en
Feedback
وبلاگ آثار

وبلاگ آثار

Open in Telegram

درباره دین و علوم دینی نویسنده: @AliNajmAb

Show more
8 319
Subscribers
No data24 hours
-1017 days
-99630 days
Posts Archive
#چهل_حدیث 🔆حدیث ۵۰: نماز کسوف
أَخْبَرَنِي الْحُسَيْنُ بْنِ عُبَيْدِ اللَّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ عُبَيْدِ بْنِ زُرَارَةَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ: انْكَسَفَتِ الشَّمْسُ وأَنَا فِي‌ الْحَمَّامِ‌ فَعَلِمْتُ بَعْدَ مَا خَرَجْتُ فَلَمْ أَقْضِ.
📘الاستبصار، ج۱۱، ص۴۵۳ و نیز نک‍: تهذيب الأحكام، ج۳، ص۲۹۲
از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمود: خورشید گرفت، در حالی که من در حمام بودم و بعد از این که از حمام بیرون آمدم، متوجه شدم؛ بنابراین نماز آیات را قضا نکردم.
علامه مجلسی سند حدیث را موثق خوانده است (ملاذ الأخيار، ج۵، ص۵۵۹) اما این ارزیابی درست نیست؛ زیرا چنان که محمدآصف محسنی نیز دریافته (معجم الأحاديث المعتبرة، ج۵، ص۱۹۸) احمد بن الحسن بن فضال نمی‌تواند مستقیماً از عبید بن زرارة روایت کند؛ لذا سند افتادگی دارد و مرسل و در نتیجه از اقسام ضعیف است. متن حدیث -به فرض صدور- بر عدمِ فراگیری علم فعلی امام بر همه امور جزئی دلالت دارد؛ و دست کم نشان می‌دهد که راویانِ آن چنین نگاه مطلق‌انگارانه‌ای درباره علم امام نداشته‌اند. شیخ طوسی و فقیهانِ پس از او نیز این حدیث را آورده و به آن استناد کرده یا درباره‌ چگونگی جمع آن با احادیث دیگر، بحث کرده‌اند؛ بدون این که از جهت علمِ امام، شبهه‌ای در آن ببینند یا احساس کنند نیاز به توضیح است؛ زیرا چنان که قبلاً شواهدش را آورده‌ایم، اساساً آن‌ها علم امام به امور جزئی را مطلق نمی‌دانستند. اما علامه مجلسی در آخر قرن ۱۱ ق. لازم دیده تا درباره نسبتِ این حدیث با علم امام، توضیح دهد:
يدل على أنهم عليهم السلام مكلفون بالعلم المستند إلى الأسباب الظاهرة في الأمور الشرعية، وإن احتمل أن يخفى عنهم بعض الأمور لبعض المصالح، أو يكون إبداء ذلك تورية لبعض المصالح، وقد صلى عليه السلام في الحمام على وجه لم يعلم بها أحد.
📙ملاذ الأخيار، ج۵، ص۵۶۰ مجلسی سه احتمال مطرح کرده است: ۱. امام اگر چه می‌دانست اما مکلف به علم ظاهر بود. ۲. خدا بعضی از امور را از امامان مخفی کرده است. ۳. امام توریه کرده و در حمام مخفیانه نماز خوانده است! طرح احتمال دوم نشان می‌دهد که مجلسی نیز مانند گذشتگان، علم امام به همه امور جزئی را ضروری نمی‌دانست؛ هر چند این که آن را به عنوان احتمال دوم آورده و نیز این که آن را به عنوانِ استثناء بیان کرده، نشان‌دهنده تغییر تدریجی زاویه دید، نسبت به گذشتگان است. درباره دیدگاه مجلسی همچنین نک‍: https://t.me/MafatehAlqayb/478 احتمال اول، بعدها رواج بیشتری یافت؛ تا جایی که در کلام فقیه غلوگرای معاصر، محمد سند به صورت تنها احتمال مطرح شده است: «وعدم العلم هنا هو بحسب الأسباب الاعتيادية البشرية.» (منبع) درباره احتمال اول و دوم مجلسی باید گفت هر دو بر خلاف ظاهر، بلکه صریح متن روایت است: «فَعَلِمْتُ بَعْدَ مَا خَرَجْتُ» و هیچ قرینه‌ای که موجب انصراف از ظاهر باشد در دست نیست. چرا باید بدون کمترین قرینه‌ای، این احتمال را مطرح کرد که امام، بر خلاف ظاهر روایت، در حمام، مخفیانه نماز خوانده‌اند؟! با این که حتی حکمت مشخصی هم برای چنین مخفی‌کاری بیان نشده است. تفکیک بین علم ظاهر و علم باطن در عمل نیز از توجیهات متأخر برای جمع میانِ انگاره اطلاق علم امامان (ع) با واقعیتِ زندگی و سیره آنان است که ادله روشنی برای این تفکیک ذکر نشده و برخی اشکالاتش در مباحث پیشین بیان شده است. دلالت این حدیث بر فراگیر نبودن علم فعلی امام، روشن است؛ هر چند با وجود ضعف سند، صدور آن به این شکل، قطعی نیست و می‌توان آن را در کنار ادله دیگر قرار داد. #علم_غیب @Alasar_1

