Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈
داستانکده | داستان | اعتراف | رمان
کانال اسکیه با کلی فیلم خفن🔞🤤 @Sixet0 وطنیمونه با محتوای جذاب 😈 @vatanisecret اعترافای سوسکی نوجوانان وطن💦 @Eteraf_Esxie فقط وطنیمونه با کلی وطنی 🙄 @FAQQAT_WATANI .......................................... سولاخ ارتباطی @secret_vatani_admin
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel داستانکده | داستان | اعتراف | رمان
Channel داستانکده | داستان | اعتراف | رمان (@eteraf_esxie) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 33 603 subscribers, ranking 9 766 in the Erotic category and 10 314 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 33 603 subscribers.
According to the latest data from 09 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 45 over the last 30 days and by 8 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 13.31%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 7.24% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 4 474 views. Within the first day, a publication typically gains 2 433 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 19.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as کون, وقت, سینه, چیز, ک*ر.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“کانال اسکیه با کلی فیلم خفن🔞🤤
@Sixet0
وطنیمونه با محتوای جذاب 😈
@vatanisecret
اعترافای سوسکی نوجوانان وطن💦
@Eteraf_Esxie
فقط وطنیمونه با کلی وطنی 🙄
@FAQQAT_WATANI
..........................................
سولاخ ارتباطی @secret_vatani_adm...”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 10 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Erotic category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 September | +31 | |||
| 08 September | +33 | |||
| 07 September | +18 | |||
| 06 September | +16 | |||
| 05 September | +13 | |||
| 04 September | +19 | |||
| 03 September | +42 | |||
| 02 September | +36 | |||
| 01 September | +6 |
| 2 | ✅توم میخوای از مسابقات فوتبال پول دربیاری؟🏆🥇🏆
✅کانال ورسوس بت کارش تحلیل و پیش بینی مسابقات فوتبال به صورت حرفه ای💎
⚠️توم میتونی از پیش بینی فوتبال لیگ های اروپایی خیلی راحت پول دربیاری فقط کافیه با کانال ورسوس بت همراه شی📣
💌روزانه بین 10 الی 100میلیون کسب درامد کن و پولت چند برابر کن✅
A18
🌐ادرس عضویت کانالشون:👇
📌https://t.me/+dMmpUAIT7NAyZTFk
📌https://t.me/+dMmpUAIT7NAyZTFk | 966 |
| 3 | سکس فوق العاده یک سیسی
#زنپوش #سیسی
سلام دوستان میخوام از یه خاطرهای بگم که خودم خیلی دوستش دارم و با یاد اون خاطره خیلی وقتا خودمو ارضا میکنم
چند وقت پیش خیلی حشری بودم تو شهوانی یه تاپیک گذاشتم که یکی رو پیدا کنم و بهش بدم؛ با چند نفر صحبت کردم چیز خاصی دستگیرم نشد از سایت رفتم بیرون و خوابیدم. چند ساعت بعد دوباره برگشتم دیدم یکی که فینگلیش تایپ کرده گفته اگه میای امشب تا صبح هستم و اینا بیشتر صحبت کردیم گفت بچه غرب تهرانه رفتیم تلگرام اونجا یکم سکس چت کردیم و من بیشتر حشری شدم عکس از کیرش فرستاد واقعاً خوش فرم بود و دوستش داشتم تو تصورات خودم بودم که گفتم برم بهش بدم فردا صبح هماهنگ کردیم گفت بیا مترو میام دنبالت.
یکم از خودم بگم ۱۸ سالمه چند ساله سیسی شدم و از بچگی دوست داشتم دختر باشم سینه های ژنتیکی بزرگی دارم؛ سفید و کم مو هستم و مفعول بودن رو خیلی دوست دارم.
خلاصه
رفتم مترو اومد دنبالم اولش گفتم بیخیال نرم ولی یه حشری تو وجودم همش منو قلقلک میداد تا اینکه گفتم جهنم بریم ببینیم چی میشه. رفتم سوار ماشینش شدم اولش خجالت میکشیدم حتی حرف بزنم همش یا خودم میگفتم من میخوام به این بدم یعنی؟
اون شروع کرد حرف زدن یکم از حالم پرسید و چند تا سوال پرسید که چیکارا میکنی و شوخی کرد تا یکم رومون بهم باز بشه.
رفتیم خونش رسیدیم یه آپارتمان بود سمت غرب تهران که با ماشین رفت تو پارکینگ و ماشینو نگه داشت رفتیم بالا در رو باز کرد من رفتم داخل؛ گفت اگه کاری داری یا چیزی میخوای بپوشی برو اون اتاق خواب رفتم دیدم یه اتاق خوابه که کامل برای سکس آماده شده چون تخت خواب بالش نداشت و روش ملحفه کشیده بود. یه آینه داشت. لباس زیر ست مشکی برده بودم با جوراب شلواری دامن و تیشرت از روشون پوشیدم رفتم بیرون تا منو دید یهو گفت جوووون تو این بودی یعنی و از این حرفا. رفتم دستشویی خودمو تمیز کردم و اومدم بیرون.
نشستم پیشش خودمم بشدت حشری شده بودم یه آره گفتم و یهو ازم لب گرفت بلندم کرد برد تو همون اتاق انداختم رو تخت لباساشو در آورد دوباره اومد لب گرفت لباسهای منو هم در آورد با ست و جوراب شلواری بودم داشت همه جامو مک میزد که یهو شورتمو کشید پایین گفت این تیکه گوشت واقعاً به دردت نمیخوره
جفت پاهامو با هم داد بالا شروع کرد به خوردن سوراخم چند دقیقه همش داشت زبون میزد و میخورد که گفت بیا یکم برام ساک بزن جامونو عوض کردیم و چند دقیقه براش خوردم گفتم نکنه آبش بیاد چون همش آه میکشید که یهو بلند شد گفت بسه دیگه کاندوم رو گذاشت رو کیرش یه تق زد دم سوراخم یواش یواش کردم توش جیغم داشت میرفت هوا که آروم آروم تلمبه زد و افتاد روم پاهامو دورش حلقه کرده بودم و با هر تلمبه داشتم میمردم میگفتم یعنی من زیر یه کیر خوابیدم؛ چند تا تلمبه زد و ازم لب گرفت،داگیم کرد و فقط داشت مثل خر تلمبه میزد گفتم الان آبش میاد خیلی حشری شده بودم از دودولم داشت آب میچکید. دوباره پوزیشن رو عوض کرد گفت خودت بشین روش خودم رو ابرا بودم که یهو بلند شد منو نشوند زمین گفت بخور برام آبم داره میاد چند بار کردم تو دهنم یه لیس زدم تا یهو کلی آب پاشید رو صورتم ولی من ارضا نشده بودم هنوز.
