ar
Feedback
اتحادیه‌ی ابلهان

اتحادیه‌ی ابلهان

الذهاب إلى القناة على Telegram

خِرَد و فامیل‌های وابسته! ‌ نادوستیِ شما با خویش، تنهایی را برای شما زندان می‌کند. «فردریش نیچه»

إظهار المزيد
3 040
المشتركون
+224 ساعات
+197 أيام
+10230 أيام
أرشيف المشاركات
🎼 #music @AConfederacy_of_Dunces Song: Parisienne Moonlight Singer: Anathema آن‌جا یک چیزی هست. چیست؟ یک چیزی هست... که فقط و فقط آن‌جاست... همه‌چیزِ آن‌جا درخشان‌تر و بامعناتر از این دنیاست و درست بر فراز افقِ ما اتّفاق مهم‌تری در حال وقوع است. آن‌جا، حتّی می‌توان رمز و رازی را لمس کرد که هیچ‌جور دیگری نمی‌شود نزدیکش رفت، با عقل و منطق نمی‌شود با آن آشنا شد. و آدم این را با تمام وجودش می‌خواهد... اجازه دهید فقط سعی کنم... سعی کنم لبه‌ی پنجره بروم... از بالکن بپرم پایین... امّا نمی‌خواهد بمیرد، فقط می‌خواهد پرواز کند. باور دارد که الان پرواز می‌کند... انگار در رؤیاست، در خواب و خلسه است... و وقتی به خودش می‌آید، نور را به‌یاد می‌آورد، و یک صدا را... یادش می‌آید که حسّ و حال خوشی داشته... یادش می‌آید که حالش خیلی بهتر از این‌جا بوده... . Please try to understand Take my hand Be free of all the pain You hold inside You cannot hide I know you tried To feel.. ‌ ‌

شهامت در غیرمحتمل‌ترین جاها پیدا می‌شود. امیدوار باش! حالا بخواب!... باشد که ستاره‌ها بر فرازِ انتهای راهِ تو بدرخشند! [ جی. آر. آر تالکین || ارباب حلقه‌ها (یاران حلقه) | جلد اول از سه‌گانه‌ی فرمانروای حلقه‌ها | ترجمه‌ی رضا علیزاده / نشر روزنه / چاپ دوازدهم: ۱۳۹۹ / یادداشت مترجم / ص۱۸۴ ] @AConfederacy_of_Dunces #تالکین #ارباب_حلقه‌ها #یاران_حلقه ‌

‌ [فرودو]: ...مرگ حقّش است. [گندالف]: حقّش است! به جرأت می‌گویم حقّش است. خیلی از کسانی که زنده‌اند، حقّشان مرگ است. و خیلی از کسانی که می‌میرند حقّشان زندگی است. تو می‌توانی این زندگی را به آن‌ها ببخشی؟ پس زیاد مشتاق نباش که در قضاوت، مردم را به مرگ محکوم کنی. چون حتّی خردمندترین آدم‌ها هم نمی‌تواند فرجام کار را ببیند. [ جی. آر. آر تالکین || ارباب حلقه‌ها (یاران حلقه) | جلد اول از سه‌گانه فرمانروای حلقه‌ها | ترجمه‌ی رضا علیزاده / نشر روزنه / چاپ دوازدهم: ۱۳۹۹ / یادداشت مترجم / صص۱۳۷—۱۳۸ ] @AConfederacy_of_Dunces #تالکین #ارباب_حلقه‌ها #یاران_حلقه ‌

Repost from N/a
تالکین در نسخه‌های اولیه «سقوط گوندولین» به‌طور مستقیم از اسطوره سقوط تروآ الهام گرفته بود و حتی در برخی پیش‌نویس‌ها، نام «تر
+1
تالکین در نسخه‌های اولیه «سقوط گوندولین» به‌طور مستقیم از اسطوره سقوط تروآ الهام گرفته بود و حتی در برخی پیش‌نویس‌ها، نام «تروی» به‌عنوان نامی برگرفته از تروآ در اسطوره‌شناسی تالکین حضور داشته است. اما شباهت‌های گوندولین و تروآ تنها به نام‌ها محدود نمی‌شود. 💢 همان‌طور که تروآ با وجود دیوارهای نفوذناپذیرش سرانجام سقوط کرد، گوندولین نیز که پنهان‌ترین و مستحکم‌ترین شهر الف‌ها بود، در اوج شکوه خود نابود شد. تالکین در طراحی این روایت به‌شدت از انه‌اید ویرژیل و سرگذشت تروآ تأثیر گرفته بود. 💢 شباهت‌های میان «تور» و «آئنیاس» نیز چشمگیر است؛ هر دو برای دفاع از شهر خود می‌جنگند، فروپاشی سرزمینشان را به چشم می‌بینند و در نهایت گروهی از بازماندگان را به سوی آینده‌ای نامعلوم هدایت می‌کنند. حتی شخصیت «ایدریل کلبریندال» نیز از نظر جایگاه داستانی یادآور چهره‌هایی چون هلن و کاساندرا در اسطوره‌های تروایی است. 💢 به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران، «سقوط گوندولین» را نسخه تالکینیِ سقوط تروآ می‌دانند؛ روایتی که این حماسه باستانی را با جهان الف‌ها و سرزمین میانه درهم آمیخته است. @PrometheBooks

