en
Feedback
ʀᴀᴘɪᴏ

ʀᴀᴘɪᴏ

Open in Telegram
1 259
Subscribers
No data24 hours
-87 days
-3630 days
Posts Archive
¿ qué miras bobo?

همش انتظار کشیدم.

خدایا من اندازه این چیزایی که کشیدم بد نبودم.

کیرم تو امشب

Repost from ʀᴀᴘɪᴏ
naryan_-_until_we_meet_again.mp310.81 MB

خیال میکردم قرار نیست این بار رو به تنهایی به دوش بکشم.

Peacock Affect - Who Cares If You Exist.mp36.77 MB

Swallow The Sun - Sleepless Swans.mp317.29 MB

درست همون لحظه ایه که میخوام قبول کنم و بینهایت بشم تکه ای از متن:
دیگر چشمانِ خسته‌ام را باز نمی‌کنم، به سمت ویرانه‌هایی که پشت سر گذاشتم. وقتی اندوه، سرودِ غمگینش را خواند، دانستم که وقت رفتنم رسیده. در همان رودِ خفته غسل کردم، جایی که اشک‌ها به خوشبختی بدل می‌شوند. من نور را در دلِ شب پیدا کردم، و با این دنیا خداحافظی کردم...

Angellore - A Dormant Stream.mp329.21 MB

No Clear Mind - a new sun.mp313.91 MB

فراموش شده‌ام، نمی‌توانم با کسی دوستی برقرار کنم، تحمل یک رابطه دوستانه را ندارم، وقتی گروهی از آدم‌ها را می‌بینم که شادمانه دور هم جمع شده‌اند، در عمق سرشار از حیرت بی‌پایان می‌شوم، یا بخصوص موقعی که پدر و مادرها را با بچه‌هایشان می‌بینم؛ به علاوه، از یاد رفته‌ام، نه فقط در اینجا بلکه بطور کُلی در خانه‌ام، و از این گذشته، از یاد رفته توسط آدم‌ها، اما تا حدی توسط خودم در ارتباط با آدم‌ها، با قدرتم در ارتباط با آدم‌ها، من از عاشق‌ها خوشم می‌آید اما خودم نمی‌توانم عاشق باشم، بیش از اینها دورم، رانده شده‌ام.

The_Smiths_There_Is_a_Light_That_Never_Goes_Out_2017_Master.mp39.36 MB

کاش بازگشتی نبود

The_Smiths_There_Is_a_Light_That_Never_Goes_Out_2017_Master.mp39.36 MB

سبک بال رفته بودم چون خیال میکردم همه چیز اونجاست و با کوله ای خالی رفتم خیال میکردم شادی و ارامش زندگی اونجاست خیال میکردم به اینجا نیازی ندارم و همه چیز انجاست و حالا برگشتم با کوله از غم با کوله از حسرت و پشیمانی چون باور دارم که باید این سنگینی روی دوشم باشه تا دیگر هیچ وقت سفر نکنم.

با حسرت از اون راهی که با ذوق رفته بودم برگشتم.