گفت اشکال نداره دوباره میکنمت کیرش هنوز راست بود.لبه ی تخت منو دولا کرد شروع کرد تلمبه زدن که یهو من احساس سوزش و لرزش کردم و سیسیگاسم شدید شدم و حسم کامل از بین رفت.اون ولی داشت هنوز تو اون حالت تلمبه میزد چند دقیقه زد و یه آه بلند کشید و احساس گرما کردم توی سوراخم که فهمیدم ارضا شده.
بلند شدم و رفتم حموم و اونم رو تخت خوابیده بود. همش میگفتم این چه کاری بود کردم و ای وای و از این حرفا
سریع اومدم لباسامو پوشیدم گفت برسونمت گفتم نمیخواد و سریع زدم بیرون.
ولی شب باز با یاد همین سکس انقدر حشری بودم که دوباره بهش پیام دادم…
ادامه دارد✨
نوشته: باران
@Eteraf_Esxie | 1 127 |
| 4 | من و دختر خوانده ام (۱)
#پدر_ناتنی #تابو
چند سالیه با یه خانوم که یه دختر ۱۶ ساله داره رابطه دارم و تقریبا میشه گفت داریم زندگی میکنیم . وقتی باهم آشنا شدیم دخترش ۱۱ساله بود . این خانوم اسمش مرجانه ۳۸ سالشه و اسم دخترش آذین . من فرهادم و ۴۰ سالمه . خیلی صمیمی هستیم و همه چی اوکیه ولی تقریبا یک ساله ذهنم درگیر یه موضوعی شده ، (دختر خوندم )
موضوع از اونجایی شروع شد که مسافرت بودیم و با آذین که اسرار داشت شب کنار دریا قدم بزنه از ویلا در اومدیم به سمت ساحل ، یه کوچه شنی تقریبا صد متری ساحل .
مادرش خسته بود و رفت که استراحت کنه ، قدم زنون به سمت ساحل رفتیم ساعت تقریبا ده شب بود چند نفری تو مسیر ساحل در حال برگشت بودن من شلوارک و کتونی پام بود و یه پیرهن هاوایی تنم ، آذین هم پیراهن بلند ساحلی تنش بود و صندلای مادرش به پاش .ماسه پاهاشو اذیت میکرد در حین راه رفتن ادا در میاورد . خیلی عادی دستشو گرفتمو از جاهایی که چمن و علف رو زمین بود رفتیم تا ساحل . بعد از کمی تو آب قدم زدن برگشتیم سمت ویلا پاهاش خیس و ماسه ای شده بود ، خودشم یه کم منگ بود چون از وقت خوابش هم گذشته بود قبل از اینکه داخل خونه بریم نشست کنار پله تا پاهاشو آب بگیره . من یه بطری پر کردمو آوردم تا پاشو بشوره سرش تو گوشی بود نشستم روبروش تا پاشو بشورم آب رو ریختم رو پاشو دست کشیدم که تمیز شه ، همه چی از اینجا شروع شد پوست نرمو سفید با لاک قرمز ناخوناش داشت با من حرف میزد جوری محو پاهاش بودم که خودش فهمید و گفت به نظرت لاک پام خز نیست منم دستپاچه گفتم نه خیلی هم خوشگله و به پاهات میاد. دستشو گرفتمو از جاش بلندش کردم و رفتیم تو خونه توی اتاق برقا خاموش بود و مرجان خواب بود . آذین گفت میخوابی ؟ منم سیگار رو شن کرده بودم گفتم تو بخواب پیش مامان من میخوام دوش بگیرم . تا اون روز نگاهم بهش متفاوت بود ولی از اون ساعت با دیدن سفیدی و قشنگی پاهاش دوس داشتم بیشتر ببینمو ازش لذت ببرم تو همین فکرا بودم که اومد نشست کنارمو تلویزیون رو روشن کرد و از نوشابه ای که تو دستش آورده بود برای منو خودش ریخت ، گفتم مگه خوابت نمیومد با خنده جواب داد پرید ،😄😄😄 با صدای ما مرجان در اتاقو بست گفت که صداتون نمیزاره بخوابم . آذین خندید و آروم گفت ددی قلیون بزارم گفتم باشه تا من دوش بگیرم اوکی کن فقط خونه رو به آتیش نکشی . تو حموم از اولش داشتم به این فکر میکردم که چ زود بزرگ شده که قدش هم از مادرش بلندتر شده و من متوجه نبودم ، گاهی به اندامش فکر میکردمو خودمو میمالیدم . از حموم دراومدم و لباس تنم کردمو رفتم رو کاناپه بشینم که دیدم پاهای لختش رو دراز کرده رو کاناپه . قبلا هم همین بود ولی طرز نگاهم عوض شده بود . پاشو جمع کرد و من نشستم و دوباره پاشو دراز کرد و گذاشت رو پای من چن دقیق نشسته بودیمو قلیون میکشیدیم که گفت سردت نیست ددی ؟ گفتم خوب الان پتو میارم . رفتم تو اتاق پتو بیارم دیدم مرجان خوابه خوابه . هر ثانیه داشت وسوسه انگیز تر میشد . پتو رو آوردم و در حالی که کنارم نشسته بود کشیدم رو پاهامون . ازش خواستم اگر میخواد دوباره پاشو بذاره روی پام و لم بده و اون هم انجام داد . اینبار دلم خیلی چیزا میخواست یه دستم زیر پتو روی ساق پاش بود و با یه دستم داشتیم قلیون میکشیدیم . گاهی پاشو نوازش میکردم ، اونم آروم آروم داشت چشماش سنگین میشد .