نقطهویرگول؛
Open in Telegram
3 281
Subscribers
+124 hours
-57 days
-730 days
Posts Archive
3 281
ما به سان سربازان روم قدیم هراسی از مرگ نداریم. ما مصیبتی بدتر از مرگ می شناسیم. روی هم رفته و بالاتر از همه مصیبت زندگی کردن.
-کیرکگور
3 281
سلام دوستان، کانالی یا رباتی بفرستید که بتونم سریال گیم آف ترونز رو دانلود کنم.
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1297471027
3 281
ناگزیر از سفرم، بی سر و سامان چون باد.
به گرفتار رهایی نتوان گفت آزاد.
کوچ تا چند؟! مگر میشود از خویش گریخت؟
بال تنها غم غربت، به پرستوها داد.
اینکه مردم نشناسند تو را غربت نیست؛
غربت آن است که یاران ببرندت از یاد.
عاشقی چیست؟ به جز شادی و مهر و غم و قهر؟!
نه من از قهر تو غمگین، نه تو از مهرم شاد.
چشم بیهوده به آیینه شدن دوختهای.
اشک آن روز که آیینه شد از چشم افتاد.
فاضل نظری
3 281
فروغ خیلی زیاد گریه میکرد.
و من نمیفهمیدم چرا!
بعدها که بزرگتر شدم،
شعر گفتم
و خودم با مردم زمانه طرف شدم و شنیدم که
چطور دربارهام قضاوت میشود،
گریه کردم و فهمیدم که چرا فروغ آن زمان گریه میکرد.
—👤 فریدون فرخزاد
3 281
آه ماریا ، ماریای فراموش کار ، هیچ کس هرگز تو را این طور که من دوست دارم دوست نخواهد داشت .
شاید هر وقت توانستی مقایسه کنی ، بفهمی و بیندیشی ، تا پایان عمر به خودت بگویی : هیچکس ، هیچکس هرگز مرا این چنین دوست نداشته است .
—📖 زنده باد عشق | آلبر کامو
3 281
مردگان تنها از دریچهی فاجعهباری بهنامِ " حافظه " بهیاد آورده میشوند.
اما زندگان، خوشبختانه، این توانایی را دارند که مارا، هم غافلگیر و هم نا امید کنند.
_یکرهگذر @lastsecondl
3 281
مردگان تنها از دریچهی فاجعهباری بهنامِ " حافظه " بهیاد آورده میشوند.
اما زندگان، خوشبختانه، این توانایی را دارند که مارا، هم غافلگیر و هم نا امید کنند.
_یکرهگذر |@lastsecondl
3 281
زندگی در برخی دورههای زمانی، مُنجَر به مبارزاتی میشود که در آن هیچکس چیزِ ارزشمندی از دست نمیدهد، البته احتمالا بهجز زندگیاش را.
_📖نحسیِ ستارگانِ بختِ ما
3 281
راه ما از هم جدا شد...
اما نمیشود هنوز هم گاهی از هم خبر بگیریم؟ گاهی من احوال تورا بپرسم،
گاهی هم تو احوال مرا بگیری ...
آخه ما یک روزی براى هم همهچیز بوديم؛ چطور حالا حتی نمیتوانیم دلتنگ هم شويم؟
شاید روزی دلتنگ شدی و خبری گرفتی اما فعلا نمیدانم.
مراقب رابطهمان که نبودی
حداقل مراقب خودت باش
تویی که برای من همه چیز بودی(و خواهی بود)..!
یک رهگذر |@lastsecondl
3 281
از نطفه غمگین بودم!
از روزی که متوجه شدم زندهام و میبینم و میشنوم و لمس میکنم، رنجی بدون توقف همراهم بود. در شادترین لحظهها، در تولدها، در عروسیها و میهمانیها. در خانه، در تنهایی، در جمع، در بیداری، حتی در خواب.
ایستاده، نشسته، خوابیده، از این پهلو به پهلوی دیگر.
اصلا خوب که فکر میکنم میبینم از نطفه غمگین بودهام.
رنج مادرزادی که دائما همراهم بود.
عید ها خفه میشدم. مثل سبزه عید گره میخوردم. گرهای که هیچوقت به دست هیچکس باز نشد.
@lastsecondl | محسن چاوشی
3 281
Repost from N/a
عزیز من!
دیروز تصمیم گرفتم که شمارا فراموش کنم.
امروز،در لابهلای زندگی،باز این شما بودید که تصمیم نقضشده تمام دیروز های مرا به یاد آوردید.
•صفا بختیاری
3 281
او سرانجامِ این مسیر را میدانست.
میدانست از این راه به جایی نخواهد رسید.
اما پیمودنِ آنچه که دوستش دارد...
برایش لذتبخش بود.
و معنای زندگی.
@lastsecondl | farzanchapari
