مطالعات ترکیه و قفقاز
Open in Telegram
﷽ مطالعات ترکیه و قفقاز تاریخ، سیاست، اندیشه و اقتصاد کانال خبری تحلیلی میز ترکیه و قفقاز اندیشکده مرصاد www.mersadcss.com/fa
Show more2 984
Subscribers
+224 hours
+37 days
+5030 days
Posts Archive
⭕️ باراک: ترکیه هدف تحریمهای آمریکا علیه یک بانک ترکیهای بهدلیل ایران نیست
🔹 تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و نماینده ویژه این کشور در امور سوریه و عراق، تأکید کرد تحریمهای جدید واشنگتن علیه یک بانک مستقر در ترکیه، متوجه ترکیه یا نظام بانکی این کشور نیست. وزارت خزانهداری آمریکا روز جمعه بانک گلدن گلوبال و دو شرکت تابعه آن را به اتهام تسهیل تراکنشهای مالی برای نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرد.
🔸 باراک اعلام کرد این اقدام تنها رفتار «یک نهاد» را هدف گرفته و نه یک کشور، نظام بانکی یا متحد آمریکا را. او همچنین گفت مقامهای آمریکایی و ترکیهای همچنان در تماس مستقیم و مستمر هستند و آنکارا برای روشن شدن موضوع و افزایش شفافیت با واشنگتن همکاری کرده است.
🔹 وزارت خزانهداری آمریکا مدعی است گلدن گلوبال بانک دهها میلیون دلار تراکنش برای نیروی قدس تسهیل کرده و با فراهم کردن دسترسی بانکهای ایرانی به خدمات بانکداری کارگزاری، امکان انتقال بینالمللی منابع مالی را برای تهران فراهم آورده است. به ادعای خزانهداری، این بانک برای انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین به ترکیه و تبدیل آن به پول نقد و طلا مورد استفاده قرار گرفته است.
🔸 واشنگتن همچنین مدعی ارتباط این بانک با حسابهای تحت کنترل نیروی قدس و شبکههای وابسته به آن، از جمله شبکه تجاری صحتی آیان، تاجر ترکیهای تحریمشده در سال ۲۰۲۲ به اتهام ارتباط با فروش نفت مرتبط با نیروی قدس، شده است. تحریمها داراییهای نهادهای تعیینشده در آمریکا را مسدود میکند و شرکتهایی را که ۵۰ درصد یا بیشتر متعلق به افراد تحریمشده باشند نیز دربرمیگیرد.
🔹 گلدن گلوبال بانک این اتهامات را رد کرده و اعلام کرده افراد و نهادهای نامبرده هرگز مشتری آن نبودهاند و هیچ رابطه تجاری مستقیم یا غیرمستقیمی با آنها نداشته است. این بانک همچنین تأکید کرده از زمان آغاز فعالیت در ژوئن ۲۰۲۰، مقررات بانکی را رعایت کرده و تحت حسابرسیهای داخلی و خارجی قرار داشته است.
🔸 این بانک اعلام کرده قصد دارد برای مقابله با تصمیم وزارت خزانهداری آمریکا اقدام حقوقی انجام دهد و تحریمها را «کاملاً بیاساس» خوانده است. سفارت ایران در ترکیه نیز اقدام واشنگتن را محکوم و «عملیات مطرود اقتصادی» را کارزاری سیاسی و اقتصادی علیه تهران توصیف کرده و مشروعیت آن را بر اساس قوانین داخلی آمریکا، نه حقوق بینالملل، زیر سؤال برده است.
🔹 گلدن گلوبال بانک و نهادهای وابسته به آن اکنون در فهرست IRAN-EO13902 دفتر کنترل داراییهای خارجی آمریکا (OFAC) قرار گرفتهاند؛ فهرستی که بخشهایی از اقتصاد ایران، از جمله بخش مالی، را هدف قرار میدهد. بر اساس دادههای OFAC، با اقدامات اخیر، شمار افراد و نهادهای مستقر در ترکیه که تحت این برنامه تحریمی قرار دارند به ۱۱ مورد رسیده است.
منبع: Türkiye Today
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ عراق و ترکیه روند اجرایی فعالسازی گذرگاه فیشخابور–اوفاکوی و اتصال آن به جاده توسعه را آغاز کردند
🔹 رئیس سازمان گذرگاههای مرزی عراق از آغاز روند اجرایی فعالسازی گذرگاه فیشخابور–اوفاکوی و اتصال آن به پروژه «جاده توسعه» خبر داد. هیئت عراقی در مذاکرات آنکارا با مسئولان ترکیه، موضوعات حملونقل، اتصال مرزی، تجارت و ترانزیت را بررسی کرد.
🔸 این روند بر اساس تفاهمنامه ۲۸ ژوئیه ۲۰۲۶ میان وزارت حملونقل عراق و وزارت حملونقل و زیرساخت ترکیه انجام میشود. این تفاهمنامه ایجاد یک گذرگاه مرزی جدید برای افزایش ظرفیت حملونقل ریلی و جادهای، توسعه زیرساختهای مرتبط و تشکیل کمیته مشترک کارشناسی برای پیگیری اجرای توافق را پیشبینی کرده است.
🔹 مذاکرات اخیر با حضور نمایندگان وزارت حملونقل و زیرساخت، وزارت خارجه، ریاستجمهوری و وزارت دفاع ترکیه برگزار شد و دو طرف بر اساس نقشهها و مسیرهایی که پیشتر توسط کمیتههای فنی تعیین شده بود، وارد مرحله اجرایی پروژه شدند. بغداد تأکید دارد که هدف، ایجاد توافق جدید نیست؛ بلکه تبدیل تفاهمنامههای موجود به پروژههای عملیاتی است.
🔸 فیشخابور–اوفاکوی بخشی از مسیر جاده توسعه خواهد بود؛ پروژهای که از بنادر جنوبی عراق آغاز میشود و از طریق شبکه راهآهن، جادهها و مناطق اقتصادی به مرز ترکیه و سپس بازارهای اروپایی میرسد. بغداد این مسیر را ابزاری برای تنوعبخشی به اقتصاد، افزایش ظرفیت تجارت و ترانزیت و تبدیل موقعیت جغرافیایی عراق به یک مزیت اقتصادی میداند.
🔹 این پروژه طی حدود هشت سال گذشته با کندی مواجه بوده، اما بغداد از شتاب گرفتن روند اجرایی آن در مرحله کنونی خبر داده است. عراق همچنین تأکید میکند که مسیرهای تجاری خود با سایر کشورهای همسایه را حفظ خواهد کرد تا از طریق تنوعبخشی به گزینههای لجستیکی، آسیبپذیری اقتصادی خود را کاهش دهد.
🔸 همزمان، هیئتهای عراق، ترکیه و سوریه نیز در نشستی سهجانبه درباره افزایش مبادلات تجاری، فعالسازی ترانزیت، تسهیل عبور کالا و مسافر و تبادل اطلاعات میان نهادهای مرزی گفتوگو کردند. این همکاری میتواند دامنه اتصال جاده توسعه به شبکههای تجاری منطقه را گستردهتر کند.
🔹 در صورت اجرای این طرح، عراق میتواند از موقعیت خود میان خلیج فارس، ترکیه، سوریه، اردن و ایران برای تبدیل شدن به نقطه اتصال کریدورهای منطقهای استفاده کند؛ در حالی که ترکیه نیز از طریق اتصال به جاده توسعه، مسیر دیگری برای دسترسی به بازارهای خلیج فارس و عراق به دست خواهد آورد.
منبع: ترکپرس
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ اجلاس شانگهای و سیاست قدرت جدید ترکیه
✍️فائق تانری کولو
🔹 جهان در حال تغییر است، اما شاید مسئله اصلی این باشد که هنوز میکوشیم این تغییرات را با مفاهیم جهان قدیم بخوانیم. حضور رجب طیب اردوغان در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک نیز بار دیگر با این پرسش کلاسیک همراه شد: «آیا ترکیه از غرب فاصله میگیرد؟» اما پرسش درست این نیست؛ مسئله این است که وقتی غرب دیگر تنها مرکز قدرت جهان نیست، چرا ترکیه باید فقط به غرب نگاه کند؟
🔸 سازمان همکاری شانگهای امروز حدود ۳.۵ میلیارد نفر جمعیت و نزدیک به ۳۵ تریلیون دلار ظرفیت اقتصادی را نمایندگی میکند؛ سازمانی که چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان و کشورهای آسیای مرکزی را در کنار یکدیگر قرار داده است. بنابراین توصیف شی جینپینگ از این سازمان بهعنوان «ستارهای در حال طلوع»، صرفاً یک تعارف دیپلماتیک نیست؛ بلکه نشانهای از نحوه نگاه آنکارا به نظم جدید جهانی است.
🔹 در دهه ۱۹۹۰، وزن اقتصادی و سیاسی جهان عمدتاً در محور آتلانتیک متمرکز بود؛ آمریکا برتری جهانی کمرقیبی داشت و نهادهای غربی تا حد زیادی قواعد جهانیشدن را تعیین میکردند. امروز اما تصویر متفاوت است: چین به یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی و تجاری جهان تبدیل شده، هند با سرعت در حال صعود است، کشورهای خلیج فارس شرکای خود را متنوع کردهاند، آسیای مرکزی دوباره اهمیت راهبردی یافته و روسیه نیز همچنان در پی حفظ وزن خود در اوراسیاست.
