「 𝖵𝗆𝗂𝗇 𝖥𝗂𝖼 𝖳𝗐𝖾𝖾𝗍 」᭝
Open in Telegram
519
Subscribers
No data24 hours
-27 days
-530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
March '26
March '260
in 0 channels
February '26
+2
in 0 channels
Get PRO
January '260
in 1 channels
Get PRO
December '25
+6
in 1 channels
Get PRO
November '25
+8
in 1 channels
Get PRO
October '25
+7
in 1 channels
Get PRO
September '25
+7
in 1 channels
Get PRO
August '25
+10
in 1 channels
Get PRO
July '25
+26
in 1 channels
Get PRO
June '25
+9
in 1 channels
Get PRO
May '25
+14
in 1 channels
Get PRO
April '25
+21
in 1 channels
Get PRO
March '25
+13
in 1 channels
Get PRO
February '25
+5
in 1 channels
Get PRO
January '25
+12
in 1 channels
Get PRO
December '24
+22
in 1 channels
Get PRO
November '24
+11
in 2 channels
Get PRO
October '24
+18
in 1 channels
Get PRO
September '24
+16
in 1 channels
Get PRO
August '24
+21
in 1 channels
Get PRO
July '24
+19
in 2 channels
Get PRO
June '24
+23
in 1 channels
Get PRO
May '24
+17
in 2 channels
Get PRO
April '24
+23
in 3 channels
Get PRO
March '24
+27
in 1 channels
Get PRO
February '24
+22
in 1 channels
Get PRO
January '24
+37
in 1 channels
Get PRO
December '23
+25
in 1 channels
Get PRO
November '23
+24
in 1 channels
Get PRO
October '23
+17
in 1 channels
Get PRO
September '23
+34
in 0 channels
Get PRO
August '23
+40
in 0 channels
Get PRO
July '23
+35
in 0 channels
Get PRO
June '23
+27
in 0 channels
Get PRO
May '23
+38
in 0 channels
Get PRO
April '23
+29
in 0 channels
Get PRO
March '23
+55
in 0 channels
Get PRO
February '23
+55
in 0 channels
Get PRO
January '23
+54
in 0 channels
Get PRO
December '22
+43
in 0 channels
Get PRO
November '22
+31
in 0 channels
Get PRO
October '22
+24
in 0 channels
Get PRO
September '22
+22
in 0 channels
Get PRO
August '22
+49
in 0 channels
Get PRO
July '22
+69
in 0 channels
Get PRO
June '22
+54
in 0 channels
Get PRO
May '22
+24
in 0 channels
Get PRO
April '22
+40
in 0 channels
Get PRO
March '22
+36
in 0 channels
Get PRO
February '22
+10
in 0 channels
Get PRO
January '22
+13
in 0 channels
Get PRO
December '21
+81
in 0 channels
Get PRO
November '21
+58
in 0 channels
Get PRO
October '21
+83
in 0 channels
Get PRO
September '21
+59
in 0 channels
Get PRO
August '21
+78
in 0 channels
Get PRO
July '21
+62
in 0 channels
Get PRO
June '21
+98
in 0 channels
Get PRO
May '21
+78
in 0 channels
Get PRO
April '21
+84
in 0 channels
Get PRO
March '21
+99
in 0 channels
Get PRO
February '21
+120
in 0 channels
Get PRO
January '21
+127
in 0 channels
Get PRO
December '20
+559
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 29 March | 0 | |||
| 28 March | 0 | |||
| 27 March | 0 | |||
| 26 March | 0 | |||
| 25 March | 0 | |||
| 24 March | 0 | |||
| 23 March | 0 | |||
| 22 March | 0 | |||
| 21 March | 0 | |||
| 20 March | 0 | |||
| 19 March | 0 | |||
| 18 March | 0 | |||
| 17 March | 0 | |||
| 16 March | 0 | |||
| 15 March | 0 | |||
| 14 March | 0 | |||
| 13 March | 0 | |||
| 12 March | 0 | |||
| 11 March | 0 | |||
| 10 March | 0 | |||
| 09 March | 0 | |||
| 08 March | 0 | |||
| 07 March | 0 | |||
| 06 March | 0 | |||
| 05 March | 0 | |||
| 04 March | 0 | |||
| 03 March | 0 | |||
| 02 March | 0 | |||
| 01 March | 0 |
Channel Posts
| 2 | .˚ ₍♠️₎┊..⃗. #MEPOINT
_ بهای خوشحالی الانِ جیمین رو، بعداً تهیونگ باید پس بده.
