مانا
قناة بسيطة
و امیدی که هنوز در من زنده است ... پزشک بدون سهمیه🩺👩🏻⚕️ @manamedic_bot :)
إظهار المزيد1 626
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-2630 أيام
أرشيف المشاركات
1 626
اولین RTPA سال دویی رو زدم 💉🩸🧠
ولی کشیک وحشتناکککککککی بود و هست☠
کشیک دوم سال دویی و ۱۲۱ ام رزیدنتی ...
1 626
آخ از صحنهای که امروز دیدم
دو تا موتورسوار پشت چراغ قرمز ، یکی یک دختر زیبا با موهای لخت خرمایی و یکی عمامهپوش که خون خونش رو میخورد 😎🤣
1 626
گویا دیگه سمپادی بودن افتخار نیست :)
آموزش و پرورش طرح یکسانسازی راه انداخته و معلمای سمپاد و دولتی رو قاتی پاتی کرده و همه همهجا درس میدن :))
کاش بچهها حداقل خودشون رو دیگه جر ندن برای مدارس خاص و فشار روانی دوران ما رو نداشته باشن
1 626
این هم وضعیت بیمارستان خصوصی
علی الحساب همگی معتقدیم وقتی رایگان سرویس بدی ، مردم پرتوقع میشن . تمام این کارهایی که دو ساعت تو بیمارستان خصوصی انجام شده و بیمار ۶۰ تومن بابتش پول داده ، با نهایت ۱۰ روز بستری در دولتی و آخرش هم زیاد زیاد بشه دو تومن کارت میکشه ، انجام میشه و میره و بیمار و همراهیش به چشم خدمتکار به پرسنل نگاه میکنن و میرن
1 626
به عنوان مشاهدهگر :
همراه مریض طلبکار به پرستار گفت کی گفته مادر من ترخیصه ، پرستار گفت نمیدونمصبر کن رزیدنت بیاد . پنج دقیقه بعد برگشت گفت نه خب من باید بدونم کی گفته ، باز پرستار گفت صبر کن رزیدنتا کلاسشون تموم بشه بیان ، رفت و برگشت گفت کجان پس ، گفت خانم گفتم که کلاسن ، گفت کدوم اتاق ، پرستار اشاره کرد ، گفت مگه با تو نیستم ، پرستار گفت خانم میگم اونجا ولی نباید بری در اتاقشون ، گفت مگه من میخوام برم در اتاق ، فقط میخوام بدونم ، پرستار خیلی معمولی و با اعصاب گفت اگه نمیخوای بری پس چرا میپرسی بالاخره که میان بالای بیمارتون ، دیگههههه همراهی شروع کردددد ، این چه اخلاقیه ، از زبونت میخوای کرایه بگیری و ... در آخر هم گفت ایشالا مادر خودت بیاد روی این تخت بخوابه !!!
یک فریم عادی از همراهی که همیشه ازش مینالیم در بیمارستان دولتی ...
1 626
الان هم بعد از این همه بیکاری ، اومدم بیمارستان همسرم و اونا هنوززززز ویزیت نرفتن و تازه کلینیکشون تموم شده 🚶♀
1 626
شانس آوردم کله صبح دیده بودم مریضا رو . البته چون زود اومد انتظار هم نداشت دیده باشم ولی من تا icu و مشودتا رو هم دیده بودم و برگاش رو ریزوندم 😏😎😂
1 626
انگار نه انگار پاییزه ! از گرما دهنمون سرویس شد
اولین قهوه پاییز و سال دویی و فرار از گرمای پاییز !🍂🍁
1 626
رسما سال یکی برای من تمام شد و آخرین پاسخگویی کذایی رو هم نرفتم و به درک واصل شد .
۳۱ شهریور ۱۴۰۵
1 626
حالا من داشتم عین چیییی میدویدم که کارای مریض اورژانسیم رو انجام بدم و بعد برم مورنینگ . استاد نازنازیم هم دید اوضاع پسه و نرفت و منم رفتم نوتر عصب باهاش غیبت بقیه رو کردیم و عالم و آدم رو به سخرا گرفتیم . والا ؛ من دیگه ردددددد دادم
1 626
امروز راهمون ندادن تو مورنینگ چون دیر رسیدیم ، یک به ... تو دلم و یک فدای سرم واضح هم به منشی ککه جدید دفتر گفتم و رفتم آیسلته خوردم . ایش