🔸 قدرت اقتصادی و سیاسی از غرب ناپدید نمیشود، اما دیگر در غرب متمرکز نیست و به بیرون از آن نیز گسترش یافته است. سیاست خارجی ترکیه نیز باید بر اساس همین واقعیت جدید ارزیابی شود. ترکیه عضو ناتوست، روابط اقتصادی عمیقی با اروپا دارد و اتحادیه اروپا همچنان یکی از مهمترین شرکای تجاری آن است؛ اما نادیده گرفتن چین، روسیه، جمهوریهای ترک، کشورهای خلیج فارس و اقتصادهای رو به رشد آسیا نیز با منافع ترکیه سازگار نیست.
🔹 بنابراین راهبرد آنکارا نباید «تغییر محور»، بلکه «چند برابر کردن محورهای ارتباطی» باشد. اهمیت اجلاس بیشکک نیز دقیقاً در همین نقطه است. اردوغان بهویژه بر امنیت عرضه انرژی و کریدورهای حملونقل تأکید کرد و اهمیت هماهنگسازی کریدور میانی ترانسخزر با ابتکار کمربند و جاده چین را مورد توجه قرار داد.
🔸 رقابت قرن بیستویکم فقط بر سر پایگاههای نظامی و سامانههای موشکی نخواهد بود. چه کسی بنادر را کنترل میکند؟ انرژی از کدام کشورها عبور میکند؟ محمولههای چین با کدام مسیر ریلی به اروپا میرسند؟ و کریدورهای متصلکننده دریای خزر، قفقاز و آناتولی در اختیار چه کشورهایی قرار دارند؟ بخش مهمی از رقابت قدرت جدید حول همین پرسشها شکل خواهد گرفت.
🔹 در این میان، ترکیه با یک فرصت تاریخی روبهروست. کریدور میانی که چین را از طریق آسیای مرکزی، دریای خزر، جمهوری آذربایجان و ترکیه به اروپا متصل میکند، در صورت سرمایهگذاری مناسب میتواند ترکیه را از یک کشور صرفاً ترانزیتی به یکی از مراکز مهم تجارت اوراسیا تبدیل کند. بنابراین علاقه ترکیه به سازمان همکاری شانگهای را نباید صرفاً بهعنوان نزدیکی سیاسی تفسیر کرد؛ مسئله تجارت، انرژی، لجستیک، جهان ترک و در نهایت قدرت چانهزنی ترکیه در نظم جدید جهانی است.
🔸 ترکیه از سال ۲۰۱۲ دارای جایگاه شریک گفتوگویی در سازمان همکاری شانگهای است و ریاست باشگاه انرژی این سازمان در سال ۲۰۱۷ نیز گام مهمی بود. از سوی دیگر، وجود سازمان کشورهای ترک مزیت دیگری برای آنکاراست. قزاقستان، قرقیزستان و ازبکستان عضو شانگهای هستند و جمهوری آذربایجان نیز روابط خود را با این سازمان توسعه میدهد. ترکیه از معدود کشورهایی است که همزمان در نظام اروپایی، ناتو، جهان ترک و ژئوپلیتیک خاورمیانه حضور دارد.
🔹 این موقعیت، انعطاف دیپلماتیک قابلتوجهی در اختیار آنکارا قرار میدهد. هدف ترکیه نباید قرار گرفتن در کنار پکن علیه واشنگتن یا در کنار واشنگتن علیه پکن باشد. اگر رابطه با واشنگتن در راستای منافع ترکیه است، باید آن را توسعه داد؛ اگر تجارت با پکن سودمند است، باید گسترش یابد؛ اگر همکاری انرژی با مسکو ضروری است، باید ادامه پیدا کند؛ اگر تعمیق ادغام اقتصادی با بروکسل به نفع ترکیه است، باید دنبال شود و اگر پیوند با جهان ترک امکانپذیر است، باید آن را تقویت کرد.
🔸 در نظم جدید جهانی، قدرت در اختیار کشورهایی نخواهد بود که مجبور به انتخاب یک طرف هستند؛ بلکه در اختیار کشورهایی خواهد بود که دیگران ناچارند با آنها کار کنند.
منبع: روزنامه ستاره
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ علی باباجان: تشکیل پرونده علیه داووداوغلو مداخلهای آشکار در آزادی بیان است
🔹 جناب پروفسور دکتر احمد داووداوغلو یکی از ارزشمندترین روشنفکران و دانشگاهیان برجستهای است که این کشور تربیت کرده است. داووداوغلو در دوران تصدی وزارت امور خارجه و نخستوزیری، خدمات و دستاوردهای بسیار ارزشمندی برای کشورمان به همراه داشته است.
🔸 گشوده شدن پرونده تحقیقاتی علیه او به دلیل سخنانی که دقیقاً پنج سال پیش در رسانهها بازتاب یافته بود، مداخلهای آشکار در حق آزادی بیان و عرصه سیاست دموکراتیک است. اینکه داووداوغلو ابتدا از طریق مطبوعات از تشکیل پرونده علیه خود مطلع شده باشد نیز از نظر حقوقی قابل قبول نیست.
🔹 وظیفه سیاستمداران، سخن گفتن، انتقاد کردن و مطالبه پاسخگویی از دولت درباره موضوعاتی است که آنها را نادرست میدانند. دولتها نیز باید در چارچوب سیاست به این انتقادها پاسخ دهند؛ از تریبون پاسخ دهند و در برابر ملت پاسخگو باشند. دموکراسی اینگونه عمل میکند و باید اینگونه عمل کند.
🔸 نیاز ترکیه، پاسخ دادن به انتقادهای سیاسی از طریق تشکیل پروندههای تحقیقاتی نیست؛ بلکه یک دولت قانون است که در آن ایدههای متفاوت آزادانه بیان شوند و قوه قضائیه از تسویهحسابهای سیاسی دور بماند و مستقل باشد.
🔹 به دلیل تشکیل پرونده تحقیقاتی علیه جناب داووداوغلو، حمایت و همبستگی کامل خود را با ایشان اعلام میکنم. ما به مبارزه برای دستیابی به مدیریتی در کشور ادامه خواهیم داد که انتقاد را تحمل کند، از پاسخگویی نگریزد و به برتری قانون احترام بگذارد.
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ آمریکا یک بانک ترکیهای را تحریم کرد؛ تهدید بانک به اقدام حقوقی
🔹 وزارت خزانهداری آمریکا یک بانک ترکیهای و دو شرکت تابعه آن را به اتهام ارتباط با ایران و تسهیل انتقال منابع مالی برای نیروی قدس سپاه پاسداران تحریم کرد. واشنگتن مدعی است Golden Global Bank دهها میلیون دلار تراکنش برای نیروی قدس انجام داده و دسترسی دولت ایران به شبکه بانکی برای انتقال بینالمللی منابع را فراهم کرده است.
🔸 خزانهداری آمریکا همچنین مدعی شده این بانک با هدف تسهیل انتقال درآمدهای نفتی ایران از چین به ترکیه و از طریق شبکه بانکی سایه ایران ایجاد شده و در این مسیر از طلا و پول نقد استفاده شده است. تحریمها، بانک و دو شرکت تابعه آن را در فهرست اشخاص و نهادهای مشخصشده ویژه OFAC قرار داده و دسترسی آنها به نظام مالی آمریکا را قطع میکند.
🔹 گلدن گلوبال بانک این اتهامات را رد کرده و اعلام کرده است تمامی مقررات داخلی و بینالمللی مربوط به تطبیق بانکی را رعایت کرده است. این بانک تأکید کرده هیچ تراکنشی از سوی آن وجود ندارد که ادعاهای آمریکا را تأیید کند و اعلام کرده برای اعتراض به تحریمها و پیگیری حقوقی آن، اقدامات لازم را انجام خواهد داد.
🔸 اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در واکنش به این اقدام گفت مؤسسات مالی باید بدانند واشنگتن در چارچوب عملیات «Economic Outcast» در اعمال فشار اقتصادی علیه ایران جدی است.
🔹 در مقابل، تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، تلاش کرد دامنه این اقدام را محدود نشان دهد و گفت مقامات ترکیه نباید این تحریم «محدود» را قضاوتی درباره ترکیه تلقی کنند. به گفته او، سلامت نظام مالی ترکیه محل تردید نیست و موضوع به عملکرد یک مؤسسه مربوط میشود.
🔸 این اقدام در حالی صورت میگیرد که واشنگتن هفته گذشته نیز برای قطع دسترسی شعب اماراتی بانک مصر به نظام مالی، به دلیل اتهام پردازش تراکنشهای مرتبط با شبکه بانکی سایه ایران، اقدام کرده بود. بسنت پیشتر اعلام کرده بود آمریکا در هفته جاری و هفته آینده نیز تحریمهای بانکی دیگری علیه نهادهای مرتبط با ایران اعمال خواهد کرد.
منبع: الجزیره
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
🌐 از آرشیو/ ادعاهای محمد ایمور، رییس سابق دایره مبارزه با تروریسم میت و از جنجالیترین چهرههای این سازمان، درباره دوغو پرینچک رهبر حزب وطن:
🔸"این را با استناد به اطلاعاتمان میگویم. البته در موقعیتی نیستم که توضیح دهم آن اطلاعات چه هستند؛ دوغو پرینچک کسی است که از انگلستان بگیرید تا چین، در چنین گسترهای میتواند برای هر جایی و سرویسی نقش ایفا کند.او تبدیل به دلال این کار شده است. اگر دوغو پرینچک را خوب تحلیل کنید، باید این را بپرسید، که جنبش دوغو پرینچک چه زمانی آغاز شد؟ فعالیت های او همزمان با جنبشهای چپ در ترکیه شروع شد. با دیوارنویسیهایی مثل "نه به آمریکا، نه به روسیه" و ...