آروم پاهاشو جمع کرد و رو کاناپه دراز کشید و باسن لختش چسبید به پاهام منم قلیونو کنار گذاشتمو دستامو بردم زیر پتو و به فیلم نگاه کردم . همینجور تو فکر بودم که صدای نفسش عوض شد و دیدم که خوابیده . با دستام روی پاهاش دست میکشیدم و لذت میبردم . آروم دستمو گذاشتم رو شکمش با نافش ور میرفتم یه لحظه دساومد به سمت شورتش که یهو تکون ریزی خورد و من فهمیدمم که بیداره و چشماشو بسته .یکم تو فکر بودم تا این که تصمیم گرفتم بیشتر پیش برم
ادامه شو فردا شب براتون میزارم 🙏🙏❤️❤️
نوشته: کارن
@Eteraf_Esxie | 1 439 |
| 5 | اگه اهل بازی های کازینویی هستی مثل انفجار و ... وقتشه توی سایت جهانی فعالیت کنی و خیالت راحت باشه✅ | 2 068 |
| 6 | 🙋بازی جذاب شکار مرغ در سایت جهانی وی پاری بازی کن🙋
☠️توی بازی chicken shot مرغ هارو شکار کن و خیلی راحت پولت چند برابر کن💵💖
💎سایت شماره یک اروپا💎
👽امکانات سایت بین المللی وی پاری:
⬅️واریز اول دو برابر شارژ می شوید
⬅️شارژ از طریق کارت بانکی،ارز،ووچر
⬅️تسویه حساب زیر 60 ثانیه بدون احراز
⬅️دارای اپلیکیشن اختصاصی
⬅️اسپانسر سوپر لیگ ترکیه
🔊پخش زنده مسابقات ورزشی
😀😃😄😁
🎁کد هدیه ثبت نام: GG007
دانلود اپلیکیشن اندروید😬
g18
💌کانال اطلاع رسانی سایت:👇
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0 | 1 263 |
| 7 | از تلگرام بردگی رو شروع کردم
#ارباب_و_برده
سلام من خشایار هستم ۲۴ سالمه و عاشقه بردگی و تنبیه هستم
این داستان ماله پارساله که داشتم تو گروه های تلگرامی میگشتم تا یکیو پیدا کنم که بتونه این حسه بردگیمو ارضا کنه خلاصه بعد از کلی گشتن یه پسری رو پیدا کردم که ۳۵ سالش بود و گفت که شب پاشو بیا خونه ما منم انقدر حشری بودم ترسو گذاشتم کنار و رفتم حموم کاملا بدنمو شیو کردم و رفتم یه جوراب شلواری خریدم و زیره شلوارم پام کردمو با حشریته کامل یه اسنپ گرفتم و رفتم .
به کوچشون که رسیدم دیدم وایساده تو پیاده رو منتظره کنه منم دیدمش راستش یکم ترسیدم و صدام میلرزید ازم پرسید خشایار تویی گفتم بله ارباب همون موقع یدونه محکم زد زیره گوشم منم ترسیده بودم ولی به روم نیاوردم خونش از این خونه کلنگیای یه طبقه بود درو باز کرد هولم داد تو جوری که داشتم با مخ میومدم رو زمین خلاصه دره ورودیو باز کرد تا کفشمو در اوردم گفت دیگه حق نداری وایستی فقط چهار دست و پا مثله سگ راه میری منم همون لحظه اومدم چهار دست و پا بشینم گفت اول کامل لخت شو بعد چهار دستو پاشو گفت سگ ها شلوار نمی پوشند منم یکم با عشوه و ترس لباسامو درآورد جوراب شلواری و اینارو ک دید خوشش اومد ولی اصلا به روی خودش نیاورد خلاصه چهار دستو پا جلوش نشستم بعد کفششو آورد جلو گفت لیس بزن منم شروع کردم به لیسیدن و تمیز کردنه کفشاش بعد گفت کفشامو در بیار جورابامو بو کن منم گوش کردم بعد گفت جورابامو با دندونات در بیار منم انجام دادم.
گفت همینجا میمونی تا برگردن رفت یه قلاده آورد معلوم بود که واقعا برای سگ بوده و گردنم کرد و زنجیر شو کشید محکم و منو دنباله خودش برد تو اتاقش منم کم کم داشتم پشیمون میشدم از ترس مدام هم بهم فوشه مادر میداد بعده هر فوشم میگفت ازم تشکر کن .
رفتیم تو اتاق یهو وایستاد گفت سرتو بگیر بالا دهنتو باز کن بعد یه تف گنده انداخت تو دهنم منم قورتش دادم بعد شلوارشو کشید پایین کیرشو انداخت بیرون منم با ولع شروع کردم به خوردنه کیرش حسابی براش ساک زدم گفت بسه و هولم داد رو تخت و دستامو بست به گوشه های تخت و هی فحش میداد بعد اومد رو صورتم نشست و کیرشو کرد تو دهنم و تلمبه میزد تو دهنم کم مونده بو خفه شم دستام هنوز بسته بود اومد وایساد رو سینم سنگین هم بود همه انگشتای پاشو میکرد تو دهنم ، دهنم دیگه داشت پاره میشد.
