en
Feedback
دیگرشهر

دیگرشهر

Open in Telegram

جایی برای با هم ساختن شهر،نوشته های محمدکریم آسایش(کنشگر شهری و مدنی) و اشتراک ایده ها، فعالیتها و مطالب برای شهری بهتر admin: @mohamad64karim

Show more
1 094
Subscribers
No data24 hours
-17 days
No data30 days
Attracting Subscribers
May '26
May '26
+5
in 0 channels
April '26
+4
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+12
in 0 channels
Get PRO
January '26
+10
in 0 channels
Get PRO
December '25
+37
in 0 channels
Get PRO
November '25
+34
in 3 channels
Get PRO
October '25
+15
in 1 channels
Get PRO
September '25
+11
in 0 channels
Get PRO
August '25
+24
in 0 channels
Get PRO
July '25
+25
in 0 channels
Get PRO
June '25
+22
in 2 channels
Get PRO
May '25
+19
in 0 channels
Get PRO
April '25
+25
in 1 channels
Get PRO
March '25
+25
in 1 channels
Get PRO
February '25
+37
in 0 channels
Get PRO
January '25
+33
in 0 channels
Get PRO
December '24
+39
in 1 channels
Get PRO
November '24
+28
in 2 channels
Get PRO
October '24
+37
in 2 channels
Get PRO
September '24
+34
in 0 channels
Get PRO
August '24
+39
in 4 channels
Get PRO
July '24
+42
in 1 channels
Get PRO
June '24
+37
in 0 channels
Get PRO
May '24
+66
in 6 channels
Get PRO
April '24
+31
in 2 channels
Get PRO
March '24
+31
in 2 channels
Get PRO
February '24
+64
in 2 channels
Get PRO
January '24
+422
in 3 channels
Get PRO
December '23
+47
in 3 channels
Get PRO
November '23
+19
in 2 channels
Get PRO
October '23
+24
in 5 channels
Get PRO
September '23
+27
in 0 channels
Get PRO
August '23
+15
in 0 channels
Get PRO
July '23
+16
in 0 channels
Get PRO
June '23
+25
in 0 channels
Get PRO
May '23
+22
in 0 channels
Get PRO
April '23
+13
in 0 channels
Get PRO
March '23
+10
in 0 channels
Get PRO
February '23
+19
in 0 channels
Get PRO
January '23
+22
in 0 channels
Get PRO
December '22
+15
in 0 channels
Get PRO
November '22
+18
in 0 channels
Get PRO
October '22
+28
in 0 channels
Get PRO
September '22
+13
in 0 channels
Get PRO
August '22
+18
in 0 channels
Get PRO
July '22
+25
in 0 channels
Get PRO
June '22
+20
in 0 channels
Get PRO
May '22
+10
in 0 channels
Get PRO
April '22
+3
in 0 channels
Get PRO
March '22
+1
in 0 channels
Get PRO
February '22
+3 632
in 0 channels
Get PRO
January '22
+3 025
in 0 channels
Get PRO
December '21
+21
in 0 channels
Get PRO
November '21
+18
in 0 channels
Get PRO
October '21
+36
in 0 channels
Get PRO
September '21
+23
in 0 channels
Get PRO
August '21
+25
in 0 channels
Get PRO
July '21
+13
in 0 channels
Get PRO
June '21
+17
in 0 channels
Get PRO
May '21
+17
in 0 channels
Get PRO
April '21
+12
in 0 channels
Get PRO
March '21
+23
in 0 channels
Get PRO
February '21
+15
in 0 channels
Get PRO
January '21
+15
in 0 channels
Get PRO
December '20
+470
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
21 May0
20 May0
19 May0
18 May0
17 May+1
16 May0
15 May0
14 May0
13 May0
12 May0
11 May0
10 May+1
09 May0
08 May0
07 May+1
06 May+1
05 May0
04 May0
03 May0
02 May0
01 May+1
Channel Posts
📘 معرفی کتاب: بازپس‌گیری اختیارات اجتماعی ازدست‌رفته در ایران معاصر ✍️ نویسنده: عبدالرضا حسینی با پژوهش‌هایی از: شیم شرافت، امیرحسین محمودی و میلاد افلاکی نشر کرگدن «اختیارات اجتماعی» به مجموعه سازوکارهایی گفته می‌شود که درباره سرنوشت افراد و محیط زندگی‌شان تصمیم می‌گیرند. در ایران معاصر، این اختیارات به‌تدریج از سطح جامعه خارج و به گروهی محدود تفویض شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که اکثریت شهروندان نقش مستقیمی در تعیین مسیر جمعی خود ندارند. کتاب #بازپس‌گیری از همین نقطه آغاز می‌کند و چند پرسش اساسی را پیش می‌کشد: ▪️ آیا می‌توان شکلی از نظام سیاسی متصور شد که در آن افراد جامعه، بدون واگذاری اختیار به نمایندگان (خواه اکثریت، اقلیت یا ترکیبی از گروه‌ها)، خود مستقیماً در تعیین سرنوشت‌شان نقش داشته باشند؟ ▪️ آیا نظام نمایندگی، با همه اشکال متنوعش، تنها گزینه ممکن است؟ ▪️ اگر نمایندگی اجتناب‌ناپذیر باشد، چگونه می‌توان آن را به سازوکاری تبدیل کرد که نماینده صرفا «کارگزار» جامعه باشد و نه صاحب قدرتی فراتر از آن؟ نویسنده با تمرکز بر شرایط امروز #ایران، جایی که تنوع و تراکم مطالبات اجتماعی افزایش یافته است؛ امکان‌های نهادی برای بازگرداندن قدرت به جامعه را بررسی می‌کند. مساله اصلی کتاب این است که چگونه می‌توان نظام تصمیم‌گیری‌ای طراحی کرد که در فرآیند بازپس‌گیری قدرت، دوباره توسط گروهی از «نمایندگان» یا «منتخبین» مصادره نشود. این کتاب تلاشی است برای اندیشیدن به نسبتِ میان جامعه و قدرت، و بازتعریف سازوکارهای تصمیم‌گیری در ایران معاصر. @womenwatcher

2
No text...
