en
Feedback
روان‌درمانی اگزیستانسیال

روان‌درمانی اگزیستانسیال

Open in Telegram

روان درمانی، فهم شیوه‌های بودن در جهان است. جهت گرفتنِ وقتِ روان‌درمانی در کلینیک اگزیستنس از راه‌های زیر اقدام فرمایید ◻️. @Existenceclinic ◻️. 09017363344 ◻️. existenceclinic.com ◻️. INSTAGRAM.com/existence.clinic

Show more
4 572
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Posts Archive
انسان مجمموع امکانات گذشته ، حال و آینده اش در ارتباط با جهان است(مدارد باس). #نقل_قول_اگزیستانسیال #مدارد_باس #تحلیل_دازاین
انسان مجمموع امکانات گذشته ، حال و آینده اش در ارتباط با جهان است(مدارد باس). #نقل_قول_اگزیستانسیال #مدارد_باس #تحلیل_دازاین #دازاین_کاوی #روان_درمانی_اگزیستانسیال

◇ یکنواختی ، بیهودگی و جبران : چشم‌انداز اگزیستانسیال به ملال (کسالت) _لورا بارنت مترجم: دکتر رزگار محمدی ● هایدگر (1995) از ارتباط متقابل ملال و بیماری خانه (homesickness) حرف می‌زند؛ به معنای اینکه در خانه نیستیم (به آلمانی lange Zeit haben). حالتی که ما را در برزخ بی‌تفاوتی و بی‌معنایی نگه می‌دارد. اضطرابی که اینجا تجربه می‌شود معادل با unheimlich’ امر غریب آشنا (uncanny’, literally not-at-home-like) است. در مورد این اضطراب کیرکگور می‌گوید: «کسالت بر چیزی استوار است که وجود را در هم می‌بافد، سرگیجه‌ای بی‌انتها، همانند نگاه کردن به درون‌چاهی که تهش ناپیداست» (کیرکگارد' 1987). ● هایدگر در توصیف خود از ملال فقط به‌صورت اختصار به مفاهیم رضایت و نارضایتی اشاره کرد همان‌گونه که مترداف‌های مختلف این واژه نشان داد . درواقع “رضایت عمیق” را می‌توان قطب مخالف “ملال عمیق” قرارداد. مابین جایی که هایدگر لحظه بینش و اصالت را قرارداد. اگر انزجار و سیری را مشخصه‌های ملال بدانیم جای تعجب نیست که حواس‌پرتی بیشتر ما برای هایی از آن، محکوم‌به شکست است. همان‌گونه که در مراجعین نیز می‌بینیم که انواع اعتیادها و اقدامات همانند مهمانی‌ها، روابط جنسی و اعمال خشونت‌آمیز برای غلبه بر آن وجود دارد اما درنهایت احساس پوچی باقی می ماند. ● کلمه " Ennui " کلمه‌ای رایج برای ملال در قرن 18 و 19 بریتانیا که از لاتین متأخر "inodiare" می‌آید که خود از عبارت "mihi est in odio " (به معنای تحت لفظی در بیزاری بودن، متنفر بودن) ریشه دارد. واژه فرانسوی ennui’ و انگلیسی annoy’ حس قوی از "بیزاری" را در بردارند. جالب است ترجمه هایی که دیکشنری چندزبانه از ennui’ ارائه می‌دهد شامل جنبه‌های ملال هستند که تاکنون برجسته شده است (بیزاری، رنج، خستگی، کسل بودن، یکنواختی، آکنده از نارضایتی و …). ● کلمه ennui’ برای سارتر و کامو با بی‌معنایی و بیگانگی دست‌به‌دست می‌شود. سارتر در این مورد می‌نویسد: واژه پوچی زیر قلم من می‌جوشد بعد فهمیدم کلید هستی، تهوع‌هایم و زندگی خود را یافته‌ام». احساسی که توسط مورسو در رمان بیگانه (آلبرکامو) نیز بیان می‌شود. کیرکگور (1978) می‌گوید: «همان‌گونه که یک ملوان باتجربه همیشه حواسش به دریا است و طوفان را از قبل تشخیص می‌دهد؛ بنابراین یک حالت روحی را همیشه باید از قبل تشخیص داد، قبل از وارد شدن به یک روحیه باید اثر آن را بر روی خود و احتمالاً بر دیگران بدانیم». ● نتیجه گیری ● " ملال دریچه‌ای به زمان بی‌نهایت است، سعی نکنید آن را ببندید، برعکس کاملاً آن را بازکنید …در ملال وجود خود را از یک منظر دیگر می‌بینیم " (برادسکی' 1997). کسی که خود را در برابر ملال سفت بگیرد (ببندد) در برابر خود نیز جبهه گرفته است. (نیچه' 1996). #ملال #بیهودگی #اگزیستانسیالیسم #لورا_بارنت #رزگار_محمدی #هایدگر #کامو #سارتر ☆ برای مطالعه این مقاله به صورت کامل و دیگر مقاله های تالیفی و ترجمه  به سایت "کلینیک اگزیستانس" مراجعه فرمایید‌. https://t.me/ExistentialAcademia