یکم که گذشت پاهامو داد بالا منم که کونمو کامل شیو کرده بودم با یه دستش پاهامو بالا نگه داشت با اون دستشم انگشتم میکرد تا یکم گشاد شم چون کیرش واقعا بزرگ بود بعد کیرشو گذاشت دما سوراخم یه تف زد یهو حول داد تو جوری درد کشیدم که چشمام سیاهی رفت بعد چن دقیقه ای تلمبه زد و گفت آبم داره میاد باید بخوریش یه قطرشم نباید جا بمونه منم هیچی نگفتم دستام ک بسته بود فقط دهنمو باز کردمو زبونمو آوردم بیرون اونم ابشو کامل خالی کرد تو دهنم منم که دستام بسته بود هیچکاری نمیتونستم بکنم یدونه زد تو گوشم گفت معطله چی هستی قورت بده منم راستش از این کار بدم میومد ولی قورت دادم بعد دستامو باز کرد قلادمو گرفت کشید برد تو حموم گفت کف حموم دراز میکشی هرچی شدم از جات تکون نمیخوری وگرنه سیاه و کبودت میکنم منم اینقدر دیگه حشری بودم که برا هرچیزی آماده بودم اونم اومد یه پاشو گذاشت یه طرفم اون یکی پاشم گذاشت اون طرفم شروع کرد روم بشاشه شاشم تموم نمیشد لامصب خیسه خالی شده بودم بو شاش گرفته بودم از خودم بدم اومده بودبعدش گفت الان دیگه میتونی دوش بگیری منم خودمو شستم و اونم نگاه میکرد بعد وایستادم تا یکم خشک شم بعد همونجوری چهار دستورا اومدم بیرون بهم گفت دوس داری جق بزنی منم انقدر حشری بودم گفتم بله ارباب رفت یه لیوان یه بار مصرف آورد گفت باید آبه خودتم بخوری منم انقدر حشرم زده بود بالا قبول کردم و دو زانو نشستم جق زدم اونم لیوانو نگه داشت زیره کیرم کمتر از ۱۵ ثانیه آبم اومد اونم لیوانو داد دستم مجبورم کرد تا تهشو بخورم منم که چاره ای نداشتم بازم آبکیر خوردم و قبل از قورت دادن یه تف هم انداخت تو دهنم گفت حالا بخور منم دیگه هرجور بود قورت دادم و گفتش میتونی بری لباستو بپوشی بری منم سریع پوشیدم و با عجله رفتم و دیگه سراغش نرفتم.
ممنون که خاطره منو خوندین🩷
نوشته: خشایار
@Eteraf_Esxie | 1 924 |
| 8 | خواستگاری که منو کرد (۲)
#نامزدی
...قسمت قبل
من نوشینم ۱۹ سالمه اتفاقی ک بین منو خواستگارم افتادو فروردین ماه نوشتم ک یه سریا گفتن تصورات ی جقیه ی سریام مسخره کردن وزنمو😐بچها من خیکی نیستم درسته۱۷۵قدمه و ۸۰ کیلوام ولی زیاد شکم ندارم بیشتر رونام بزرگه و ممه هام.
بگذریم
اومدم بگم ما ۵خرداد نامزد کردیم و بینمونم محرمیت خوندن تو این مدت خیلی زیرنظریم مهدی نمیتونه بیشتر از لب حرکتی بزنه😂. معمولا تو فامیلای ما رسمه خیلی تو دوران نامزدی دعوت میکنن خونشون
هفته پیش خاله ی مهدی دعوتمون کرد شام خونشون از اونجایی که ما از شیراز باید میرفتم یکی از شهرستانا ک تقریبا ۳ ساعتی فاصله داشت تا رفتیمو شامو خوردیم و دورهمم نشستیم ساعت شد ۱۲ونیم با اصرارای خاله و شوهرش شبو موندیم بماند ک وقتی ب مامانم اینا زنگ زدم گفتم میخوام بمونم چقد سفارش کرد حواست باشه و اینا(بنده خدا نمیدونه من قبل نامزدی بهش کون دادم خخخ)
مهدی ام از وقتی فهمیده بود شب پیش هم موندگاریم مدام کنار گوشم میگفت امشب میکنمت آب کصتو میخورم ک منم حسابی حشری شده بودم خیس خیس شده بود شورتم
آقا اینا خونشون دوبلکسه ۳تا اتاق بالا دارن ک واسه خودشونو بچه هاشونه دوتام پایین ک یکیشو واسه ما رختخواب گذاشتن شب بخیر گفتیمو رفتیم مثلا بخوابیم اونام دیگه چون ما مهمان بودیم رفتن بالا ک بخوابن.قبلش دختر خالش ب من یه شلوار راحتی داد ک کوتاهیش تا زیر زانوم بود خودمم زیر مانتوم تاپ بند نازک مشکی پوشیده بودم
دراز کشیدیم رو رختخواب که مهدی اومد روم ازم لب گرفت با دستش کصمو از رو شلوار گرفت چون تپله و نرمه مث خمیر میمالیدش اسپنک میزد رو رونام. پیرهن خودشو شلوار و شورتو تاپ منم دراورد فقط سوتین مشکیمو داشتم
با دوتا انگشت وسط کصمو که خیس خیس بود میمالیدش منم خودمو تکون میدادم یواش ناله میکردم که تند تند شروع کرد مالیدن داشت آبم میومد ک دستشو برداشت شروع کرد لیسیدن وااای کثافت زبونشو نزدیک سوراخم تند تند تکون میداد دستاشم اورده بود بالا ممه هامو میمالید داشتم از لذت میمردم بزور صدامو پایین نگه میداشتم اونا نفهمن وقتی حسابی لیسید و ارضام کرد چوچولمو گرفت بین انگشتاش بوس کرد منم ک چون ارضا شده بودم حسابی بیحال بودم رفت پایین پام نشست دستشو با آب کصم خیس کرد انگشت وسطشو کرد تو کونم خیلی درد نگرفت چون من خودمو وقتی خود ارضایی میکنم انگشت میکنم عادت دارم ولی انگشت مهدی یکم کلفتر بود داشتم حال میکردم اونم تند تند میکرد تو کونم وقتی دید انگار امادم شلوارشو دراورد این دفعه کیرش تمیز بود مو نداشت گفتم میخوام ساک بزنم نشستم جلوش کیرشو مالیدم با دستاد که یهو گفت میخوام فیلم بگیرم دستات دور کیرم خیلی سکسیه(کاشت بلند رنگ قرمز زده بودم دستامم تپله و خیلی سفیده دیگ تصور کنین) من کیرشو تخماشو میمالیدم اونم فیلم میگرفتو جون جون میگفت کم کم کردمش تو دهنم بالا پایین میکردم درسته کیرش خفن بزرگ نیس اما کامل نمیتونسم بکنمش تو دهنم دو سه دقیقه ای ساک زدم ک فیلمو قط کرد گفت پاشو ب پشت بخاب با دستات کونتو باز کنم منم خابیدم اومد افتاد روم کیرشو خیلی کم فرو کرد داخل که خیلی بهم حال داد ناله کردم اونم مدام میگفت دوسداری بکنمت؟