. به همین دلیل، باید میان مقاومت و تندروی مرزی روشن کشید. مقاومت، هنر افزایش هزینه دشمن با حداقل هزینه ملی است. تندروی، آمادگی برای پرداخت هر هزینه‌ای بدون محاسبه نسبت سود و زیان. اولی بازدارندگی می‌آفریند؛ دومی ممکن است همان بازدارندگی را فرسوده کند. کشوری که این دو را یکی بداند، نه‌تنها مفهوم مقاومت را تضعیف کرده، بلکه ناخواسته یکی از مهم‌ترین خطوط دفاعی خود، یعنی سلامت محاسبات راهبردی، را نیز در معرض تهدید قرار داده است.
4 827
12
✔️مرز میان مقاومت و تندروی کجاست؟ ✍🏻سهند ایرانمهر در ادبیات نظامی، دفاع فقط به معنای استقرار سامانه‌های پدافندی، استحکام سنگرها یا پاسخ متقابل به آتش دشمن نیست و هر کسی که تاریخ جنگ مدرن را مطالعه کرده باشد، می‌داند نخستین خط دفاع، حفاظت از «محاسبات تصمیم‌گیر» است. باربارا تاکمن، تاریخ‌نگار برجسته آمریکایی، در کتاب‌هایی چون «توپ‌های ماه اوت» و «سیر نابخردی: از تروا تا ویتنام» بارها نشان می‌دهد که چگونه ملت‌ها و رهبران به دلیل خطا در فهم موقعیت خود، وارد مسیرهایی شدند که بازگشت از آن دشوار بود. در «توپ‌های ماه اوت»، او شرح می‌دهد که چگونه رهبران اروپایی در آستانه جنگ جهانی اول، گرفتار مجموعه‌ای از فرضیات نادرست درباره سرعت جنگ، توان دشمن و پیامدهای تصمیم‌های خود شدند؛ جنگی که بسیاری تصور می‌کردند کوتاه و قابل کنترل خواهد بود، اما به یکی از ویرانگرترین منازعات تاریخ بدل شد. درس تاکمن این است که فاجعه‌های بزرگ اغلب از جایی آغاز نمی‌شوند که قدرت وجود ندارد، بلکه از جایی آغاز می‌شوند که قدرت، بدون ارزیابی درست از واقعیت، به تصمیمی نادرست تبدیل می‌شود دشمن زمانی به موفقیت نزدیک می‌شود که بتواند پیش از اصابت نخستین موشک، ذهن طرف مقابل را به تصمیمی سوق دهد که خود به تنهایی هزینه‌ای بیش از حمله نظامی ایجاد کند. به همین دلیل است که در دانش راهبردی از «جنگ شناختی» سخن گفته می‌شود؛ جنگی که هدف آن بیش‌ از تصرف خاک، تغییر محاسبات است. اگر بتوانی فرمانده یا سیاستمدار را وادار کنی که توان دشمن را کمتر یا بیشتر از واقع ببیند، ظرفیت خود را نادرست برآورد کند یا در زمانی نامناسب دست به اقدامی پرهزینه بزند، بخش بزرگی از جنگ را بدون شلیک گلوله برده‌ای. اما این خطای محاسباتی همیشه از بیرون تزریق نمی‌شود. گاهی از درون تولید می‌شود؛ توسط کسانی که آگاهانه یا ناآگاهانه، فضای تصمیم‌گیری را به گونه‌ای شکل می‌دهند که هر دعوت به سنجش هزینه و فایده، با برچسب «سازش» حذف شود و در مقابل، هر اقدام شتاب‌زده و پرهزینه، عنوان «مقاومت» بگیرد، اینجاست که باید میان دو مفهوم کاملاً متفاوت مرز کشید؛ مقاومت و تندروی. باید قدرت تفکیک این را داشت که مقاومت یک راهبرد است اما تندروی یک خلق‌وخو. تندروی مفهومی انتزاعی و محدود به شرایط عادی یا زمان صلح نیست؛ حتی در یک جنگ وجودی نیز می‌تواند رخ دهد. جنگ وجودی به معنای آن نیست که هر تصمیمی، صرفا به دلیل شرایط اضطراری، درست و عقلانی است. اتفاقاً در چنین شرایطی اهمیت محاسبه بیشتر می‌شود، زیرا خطا در تصمیم‌گیری می‌تواند هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر بر یک ملت تحمیل کند. کشورها گاهی در لحظاتی که احساس تهدید حیاتی داشته‌اند، میان ضرورت دفاع و وسوسه واکنش‌های شتاب‌زده مرز را از دست داده‌اند. مقاومت واقعی دقیقا در همین نقطه از تندروی جدا می‌شود زیرا مقاومت می‌خواهد بقا، امنیت و قدرت ملی را حفظ کند؛ اما تندروی ممکن است در نام دفاع، منابع و ظرفیت‌هایی را مصرف کند که برای ادامه همان دفاع ضروری‌اند. در جنگ، شجاعت بدون عقلانیت می‌تواند به همان اندازه خطرناک باشد که ترس و انفعال. راهبری جنگ فقط در اتاق‌های فرماندهی نظامی انجام نمی‌شود؛ حفظ انسجام اجتماعی نیز بخشی از میدان نبرد است. جامعه باید بداند هدف چیست، مسیر کدام است و هزینه‌هایی که پرداخت می‌شود چه نسبتی با دستاورد نهایی دارد. هیچ ملتی را نمی‌توان برای مدت طولانی تنها با مفاهیمی چون «فداکاری» و «جان‌باختن» همراه کرد؛ زیرا حتی ایثار نیز زمانی پایدار می‌ماند که با فهم، اقناع و احساس مشارکت در یک هدف روشن همراه باشد. قدرت ملی زمانی شکل می‌گیرد که مردم نه فقط هزینه جنگ، بلکه منطق تصمیم‌هایی را که این هزینه‌ها را به وجود می‌آورد نیز درک کنند. مقاومت، قبل از هر اقدام، این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این تصمیم قدرت ملی را افزایش می‌دهد یا صرفا احساس نیاز به قدرت را اشباع می‌کند؟ آیا هزینه‌ای که به دشمن تحمیل می‌شود، بیش از هزینه‌ای است که کشور خود می‌پردازد؟ آیا این اقدام دشمن را در موقعیت دشوارتری قرار می‌دهد یا ما را در ویترین تهدید علیه جهان قرار می‌دهد و بهانه‌ای برای اجماع‌سازی و حذف بالمآل کلیت ایران را فراهم می‌کند؟ تندروی اما معمولاً چنین پرسش‌هایی را بی‌ارزش می‌داند. در منطق تندروی، اول برای مخالفت و «نظر دیگر» هزینه‌‌تراشی می‌شود و سپس شدت عمل به جای اثربخشی می‌نشیند و هیجان جایگزین محاسبه می‌شود. نتیجه آن است که گاهی کشوری دقیقا همان کاری را انجام می‌دهد که دشمن امیدوار بود انجام دهد. تاریخ جنگ‌های خاورمیانه نیز نشان داده است که میدان نبرد پیش از آنکه در زمین و هوا شکل بگیرد، در ذهن تصمیم‌گیران آغاز می‌شود.
3 882
13
یک مقایسه : حداقل پنج تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف توسط کمیته انضباطی دانشگاه اخراج شده و به مدت پنج سال از تحصیل در هم
یک مقایسه : حداقل پنج تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف توسط کمیته انضباطی دانشگاه اخراج شده و به مدت پنج سال از تحصیل در همه دانشگاه ها محروم شدند. کسانی که از این احکام دفاع می کنند،‌ معتقدند که شعارهای سرداده شده توسط این دانشجویان در یک جمع چند ده نفره آنهم درون دیوارهای دانشگاه در دی ماه سال قبل، در تشویق بیگانگان برای حمله به ایران موثر بوده و به همین جهت این دانشجویان در شهادت بچه های میناب مسئولیت دارند. امروز هم ترامپ گفته که در صورت هر گونه تهدید جان او، که در همه جا تکرار شده، هزاران موشک آماده شلیک به ایران هستند و این شلیک ها به مدت یک سال یا حتی بیشتر ادامه خواهد داشت تا ایران به کلی ویران شود.
