زیستَن🌱
Open in Telegram
زیستن به تعبیر نیچه(حکمت شادان): از خود به دور افکندن مداوم آنچه را که میمیرد. برآمده از هیاهوی نورونها ردی از علم، فلسفه و هنر
Show more809
Subscribers
+224 hours
-17 days
+330 days
Posts Archive
809
این کتابا به خصوص، آخریش خیلی مهم میتونن واقع بشن برا خودتون و خونوادتون
شرایط خوبی پیش رومون نیست
809
زبان شاعرانه این طور است که احساسات و افکار را ورای حد محاوره در سپهر زبان گسترش داد، با ابزاری به نام خیال خلاق.
مثلا محاوره میگوید «دلتنگتم»
اما بیدل دهلوی مینویسد:
"هر جا منم تویی، تویی آنجا که من نیام"
@Against_dying
809
زبان شاعرانه این طور است که احساسات و افکار را ورای حد محاوره در سپهر زبان گسترش داد، با ابزاری به نام خیال خلاق.
مثلا محاوره میگوید «دلتنگتم»
اما بیدل دهلوی مینویسد:
"هر جا منم تویی، تویی آنجا که من نیام"
@nabayad_m
809
شما میگویید: "دلتنگتم"
اما همین را بیدل دهلوی نوشت:
"هر جا منم تویی، تویی آنجا که من نیام"
@Against_dying
809
"تم دکتر آذردخت بهمنش"
موسیقی برای روایت "قصه شهر سکوت"
نویسنده و آهنگساز: آروین
نوازنده پیانو: بانو، شهرزاد تشکری
نوازندگان ویولن: نائین پوراحمدی، نازنین خسروانی، شمیم محسنصراحی، آتنا بلوریان
نوازنده ویولنسل: بانو، گیسو چراغی
اصوات اضافی و طراحی صدا و میکس: بانو، مینا زند
همیشه گفتم؛ من نه آهنگساز خوبیام، نه کلا "آهنگساز"م... دوست داشتم شبیه بهش باشم. یادمه میلاد یهبار گفت درسته منتقد فیلم نیست، ولی دوست داره شبیهش باشه... دوست داره تلاش کنه.
هردو وسط تلاشهامون خوردیم بهپست هم...
تولدت مبارک، داداش. ❤️
با افتخار؛
@anemptyseat
809
آنباکسینگ ربات Expedition A3
یک ربات انساننمای پیشرفته که توسط شرکت رباتیک چینی AgiBot توسعه داده شده است.
@Against_dying
809
جهان مکان بسیار بزرگی است. اگر فقط ما وجود داشته باشیم به نظر می رسد فضا بطور اسفناکی هدر رفته است.
– کارل سیگن –
@astromehdit
809
کلیپی جذاب از عظمت جهان هستی با موسیقی آلفا ونجلیس
ما کی هستیم؟ در می یابیم که در سیاره ناچیزی از ستاره ای یکنواخت زندگی می کنیم که در کهکشانی در گوشۀ فراموش شده جهان قرار دارد. جهانی که تعداد کهکشانهای آن، از انسانها بیشتر است.
– کارل سیگن –
@astromehdit
809
خلال سیبزمینی متفاوت و خاص
سیبزمینیها رو آبپز کنید، بعد نمک، فلفل، زردچوبه، پاپریکا و پودر ریحون (یا هر سبزی معطر دیگهای که دوست دارید) اضافه کنید و با گوشتکوب خوب پورهشون کنید.
پوره رو روی سینی، با ضخامت حدود ۱ سانت پهن کنید و با چاقو یا کاردک به شکل خلال برش بزنید.
حالا خلالها رو توی روغن داغ و نسبتاً زیاد سرخ کنید تا کاملاً طلایی و برشته بشن.
تبریک!
خاصترین و خوشمزهترین خلال سیبزمینی دنیارو دارید! 🍟🔥
@Against_dying
809
سوال خودمونی
تا حالا محتوایی از کانال به کارتون اومده؟
"منظور هر کاریه مثلا یه عکس برا پروفتون گذاشتین یا آهنگی ایتقد براتون جذاب بوده که برا کسی فرستادین یا مطلبی رو در بحثی بازگو کرده باشین؟"
809
وقتی درباره جایگاه زن در تاریخ حرف میزنیم، معمولاً یا همهچیز را به زیستشناسی ربط میدهیم، یا برعکس، تصور میکنیم تمام تفاوتها محصول جامعه و فرهنگاند.
اما شاید واقعیت جایی میان این دو باشد؛ جایی پیچیدهتر و البته جذابتر.
