en
Feedback
𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'

𝘌𝘭𝘥𝘳𝘦𝘥'

Open in Telegram

-وجود کلماتی اما، خودت وجود نداری. Gl & Bl novels☀️ - چنل دیلی؛ @el6hell

Show more
2 681
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-10030 days
Posts Archive
Repost from N/a
این پیام مخصوص داف ها هستش🫵🏼🧸 یه گپ داریم منتخب لیتل ها برا انتخاب ددی😈 اگه همیشه شورتت خیس نیست نیا👙💦 جایی برای لیتل بوی ها برا انتخاب مامی😻 میخوای لیتله ممه گنده داشته باشی!؟👙🔥 ꒱میخوای اسلیو مطیع و کوبص داشته باشی꒰؟💦 https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk بمال لینکوو تا باطل نشده💞๛🧸 https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot

Repost from N/a
همه توجه کنن🔥 گپ داریم مخصوص کوبص های ناب 𝔰𝔪🎀
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
لیتل های هورنی ددی های جذاب و کار بلد🧸 اسلیو های مطیع و سکسی مستر های خشن😈
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
اسلیو بوی هستی دلت تنبیه میخواد توسط یه میسترس هات؟😺 پس سریع بزن رو لینک بیا تو دنیای بزرگ خانواده 𝔟𝔡𝔰𝔪 ༆💞
https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk
پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot

Repost from N/a
👶🏻بابایی چرا جایی نیست که راحت حرف بزنیم خب😿 👨🏻بیبی گرل الان میبرمت یه گپ راحت جلو همه بابایی صدام کن🩸⛓ 👶🏻اخه گپا نمیشه که بیرونمون میکنن😿 👨🏻اینجا مخصوص خانواده 𝔅𝔇𝔖𝔐 و 𝔏𝔊𝔅𝔗 هستش😈 👨🏻مخصوص گرایشای خاص بیا سریع🎀 👶🏻چشم چشم اومدم😻 شماهم بیاین عشق کنین💞 https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk https://t.me/+LSzBJS0gRjg1MzBk پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot

Repost from N/a
࿌B࿌D࿌S࿌M࿌_࿌G࿌R࿌O࿌U࿌P࿌ 🛑اینجا خونه‌ماست🛑 💎تنها جایی که میتونیم با خیال راحت خودمون باشیم و نقاب نزنیم!💎 ما اینجا در مورد حسمون بدون خجالت صحبت می‌کنیم.🫦 گپ می‌زنیم، بازی می‌کنیم، خوش می‌گذرونیم و از همدیگه یاد می‌گیریم!🥳 ⛓تو خونه منتظرتیم⛓ https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5

photo content
+1

Repost from N/a
🔥خونه ما🔥 ⛓ی گپ برای همه گرایش ها⛓ 💦جایی برای اینکه بدون خجالت خود واقعیت باشی💦 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.
🔥خونه ما🔥 ⛓ی گپ برای همه گرایش ها⛓ 💦جایی برای اینکه بدون خجالت خود واقعیت باشی💦 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 گپی پر از دختر پسرای هورنی🫦👅 بیا و فاب و پارتنر مورد نظرتو پیدا کن🤤 ⛓تو خونه ما منتظرتونیم⛓ 🔥خونه ما🔥 ⛓ی گپ برای همه گرایش ها⛓ 💦جایی برای اینکه بدون خجالت خود واقعیت باشی💦 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 گپی پر از دختر پسرای هورنی🫦👅 بیا و فاب و پارتنر مورد نظرتو پیدا کن🤤 ⛓تو خونه ما منتظرتونیم⛓

Repost from N/a
🔥࿌BDSM࿌_࿌BDSM࿌_࿌BDSM࿌ ⭕️جایی برای اشتراک گذاشتن احساسات و گرایشمون⭕️ ⛓اینجا قراره خودتو بهتر بشناسی⛓ 💎خودتو یاد بگیری،بدون قضاوت دیگران و جزوی از خانواده بزرگ اس ام باشی💎 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 تو خونه ما منتظرتیم🍒 🔥🔥اینجا راجع به گرایش‌های ممنوعه‌ست🔥🔥

Repost from N/a
࿌B࿌D࿌S࿌M࿌_࿌G࿌R࿌O࿌U࿌P࿌ 🛑اینجا خونه‌ماست🛑 💎تنها جایی که میتونیم با خیال راحت خودمون باشیم و نقاب نزنیم!💎 ما اینجا در مورد حسمون بدون خجالت صحبت می‌کنیم.🫦 گپ می‌زنیم، بازی می‌کنیم، خوش می‌گذرونیم و از همدیگه یاد می‌گیریم!🥳 ⛓تو خونه منتظرتیم⛓ https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5