1
14
حماسهٔ تاریخی کارلیا و خودکشی ژئوپلیتیک در ۱۹۳۹ و پس از پیمان شوم «ریبنتروپ-مولوتوف» بین آلمان نازی و شوروی، فنلاند در حوزهٔ نفوذ شوروی قرار گرفت. لنینگراد (سنت‌پترزبورگ امروز)، دومین شهر حیاتی و قطب صنعتی شوروی، تنها ۳۲ کیلومتر با مرز فنلاند فاصله داشت. استالین نگران بود که در صورت جنگ، این کشور به پایگاهی برای تهاجم غربی‌ها تبدیل شود. از این رو، مسکو به هلسینکی پیشنهاد داد مرز خود را در باریکهٔ کارلیا عقب‌تر ببرد و چند جزیرهٔ کوچک استراتژیک را واگذار کند؛ در عوض، اراضی بسیار گسترده تری در شمال دریافت کند. دولت فنلاند این پیشنهاد را با قاطعیت رد کرد. آنان گمان می‌کردند ارتش سرخ به دلیل پاکسازی‌های استالین توان حمله ندارد و بریتانیا، فرانسه و سوئد به کمکشان می‌آیند. ولی ژئوپلیتیک با آرزوها اداره نمی‌شود؛ استالین در نوامبر ۱۹۳۹ حمله‌ای تمام‌عیار را آغاز کرد. رسانه‌های غربی همواره ایستادگی شگفت‌انگیز فنلاندی‌ها را ستایش می‌کنند؛ واقعیت هم این است که فنلاندی‌ها برترین حماسه‌های دفاعی تاریخ معاصر را آفریدند. ارتش کوچک فنلاند با تاکتیک‌های چریکی زمستانی و کوکتل مولوتوف، تلفات سنگینی به ارتش سرخ وارد کرد و تهاجم اولیه شوروی متوقف و ناکام ماند. غرب و فنلاندی‌ها احساس عظمت کردند. ولی پس از گذشت سه ماه و توقف جنگ، دوباره ماشین جنگی شوروی پس از تجدید قوا، به حرکت درآمد. این‌بار با توپخانه سنگین، خطوط دفاعی فنلاند را درهم شکست. مسکو با فرسایش هلسینکیِ که تنها  مانده و هیچ متحد استراتژیک ی نداشت، آنان را به امضای «پیمان صلح مسکو» در مارس ۱۹۴۰ ناگزیر کرد. خسران این امتناع، بسیار سنگین‌تر از خواسته‌های اولیهٔ استالین بود: ۱۱ درصد از خاک فنلاند از دست رفت، کل باریکهٔ کارلیا و شهر صنعتی «ویبوری» واگذار شد و حدود یک‌دهم جمعیت کشور آواره شدند. خط دفاعی حیاتی «مانرهیم» نیز به کنترل شوروی درآمد. پشیمانی ناشی از این شکست، فنلاند را در سال ۱۹۴۱ باز هم به تصمیم غلط استراتزیک واداشت که در واقع  خودکشی ژئوپلیتیک ی دهشتناک تری بود؛ اتحاد با هیتلر برای انتقام و بازپسگیری کارلیا. با شکست آلمان، فنلاند نه‌تنها اراضی را پس نگرفت، بلکه بندر استراتژیک «پتسامو» را نیز باخت، غرامتی ۳۰۰میلیون‌دلاری پرداخت و ناچار به پذیرش دکترین تحقیرآمیز «فنلاندیزه‌شدن» (سقوط استقلال سیاست خارجی در ازای بقای داخلی) شد. مهمتر از ان راه رسیدن به قطب شمال را از دست داد. از منظر منطق ژئواستراتژی، فنلاند با تکیه بر سه اشتباه شناختی، باوجود حداکثر فداکاری و برترین ایثارهای  ملت، سربازان و ژنرال ها، استراتژی را باخت: ۱- طرف مقابل (شوروی) حمله نخواهد کرد؛ ۲- جهان به کمک ما می‌آید؛ ۳- ما در جایگاه حق مطلق و محض هستیم. فنلاند یک توافق دردناک، اما بسیار محدود را رد کرد، ولی ناگزیر به از دست‌دادن ۱۱٪ سرزمین و ... شد. مورد فنلاند اثبات می‌کند که در بازی قدرت‌های بزرگ، اگر بازیگران کوچک‌تر زمان‌شناسی سازش عقلانی را نداشته باشند، پویایی جنگ آن‌ها را به سمت سازش‌های مرگبار و ویرانگر خواهد کشاند. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