160
3
#ته‌_رنگ_اندیشه_و_خیال #موسسه_فرهنگی_هنری #ته_رنگ https://t.me/TahrangInst
#ته‌_رنگ_اندیشه_و_خیال #موسسه_فرهنگی_هنری #ته_رنگ https://t.me/TahrangInst
284
4
⚫️ بیانیه ۷۷ جامعه‌شناس داخل کشور درباره اعتراضات دی‌ماه ۱۴۰۴ با درد و اندوهی سترگ در سوگ کشته شدن هزاران تن از هم‌وطنان‌مان، بر تداوم کنش‌گری علمی و مسئولیت مدنی خود به‌عنوان اجتماع علمی جامعه‌شناسان تاکید داریم و در راستای آموخته‌ها و تبیین‌های جامعه‌شناختی؛ نکات زیر را اعلام می‌داریم: 🔻۱- روایت‌سازی یک‌طرفه از اعتراضات و سرکوب آن با فعالیت‌های جانبدارانه صدا و سیما، رسانه‌های کنترل شده در قامت کارخانه تولید روایت رسمی و تکرار برچسب‌زنی‌های امنیتی به معترضان؛ نشانگر ناشنیده انگاری یا بی‌اعتنایی به پیام اساسی تحول‌جویی جامعه ایران است. این فضاسازی امنیتی و تک صدایانه، به معنای نادیده گرفتن علت‌های بنیادین بروز اعتراضات و زمینه‌سازی مجدد برای تکرار اعتراض مردم است. 🔻۲- بررسی و تبیین جامعه‌شناختی چهار ساحت اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، و فرهنگی ایران کنونی در بردارنده این پیام است که جبران سرمایه اجتماعی و مشروعیت از کف داده در جامعه با توسل به گفتمان‌سازی ملی‌گرایانه دوران هشت سال جنگ ایران و عراق و حتی جنگ دوازده روزه با اسرائیل؛ دیگر امکان‌پذیر نیست. وضعیت کنونی حاصل برون‌داد سال‌ها انسداد سیاسی و اقتصادی است که طیف‌هایی از مردم را برای برون رفت از بن‌بست کنونی، ناگزیر به سوی یاریگری کشور‌های خارجی؛ رهنمون ساخته است و این امر اجتماعی بی‌سابقه را قابل درنگ و بررسی همه‌جانبه می‌سازد. 🔻۳- تکرار جرم انگاری برای معترضان بازداشت شده و در رأس آنان متخصصان و فعالان حرفه‌ای صنوف درمانی، حقوقی، رسانه‌ای، هنری و دانشجویی؛ از مصادیق تضییع حقوق بشر بوده و جامعه را به دوران جدید اعتراضات گسترده‌تر و عمیق‌تر، پیش می‌برد. 🔻۴- ابهام در آمار و وضعیت کشته‌شدگان، مجروحان و بازداشت شدگان؛ مورد پذیرش جامعه مدنی نبوده و یک ایران در انتظار شفافیت وقایع خونبار تاریخ این سرزمین است. وقایعی که هر از چندگاهی بخشی از سرمایه‌های انسانی ایران را از آن می‌ستاند و هربار سوگی عظیم بر نهاد جامعه می‌نشاند که جبران ناپذیر است. 🔻۵- ما جامعه‌شناسان ایران بر این باوریم که به رسمیت شناختن حق سوگواری جمعی، نه تنها یک ضرورت انسانی، بلکه پیش‌شرطی جامعه‌شناختی برای جلوگیری از فروپاشی کامل پیوند‌های اجتماعی است. ممانعت از برگزاری مناسک سوگ و نادیده انگاشتن ابعاد فاجعه، تنها به انباشت ترومای جمعی و تعمیق خشم‌های فرونهفته می‌انجامد که در آینده به شکلی مهارناپذیر سر بر خواهد آورد. با این حال، تبیین جامعه‌شناختی وضعیت کنونی نشان می‌دهد که جامعه ایران، با وجود تحمل رنجی سترگ، از انفعال و ابژگی به عاملیت و سوژگی تغییر وضعیت داده است. امید ما به آینده ایران، نه یک خوش‌بینی ساده‌انگارانه، بلکه ریشه در پویایی همین بلوغ مدنی و اراده معطوف به زندگی دارد؛ اراده‌ای که در بطن خود، توان بازسازی ساختار‌های فرسوده و حرکت به سوی حکمرانی مبتنی بر کرامت، عدالت و عقلانیت را پرورانده است. ما همگام با جامعه، چشم‌انتظار طلوع نظمی هستیم که در آن، حقوق بشر و جان انسان‌ها فراتر از هر مصلحت سیاسی شمرده شود. 📎متن کامل و امضاها @kaleme
280
5
🔹تجربه ترومای جمعی مهاجران ایرانی در روزهای بحران 🔷انگار همه مرده بودند ✍️نرگس کارخانه‌ای 🔸هر صدای بلندی شوکه‌کننده است و
🔹تجربه ترومای جمعی مهاجران ایرانی در روزهای بحران 🔷انگار همه مرده بودند ✍️نرگس کارخانه‌ای 🔸هر صدای بلندی شوکه‌کننده است و هر بار چند لحظه زمان می‌برد تا به یاد بیاورند در شب‌ها و روزهایی حساس، ایران نیستند و آنچه می‌شنوند نه صدایی از حضور مردم در خیابان‌های ایران، بلکه احتمالا صدای باد یا صدای اتفاق دیگری هزاران کیلومتر آن طرف‌تر از وطن‌شان است. شرایط واقعی در اطراف مهاجران شبیه هیچ چیزی از آنچه در ذهنشان می‌گذرد نیست، بلکه وقتی اندک ارتباط مجازی با افراد مهم زندگی‌شان هم قطع می‌شود، شرایطی که تجربه می‌کنند، شبیه سوگ از‌دست‌دادن عزیزان است، تمام عزیزان. ادامه مطلب👇 https://payamema.ir/payam/147125 @payamema
188
6
🔷گزارش «پیام ما» از مسدودسازی سیم‌کارت‌های روزنامه‌نگاران و فعالان فضای مجازی 🔸اختلال در حق ارتباط ✍️صدف سرداری 🔸در روزهای