‌ ● ID Instagram: _pxl.book ‌‌ ‌
‌ ● ID Instagram: _pxl.book ‌‌ ‌

‌ چقدر غم‌انگیز بود اعتراف به شکست [...]، و احساس تحقیر و گناه، احساس بی‌دفاع بودن به‌خاطر نفرت و هراسی که او در وجودم برمی‌انگیخت. [ خوسه دونوسو || باغِ همسایه | ترجمه‌ی عبدالله کوثری / نشر آگاه / چاپ هشتم: ۱۴٠٠ / ص۴۲ ] @AConfederacy_of_Dunces #خوسه_دونوسو #باغ_همسایه ‌ ‌

#دعوت_به_هم‌خوانی_ارباب_حلقه‌ها سلام به همراهام عزیز! من و چندتا از دوستانم تصمیم گرفتیم سه‌ماهه‌ی تابستون «ارباب حلقه‌ها» رو بخونیم و از ابتدای تیرماه شروع کردیم. اگر دوست داشتید برای هم‌خوانی بهمون بپیوندید، از طریق «دایرکت کانال» بهم پیام بدید.🌹🍃 ‌ ‌

‌ خواستم بهت دلداری بدم؛ هابیت‌ها هم توی ۳۳ سالگی به بلوغ می‌رسن. :)) ‌ ‌ ‌
‌ خواستم بهت دلداری بدم؛ هابیت‌ها هم توی ۳۳ سالگی به بلوغ می‌رسن. :)) ‌ ‌ ‌

‌ به‌نظرم آمد که او می‌ترسد، نه از من، نه از خودش، نه از قانون و نه از وجدانش، بل‌که از افکار عمومی. این دادگاه بی‌نام و نشان، که در آن هر فرد هم دادستان است و هم قاضی... . [ ماشادو دِ آسیس || خاطرات پس از مرگِ براس کوباس | ترجمه‌ی عبدالله کوثری / نشر مروارید / ص۲۳۶ ] @AConfederacy_of_Dunces #ماشادو_د_آسیس #خاطرات_پس_از_مرگ_براس_کوباس ‌ ‌

‌ یادت افتاد به کدوم عضو محترم خانواده؟ :)) ‌ ‌

‌ هابیت‌ها هر چیزی را که استفاده‌ای بلافصل نداشت، امّا هنوز میلی به دور انداختن آن نداشتند، ماتوم می‌نامیدند. [ جی. آر. آر تالکین || ارباب حلقه‌ها (یاران حلقه) | جلد اول از سه‌گانه‌ی فرمانروای حلقه‌ها | ترجمه‌ی رضا علیزاده / نشر روزنه / چاپ دوازدهم: ۱۳۹۹ / سرآغاز / ص۳۷ ] @AConfederacy_of_Dunces #تالکین #ارباب_حلقه‌ها #یاران_حلقه ‌ ‌

‌ □ اگه شبا زود نخوابی لولو می‌آد می‌خوردت! □ گابلیـن گابلین در فرهنگ عامه‌ی غرب، جنّ سرگردانی است که معمولاً شرور و خبیث است
□ اگه شبا زود نخوابی لولو می‌آد می‌خوردت! □ گابلیـن گابلین در فرهنگ عامه‌ی غرب، جنّ سرگردانی است که معمولاً شرور و خبیث است. می‌گویند گابلین‌ها در غارها زندگی می‌کنند، امّا به خانه‌های مردم هم می‌آیند و دیگ‌ها و قابلمه‌ها را به صدا درمی‌آورند، لباس خفتگان را چنگ می‌زنند، شب‌ها اثاثیه را جابه‌جا می‌کنند، و پس از کوبیدن به در و دیوار می‌گریزند. تصوّر بر این است که آنان والدین را در امر انضباط فرزندانشان یاری می‌کنند، به این طریق که اگر کودک خوب باشد برایش هدیه می‌آورند و اگر لجبازی کند تنبیهش می‌کنند. [ جی. آر. آر تالکین || ارباب حلقه‌ها (یاران حلقه) | جلد اول از سه‌گانه فرمانروای حلقه‌ها | ترجمه‌ی رضا علیزاده / نشر روزنه / چاپ دوازدهم: ۱۳۹۹ / یادداشت مترجم / ص۱۲ ] @AConfederacy_of_Dunces #تالکین #ارباب_حلقه‌ها #یاران_حلقه ‌‌‌ ‌