_ به شما؟
مرد میانسال برای چندثانیه سکوت کرد و یکبار دیگه عکسهایی که تازه به دستش رسیده بود رو از نظر گذروند.
_ آره، به من... تهیونگ بهای تمام کارهایی که زیر سر جیمین بود و زیر سر خودش بود رو به من پس میده مایک... ولی نه با از دستدادن خودش، با از دستدادن عشقش...
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ | 98 |
| 3 | .˚ ₍♠️₎┊..⃗. #MEPOINT
_ اولین قدمم برای تو، میتونه بستن زخمهات باشه...
جیمین، کوتاه خندید و دست آزادش رو با اطمینان جلو برد. اون رو تا نزدیکیِ سیگاری که روی لب تهیونگ بود، کشوند و در نهایت نخ پنج سانتی رو ازش گرفت.
_ ز..زخمهام رو خودم می..میتونم ببندم؛ ا...اما اگه س..سلامتیت به خطر بی..بیوفته، اون م.. موقع با دستهای سالم و ز.. زخمی هم نمیتونم کاری برات بکنم هیونگی... پس او..اولین قدمت برای من، ترککردن سیگارت باشه!
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ | 563 |
| 4 | .˚ ₍🌪₎┊..⃗. #DSULTORY
"قبلا پشت تلفن جوابی که باید رو به خواستهی شما دادم و حالا نمیدونم چی باعث شده که به اینجا بیاید و نظم شرکت منو بهم بریزید! دقیقا ازمن چی میخواید؟ قصدتون از این ایجاد مزاحمت چیه؟"
"من فقط دارم سعی میکنم همون کاری که شما سعی میکنید انجام بدید رو انجام بدم، آقای مین، سعی میکنم از خانوادم محافظت کنم!"
مرد کلافه دستی به موهاش کشید و با زدن دستهاش به کمر گفت:
"با ایجاد مزاحمت برای من و زندگی من سعی میکنید از خانوادتون محافظت کنید؟"
سوکجین با خستگی آهی کشید، لیوان آب توی دستش رو محکمتر گرفت و ادامه داد:
"بابت نمایشی که راه انداختم متاسفم، اما ازتون خواهش میکنم شرایطم رو درک کنید، من چیز زیادی نمیخوام، فقط ازتون میخوام اجازه بدید تا با جیمین صحبت کنم، فقط همین...اجازه بدید باهاش صحبت کنم و اونوقت اگه نخواد باهام صحبت کنه یا هرچیزی شبیه به این، دیگه هیچوقت منو دور و بر خودتون نمیبینید..خواهش میکنم آقای مین!"
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 612 |
| 5 | ˚ ₍🕯️₎┊..⃗. #METANOIA
به سمت میز رفت و از داخل یکی از کشوهاش پاکتی رو برداشت و دوباره کنار پسر نشست
“ اینو بگیر “
“ این چیه؟ “
“ یه نامه، اما فعلا بازش نکن، بعد از امشب، مهم نیست امشب چه اتفاقی بیفته فردا صبح تو این پاکت رو باز میکنی و نوشتهی داخلش رو میخونی و در آخر هر تصمیمی که باید، رو میگیری “
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 527 |
| 6 | سلام به ریدرای عزیز اسمودئوس
به اطلاع میرسونم که این فیک #ASMODEUS تا اطلاع ثانوی توقف میخوره
از درکتون پیشاپیش ممنونم و به زودی برمیگردم🧡 | 155 |
| 7 | .˚ ₍♠️₎┊..⃗. #MEPOINT
_ ت..تهیونگ، من به این موضوع حس خوبی ن..ندارم.
