ادبیات سئونلر
Open in Telegram
بوکانال ادبیات سئونلر قوروپونون سئچیلمیش اثرلری دیر کانالدا کی یازیلاری کانالین لینکینی وئرمک شرطی ایله پایلاشماق اولار.
Show more3 084
Subscribers
No data24 hours
-107 days
-2830 days
Posts Archive
3 084
ارمنی و مسلمان بودن آدم ها در درجه دوم اهمیت قرار میگیرد، او را به آنجا میرساند که بفهمد کشتن دیگری یعنی به قتل رساندن خود، میفهمد که این دنیای سرشار از تعصب و نفرت، دنیای واقعی نیست. پس دنیای "لامروت" است.
اکنون نزدیک به صد سال از نوشته شدن این نمایشنامه می گذرد. آیا غمی که دل میرزا جلیل را به درد می آورده است، التیام یافته است؟ نگاهی به دور و اطرافمان می گوید: نه!
همین نکته ظاهرا کوچک، مرا واداشت تا با ترجمه "کمانچه" صدای خاموش نشدنی جان شریف میرزا جليل محمد قلی زاده را به گوش دیگران برسانم. همین .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 084
( ب. م. روشن )
کمانچه" :
درباره نویسنده
میرزا جليل محمد قلی زاده ، سردبیر و بنیانگذار مجله پر آوازه "ملا نصر الدین به تاریخ دوم فورال ۱۸۶۶ در روستای نهرم از توابع نخجوان چشم بر جهان گشود. دروس ابتدائی را در مکتب خانه زادگاه خود و نزد ملای ده آموخت و سپس پدرش که آرزو داشت فرزندش را در میان میرزا های صاحب نام ببیند نام او را در مدرسه نوبنیاد روسی نوشت
میرزا جلیل پس از به پایان رساندن دروس آن مدرسه در سال ۱۸۸۲ در سمینار معلمين ماورای قفقاز شهر گوری واقع در گرجستان ثبت نام کرد. دوره پنج ساله تحصیل در این دانشسرا، در شکل گیری و قوام شخصیت ادبی و اجتماعی جلیل محمد قلی زاده نقش به سزائی ایفا نمود، میرزا جلیل پس از به پایان رساندن این دوره، به عنوان آموزگار در یکی از روستاهای ارمنستان به نام
"اولوخاتلی " به کار می پردازد. وی از همین سالها نوشتن را با جدیتی خستگی نا پذیر آغاز می کند و قلمش را به مثابه نیشتری به کار می گیرد که وظیفه اش رسوا کردن بی محابای عوام فریبان و شکافتن غده های چرکین و متعفن جهل و تعصب و خرافات در جامعه عقب مانده آن روز قفقاز و ماوراء قفقاز است.
او اولین نوشته اش را که "دستگاه چانی"نام دارد در همین سالها به رشته تحریر در می آورد و در پی آن دو اثر ماندگار دیگر خود "بازی کشمش"، "احوالات قریه داناباش" و داستان "صندوق پست" را می آفریند.
در این سال ها، جلیل محمد قلی زاده در عین حال که به مثابه آموزگاری مسئول و دلسوز، چراغ دانش و خرد را دل و جان شاگردانش را روشن می سازد، خود نیز می آموزد و با تسلط بر زبان های ترکی آذری، فارسی و روسی همچنان پیگیر و خستگی ناپذیر در جبهه پیکار با جهل و بی خبری می رزمد
چنین است که به همت و پشتکار جلیل محمد قلی زاده در هفتم ماه آوریل سال ۱۹۰۶ اولين شماره مجله ملانصرالدین در تفلیس متولد میشود.
مدت زمان زیادی طول نکشید که ملانصرالدین همه مرزها را در نوردید و آنچنان سیلی در
"خوابگه مورچگان" جاری ساخت که هیاهویش از یک سو چرت در خواب رفتگان را پاره کرد و از دیگر سو دشمنان و بد خواهان مردم را به خشم آورد و آنان را براشفت. در ادامه کار ملا نصرالدین شاعران و نویسندگان پر ارجی چون میرزا علی اکبر صابر، محمد سعید اردوبادی، عبد الرحيم حق ورديف، على قلى نجف اف و ...به جمع نویسندگان آن پیوسته و در پربارتر کردن محتوای آن تاثیر گذاشتند. سخن گفتن از تاثیر روشنگرانه مجله ملانصرالدین در آن روزگار تیره و تاری که جهل و خرافه چون بختگی شوم گریبان مردم سرزمین شرق را گرفته بود، که نوشتن در باره سیر و سرگذشت آن مجالی دیگر می طلبد.
اما در اینجا، شاید بی مناسبت نباشد تا گزارش کوتاهی که خود جليل محمد قلی زاده درباره تیراژ مجله که در یکی از شمارهای ملا نصرالدین در تاریخ ۲۸ آوریل ۱۹۰۶ نوشته است را با هم بخوانیم. او می نویسد.