3 771
15
پیامدهای لجاجت ژئوپلیتیک در ۱۱ مرداد ۱۳۶۹، ارتش عراق که در آن هنگام با ۵۶ لشگر و ۷۰۰ جنگنده، چهارمین ارتش جهان خوانده می‌شد، با حمله‌ای برق‌آسا کویت را تصرف و آن را استان نوزدهم خود خواند. جامعه بین‌المللی، به‌رغم مخالفت‌های پراکنده برخی کشورها مانند اردن، یمن و سازمان آزادی‌بخش فلسطین، با اکثریتی قاطع علیه صدام موضع گرفت. تنها چند روز پس از تهاجم، شورای امنیت با قطعنامه ۶۶۱، سنگین‌ترین تحریم‌های اقتصادی تاریخ تا آن زمان را علیه عراق اعمال کرد. سپس شورای امنیت طی قطعنامهٔ ۶۷۸، تا ۲۵ دی (۱۵ ژانویهٔ ۱۹۹۱) به عراق مهلت عقب‌نشینی بی‌قید و شرط از کویت داد. در این فاصله، طرح‌های متعدد صلح و میانجی‌گری‌های پرشمار از سوی شوروی، فرانسه، کشورهای عرب و دبیرکل سازمان ملل به عراق ارائه شد؛ به اغلب احتمال حدود ۲۷ بار. ولی صدام در «لجاجتی ژئوپلیتیک»، خروج از کویت را منوط به: عقب‌نشینی اسرائیل از اراضی اشغالی فلسطین و آزادی قدس شریف کرد. صدام تصور می‌کرد ارتش توانمندش می‌تواند تلفات سنگینی به نیروهای آمریکایی وارد کند و افکار عمومی آمریکا، تاب‌آوری یک جنگ طولانی و فرسایشی مانند ویتنام را نخواهد داشت. همچنین برآوردش این بود که ائتلاف بین‌المللی و عربی با آغاز جنگ از هم می‌پاشد. در فاصله ۹۰ روزه پاییز ۱۳۶۹، همه طرح‌های صلح و میانجی‌گری‌ها، یکی پس از دیگری از سوی صدام رد شدند. باور به فرسایشی‌شدن جنگ، ایجاد تلفات سنگین برای آمریکا و شکست افکار عمومی آن، و پیش‌بینی نادرست دربارهٔ فروپاشی ائتلاف بین‌المللی، گزاره‌های کاملا نادرستی بودند که استراتژی مقاومت صدام بر آن‌ها استوار شده بود. با رد آخرین پیشنهادات صلح، در دی‌ماه ۱۳۶۹ عملیات موسوم به طوفان صحرا آغاز شد. پس از یک جنگ هوایی ۳۹روزه، که طی آن شبکهٔ برق، پالایشگاه‌ها، پل‌ها، مراکز فرماندهی و راه‌های مواصلاتی عراق نابود یا از حیز انتفاع خارج شدند، طی نبردی ۱۰۰ ساعته خطوط دفاعی ارتش عراق فرسوده شد و این ارتش با تلفات ده‌ها هزار نفره و نابودی تجهیزات، ناگزیر از کویت خارج شد. بمباران سنگین بزرگراه بصره آن را به «اتوبان مرگ» تبدیل کرد. سرانجام نیز فرماندهان صدام در خیمه صفوان، با پذیرش شروط سنگین آتش‌بس ائتلاف و آمریکا، با مفاد تحقیرآمیز تسلیم شدند: -نابودی تسلیحات موشکی و شیمیایی؛ -پذیرش ورود بی قید و شرط بازرسان سازمان ملل و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به هر جای عراق؛ -و بازنگری مرزها به نفع کویت. مفادی که بعدها در قطعنامهٔ ۶۸۷ (فروردین ۱۳۷۰ / آوریل ۱۹۹۱) تثبیت شد. #یدالله_کریمی_پور #karimipour_k
3 237
16