‌ آی جوون ایرانی که امروزتو بد شروع کردی! خواستم بهت بگم فردا هم همینه، پس‌فردا هم همینه، پسون‌فردا هم همینه... تا صبح همینه. برنامه همینه؛ تو باید هر روز احساس ناکافی بودن، یأس، فقر، اضطراب داشته باشی و خوشی بهت نیاد. :) ‌ ‌‌

‌ صپ بخیر جوان ایرانی! امروز رسماً وارد تابستونِ سگ‌پدر شدیم. هرچند این روند از دو ماه پیش شروع شده بود. ‌ ‌

‌ ● معرفی کتاب، به‌زودی...

‌ ‌ □ سمرقند، مظهر برخورد انسان با سرنوشت خود ‌ــ‌ افسانه‌ای که برای بسیاری از کسان همان رازی است که نام این شهر را در خود پیچیده است: یکی از پادشاهان سمرقند می‌خواست به رؤیایی جامه‌ی عمل بپوشاند که مطلوب همه‌ی آدمیان است، یعنی می‌خواست از مرگ بگریزد. از آن‌جا که مطمئن بود عزرائیل از آسمان فرو می‌آید و می‌خواست کاری بکند که هیچ‌وقت دستِ ملک‌الموت به او نرسد کاخی برای خود در زیر زمین ساخت، کاخی فراخ از آهن و پولاد، و همه‌ی درها و منفذهایی را که از آن‌ها می‌شد به درونِ کاخ دست یافت بست. از آن‌جا که بسیار ثروتمند بود یک خورشید مصنوعی از آهن سفارش داد برایش ساختند که گَردان بود، صبح‌ها طلوع می‌کرد و عصرها غروب؛ این خورشید مصنوعی هم او را گرم می‌کرد و هم از گذشت روزها باخبرش می‌ساخت. ولیکن، دریغا که ملک‌الموت توانست تیزهوشی پادشاه را بِفَریبد، و به درون کاخ رخنه کرد تا به وظیفه‌ی خویش عمل کند. آخر او ناگزیر بود به همه‌ی آدمیان ثابت کند که هیچ مخلوقی هر قدر هم نیرومند یا ثروتمند باشد و هر قدر هم لیاقت و جسارت داشته باشد نمی‌تواند از چنگِ مرگ در برود. بدین‌گونه، سمرقند مظهر برخورد اجتناب‌ناپذیر انسان با سرنوشت خود شده است. [ امین معلوف || سمرقند | ترجمه‌ی محمد قاضی / نشر علمی و فرهنگی / چاپ دوم: ۱۴٠۱ / ص۳۸۸ ] @AConfederacy_of_Dunces #امین_معلوف #سمرقند ‌

‌‌ و اکنون نگاه خود را به روی سمرقند بگردان! آیا این شهر ملکه‌ی زمین نیست؟ آیا به خود نمی‌بالد از این‌که فراتر از همه‌ی شهرها
‌‌ و اکنون نگاه خود را به روی سمرقند بگردان! آیا این شهر ملکه‌ی زمین نیست؟ آیا به خود نمی‌بالد از این‌که فراتر از همه‌ی شهرهاست و مقدّرات همه‌ی شهرها را در دست دارد؟ /_ #ادگار_آلن_پو 📌 پایان کتاب🌱 ‌ ‌

‌ این امتیاز بزرگ مرده بودن است، اگر دهانی نداری که بخندی، چشمی برای گریستن هم نداری. [ ماشادو دِ آسیس || خاطرات پس از مرگِ براس کوباس | ترجمه‌ی عبدالله کوثری / نشر مروارید / ص۱۷۵ ] @AConfederacy_of_Dunces #ماشادو_د_آسیس #خاطرات_پس_از_مرگ_براس_کوباس ‌ ‌ ‌ ‌

Repost from N/a
🎆 وبگاه نشر اسب به‌روز شد؛ قدمی تازه برای حفظ استقلال ما امکان «حمایت مالی» با مبلغ دلخواه در انتهای تمامی داستان‌ها و مطالب مجله فراهم شده‌است. با این ویژگی می‌توانید علاوه‌بر خودِ نشر، مستقیماً حامی دست‌اندرکاران نیز باشید. کنارمان بمانید تا با قدرت بیش‌تری بتازیم! 🐎 #به‌روزرسانی ـــــــــــــــــــــ ©️ نشر اسب • سر در پی افق‌ها ـــــــــــــــــــــ 🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیام‌گیر

‌ آینده چیزی به‌جز یک رؤیای ممنوعه نبود. /_ #سمرقند (نشر علمی و فرهنگی، ص۳۴۹) ‌

اتحادیه‌ی ابلهان - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @aconfederacy_of_dunces