"نصف بیشتر خوانندگان روزنامه ایرانی هستند. بیشتر از ۱۵۰۰۰ نسخه در شهرهای ایران، از خراسان تا تهران، اصفهان، تبریز و نیز بین روستائیان خوانده می شود. ۱۳۹۰ نسخه برای مشترکین ارسال و باقی به صورت تک فروشی عرضه می شود...
جدا از مجموعه ارزشمند مجله ملانصرالدین، داستان ها و نمایشنامه های زیادی از ميرزا جليل محمد قلی زاده به جا مانده است که، "احوالات قریه داناباش"، "اوستا زینال"، "بچه ریشو"، "قربانعلی بیگ"، نمایشنامه "مرده ها"، "کتاب مادرم"، "ضیافت دیوانگان"، "صندوق پست" "بره"، "تسبیح خان"، "کمانچه" و .... نمونه هایی از آثار زیبا و ماندگار اوست.
ميرزا جلیل محمد قلی زاده در ۲ ژانویه ۱۹۳۲ در شهر باکو چشم بر جهان فرو بست و در همان شهر نیز به خاک سپرده شد.
در باره ترجمه کمانچه
میرزا جليل محمد قلی زاده نویسنده آگاه، مبارز، و انسان دوست، نمایشنامه کمانچه را در سال ۱۹۲۰ نوشته است. یعنی نزدیک به صد سال پیش یعنی زمانی که قدرت های بزرگ عثمانی و تزاری برای رسیدن به اهداف شوم استعماری خود از اعتقادات دینی و مذهبی مردم ترک و ارمنی سو استفاده می کردند و با پراکندن تخم نفرت میان ملت ها و نیز با به جان هم انداختن آنان می کوشیدند تا بر گورستان بر جای مانده از نفرت کور حکم برانند.
جليل محمد قلی زاده در این اثر کوتاه و چند صفحه ای خود، آگاهانه می کوشد تا با به کار گرفتن از حربه هنر علف های هرز نفرتی را که دیگران با پراکندن تخم جهل و تعصب در دل و جان آذری ها و ارمنی ها کاشته اند و جین کند. او می خواهد بگوید که هنر و به ویژه هنر موسیقی هیچ مرزی نمیشناسد.
آنجا که تخم کور تعصب، یوزباشی مسلمان را وامیدارد تا برای ریختن خون بخشیِ ارمنی، دشته را از نیام برکشد، زبان شورانگیز کمانچه تمام بافته های تعصب کور را پنبه می کند. این زبانِ همه وطن، همه پرده های ظاهری را کنار می زند، و جان شریف آدمی را متوجه خودش میکند.
3 084
"صیاد_زیادپور"
هله خاملیقدان چیخماییب خیالیم؛
باش آپاران دایچا کیمیدیر
اؤیله یالین
اؤیله چیلپاق
اؤیله یهرسیز یۆینسیز
اؤنه آغیز آتیر
آرخایا شیللاق
مینرسم ده گؤرۆشه دئییل اؤلۆمه گؤتۆرر!
آللاه یوخوما دیمهسین؛
ائله بیل سۆلئیمان خالچاسیدیر
بیر گؤز قیرپیمیندا
منی یانینا گؤتۆرۆر .
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 084
عیدی نعمتی
اگر نباشد
رویای سپیده و
گلوی تر این پرنده
که بخواند سبز
ما بی توشه ای از ترانه و گل
چگونه می گذریم
از زمهریر بیداد.؟
اگر نباشد
چشمان تو و شعر
ما بی شراب چگونه می گذریم
از طول شب بر مدار تب؟
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 084
اوستاد شهریار
سیزلاییر احوالیما صوبحه قدر تاریم منیم
تکجه تاریم دیر قارا گونلرده غمخواریم منیم
یئر توتوب غمخانهده، قیلدیم فراموش عالمی
من تارین غمخواری اولدوم، تار غمخواریم منیم
گوزلریمه هر تبسم سانجیلیر نئشتر کیمی
کیپریگی خنجردی، آه، اول بیوفا یاریم منیم
آسمان آلدی کناریمدان آی اوزلو یاریمی
یاش توکر اولدوز کیمی بو چشم خونباریم منیم
ای بو غملی گونلومون تاب و توانی، سویله بیر
عهد و پیمانین نه اولدو، نولدو ایلغاریم منیم
شهریارم گرچی من سؤز مولکونون سلطانییم
گؤز یاشیمدان باشقا یوخدور درِّ شهواریم منیم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 084
بیز اوتاندیق فیلمی قویاق
💥بی ادبی بر مزار دکتر غلامحسین ساعدی
✍️علی مرادی مراغه ای
✅به گواهی تاریخ، ما ایرانیان فحاش هستیم تاورنيه در دوره صفویه مینويسد:
«ايرانيها در اداء الفاظ ركيك و فحشهاى قبيح مهارت عجیبی دارند»
اما طرفداران پهلوی گوی سبقت را از همگان ربوده اند! برخی از اطرافیان این آدم از داعشی ها افراطی ترند چون آنها حداقل نمی شاشند اما این سلطنت طلبها به مرحله شاشیدن بر قبرها رسیده اند!
