en
Feedback
مانا

مانا

Closed channel

و امیدی که هنوز در من زنده است ... پزشک بدون سهمیه🩺👩🏻‍⚕️ @manamedic_bot :)

Show more
1 625
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-2630 days
Posts Archive
کارانه‌ بوده 🤣🤣🤣
کارانه‌ بوده 🤣🤣🤣

پن لایتی که برای جشن روپوش سفید سال ۹۶ دانشگاه بهمون داد ، الان به کارم اومده 😁✨
پن لایتی که برای جشن روپوش سفید سال ۹۶ دانشگاه بهمون داد ، الان به کارم اومده 😁✨

من از اون روزی میترسم که این همه دووم بیارا و فشارا و خودخوریا و ما میتونیم بگذریم ها و ایشالا درست میشه ها ، سر باز کنه و غرق شیم ...

دلار و طلا رو امروز سگ دنبال کرده

اولین RTPA سال دویی رو زدم 💉🩸🧠 ولی کشیک وحشتناکککککککی بود و هست☠ کشیک دوم سال دویی و ۱۲۱ ام رزیدنتی ...
اولین RTPA سال دویی رو زدم 💉🩸🧠 ولی کشیک وحشتناکککککککی بود و هست☠ کشیک دوم سال دویی و ۱۲۱ ام رزیدنتی ...

ما هم همینطور ...
ما هم همینطور ...

آخ از صحنه‌ای که امروز دیدم دو تا موتورسوار پشت چراغ قرمز ، یکی یک دختر زیبا با موهای لخت خرمایی و یکی عمامه‌پوش که خون خونش رو میخورد 😎🤣

ایشالا آخرین کشیک جمعه‌تی بود که برای ویزیت اومدم 🚶‍♀

گویا دیگه سمپادی بودن افتخار نیست :) آموزش و پرورش طرح یکسان‌سازی راه انداخته و معلمای سمپاد و دولتی رو قاتی پاتی کرده و همه همه‌جا درس میدن :)) کاش بچه‌ها حداقل خودشون رو دیگه جر ندن برای مدارس خاص و فشار روانی دوران ما رو نداشته باشن

این هم وضعیت بیمارستان خصوصی علی الحساب همگی معتقدیم وقتی رایگان سرویس بدی ، مردم پرتوقع میشن . تمام این کارهایی که دو ساعت ت
این هم وضعیت بیمارستان خصوصی علی الحساب همگی معتقدیم وقتی رایگان سرویس بدی ، مردم پرتوقع میشن . تمام این کارهایی که دو ساعت تو بیمارستان خصوصی انجام شده و بیمار ۶۰ تومن بابتش پول داده ، با نهایت ۱۰ روز بستری در دولتی و آخرش هم زیاد زیاد بشه دو تومن کارت میکشه ، انجام میشه و میره و بیمار و همراهیش به چشم خدمتکار به پرسنل نگاه میکنن و میرن

به عنوان مشاهده‌گر : همراه مریض طلبکار به پرستار گفت کی گفته مادر من ترخیصه ، پرستار گفت نمیدونم‌صبر کن رزیدنت بیاد . پنج دقیقه بعد برگشت گفت نه خب من باید بدونم کی گفته ، باز پرستار گفت صبر کن رزیدنتا کلاسشون تموم بشه بیان ، رفت و برگشت گفت کجان پس ، گفت خانم‌ گفتم که کلاسن ، گفت کدوم اتاق ، پرستار اشاره کرد ، گفت مگه با تو نیستم ، پرستار گفت خانم میگم اونجا ولی نباید بری در اتاقشون ، گفت مگه من میخوام برم در اتاق ، فقط میخوام بدونم ، پرستار خیلی معمولی و با اعصاب گفت اگه نمیخوای بری پس چرا میپرسی بالاخره که میان بالای بیمارتون ، دیگههههه همراهی شروع کردددد ، این چه اخلاقیه ، از زبونت میخوای کرایه بگیری و ... در آخر هم گفت ایشالا مادر خودت بیاد روی این تخت بخوابه !!! یک فریم عادی از همراهی که همیشه ازش مینالیم در بیمارستان دولتی ...

الان هم بعد از این همه بیکاری ، اومدم بیمارستان همسرم و اونا هنوززززز ویزیت نرفتن و تازه کلینیکشون تموم شده 🚶‍♀

شانس آوردم کله صبح دیده بودم مریضا رو . البته چون زود اومد انتظار هم نداشت دیده باشم ولی من تا icu و مشودتا رو هم دیده بودم و برگاش رو ریزوندم 😏😎😂

انگار نه انگار پاییزه ! از گرما دهنمون سرویس شد اولین قهوه پاییز و سال دویی و فرار از گرمای پاییز !🍂🍁
انگار نه انگار پاییزه ! از گرما دهنمون سرویس شد اولین قهوه پاییز و سال دویی و فرار از گرمای پاییز !🍂🍁

همه فهمیدن چه اتکی استاد امروز بهم زد 🤣

امروز هررررر کی منو دید : اولین روز سال دویی چطوره تنها سال دو ؟ 🤣🤣🤣

۷ صبح ویزیت روز اول تموم شد 😐😂

آخرین روز تابستون بود و پست کشیک و قشنگیش هم فقط ست شدن لاکم با بستنیم بود 😌
آخرین روز تابستون بود و پست کشیک و قشنگیش هم فقط ست شدن لاکم با بستنیم بود 😌

مریضای ما 🤣🤣🤣🤣
مریضای ما 🤣🤣🤣🤣

رسما سال یکی برای من تمام شد و آخرین پاسخگویی کذایی رو هم نرفتم و به درک واصل شد . ۳۱ شهریور ۱۴۰۵