𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'
Open in Telegram
-وجود کلماتی اما، خودت وجود نداری. Gl & Bl novels☀️ - چنل دیلی؛ @el6hell
Show more2 777
Subscribers
-324 hours
+977 days
+1630 days
Posts Archive
2 777
من در نقطه اغاز جهان منتظرت ایستادهام.
جایی که داستان بههم نرسیدنهای پی در پیمان را نوشتند.
2 777
چیز مهمی نیست.
تو فقط یه ایده احمقانه بودی که ازت یه کتابخونه ساختم.
بدون اینکه حتی توی برگه کتابها چیزی نوشته باشه.
2 777
تورا درون همان قلبی له میکنم که روزی مچاله کردی.
و اینبار دلتنگ که بشوم، تو درد خواهی کشید.
2 777
اخرین کسی که راز تورا در جهان حمل میکند چشمان من خواهد بود که بلاخره روزی بسته میشوند.
و تو دیگر داستانی در این جهان بی پایان نخواهی داشت.
2 777
شاید کنار او باشی،
دستانش را بگیری، لبخندش را ببوسی، بدنش را لمس کنی اما،
من تورا جایی نزدیکتر به خود دارم، جایی کنار رگ گردن و درون دهلیزها.
2 777
عشق دروغ بزرگیست که مغز به قلب میگوید، هنگامی که دیگر مجال تپیدن ندارد.
یک خودکنترلی دستکاری شده، یک سوء تفاهم بزرگ که رفته رفته کنترلش حتی از دست عقل هم در میرود!
2 777
خیال کردم که درمانی، نه که درد بی درمانی.
خیال کردم که خواهی ماند، نگو روانه بر راهی.
فکر کردم که از سویت، فقط عشق هست بر من،
اما روایت ما را دشمنان ساختهاند حتما.
2 777
گاهی گمان میکنم که دنیا برای تحمل این مقدار عشق اساطیری، دلمرده و کذایی تر از این حرفهاست.
یعنی میگویم چهمیشد اگر تمام موسیقیها، نوشتهها و نقاشیها تماما دروغ و فقط برای محبوب تر شدن عاشقانه شده باشند؟
چه میشد اگر شمس دشمنی میبود که قصد دیوانه کردن مولانارا میداشت؟
چه میشد اگر احمد برای پوشاندن جای زخمهای حاصل از زد و خورد انهمه زیبا از ایدا مینوشت تا کسی به عمق رذالت او پی نبرد؟
شاید مجنون برای رسیدن به گنج کوه را میکند و برای مخفی کردن کارش میگفت که عاشق لیلیاست؟
من یکی که دیگر عشق را باور ندارم.