آن دوران پرسش این بود، آیا این یک جریان جدید است؟ آیا یک جریان ملیگرا ظهور کرده است؟ سپس با ورود یک جریان مائویستی(پرینچک)، جناح چپ دچار تفرقه و انشعاب شد.
به نظر من این یک اقدام تحریک آمیز علیه چپ بود. و پرینچک قطعاً ماموریت داشت که در انشعاب و تفرقهی چپ نقش کند.
🔹مجری: خب الان که چپ تمام شده، ماموریت پرینچک هم تمام شده است؟
🔸ایمور: "او مدام از قالبی به قالب دیگر در میآید و رنگ عوض میکند. یک روز طرفدار آپو (اوجالان) میشود، یک روز ضد آپو میشود."
🔹مجری: به نظر شما ماموریت جدید او چیست؟
🔸نمیتوانم دقیقا بگویم. او در سالهای اخیر رویهای در پیش گرفته که خودش را با ارتش یکی میداند. نمیتوانم دقیقاً حدس بزنم که با این کار میخواهد چه کند.
🔹مجری: خب، آیا این دوغو پرینچک شخص خیلی مهمی است که به این راحتی در ترکیه فعالیت میکند، احزاب سیاسی تاسیس میکند، مجله منتشر میکند؟ اگر از طرف یک کشور خارجی در ترکیه کار اطلاعاتی میکند...
🔸ایمور: "ببینید، برداشت ما از کار اطلاعاتی و جاسوسی، کلاسیک و قدیمی است. امروزه دیگر جاسوسی را به چشم جاسوسی کلاسیک یا چنین چیزی نگاه نکنید. امروزه مهمترین موضوع برای کشورها، افرادی هستند که به آنها "سیاسیون یا ماموران هدایتکننده" میگوییم؛ یعنی افرادی که دستور کارِ یک کشور را تغییر میدهند.
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
🌐 از آرشیو/ مصاحبه محمد ایمور، رییس سابق دایره مبارزه با تروریسم میت و از جنجالیترین چهرههای این سازمان، درباره دوغو پرینچک رهبر حزب وطن
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ اردوغان: «پیوند ترکی» از آفریقا تا سوریه
✍️ امیر نوی
🔹 گسترش نفوذ ترکیه در آفریقا را میتوان «نوعثمانیگری» نامید، اما این تعبیر برای توضیح آنچه اردوغان ساخته کافی نیست. آنکارا طی دو دهه گذشته شبکهای از روابط سیاسی، اقتصادی، نظامی و فرهنگی از لیبی و شمال آفریقا تا سودان، سومالی، اتیوپی و ساحل ایجاد کرده است؛ شبکهای که تجارت، زیرساخت، اسلام سیاسی، قدرت نظامی و جغرافیای راهبردی را در کنار یکدیگر قرار میدهد.
🔸 این روند از تجارت آغاز شد، اما به آن محدود نماند. شرکتهای ترکیهای وارد حوزههای ساختوساز، انرژی، حملونقل و ارتباطات شدند و خطوط هوایی ترکیه پایتختهای بیشتری را به استانبول متصل کرد. بر اساس مطالعات بنیاد کارنگی، شرکتهای ساختمانی ترکیه تا سال ۲۰۲۳ پروژههایی به ارزش حدود ۸۵ میلیارد دلار در آفریقا در اختیار داشتند؛ رقمی که پس از چین در رتبه دوم قرار میگیرد.
🔹 اما اقتصاد تنها بخشی از این مدل است. یک شرکت ترکیهای فرودگاه میسازد، شرکت دیگری آن را اداره میکند، ترکیه بندر توسعه میدهد و ترکیش ایرلاینز آن را به جهان متصل میکند. همزمان آنکارا آموزش نظامی ارائه میدهد و صنایع دفاعی ترکیه پهپاد، خودروهای زرهی و سامانههای تسلیحاتی صادر میکنند. حاصل این ترکیب، صرفاً رابطه تجاری نیست؛ بلکه میتواند به وابستگی راهبردی منجر شود.
🔸 اسلام سیاسی نیز به ترکیه مزیتی میدهد که دیپلماسی اقتصادی معمولی فاقد آن است: شبکههای سیاسی فرامرزی و بنیانی ایدئولوژیک که از مرزهای ترکیه فراتر میرود. نزدیکی آنکارا و دوحه پس از بهار عربی و پیوندهای آنها با اخوانالمسلمین بخشی از همین روند است. با این حال، سیاست ترکیه در آفریقا بیش از آنکه ایدئولوژیک باشد، عملگرایانه است و ترکیبی از منافع اقتصادی، هویت اسلامی و جاهطلبی منطقهای را دنبال میکند.
🔹 لیبی آزمایشگاه نظامی این مدل بود. ترکیه در سال ۲۰۱۹ مستقیماً وارد جنگ داخلی لیبی شد و با پهپاد، مستشار نظامی، تجهیزات و نیروهای سوری از دولت طرابلس حمایت کرد؛ مداخلهای که مانع سقوط طرابلس به دست نیروهای خلیفه حفتر شد. در کنار ملاحظات ایدئولوژیک، منافع انرژی و بازسازی، رقابت با مصر و امارات و مناقشه بر سر حوزههای دریایی مدیترانه شرقی نیز محرک آنکارا بود.
🔸 سومالی روی دیگر این مدل است. مداخله ترکیه از سال ۲۰۱۱ با کمکهای بشردوستانه آغاز شد و به شراکتی راهبردی در حوزه زیرساخت، بهداشت، آموزش، بنادر، هوانوردی و امنیت تبدیل شد. ترکیه نیروهای امنیتی سومالی را آموزش میدهد و حضور نظامی قابلتوجهی در موگادیشو دارد. اینجا آنکارا نه با مداخله در جنگ داخلی، بلکه با دولتسازی، نفوذ میسازد؛ هرچند وابستگی فزاینده زیرساختها و توان نظامی سومالی به ترکیه، این پرسش را ایجاد میکند که چه کسی در نهایت قدرتمندتر میشود.
🔹 این الگو به سودان، اتیوپی، جیبوتی، کنیا و کشورهای ساحل نیز گسترش یافته است. موقعیت شاخ آفریقا در مجاورت دریای سرخ، خلیج عدن و بابالمندب، نفوذ در این منطقه را به مسئلهای فراتر از آفریقا تبدیل میکند؛ موضوعی مرتبط با کانال سوئز، تجارت اروپا و امنیت خاورمیانه. در شرایط کاهش نفوذ غرب در بخشهایی از آفریقا، ترکیه با پیشنهاد تسلیحات، پهپاد، آموزش، پروژههای عمرانی و همکاری سیاسی، گاه با محدودیتهای کمتر از غرب، جای پای خود را محکم کرده است.
🔸 ترکیه نه روسیه است، نه چین و نه یک ابرقدرت؛ اما اردوغان روشی مؤثر برای انتقال قدرت فراتر از وزن اقتصادی و نظامی کشورش ساخته است. بندر، فرودگاه، پایگاه نظامی، قرارداد ساختوساز، پهپاد و ائتلاف سیاسی اگر جداگانه دیده شوند، قطعاتی پراکندهاند؛ اما در کنار هم شبکهای از نفوذ ایجاد میکنند.
🔹 آزمون اصلی این مدل اکنون سوریه است. اگر ترکیه در بازسازی ارتش سوریه تنها به فروش سلاح اکتفا نکند و آموزش، ساختار فرماندهی، اطلاعات، کنترل و ارتباطات و دکترین نبرد ترکیبی را نیز منتقل کند، میتواند نسل جدیدی از افسران سوری را با الگوهای نظامی خود تربیت کند و وابستگی بلندمدتی در تسلیحات، تعمیرات، فناوری و دانش نظامی ایجاد کند.
🔸 در چنین صورتی، مسئله فقط تقویت ارتش سوریه نخواهد بود. موفقیت ترکیه در ساخت یک ارتش مدرن و متکی بر الگوهای نظامی آنکارا میتواند موازنه امنیتی خاورمیانه را تغییر دهد و از نگاه اسرائیل، به یک چالش راهبردی بلندمدت تبدیل شود.
منبع: روزنامه اسرائیلی معاریو
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ ۵ نکته که باید درباره روابط ترکیه با سوریه بدانید
✍️ سینان جیدی و احمد شراوی
🔹 پس از سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، ترکیه به یکی از اصلیترین حامیان دولت جدید سوریه به ریاست احمد الشرع تبدیل شده است. آنکارا علاوه بر حمایت سیاسی و اقتصادی و تلاش برای کسب مشروعیت بینالمللی برای دمشق، حضور امنیتی و نظامی خود در سوریه را نیز گسترش داده است؛ روندی که بهویژه اسرائیل را نگران کرده است.
🔸 ۱. منافع ترکیه در سوریه به سقوط اسد محدود نمیشود. آنکارا از آغاز جنگ داخلی از مخالفان اسد حمایت میکرد و بهتدریج با هیئت تحریر الشام به رهبری الشرع همکاری کرد. ترکیه در سال ۲۰۱۸ این گروه را به دلیل ارتباط با القاعده تروریستی اعلام کرده بود، اما با تثبیت کنترل آن بر ادلب، همکاریها افزایش یافت. HTS با پذیرش گشتها و پستهای دیدهبانی ترکیه، مقابله با قاچاق مواد مخدر و جلوگیری از نفوذ داعش، به تأمین بخشی از منافع امنیتی آنکارا کمک کرد.