منم میگفتم آره بکن توش یهو فشار داد داخلم دردم گرفت بهش گفتم ک یکم صبر کرد بعد شروع کرد تلمبه آروم زدن به پهلو خوابوندم یکی از پاهامو با دستام گرفته بودم بالا مهدی ام همزمان ک میکرد تو کونمو درمیاورد سرشو کرده بود تو گردنم نفس نفس میزد با انگشتاش چوچولمو گرفته بود میلرزوندن دیگه دلم میخاست جیغ بکشم از لذت بعد سه چهار دقیقه یه آه عمیق کشیدم رونام لرزید ارضا شدم مهدی زد رو رونم گفت یوااااش خدایی خیلی سعی کردم صدامو کنترل کنم ولی بلند شد خیلی خوب ارضا شدم مهدی همچنان داشت تلمبه میزد با دستشم ممه هامو میمالید ک یهو خودش محکم چسبوند بهم با یه ناله یواش ارضا شد آبشو ریخت تو کونم خیلی داغ بود خودشو کشید بیرون بوسم کرد گفت خیلی حال کرده
منم از کیفم دستمال برداشتم تمیز کردیم خودمونو لباسامونو پوشیدیم بعد یه لب کوتاه تو بغل هم خوابیدیم صبح زودم بیدار شدیم صبحانه خوردیم خدافظی و تشکر کردیم و رفتیم. دخترخالشو شوهرشم خیلی معمولی نگاه میکردن و حرف میزدن ینی صدامونو نشنیدن
نوشته: Ninosh
@Eteraf_Esxie | 2 166 |
| 9 | 🥇معتبرترین سایت بین المللی شرط بندی که به ایرانیا خدمات میده✅
وقتش رسیده قید سایتا ایرانی بزنی و توی سایت بین المللی فعالیت کنی⚠️
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0 | 2 986 |
| 10 | 🥇دنبال سایت معتبر و بین المللی برای شرط بندی می گردی⁉️
🔥کمپانی بین المللی We pari همون انتخاب🔥
👑سایتی برای حرفه ای ها👑
🎁اولین واریز توی وی پاری 2 برابر شارژ میشی💖
🔔چرا این روزا همه وی پاری انتخاب میکنند⚠️
💖شارژ امن از طریق کارت بانکی،ارزدیجیتال،ووچر
💖تسویه حساب سریع و بدون احراز
💖دارای مجوز رسمی Anjuan و curacao
😃😃😃😃
👑کد هدیه ثبت نام:GG007
👑ادرس سایت:
http://til.ac/z5jcpGT
😢سرور فیلترشکن روی کشور مناسب قرار دهید مانند:المان،کانادا،کشورهای اسیایی
👑دانلود اپلیکیشن اندروید➡️
R18
🔥کانال اطلاع رسانی ایران:👇
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0 | 1 854 |
| 11 | توی مهمونی یه دختره هی نگاهم میکرد ولی نمیدونستم چه جوری سر صحبتو باهاش باز کنم. برگشت دیدم روی کتفش یه تتوی پروانه داره.
رفتم جلو گفتم به سلامتی پروانه کسب هم که دارید😁😂
@Eteraf_Esxie | 2 087 |
| 12 | 🎁40میلیون جایزه برای 100 نفر😍
همین حالا عضو کانال شو و توی قرعه کشی شرکت کن و شانست امتحان کن✅
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0 | 3 262 |
| 13 | Prizes of the draw: 10000 Stars will be distributed among 100 winners. | 1 832 |
| 14 | کس تنگی که کیر زیاد توش رفت اما گشاد نشد
#سکس_پولی
همه چی از رابطه سرد ما شروع شد
متاسفانه شوهرم میل جنسیش کم بود هر ماه ۲،۳ مرتبه میومد پیشم شلوارمو در میاورد و کیرش میزاشت تو کصم
این برا منی که در روزی ۲ ،۳ بار فیلم سکسی میدیدم فاجعه بود ارزوی هر گونه لمسی از شوهرم داشتم کیرشم کوتاه و باریک بود یه بار حتی نداده بود بخورم منم هیچ وقت سعی نکرده بودم کم حرف یا بی حرف بود اکثرا هم تنها بودم تا اینکه بعد از ۳ سال اومد گف برا کار میخواد بره خارج اینجا کار نیست و من برم دیگه نمیام و تو حیف میشی جدا شو به زندگیت برس خونه نداشتیم از دار دنیا ماشینش بود که واسم گذاشت و کمتر از ۶ ماه شدم ی زن مطلقه پیش خانواده خودم یا همسرم دوست نداشتم برم از طرفی سربار بودم از یه طرفم نمیزاشتن خودم کار کنم خداروشکر اونا هم اطلاعی از زندگیم نداشتن و راحت بودم ۱ ماه و نیم حبس خونه بودم مدام سکسامون برخوردش تو زندگی جلو چشم بود دلم حتی براش تنگ شده بود داشتم دیوونه میشدم تو مجردی دوسپسر داشتم و عاشقش بودم از اونم مجبور شدم جدا بشم برا همین باز افسرده شده بودم بعد ی مدت رفتم مستقیم بنگاه ماشین قبلش طبق معمول سوپر دیده بودم و خیس بودم و ادمای حشری هر کجا که باشن راحت همو پیدا میکنن وارد شدم از چشاش خوندم حشریت