بدن زن و مرد تفاوتهای واقعی دارد. بارداری، زایمان و شیردهی زن را در دورههایی از زندگی با محدودیتها و هزینههایی روبهرو میکند که مرد تجربهشان نمیکند. کودک انسان هم برای مدت طولانی به مراقبت نیاز دارد.
بنابراین کاملاً قابل تصور است که در برخی جوامع، این تفاوتها به تقسیم وظایف منجر شده باشند؛ یکی بیشتر درگیر تأمین منابع و دیگری بیشتر درگیر بارداری و مراقبت از کودک.
اما یک اتفاق مهم میتواند از همینجا شروع شود:
تقسیم وظیفه میتواند کمکم تبدیل به تقسیم قدرت شود.
اگر یک گروه برای مدت طولانی بیشتر در خانه بماند، دسترسی کمتری به منابع، مالکیت، آموزش یا تصمیمگیری داشته باشد، به مرور وابستگی اقتصادی و اجتماعی هم شکل میگیرد. بعد همین وضعیت میتواند خودش را به شکل یک «قاعده طبیعی» نشان دهد:
زن در خانه است چون زن است.
مرد تصمیم میگیرد چون مرد است.
و اینجا دیگر از زیستشناسی فاصله گرفتهایم و وارد قلمرو فرهنگ شدهایم.
شاید یکی از جالبترین اتفاقات تاریخ همین باشد که رفتاری که ابتدا حاصل شرایط بوده، بعداً به عنوان ذات انسان تعریف شود.
فرهنگ هم در این میان فقط قوانین نمیسازد؛ داستان میسازد.
زن میتواند مادر باشد، همسر باشد، الهه باشد، موجودی پاک و مقدس باشد یا برعکس، موجودی وسوسهگر و خطرناک. در اسطورهها و ادبیات، زن بارها در قالبهای مختلف ظاهر شده، اما نکته اینجاست که جامعه فقط درباره زن توضیح نداده؛ تصویری از «زن مطلوب» هم ساخته است.
این تصویر میتواند به دختر یاد بدهد چه چیزی دوستداشتنی است، چه رفتاری شایسته است، از چه چیزی باید خجالت بکشد و چه آیندهای برایش مناسبتر است.
و وقتی این آموزش از کودکی شروع شود، دیگر لازم نیست همیشه کسی بالای سر انسان بایستد و چیزی را تحمیل کند. انسان میتواند همان تصویری را که جامعه از او ساخته، کمکم بخشی از تصویر خودش بداند.
اینجاست که ایده اصلی سیمون دو بووار در جنس دوم جالب میشود.
او میان زن بودن و زن شدن فاصلهای ایجاد میکند.
زن بودن، بخشی از واقعیت زیستی انسان است؛ اما اینکه این انسان قرار است چه کسی باشد، چه نقشی داشته باشد، چه چیزی بخواهد و چگونه خودش را ببیند، فقط از بدنش نمیآید.
جامعه در این فرایند سهم بزرگی دارد.
دو بووار برای توضیح این وضعیت از مفهوم «دیگری» استفاده میکند. خیلی ساده اگر بخواهیم بگوییم، در بسیاری از ساختارهای تاریخی، مرد به عنوان انسانِ پیشفرض در نظر گرفته شده و زن نه فقط به عنوان «انسان»، بلکه به عنوان «زن» تعریف شده است.
مرد میتواند صرفاً یک انسان باشد؛ اما زن اغلب باید زن بودنش را هم با خودش حمل کند.
برای همین است که بعضی ویژگیها وقتی در مرد دیده میشوند «شخصیت» محسوب میشوند، اما همان ویژگیها در زن ممکن است با برچسبهایی مثل «زنانه» یا «غیرزنانه» سنجیده شوند.
اگر بدن ما بخشی از واقعیت ماست، چه مقدار از تصویری که از «زن» و «مرد» داریم، محصول بدن ماست و چه مقدارش محصول هزاران سال تاریخ، فرهنگ، تربیت و قدرت؟
شاید مسئله این نباشد که بگوییم مرد و زن هیچ تفاوتی با هم ندارند. چنین ادعایی هم با واقعیت زیستی سازگار نیست.
مسئله این است که بفهمیم از یک تفاوت، چگونه یک سلسلهمراتب ساخته میشود.
و شاید سختترین قسمت ماجرا همین باشد؛ چون وقتی یک ساختار قرنها وجود داشته باشد، دیگر شبیه یک انتخاب تاریخی به نظر نمیرسد؛ شبیه «طبیعت» به نظر میرسد.