_ من حلش میکنم عزیزم، تو بهش فکر نکن...
جیمین آهی کشید و به وضوح نوازش شدن پوست دستش رو توسط انگشتهای کشیدهی تهیونگ احساس کرد. آره، تا وقتی توی اون خونه بود به چیزی فکر نمیکرد. ترس، بیرون از خونه پرسه میزد و آدمی که جیمین رو به ترس انداخته بود، همون حوالی.
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ | 291 |
| 8 | .˚ ₍♠️₎┊..⃗. #MEPOINT
ریدرای عزیز فیکشن نقطه پایان من، این کار امشب به دلیل نرسیدن نظرات، آپ نمیشه...
همچنین در صورت رسیدن نظرات به حدنصاب، پارت جدید یکشنبه تقدیم نگاهتون میشه. ممنون از ریدرهای همیشگی و محترمی که هربار با نظراتشون لطفشون رو بهم نشون میدن :)
🤍 | 165 |
| 9 | ˚ ₍🕯️₎┊..⃗. #METANOIA
میخواست، با تمام وجودش میخواست به اون لبها بوسه بزنه و حتی به ساعاتی بعد و اتفاقاتی که ممکنه بیفته هم فکر نکنه
ناخودآگاه دستش از حرکت ایستاد و نگاهش این بار به سمت چشماش سوق پیدا کرد و همون جرقهای شد تا تهیونگ بیش از اون صبر کردن رو کنار بزاره و با گرفتن صورتش لباش رو به اون لبها برسونه
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 556 |
| 10 | .˚ ₍💉₎┊..⃗. #WEAKNESS
صدای زنگ در توی فضای خونه پیچید و تهیونگ از آشپزخونه بیرون اومد؛ حولهی کوچیکی روی شونهش انداخت و در رو باز کرد.
جیاون با بارونی کرمرنگی و بافت مشکی بلندی به مرد لبخند زد.
_بد موقع اومدم؟
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ ָ࣪ | 566 |
| 11 | .˚ ₍🌪₎┊..⃗. #DSULTORY
نگاهش مات چهرهای بود که توی تاریکی رنگ گرفته با باریکهی نور چراغ خیابون، به آرومی به صورتش نزدیک میشد، و لبهاش از پیشبینی اتفاقی که قرار بود بیفته گزگز میکرد.
شاید باید اجازه میداد، شاید باید فقط این جریان رو درآغوش میگرفت و باهاش پیش میرفت، شاید باید نرمی این لبها رو به روی لبهاش احساس میکرد و طعم انتقام رو میچشید، شاید اینطور میتونست ذرهای از آتیش دلش رو تسکین بده.
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 592 |
| 12 | .˚ ₍🐺₎┊..⃗. #BeMine ⨾ #ارسالی
وقتی تهیونگ بووس میخواد😔
⤷ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 214 |
| 13 | .˚ ₍🗞₎┊..⃗. #ASMODEUS
" ازم میخوایی موجودی که مرده رو دوباره بکشم؟"
بدنشو به سمت پسر کشید" مگه کشتن روحتو ارضا نمیکرد؟!"
یونجون قهقههی بلندی سر داد عقب رفت و بدنشو به صندلی تکیه داد" منظورم موجودِ زنده بود!"
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 643 |
| 14 | سلام عزیزای دلم
خواستم به اطلاع برسونم فیکشن #METANOIA یک الی یک و ماه و نیم توقف میخوره!
پیشاپیش از درکتون ممنونم و به زودی دوباره با پارتهای جدید برمیگردم🩵 | 232 |
| 15 | .˚ ₍🗞₎┊..⃗. #ASMODEUS
لیوان جیمین رو برداشت و کمی برای خودش در اون استوانهی شیشهایی آب ریخت.