Repost from غلوپژوهی
السيدة أم البنين (س) بين الواقع التاريخي والمخيال الشعبي ✍ أحمد حسين المطلق، ١٤٤١ كتابٌ ماتعٌ يتناول بسردٍ رصينٍ سيرة السيّدة الجليلة أمّ البنين (عليها السلام)، ويُسلّط الضوء على أثر المخيّلة الشعبيّة في نشأة الطقوس وبناء السرديّات الدينيّة. @Gholow2

مناظره_حامد_کاشانی_و_عبدالرحیم_سلیمانی_اردستانی_کیفیت_پایین.mp342.89 MB

حوار (1).mp4107.04 MB

مناظرة الشيخ أحمد سلمان مع أحمد الكاتب حول قضية الهجوم على بيت فاطمة سلام الله عليها @Alasar_1

مناظرة الشيخ أحمد سلمان مع أحمد الكاتب حول قضية الهجوم على بيت فاطمة سلام الله عليها @Alasar_1

Repost from غلوپژوهی
... فَجَاءَهُمْ عُمَرُ فِي عِصَابَةٍ ... فَصَاحَ عُمَرُ: اخْرُجُوا أَوْ لَنُحَرِّقَنَّهَا عَلَيْكُمْ ... فَصَاحَتْ‌ بِهِمْ فَ
... فَجَاءَهُمْ عُمَرُ فِي عِصَابَةٍ ... فَصَاحَ عُمَرُ: اخْرُجُوا أَوْ لَنُحَرِّقَنَّهَا عَلَيْكُمْ ... فَصَاحَتْ‌ بِهِمْ فَاطِمَةُ وَنَاشَدَتْهُمُ اللَّهَ ...
📓المسترشد في إمامة علي بن أبي طالب عليه السلام، ص۳۷۸و نیز نک‍: شرح نهج البلاغة، ج۲، ص۵۰؛ ج۶، ص۴۷؛ السقيفة وفدك، ص۴۴، ۷۰ ▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️▪️
پس عمر در میان گروهی از مردان آمد ... فریاد کشید: بیرون بیایید یا خانه را بر سرتان آتش می‌زنیم ... فاطمه فریاد کشید و آن‌ها را به خدا سوگند داد ...
🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴🏴 @Gholow2