قیافش خوب بود قد و هیکلشم گنده بود درست جوری که میخواستم نزدیک میزش شدم بعد احوال پرسی و نشون دادن ماشین بهم گف به خاطر فلان و بهمان فقط میتونه ۲۰۰ میلیون ماشین ازم بر داره که تازه تو خط این ماشینا نیست و چون لازم دارین این کار میکنم گفتم باشه مرسی بلند شدم برم که گفت اما اگه بخوایین میتونم جور دیگه ای حساب کنم یهو برگشتم تموم ترشحات هجوم اورد به کصم رو میزش خم شدم و گفتم چه جوری انگشت شصتشو رو گونم کشید و بلند شد پرده های اتاق کشید با منشی هم هماهنگ کرد امد از پشت نفس کشید تو گوشم سینه هام از رو لباس له کرد بس که با دستای بزرگش چلوند یهو به خودم اومدم دیدم رو مبل انداختتم و شلوارمو میخواد در بیاره اول برام مالید بعدم کلی واسم خورد تف میکرد تو کصم و انگشتم میکرد تا جا باز بشه دکمشو که باز کرد کیرش اورد بیرون نیم خیز شدم چی میدیدم دو برابر مچم کلفتی کیرش بود یکم کوتاه تر از ساعد دستمم قد کیرش ترسیدم نکنه بیهوش شم زیرش چون فوق العاده کصم تنگ شده بود …
بماند که چند ماه جنده اختصاصیش بودم بعدشم دوستاشو برام اورد و از هر کدوم کلی تیغیدم الان ۲ سال میگذره هم جیبم پر هم کصم غصه ای ندارم دیگه
نوشته: کس کوچولو
@Eteraf_Esxie | 2 658 |
| 15 | آشنایی با یه شماره
#آنال #دوست_دختر
من رضا ۲۴سالمه توزندگیمزیاد سکسکردم جوری نبوده ک تاحالا باکسی سکس نداشته باشم. خلاصه سرتون ب درد نیارم. یه روز مثل همیشه. لباس هامو پوشیدم رفتم سرکار یه چند ساعتی کار کردم نشستم واسه استراحت ک یکی از همکارام. اومد پیشم سر صحبت باز شد راجب سکسگفت یه زن هست ۳۸ سالشه ولی. هرکا میکنم پا نمیده دختر تا حالا ازدواج نکرده بود مثبت بود دنبال. عشقو حال نبود میخواست یکی باشه ک باهاش ازدواج کنه همکارم گفت هر کاری کردم نشد مخشوبزنم گفتم شمارشو بده ب من گفت میدونم نمیشه. گفتم بده. شمارشو گرفتم. بهش زنگ زدم گفتم. خانوم فلانی گفت ن اشتباه گرفتی. خلاصه شمارشوذخیره کردم دیدم واتساپ داره رفتم شروع کردم چت کردن اونم جوابمو داد گفت من. دنبال ازدواج هستم میخوای یکی باشه منو بگیره خلاصه هرروشی توزندگیم بلد بودم بکار بردم تا مخشو بزنم ک یه قرار بزاریم قرارمون شد بود ۴روز دیگه شد روزی کمیخواستم ببینمش عکسشو واسم فرستاد بود. تو عکساندامشلاغر بود خوش عکس نبود منم اون روزی میخواستیم همو ببینیم از سرکار اومدمخونه دوشگرفتم رفتم آرایشگاه بعد سوار ماشین شدم ک برم سمت پارکیک باهم قرار گذاشته بودیم رسیدم توپارک دختر با زنداداشش. توی پارک نشسته بود منم رفتم جلو منو دید اومد سمتم باورتون نمیشه یه لباس. صورتی پوشیده بود وای چه باسن بزرگی داشت می خواست شلوارشو پاره کنه اومد پیشم گفت بریم یه گوشه حرف بزنیم گفتم من اینجا. ممکنه یکی از اشناهامون ببینه منو واسم بد بشه بیا بریم صندلی عقب ماشین باهمحرف بزنیم گفت ن نمیشه با هزار خواهش راضیش کردم اومد عقب ماشین لای پاهاشو میدیم اوف عجب کوصی بود خودمو بهش نزدیک کردم لب بگیرم نزاشت دستموکشیدم لای پاش. دستمو پس زد اومدم بخوابونمش بخوابم روشنزاشت گفت داد میزنم دختر گفت من بهت گفتم. قصد من ازدواج دنبال رابطه نیستممنمکه راست کرده بودم بدجورگفتمازماشینمن پیاده شوپیادش کردم رفتم دختر ک از من خوشش اومده بود. خب تا حالا معلوم بود. ب کسی نداده بود و خواستگاره. هم سن من نداشت منم باشگاه بدنسازی میرم هیکلم خوب بود قدم ۱۸۴ خوشتپ ام رفتم خونه کلا بیخیال شدم. گفتم. این جوری رابطه رو میخوام تو سرم بزنم نشه بکنی خلاصه رفتم خونه. گرفتم خوابیدم گوشیم زدم رو بی صدا. صبح بلند شدم دیدم ۲۰بار زنگ زده جواب دادمگفتمچیه گفت چرا رفتی چرا این کارو کردی صحبت کردم باهاش خلاصه که بهش فهموندم میخوام بکنم شروع کرد حرف زدن من تاحالا این کارو نکردمنمیشه میترسم مخشو زدم این بار دیگه قرار بود بهم بده. ۴روز بعد روزکار شدم شب رفتم دنبالش این بار دوستشمهمراهش بود. رفتیم بیرون یه چیزی خوردیم عصبی شده بودمگفتماین بار همسرکارم گذاشت با چهره عصبانی بهش نگاه کردم یعنی دوستت رو بپرون دیدم ۱۰ دقیقه بعد گفت من برم. با رضا چند تا کار دارم انجام بدم تورومیرسونم دم پاساژ خلاصه. رفتیم تنها شدیم باهم ماشین زدم یه. جای خلوت اومدیمعقب ماشین هی میگفت میترسم دیگه کیرمچسپیدهبود کنار گلوم بست راست شده بود خوابوندمش لباسشودراودموای چکونیچکوصیسفید برجسته اوف توی شب بدنش می درخشید افتادم روش شروع کردم لب گرفتن بعد اومدم سمت سینه هاشو بایه دست یکی از سینه هاشومیمالوندم با اون یکی هممیخوردم اه ناله میکرد کنار گوشم شهوتم زده بود بالا داشتم میردم با ناخونم شروع کردم با کسش بازی کردن چون دختر بود نمیشد از جلو بکنی بهش گفتم بشین منم نشستمجفتمون لخت بودیم شیشه های ماشینم ۱۰۰درصد دودی بود پرده امزده بودم. از بیرون داخل دیده نمیشده خلاصهسرشو اوردم پاین سمت کیرم کیرموکردمتودهنش. گفتم. فرض کن داری بستنی لیس میزنی کیرمو فشار میدادم ته حلقش گرمیه گلوش رو حس میکردم بعد چند دقیقه ساک زدم برش گردوندم. کونشو ب سمت بالا اوردم پوزیشن داگی. از داشبور یه ژل روانکنند برداشتم ریختم دمسوراخ کونش با انگشت جاشو بازکردم بعد کیرمو گذاشتم دمسوراخش یه هول دادم رفت تا ته وای منی که اینقدر با دخترای. جورواجور سکس کرده بودم یه یه چیز دیگه بود. داغیه کونش کیرمو اتیش میزد. منم ک قرص تاخیری خورده بودم هی تلمبه میزدم بایه دستم میزدمروکونش. چه حالی میداد کونش سرخ شده بود گردنشو برگردوند ازش لب میگرفتم. تلمبه میزدم چه سکسی بود کسشو با دست مالوندم ارضا شد منم. ۴۰ دقیقه فیکس تلمبه زدم آبم داشت میومد. همشو خالی کردم توکونش روش دراز کشیدم. انگار بود ۱۰۰روزکار کردم انقدر خسته بودم دیگه از اون روز به بعد باهاش. سه هفته ای یک بار ماهی. یک بار سکس میکنم چون خانوادش خیلی گیر میدن. زیاد نمیتونه بیاد بیرون