⦾ خوانش کافکا از کیرکگور: همواره در فرایند شدن نویسنده: راس کرایسپ مترجم: شهلا سلیمانی سورن کیرکگور ستایشگر تفکر اصیل اگزیستانس بود. کسی که هرگز معلم نبود اما دانش‌آموزی پیوسته در حال تلاش بود. او به‌جای ارائه متون معتبر، نویسنده‌ای بود که همواره امیدوار بود خوانندگانش به تجربة ذهنی خویش بیندیشند و به سمت بازتاب و انعکاس دقیقی از خود بروند. فرانتس کافکا یکی از این خوانندگان بود . کافکا در چندین نامه و در نوشته‌های دفترچه یادداشت و خاطراتش به چالش خواندن کیرکگور اشاره‌کرده است(کافکا و کیرکگور) . کسی که برای کافکا همانند دوست (دفترچه خاطرات، کافکا، 1992) و همین‌طور یک (خود وسوسه‌گر) بود (نامه، مارس 1918).  ⦾ درک کافکا از کیرکگور و از وضعیت هستی‌شناسی اضطراب و ناامیدی کافکا همانند کیرکگور در مورد مبارزات درونی خویش از جهان متضاد پدیداری –درونی نوشت. کافکا در جهان هنری خویش سعی می‌کند به سمت جهان معنوی یا روحی تعالی یابد درحالی‌که او محدود به این جهان متناهی بود. ساختن جهانی اگزیستانس گزینه ترجیحی کافکا در حفظ و نگه داشت نوشتن او مستلزم نوعی مشاهده از بالابود که در آن هرچه بیشتر خودمختارتر شود بیشتر پیرو قانونِ حرکت خویش می‌شود. عمیق‌تر می‌شود و لذت بیشتری در مسیر صعودی حرکت کردن را تجربه می‌کند (کافکا، دفتر خاطرات، 1922). بااین‌حال تجربة عملی کافکا از نظم اجتماعی همواره جهان نوشتن و درونی او را مورد تهدید قرار می‌داد. برای کافکا آزادی در قلب تمثیل‌ها و داستان‌های کوتاهش بود همانند داستان کوتاه جلوی در قانون و در رمان‌های محاکمه وقصر آزادی در یک امر پارادوکسیکال بود. نوشتن این‌ها مستلزم آگاهی بی‌واسطه از آزاد نبودنش بود. " اراده آزاد تو بدین معناست: آزاد هستی زمانی که کویر را می‌خواهی، آزاد هستی زیرا می‌توانی راهی را انتخاب کنی که منجر به کویر شود. آزاد هستی زیرا می‌توانی شیوه راه رفتن خویش را انتخاب کنی و همچنین او آزاد نیست چراکه باید از طریق این بیابان برود. او آزاد نیست چراکه هر گامش سطح کویری را لمس می‌کند که در مسیری هزارتوی ست (کافکا، 1991، ص 49-50، مقالات افزوده). " کافکا همانند شوالیه ایمانِ کیرکگور شاید با درد و اندوه آگاهی از آسیب‌پذیر بودنِ دائمی وجود خویش در مقابل محدودیت‌های جهان پدیداری آشتی کرده بود. شوالیه ایمانِ کیرکگور نمایانگر ایدئال سلامت ذهن است و گشوده بودن به ادامة زندگی باوجود وحشت دردِ مرگ است (بی کر، 1973، ص 258). این لزوماً مستلزم تجربه‌ای از تسلیم در برابر امر لایتناهی است که در آن درد سازش یا صلح و آرامش و تسلی وجود دارد (کیرکگور، 2003، ص 74) که مقدم بر ظهور ایمان است و دقیقاً درجایی آغاز می‌شود که تفکر در آنجا متوقف می‌شود (کیرکگور، 2003، ص 82)؛ بنابراین فردی که با تعارض و ناامیدی درونی خویش مواجهه می‌شود به‌طور شهودی به آگاهی از خود اصیل می‌رسد که اغلب اوقات آن را نفی یا انکار کرده است (کیرکگور، 2004). کافکا می‌نویسد: " از مرحلة معینی بعد از آگاهی (Erkenntnis) بیزاری، عدم‌کفایت، محدودیت و تحقیر خویش همه باید ناپدید شوند؛ یعنی مرحله بعد از آگاهی نقطه‌ای است که قدرت تشخیص ماهیت خویش رادارم که قبلاً چنین چیزی برای من بیگانه بود که مرا سرحال، خشنود و آزاد کند یا مرا تعالی ببخشد. تأثیر آن بیشتر گسترش یافت و مرا به این سطح بالاتر رساند. بیگانه بودن برای من متوقف نشد اما خود بودن برای من آغاز شد (کافکا، 1991، ص 44). " #کافکا #کیرکگور #راس_کرایسپ #شهلا_سلیمانی #مقاله #اگزیستانسیالیسم https://t.me/ExistentialAcademia