🔷گزارش «پیام ما» از مسدودسازی سیم‌کارت‌های روزنامه‌نگاران و فعالان فضای مجازی 🔸اختلال در حق ارتباط ✍️صدف سرداری 🔸در روزهایی که قطع اینترنت جهانی ایران، انسداد پیامک‌ها و اختلال در تماس‌های تلفنی به چالشی بزرگ برای شهروندان تبدیل شده بود، برخی از روزنامه‌نگاران و فعالان فضای مجازی با نوع دیگری از قطع ارتباط مواجه بودند؛ مسدودشدن سیم‌کارت‌ها. اقدامی که پیشتر هم سابقه داشت و سال گذشته خبرساز شده بود. حالا آنچه روایت‌های مسدودسازی سیم‌کارت‌ها را در ماه اخیر به هم پیوند می‌دهد، قطع ارتباط بدون اطلاع قبلی، نبود توضیح شفاف درباره دلایل، و اختلالی است که نه‌تنها ارتباطات شخصی بلکه فعالیت‌های شغلی و حتی امور ابتدایی زندگی را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؛ وضعیتی که از نگاه یک وکیل دادگستری می‌تواند با اصول قانونی مرتبط با حقوق اساسی شهروندان در تعارض باشد و تکرار این اقدام، پرسش‌هایی جدی درباره مبنای قانونی چنین تصمیم‌هایی و اثر آن بر حق دسترسی به ارتباطات ایجاد کرده است. ادامه مطلب👇 https://payamema.ir/payam/147128 @payamema
179
7
برنی سندرز: اگر جف بزوس می‌تونه ۷۵ میلیون دلار برای فیلم ملانیا خرج کنه و ۵۰۰ میلیون دلار برای یه قایق تفریحی بده تا باهاش بر
برنی سندرز: اگر جف بزوس می‌تونه ۷۵ میلیون دلار برای فیلم ملانیا خرج کنه و ۵۰۰ میلیون دلار برای یه قایق تفریحی بده تا باهاش بره مراسم عروسی ۵۵ میلیون دلاریش و برای همسرش یه حلقه ۵ میلیون دلاری بخره، لطفاً به من نگید مجبور بوده یک‌سوم کارکنان روزنامه واشنگتن‌پست رو اخراج کنه. دموکراسی در الیگارشی می‌میره.
359
8
سوگواری و عاطفه جمعی سیاست زیستن در دل زخم‌ها ✍🏽اینستاگرام intersectional writing: سارا احمد در کتاب «سیاست فرهنگی احساس» ما را دعوت می‌کند به بدن‌ها فکر کنیم، به خستگی مزمن، اضطراب، فرسایش روانی و نیازهای ابتدایی برای ادامه‌ی زندگی از جمله امنیت، گرما، نفس کشیدن، لحظه‌ای آسودگی. در چنین بستری، تلاش مردم برای یافتن فضاهایی برای تنفس، نه انکار بی‌عدالتی بلکه شکلی از مقاومت علیه فرسودگی است. احساس بهتر، از منظر احمد، جای عدالت را نمی‌گیرد؛ اما شرط امکان زیستن در جهانی ناعادلانه است. امروز #سوگواری_جمعی، ما را در مسیری برای احساس بهتر قرار داده است، مسیری از اندوه به سوی گردش احساسات و سیاست زیستن در دل زخم‌ها. سوگی که ما امروز تجربه می‌کنیم فقط یک تجربه‌ی درونی یا خانوادگی نیست؛ بلکه عاطفه‌ای است که در میان افراد، تصاویر، روایت‌ها و فضاهای اجتماعی می‌چرخد. اندوه از خانه‌ها به شبکه‌های اجتماعی، از خاطرات شخصی به زمزمه‌های جمعی، و از سکوت به نشانه‌های نمادین منتقل می‌شود. این گردش عاطفه است که اجتماع‌هایی شکننده اما معنادار را شکل می‌دهد، اجتماع‌هایی که نه بر اساس نهاد رسمی، بلکه بر پایه‌ی تجربه‌ی مشترک آسیب شکل گرفته‌اند. سوگواری جمعی ما این روزها گویی به میدان کشاکشی بدل شده میان روایت‌هایی که می‌خواهند رنج را تسکین ببخشند و بدن‌هایی که همچنان آن را بر دوش می‌کشند؛ میان خشم، اندوه، مراقبت از خود و دیگران. این #عواطف، همان‌گونه که سارا احمد تأکید کرده، #سیاسی‌اند، نه برای اینکه به شعار بدل شوند، زیرا مرزهای دیدن، شنیدن و تحمل‌پذیری زندگی را در جامعه بازآرایی می‌کنند. شما سوگوار هستید، و سرشار از احساسات و هیجانات. طبیعی است اگر نتوانید منطقی باشید، و در چنین شرایطی جای هیچ سرزنشی نیست. شما دارید در میانه‌ی یک سوگواری عظیم با احساسات خود علیه فرسودگی مقاومت می‌کنید. این احساسات را دست‌کم نگیرید. این عاطفه‌ای را که میان ما می‌چرخد از دست ندهید. شاید به این شکل بتوانیم مرزهای تحمل‌پذیری زندگی را وسیع‌تر کنیم... @Shahr_Zanan https://www.instagram.com/p/DUY1oIvDhXZ/?igsh=MWpld2k2b25td3JjeA==
210
9
🎬 سعید سوزنگر کنشگر حقوق کودکان و حق اینترنت آزاد 🔸 ویدیویی که می‌بینید، برشی از صحبت‌های سعید سوزنگر، در نشست‌های مختلف کا
🎬 سعید سوزنگر کنشگر حقوق کودکان و حق اینترنت آزاد 🔸 ویدیویی که می‌بینید، برشی از صحبت‌های سعید سوزنگر، در نشست‌های مختلف کافه‌رویدادکارزار است. ⭕️ متاسفانه سعید سوزنگر در روز یکم بهمن‌ماه در تهران، بازداشت شد. به امید آزادی او 🌱 #قدرت_بی_قدرتان ✌🏼 @karzarnet
187
10
چپ اجتماعی: سیاست زندگی در عصر فروپاشی شورش کریمی ـ‌، بازتعریف چپ نه یک انتخاب ایدئولوژیک، بلکه ضرورتی تاریخی است. چپ اجتماعی از دل همین ضرورت زاده می‌شود: نه به‌عنوان نوستالژی شکست‌های قرن گذشته و نه به‌مثابه واکنشی احساسی به وضعیت موجود، بلکه به‌مثابه سیاستی برای دفاع از زندگی در برابر ماشین‌های هم‌زمان سرمایه‌داری غارتی، استبداد سیاسی و واپس‌گرایی اجتماعی. https://www.radiozamaneh.com/876645/ @RadioZamaneh | رادیو زمانه
148
11
۲. هم‌چنین ما مرز خود را با هر نیرویی که چه به نام حقوق بشر، چه زنان و چه ایران، مردمان مستاصل و درمانده از فقر و ستم و کشتار را هدف بمباران سلاح‌های جنگی ارتشهای خارجی می‌خواهد روشن می‌کنیم. ما هم‌جهانان و هم‌سرنوشتان خود را خطاب قرار می‌دهیم. از تمامی گروه‌های فمینیستی، چپ ضدسرمایه‌داری، گروه‌های مردمی ضداستعمار و ضد‌نژادپرستی می‌خواهیم در این مسیر با یکدیگر همبسته شوند و صدای خود را علیه استبداد و استعمار داخلی، و جنگ و  اشغال خارجی بلندتر کنند. هیچ نبردی نبرد آخر نیست. زنده باد مقاومت مردمان در ایران