Repost from غلوپژوهی
ارزیابی تفسیر و تأویل واژۀ «ربّ» به اهل بیت (ع)؛ با تأکید بر دیدگاه فتونی در مرآة الأنوار ✍ علی عادل‌زاده و امیرحسن خوروش پژوهش‌نامهٔ نقد آرای تفسیری، ش7، 1402ش. در برخی از روایات شیعی، واژۀ «رب» در آیاتی از قرآن کریم، به برخی از اهل بیت (ع) تأویل یا تفسیر شده است. این دست روایات موجب شده برخی از مفسّران چون ابوالحسن بن محمدطاهر فتونی (درگذشتۀ 1139ق) به تأویل گستردۀ این واژه به اهل بیت (ع) روی آورند. برخی برای تبیین چنین تأویلی، به کاربرد این واژه در زبان عربی برای مالک و کاربرد آن در قرآن کریم برای غیر خدا توجّه کرده‌اند. به نظر می‌رسد شواهدی که برای چنین تأویلی بیان شده، کافی نیست و فضای کاربست این واژه در قرآن معانی الوهی را تداعی می‌کند. روایاتی هم که برای اثبات این دیدگاه مطرح شده، یا از اساس دلالتی بر این مطلب ندارد و در فهم آن خلط صورت گرفته و یا اسناد و مصادر قابل اتکایی ندارد و شواهدی بر تردید در انتساب آن‌ها به امامان (ع) در دست است و یا در متن آن تصحیفِ مخلّ به معنا صورت گرفته است. @Gholow2

٦٩ ـ أبي ـ رحمه‌الله ـ قال : حدثنا سعد بن عبد الله ، عن أحمد بن محمد بن عيسى ، قال : حدثنا محمد بن يونس ، قال : حدثنا حماد بن عيسى ، قال : حدثنا جعفر بن محمد ، عن أبيه عليهما‌ السلام ، قال : قال جابر بن عبد الله : سمعت رسول الله صلى الله عليه وآله يقول لعلي بن أبي طالب عليه‌ السلام قبل موته بثلاث : سلام الله عليك يا أبا الريحانتين ، أوصيك بريحانتي من الدنيا فعن قليل ينهد ركناك والله خليفتي عليك. فلما قبض رسول الله صلى‌ الله‌ عليه‌ وآله قال علي : هذا أحد ركني الذي قال لي رسول الله ، فلما ماتت فاطمة سلام الله عليها قال علي عليه‌السلام : هذا الركن الثاني الذي قال رسول الله صلى‌ الله‌ عليه‌ وآله.
📘معاني الأخبار، ص٤٠٣ حماد بن عیسی از امام صادق علیه السلام روایت کرد: رسول خدا صلوات الله علیه و آله سه روز پیش از وفاتش به علی بن ابی طالب علیه السلام فرمود: سلام خدا بر تو باد ای پدر دو گل خوشبو. تو را به دو گل خوشبویم در همه دنیا [یعنی امام حسن و امام حسین] سفارش می کنم؛ زیرا به زودی دو رکن تو فرو می ریزد؛ و خداوند جانشین من بر تو است. هنگامی که رسول خدا (ص) از دنیا رفت، علی (ع) فرمود: این یکی از دو رکن من است که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرموده بود و چون فاطمه از دنیا رفت، فرمود: این رکن دومی است که رسول خدا فرمود. #حدیث @Alasar_1

وقتش رسیده بود تهاجم شروع شد انگار کار آتش و هیزم شروع شد الْمَدَائِنِيُّ، عَنْ مَسْلَمَةَ بْنِ مُحَارِبٍ، عَنْ سُلَيْمَانَ التيمى، وعن ابْنِ عَوْنٍ أَنَّ أَبَا بَكْرٍ أَرْسَلَ إِلَى عَلِيٍّ يُرِيدُ الْبَيْعَةَ، فَلَمْ يُبَايِعْ. فَجَاءَ عُمَرُ، ومعه فتيلة فتلقته ‌فاطمة على الباب، فقالت فاطمة: يا ابن الْخَطَّابِ، أَتُرَاكَ مُحَرِّقًا عَلَيَّ بَابِي؟ قَالَ: نَعَمْ... (بلاذری، أنساب الأشراف، چاپ دار الفکر، ج1، ص586) ابوبکر کسانی را به سوی علی (ع) فرستاد تا از او بیعت بگیرند؛ اما علی (ع) بیعت نکرد. پس عمر آمد در حالی که فتیله‌ای در دست داشت. پس فاطمه (س) بر در خانه با او روبرو شد. فاطمه (س) گفت: ای پسر خطّاب! آیا می‌خواهی درب خانه مرا بر روی من آتش بزنی؟ گفت: آری... خیزید و فرشته را به بیرون ببرید آتش به در باغ بهشت افتاده است @alasar_1