نوشته: رضا
@Eteraf_Esxie | 2 717 |
| 16 | اگه اهل بازی های کازینویی هستی مثل انفجار و ... وقتشه توی سایت جهانی فعالیت کنی و خیالت راحت باشه✅ | 3 510 |
| 17 | 🙋بازی جذاب شکار مرغ در سایت جهانی وی پاری بازی کن🙋
☠️توی بازی chicken shot مرغ هارو شکار کن و خیلی راحت پولت چند برابر کن💵💖
💎سایت شماره یک اروپا💎
👽امکانات سایت بین المللی وی پاری:
⬅️واریز اول دو برابر شارژ می شوید
⬅️شارژ از طریق کارت بانکی،ارز،ووچر
⬅️تسویه حساب زیر 60 ثانیه بدون احراز
⬅️دارای اپلیکیشن اختصاصی
⬅️اسپانسر سوپر لیگ ترکیه
🔊پخش زنده مسابقات ورزشی
😀😃😄😁
🎁کد هدیه ثبت نام: GG007
دانلود اپلیکیشن اندروید😬
g17
💌کانال اطلاع رسانی سایت:👇
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0 | 2 134 |
| 18 | اولین سکس چت هانیه
#سکس_چت
این داستان قرار نیست شما رو تحریک کنه یا خیلی سکسی و فوق العاده باشه
فقط بیان یه خاطره/تجربهی
14 سالم بود تازه گوشی هوشمند گرفته بودم
اولین جایی که جوین شدم بیتالک بود، نمیدونم یادتونه یا نه، یه فضای مجازی بود که آدمای نزدیک به لوکیشنتون رو نشون میداد و درخواست دوستی میفرستادم و بعدش چت …
من اینجا صفر کیلومتر بودم
متوجه حساسیت بعضی اندامهام بودم اما اینکه ارضا شده باشم رو تجربه نکرده بودم.
بگذریم، یکی از همون روزای نخست، برای اولین بار تو عمرم با پیام « چی تنته؟ » مواجه شدم. منم به زیبایی توصیف کردم که چی تنمه بدون اینکه بدونم علت پرسیدن این سوال چیه!
-آره من الان تاپ و شورتک سفید تنمه
+زیرش چی؟
-هیچی
+میشه یه عکس بفرستی ببینم چی تنته دقیقا؟
(طبیعتا عکس بدون چهره بود ، رو تخت دراز کشیده بودم و تاپ و شورتک جذب و نازکمم چسبیده بود کاملا به بدنم)
میدونستم بدنم خوبه، دنبال تایید و تحسین بودم
بعدشم که دیگه احتمالا قابل حدسه، شنیدن اینکه اوف چقدر تو خوبی و تازه الان هنوز سینه هات کامل رشد نکرده و …
خوشم اومده بود! با هر تعریف و تمجید ناخودآگاه من یکم پاهامو باز تر میکردم از هم، انگار یه چیزی اون وسط پاهام اذیت بود،
(واقعا اولین ها همیشه خیلی مهمن و اینکه اگه اون آدم انقدر حرفه ای و آروم پیش نرفته بود، الان تصور من از سکس چت اینجوری نبود و هنوز با وجود اینکه رابطه دارم از تجربه کردنش خوشم میاد و جزو تفریحاتم شده …)
بالاخره این پیام روی گوشیم اومد:
میشه یه عکس بدون شورتک بفرستی؟
و اولین بار توی زندگیم من از اون عضو بدنم عکس گرفتم
همزمان با درآوردن شورتک متوجه مایع غلیظ رنگ و شفافی شدم که یکم لای لبای کصم جمع شده بود …
با دستمال پاکش کردم
تمیز بود، تازه از حموم اومده بودم، بدون مو …
حالا من شبیه آدمایی که سفارش میگیرن بودم
+یه عکس بفرست لاشو باز کن
+یه عکس بفرست داگی شو کلوچهت از بین پاهات بزنه بیرون
+یه عکس بفرست سوراخات معلوم باشه و …
من میفرستادم
اون تمجید می کرد
من بیشتر خوشم میومد
همین جناب واسه من یه ویدیو فرستاد
خود ارضایی یه دختر بود زیر فشار زیاد دوش آب :) احتمالا دیده باشید مثلشو
فرداش من تو حموم در حال انجام دادنش بودم…
خوشم اومد
دیگه دلیل حموم رفتنم بیشتر انجام این کار بود تا نظافت -__-
البته در مورد اولین ارضا شدم که تو همین وضع بوده چیزی نگم بهتره، حسابی به خودم آسیب زدم :)) ولی خیلی کیف داد
بگذریم
خلاصه اونم قاعدتاً عکس کیــرشو فرستاد
اما من به خودشم گفتم خجالت کشیدم بیشتر،
هنوزم خجالت میکشم تو این مورد = )
میدونم خیلی هیجان انگیز نبود
دست گرمی بود برای اینکه بتونم داستان های بعدی رو مهیج تر و با جزئیات بیشتر خدمتتون شررررح بدم
نوشته: هدیه
@Eteraf_Esxie | 2 896 |
| 19 | نادیا و سکس ناتمام جنگل
#زن_مطلقه #میلف
نادیا و من حالت قیچی لای پای هم بودیم و م داشتم با تمام ولع داخل کوسش تلمبه میزدم، انگار کیرم تا ته کوسش رسیده بود و هردومون از این پوزیشن لذت میبردیم.موقع تلمبه زدن ران گوشتی نادیا رو محکم با دو دست بغل کرده بودم و نادیا از شدت شهوت و لذت خودشو رها کرده بود و از ته دل آه و اوه میکرد و میگفت فقط بکن یه وقت نمونی… منم وقتی موج زدن کون و سینهاش میدیدم اشتیاقم واسه محکم و وحشیانه تلمبه زدن بیشتر میشد.