123
12
ما در این مدت بارها از خود پرسیدیم چرا بنویسم و دیگر چه می‌توان گفت؟ اما دوباره به یاد آوردیم که خود ما نیز زمانی که آغاز به کار کردیم، الهام گرفته از مقاومت‌های بومی مردمان خود بودیم و بر شانه‌های دهه‌ها مبارزات خواهران و برادرانمان در مبارزه با استعمار داخلی و استبداد تکیه کرده بودیم. پس در این میان دوباره به فضاهای خودآیین و بومی مردم بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان که با خون دل و حرکت بر لبه تیغ امنیتی ساخته‌اند پناه می‌بریم. جمهوری‌اسلامی با فقر گسترده، تخریب محیط‌زیست، سلب مالکیت بومیان و نابودی زبان و دانش بومی همواره ما را در وضعیت آستانه‌ای نگاه داشته و در بزنگاه‌ها به تسویه حساب با ما پرداخته است. از یاد نمی‌بریم که چگونه جنگ ۱۲ روزه تمام شد، اما نه برای بلوچ‌ها. آن روزها نوشتیم که چگونه نیروهای امنیتی در کنار پروژه «اخراج افغانستانی‌ها» بیش از ده‌ها نفر را در سیستان‌و‌بلوچستان به جرم «جاسوسی» بازداشت کردند و حتی به روی زنان بی‌سلاح روستایی آتش گشودند و آن‌ها را کشتند و اعدامها را افزایش دادند. گفتیم: «نمی‌توان جنگ را به عنوان فرصت به ملل تحت‌ستم فروخت. میلیتاریزه شدن جوامع حاشیه، انسجام اجتماعی را بیش از پیش تضعیف و اجتماعات آن‌ها را دچار فروپاشی و تجزیه می‌کند؛ هم‌چنان که برای سایر ملل در افغانستان، عراق، لیبی و سوریه اتفاق افتاد. دفاع از جنگ به عنوان مسیر آزادی نگاهی است که بلوچستان را صحرایی سترون می پندارد؛ جایی که جز فقر، بدبختی و فلاکت چیزی در آن نروییده و نخواهد رویید. گفتمان جنگ‌طلبی مبارزاتی که نمودهای آن در دوره قیام ژینا تا مدت‌ها ما را خیره کرده و به تحسین واداشته بود، به فراموشی می‌سپرد. دستاورد روزهایی که کوردستان فریاد «کوردستان گورستان فاشیستان» سر می‌داد و بلوچستان برای تمام‌کشتگان پیام همبستگی می‌فرستاد با خطر جدی نابودی روبرو است. در سایه جنگ و فاشیسم ناشی از آن، هر رویایی به سرعت بر باد می‌رود و هر بذر امیدی برای تغییر، می‌سوزد و از خاک سربرنمی‌آورد.» مردمان حاشیه و مرزها همواره فهم نزدیکتر و ملموس‌تری از جنگ و خشونت دارند. چه آن زمان که سیاست‌های امنیتی‌سازی جمهوری‌اسلامی در حاشیه هرگونه فعالیت اجتماعی را «ضدامنیتی» و «تروریستی» تلقی کرد و یعقوب مهرنهاد را به دار کشید، و چه آن‌گاه که با توزیع سلاح میان سرطایفه‌های گماشته خود و ایجاد پایگاه‌های بسیج و سپاه به دست مزدوران بومی حذف فیزیکی را در منطقه رواج داد، همواره بلوچ‌ها از نخستین قربانیان سیاست‌های خشونت‌گرا بوده‌اند. ما در نوشته‌های پیشین خود بارها نوشته‌ایم که چگونه حکومت جمهوری‌اسلامی از یک‌سو از تحریک غیربلوچ‌ها در برابر بلوچ‌ها به عنوان سیاستی برای تداوم وضعیت امنیتی و جنگی استفاده می‌کند، و از سوی دیگر با بزرگ‌نمایی نقش گروه‌های مسلح در میان بلوچ‌ها، امکان مبارزات مدنی را از بین می‌برد. دیدیم که چگونه دستاوردهای راهپیمایی‌های مسالمت‌آمیز جمعه‌ها پس از جمعه خونین در سال قیام ماهو/ژینا دستاویزی برای معامله بر سر مقام و رانت و قدرت تبدیل شد و مسیر دادخواهی ده‌ها خانواده را منحرف ساخت. امروز باور داریم در سایه سیاست‌های جنگ‌طلبانه جمهوری اسلامی، آمریکا و اسراییل انسجام اجتماعات ما بیش از هر زمان دیگر در خطر است. ایستادگی در برابر قطعه‌قطعه‌سازی اجتماعی، و اجتناب از کشیدن هرچه بیشتر مرزهای هویتی و تاکید بر ضرورت هم‌زیستی میان مردمان بلوچ و غیربلوچ چه در سیستان و چه در بلوچستان با تکیه بر تاریخ مشترک و هم‌سرنوشتیِ درهم‌تنیده، بی‌تردید از وظایف نیروهای مردمی و دموکراسی‌خواه است. به نظر ما این قطعه‌وارگی اجتماعی هم‌چنین تهدیدی برای زندگی بسیاری از مردم سایر نقاط ایران خواهد بود. تهدید جنگ، بیش‌جنگی‌سازی و میلیتاریزه کردن منطقه، نقشه راه فروپاشی شالوده‌های هم‌زیستی، آوارگی و جاکَن شدن و نیز تداوم سیاست‌های کشتار و انتقام جمهوری اسلامی با اسم رمز امنیت و وضعیت جنگی است. ما در پایان بر دو موضع در میانه این عزا، سیاهی و ویرانی تاکید می‌کنیم: ۱. ضمن اعلام همدردی با تمامی خانواده‌های جانباختگان، و همبستگی با آسیب‌دیدگان و بازداشتیان، نگرانی عمیق خود را از وضعیت بازداشتی‌ها به خصوص کودکان و نوجوانان اعلام می‌کنیم و برپایی دادگاه‌های نمایشی و اعترافات تلویزیونی را هموارکننده‌تشدید سیاست سرکوب و اعدام می‌دانیم. در روزهایی که بخشی از نیروی اپوزسیون بر طبل خشونت می‌کوبد و لیست اعدام فرداها را می‌چیند، ما قاطعانه بر حق زندگی و لغو اعدام برای همه‌کس پافشاری می‌کنیم.