@Against_dying
809
وقتی درباره جایگاه زن در تاریخ حرف میزنیم، معمولاً یا همهچیز را به زیستشناسی ربط میدهیم، یا برعکس، تصور میکنیم تمام تفاوتها محصول جامعه و فرهنگاند.
اما شاید واقعیت جایی میان این دو باشد؛ جایی پیچیدهتر و البته جذابتر.
بدن زن و مرد تفاوتهای واقعی دارد. بارداری، زایمان و شیردهی زن را در دورههایی از زندگی با محدودیتها و هزینههایی روبهرو میکند که مرد تجربهشان نمیکند. کودک انسان هم برای مدت طولانی به مراقبت نیاز دارد.
بنابراین کاملاً قابل تصور است که در برخی جوامع، این تفاوتها به تقسیم وظایف منجر شده باشند؛ یکی بیشتر درگیر تأمین منابع و دیگری بیشتر درگیر بارداری و مراقبت از کودک.
اما یک اتفاق مهم میتواند از همینجا شروع شود:
تقسیم وظیفه میتواند کمکم تبدیل به تقسیم قدرت شود.
اگر یک گروه برای مدت طولانی بیشتر در خانه بماند، دسترسی کمتری به منابع، مالکیت، آموزش یا تصمیمگیری داشته باشد، به مرور وابستگی اقتصادی و اجتماعی هم شکل میگیرد. بعد همین وضعیت میتواند خودش را به شکل یک «قاعده طبیعی» نشان دهد:
زن در خانه است چون زن است.
مرد تصمیم میگیرد چون مرد است.
و اینجا دیگر از زیستشناسی فاصله گرفتهایم و وارد قلمرو فرهنگ شدهایم.
شاید یکی از جالبترین اتفاقات تاریخ همین باشد که رفتاری که ابتدا حاصل شرایط بوده، بعداً به عنوان ذات انسان تعریف شود.
فرهنگ هم در این میان فقط قوانین نمیسازد؛ داستان میسازد.
زن میتواند مادر باشد، همسر باشد، الهه باشد، موجودی پاک و مقدس باشد یا برعکس، موجودی وسوسهگر و خطرناک. در اسطورهها و ادبیات، زن بارها در قالبهای مختلف ظاهر شده، اما نکته اینجاست که جامعه فقط درباره زن توضیح نداده؛ تصویری از «زن مطلوب» هم ساخته است.
این تصویر میتواند به دختر یاد بدهد چه چیزی دوستداشتنی است، چه رفتاری شایسته است، از چه چیزی باید خجالت بکشد و چه آیندهای برایش مناسبتر است.
و وقتی این آموزش از کودکی شروع شود، دیگر لازم نیست همیشه کسی بالای سر انسان بایستد و چیزی را تحمیل کند. انسان میتواند همان تصویری را که جامعه از او ساخته، کمکم بخشی از تصویر خودش بداند.
اینجاست که ایده اصلی سیمون دو بووار در جنس دوم جالب میشود.
او میان زن بودن و زن شدن فاصلهای ایجاد میکند.
زن بودن، بخشی از واقعیت زیستی انسان است؛ اما اینکه این انسان قرار است چه کسی باشد، چه نقشی داشته باشد، چه چیزی بخواهد و چگونه خودش را ببیند، فقط از بدنش نمیآید.
جامعه در این فرایند سهم بزرگی دارد.
دو بووار برای توضیح این وضعیت از مفهوم «دیگری» استفاده میکند. خیلی ساده اگر بخواهیم بگوییم، در بسیاری از ساختارهای تاریخی، مرد به عنوان انسانِ پیشفرض در نظر گرفته شده و زن نه فقط به عنوان «انسان»، بلکه به عنوان «زن» تعریف شده است.
مرد میتواند صرفاً یک انسان باشد؛ اما زن اغلب باید زن بودنش را هم با خودش حمل کند.
برای همین است که بعضی ویژگیها وقتی در مرد دیده میشوند «شخصیت» محسوب میشوند، اما همان ویژگیها در زن ممکن است با برچسبهایی مثل «زنانه» یا «غیرزنانه» سنجیده شوند.
اگر بدن ما بخشی از واقعیت ماست، چه مقدار از تصویری که از «زن» و «مرد» داریم، محصول بدن ماست و چه مقدارش محصول هزاران سال تاریخ، فرهنگ، تربیت و قدرت؟
شاید مسئله این نباشد که بگوییم مرد و زن هیچ تفاوتی با هم ندارند. چنین ادعایی هم با واقعیت زیستی سازگار نیست.