نمود مذهب نصیری ابن شعبه حرانی در احادیث تحف العقول و التمحیص مطالعات فقه الحدیثی، ش۳، ۱۴۰۴ علی عادل زاده عمیدرضا اکبری چکیده نام «حسن بن علی بن شعبه حرانی» (م. نیمه دوم سده ۴ق) از دورۀ صفویه به سبب دستیابی به نسخ وجاده‌ای دو کتاب تحف العقول و التمحیص، درمیان امامیه شهرت یافت. از آن‌جا که دو کتاب تحف العقول و التمحیص به سبک منابع امامیه تألیف شده، به طور طبیعی ابن‌شعبه، امامی‌مذهب انگاشته شده است. در دو دهه اخیر با دسترسی گسترده به کتب نصیریه و از جمله آثاری از ابن‌شعبه مانند حقائق اسرار الدین، جایگاه مهم او در میان نصیریان روشن شد. اگر چه در نگاه اول در روایاتِ دو کتابِ تحف العقول و التمحیص، شواهد روشنی از غلو دیده نمی‌شود، اما با نگاه دقیق‌تر احادیثی در آن دو یافت می‌شود که از میراث غلات است و می‌توان شواهد متعددی از تأثیر نگرش غالیان در این احادیث نشان داد. بنابر این شواهد، ابن‌شعبه در زمان تألیف این دو کتاب، تحت تأثیر آراء پنهان و میراثِ فکری غالیان بوده و در عین­ حال آن دو را به‌عنوان آثار عمومی و نه خاص غالیان نوشته است. @Al_Rijal

file_22679.mp3_vtovbot_402187814.opus3.74 MB

✅ خیریه حضرت ام المؤمنین خدیجه سلام الله علیها سلام و عرض ادب لطفاً فیلم رو ببینید... این ماه به پدری کمک می کنیم که شرمنده زن و بچه اش شده، و توی بیابون به همراه زن و بچه اش زندگی می کنه 6037997395334197 به نام امید مفید بجنوردی روی شماره کارت بزنید خودش کپی میشه 🔺 @abasmofid69