🔹 ۲. ترکیه اکنون مهمترین شریک نظامی سوریه است. تفاهمنامه اوت ۲۰۲۵ برای ارتقای توان ارتش سوریه و بازسازی ساختار امنیتی، زمینه همکاری گستردهتر نظامی را فراهم کرد. ترکیه تجهیزات، تسلیحات و زیرساختهای نظامی در اختیار دمشق قرار داده و سامانههای راداری در سواحل مدیترانه مستقر کرده است. آنکارا همچنین چندین پایگاه در شمال سوریه دارد و حدود ۲۰ هزار نیروی نظامی ترکیه در این کشور مستقر هستند. وزیر دفاع ترکیه نیز تأکید کرده که برنامهای برای خروج نیروها وجود ندارد.
🔸 ۳. راهبرد ترکیه در سوریه را نمیتوان صرفاً با «نوعثمانیگری» توضیح داد. هدف اصلی آنکارا طی سالهای جنگ، جلوگیری از شکلگیری یک منطقه خودمختار کردی وابسته به PKK در مرزهایش بود؛ هدفی که پس از تسلط دمشق بر شمالشرق سوریه تا حد زیادی محقق شد. بررسی دیدگاه مقامهای ترکیه نیز نشان میدهد نگرانیهای امنیتی بیش از جاهطلبی برای احیای سرزمینهای عثمانی محرک سیاست آنکاراست. با این حال، استفاده از سوریه بهعنوان سکوی فشار علیه اسرائیل توضیح قانعکنندهتری برای گسترش حضور ترکیه ارائه میدهد. تلاش برای استقرار سامانههای پدافندی حصار و رادار در T4 و ابوالظهور، سوریه را به بخشی از زیرساخت پیشروی ترکیه در رقابت با اسرائیل تبدیل میکند.
🔹 ۴. نفوذ ترکیه از حوزه نظامی به اقتصاد سوریه نیز گسترش یافته است. شرکتهای ترکیهای در پروژههای انرژی، زیرساخت و حملونقل حضور دارند؛ از جمله مشارکت در کنسرسیوم ۷ میلیارد دلاری ساخت نیروگاههای گازی و خورشیدی و پروژه حدود ۴ میلیارد دلاری توسعه فرودگاه دمشق. انتقال گاز جمهوری آذربایجان از مسیر ترکیه به سوریه نیز آغاز شده است. آنکارا همچنین احیای راهآهن حجاز را دنبال میکند تا مسیر تجاری ترکیه از سوریه و اردن به عربستان ایجاد شود.
🔸 ۵. نفوذ ترکیه واقعی است، اما محدودیتهای جدی دارد. سوریها نمیخواهند کشورشان به مهره رقابتهای منطقهای، بهویژه تقابل ترکیه و اسرائیل، تبدیل شود. نظرسنجیها نیز تمایل بیشتر افکار عمومی سوریه به دیپلماسی را نشان میدهد. احمد الشرع همزمان با ترکیه، روابط خود را با اسرائیل، آمریکا، عربستان و قطر دنبال میکند و همین موازنه، مانع سلطه کامل آنکارا میشود.
🔹 کشورهای عربی نیز نسبت به جاهطلبیهای ترکیه موضعی دوگانه دارند و اسرائیل با برتری هوایی خود توانسته دامنه حضور ترکیه در خارج از شمال سوریه را محدود کند. از سوی دیگر، تورم ۳۱.۸ درصدی ترکیه در ژوئیه ۲۰۲۶ و نرخ بهره ۳۷ درصدی، توان مالی آنکارا برای بهرهبرداری از فرصت بازسازی سوریه را محدود کرده است. در نتیجه، نفوذ نظامی و دستاوردهای دیپلماتیک ترکیه، لزوماً به معنای توانایی تأمین سرمایه لازم برای تثبیت نفوذ بلندمدت این کشور در سوریه نیست.
منبع: بنیاد دفاع از دموکراسیها (FDD)
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️آمریکا جای روسیه را به عنوان بزرگترین تامین کننده نفت خام ترکیه گرفت
🔹 آمریکا در ماه ژوئن روسیه را پشت سر گذاشت و به بزرگترین تأمینکننده نفت خام ترکیه تبدیل شد؛ تغییری که همزمان با تشدید تحریمهای غرب علیه شرکتهای انرژی روسیه و اختلال در انتقال نفت از دریای سیاه در پی حملات اوکراین رخ داده است.
🔸 بر اساس آمار سازمان تنظیم بازار انرژی ترکیه (EPDK) که روز ۲۹ اوت در روزنامه «سوزجو» منتشر شد، نفت خام آمریکا در ژوئن ۲۱ درصد از واردات نفت خام ترکیه را تشکیل داد؛ معادل ۵۷۰ هزار و ۶۷۶ تن. این رقم در ماه مه ۱۳ درصد بود و تا آوریل نیز اساساً وارداتی از آمریکا ثبت نشده بود.
🔹 با این حال، روسیه همچنان در مجموع واردات نفت خام و فرآوردههای نفتی ترکیه در جایگاه نخست قرار دارد. روسیه در ژوئن ۱.۵۲ میلیون تن نفت و فرآورده به ترکیه صادر کرد، در حالی که سهم آمریکا ۵۷۰ هزار و ۶۷۶ تن و قزاقستان ۴۶۴ هزار و ۲۲ تن بود.
🔸 ترکیه در ماه اوت همچنین واردات گازوئیل از هند و آمریکا را بهشدت افزایش داد. بر اساس دادههای شرکت کپلر، واردات گازوئیل از هند به بیش از ۱۲۰ هزار بشکه در روز و از آمریکا به حدود ۹۰ هزار بشکه در روز رسید. هر دو رقم بالاترین سطح ماهانه ثبتشده در دادههای کپلر از سال ۲۰۱۷ تاکنون بودهاند.
🔹 این افزایش پس از آن رخ داد که روسیه از ۸ ژوئیه صادرات گازوئیل را ممنوع کرد. مسکو ابتدا این تصمیم را در واکنش به کمبود سوخت در بازار داخلی اتخاذ کرده بود؛ کمبودی که حملات پهپادی اوکراین به پالایشگاههای روسیه در تشدید آن مؤثر بود.
🔸 پالایشگاههای ترکیه همزمان از مسیر دیگری نیز تحت فشار قرار گرفتند. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، عرضه نفت از عراق، عربستان سعودی، کویت و امارات متحده عربی را بهشدت مختل کرد و ترکیه را بیش از گذشته به دنبال منابع جایگزین سوق داد.
🔹 این تغییر همچنین در امتداد فشار مستمر واشنگتن بر آنکارا برای کاهش خرید انرژی از روسیه صورت گرفت. آمریکا در جریان سفر رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، به کاخ سفید در سپتامبر ۲۰۲۵، از آنکارا خواسته بود وابستگی خود به انرژی روسیه را کاهش دهد.
🔸 تغییر مسیر انرژی در شرایطی رخ میدهد که نشانههایی از نزدیک شدن راهبردی دوباره آمریکا و ترکیه، بهویژه در حوزه دفاعی، دیده میشود. دونالد ترامپ در نشست ناتو در آنکارا در ۷ ژوئیه، ترکیه را «شریکی وفادار» خواند و احتمال لغو تحریمهای کاتسا مرتبط با خرید سامانه اس-۴۰۰ روسیه از سوی آنکارا را مطرح کرد.
🔹 ترامپ همچنین در همان نشست احتمال بازگشت ترکیه به برنامه جنگنده اف-۳۵ را مطرح کرد. دو طرف علاوه بر این درباره استفاده از موتور و قطعات آمریکایی در پروژه جنگنده ملی ترکیه، «KAAN»، مذاکره کردهاند.
🔸 بنابراین، افزایش واردات نفت خام از آمریکا را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی تجاری دانست. تحریمهای روسیه، ناامنی در دریای سیاه، اختلال در عرضه منطقهای و فشار واشنگتن همزمان عمل کردهاند و ترکیه را به سمت تنوعبخشی بیشتر به منابع انرژی خود سوق دادهاند؛ آن هم در مقطعی که روابط آنکارا و واشنگتن در حوزه دفاعی نیز در حال بازتعریف است.
منبع: The Cradle
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️تحقیقاتی درباره احمد داووداوغلو آغاز شد
🔹 دادستانی جمهوری آنکارا علیه احمد داووداوغلو، رئیس سابق حزب آینده ترکیه، به اتهام «توهین به رئیسجمهور» تحقیقاتی را بر اساس ماده ۲۹۹/۱ قانون مجازات ترکیه آغاز کرد. این پرونده در پی انتشار مجدد ویدئویی قدیمی از سخنان داووداوغلو در شبکههای اجتماعی گشوده شده است.
🔸 داووداوغلو در این ویدئو که مربوط به سفر او به دیاربکر در سال ۲۰۲۲ است، با اشاره به دوره نخستوزیری خود گفته بود اگر اعتراض نمیکرد، نخستوزیریاش از دست نمیرفت و میتوانست مانند نخستوزیر و وزیران پس از خود، ثروتش را افزایش دهد. او در ادامه اتهاماتی درباره خوردن «لقمه حرام»، ثروتمند کردن اطرافیان، وزیر کردن داماد و ثروتمند کردن بستگان و واگذاری ترکیه به پنج پیمانکار مطرح کرده بود.
