نقطهویرگول؛
前往频道在 Telegram
3 281
订阅者
无数据24 小时
-107 天
-2630 天
帖子存档
3 281
Repost from N/a
۶ آوریل ۱۹۷۲، سنبریو، فرانسه. کارگران کارخانه «ژوان فرانسِه» در اعتصاب بودند و نیروهای پلیس ضدشورش برای مقابله با آنها وارد صحنه شدند.
در میان جمعیت، گای بورنیو، یکی از کارگران، ناگهان چهرهای آشنا را دید: ژان-ایو آنتینیاک؛ دوست و همکلاسی دوران کودکیاش که حالا در لباس پلیس ضدشورش روبهرویش ایستاده بود.
بورنیو یقه دوست قدیمیاش را گرفت و با خشم گفت:
«حالا که آمدی مرد باش و بزن!»
اما آنتینیاک تکان نخورد.
دو نفر، یک گذشته مشترک؛ اما در میانه یک درگیری اجتماعی، در دو سوی ماجرا ایستاده بودند.
گاهی تاریخ فقط درباره سیاست، اقتصاد و اعتراض نیست؛ درباره انسانهایی هم هست که وسط بزرگترین اختلافات اجتماعی، هنوز گذشته مشترکشان را با خود حمل میکنند.
3 281
هر چقدر که دو نفر بیشتر با هم حرف داشته باشند به همان اندازه آهسته تر در کنار هم راه میروند.
@lastsecondl | یوستین گردر
3 281
یادت هست که تورا فرشته خطاب میکردم؟
آری،تو فرشته من بودی؛فرشته ای با چشمهای قهوهای،مهربانی وصف نشدنی و قلبی پاک.
و وای بر آن نگاه هایت،همان نگاه هایی که آدم را از خود بیخود میکرد.
حتی با اینکه رفتهای بازهم توصیف کردنت را دوست دارم
چون تو در واقعیت رفته ای اما در ذهنم،نه!
و چهشد؟
فرشته ما را چهکسی حیف کرد
فرشته من
فرشته من
فرشته من
یک رهگذر | @lastsecondl
3 281
عزیز من!
دیروز تصمیم گرفتم که شمارا فراموش کنم.
امروز،در لابهلای زندگی،باز این شما بودید که تصمیم نقضشده تمام دیروز های مرا به یاد آوردید.
صفا بختیاری |@lastsecondl
3 281
«دیگر نمیخواهم اینجا بمانم. اصلاً کدامِ شما، بگویید، کدامِ شما یک سال، یک ماه، یک روز از این سالهای سیاه ما را تاب میآورید؟»
-عباسمعروفی
3 281
«پیرپسر» فقط یک فیلم درباره انتقام نیست.
دائهسو از ابتدا فقط دنبال یک حقیقت میگردد؛ چرا پانزده سال زندانی شد؟ و چه کسی او را زندانی کرد؟
حقیقتی که برایش میجنگد اما بعد از پیدا کردنش آرزو میکند کاش هیچوقت آن را پیدا نمیکرد.
این جاست که فیلم ما را با یک سوال روبهرو میکند؛ آیا حقیقت همیشه ما را آزاد میکند؟ یا بعضی حقیقتها یک زندان جدید میسازند.
میتونید از طریق این لینک تو کانال ناشناس فیلم رو دانلود کنید.
@lastsecondl