#چهل_حدیث 🔆حدیث ۴۹: تأدیب پیامبر (ص) در قرآن فضایی که در قرآن ترسیم شده به وضوح، تعلیم و تربیت پیوسته پیامبر (ص) از جانب خدا را نشان می‌دهد. بخشی از این تعلیم و تربیت، با نزول تدریجی آیات قرآن صورت گرفته است‌. این تعلیم و تربیت پیوسته با آراء تفویضیان سازگار نیست؛ زیرا به ادعای آن‌ها پیامبر (ص) قبل از نزول آیات قرآن همه چیز را می‌دانسته، بلکه خود قرآن را نازل کرده و نزول قرآن امری ظاهری است! به ادعای آن‌ها تمام خطابات تأدیبی قرآن، از باب «إیاک أعني واسمعي يا جارة» است؛ مثلا آیه «وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُورا» (الإسراء : ۲۹) گر چه خطاب به پیامبر (ص) است؛ اما هیچ کارکرد تعلیمی برای او ندارد و مقصود دیگرانند! این ادعاها علاوه بر این که با نصوص و‌ ظواهر خود قرآن سازگار نیست با روایات متعدد و شأن نزول آیات نیز مخالف است؛ مثلاً درباره آیه‌ای که به آن اشاره شد به روایات ضعیف السند زیر توجه کنید:
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَنْ أَبِيهِ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَيْدٍ عَنْ مُوسَى بْنِ بَكْرٍ عَنْ عَجْلَانَ قَالَ: كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فَجَاءَ سَائِلٌ فَقَامَ إِلَى مِكْتَلٍ‌ فِيهِ تَمْرٌ فَمَلَأَ يَدَهُ فَنَاوَلَهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَسَأَلَهُ فَقَامَ فَأَخَذَ بِيَدِهِ فَنَاوَلَهُ ثُمَّ جَاءَ آخَرُ فَقَالَ اللَّهُ رَازِقُنَا وَ إِيَّاكَ ثُمَّ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ لَا يَسْأَلُهُ أَحَدٌ مِنَ الدُّنْيَا شَيْئاً إِلَّا أَعْطَاهُ فَأَرْسَلَتْ إِلَيْهِ امْرَأَةٌ ابْناً لَهَا فَقَالَتِ انْطَلِقْ إِلَيْهِ فَاسْأَلْهُ فَإِنْ قَالَ لَكَ لَيْسَ عِنْدَنَا شَيْ‌ءٌ فَقُلْ أَعْطِنِي قَمِيصَكَ قَالَ فَأَخَذَ قَمِيصَهُ فَرَمَى بِهِ إِلَيْهِ وَ فِي نُسْخَةٍ أُخْرَى فَأَعْطَاهُ فَأَدَّبَهُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى الْقَصْدِ فَقَالَ‌ وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‌ عُنُقِكَ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً
📘الكافي، ج۴، ص۵۵-۵۶؛ و نیز نک‍: تفسير العياشي، ج۲، ص۲۸۹
عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ: دَخَلَ سُفْيَانُ الثَّوْرِيُّ عَلَى أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع ... ثُمَّ عَلَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيَّهُ ص كَيْفَ يُنْفِقُ وَ ذَلِكَ أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ أُوقِيَّةٌ مِنَ‌ الذَّهَبِ فَكَرِهَ أَنْ يَبِيتَ عِنْدَهُ فَتَصَدَّقَ بِهَا فَأَصْبَحَ وَ لَيْسَ عِنْدَهُ شَيْ‌ءٌ وَ جَاءَهُ مَنْ يَسْأَلُهُ فَلَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مَا يُعْطِيهِ فَلَامَهُ السَّائِلُ وَ اغْتَمَّ هُوَ حَيْثُ لَمْ يَكُنْ عِنْدَهُ مَا يُعْطِيهِ وَ كَانَ رَحِيماً رَقِيقاً فَأَدَّبَ اللَّهُ تَعَالَى نَبِيَّهُ ص بِأَمْرِهِ فَقَالَ‌ وَ لا تَجْعَلْ يَدَكَ مَغْلُولَةً إِلى‌ عُنُقِكَ‌ وَ لا تَبْسُطْها كُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً يَقُولُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ يَسْأَلُونَكَ وَ لَا يَعْذِرُونَكَ فَإِذَا أَعْطَيْتَ جَمِيعَ مَا عِنْدَكَ مِنَ الْمَالِ كُنْتَ قَدْ حَسَرْتَ مِنَ الْمَالِ فَهَذِهِ أَحَادِيثُ رَسُولِ اللَّهِ ص يُصَدِّقُهَا الْكِتَابُ وَ الْكِتَابُ يُصَدِّقُهُ أَهْلُهُ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَ ...
📘 الكافي، ج۵، ص۶۵-۶۸؛ و نیز نک‍: تحف العقول، ص۳۵۱ شأن نزول بالا که شبیهش در منابع دیگر نیز نقل شده است (نمونه: تفسير القمي، ج۲، ص۱۸؛ البرهان، ج۳، ص۵۲۶ و حلیة الأبرار، ج۱، ص۲۹۳ از ابن شهرآشوب؛ الدر المنثور في التفسير بالمأثور، ۵/ ۲۷۶) دلالت دارد که این آیه صرفاً از باب «إياك أعني» نیست بلکه به راستی چیزی را به پیامبر (ص) تعلیم داده و او را تأدیب کرده است؛ چنان که در متن دو روایت ضعیف السند بالا تصریح شده است: «فأدبه الله على القصد / علم الله نبيه كيف ينفق / فأدب الله نبيه بأمره». #علم_غیب @Alasar_1