🔹 دادستانی آنکارا اعلام کرده است که پس از بررسی، اظهارات موجود در این مطالب را مشمول جرم «توهین به رئیسجمهور» تشخیص داده و تحقیقات قضایی را آغاز کرده است.
🔸 این پرونده در شرایطی گشوده شده که حزب آینده، به رهبری داووداوغلو، عملاً از صحنه سیاسی ترکیه خارج شده است. این حزب که در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۹ تأسیس شده بود، در کنگره انحلال خود در ۲۲ اوت ۲۰۲۶، با رأی نمایندگان تصمیم به پایان فعالیت سیاسی و انحلال رسمی گرفت.
🔹 داووداوغلو پیشتر در ۲۹ ژوئیه و در بیانیهای با عنوان «برای ترکیه فردا» اعلام کرده بود که حزب آینده فعالیت سیاسی خود را متوقف خواهد کرد. او دلیل این تصمیم را وضعیت بحرانی نظام سیاسی و حزبی ترکیه دانسته و گفته بود کشور با دو وضعیت همزمان مواجه است: «انحصار قدرت» از یک سو و «تفرقهای که نیروهای سیاسی جایگزین را بیاثر میکند» از سوی دیگر.
🔸 او همچنین گفته بود فساد و انحطاطی که در سیاست آغاز شده، بدون توجه به مرزبندیهای حزبی به تمام بخشهای جامعه سرایت کرده و سازوکارهای سیاسی موجود تا حد زیادی توان بازسازی و اصلاح خود را از دست دادهاند.
منبع: مدیاسکوپ
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ مهم نیست چه کسی در نوامبر پیروز شود؛ آنکارا از پیش محاسبات خود را انجام داده است
✍️ ریچارد اوتزن
🔹واشنگتن عادت دارد ناممکن را چنان جلوه دهد که گویی اجتنابناپذیر است. نظرسنجیها فشرده میشوند، تحلیلگران بر شدت پیشبینیهای خود میافزایند و همه از ۶۰ روزی سخن میگویند که قرار است سرنوشت همهچیز را تعیین کند؛ گویی ۶۰ روز زمان زیادی است و گویی کسی واقعاً میداند یک کشور چه تصمیمی خواهد گرفت، پیش از آنکه تصمیمش را گرفته باشد.
🔸دیپلماتهای ترکیه طی دو سال گذشته واشنگتن را مانند ملوانی زیر نظر داشتهاند که چشم به آبوهوایی دارد که هنوز نرسیده است؛ نه از سر نگرانی، بلکه با صبر مشخص کسانی که پیشتر از این آبها عبور کردهاند.
🔹آنکارا برای هر جناحی که ممکن است در آینده اهمیت پیدا کند، کانالهایی ایجاد کرده است: جمهوریخواهانی که ترکیه را متحد ناتویی میدانند که حاضر به جنگیدن است؛ دموکراتهایی که ممکن است به دلیل مواضع آنکارا در قبال بنیامین نتانیاهو به آن نزدیکتر شوند؛ و کنگرهای که فارغ از ترکیب آن در ژانویه، همچنان در منطقه به شریکی نیاز خواهد داشت که تلفن را پاسخ دهد.
🔸اکنون این راهبرد در حال آزمودهشدن است.
جنگ در خلیج فارس طولانی شده، تورم همچنان بهطور کامل عقبنشینی نکرده و جناح سوسیالیست درون حزب دموکرات، ساختار سیاسیای را که تصور میکرد ائتلاف خود را بهخوبی میشناسد، دچار تنش کرده است.هیچکدام از این تحولات مستقیماً به ترکیه مربوط نیست؛ اما همه آنها برای ترکیه اهمیت زیادی دارند.
🔹با وجود پیامدهای اقتصادی «اپیک فیوری» و افزایش تردیدهای عمومی در ترکیه درباره جنگ، آنکارا توانسته است سیاست خارجی مستقلی را دنبال کند و همزمان روابط نزدیک خود با دولت ترامپ را حفظ کند. محبوبیت آمریکا در افکار عمومی ترکیه نیز در حال بهبود بوده است.
🔸اما اگر جمهوریخواهان یکی یا هر دو مجلس کنگره را از دست بدهند، حفظ این موازنه برای آنکارا دشوارتر خواهد شد؛ بهویژه اکنون که پایان ریاستجمهوری ترامپ دیگر یک واقعیت دوردست نیست.
سناریوی اول: واشنگتن زخمی و حواسپرت
🔹اگر جمهوریخواهان در هر دو مجلس شکست بخورند، دموکراتها احتمالاً تحقیقات گسترده و حتی روند استیضاح علیه ترامپ و دولت او را آغاز خواهند کرد و کنترل کمیتههای کلیدی سیاست خارجی و دفاعی را در دست میگیرند.
🔸در چنین شرایطی، روابط ترکیه و کنگره آمریکا احتمالاً دشوارتر میشود. همکاری دفاعی و دیپلماتیک همچنان ستون روابط دو کشور خواهد بود، اما موضوعاتی مانند S-400/F-35 و گسترش تجارت ممکن است به حاشیه رانده شوند.
🔹دموکراتهای کنگره سابقه سختگیری بیشتری نسبت به ترکیه دارند و این سناریو میتواند دشوارترین وضعیت برای آنکارا باشد.
سناریوی دوم: محدودشده، اما پابرجا
🔸اگر تا پیش از انتخابات آتشبسی در خلیج فارس شکل بگیرد، دادههای اقتصادی سهماهه سوم مثبت باشد یا اختلاف میان میانهروها و ترقیخواهان دموکرات به کاهش مشارکت آنان منجر شود، جمهوریخواهان ممکن است بخشی از زیانهای خود را جبران کنند.
🔹حفظ کنترل سنا برای روابط واشنگتن و آنکارا اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا سنا در سیاست خارجی نقش پررنگتری از مجلس نمایندگان دارد و همچنین تنها سناست که میتواند رئیسجمهور را از قدرت برکنار کند.
🔸در این وضعیت، حتی در صورت درگیری ترامپ با مجلس نمایندگان، تمرکز بیشتر او بر سیاست خارجی و میراث بینالمللیاش میتواند به سود ترکیه باشد.
سناریوی سوم: شگفتی نوامبر
🔹سناریوی سوم، هرچند احتمال کمتری دارد، این است که جمهوریخواهان هر دو مجلس را حفظ کنند. در این صورت، ترامپ در دو سال پایانی ریاستجمهوری فضای بیشتری برای پیشبرد پروژههای میراثی و برنامهریزی برای جانشینی سیاسی خواهد داشت.
🔸چنین شرایطی مستقیماً میتواند به تعمیق همکاری ترکیه و آمریکا، بهویژه در حوزه تجارت و صنایع دفاعی، کمک کند و سفر دسامبر اردوغان به آمریکا در چارچوب نشست G20 را نیز با فضای خوشبینانهتری همراه سازد.
🔹نظرسنجیها همچنان رقابت مجلس نمایندگان را بسیار نزدیک نشان میدهند و بازارهای پیشبینی، شانس دموکراتها برای تصاحب آن را بالاتر میدانند؛ با این حال، پیشبینیهای انتخاباتی همواره مستعد خطا هستند.
🔸ترکیه طی دو دهه گذشته آسیبپذیری خود در برابر نتایج انتخابات آمریکا را از طریق پوشش دیپلماتیک، دیپلماسی چندمحوری، سرمایهگذاری در قدرت سخت و بهرهگیری هوشمندانه از موقعیت جغرافیایی کاهش داده است.
🔹مزیت آنکارا در دولت تقسیمشده یا عملکرد بهتر جمهوریخواهان، بیشتر از پیروزی کامل دموکراتهاست؛ اما حتی پیروزی دموکراتها نیز فرصتهایی برای ترکیه ایجاد خواهد کرد.
🔸آنکارا برای هر سه سناریو آماده میشود.
منبع: Türkiye Today
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ چگونه اسرائیل با همکاری یونان، امارات و هند در پی مقابله با «توافق مکه» است؟
🔹با شکلگیری «توافق مکه برای دفاع مشترک» در ۷ اوت ۲۰۲۶، معادلات امنیتی خاورمیانه وارد مرحلهای تازه شده است. این توافق میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان پاسخی به خلأی است که در معماری امنیتی منطقه ایجاد شده است. برای دههها، امنیت خاورمیانه بر دو فرض استوار بود: آمریکا ضامن اصلی ثبات منطقه است و کشورهای عربی میتوانند بحرانهای خود را بدون ایجاد یک ساختار امنیتی مشترک مدیریت کنند. جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هر دو فرض را تضعیف کرد.
🔸واشنگتن بیش از گذشته چین و رقابت در آسیا را تهدید اصلی خود میداند و میکوشد هزینه حضورش در خاورمیانه را کاهش دهد. در چنین شرایطی، «توافق مکه» با تکیه بر اصل بازدارندگی جمعی شکل گرفته است؛ به این معنا که حمله مسلحانه به یکی از سه کشور، حمله به همه آنها تلقی خواهد شد. ترکیه با دومین ارتش بزرگ ناتو، عربستان بهعنوان قدرت بزرگ انرژی و پاکستان بهعنوان تنها قدرت هستهای جهان اسلام، در صورت هماهنگی واقعی، ظرفیت قابل توجهی ایجاد میکنند.