♦️این آقایان مدعیِ ارزشهای اصیل آریایی که هر موقع صحبت از پادشاهی می کنند بلافاصله به پادشاه سوئد، انگلستان، هلند، دانمارک... گریز می زنند اما نمی گویند که در عمل بیشتر شبیه هایله سلاسی امپراطور اتیوپی میگردند!
اگر سنت گرایان و پهلویستها در یکجا متفق القولند آن، ضدیت با روشنفکران سکولار از مشروطیت تا اکنون بوده!
♦️آنکه سالها در غربِ دمکراسی زیسته و اکنون بر قبر می شاشد، اگر بقدرت رسد بر سر دگراندیشان خواهد رید!
ساعدی زمانی پس از آزادی از زندان شاه و از دست همکاران ثابتی، به برادرش نوشته بود:
«اگر مرا خفه کردند، نعرهی من را نمیتوانند خفه کنند. یادت باشد که بعد از مرگ هم فریاد خواهم کشید.»
به نظر میرسد که ساعدی هنوز هم فریاد می کشد...
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 084
محمد الفت
صد سال تنهایی یک سریال بی نظیر از سینمای امریکای لاتین از کشور کلمبیا کشور نویسنده بزرگ گابریل گارسیا مارکز....را برای تمامی دوستداران سینما و ادبیات توصیه می کنم. سریال صد سال تنهایی در شهر بی زمان و مکان ماکوندو، هفت نسل از خانواده بوئندیا عشق، فراموشی و گریزناپذیر بودن گذشته و سرنوشت خود را تجربه می کنند
کمپانی نتفلیکس از پخش فصل اول از سریال «صد سال تنهایی» بر اساس رمان نوشته گاربریل گارسیا مارگز در اواخر پاییز خبر داده بود
این اقتباس از شاهکار ادبی گابریل گارسیا مارکز نویسنده بزرگ کلمبیایی، یکی از بزرگترین تولیدات تاریخ نتفلیکس در آمریکای لاتین است و از ماه مه تا دسامبر ۲۰۲۳ در ۱۵ شهر مختلف فیلمبرداری شده است. تولید این سریال شامل بازیگران عمدتاً نوظهور، یک تیم چند صد نفره و بیش از ۲۰ هزار سیاهی لشکر بوده است.
لاورا مورا، کارگردان کلمبیایی که در سال ۲۰۲۲ با فیلم «پادشاهان جهان» برنده جایزه صدف طلایی بهترین فیلم در جشنواره سان سباستین شد، سه قسمت از فصل اول را کارگردانی کرده است، در حالی که الکس گارسیا لوپز، سینماگر متولد آرژانتین، نیز پنج قسمت دیگر را کارگردانی کرده است.
همچنین پسران مارکز شامل رودریگو گارسیا و گونزالو گارسیا بارچا، از جمله تولیدکنندگان اجرایی این پروژه هستند.
مارکو گونزالس در نقش خوزه آرکادیو بوئندیا و سوزانا مورا در نقش اورسولا ایگواران کلودیو کاتانو، در نقش سرهنگ آئوریلیانو ایفای نقش نموده اند. رمان گارسیا مارکز که در سال ۱۹۶۷ منتشر شده، بیش از ۵۰ میلیون نسخه فروش داشته و به بیش از ۴۰ زبان ترجمه شده است. این اقتباس یکی از بزرگترین تولیدات در تاریخ آمریکای لاتین است که به زبان اسپانیایی فیلمبرداری شده و با حمایت خانواده نویسنده در زادگاهش در کلمبیا ساخته شده است.
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
3 084
"پابلو نرودا"
برگردان: احمد پوری
تو را بانو نامیده ام
بسیارند از تو بلندتر،
بلندتر،
بسیارند از تو زلال تر
زلال تر،
بسیارند از تو زیباتر ،
زیباتر.
اما بانو تویی.
از خیابان که میگذری
نگاه کسی را به دنبال نمیکشانی
کسی تاج بلورینت را نمیبیند،
کسی بر فرش سرخ زرین زیر پایت
نگاهی نمیافکند
و زمانی که پدیدار میشوی
تمامی رودخانهها به نغمه در میآیند
در تن من
زنگها آسمان را میلرزانند
و سرودی جهان را پر میکند
تنها تو و من
تنها تو و من، عشق من،
به آن گوش میسپریم
https://t.me/Adabiyyatsevanlar
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