ابتذال در نامگذاری فرزندان https://t.me/rangekhodaa14/681

#حدیث_قرطاس 🎥 ویژه برنامه "حدیث نانوشته" با حضور استاد #محمدمهدی_دلیر 👈🏻 در باب لحظات آخر شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و ماجرای قلم و کاغذ https://fa.haditv.co.uk/video/aabk-t-nor-hd-th-n-noshth-krt-s-ksmt-ol @fazaelvamaaref

#چهل_حدیث 🔆حدیث ۴۸: علم امام به همه مقادیر
حَمْدَوَيْهِ، قَالَ حَدَّثَنَا يَعْقُوبُ، عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ، عَنْ شُعَيْبٍ، عَنْ أَبِي بَصِيرٍ، قَالَ: قُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) إِنَّهُمْ يَقُولُونَ! قَالَ: وَ مَا يَقُولُونَ قُلْتُ يَقُولُونَ تَعْلَمُ قَطْرَ الْمَطَرِ وَ عَدَدَ النُّجُومِ وَ وَرَقَ الشَّجَرِ وَ وَزْنَ مَا فِي الْبَحْرِ وَ عَدَدَ التُّرَابِ، فَرَفَعَ يَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ، وَ قَالَ: سُبْحَانَ اللَّهِ سُبْحَانَ اللَّهِ لَا وَ اللَّهِ مَا يَعْلَمُ هَذَا إِلَّا اللَّهُ.
📘إختيار معرفة الرجال المعروف بـ رجال الكشي، ج۱، ص۲۹۹
از ابو بصیر روایت شده است که گفت: به ابی عبد الله الصادق ع گفتم: آنها می‌گویند! ‌فرمود: چه می‌گویند؟ گفتم: می‌گویند شما قطره‌های باران و تعداد ستارگان و برگهای درختان و وزن آن چه در دریا است و عدد [ذرات] خاک را می‌دانید. پس دستش را به آسمان بلند کرد و فرمود: سبحان الله، سبحان الله! نه به خدا سوگند این را جز خدا نمی‌داند.
✍️ تمام رجال نامبرده در سند توثیق شده‌اند. نکته مهم آن که این حدیث در بخش «ما روي في محمد بن أبي زينب» (حدیث ۲۴) آمده که دربردارنده احادیث متعدد در رد عقاید ابوالخطاب و پیروان او است که به خوبی نشان می‌دهد از نظر کشی چنین عقیده‌ای از عقاید خطّابیه و غلات بوده است. چنان که چند حدیث دیگر نیز در همین بخش درباره علم غیب آورده است. اگر به احادیث قبل و بعد نیز نگاه کنید می‌بینید که به رد عقایدی چون الوهیت، ربوبیت و نبوت ائمه و ... می‌پردازد. #علم_غیب @Alasar_1

Repost from غلوپژوهی
نقد مناقب عتیق از مصادر غلات جلسه اول: سندسازی در مناقب عتیق @Gholow2

https://t.me/AlTahrif/155 مقایسه کنید با غلط‌های چاپی معمولی که کانال‌های مخالفین برای تکثیر شماره پست‌ها به عنوان تحریفات شیعه جمع می‌کنند!