منِ گذشته امضا
Open in Telegram
هنرمند آنگونه است که من دوست میدارم، آدمیست که چشمداشتِ چندانی ندارد: او به راستی دو چیز میخواهد و بس، ناناش و هنرش، ناناش و پریِ راهزناش. https://t.me/BChatBot?start=sc-72289-ZqyFM3U
Show more499
Subscribers
-224 hours
+37 days
+2830 days
Posts Archive
Come let the revolution take its toll
If you could flick a switch and open your third eye
(You'd see that we should never be afraid to die (so come on
Rise up and take the power back
It's time the fat cats had a heart attack
You know that their time's coming to an end
We have to unify and watch our flag ascend (so come on)
پیروزی از آن ماست! فردا مراقب خودتون باشید.
اگر در شور و حال انقلاب هستید این کانال رو داشته باشید؛ اگر نیستید هم داشته باشید. بهدردتون خواهد خورد.
Repost from چتمارس.
چه خودتون قراره توو اعتراضات فردا شرکت کنید، چه آشنایانتون، به این نکته توجه داشته باشید که نه خودتون باید دستگیر بشید و نه بقیه.
ممکنه بگید «غیب گفتی؟ میدونیم خودمون دیگه!» و من بگم که «هنوز صحبتم تموم نشده. نپر وسط حرفم» و ادامه بدم:
نیروی سرکوب پروتکلهای مشخصی داره که مطابق اونا آموزش میبینه. یکی از این پروتکلها اینه که ادوات براشون ناموسه. مثلن، اگه بیسیمشون رو بگیریم، مجبورن (حد اقل) چند ساعتی ارتباطات رادیویی خودشون رو قطع کنن تا فرداش فرکانس جدیدی براش ست کنن. حالا بیسیم که خیلی ناموسه؛ ولی همین داستان برای کلاه، باتوم و تمام ادواتشون صدق میکنه.
این نقطهضعف رو نباید نادیده گرفت و باید ازش برای نجات فرد گرفتار استفاده کرد.
وقتی کسی گیر میفته، با ایجاد سروصدا به سمت نیروی سرکوب حرکت کنید. خیلی بعیده که از اون فاصله اسلحه بکشن روتون؛ اما بنا به مشاهداتم مجبورم بگم که غیرممکن نیست.
پس تا جایی هجوم رو ادامه میدید که خطر مرگ براتون ایجاد نشه. اسلحه رو که دیدین، چه شاتگان و چه کلت، دیگه فکر نکنید که سروصدا ممکنه کمک زیادی بکنه. باید بکشید عقب.
باتوم شما رو نمیکشه؛ اما اگه کسی دستگیر بشه، ممکنه کشته بشه.
پس جون یه نفر رو بخرید. تازه مطمئن باشید که اگه سه یا چهار نفر همزمان حمله کنن، احتمال استفادهی طرف از باتوم هم پایینه؛ چون شارژ ضربهی باتوم برابره با بالا بردن دست و این کار زمان زیادی میبره.
پس،
۱- یادتون نره که تنها نرید.
۲- یادتون نره که قدرت شما توو گروه بودنه.
۳- یادتون نره که اونا از شما میترسن.
۴- یادتون نره که اومدنتون توو خیابون فداکاریه؛ اما ممکنه به فداکاری بیشتری هم نیاز باشه.
۵- درد < جراحت < دستگیری < مرگ.
اگه با درد و جراحت میتونید جلوی دستگیری خودتون یا بقیه رو بگیرید، دریغ نکنید. میدونم توو اون شرایط سخته تصمیم گرفتن؛ اما برای رسیدن به پیروزی، لازمه گاهی به غرایز خودتون غلبه کنید.
شاید یک روز بفهمم چرا مقصر هستم. در آخر چند نفر از ما باقی میمانند؟ و چه کسی به جلو میرود؟ چه کسی؟ اشکهایم بیهوده است!
Repost from سادوماز
حالم خوب نیست. حالم هیچگاه خوب نخواهد شد. دیر کردهام؛ خوبی از این جهان رخت بربسته.
روح لال است صدایی ندارد که فریاد برآورد. باید تحمل کند، تحمل کند و باز هم تحمل کند.
Repost from Vahid Online وحید آنلاین
عنوان اثر: تهران غرق خون
هنرمندی ناشناس حوضهای تهران را به رنگ خون درآورد:
پارک دانشجو، تئاتر شهر، میدان فاطمی، خانه هنرمندان.
جمعه ۱۵ مهر ۱۴۰۱
1500tasvir
📡 @VahidOnline
Repost from منِ گذشته امضا
احساس تنهایی، احساسی است که همگیمان از کودکی با آن آشنا هستیم، از آن روزی که انگار همه همبازی داشتند غیر ما؛ از آن شبی که در غم تنهایی گذراندیم، هرچند خیلی دلمان میخواست همراه و همدمی داشته باشیم؛
از آن مهمانی که در آن هیچکس را نمیشناختیم و دور و درمان پر از آدمهایی بود که سخت گرم صحبت با هم بودند؛ از آن شبی که کنار همدممان به خواب رفتیم اما میدانستیم که دیگر همدم یکدیگر نیستیم.
Repost from شاخسار
@shakhsaar
پیش از شما
بهسانِ شما
بیشمارها
با تارِ عنکبوت
نوشتند روی باد:
«کاین دولت خجستهی جاوید زنده باد!»
#محمدرضا_شفیعیکدکنی