" اونا جنازهاتو رها نمیکنن، با جنازهات یه پروندهی دیگه ایجاد و یه قاتل بیگناه پیدا میکنن، اون پرونده به خوبی حل میشه"
روی کاناپه دراز کشید و آرنجش رو روی پیشونیش قرار داد" چون تمام مراحل ساختگیه، بالاخره کسی که بازی رو طراحی میکنه میدونه در مرحلهی بعدی باید چیکار کنه تا برنده بشه!"
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 701 |
| 16 | .˚ ₍🌪₎┊..⃗. #DSULTORY
"قربان یه موقعیت اضطراری پیش اومده، یه نفر جلوی ساختمون ایستاده و شروع به داد و فریاد کرده و درخواست داره که شمارو ببینه، دستور چیه؟"
یونگی خیره به مانیتور مقابلش، دستش رو روی کیبورد حرکت داد و با دیدن چهرهی آشنای روی صفحه، آهی کشید و با صدای کلافهای گفت:
"اجازه بدید بیاد داخل تا بیشتر از این جلب توجه نکرده، به منشی کیم بگید بیاریدش یه اتاق من."
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 536 |
| 17 | .˚ ₍♠️₎┊..⃗. #MEPOINT
_میخوای بدونی پسرم الان کجاست؟ از اونجایی که پاهات امشب توانایی تعقیبکردنش رو از دست دادن، بذار من بهت بگم! جیمینم، الان توی یکی از بهترین کلابهای مسکو داره با دوستش خوش میگذرونه و من؟!
پوزخند ترسناکی زد و با انگشتهای خونیش، آستین پیراهنش رو به آرومی بالا کشید.
_ دارم توانایی راهرفتن کسی که علاقهی خاصی به تعقیبکردنش رو داره رو ازش میگیرم... پس به جفتمون داره خیلی خوش میگذره؟ قبول داری مایک استن؟
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ | 514 |
| 18 | .˚ ₍💉₎┊..⃗. #WEAKNESS
مرد دستهای پسرکوچیکتر رو گرفت و پشت دستهاش رو نرم بوسید؛ بعد سمت فرمون چرخید.
_شاید اولش میخواستم با رفتن به پیک نیک هم به قولم برای هانول عمل کنم هم تو رو خوشحال ببینم ولی الان... تمام لحظاتم، وقتم، قلبم که نه... اما تمام جونم برای توئه!
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ ָ࣪ | 474 |
| 19 | ˚ ₍🕯️₎┊..⃗. #METANOIA
در حالی که هنوز در آغوشش بود و دیدی به صورتش نداشت نوک انگشتان مرد، به آرومی از قسمت ریشهی موهاش شروع به حرکت کرده و مسیری طولانی رو تا ستون فقراتش طی میکرد و دوباره برمیگشت
در همون حال بوسههای سبکی به روی گردنش میذاشت و این باعث میشد که خیال کنه جسمش میون زمین و هوا، در یه خلع گیر افتاده، چشماش گرم شده و سرش به روی شونههای پهنش قرار گرفته بود
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡̸ ָ࣪ | 463 |
| 20 | .˚ ₍♠️₎┊..⃗. #MEPOINT
_ من به تازگی توی این خیابون یه خونه خریدم و خیلی خوشحالم که نزدیک خونهام داره یه گلفروشی افتتاح میشه!
مایک، با ذات بدی که توی وجودش بود دروغهاش رو برای جیمین چید و پسرخوب، فقط با ملایمت و نازی، لبخندی زد. در حالی که نمیدونست مایک نه اونجا خونهای خریده و نه درونش خوشحالیای برای افتتحال گلفروشی.
_ خوش..خوشحال شدم، آقا.
_ مایک!
_ چی؟
_ اسمم، اسمم مایکه و تو؟
⤷ SPOIL ⨾ @Vmin_FicTweet ♡ | 496 |