Repost from N/a
🔥خونه ما🔥 ⛓ی گپ برای همه گرایش ها⛓ 💦جایی برای اینکه بدون خجالت خود واقعیت باشی💦 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.
🔥خونه ما🔥 ⛓ی گپ برای همه گرایش ها⛓ 💦جایی برای اینکه بدون خجالت خود واقعیت باشی💦 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 گپی پر از دختر پسرای هورنی🫦👅 بیا و فاب و پارتنر مورد نظرتو پیدا کن🤤 ⛓تو خونه ما منتظرتونیم⛓ 🔥خونه ما🔥 ⛓ی گپ برای همه گرایش ها⛓ 💦جایی برای اینکه بدون خجالت خود واقعیت باشی💦 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 گپی پر از دختر پسرای هورنی🫦👅 بیا و فاب و پارتنر مورد نظرتو پیدا کن🤤 ⛓تو خونه ما منتظرتونیم⛓

Repost from N/a
🔥࿌BDSM࿌_࿌BDSM࿌_࿌BDSM࿌ ⭕️جایی برای اشتراک گذاشتن احساسات و گرایشمون⭕️ ⛓اینجا قراره خودتو بهتر بشناسی⛓ 💎خودتو یاد بگیری،بدون قضاوت دیگران و جزوی از خانواده بزرگ اس ام باشی💎 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 https://t.me/+7PUXM-svcxwzOTY5 تو خونه ما منتظرتیم🍒 🔥🔥اینجا راجع به گرایش‌های ممنوعه‌ست🔥🔥

Repost from N/a
اوه بناازمممم بلخره پیداش کردم بزرگ ترینن چنل 𝗌𝗆🎀😈 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 همه داف های 𝗌𝗆 پروف های کاپلی شون از اینجا برداشتن🧸 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 کلی ایده تنبیه برا ددی های جذاب که هیچ جا نذاشته🔥 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 تازه میدونستین کلی چالش باحال هم میذارن؟💅🏻 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 پس بدو بریم جایزه بگیریممم💞 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot

Repost from N/a
وایسا ببینم تو خسته نشدی از بس به همه گفتی فیلمو گیف میخوای کسی نفرستاد؟😾 میبینی همه پروف های خفن دارن توام دلت میخواد داشته باشی؟💅🏻 پس بیا که منبعشو اوردم برات اصلا نگو نپرس😻 جایی که تموم چنل های 𝗌𝗆 از اینجا پست هاشون برمیدارن🦄 هرروز کلی(عکس،فیلم،گیف، استیکر) 𝗌𝗆 میذاره دیگه چی میخوای؟😽 سریع بدو برو💞
پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0

روزگار گوش ندارد که تو هی گریه کنی.

Repost from N/a
خبر داری سوال های امتحانی دی ماه لو رفته؟؟؟🙊 یه چنل دارم که کاملا رایگان سوال هارو گذاشته تازه فقط این نیس😼🎀 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 کلی عکس فیلم قشنگ هم میذاره میتونی بری عشقو حال کنی در کنارش نمره هات 20بشن💅🏻 وقتی بقیه دارن کلی میخونن تو به سادگی رل بزن فیلمای 𝗌𝗆 ببین😽 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 نمرات هم ازهمه بیشتر شه بدو برو💞 پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot

Repost from N/a
اوه بناازمممم بلخره پیداش کردم بزرگ ترینن چنل 𝗌𝗆🎀😈 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 همه داف های 𝗌𝗆 پروف های کاپلی شون از اینجا برداشتن🧸 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 کلی ایده تنبیه برا ددی های جذاب که هیچ جا نذاشته🔥 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 تازه میدونستین کلی چالش باحال هم میذارن؟💅🏻 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 پس بدو بریم جایزه بگیریممم💞 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot

Repost from N/a
وایسا ببینم تو خسته نشدی از بس به همه گفتی فیلمو گیف میخوای کسی نفرستاد؟😾 میبینی همه پروف های خفن دارن توام دلت میخواد داشته باشی؟💅🏻 پس بیا که منبعشو اوردم برات اصلا نگو نپرس😻 جایی که تموم چنل های 𝗌𝗆 از اینجا پست هاشون برمیدارن🦄 هرروز کلی(عکس،فیلم،گیف، استیکر) 𝗌𝗆 میذاره دیگه چی میخوای؟😽 سریع بدو برو💞
پیام رسان بنرزن حرفه ای: @moon_ttab_bot @moon_tab_bot https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0 https://t.me/+9Lz8YymybTs4Yjg0