🔹همین مسئله نگرانی اسرائیل را افزایش داده است. تلآویو بهویژه نگران گسترش این توافق به دیگر کشورهای اسلامی است؛ زیرا چنین روندی میتواند موقعیت اسرائیل را در منطقه تضعیف کند. به همین دلیل، اسرائیل در حال تقویت جبههای در برابر آن است که از شرق مدیترانه تا جنوب آسیا امتداد مییابد.
🔸در این میان، یونان به دلیل رقابت و اختلافات عمیق با ترکیه، شریک طبیعی اسرائیل به شمار میرود. هند نیز به دلیل نگرانیهایش درباره پاکستان، جایگاه مهمی در این معادله دارد و امارات متحده عربی نیز به واسطه روابط نزدیک با اسرائیل و اختلافاتش با عربستان، میتواند بخشی از این آرایش باشد. حتی احتمال نزدیک شدن اسرائیل به ارمنستان نیز مطرح شده است، هرچند روابط مثبت ایروان و آنکارا همچنان مانعی در این مسیر است.
🔹نشانههای عملی این روند را میتوان در روابط نظامی اسرائیل و یونان دید. دو طرف در اول سپتامبر قراردادی نظامی به ارزش ۳.۶ میلیارد دلار امضا کردند که شامل فروش سه سامانه پدافند هوایی اسرائیلی به یونان است. این توافق همزمان با افزایش تنش میان آتن و آنکارا اهمیت بیشتری پیدا میکند. استقرار پهپادهای ترکیه در نزدیکی جزایر ساموثراکی و لمنوس و برنامه یونان برای ایجاد پایگاه جدید پهپادی در رودس، نشانههایی از تشدید رقابت در دریای اژه است.
🔸اسرائیل در کنار ایجاد ائتلافهای دولتی، به استفاده از شکافهای قومی و سیاسی نیز میاندیشد. حمایت از گروههای بلوچ و پشتون مخالف دولت پاکستان، در صورت تحقق، میتواند مکمل فشار هند و اسرائیل بر اسلامآباد باشد.
🔹اما نگرانی اصلی تلآویو صرفاً قدرت نظامی «توافق مکه» نیست. مسئله مهمتر، شکلگیری تدریجی یک شبکه امنیتی مستقل از آمریکا در جهان اسلام است. حتی دونالد ترامپ نیز از توافق مکه بهعنوان گامی مهم برای افزایش توان دفاعی اعضای آن تمجید کرده است؛ موضوعی که با تلاش واشنگتن برای حفظ نفوذ خود در منطقه تناقضهایی ایجاد میکند.
🔸به همین دلیل، آنچه اکنون در حال شکلگیری است را نباید صرفاً رقابت میان دو پیمان نظامی دانست. مسئله بر سر آینده معماری امنیتی خاورمیانه است: آیا منطقه همچنان به تضمینهای قدرتهای خارجی وابسته خواهد ماند یا به سمت ترتیبات امنیتی منطقهای حرکت خواهد کرد؟ «توافق مکه» هنوز برای تبدیل شدن به یک ساختار پایدار با موانع جدی روبهروست، اما نگرانی اسرائیل از گسترش آن نشان میدهد که تلآویو احتمالاً آن را صرفاً یک توافق نمادین نمیبیند.
منبع: عربی21
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
Repost from خبری تحلیلی سیاق
🌍 در همسایگی ما چه میگذرد؟
پایگاه خبری-تحلیلی «سیاق»، شما را در جریان مهمترین تحولات همسایگان ایران و منطقه غرب آسیا قرار میدهد.
🔹 پوشش تخصصی رویدادهای سیاسی
🔹 تحلیل روندهای اقتصادی_تجاری منطقه
🔹 رصد فضای فرهنگی_اجتماعی همسایگان
👇 به جمع تحلیلگران و علاقهمندان به مسائل منطقه بپیوندید:
🔗 @syaaq_ir
🔗 @syaaq_ir
🔗 @syaaq_ir
Repost from خبرگزاری جمهوری اسلامی - ایرنا
پوشش زنده؛
🎥بقائی: پیمان امنیتی ترکیه-پاکستان-عربستان را تهدید نمیبینیم/کشورهای منطقه به این نتیجه رسیدهاند که باید برای صیانت از امنیت خود به همکاری و اعتماد متقابل با یکدیگر روی بیاورند
سخنگوی وزارت امور خارجه در پاسخ به این پرسش که «نخستین نشست سازوکار دفاعی سهجانبه ترکیه، عربستان و پاکستان دیروز در استانبول برگزار شد و موضوعاتی مانند هماهنگی اطلاعاتی و افزایش قابلیت همکاری نظامی در دستور کار قرار گرفت. با توجه به اینکه ترکیه یکی از اعضای این سازوکار است، آیا ایران در روزهای اخیر از طرف آنکارا درباره محتوای این نشست و ابعاد امنیتی مرتبط با ایران توضیح یا اطمینان دریافت کرده بود و مشخصاً آیا تهران درباره اینکه این سازوکار نباید در هیچ شرایطی علیه ایران مورد استفاده قرار بگیرد، با ترکیه گفتوگویی داشته است؟» گفت:
🔹ما هیچ دلیلی نمیبینیم که پیمانی میان سه کشور اسلامی، سه کشور اسلامی که مستقیم یا غیرمستقیم بارها از طرف رژیم صهیونیستی مورد تهدید قرار گرفتهاند، آن پیمان را به عنوان تهدیدی علیه خودمان قلمداد بکنیم.
🔹ترکیه در همین روزهای اخیر دیدید که به چه نحو از طرف رژیم صهیونیستی مورد خطاب قرار گرفت. ادعاهای ارضی که رژیم صهیونیستی در قالب توهم اسرائیل بزرگ علیه عربستان داشته و مواضعی که علیه پاکستان داشته، اینها همه روشن است که کشورهای اسلامی منطقه از یک سو به این نتیجه رسیدهاند که نمیتوانند امنیت خودشان را متکی به وعدههای آمریکا کنند، چون آمریکا فقط تنها دغدغهاش حفظ مطامع رژیم صهیونیستی است و از سوی دیگر به این نتیجه رسیدهاند که باید برای صیانت از امنیت خودشان به همکاری و اعتماد متقابل با یکدیگر روی بیاورند.
🔹در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران با این کشورها در گفتوگو بوده است. ترکیه همسایه بسیار مهم و دارای روابط خوب با ماست و حتماً در همه زمینهها ما به رایزنیهایمان ادامه خواهیم داد.
https://irna.ir/xjY8mZ
@IRNA_1313
⭕️ مدل سیاسی جدید ارمنستان و ظهور «ارمنستان واقعی»
🔹اهمیت برنامه جدید دولت ارمنستان در یک تصمیم مشخص خلاصه نمیشود؛ اهمیت آن در این است که مجموعهای از تغییرات ظاهراً جدا از هم، در حال شکل دادن به یک مدل سیاسی جدید هستند. فاصله گرفتن از ساختار امنیتی روسیه، بازنگری در کنترل روسیه بر زیرساختهای راهبردی، تدوین قانون اساسی جدید، حرکت به سوی عضویت در اتحادیه اروپا، توسعه ارتباطات منطقهای و حتی مناقشه با کلیسای حواری ارمنی، اکنون اجزای یک پروژه واحد به نظر میرسند.
🔸نیکول پاشینیان این روند را در قالب ایده «ارمنستان واقعی» و گذار به «جمهوری چهارم» تعریف کرده است. برنامه دولت برای سالهای ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۱ نیز بیش از آنکه مجموعهای از سیاستهای بخشی باشد، تلاشی برای تثبیت برداشت تازهای از دولت ارمنستان است.
🔹یکی از روشنترین نشانهها، رابطه با سازمان پیمان امنیت جمعی است. ارمنستان هنوز رسماً عضو این سازمان است، اما مشارکت خود را متوقف کرده، حق عضویت نمیپردازد و قصد ندارد طی پنج سال آینده به فعالیت فعال در آن بازگردد. پاشینیان حتی گفته است اگر سازمان پیمان امنیت جمعی ارمنستان را اخراج کند، از چنین تصمیمی استقبال خواهد کرد. این ابهام برای ایروان مفید است: فاصله گرفتن از ساختار امنیتی روسیه بدون آنکه فعلاً به یک گسست رسمی و کامل با مسکو تبدیل شود.
🔸همین منطق درباره راهآهن ارمنستان نیز دیده میشود. امتیاز راهآهن که تا سال ۲۰۳۸ در اختیار روسیه است، با برنامه ایروان برای پیوستن به شبکههای جدید حملونقل بینالمللی در تضاد فزاینده قرار گرفته است. پاشینیان پیشنهاد انتقال این امتیاز به کشوری ثالث را مطرح کرده و از قزاقستان، امارات و قطر بهعنوان گزینههای احتمالی نام برده است.
🔹اما عمیقترین تغییر، شاید در قانون اساسی باشد. پاشینیان میخواهد اشاره به اعلامیه استقلال ۱۹۹۰ از قانون اساسی آینده حذف شود، زیرا آن را بخشی از منطق سیاسی جنبش قرهباغ و در نتیجه منطق منازعه میداند. این مسئله با روند صلح با آذربایجان ارتباط مستقیم دارد، اما معنای آن فراتر از باکو است: تلاش برای جدا کردن هویت سیاسی جمهوری آینده ارمنستان از میراث ایدئولوژیکی دوران شکلگیری جمهوری سوم.