120
13
در محکومیت کشتارگران و علیه جنگ‌طلبان «هر مرگی هرچند مورد انتظار، نخستین مرگ است. پس چگونه است که می‌بینم زیر هر سنگ یک ماه خفته است؟» محمود درویش در حالی این سطور را می‌نویسیم که نمی‌دانیم آیا هرگز دیگر قادر به دسترسی به اکانت‌هایمان و انتشار نوشته‌ها هستیم یا نه. در میانه بهت و خشم و عزا، البته از چه می‌توان گفت؟ از کدام ماه‌های خفته زیر سنگ‌ها؟ از کدام خیابان‌ها و نام‌ها؟ پشته پشته جنازه در مقابل چشمانمان صف کشیده‌اند و مردمانی داغ‌دیده که به دنبال رد و نشانی از عزیزشان با دست‌ها و پاهایی لرزان آن‌ها را کنار می‌زنند تا ماه خود را بیابند. آیا زبان، هنوز ظرفیتی برای روایت کردن، شهادت دادن و داد خواستن دارد؟ آن‌چه را نباید می‌دیدیم و می‌شنیدیم به سرمان آمد. دیدیم که چگونه لشکر سیاهی و قاتلان دهه شصت دوباره به میدان آمدند و کامیون کامیون جنازه نصیبمان کردند. شنیدیم که چگونه مردمانی در آن‌سوی آب‌ها با فریاد جاوید شاه، مخالفان خود را خفه و فرش قرمز برای بمب‌های آمریکایی و اسراییلی پهن کردند. دیدیم و شنیدیم که آن زمان که مردمان دربه‌در در جستجوی اجساد کودکانشان بوند، حکومت، درحالی‌که مستقیما و عامدانه سینه و سر معترضان را از هر طرف هدف قرار داد و خیابان‌ها را به خاک و خون کشید، مردم معترض را «مزدور و تروریست» خواند و با وقاحت کشتار مردمان را نتیجه سناریوهای خارجی خواند. دیدیم و شنیدیم و رنج کشیدیم که چگونه اپوزسیون جنگ‌طلب، سرمست از جنگ ۱۲ روزه اسراییل با ایران و قتل‌عام غیرنظامیان، در حالی که در اروپا و امریکا بر ساحل امن نشسته است، رو به ترامپ و قدرت‌های امپریالیستی درخواست «ترامپ همین الان اقدام کن» را فریاد زد و از او خواست کودکان بیشتری بکشد. در شرایطی که قاتلان ما در خاموشی اینترنت به قتل‌عام ما مشغول بودند، آن‌ها فریاد مرگ بر مخالفان سر دادند و داعیه نمایندگی ملت کردند. حقیقتا که در آن‌ها جای گلوله‌ای درد می‌کرد که به آن‌ها اصابت نکرده بود! وگرنه مگر می‌توان پس از تجربه جنگ و پرپر شدن مردمان بی‌دفاع هم‌چنان از مداخله نظامی دفاع کرد؟ اگرچه درخواست فهم منطقه‌ای و مبتنی بر اقتصاد سیاسی از اپوزسیون جنگ‌طلب تقاضای بزرگی است، اما از آنان می‌پرسیم درباره سوریه و افغانستان صحبتی ندارند؟ نمی‌بینند که چگونه شرورترین و بنیادگراترین نیروها به دست همین منجی‌های مورد ادعایشان دوباره بر سر کار آمده‌اند؟ شاید فکر می‌کنند ایران استثنای مهمی برای غرب است! بله ما اگرچه در روزهای سیاهی به سر می‌بریم، اما هرگز سیاهی و تباهی آن‌ها را از یاد نمی‌بریم. به خاطر می‌سپاریم که چگونه با تحقیر و تمسخر دستاوردهای خیزش ماهو/ژینا، با اسم رمز «اتحاد»، فریادها علیه سرکوب‌های طبقاتی و جنسیتی جمهوری‌اسلامی را خفه کردند و تا آن‌جایی پیش رفتند که شبیه دشمنانشان شدند و وعده کشتار در لباسی تازه دادند. ما که در سیستان‌و در‌بلوچستان همواره با مرگ، کشتار حکومتی، اعدام و گلوله هم‌زیسته بوده‌ایم، یاد گرفته‌ایم چگونه به چشمان جنگ‌طلبان خیره شویم و رسوایشان کنیم؛ همان‌هایی که در تمام این سال‌ها به هر تریبونی که رسیدند برای تشدید تحریم‌ها لابی کردند و از فقر و درماندگی ستمدیدگان تغذیه کردند؛ همان‌هایی که از کلنگی کردن اقتصاد حمایت و در نتیجه آن، زمینه‌های انحصارات سپاه را تشدید کردند؛ آن‌چنان که در عراق پیش از حمله امریکا، اقتصاد دچار فروپاشی شد، کالری دریافتی مردم به شدت کاهش یافت، اما اطرافیان صدام و حزب بعث به ثروت‌های کلانی رسیدند و پس از حمله خارجی با چمدان‌های پر از طلا و دلار کشور را ترک کردند. از یاد نمی‌بریم آن‌گاه که قلب و چشم معترضان آماج گلوله‌های سرکوبگران حکومت بود، آن‌ها بدن/عددها را روی هم گذاشتند و با شهوتی سیری‌ناپذیر در ضرب کردن عددها در خیابان‌های اروپا، کانادا و آمریکا پرچم سلطنت‌خواهی و اسراییل بالا بردند و همبستگی بین‌المللی را برای تسخیر و تخریب شهرها فراخواندند. این روزها در حافظه جان‌های آزاده خواهد ماند که چگونه با همین اسم رمزها زمینه را برای حمله خارجی آماده می‌کنند. بله آن‌ها سرگرم کسب‌و‌کارشان بودند و عزیزان ما همچون خزان برگ‌های پاییزی بر زمین ریختند و آمار کشته‌ها و آسیب‌دیده‌های چشمی و مجروحان از شمار هزاران تن گذشت. آن‌ها هر روز می‌شمارند، و ما ‌بی‌شمار معلق و آواره در حالی‌که رخت عزا بر تن داریم و در بند می‌شویم، با هراس جنگ می‌خوابیم و بیدار می‌شویم.