مسئله این است که بفهمیم از یک تفاوت، چگونه یک سلسلهمراتب ساخته میشود.
و شاید سختترین قسمت ماجرا همین باشد؛ چون وقتی یک ساختار قرنها وجود داشته باشد، دیگر شبیه یک انتخاب تاریخی به نظر نمیرسد؛ شبیه «طبیعت» به نظر میرسد.
809
زن؛ از مقدسترین موجودات اسطورهای تا ترسناکترین سوژههای خرافات!
چرا در فرهنگهای مختلف، قاعدگی، زایمان، زیبایی، جنسیت و حتی حضور یک زن در موقعیتهای خاص با مجموعهای از باورهای عجیب و گاه ترسناک گره خورده است؟ در این قسمت از «بنفش» به سراغ خرافاتی میرویم که قرنها درباره زنان ساخته شدهاند؛ باورهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که شبیه «حقیقت» به نظر رسیدهاند. اما سؤال مهمتر این است: آیا این خرافات فقط نتیجۀ ترس و ناآگاهی بودهاند یا راهکاری برای کنترل بدن، رفتار و جایگاه اجتماعی زن؟ این قسمت، درباره خرافه نیست؛ درباره تاریخی است که خرافه برای زنان ساخته است.
https://castbox.fm/vb/984550704
https://youtu.be/_vtZ9Wt5rBA?is=t032_EF1DFFJvQ2P
@Against_dying
809
زن؛ از مقدسترین موجودات اسطورهای تا ترسناکترین سوژههای خرافات!
چرا در فرهنگهای مختلف، قاعدگی، زایمان، زیبایی، جنسیت و حتی حضور یک زن در موقعیتهای خاص با مجموعهای از باورهای عجیب و گاه ترسناک گره خورده است؟ در این قسمت از «بنفش» به سراغ خرافاتی میرویم که قرنها درباره زنان ساخته شدهاند؛ باورهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که شبیه «حقیقت» به نظر رسیدهاند. اما سؤال مهمتر این است: آیا این خرافات فقط نتیجۀ ترس و ناآگاهی بودهاند یا راهکاری برای کنترل بدن، رفتار و جایگاه اجتماعی زن؟ این قسمت، درباره خرافه نیست؛ درباره تاریخی است که خرافه برای زنان ساخته است.
https://castbox.fm/vb/984550704
@Against_dying
809
زن؛ از مقدسترین موجودات اسطورهای تا ترسناکترین سوژههای خرافات!
چرا در فرهنگهای مختلف، قاعدگی، زایمان، زیبایی، جنسیت و حتی حضور یک زن در موقعیتهای خاص با مجموعهای از باورهای عجیب و گاه ترسناک گره خورده است؟ در این قسمت از «بنفش» به سراغ خرافاتی میرویم که قرنها درباره زنان ساخته شدهاند؛ باورهایی که گاه آنقدر تکرار شدهاند که شبیه «حقیقت» به نظر رسیدهاند. اما سؤال مهمتر این است: آیا این خرافات فقط نتیجۀ ترس و ناآگاهی بودهاند یا راهکاری برای کنترل بدن، رفتار و جایگاه اجتماعی زن؟ این قسمت، درباره خرافه نیست؛ درباره تاریخی است که خرافه برای زنان ساخته است.
https://castbox.fm/vb/984550704
@Against_dying
809
حسی به نام«رویاهایی برای دستیابی در بزرگسالی»
که در میان واقعیت های روزمره و کشمکش های بزرگسالانه مدفون و گم میشوند
گه گاه این عتیقه ها گمگشته با برخورد به نشانه ای از خودشان در شیارهای مغز و ضربه های سینه حس حسرتی ناب را به جریان میاندازد.
@Against_dying
809
یه سری کتاب دیگه هم هست که از چنلش ذخیره دارم اونا رو هم بفرستم اینجا؟
اگه آره، ری اکشن دست دادن بذارید
809
لیست کتاب هایی که از چنل نولان اینجا فوروارد شده:
خلاصه صوتی کتاب هشت قرار ازدواج
خلاصه صوتی کتاب «جنگ شهری در قرن ۲۱»
خلاصههای صوتی کتاب «آیندهٔ جنگ: یک تاریخ»
خلاصههای صوتی کتاب «غیرمنتظرهترینها: چرا برخی مردم در حین فاجعه نجات پیدا میکنند»
خلاصههای صوتی کتاب "دامِ امنیت: رازهای یک کارشناس امنیت برای امن ماندن در جهانی خطرناک"
کتاب «بقا در شرایط بحرانی»
گردآوری و ترجمه: نولان