🔸مفهوم «ارمنستان واقعی» دقیقاً در همین نقطه معنا پیدا میکند. ارمنستان قرار است نه بر یک دستور کار تاریخی و سرزمینی گسترده، بلکه بر قلمرو به رسمیت شناختهشده ۲۹٬۷۴۳ کیلومتر مربعی، شهروندانش و کارکردهای عملی دولت تعریف شود. «جمهوری چهارم» در این نگاه، جمهوریای مبتنی بر صلح است، نه منازعه.
🔹ارتباطات منطقهای نیز بخش اقتصادی همین پروژه است. اجرای طرح TRIPP میتواند ارمنستان را از طریق آذربایجان به شبکه ریلی بینالمللی متصل کند و مسیرهایی به آسیای مرکزی، روسیه، ایران و دریای سیاه ایجاد کند. باز شدن مرزها با آذربایجان و ترکیه، اگر عملی شود، ساختار جغرافیاییای را تغییر خواهد داد که طی دههها وابستگی اقتصادی و امنیتی ارمنستان به روسیه را تقویت کرده بود.
🔸گرایش اروپایی نیز باید در همین چارچوب دیده شود. دولت ارمنستان آمادهسازی برای درخواست رسمی عضویت در اتحادیه اروپا را آغاز میکند، اما همزمان از سیاست خارجی «متعادل و متوازن» سخن میگوید. هدف صرفاً جایگزین کردن مسکو با بروکسل نیست؛ بلکه ایجاد گزینههای بیشتر از طریق بهبود روابط با گرجستان، ایران، ترکیه و آذربایجان است.
🔹درگیری دولت با کلیسای حواری ارمنی نیز بخشی از همین بازتعریف است. برنامه دولت تغییراتی در رهبری و ساختار اداره کلیسا را مطرح کرده است. این مسئله تنها به موقعیت اسقف اعظم گارگین دوم مربوط نمیشود. کلیسا قرنها یکی از پایههای حفظ هویت ارمنی، بهویژه در میان دیاسپورا، بوده و تغییر رابطه آن با دولت به معنای بازتعریف نسبت جمهوری مدرن ارمنستان با هویت تاریخی و نهادهایی است که خود را نماینده ملت ارمنی فراتر از مرزهای کشور میدانستند.
🔸اگر این تحولات را کنار هم بگذاریم، جهتگیری روشنتر میشود: ارمنستان در حال تلاش برای جایگزین کردن ساختاری است که در سه دهه گذشته تحت تأثیر مناقشه قرهباغ و نظام ژئوپلیتیکی پیرامون آن شکل گرفته بود؛ ساختاری که بر مرزهای بهرسمیتشناختهشده، ادغام منطقهای، تنوعبخشی به روابط خارجی و منافع جمهوری ارمنستان بهعنوان یک دولت مستقل استوار باشد.
🔹این پروژه البته شکننده است. شکست روند صلح با آذربایجان، تشدید رویارویی با روسیه یا قطبیشدن جامعه بر سر قانون اساسی و کلیسا میتواند چند بخش آن را همزمان تضعیف کند.
🔸اما جهت حرکت روشنتر از گذشته است. ارمنستان فقط در حال بازنگری در ائتلافهای خود نیست؛ این کشور در تلاش است تعریف کند پس از پایان عصر سیاسی شکلگرفته حول جنبش قرهباغ، چه نوع دولتی میخواهد باشد.
منبع: کاسپین آلپاین
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ پوسترهای مسکو؛ آیا ملیگرایان افراطی در مناقشه آذربایجان مستقل از کرملین عمل میکنند؟
🔹27 اوت، در شرایطی که اعتراضات سیاسی مستقل در روسیه بهشدت محدود شده، گروهی از ملیگرایان افراطی در مقابل نمایندگی دیپلماتیک جمهوری آذربایجان در مسکو تجمع کردند و سه پوستر علیه باکو نصب کردند.
🔸این اقدام در نگاه نخست ممکن است یک اعتراض کوچک و حاشیهای به نظر برسد، اما یک پرسش مهم را مطرح میکند: آیا گروههای ملیگرای روس میتوانند بدون اطلاع یا رضایت کرملین، در روابط مسکو و باکو مداخله کنند؟
🔹هنوز پاسخ روشنی وجود ندارد. مسئله اصلی این نیست که کرملین پس از وقوع اعتراض از آن مطلع شده یا نه؛ پرسش مهمتر این است که حکومت روسیه برای فعالیت چنین گروههایی چه محدودهای تعیین کرده و کدام نوع اعتراض را تحمل میکند.
🔸معترضان، جمهوری آذربایجان را به شکنجه اتباع روس، حمایت از اوکراین و اتخاذ سیاستی ضدروسی متهم کردند و شعارهایی همچون «خون روسها بر دستان شماست» و «دست از سر شهروندان روس بردارید» سر دادند. وزارت خارجه آذربایجان این اقدام را «تحریک غیرقابل قبول» خواند و از مسکو خواست درباره آن تحقیق و امنیت نمایندگی دیپلماتیک این کشور را تضمین کند.
🔹اما این نخستین اقدام این گروه علیه آذربایجان نیست. دقیقاً یک سال پیش، در ۲۷ اوت ۲۰۲۵، سه عضو همین جریان مقابل کنسولگری آذربایجان در سنپترزبورگ تجمع کرده بودند. آن زمان، اعتراضها علاوه بر روابط باکو و آنکارا و حمایت آذربایجان از اوکراین، به رقابت این کشور با روسیه در بازار انرژی نیز مربوط میشد.
🔸گروه برگزارکننده، خود را وابسته به «روسیه دیگر» ادوارد لیمونوف معرفی میکند؛ سازمانی که از سوی دادگاه روسیه افراطی اعلام و در سال ۲۰۰۷ ممنوع شد. این جریان ملیگرایی روسی، نوستالژی شوروی و ایدههای امپریالیستی را درهم میآمیزد و اعضای آن از جنگ روسیه علیه اوکراین حمایت کردهاند.
🔹با این حال، همسویی بخشی از مواضع این گروه با سیاست خارجی کرملین به معنای کنترل مستقیم آن توسط حکومت نیست. ملیبلشویکها در مقاطعی علیه نهادهای روسیه نیز اعتراض کردهاند؛ از بانک مرکزی گرفته تا روسکومنادزور. حتی در تازهترین موضعگیری درباره آذربایجان، آنها وزارت خارجه روسیه را به کوتاهی در دفاع از سه شهروند روس متهم کردند.
🔸از این منظر، اعتراض اخیر تنها متوجه باکو نیست. بخشی از خشم این گروه متوجه سیاست خود کرملین است که از نگاه آنان در برابر آذربایجان به اندازه کافی سختگیرانه نیست.
🔹با این حال، مسئله «رفتار ترجیحی» حکومت روسیه نسبت به این جریان همچنان پابرجاست. در روسیه، اعتراضهای ضدجنگ بهشدت سرکوب شدهاند؛ در مقابل، گروههایی که از جنگ حمایت میکنند اما خواستار برخورد سختتر حکومت هستند، فضای بیشتری برای فعالیت عمومی، جمعآوری کمک مالی و فعالیت در شبکههای اجتماعی دارند.
🔸به همین دلیل، نمیتوان از این اعتراض نتیجه گرفت که اقدام مقابل نمایندگی آذربایجان به دستور کرملین انجام شده است. اما این رویداد بار دیگر مرز مبهم میان «اقدام مستقل» و «تحملشده از سوی حکومت» در فضای سیاسی روسیه را برجسته میکند.
🔹اهمیت موضوع برای روابط روسیه و آذربایجان نیز در همین نقطه است. در شرایطی که اختلافات دو کشور بر سر بازداشت اتباع روس، جنگ اوکراین، قرهباغ و فعالیت رسانههای روس علیه باکو افزایش یافته، گروههای ملیگرای افراطی میتوانند به ابزاری برای تشدید فشار اجتماعی و سیاسی علیه آذربایجان تبدیل شوند؛ حتی اگر مستقیماً از کرملین دستور نگرفته باشند.
🔸بنابراین پرسش دقیقتر شاید این نباشد که «آیا کرملین پشت این اعتراض است؟» بلکه این باشد که کرملین تا کجا اجازه میدهد ملیگرایان روس در پرونده آذربایجان پیش بروند و چه زمانی تصمیم میگیرد این فعالیتها را متوقف کند؟
منبع: جم نیوز
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ چین پیمان مکه را چگونه ارزیابی کرده و درباره ترکیه چه گفته است؟
✍️ ندرت ارسانل
🔹ائتلاف ترکیه، پاکستان و عربستان سعودی فقط یک توافق امنیتی میان سه کشور نیست. اگر دامنه آن را از غرب آسیا و خلیج فارس تا قفقاز و آسیای مرکزی دنبال کنیم، با اقدامی روبهرو میشویم که میتواند مسیرهای تازهای برای سیاست منطقهای و حتی نظم جهانی باز کند. به همین دلیل، این پرسش اهمیت دارد که چین پیمان مکه را چگونه میبیند.
🔸پاسخ پکن شاید در نگاه اول عجیب باشد: چین این پیمان را نشانهای از آشکارتر شدن ضعف قدرت آمریکا میداند و از آن استقبال میکند.
🔹چرا باید پیمانی که با حمایت غرب و تأیید دونالد ترامپ شکل گرفته و حتی چین را یکی از رقبای اصلی نظم جدید میداند، از نگاه پکن اتفاقی مثبت باشد؟
برای فهم این مسئله باید به مفهوم «ضعف آمریکا» از نگاه چین توجه کرد. جنگ ایران نمونه روشنی است، اما تحولاتی که در شرق آسیا رخ داده نیز اهمیت زیادی دارد. تلاش واشنگتن برای کاهش حضور نظامی در کره جنوبی، کاهش هزینههای دفاعی، تعلیق برخی رزمایشهای مشترک و درخواست سالانه ۱۰ میلیارد دلار از سئول، کره جنوبی را بهسرعت به سمت رایزنی با چین سوق داد.
