داستانهای کوتاه
Open in Telegram
#داستانهای #کوتاه و #آموزنده برای #تمام #سنین #کانالی #جذاب برای کسانی که فرصت #خواندن داستانهای #طولانی را ندارند. #سرگرمی #کودکان #بزرگسالان #تاریخی #عبرت آموز #حکایت ارتباط با ادمین ،تابع قوانین کشورم @Dstnkotah
Show more5 152
Subscribers
-124 hours
+1327 days
+11230 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+165
in 4 channels
August '26
+40
in 1 channels
Get PRO
July '26
+45
in 0 channels
Get PRO
June '26
+35
in 0 channels
Get PRO
May '26
+25
in 0 channels
Get PRO
April '26
+8
in 0 channels
Get PRO
March '26
+6
in 0 channels
Get PRO
February '26
+19
in 0 channels
Get PRO
January '26
+9
in 0 channels
Get PRO
December '25
+39
in 0 channels
Get PRO
November '25
+35
in 0 channels
Get PRO
October '25
+60
in 0 channels
Get PRO
September '25
+52
in 0 channels
Get PRO
August '25
+89
in 2 channels
Get PRO
July '25
+53
in 0 channels
Get PRO
June '25
+22
in 0 channels
Get PRO
May '25
+32
in 1 channels
Get PRO
April '25
+77
in 0 channels
Get PRO
March '25
+40
in 0 channels
Get PRO
February '25
+64
in 2 channels
Get PRO
January '25
+142
in 1 channels
Get PRO
December '24
+109
in 3 channels
Get PRO
November '24
+134
in 3 channels
Get PRO
October '24
+143
in 2 channels
Get PRO
September '24
+194
in 5 channels
Get PRO
August '24
+204
in 2 channels
Get PRO
July '24
+188
in 1 channels
Get PRO
June '24
+84
in 2 channels
Get PRO
May '24
+227
in 3 channels
Get PRO
April '24
+110
in 6 channels
Get PRO
March '24
+87
in 2 channels
Get PRO
February '24
+59
in 1 channels
Get PRO
January '24
+91
in 2 channels
Get PRO
December '23
+96
in 1 channels
Get PRO
November '23
+101
in 2 channels
Get PRO
October '23
+74
in 1 channels
Get PRO
September '23
+230
in 0 channels
Get PRO
August '23
+253
in 0 channels
Get PRO
July '23
+216
in 0 channels
Get PRO
June '23
+178
in 0 channels
Get PRO
May '23
+198
in 0 channels
Get PRO
April '23
+171
in 0 channels
Get PRO
March '23
+57
in 0 channels
Get PRO
February '23
+105
in 0 channels
Get PRO
January '23
+97
in 0 channels
Get PRO
December '22
+138
in 0 channels
Get PRO
November '22
+93
in 0 channels
Get PRO
October '22
+100
in 0 channels
Get PRO
September '22
+87
in 0 channels
Get PRO
August '22
+73
in 0 channels
Get PRO
July '22
+24
in 0 channels
Get PRO
June '22
+10
in 0 channels
Get PRO
May '22
+2
in 0 channels
Get PRO
April '22
+10
in 0 channels
Get PRO
March '22
+2
in 0 channels
Get PRO
February '22
+20 764
in 0 channels
Get PRO
January '22
+35
in 0 channels
Get PRO
December '21
+5
in 0 channels
Get PRO
November '21
+1
in 0 channels
Get PRO
October '21
+19 931
in 0 channels
Get PRO
September '21
+82
in 0 channels
Get PRO
August '21
+40
in 0 channels
Get PRO
July '21
+19 501
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+171
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 September | +1 | |||
| 08 September | +3 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +3 | |||
| 04 September | +82 | |||
| 03 September | +72 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +2 |
Channel Posts
💢خری به درختی بسته شده بود.
شیطان خر را باز کرد.
خروارد مزرعه همسایه شد وتروخشک رابا هم خورد.
زن همسایه وقتی خررادرحال خوردن سبزیجات دید ؛تفنگ رابرداشت ویک گلوله خرج خر نمودوکشتش.
صاحب خروقتی صحنه را دید ؛عصبانی شد وزن صاحب مزرعه راکشت.
صاحب مزرعه وقتی با جسد خونین همسرش روبرو شد.
صاحب خرراازپای دراورد.!
به شیطان گفتند چکار کردی؟!!!.
گفت من فقط یک خر رارها کردم!