حدود یه ساعت بود با هم ور میرفتیم که کارمون به سکس در میان جنگل کشید، چادر زده بودیم و اطراف خلوت بود و بعد نهار اومدیم یکم چرت بزنیم که شیطنت و شوخی آخرش رسید به بکن بکن… نادیا همیشه از این پزیشن خوشش میومد و بعد ور رفتن با کون و کوس و کیرم همدیگه سریع همون اول با این حالت شروع کردیم…
چند دقیقه داشتم میکردمش که نادیا گفت تندتر تندتر داره آبم میاد و منم با تمام قوا به کارم ادامه میدادم و نادیا شروع کرد به نفس نفس زدن عمیق و میخواست به خودش پیچ بخوره که منم همون زمان با دیدن این حالت آبم داشت میومد که کیرمو تا ته فشار دادم داخل کوسش و نگه داشتم، داخل کوسش خیس و گرم بود و اندامش کمی تپل و جا افتاده بود، هردومون طلاق گرفته بودیم و حدود یه سال بود باهم دوست بودیم… خیلی جاها رفته بودیم و حسابی سکس داشتیم و کاری با مسائل مزخرف اطرافمون نداشتیم، بیشتر آخر هفته ها تو خونه هم بودیم، اگه هوا مثل امروز خوب بود میرفتیم سفر…
بعد اینکه آبمو خالی کردم تو کسش میخواستم کیرمو در بیارم نمیزاشت میگفت بزار بمونه داخلش…
نادیا در یه شرکت خصوصی حسابدار بود و منم نزدیک اون شرکت فروشگاه لوازم خانگی داشتم و نادیا مشتری من بود الان من ۴۵ سالمه و اون نزدیک ۴۰ سالشه و واسه خودش یه میلف جذابه که من تونستم باهاش وارد رابطه بشم…
حدود ۵دقیقه کیرم داخل کوسش بود و منم توان رو زانو ایستادن نداشتم ولی کیرم به خاطر قرص هنوز شق بود.
آروم کمرمو دادم عقب و کیرمو در آوردم و کنارش دراز کشیدم و احساس بی حالی و تخلیه شدن انرژی داشتم ولی خیلی شیرین بود…
همیشه این حسو با نادیا دارم، من از ازدواج باهاش میترسم چون میدونم بعد ازدواج این حسو حال به خاطر مسائل زندگی مشترک کم و کمتر میشه.
نیم ساعت از خوابم گذشته بود که متوجه شدم یکی داره با کیرم ور میره.
نادیا بود و داشت آروم آروم باهاش ور میرفت، کیرم نیم شل و کلفت و انگار از حال رفته یه وری افتاده بود، خایه هم شل و وارفته شده بود.
نادیا باهاش ور میرفت و سرشو با زبونش لیس ميزد چشمامو بستم و از این کارش داشتم لذت میبردم.
رفته رفته کیرم سیخ شد نادیا اومد روی من تا کیر سواری کنه، کیرمو گذاشت داخل کوسشو شروع کرد آروم تلمبه زدن، بهم گفت سینه هامو با دستات بگیر، رفته رفته خودشو با سرعت بالا پایین میکرد و چشماشو بسته بود و داشت ناله میکرد که باز آبش اومد ولی واسه من هنوز خبری نبود.
نادیا چند ثانیه ادامه داد و خودشو انداخت رو من و نرمی بدنش تو بغلم و کوس آبدار رو کیرم منو داشت دیوانه میکرد…
خلاصه غروب شد و اومدیم خونه و شب واسم اونقدر ساک زد تا آبمو آورد…
چند روز گذشته و یه لحظه در این سایت داشتم سرچ میکردم که گفتم برای شما این داستان رو بنویسم… البته داستان یکم بهش پرو بال هم داده میشه ولی در کل اعمال و رفتارهای اصلی انجام شده و داره میشه… خواهشا بدوبیراه نگید…🫣
نوشته: صابر
@Eteraf_Esxie | 2 940 |
| 20 | 🥇معتبرترین سایت بین المللی شرط بندی که به ایرانیا خدمات میده✅
وقتش رسیده قید سایتا ایرانی بزنی و توی سایت بین المللی فعالیت کنی⚠️
https://t.me/+TBpjNbqt1ANkOGY0 | 3 911 |
Content available for users 18+
By signing in to the service, you confirm that you are 18 years of age or older.
