792
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+730 days
Posts Archive
792
من در این روزهای سیاه هیچکس از نزدیکان و دوستان درجه اولم را از دست ندادم (تا آنجا که میدانم). برای همین داغی که تجربه میکنم و زاویهای که از آن اوضاع و چشمانداز را میبینم و اصلا شیوه بودنم این است. همین است که میبینید. طبیعی است که در حالت دیگر همهچیز طور دیگری بود. همچنانکه برای دیگران طور دیگری است.
اگر حرفهایم، اینجا یا بیرون اینجا، کسی را که داغدیده است یا داغ را بیش از من تجربه میکند، میرنجاند یا خشمگین میکند با تمام وجود عذر میخواهم.
ما داغ ندیدهایم، ما داغ شدهایم.
792
اختلافنظر، حریفمان را از مقام انسانبودن خلع نمیکند.
"هیچ چیز" حریف را از انسانبودن خلع نمیکند.
ضمن آنکه من متصدی تشخیص انسانبودن یا نبودن انسانها نیستم.
شما را نمیدانم.
@mashghesiah
792
در جهان مهمترین چیز آن نیست که کجا ایستادهایم.
این است که به کدام سو حرکت میکنیم.
گوته
@mashghesiah
792
دیگران، دوستان نزدیکان دوران حتی عزیزانمان، لازم ندارند چپ و راست راه نشانشان دهیم یا درست و نادرست را به یادشان بیاوریم؛ راههایی که خودمان هم از صحتشان مطمئن نیستیم (اگر "مطمئن" بودیم که چپ و راست نشان دیگران نمیدادیم).
آنها نیاز دارند (خودشان بِهِم گفتهاند!) در کنارشان باشیم.
حضور داشته باشیم. حضورمان را حس کنند. حس کنند همراهشان هستیم و چپ و راست توی ترازو نمیگذاریمشان و نمیسنجیمشان و برایشان حکم صادر نمیکنیم.
چپ و راست. چپ یا راست.
@mashghesiah
792
شما را نمیدانم، ولی من نمیتوانم تصمیم بگیرم و یک شبه یا یک ماهه یا یک ساله یا حتی یک عمره احساسم نسبت به تو یا او یا آن یا حتی خودم تغییر کند.
ولی میتوانم، دستکم تلاشم را میکنم - شما را نمیدانم - که نسبت به تو یا او یا آن یا حتی خودم رفتار دیگری - اگر رفتار درستی بدانمش - در پیش بگیرم و کار دیگر و درستی انجام دهم.
حتی اگر احساسم همان احساس قدیم باشد.
@mashghesiah
792
Repost from از زبانِ ذَرّه / ایرج رضایی
سخنی در باب مولانا و شهرام ناظری و ایران
بنده چون در فضای مجازی جایی ندارم در اینجا نکتهای را در باب سخنان استاد شهرام ناظری به عرض میرسانم. به نظر میرسد پاسخهایی که به سخنان ایشان داده شده مصداق کامل سوءتفاهم و هیاهو برای هیچ است.
اولاً ما همیشه باید هر سخنی را حمل بر خیر و صحت و حُسنِ نیّت کنیم مگر این که خلاف آن ثابت شود. بنابراین با توجه به شناختی که از شهرام ناظری و عشق او به ایران و فرهنگ ایران داریم نباید به جانب تفسیر و تأویل برویم و نباید بگذاریم فضای سیاستزده بر درک ما تأثیر بگذارد. منظور استاد ناظری با توجه به بافت موقعیت و جایگاه ایشان در موسیقی عرفانی بسیار واضح است. ایشان میگوید مکتب مولانا که در این بافت به معنی سماع و طریقت مولانا است و تازه به این هم اکتفا نمیکند و میگوید عرفان در ایران با تنگنا و سختگیری روبروست. بنابراین نه به تحقیقات ادبی توجه دارد نه مولانا پژوهی. سخن استاد ناظری عین حقیقت و اظهر من الشمس است و هیچ ربطی به کم توجهی به مفاخر ملی ندارد و سخن کاملاً درستی است.
آیا در ایران می توان سماع مولویه را آزادانه برگزار کرد و دراویش و صوفیه آزادی دارند؟
متأسفانه ما خیلی زود به اسم مفاخر و هویت و .....چشم بر حقایق میبندیم و شمشیر میکشیم. من شخصاً به عنوان یک ایرانیِ دوستدارِ مولانا و شیفتهٔ هنر شهرام ناظری از این هنرمند دلآگاه و ایراندوست عذرخواهی میکنم. امید که به دل نگیرند و همچنان مردگان را با دمِ اسرافیلوار خود حیات ببخشند.
۶ دی ۱۴۰۴
مسعود جعفری جزی
@irajrezaie
792
گاه هم هست که اعتراف به بزرگی و خوبی تو، برای من به معنای بدی و کوتاهقامتی خودم است. حتی به غلط.
برای همین، گاه اگر از خوبیهایت نمیگویم و به بزرگیات اعتراف نمیکنم، مرا ببخش.
به همان بزرگیات.
@mashghesiah
792
اگر میدانستنم چیزی را که الان هستم و بابتش خیلی به خودم میبالم یا از خودم عقّم مینشیند، اگر آنروز پدرجدم دو لقمه بیشتر میخورد یا مادربزرگم جواب پدربزرگم را با تندی کمتری میداد یا عمه جد اعلایم بجای آبگوشت برای مهمانی ختنهسوران پسر دومش قورمهسبزی میپخت، یا عموی پدرم در قمار آن شب چله میبرد یا مادر مادربزرگم را به آن نجار دو کوچه آنورتر میدادند یا پدر پدربزرگ مادربزرگم به جای شش پسر و دو دختر شش دختر و چهار پسر میداشت، آنوقت چیز کاملا متفاوتی میبودم، چیزی که اصلا و ابدا در مخیله امروزم هم نمیگنجد،
کمی شُل میکردم.
حیف
@mashghesiah