هرگاه میخواهی یک شهر راخراب کنی خران را ازاد کن.🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX
| 2 | 💢موی بشکافی به عیب دیگران
چون به عیب خود رسی کوری از آن...🌺
« مولانا »
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 874 |
| 3 | برو کلاه خودت و قاضی کن
شخصی سرو کارش به دیوان قضاوت کشید و هر وقت پیش از آنکه به محکمه قاضی برود در خانه ابتدا کلاهش را جلوی خود می گذاشت و کلاه را قاضی فرض کرده و آنچه که میخواست در محکمه بگوید به کلاه میگفت و راست و دروغ آن را میسنجید و بعد نزد قاضی میرفت تا سخنی به ضرر خود نگوید.
چون پرسیدند این سخنان محکمه پسند را چطور اینطور درست و بی غلط در محضر قاضی میگوئی تا به نفع تو حکم میدهد جواب داد :
اول کلاه خودم را قاضی میکنم ...🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 1 112 |
| 4 | 💢از عارفی پرسيدند شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد : از كودكى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود .
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند.
طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد ، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است .
آنقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست ، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست.🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 1 387 |
| 5 | 💢ازبهلول پرسیدند در
قبرستان چه میکنی؟
گفت:باجمعےنشسته ام
که آزارنمیرسانند
حسادت نمیکنند
تهمت نمیزنند
خیانت نمیکنند
قضاوت نمیکنند
بالاترازهمه
اگرازپیششان بروم
پشت سرم بدگویی نمیکنند...🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 1 203 |
| 6 | 💢حكيمى را گفتند: چگونه به عقل کسی می توان پی برد؟
گفت: از حرف هایش
پرسیدند: اگر چیزی نگفت چه؟
پاسخ داد:
هیچ کس آنقدر عاقل نیست همیشه سکوت کند...🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 1 801 |
| 7 | 💢پیر مردی قد خمیده در حال عبور بود، جوانی بی ادب به تمسخر به او گفت:
این کمان را چند خریدی؟
پیرمرد گفت:
گذر زمان به تو هم رایگان خواهد داد، صبر داشته باش.🌺 | 2 379 |
| 8 | 💢انسان به اندازه ادبش عاقل است
به اندازه عقلش با شرف است
و به اندازه شرفش با ارزش است .🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 2 992 |
| 9 | 💢مردی دو دختر داشت یکی را به یک کشاورز ودیگری را به یک کوزه گر شوهر داد. چندی بعد همسرش به او گفت : ای مرد سری به دخترانت بزن واحوال آنها را جویا بشو.
مرد نیز اول به خانه کشاوز رفت وجویای احوال شد، دخترک گفت که زمین را شخم کرده وبذر پاشیده ایم اگر باران ببارد خیلی خوبست اما اگر نبارد بدبختیم.
مرد به خانه کوزه گر رفت ، دخترک گفت کوزها را ساخته ایم ودر آفتاب چیده ایم اگر باران ببارد بدبختیم و اگر نبارد خوبست.
مرد به خانه خود برگشت همسرش از اوضاع پرسید مرد گفت:
چه باران بیاید وچه باران نیاید ما بدبختیم..🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 3 248 |
| 10 | 💢یا سخنی داشته باش دلپذیر ، یا دلی داشته باش سخن پذیر 🌺👇👇👇
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 2 769 |
| 11 | الاغ گفت :
رنگ علف قرمز است!
گرگ گفت :
نه سبز است!
باهم رفتند پیش سلطان جنگل( شیر )
و ماجرای اختلاف را گفتند
شیر گفت:
گرگ را زندانی کنید...
گرگ گفت :
ای سلطان، مگر علف سبز نیست
شیر گفت: سبز است
ولی دلیل زندانی کردن تو
بحث کردنت با « الاغ » است...
با الهام هیچوقت بحث نکنید🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇 | 3 141 |
| 12 | گفته اند اسبی به بیماری گرفتار آمد و پشت دروازه شهر بیفتاد. صاحب اسب او را رها کرده و به داخل شهر شد مردم به او گفتند اسبت از چه بابت به این روزگار پرنکبت بیفتاد. مرد گفت از آنجایی که غمخواران نازنینی همچون شما نداشت و مجبور بود دائم برای من بار حمل کند.
پیرمردی گفت به راستی چنین است. من هم مانند اسب تو شده ام. مردم به هیکل نحیف او نظری انداختند و او گفت زن و فرزندانم تا توان داشتم و بار می کشیدم در کنارم بودند و امروز من هم مانند اسب این مرد تنهایم و لحظه رفتنم را انتظار می کشم.
می گویند آن پیرمرد نحیف هر روز کاسه ای آب از لب جوی برداشته و برای اسب نحیف تر از خود می برد و در کنار اسب می نشست و راز دل می گفت. چند روز که گذشت اسب بر روی پای ایستاد و همراه پیرمرد به بازار شد.