اگر رمان رو میخونید و دوست دارید نظراتتون رو باهام درمیون بزارید توی دیلیم جوین شید🏂 @el6hell

#part316 نفس عمیقی کشید و دستاش رو روی تختش گذاشت‌. حالا کمی عرق کرده بود و پوستش زیر نور افتاب برق میزد. صحنه عجیبی بود، هیچوقت فکر نمیکردم توی چنین موقعیتی ببینمش‌. خیلی دلم میخواست مثل ادم رفتار کنم و درست کارم رو انجام بدم اما واقعا نمیشد. رفیقم بود و حس عجیبی میگرفتم. مخصوصا وقتی میدیدم که اینطوری نگاهم میکنه. کاملا مشخص بود که حالش خوب نیست و از سر لجش اینکارو میکنه. مطمئن بودم دوباره رابطش خراب شده و دختره گند زده بهش. موهاش رو از توی صورتش کنار زد و چشماش رو بست. دیانا_بکنی توم ارضا نمیشم. روش رو کرد اونور و نفس عمیقی کشید. میدونستم که اونهم به اندازه من معذبه. حس بدش رو درک میکردم. احتمالا الان داشت به خودش فحش میداد که چرا چنین چیزی رو شروع کرده. نفس عمیقی کشیدم و به چشماش زل زدم و خودم رو کشیدم بالا. چشمام رو بستم و تلاش کردم تصور کنم که کسی که جلومه غزله. لبام رو روی لباش گذاشتم و بعد از اینکه بوسیدمش سرم رو کردم توی گردنش. غزل اینجور وقتا تلاش میکرد لباسام رو دربیاره یا یه کرمی بریزه. اما دیانا اصلا دلش نمیخواست اینکارو انجام بده که واقعا بهم لطف میکرد چون دوست نداشتم لخت تر از این بشم. میدونستم که هنوز هم یسرا رو دوست داره و داره خودش رو به اینکار مجبور میکنه. زیر گلوش رو لیس زدم و انگشتم رو روی لبش کشیدم و بعد کردم توی دهنش و دور زبونش چرخوندم. وقتی خیس شد و رفتم پایین و دوباره نوک سینش رو مک زدم. تصور کردم که دارم نوک سینه غزل رو لیس میزنم. اون بیشتر از دیانا سروصدا داشت و جلوی ناله هاش رو نمیگرفت. وقتی خیلی دردش میومد یا خیلی لذت میبرد نق میزد و چشماش کمی خیس میشد. دیانا ولی چشماش حتی برق هم نمیزد. دستم رو بردم لای پاش و اروم مالیدمش. چرا انتظار داشتم از اینکه بکنم توش خوشش بیاد؟ کاملا مشخص بود که علاقه‌ای به اینکار نداره. کمی محکمتر کارم رو انجام دادم که صدای نفسای عمیقش دوباره بلند شد‌. حالا موهاش توی صورتش ریخته و قسمتی از خط چشم مشکیش خراب شده بود و دیگه مثل قبل تیز و مرتب نبود. با چشمای عسلیش زل زد بهم. بدون حرف نگاهش کردم و تند تر مالیدمش که چشماش رو بست. کمی بیشتر از حد معمول طول کشید و دستم دیگه داشت خسته میشد. ارزو میکردم که هیچوقت اینکار رو انجام نمیدادیم چرا که هیچ لذتی برای من نداشت. صرفا فقط