🔸همزمان، ترامپ از تمایل خود برای دیدار با کیم جونگ اون سخن گفت و حتی گزارشهایی درباره احتمال پیشنهاد خروج نیروهای آمریکایی از کره جنوبی در برابر توقف اعزام نیروهای کره شمالی به جنگ اوکراین منتشر شد. چنین تحولاتی فقط سئول را نگران نکرد؛ ژاپن و هند نیز پیام آن را دریافت کردند.این همان چیزی است که چین از آن بهعنوان نشانههای کاهش اتکای کشورها به تضمینهای آمریکا یاد میکند.
🔹آمریکا همچنان قدرت نظامی بزرگی است و احتمالاً برای مدتی چنین خواهد ماند، مگر اینکه مشکلات اقتصادی آن شدت بیشتری پیدا کند. اما وضعیت ژئوپلیتیکی جدید فرصتی برای کشورهای متوسط فراهم کرده تا برای حفظ منافع خود، گزینههای بیشتری داشته باشند.
🔸ترکیه نیز دقیقاً از همین زاویه به مسائل منطقه نگاه میکند. آنکارا بارها گفته است کشورهای منطقه باید خودشان مسئولیت حل مسائل امنیتی پیرامون خود را بر عهده بگیرند؛ زیرا مداخله قدرتهای خارجی نهتنها مشکلات را حل نکرده، بلکه اغلب مسائل تازهای ایجاد کرده است. پیمان مکه را نیز میتوان در همین چارچوب دید: نوعی «مالکیت منطقهای» بر امنیت.
🔹چین نیز دقیقاً چنین برداشتی دارد. از نگاه پکن، پیمان مکه میتواند بخشی از حرکت از نظمی باشد که یک ابرقدرت در آن قواعد را تعیین میکند، به نظمی چندقطبی که در آن کشورهای منطقه آزادی مانور بیشتری دارند.
🔸پیمان مکه البته برای ترکیه معنای دیگری هم دارد. برای آنکارا، این توافق سطح بالاتری از تلاش برای تعمیق روابط با جهان اسلام و عرب و در عین حال افزایش تنوع و آزادی عمل راهبردی ترکیه است.
🔹اما یک پرسش مهم همچنان باقی است: اگر آمریکا، بریتانیا و غرب از چنین روندی حمایت میکنند، آیا مسیر آن الزاماً به سود ترکیه خواهد بود؟ پاسخ هنوز روشن نیست.
با این حال، برداشت چین از پیمان مکه بسیار قابل توجه است. گلوبال تایمز، روزنامه نزدیک به حزب کمونیست چین، نوشته است این ابتکار میتواند نقشه منطقه را تغییر دهد و کشورهای خلیج فارس را از وابستگی به یک قطب واحد به سمت توازن چندقطبی سوق دهد. در همین تحلیل، ترکیه نیز میتواند از یک عضو حاشیهای ناتو به یکی از معماران اصلی امنیت جهان اسلام تبدیل شود.
🔸پکن البته پیمان مکه را الزاماً معادل یک ناتوی جدید نمیداند و انتظار ندارد اعضای آن در نخستین بحران به شکل نظامی وارد میدان شوند. اهمیت پیمان برای چین بیشتر در پیام سیاسی آن است: کشورهای منطقه دیگر نمیخواهند امنیت خود را تنها به تضمینهای واشنگتن وابسته کنند.
🔹کشورها در حال توزیع ریسک و متنوع کردن منابع امنیتی خود هستند؛ همان روندی که امروز در کره جنوبی، ژاپن و هند نیز دیده میشود.
🔸اینکه ارزیابی چین تا چه اندازه دقیق است و آیا این تحلیل صرفاً بخشی از رقابت پکن با واشنگتن است، زمان مشخص خواهد کرد. اما یک سؤال جدی باقی میماند: اگر آمریکا نه در خاورمیانه و نه حتی برای همه شرکای خود در حوزه چین و اقیانوس آرام نتواند تضمین امنیتی قابل اتکایی فراهم کند و همزمان سیاستهایی برای کاهش حضور خود در پیش بگیرد، چگونه میخواهد تعادل قدرت جهانی را حفظ کند؟
منبع: ینی شفق
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
⭕️ آیا همکاری مصر و ترکیه در لیبی میتواند کاری را انجام دهد که آمریکا نتوانست؟
✍️ قطب العربی
🔹از زمانی که لیبی عملاً میان شرق و غرب تقسیم شد، نمیتوان حضور پررنگ مصر و ترکیه در این کشور را نادیده گرفت. قاهره از نیروهای شرق و خلیفه حفتر حمایت کرد و آنکارا به درخواست دولت دارای مشروعیت بینالمللی، با اعزام نیروی نظامی از دولت طرابلس پشتیبانی کرد. رقابت دو کشور در سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ حتی تا آستانه رویارویی مستقیم پیش رفت؛ زمانی که نیروهای حفتر برای تصرف طرابلس تلاش میکردند و مصر در ژوئن ۲۰۲۰ شهر سرت را «خط قرمز» اعلام کرد.
🔸اما روابط قاهره و آنکارا تغییر کرده و این تغییر، معادلات لیبی را نیز دگرگون ساخته است. سفر رجب طیب اردوغان به مصر در فوریه ۲۰۲۴ نقطه عطفی در عبور دو کشور از رقابت به همکاری بود و این روند از سال ۲۰۲۵ به سمت مشارکت راهبردی حرکت کرد. ترکیه در همین دوره روابط خود را با شرق لیبی گسترش داد و مصر نیز بهتدریج به غرب کشور نزدیک شد؛ همان بخشی که پیشتر دولت و نیروهای آن را دشمن میدانست.
🔹این تحول یک مزیت مهم برای قاهره و آنکارا ایجاد کرده است: هر دو کشور اکنون با طیف گستردهتری از بازیگران لیبیایی ارتباط دارند و میتوانند با طرفهایی گفتوگو کنند که زمانی در دو سوی یک منازعه قرار داشتند. این ویژگی آنها را از میانجیگری آمریکا و حتی تلاشهای سازمان ملل متمایز میکند.
🔸واشنگتن نیز از طریق مسعد بولوس تلاش کرد راهحلی سیاسی بر پایه تقسیم قدرت و ادغام نهادهای ملی لیبی پیدا کند، اما این تلاش به نتیجه نرسید. اولویتهای آمریکا در لیبی بیش از هر چیز مقابله با حضور روسیه و دسترسی به نفت این کشور بود. در مقابل، مصر و ترکیه برای رسیدن به نتیجه فوری تحت فشار نیستند و میتوانند با احتیاط بیشتری میان شبکههای پیچیده قدرت در لیبی حرکت کنند.
🔹با این حال، نباید تصور کرد که همکاری مصر و ترکیه بهسادگی میتواند بحران لیبی را حل کند. توافق بر سر بانک مرکزی یا شرکت نفت و دستیابی به راهحلهای موقت و محدود ممکن است؛ اما تشکیل یک رهبری سیاسی واحد، ارتش متحد، قانون اساسی جدید و برگزاری انتخابات همچنان فاصله زیادی دارد.
🔸بزرگترین مانع، گروههای مسلحی هستند که بهویژه در غرب لیبی طی سالها موقعیت حقوقی، اقتصادی و اجتماعی پیدا کردهاند و حاضر نیستند بهآسانی امتیازات خود را از دست بدهند. حضور نظامی روسیه نیز مانعی دیگر است. مسکو از طریق «سپاه آفریقا» منافع نظامی خود را در لیبی دنبال میکند و هر توافقی که این منافع را نادیده بگیرد با مقاومت روسیه روبهرو خواهد شد. آمریکا نیز همچنان منافع خود، بهخصوص در حوزه نفت، را دنبال میکند.
🔹بنابراین، اگر مصر و ترکیه واقعاً بخواهند کاری را انجام دهند که واشنگتن و سازمان ملل نتوانستهاند، باید فراتر از میانجیگری میان شرق و غرب حرکت کنند. آنها باید متحدان خود را در مجلس نمایندگان، شورای عالی دولت و ساختارهای نظامی شرق و غرب برای پذیرش قانون اساسی جدید و تصویب قوانین مورد توافق انتخابات تحت فشار قرار دهند.
🔸همزمان، وحدت ارتش لیبی زیر یک فرماندهی ملی و تعیین تکلیف نیروهای خارجی باید در دستور کار قرار گیرد. برای خروج نیروهای خارجی نیز لازم است فرمولی پیدا شود که هم منافع مصر و ترکیه را تأمین کند و هم به روسیه و آمریکا اطمینان دهد که منافع مشروع آنها در لیبی نادیده گرفته نخواهد شد.
🔹اگر قاهره و آنکارا بتوانند چنین موازنهای را حفظ کنند، همکاری آنها میتواند یکی از معدود مسیرهای واقعبینانه برای عبور تدریجی لیبی از دوپارگی سیاسی باشد. اما فاصله میان یک توافق موقت و ساختن دولت واحد لیبی همچنان بسیار زیاد است.
منبع: fokusplus
🔵 مطالعات ترکیه و قفقاز
@turkeycaucasus
