اتحادیهی ابلهان
Open in Telegram
خِرَد و فامیلهای وابسته! نادوستیِ شما با خویش، تنهایی را برای شما زندان میکند. «فردریش نیچه»
Show more3 218
Subscribers
+524 hours
+167 days
+7330 days
Posts Archive
3 218
ای بابا... اوریپید زیر ۱/۷ ثانیه (اشاره به الگوریتم اینستاگرام) قلاب اثر رو دراورد؛ شروع نمایشنامهی #زنان_فنیقی :)
خو چه کاری بودهههه....
3 218
□ صفحهی من در اینستاگرام
□خوشحال میشم اونجا هم من رو دنبال کنید دوستانم./♡
ID : _pxl.book
3 218
Repost from نشر اسب
📖 تناسب اندام با هاروکی موراکامی
✍️ محسن حامد
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
چند سال پیش که برگشتم لاهور، بین من و دوستان نویسندهام فاصله افتاد. در لاهور آشنا تا دلتان بخواهد دوروبرم بود؛ کلی پسرخاله و دخترعمو، رفیقهای ششدانگ کودکیام، و لشکری خاله و عمو و خواهرزاده و برادرزاده. اما لااقل اوایلش نویسندهای پیدا نمیشد که بشود با او جوشید؛ همپیالهای که کنارش بنشینم و از چموخم کار نوشتن بگویم. برای این مورد هنوز باید راهی نیویورک و لندن میشدم، شهرهایی که زمانی خانهام بودند، ولی بیش از سالی یکی دو بار قسمتم نمیشد بروم آنجاها.
خوشحال بودم که از شلوغیهای دنیای نشر دور شدهام: جشنهای رونمایی، مراسم جوایز، و این بحثهای کشدار که این هفته نقد کتاب فلانی چهطور از آب درآمده. ولی دلم برای حالوهوای رفاقت اهل قلم لک زده بود. رماننویسی ذاتاً کاری انفرادی است؛ در لاهور اما این حرفه به تنهاییِ محض گره خورده بود.
👁 ادامهی این جستار را رایگان در کتابخوان اسب بخوانید.
#ناداستان #جستار #محسن_حامد #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #نویسندگی #انسداد_قلم #زیست_نویسنده
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
3 218
هر پردهای را کنار زدم
پشت پنجرهاش
شب بود
«امید یاشار»
@AConfederacy_of_Dunces
• ترجمهی سیامک تقیزاده
3 218
ای دلباختگی، ای زیبایی، ای دلربایی!
بیایید تا پراکنده شویم در هیابانگِ سپتامبر!
مدفون شویم در خشخش خزانی!
یا آرام گیریم بر جای، یا رها کنیم عقل را
• قسمتی از شعر «پاییز»، از سرودههای «یوری ژیواگو»
@AConfederacy_of_Dunces
#باریس_پاسترناک
#دکتر_ژیواگو
3 218
روز سنگینی بود امروز، ولی وقتی دیدم به مورد علاقههام رأی دادید، خستگیم در رفت.
(. ❛ ᴗ ❛.)
3 218
گرانبهاترینِ این اشکها سرشکی است که هرکس به حال خویش میریزد. /_ #یوزف_روت
○● پست جدید | پیبوک
https://www.instagram.com/p/DcqpPBZjTBt/?igsi=MWNoMHZvdTF4OTU4OQ==
3 218
دوست دارید در همخوانی فصل پاییز، کدوم ژانرِ داستانی رو بخونیم؟📚
3 218
سلام دوستان
تا دقایقی دیگر یه نظرسنجی میذارم برای همخوانی فصل پاییز. در صورت تمایل به شرکت در همخوانی، در نظرسنجی مشارکت کنید. ممنونم.🌹🍃
3 218
دلفریب فراموشناشدنیِ من! با تو خواهم بود، تا که گودیِ بازوانم تو را بهیاد آورند، تا که ردّ تو همچنان بر شانهها و بر لبانم باشد.
[ الکساندرا کوزِلیک || فریاد در ویرانهها | ترجمهی ابوالفضل اللهدادی / نشر نو / چاپ اول: ۱۴٠۴ / ص۱۳ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#الکساندرا_کوزلیک
#فریاد_در_ویرانهها
3 218
بعد از حظ بردن از ترجمهی عبدالله کوثری، بریم سراغ نمایشنامهی «زنان فنیقیِ» اوریپید با ترجمهی نهچندان دلچسب (حداقل برای من) غلامرضا شهبازی. =))
3 218
چه فراوان شگفتیها که خدایان در کار میکنند.
آن را که آمدنی میپنداری نمیآید
و آن نامدنی به ناگهان فرامیرسد.
باری چنین است انجامِ این غمنامهی ما¹.
