1 259
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
-87 kunlar
-3630 kunlar
Postlar arxiv
1 259
درست همون لحظه ایه که میخوام قبول کنم و بینهایت بشم
تکه ای از متن:
دیگر چشمانِ خستهام را باز نمیکنم، به سمت ویرانههایی که پشت سر گذاشتم. وقتی اندوه، سرودِ غمگینش را خواند، دانستم که وقت رفتنم رسیده. در همان رودِ خفته غسل کردم، جایی که اشکها به خوشبختی بدل میشوند. من نور را در دلِ شب پیدا کردم، و با این دنیا خداحافظی کردم...
1 259
فراموش شدهام، نمیتوانم با کسی دوستی برقرار کنم، تحمل یک رابطه دوستانه را ندارم، وقتی گروهی از آدمها را میبینم که شادمانه دور هم جمع شدهاند، در عمق سرشار از حیرت بیپایان میشوم،
یا بخصوص موقعی که پدر و مادرها را با بچههایشان میبینم؛ به علاوه، از یاد رفتهام، نه فقط در اینجا بلکه بطور کُلی در خانهام، و از این گذشته، از یاد رفته توسط آدمها،
اما تا حدی توسط خودم در ارتباط با آدمها،
با قدرتم در ارتباط با آدمها، من از عاشقها خوشم میآید اما خودم نمیتوانم عاشق باشم،
بیش از اینها دورم،
رانده شدهام.
1 259
سبک بال رفته بودم
چون خیال میکردم همه چیز اونجاست
و با کوله ای خالی رفتم
خیال میکردم شادی و ارامش زندگی اونجاست
خیال میکردم به اینجا نیازی ندارم
و همه چیز انجاست
و حالا برگشتم
با کوله از غم با کوله از حسرت و پشیمانی
چون باور دارم که باید این سنگینی روی دوشم باشه تا دیگر هیچ وقت سفر نکنم.
Endi mavjud! Telegram Tadqiqoti 2025 — yilning asosiy insaytlari 
