uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку

پرانتز

پرانتز

Відкрити в Telegram

زن زندگی آزادی [ ما رقصیده‌ایم، ما تا مرزهای خستگی رقصیده‌ایم. ] http://t.me/HidenChat_Bot?start=1245994921

Показати більше
5 151
Підписники
-324 години
-277 днів
-7330 днів
Архів дописів
Repost from Paper heart
Yasin Lv - Kiss Me Before You Go.mp37.94 MB

photo content
+1

«اون‌چه که حالا بیش از اندازه فکرمو درگیر کرده، اینه که تو چه‌قدر بی‌رحمانه نسبت به خودت خشن و سخت‌گیری‌‌.» - صفحهٔ ۱۵۴ -

«من دیگه انرژی ندارم که دوباره شروع کنم.» «یا شاید تو نمی‌خوای اون نوع درد و فقدان رو دوباره تجربه کنی. نه رابطه‌ای، نه دردی. ... تو داری از خودت محافظت می‌کنی، اما این کار تو واست گرون تموم می‌شه، تو خودتو از بسیاری چیزها محروم می‌کنی.» - صفحهٔ ۱۲۵ -

«می‌خواستم بغلش کنم، اما زمان جدایی‌مون اون‌قدر زیاد بود که دیگه پلی بین‌مون نمونده بود.» - صفحهٔ ۸۰ -

«می‌خواستم بغلش کنم، اما زمان جدایی‌مون اون‌قدر زیاد بود وه دیگه پلی بین‌مون نمونده بود.» - صفحهٔ ۸۰ -

«اخیراً یک فکر عجیب غریبی در سرم می‌چرخه، این‌که حتی یک روز زیبا و قشنگ هم دیگه واسه‌ی من پر از غم و اندوهه، چون که منو از زندگی واقعیم دورتر و دورتر می‌کنه، آیا این عجیب نیست؟» - صفحهٔ ۶۱ -

«چه‌طوری می‌تونم اینو توضیح بدم؟ کلمه‌ی روسی اون می‌شه استرانایا. من در واقع این‌جا نیستم. هیچ چیزی برام اهمیت نداره. در حصاری گیر افتادم، حس می‌کنم این من نیستم که این‌جام، و من نیستم که با این چیزها دست‌وپنجه نرم می‌کنم.» - صفحهٔ ۴۸ -

«چه‌طوری می‌تونم اینو توضیح بدم؟ کلمه‌ی روسی اون می‌شه استرانایا. من در واقع این‌جا نیستم. هیچ چیزی بدم اهمیت نداره. در حصاری گیر افتادم، حس می‌کنم این من نیستم که این‌جام، و من نیستم که با این چیزها دست‌وپنجه نرم می‌کنم.» - صفحهٔ ۴۸ -

«واقعیت چیزی خارج از وجود ما نیست، بلکه اون چیزیه که هر کدوم از ما، بهش شکل می‌دیم، اونو می‌سازیم و به درجات معنی‌داری از خودمون اختراعش می‌کنیم.» - صفحهٔ ۳۷ -

«من باید به این حقیقت عادت کنم که هرگز علت خودکشی اونو نمی‌فهمم.» - صفحهٔ ۳۵ -

«اون فرد بسیار قوی و توانایی بود، از من حمایت می‌کرد، بسیار مراقب من بود، شخص اندیشمندی بود، و با این حال در همون زمانی که اون داشت مکان امن و راحتی برای من آمادع می کرد، خودش به خودکشی فکر می کرد. اون باید خیلی عذاب کشیده باشه که دیگه دوست نداشت زنده بمونه.» - صفحهٔ ۳۵ -

«اون فرد بسیار قوی و توانایی بود، از من حمایت می‌کرد، بسیار مراقب من بود، شخص اندیشمندی بود، و با این حال در همون زمانی که اون داشت مکان امن و راحتی برای من آمادع می کرد، خودش به خودکشی فکر می کرد. اون باید خیلی عذاب کشیده باشه که دیگه دوست نداشت زنده بمونه.» - صفحهٔ ۳۵ -

«من باید به این حقیقت عادت کنم که هرگز علت خودکشی اونو نمی‌فهمم.» - صفحهٔ ۳۵ -

«خلق‌شدگان یک روز اروین د. یالوم ترجمهٔ نرگس خوزان» «Creatures of a Day Irvin D. Yalom» - نشر قطره -

-

-

زن زندگی آزادی.mp32.63 MB

ویدئوی جدید پیجم رو خیلی دوست دارم برای همین با این‌که به محتوای این‌جا ربطی نداره، لینکش رو می‌ذارم. 🦜 https://www.instagram.com/reel/DdTt2UQC5mU/?stkn=eGwzMXZ4NWwzOWFh

| اوحدی مراغه‌ای |