صاحب اسب و مردم متعجب شدند. او را گفتند چطور برخاست. پیرمرد خنده ای کرد و گفت از آنجایی که دوستی همچون من یافت که تنهایش نگذاشتم و در روز سختی کنارش بودم.
می گویند: از آن پس پیر مرد و اسب هر روز کام رهگذران تشنه را سیراب می کردند و دیگر مرگ را هم انتظار نمی کشیدند.
ارد بزرگ می گوید : دوستی و مهر ، امید می آفریند و امید داشتن همان زندگی است.🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 2 797 |
| 13 | 💢مولانا: این اندوه عمیق بالاخره کی تمام میشود؟
شمس: اندوه تمام نمیشود، تو آنقدر وسیع میشوی که اندوه در تو گم میشود.🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇 | 2 538 |
| 14 | 💢از بزرگی پرسيدند شگفت انگيز ترين رفتار انسان چيست؟
پاسخ داد : از كودكى خسته مى شود ،براى بزرگ شدن عجله مى كند و سپس دلتنگ دوران كودكى خود مى شود .
ابتدا براى كسب مال و ثروت از سلامتى خود مايه مى گذارد سپس براى باز پس گرفتن سلامتى از دست رفته پول خود را خرج مى كند.
طورى زندگى مى كند كه انگار هرگز نخواهد مرد ، و بعد طورى مى ميرد كه انگار هرگز زندگى نكرده است .
آنقدر به آينده فكر مى كند كه متوجه از دست رفتن امروز خود نيست ، در حالى كه زندگى گذشته يا آينده نيست، زندگى همين حالاست.🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 3 157 |
| 15 | از سياه گوش پرسيدند: چرا همواره با شير ملازمت مى كنى؟ در پاسخ گفت: تا از باقيمانده شكارش بخورم و در پناه شجاعت او، از گزند دشمنان محفوظ بمانم. به او گفتند: اكنون كه زير سايه حمايت شير هستى و شكرانه اين نعمت را بجای مى آورى، چرا نزديك شير نمى روى تا تو را از افراد خاص خود گرداند و تو را از بندگان مخلص شمارد؟
سيه گوش پاسخ داد: هنوز از حمله او خود را ايمن نمى بينم🌺
#داستانهای #جذاب #زیبا #کوتاه 👇👇👇 | 2 618 |
| 16 | 💢پس از پیروزی یعقوب ليث بر محمدبن طاهر، از وی پرسیدند که سبب زوال دولت طاهریان چه بود؟ پاسخ داد:
شراب شبانگاه - خواب صبحگاه - سپردن دوات و دولت به دبیرانِ نالایق 🌺
#داستانهای #کوتاه #جذاب #زیبا 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 2 875 |
| 17 | گاهی پشت تأخیرها و نرسیدنها …
حکمتی پنهان است که فقط خدا میداند
ما بخشی از مسیر را میبینیم، اما او تمام
راه را از ابتدا تا انتها میبیند
وقتی دل نگران میشود، یادمان باشد دانایی
او بینهایت و محبتش بیپایان است
پس آرام بگیر ، شاید همین امروز، در حال نجات
یافتن از چیزی هستی که از آن خبر نداری …🌺
#داستانهای #کوتاه #جذاب #زیبا 👇👇👇 | 2 327 |
| 18 | 💢ایام خشکسالی بود.
کشاورز فقیر رفت پیش آسیابان و گفت:
یه مقداری گندم بده زن و بچم دارن می میرن از گشنگی!
آسیابان هم یه مقداری گندم گذاشت تو یه دستمال و بست و داد بهش.
کشاورز همین طور که داشت از توی زمین کشاورزیش که خشک شده بود میومد؛ شروع کرد به دعاکردن....
که خدایا گره از کار و مشکلات مردم باز کن، خدایا گره از این بحران و خشکسالی باز کن،گره از کار من باز کن و ....
اینقدر گره گره کرد تا گره دستمالش باز شد و گندم هاش ریخت رو زمین!!!
یه نیم نگاهی به خدا انداخت و گفت:
سال ها نرد خدایی باختی
این گره را زان گره نشناختی ؟
این چه کار است ای خدای شهر و ده
فرق ها بود این گره را زان گره !
من خداوندی ندیدم زین نمط
یک گره بگشوده ای آن هم غلط !!!