[ ائوریپیدس || پنج نمایشنامه (مدئا) | ترجمهی عبدالله کوثری / نشر نی / چاپ هفتم: ۱۴٠۱ / ص۱۴۸ ]
@AConfederacy_of_Dunces
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
¹— پایان کتاب💯🍃
#ائوریپیدس ، #اوریپید
#مدئا ( #مدهآ )
#نمایشنامه
3 218
آدمیزادِ نیکبخت؟
هرگز مجو، مجو که نمییابی.
آری، به گردشِ روزگار آدمی را مکنت و مال
شاید که بیش و کم فراز آید
لیک، آدمیزادِ نیکبخت؟ هرگز.
[ ائوریپیدس || پنج نمایشنامه (مدئا) | ترجمهی عبدالله کوثری / نشر نی / چاپ هفتم: ۱۴٠۱ / ص۱۳۶ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#ائوریپیدس ، #اوریپید
#مدئا ( #مدهآ )
#نمایشنامه
3 218
من امّا از دیرباز در روزگارِ آدمی نظر میکردم
و آنچه یافتم ظلمتی دامنگستر بود.
[ ائوریپیدس || پنج نمایشنامه (مدئا) | ترجمهی عبدالله کوثری / نشر نی / چاپ هفتم: ۱۴٠۱ / ص۱۳۶ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#ائوریپیدس ، #اوریپید
#مدئا ( #مدهآ )
#نمایشنامه
3 218
... به حکمِ خِرَد بایدم گفت که در خیلِ میرایان
آنکس که از قیدِ زاد و رود آزاد است
باری به دوش ندارد و پیوسته خرّم و دلشاد است.
لیک آنان که فرزندی آوردهاند
تا بودهاند و هستند محنتی گران بر دوش بُردهاند.
آنکه بیفرزند است
اگر چه محنتی نمیبیند، لذّتی نیز نمیچشد
لیکن یقین است که بسیار بارها نیز نمیکشد.
باری آنان که در خانه چشم به بالیدن فرزند دارند
دلی هماره پر تشویش دارند
که گاه تشویش خورد و نوش اوست
و گاه اندیشهی میراثی که اسباب معاش او باشد.
امّا سرانجام، از پس این همه محنت
وامانده میمانند در این ظلمت
و دست و دل ایشان بدین پرسش میلرزد
که آیا یکی فرزند به این دریای محنت میارزد؟
لیک بمانید تا این نیز بگویم
همانا گرانتر اندوه آدمیزاد این است
که چون نوبارهای بالید و پا در بهار جوانی نهاد
تقدیری بیامان چون مرگ
از در درآمد و جسم و جانش به ژرفای خاک اندر کند.
راستی را چه سودیست خدایان را
که بر سر آن جمله محنت این درد میپسندند
که فرزند آدمی از کَفَش بِدَر روَد.
[ ائوریپیدس || پنج نمایشنامه (مدئا) | ترجمهی عبدالله کوثری / نشر نی / چاپ هفتم: ۱۴٠۱ / صص۱۲۸—۱۲۹ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#ائوریپیدس ، #اوریپید
#مدئا ( #مدهآ )
#نمایشنامه
3 218
قصدِ پلیدی ای بسا، زخمِ پلیدی میزند!
[ جی. آر. آر تالکین || ارباب حلقهها (دو برج) | جلد دوم از سهگانهی فرمانروای حلقهها | ترجمهی رضا علیزاده / نشر روزنه / چاپ نهم: ۱۴٠٠ / ص۳۸۵ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#تالکین
#ارباب_حلقهها
#دو_برج
3 218
دور باد از من آن مکنَت که عذابم میافزاید
و آن نیکبختی که استخوانم به نِشتَر میگزد.
[ ائوریپیدس || پنج نمایشنامه (مدئا) | ترجمهی عبدالله کوثری / نشر نی / چاپ هفتم: ۱۴٠۱ / ص۱۰۰ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#ائوریپیدس ، #اوریپید
#مدئا ( #مدهآ )
#نمایشنامه
3 218
هان ای زئوس!
تو را که گفت که ما را بینشی بدهی
که خَزَف را از لعل بازشناسیم
لیک، آنگاه که میباید خمیرهی دونمایهی مردی بر ما آشکار شود
هیچ داغی بر پیشانیِ او نیست تا اندرون ناپاکش را به ما بنمایَد.
[ ائوریپیدس || پنج نمایشنامه (مدئا) | ترجمهی عبدالله کوثری / نشر نی / چاپ هفتم: ۱۴٠۱ / ص۹۴ ]
@AConfederacy_of_Dunces
#ائوریپیدس ، #اوریپید
#مدئا ( #مدهآ )
#نمایشنامه