132
14
No text...
162
15
«اسب عبورِ خیالی رها از کرانهٔ دشت عاشقِ وقتِ وداع زائرِ مزارِ توست و صدهزار ستاره‌ای که خواهران و برادرانت بودند؛ طوری قشنگ+1
«اسب عبورِ خیالی رها از کرانهٔ دشت عاشقِ وقتِ وداع زائرِ مزارِ توست و صدهزار ستاره‌ای که خواهران و برادرانت بودند؛ طوری قشنگ غروب کرده‌اند انگار خوابشان برده فقط.» شاعر: شایان مومیوند #نشریه_پرسه #پرسه #دانشگاه_هنر_اصفهان #ایران
178
16
در شرایطی که ساختار جمعیِ میل ما همچنان تابع سنتز ناخودآگاهِ «پیروزی/امنیت/رفاه و رهبر کاریزماتیک» باشد، اندیشیدن به آینده و
در شرایطی که ساختار جمعیِ میل ما همچنان تابع سنتز ناخودآگاهِ «پیروزی/امنیت/رفاه و رهبر کاریزماتیک» باشد، اندیشیدن به آینده و گزینه‌های حقیقتاً بدیلِ آن بلاموضوع می‌شود. چرا که به یک معنا گذشته همواره با تکرار همین هم‌نهاد، با تمام قوا به آینده هجوم می‌آورد؛ این تهاجم خودش را به صورت تجربه‌ی قسمی هراس فلج‌کننده نشان می‌دهد که منشأ آن سردرگمی در پاسخ به این پرسش است: «چه کسی قرار است حکومت را در دست بگیرد؟» در شرایط هجومِ گذشته، اگر پاسخ به پرسشِ «چه کسی؟»، یک رهبر کاریزما باشد، عاطفه‌ی امنیت در عموم مردم جاری می‌شود و چنان‌چه پاسخی مناسب برای این پرسش وجود نداشته باشد، هراسی هولناک عموم کنشگران مردمی را دربر می‌گیرد. __________ 👈متن کامل
143
17
درد مشترک ما، با همکاری تمام نشریاتی که نامشان خواهد آمد، به‌عنوان بخشی از جامعهٔ دانشگاهی، مسئولیت اجتماعی خود می‌دانیم در برابر حجم خشونت و کشتار عامدانهٔ مردم سکوت نکنیم. نشریات همکار (بر حسب حروف الفبا) ▪️نشریهٔ آرمان‌شهر (انجمن اسلامی آرمان دانشجویان دانشگاه علم‌وصنعت) ▪️نشریهٔ افق (انجمن علمی هوافضا شهیدبهشتی) ▪️نشریهٔ اکسیر (دانشکدهٔ شیمی، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ بارقه (دانشکدهٔ برق، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ بامداد (کانون شعر و ادب شریف) ▪️نشریهٔ پردازه (دانشگاه صنعتی شاهرود) ▪️نشریهٔ پرواز اندیشه (تشکل آزاداندیش علوم پزشکی همدان) ▪️نشریهٔ جوانهٔ امید (دانشکدهٔ جغرافیای دانشگاه تهران) ▪️نشریهٔ چکاد (انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی گیلان) ▪️نشریهٔ حیات نو (انجمن اسلامی علوم پزشکی دانشگاه اصفهان) ▪️نشریهٔ خبرنامه (انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ دردانشکده (دانشکدهٔ مهندسی شیمی و نفت، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ درنگ (انجمن فلسفه دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ دیالکتیک (انجمن علمی جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ رسته (نشریۀ مستقل دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ سحر (انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی) ▪️نشریهٔ شورا (شورای صنفی دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ عقل نهفته (دانشکدهٔ دندان‌پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی تهران) ▪️نشریهٔ فردا (خیریهٔ فردای سبز دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ قلم (انجمن اسلامی رویش دانشجویان دانشگاه علم‌وصنعت) ▪️نشریهٔ لا اسپانیولیداد (انجمن علمی زبان اسپانیایی دانشگاه تهران) ▪️نشریهٔ نفوذ (دانشکدهٔ مهندسی و علم مواد، دانشگاه صنعتی شریف) ▪️نشریهٔ نورولوگ (انجمن علمی مغز و شناخت دانشگاه خوارزمی) ▪️نشریهٔ وریتالیا (انجمن علمی زبان و ادبیات ایتالیایی دانشگاه تهران) ▪️نشریهٔ ویرا (انجمن علمی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران) سایر نشریات درصورت تمایل می‌توانند با فورواردکردن این فایل و پیام‌دادن به اکانت زیر، به لیست اضافه شوند. 🆔 @Moshtarak_admin
180
18