برگشت گندم ها رو جمع کنه که دید :
چون برای جستجو خم کرد سر
دید افتاده یکی همیان زر
سجده کرد و گفت ای رب ودود
من چه دانستم ترا حکمت چه بود
هر بلایی کز تو آید رحمتی است
هر که را فقری دهی آن دولتی است
تو بسی زاندیشه برتر بوده ای
هر چه فرمان است خود فرموده ای🌺
#داستانهای #کوتاه #جذاب #زیبا 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 2 938 |
| 19 | 💢اﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺳﺘایشان ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﮐﻨﺪ.
ﻣﻼ ﭘﺎﺳﺦ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺁﻣﺪ.
ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮐﻨﺠﮑﺎو ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﻼ ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺑﺎ ﺍﺭﺯﺷﯽ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﺑﻬﺮ ﺯﺣﻤﺘﯽ ﻧﻔﺮﯼ ﭘﻨﺞ ﺳﮑﻪ ﻓﺮﺍﻫﻢﮐﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻭﯼ ﻣﯽ ﺭﺳﺎﻧﻨﺪ.
ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﻣﻮﻋﻮﺩ ﻣﻼ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯿﮑﻪ ﺳﮑﻪ ﻫﺎ ﺩﺭ ﺟﯿﺒﺶ ﺻﺪﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺑﻪ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﻨﺒﺮ ﻣﯽ ﺭﻭﺩ ﻭ ﺳﺨﻨﺮﺍﻧﯽ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .
ﺳﭙﺲ ﺍﺯ ﻣﻨﺒﺮ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﺧﺮﻭﺝ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ: ﺑﯿﺎﯾﯿﺪ ﺟﻠﻮ ﻭ ﭘﻮﻟﺘﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺲ ﺑﮕﯿﺮﯾﺪ.
ﺍﻫﺎﻟﯽ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﻫﺎﺝ ﻭ ﻭﺍﺝ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﻼ ﻟﺤﻈﻪ ﺍﯼ ﮔﻨﮓ ﻭ ﮔﯿﺞ مىﻣﺎﻧﻨﺪ ﻭ ﺳﭙﺲ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ : ﻣﻼ ﺍﯾﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﭼﻪ مراميست ! ﺍﯾﻦ ﭘﺲ ﺩﺍﺩﻥ ﭼﻪ ﻣﻌﻨﯽ ﺩﺍﺭﺩ؟
ﻣﻼﻧﺼﺮﺍﻟﺪﯾﻦ ﻟﺒﺨﻨﺪي ﻣﯽ ﺯﻧﺪ ﻭ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﺪ : من به اين سكه ها نيازی ندارم چون كارشان را كردند !!
و ﺩﻭ ﻧﮑﺘﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺴﺌﻠﻪﺍﺳﺖ .
اﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ، ﺷﻤﺎ ﺑﻪ ﺩﻗﺖ ﺑﻪ ﺣﺮﻓﻬﺎﯾﻢ ﮔﻮﺵ ﺩﺍﺩﯾﺪ.چون برايش بهايی پرداخت كرده بوديد.
ﺩﻭﻡ اينكه من ﺧﯿﻠﯽ ﻗﺸﻨﮓ ﺻﺤﺒﺖ كردم
چون در جيبم پول بود
در دنیای امروز
فقر آتشی است که خوبیها را می سوزاند.
و ثروت پرده ایست که بدیها را می پوشاند.🌺
#داستانهای #کوتاه #جذاب #زیبا 👇👇👇
https://t.me/+RT0Oqr2VwQpUoOxX | 2 778 |
| 20 | 💢در مجلسى از ژولیده نیشابوری پرسیدند، میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه "دل" در آن باشد و هرکدام معانی مختلفی داشته باشند؟
ژولیده رباعی زیر را در همون مجلس سرود:
ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺑﺎ ﺩﻟﺒﺮﯼ ﺩﻝ ﺍﺯ ﮐﻔﻢ ﺩﺯﺩﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﻫﺮﭼﻪ ﮐﺮﺩﻡ ﻧﺎﻟﻪ ﺍﺯ ﺩﻝ، ﺳﻨﮕﺪﻝ ﻧﺸﻨﯿﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ
ﮔﻔﺘﻤﺶ ﺍﯼ ﺩﻟﺮﺑﺎ، ﺩﻟﺒﺮ ﺯ ﺩﻝ ﺑﺮﺩﻥ ﭼﻪ ﺳﻮﺩ؟
ﺍﺯ ﺗﻪ ﺩﻝ ﺑﺮ ﻣﻦ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﺩﻝ ﺧﻨﺪﯾﺪ ﻭ ﺭﻓﺖ🌺
#داستانهای #کوتاه #جذاب #زیبا 👇👇👇 | 2 638 |
