en
Feedback
پرانتز

پرانتز

Open in Telegram

زن زندگی آزادی [ ما رقصیده‌ایم، ما تا مرزهای خستگی رقصیده‌ایم. ] http://t.me/HidenChat_Bot?start=1245994921

Show more
5 222
Subscribers
-224 hours
-27 days
-4330 days
Posts Archive
-

-

زن زندگی آزادی.mp32.63 MB

ویدئوی جدید پیجم رو خیلی دوست دارم برای همین با این‌که به محتوای این‌جا ربطی نداره، لینکش رو می‌ذارم. 🦜 https://www.instagram.com/reel/DdTt2UQC5mU/?stkn=eGwzMXZ4NWwzOWFh

| اوحدی مراغه‌ای |

بسان اوحدی، دور از تو، بیمست که فریادی برآید هر دم از من

چنان رسوا شدم در عالم این بار که گویی: پر شدست این عالم از من

به سودای تو گشت از هر کناری جهان پر نوحه و پر ماتم از من

کجا کارم ز قدت راست گردد؟ که برگشتی چو زلف پر خم از من

اگر آهی بر آرم زین دل تنگ به تنگ آیند خلق عالم از من

مرا از هر که دیدی بیش کشتی مگر کس را نمی‌بینی کم از من؟

دلم را خون تو میریزی و ترسم که خواهی خون بهای دل هم از من

بزن بر جانم آن زخمی، که دانی به شرط آنکه گویی: مرهم از من

نه بی‌یادت برآید یک دم از من نه بی‌رویت جدا گردد غم از من

photo content
+1

۱۳۳ صفحه. پایان.

«حتی هنوزم با خودم فکر می‌کنم اگه کمی با خودم روراست‌تر بودم، چی می‌شد.» - صفحهٔ ۱۳۲ -

«آدم باجذبه‌ای هستین، اما ممکنه نسبت به جزئیات وسواس به خرج بدین؛ گاهی برای رسیدن به کمال بی‌رحم می‌شین. وقتی این بخش از وجودتون خودش رو نشون می‌ده، برای اطرافیان سخت می‌شه که پابه‌پاتون بیان.» - صفحهٔ ۱۳۰ -

«من مامان و بابام رو اذیت کردم و بعد خانواده‌ام رسماً از هم پاشید. اما اگه قرار بود اوضاع به همون منوال بمونه، من هم از می‌پاشیدم. تنها راهی که می‌تونستم کنترل زندگی‌ام رو به دست بگیرم، همون تغییر بود.» - صفحهٔ ۱۲۶ -