دستم رو عقب و جلو میکردم. صدای نفس هاش کمی بلندتر شد و مچ دستم رو گرفت. حرکاتم رو تند تر کردم که چهرش رفت توی هم و همزمان که اروم لرزید کمرش رو بلند کرد. مکث نکردم و به کارم ادامه دادم که بلاخره تونستم خیس شدن لای پاش رو حس کنم. مچ دستم رو محکم فشار داد و درحالی که مشخص بود داره از کارم اذیت میشه متوقفم کرد. چند ثانیه درحالی که نفس نفس میزد و شکمش اروم بالا پایین میشد مچم رو فشرد. اب دهنش رو قورت داد و چشماش رو باز کرد. بدون اینکه نگاهم کنه کراپشو برداشت و کرد تنش و بعد خیلی سریع شورتش رو پوشید و از اتاق خارج شد. مشخص بود که اصلا احساس خوبی نداره. شونم رو بالا انداختم و پاکت سیگار روی عسلی رو برداشتم. مگه تقصیر من بود؟ من که شروع نکرده بودم، درضمن احساس خوبی هم نداشتم. پس نیازی نبود فکر کنم مقصرم یا هرچیزی. حالش رو درک میکردم و میدونستم برای چیه. از سر حرص و عصبانیت یه حرکتی زده بود و بعد از اتمامش پشیمون شده بود و حس بدی داشت. سیگارم رو روشن کردم و پکی بهش زدم. حوصله نداشتم برم تا بیرون و دستام رو بشورم پس تلاش کردم با دست چپ سیگار بکشم. البته که وقتی با غزل سکس کرده بودم با همون دست سیگار کشیدم و حتی بدون اینکه بشورمش برای تینا تتو زدم. احتمالا اگر میفهمید خودش رو میکشت. لبخند کجی روی لبم نشست و به اطرافم نگاه کردم. اشکالی نداشت، دوماه میگذشت و هردومون این اتفاق رو فراموش میکردیم. برای من که اسون بود. امیدوار بودم برای اونم همینطور باشه. در اتاق باز شد و دیانا درحالی که چشماش کمی قرمز بود اومد تو و بدون اینکه نگاهم کنه یه شلوارک از توی کشو در اورد و پوشید. حالا هردو خط چشمش به طور کامل پاک شده بودن و مشخص بود که صورتش رو شسته. با اخمای توی هم فرو رفته روی تخت نشست و یه نخ سیگار برای خودش خارج کرد. اصلا خوب و خوشحال بنظر نمیرسید. پکی به سیگارم زدم و چشمام رو تنگ کردم. _از سر حرصت اینکارو کردی؟ نیم نگاه کوتاه و غیر جالبی بهم انداخت. دیانا_خواستم ببینم به همه دادن چه حسی داره تا شاید تونستم یسرا رو درک کنم. اما حس خوبی نداره. نمیدونم چطور اینکارو انجام میده! خندیدم و به دود و فیلتر نازک زرشکی رنگ سیگارم نگاه کردم. _شاید اون به رفیقاش نمیده. نگاه بدی بهم انداخت. از اون نگاهایی که اولین بار که همو دیده بودیم بهم میکرد. اصلا جالب نبودن. دیانا_چرا اتفاقا هربار پای یکی از اونایی که میگه فقط جاست فرندمه درمیونه. واقعا احمقه.