⭕️ هر چه بدتر بهتر؟ دی ۱۴۰۴ که گذشت، خیلی‌ها بیش‌ازپیش چشم امید به تشدید بحران دوخته‌اند: تحریم‌های سخت‌تر، تنش‌های بالاتر، فشارهای اقتصادی بیش‌تر. منطق‌شان پیچیده نیست: قدرت زیر بار فشار فرومی‌ریزد و راهِ تغییر گشوده می‌شود. از دل همین منطق است که شعار قدیمیِ نانوشته‌ای دوباره جان گرفته: هر چه بدتر بهتر. اما تاریخ غالباً از مسیرهایی می‌گذرد که هیچ‌کدام در محاسبات ما نبوده‌اند. اوج بحران را بسیارانی غالباً همچون زمینه‌ساز تکوین لحظۀ تغییر می‌انگارند. گویی انباشت فشارها سرانجام به فروپاشی نظم کهنه و گشایش افق تازه می‌انجامد. اما تجربه‌های تاریخیِ نظام‌های در آستانۀ فروپاشی نشان می‌دهند بحران همیشه به گشایش نمی‌انجامد و چه‌بسا به بازتولید سلطه در شکلی خشن‌تر منجر شود. این همان الگویی است که امروز نیز در تلاقی فشار اقتصادی و انسداد سیاسی و منطق امنیتی در ایران دیده می‌شود. ایرانِ امروز دقیقاً در چنین نقطۀ خطرناکی قرار گرفته است. در شرایط ناپایداری سازه‌ای، فشارها به‌جای این که صرفاً قدرت را بفرسایند می‌توانند جامعه را نیز تحلیل ببرند. فرسایش معیشتیِ مداوم، ناامنی روانی، مهاجرت انبوه و فروپاشی افقِ آینده پیوندهای اجتماعی را می‌گسلند و زیرساخت‌های همبستگی را تخریب می‌کنند. جامعه‌ای که پیوندهایش تضعیف شده بیش از آن‌ که توان کنش جمعی داشته باشد درگیر بقا می‌شود. در این وضعیت، خشم جای خود را به خستگی می‌دهد و اعتراض به انزوا جای می‌سپرد. خستگی مفرطِ اجتماعی غالباً لحظه‌ای است که جامعه آمادگی پذیرش اقتدار را پیدا می‌کند. ازاین‌رو تشدید بحران در این‌جا نه موتور تغییر بلکه سازوکار فرسایش است. اما، همزمان، قدرت سیاسی از منطق اضطرار بهره می‌گیرد. تهدید خارجی و فروپاشی اقتصادی و بی‌ثباتی اجتماعی بهانۀ تمرکز بیش‌ترِ قدرت و تعلیق حقوق و عادی‌سازی سرکوب می‌شود. هر چه جامعه ناامن‌تر می‌شود، استدلال «حفظ نظم به هر قیمت» نیز مشروع‌تر جلوه می‌کند. چنین نیست که بحران ضرورتاً اقتدار را تضعیف کند بلکه چه‌بسا اقتداری بپروراند امنیتی‌تر و ناپاسخ‌گوتر. خطر بزرگ‌تر آن است که بخش‌هایی از جامعه نیز دل به همین منطق بدهند. وقتی زندگی روزمره به مرز تحمل‌ناپذیری می‌رسد، وعدۀ ثبات چه‌بسا به‌مراتب جذاب‌تر باشد از افق مبهم. این همان لحظه‌ای است که بحران علیه جامعه کار می‌کند: جامعه‌ای که برای رهایی برخاسته بود، به پذیرش نظم سخت‌تر سوق داده می‌شود. ازاین‌رو تصور خودکارِ «هر چه بدتر بهتر» توهمی خطرناک است. تشدید بحران، بدون سازمان‌یافتگی اجتماعی و افق سیاسی روشن، بیش از آن که به تغییر مثبت بینجامد چه‌بسا زمینه‌ساز بازسازی اقتدار باشد. سیاست بالغ در چنین شرایطی نه بازی با آتش بحران بلکه مهار مسیرهای ویرانگری است که از دل بحران سربرمی‌آورند. اگر جامعه نتواند بحران را به اهرم فشار آگاهانه بدل کند، بحران دیر یا زود به سلاحی علیه خودِ جامعه تبدیل خواهد شد. هر چه بدتر لزوماً بهتر نیست. گاه بدترشدن نقطۀ آغاز فاجعه است. 🆔 @mmaljoo
132
19
🔷️ فراخوان ارسال یادداشت، مقاله، جستار، داستان و ناداستان ▫️در ایامی که سوگ و خشم، اندیشه را معلق و ذهن را مه‌آلود و امید را+3
🔷️ فراخوان ارسال یادداشت، مقاله، جستار، داستان و ناداستان ▫️در ایامی که سوگ و خشم، اندیشه را معلق و ذهن را مه‌آلود و امید را مطرود کرده است، در این پیچ تاریخی ایران، ما با پرسش‌های سهمگین روبه‌روییم: «چرا چنین شد؟ چه خواهد شد؟ چه باید کرد؟» پاسخ‌ها اغلب از جنس نفی است؛ گویی اغلب ما می‌دانیم چه نمی‌خواهیم اما آنچه می‌‌خواهیم روشن نیست. در وضعیتی که سوژه‌ها بیش‌از هر زمان دیگری عامدانه و لاجرم عاملیت‌زدایی شده‌اند و بانگ تک‌صدایی، نواهای متکثر و متنوع را گوشه‌نشین کرده است شاید نوشتن از آنچه می‌خواهیم بی معنا باشد. اما برای ترسیم افق آینده، باید به کلمات و روایات بازگردیم و بگوییم چه می‌خواهیم و حتی با زبان سرخ و صریح آنچه را نمی‌خواهیم فریاد بزنیم. باید رؤیاها و مطالباتمان را به زبان بیاوریم تا بدانیم در این ویرانی چه می‌خواهیم بسازیم. ما در مرکز آموزش مشتاق خواندن نوشته‌های شما هستیم. ✍️ متن‌های خود را به نشانی @HamAndishi1404 در تلگرام ارسال کنید.