صبح روز دوشنبه مرکز فناوری دانشگاه ما توسط اسراییل بمباران و به طور کامل تخریب شد. هیچ کس امید نداشت که دوباره بتواند جلسه درس مجازی اش را برگزار کند و همه فکر می کردیم که آموزش ما تا انتهای این ترم تعطیل خواهد شد و همه دانشجویان نیز یک ترم تحصیلی را از دست خواهند داد، آنهم در حالیکه برای هر کدام از دانشجویان از دست دادن یک ترم به معنای جا ماندن از آینده ای است که از سالها پیش برایش برنامه ریزی و تلاش کرده. اما بلافاصله شرکتِ گرداننده اسکای روم در ایران، ارائه سرویس اش را برای دانشگاه رایگان کرد و دست اندرکاران دانشگاه (معاونت و مدیریت آموزشی و مهندسان فناوری) تا آخرین ساعات شب برای تک تک استادان کلاس درس مجازی ایجاد کردند، آدرس ها را به همه استادان فرستادند، آدرس های جدید را به هزاران دانشجو اطلاع رسانی کردند، نام های کاربری و پسوردهای جدید را در فهرست های تنظیم شده به همه فرستادند، و لابد ده ها کار دیگر که از دید غیر متخصصان پنهان است. درس های مجازی دوباره راه افتاد و به جای یک ترم فقط یک روز دچار وفقه شد. این یک اتفاق ساده نبود، ‌ بلکه کاری بزرگ و غرورآفرین بود که نشان می دهد ایران فقط حکومت جمهوری اسلامی نیست، بلکه یک زیست بوم بسیار شایسته و قابل احترام و افتخار است که زاییده خلاقیت، دانش و کارآمدی طیف گسترده ای از متخصصان و وطن دوستان با افکار و عقاید سیاسی گوناگون است. از چنین زیست بومی باید با تمام وجود در مقابل بیگانگان، بدخواهان و خام اندیشان دفاع کرد. سالها پیش یک سیاستمدارن اروپایی از ریاضیدانی پرسیده بود که «آیا این کارهای انتزاعی که شما می کنید اصلا به درد دفاع از ملت می خورد؟» و پاسخ شنیده بود که «خیر، به درد دفاع نمی خورد، اما ملت ما را شایسته دفاع می کندا» ملت ما هم به دلیل وجود انبوهی از سرمایه های فکری و هنری و صنعتی اش شایسته دفاع است. امیدوار باشیم که، حکومت نیز قدر این زیست بوم را بداند و اشتباهات گذشته خود را جبران کند تا همه در کنار هم، چه آنها که در ایران مانده اند و چه آن خیل عظیمی از نویسندگان، هنرمندان،‌ ادبیان و دانشمندانی که ناچار به ترک وطن شده ولی دل در گروی زادگاه خود دارند، برای توسعه ایران آباد و آزاد بکوشند.
3 266
17
https://ana.ir/fa/news/1031659/آیا-جهان-یک-شبیه%E2%80%8Cسازی-کامپیوتری-است
2 733
18
https://ana.ir/fa/news/1031659/آیا-جهان-یک-شبیه%E2%80%8Cسازی-کامپیوتری-است
529
19
این تصویر متعلق به مراسم سالگرد پیروزی حزب کمونیست در کره شمالی است. مقایسه آن با تصاویر فرح بخش و ابتکارات هنرمندانه از راه
این تصویر متعلق به مراسم سالگرد پیروزی حزب کمونیست در کره شمالی است. مقایسه آن با تصاویر فرح بخش و ابتکارات هنرمندانه از راه پیمایی های ۲۲ بهمن هر بیننده ای را متقاعد می کند که ایران هرگز کره شمالی نخواهد شد و از این بابت هیچ نگرانی ای نباید داشت.
5 267
20
در باره امتحان های مجازی آخر ترم و امکان استفاده دانشجویان از هوش مصنوعی و دیگر چیزها….. اگر در این روزها تمرکز حواس داشته و سخت غرق کار و محاسبه و خواندن مقاله هستیم و وقتمان را به خواندن لحظه به لحظه اخبار و تحلیل ها نمی گذرانیم ، جا دارد که از دانشجویان هم امتحان های سخت بگیریم و برگه های امتحانی را هم با وسواس تصحیح کنیم.
6 419