uk
Feedback
پرانتز

پرانتز

Відкрити в Telegram

زن زندگی آزادی [ ما رقصیده‌ایم، ما تا مرزهای خستگی رقصیده‌ایم. ]

Показати більше
5 247
Підписники
-824 години
+57 днів
-530 день
Архів дописів
هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر / ای وطن! خونِ تو از اروند می‌آید مگر

هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر / ای وطن! خونِ تو از اروند می‌آید مگر

دیشب قبل خبر اعدام، خبر زدن داربست تو میدون اومد و شروع کردن راجع‌بهش صحبت کردن چون معلوم بود که برای چیه. و از اون موقع دارم فکر می‌کنم در چه جغرافیایی و گیر چه وحوشی افتادیم که حتی داربست هم تروماست و وحشت‌زده‌مون می‌کنه. چیزی مونده که جمهوری اسلامی تبدیل به نماد جنایت نکرده باشتش؟

هزاران سال اگر باران ببارد / نشوید خون ناحق را از این خاک

آیا همان‌طور که آن‌ها جزئی از داستان ما شدند، ما نیز جزئی از داستان آن‌ها هستیم؟ - صفحهٔ ۴۸ -

داشتم دوباره از عشق محروم می‌شدم، چون نمی‌دانستم چطور باید از عشقم مراقبت کنم. - صفحهٔ ۳۷ -

هر لحظه ممکن است از خود بیگانه بشود و به دامان روان‌گسیختگی بغلتد و به مرده‌ای زنده تبدیل شود. - صفحهٔ ۳۳ -

هر لحظه ممکن است از خود بیگانه بشود و به دامان روان‌گسیختگی بغلتد و به مرده‌ای زنده تبدیل شود. - صفحهٔ ۳۳ -

کسی که در پی کسب شکوه است، عشق خود را نابود می‌کند، چون همیشه تصور می‌کند در جای دیگری، در وقت بهتری گزینه‌ی بهتری پیدا خواهد کرد. - صفحهٔ ۲۷ -

«دوست داشتم آن روز صبح دستی بیگانه پلک‌های مرا ببندد. ولی چون تنها بودم، خودم پلک‌هایم را بستم.» - صفحهٔ ۱۱ -

خصومتی بین ما نبود. فقط با حسرت فاصله‌ای را که میان‌مان دهان گشوده بود تماشا می‌کردیم. شرم‌آور بود. به این فکر می‌کردم که عشق از من ساخته نیست و چون او واقعاً دوست‌داشتنی بود، ناتوانی من بیش‌تر نمود پیدا می‌کرد. - صفحهٔ ۵ -

خصومتی بین ما نبود. فقط با حسرت فاصله‌ای را که میان‌مام دهان گشوده بود تماشا می‌کردیم. شرم‌آور بود. به این فکر می‌کردم که عشق از من شلخته نیست و چون او واقعاً دوست‌داشتنی بود، ناتوانی من بیش‌تر نمود پیدا می‌کرد. - صفحهٔ ۵ -

«زندگی‌هایی غیر از زندگی من امانوئل کارر ترجمهٔ ر. نعمت‌اللهی» «D'autres vies que la mienne Emmanuel Carrère» - نشر نون -

Repost from N/a
لطفاً پست‌های زیر رو برای اهدای خون چک کنید و اطلاع رسانی کنید. مراکز اهدای خون تهران / شرایط اهدای خون / مراکز اهدای خون جنوب / از شهر‌های دیگه هم خون بدیم به جنوب می‌رسه؟

این‌قدر جون‌ عزیزهای زیادی از دست رفت که انگار دیگه توان عزاداری نداریم. یا شایدم آمار کشته‌ها داره سریع‌تر از ما می‌دوعه. کشته شدن اون همه سرباز واقعاً وحشتناکه. واقعاً مصیبته. ولی داره بین موج اخبارها گم می‌شه، مثل هزاران هزار اسم و اخبار دیگه‌ای که گم شدن.

sticker.webp0.06 KB

که دوستش هم ندارم.

دوست نازنینم خاطر‌نشان کرد که اسمش ملک ولنجکه. راوی یه کتاب‌فروشیه تو ولیعصر اصلا.

ولی خب همیشه الویتم نسخه‌ی فیزیکیه. باید خیلی مجبور باشم که بخوام از تو طاقچه بخونم.

تاحالا کلا کتاب صوتی گوش نکردم. اگه یه وقتی مشغول یه کاری باشم و نیاز داشته باشم یه کاری بکنم پادکست گوش می‌دم. از طاقچه استفاده کردم به نظرم خوبه. اگه قصد دارید زیاد کتاب بخونید اشتراک‌های چند ماهه یا یک ساله‌اش به صرفه‌تره.