135
20
رقص در سوگواری به‌مثابه مقاومت بدن‌مند ✍🏽زهره رجبی رقص و موسیقی در مراسم سوگواری جوانان کشته‌شده در اعتراضات دی ماه ۴۰۴ در ایران، فقط واکنشی عاطفی یا فرهنگی نیست، بلکه به شکلی از #کنش_سیاسی و #مقاومت_جمعی بدل شده است. در این موقعیت‌ها، سوگواری از حالت آیینیِ صرف خارج می‌شود و به عرصه‌ای برای بازتعریف معنا، اعتراض علیه روایت رسمی حکومت و بازپس‌گیری نمادین زندگی‌های دریغ شده از‌ کشته‌شدگان تبدیل می‌شود. محبوبه مقدم دانشجوی دکترای جامعه‌شناسی در دانشگاه ایلینوی آمریکا در پژوهش خود در مقاله‌ای با عنوان «من دردِ مشترکم؛ با من برقص: فراکتال‌بودگی(تکرارپذیری الگوها)، عاطفه و بدن‌مندی در گردش مقاومت» به بررسی رقص به عنوان شکلی از اعتراض و مقاومت در ایران (در زمان اعتراضات زن، زندگی، آزادی) می‌پردازد و بر اهمیت #بدن در شکل‌گیری جنبش‌های اجتماعی تاکید می‌کند و می‌نویسد: «هر جنبش اجتماعی از بدن‌های در حال حرکت آغاز می‌شود؛ این ریتمِ بدن‌های متحرک است که خودِ جنبش را به حرکت درمی‌آورد.» مفاهیم مورد استفاده پژوهش محبوبه مقدم درباره بدن، مقاومت و رقص را می‌توان به رقص‌های نمادین و اعتراضی در مراسم سوگواری کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۴۰۴ پیوند داد. به این دلیل که بدن‌های در حال حرکت، حتی در مراسم مرگ و عزاداری، می‌توانند حامل پیام مقاومت باشند. رقص و استفاده از حرکات ریتمیک محلی در مراسم عزا و سوگواری‌های کشته‌شدگان دی‌ماه را می‌توان تحت مفهوم «سیاست سوگواری» درک کرد؛ جایی که فقدان، به کنش جمعی و اعتراض نمادین تبدیل می‌شود. یکی از ویژگی‌های مهم این مراسم‌ها، ورود عناصر جشن و شادی به متن تدفین است: موسیقی عروسی، رقص محلی، دست‌زدن و حرکات ریتمیک. این جابه‌جایی فرم آیینی، معنایی نمادین دارد؛ خانواده‌ها با چنین کنش‌هایی نشان می‌دهند که مرگ عزیزانشان را نه به‌عنوان شکست یا شرم، بلکه به‌عنوان افتخار و ایستادگی تفسیر می‌کنند. مقدم توضیح می‌دهد که رقصندگان زن با حرکت بدن خود، مستقیما نظم رسمی را به چالش می‌کشند: «رقصندگان مستقیما با نظامِ عمیقا نهادینه‌شده‌ی کنترل زیست‌سیاسیِ دولت مقابله کردند؛ نظامی که تعیین می‌کند بدن افراد، به‌ویژه بدن زنان، چگونه باید در فضای عمومی ظاهر شود، رفتار کند و حرکت کند.» از سوی دیگر، گزارش‌های میدانی مراسم خاکسپاری و سوگواری کشته‌شدگان دی‌ماه که توسط حکومت جمهوری اسلامی به قتل رسیدند؛ تایید می‌کنند که حکومت در بسیاری موارد تلاش می‌کند مراسم‌ خاکسپاری و سوگواری را کنترل کند؛ از مانع‌تراشی در تحویل اجساد گرفته تا فشار بر خانواده‌ها برای سکوت. همین امر باعث شده است که مراسم #سوگواری به صحنه‌ای برای #بازپس‌گیری_بدن و #روایت‌های_مردمی و نه حکومتی تبدیل شود. گزارش‌های ایران اینترنشنال نیز تایید می‌کنند که برخی خانواده‌ها با رقص و موسیقی در مراسم تدفین، به‌گونه‌ای آشکار روایت رسمی حکومت را پس می‌زنند و #عزاداری را به شکلی از #اعتراض تبدیل می‌کنند. مقدم بدن زنان را «میدان نبرد ایدئولوژیک» می‌نامد: «بدن‌های زنان به میدان‌های نبرد ایدئولوژیک تبدیل شدند.» این مفهوم را می‌توان به بدن کشته‌شدگان نیز تعمیم داد: بدن جوانان معترض، حتی پس از مرگ، موضوع منازعه سیاسی است و خانواده‌ها با آیین‌های بدیل، آن را از روایت رسمی حکومت پس می‌گیرند. همچنین انتشار سریع ویدئوهای این مراسم‌ها در شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود #سوگواری تنها یک رخداد محلی نباشد، بلکه به گفتمانی جهانی تبدیل گردد. مقدم تاکید می‌کند در اعتراضات زن، زندگی، آزادی نیز شبکه‌های اجتماعی به زنان جوان امکان دادند که با انتشار ویدئوهای رقص، آشکارا محدودیت‌های دولت و هنجارهای فرهنگی را به چالش بکشند. در نهایت، می‌توان گفت رقص و موسیقی در مراسم عزا و سوگ کشته‌شدگان اعتراضات دی‌ماه ۴۰۴، نوعی «#مقاومت_تجسم‌یافته» است؛ مقاومتی که #بدن را به #رسانه‌_اعتراض تبدیل می‌کند و امکان‌های تازه‌ای برای تحول اجتماعی می‌گشاید. به تعبیر مقدم: «مقاومت بدن‌مند می‌تواند جوامع را برانگیزد، ادراک عمومی را تغییر دهد و امکان‌های تازه‌ای برای دگرگونی اجتماعی ایجاد کند.» از این منظر، سوگواری برای کشته‌شدگان اعتراضات اخیر نه فقط آیین فقدان و عزا، بلکه عرصه‌ای برای بازتولید #امید، #اعتراض و #مقاومت_جمعی است. @Shahr_Zanan لینک مقاله محبوبه مقدم: https://journals.sagepub.com/doi/10.1177/08969205251359979
120