من عاشق این پارتام

#part315 ادکلن غزل رو بیشتر دوست داشتم. بوی ملایم تر و طبیعی تری داشت‌. سرم رو از توی گردنش در اوردم و پایین تر رفتم. دستم رو روی سینش گذاشتم و اونی رو که پیرسینگ داشت با زبونم لمس کردم. نیپلش داغ بود، اما پیرسینگش سرد. اروم مکش زدم و به این فکر کردم که ایا دردش نمیگیره؟ ناله کوتاهی کرد و انگشتاش توی موهام فرو رفت که متوجه شدم اتفاقا حس بهتری میده. وقتی نوک سینه غزل رو مک میزدم هیچ فلزی وجود نداشت که توی ذوقم بزنه و نزاره محکمتر از قبل اینکار رو بکنم. نرم تر بود. دستم رو از روی سینش برداشتم و به لای پاش رسوندم. شلوار 6 جیب کتونش زیادی ضخیم بود و هیچی حس نمیکردم. اونیکی سینش رو با دندون فشار دادم و مکش زدم که با ناله گفت؛ _اون یکیش.. و متوجه شدم که درست حدس میزدم، احتمالا درد لذت بخش تری داشت. به چشم‌های خمارش نگاه کردم. احساس خاصی توشون نبود. یه شهوت مسخره که باعث شده بود دلش بخواد رفیقش بکنتش. احتمالا دوست دختر خودش اینکار رو درست انجام نمیداد. یا شاید هم دوباره کات کرده بودن. از اینکه هرجارو میخواستم مک بزنم یه پیرسینگ میرفت توم خوشم نمیومد. غزل خیلی دنج تر بود. رفتم بالا تا ببوسمش و فرصت کنم زیپ شلوارش رو باز کنم اما فقط خیلی کوتاه لباشو به لبم چسبوند و بعد کمی بلند شد تا خودش زودتر از من اینکار رو بکنه. حسم کمی پرید. غزل حتی وقتی که نمیتونست نفس بکشه هم منو میبوسید. بعضی وقتا تصور میکردم الانه که از شدت کمبود اکسیژن بیهوش بشه. پوفی کشیدم و دستاش رو محکم کنار زدم و کمربندش رو باز کردم. مجبور نبودم اینکارو بکنم، درصورتی که میدونستم به رابطمون گند میخوره. دلم نمیخواست وقتی در اینده نگاهش میکنم یاد این بیوفتم که چطور زیرم ناله میکرده. از خراب شدن روابط دوستانم متنفر بودم. کمربندش رو باز کردم و زدمش اونور که خیلی محکم به پیرسینگ شکمش برخورد کرد. اخ کوتاهی گفت و بعد با صدایی گرفته گفت؛ _پارم کردی. نگاه بدی بهش انداختم. اصلا حس خوبی نداشتم. _مونده تا پاره شی. به لب هام نگاه کرد و ترجیح داد دوباره نبوستم. زیپ شلوارش رو پایین کشیدم و وقتی کمرش رو کمی بالاتر برد از پاش درش اوردم. شورتش رو هم در اوردم و پاش رو باز کردم و برای اینکه چشماش رو نبینم سرم رو کردم توی گردنش. فکر کردن به غزل، مقایسه کردنش با اون و نگرانی ای که داشتم حالم رو بدتر میکرد. اینکه هرلحظه وسط اونهمه گرما یچیز سرد با بدنم و لب‌هام برخورد میکرد و اینکه هیچ احساسی توی چشماش نبود و فقط یه نیاز احمقانه و غیر واقعی داشت حسم رو از بین میبرد. انگشتم رو زیر نافش کشیدم و بردم لای پاش. خیس نشده بود. اگر غزل جاش بود تا الان اب میبردمون. با یاداوری اونروز توی سالن و اینکه کم مونده بود بشینه روی اون قسمت خیس صندلی تا نبینمش لبخندی روی لبم نشست. تصور اون حد از خیس بودنش باعث میشد دوباره حسم بیدار بشه و بدنم داغ تر بشه. انگشتام رو لای پاش کشیدم و وقتی هیچ چیزی جز گرمای پوستش رو حس نکردم متوجه شدم که غزل نیست و لبخندم خشک شد. نفس عمیقی کشیدم و کنار گوشش گفتم؛ _خیس نیستی. و انگشتم رو به سوراخش فشار دادم که ناله‌ای کرد. دیانا_خیسش کن. نمیتونستم، واقعا احساس میکردم که نمیتونم. اونهم مثل من بود، علاقه ای به انجام اینکار نداشت. شاید میخواست فقط نیازش رفع بشه، شاید هم میخواست صداهای توی سرش که داد میزدن غزلش گمشده رو خفه کنه. شاید اون‌هم یه دوست دختر پنهانی احمق و روانی داشت که گم و گور شده بود. شاید اونهم به این فکر میکرد که من با احساس نگاهش نمیکنم و حالم ازش به هم میخوره. انگشتم رو به سوراخش فشار دادم. خیلی سخت بود. انگار خودش هم دردش اومد چون چشماش رو بست و به هم فشار داد. ناچارا نگاهی بهش انداختم و رفتم پایین. دلم نمیخواست خونی بشم. هرچند که دوست هم نداشتم وقتی دفعه بعدی توی دانشگاه یا باشگاه دیدمش به خاطر بیارم که براش خوردم اما چاره دیگه‌ای نداشتم. کمتر کسی وجود داشت که وادارم بکنه چنین کاری بکنم. اما برای غزل کرده بودم. چه احمقانه! چرا تاحالا به فکرم نرسیده بود؟ سرم رو لای پاش بردم که پاش رو باز تر کرد. موهام رو زدم پشت گوشم و خم شدم و زبونم رو کشیدم روش. نبوسیدمش، چون لازم نبود. اون احساس احترامی که وادارم میکرد ببوسمش رو نداشت. فقط یکی از دوستام بود که خیلی مسخره وسط یه روز افتضاح داشتم لای پاش رو لیس میزدم. چه تصادفی. سرم رو بلند کردم و درحالی که کلافه شده بودم دوتا از انگشتام رو محکم هول دادم توش که لب‌هاش رو به هم فشرد و نفس عمیقی کشید. انگشتام رو چندبار عقب جلو کردم اما اخماش باز نشد و ناله نکرد. مشخص بود که لذتی براش نداره. موهاش رو کنار زد و با لحنی معذب گفت؛ _راز. دوست نداشتم اسمم رو اینطور صدا کنه. دیانا_اینجوری دوست ندارم. نفس عمیقی کشید و انگشتام رو عقب کشید و چشماش رو به هم فشرد.