چه تفسیر عمیقی از رولومی و چقدر هنوزهم تازه است :گدایی امید راه را برای استثمار شدن ما توسط حقه بازها و شیادهای عرصه روان شنا
چه تفسیر عمیقی از رولومی و چقدر هنوزهم تازه است :گدایی امید راه را برای استثمار شدن ما توسط حقه بازها و شیادهای عرصه روان شناسی و حتی مذهب می کشاید افرادی که سروکله اشان پیدا می شود و توهم امید را به ما می فروشند همه این ها برای گریز از یاس پلید است #امید_یأس #رولومی_خوانی #روان_درمانی_اگزیستانسیال

‌‌عنوان مقاله: بدن مورد سوال در اگزیستنس افراد هیستریک: یک دیدگاه پدیدارشناختی نویسندگان: سیسیلیا ماریا اسپوزیتوآ، جووانی استانگلینی مترجم: امیرمحمد صفرانداقی این مقاله استدلال می‌کند که هیستری می‌تواند به عنوان یک بیماری پدیدارشناختی درک شود، به این معنی که این یک راه بودن در جهان است که توسط تجربیات و باورهای ما شکل می‌گیرد. نویسندگان استدلال می‌کنند که افراد مبتلا به هیستری با عدم اعتماد به نفس و نیاز به تأیید خارجی مشخص می‌شوند. آنها همچنین نسبت به نگاه دیگران آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند به راحتی تحت تأثیر نحوه دیده شدن خود قرار گیرند. نویسندگان استدلال می‌کنند که بدن نقش مرکزی در تجربه هیستری ایفا می‌کند. افراد مبتلا به هیستری اغلب حس تحریف‌شده یا تکه‌تکه‌شده‌ای از بدن خود دارند. آنها ممکن است احساس کنند که بدن آنها متعلق به آنها نیست یا اینکه کنترل بدن خود را ندارند. نویسندگان استدلال می‌کنند که این به این دلیل است که بدن از طریق نگاه دیگران تجربه می‌شود و افراد مبتلا به هیستری نسبت به نحوه دیده شدن خود بسیار آگاه هستند. نویسندگان در پایان استدلال می‌کنند که یک رویکرد پدیدارشناختی به هیستری می‌تواند به ما کمک کند تا تجربه افراد مبتلا به این بیماری را درک کنیم و درمان‌های بهتری را برای آن توسعه دهیم. در اینجا برخی از نکات کلیدی مقاله آورده شده است: 🔺هیستری یک بیماری پدیدارشناختی است، به این معنی که این یک راه بودن در جهان است که توسط تجربیات و باورهای ما شکل می‌گیرد. 🔺افراد مبتلا به هیستری با عدم اعتماد به نفس و نیاز به تأیید خارجی مشخص می‌شوند. آنها همچنین نسبت به نگاه دیگران آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند به راحتی تحت تأثیر نحوه دیده شدن خود قرار گیرند. 🔺بدن نقش مرکزی در تجربه هیستری ایفا می‌کند. افراد مبتلا به هیستری اغلب حس تحریف‌شده یا تکه‌تکه‌شده‌ای از بدن خود دارند. یک رویکرد پدیدارشناختی به هیستری می‌تواند به ما کمک کند تا تجربه افراد مبتلا به این بیماری را درک کنیم و درمان‌های بهتری را برای آن توسعه دهیم. 👈برای خواندن متن کامل مقاله به سایت existenceclinic.com مراجعه کنید. #هیستریا #پدیدارشناسی_اگزیستانسیال #اگزیستانس #ترجمه_مقاله #امیر_محمد_صفرانداقی #بدن_زیسته https://t.me/ExistentialAcademia

‌‌عنوان مقاله: بدن مورد سوال در اگزیستنس افراد هیستریک: یک دیدگاه پدیدارشناختی نویسندگان: سسیلیا ماریا اسپوزیتو و جیان‌وانی ستانگ‌ه‌لینی مترجم: امیرمحمد صفرانداقی این مقاله استدلال می‌کند که هیستری می‌تواند به عنوان یک بیماری پدیدارشناختی درک شود، به این معنی که این یک راه بودن در جهان است که توسط تجربیات و باورهای ما شکل می‌گیرد. نویسندگان استدلال می‌کنند که افراد مبتلا به هیستری با عدم اعتماد به نفس و نیاز به تأیید خارجی مشخص می‌شوند. آنها همچنین نسبت به نگاه دیگران آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند به راحتی تحت تأثیر نحوه دیده شدن خود قرار گیرند. نویسندگان استدلال می‌کنند که بدن نقش مرکزی در تجربه هیستری ایفا می‌کند. افراد مبتلا به هیستری اغلب حس تحریف‌شده یا تکه‌تکه‌شده‌ای از بدن خود دارند. آنها ممکن است احساس کنند که بدن آنها متعلق به آنها نیست یا اینکه کنترل بدن خود را ندارند. نویسندگان استدلال می‌کنند که این به این دلیل است که بدن از طریق نگاه دیگران تجربه می‌شود و افراد مبتلا به هیستری نسبت به نحوه دیده شدن خود بسیار آگاه هستند. نویسندگان در پایان استدلال می‌کنند که یک رویکرد پدیدارشناختی به هیستری می‌تواند به ما کمک کند تا تجربه افراد مبتلا به این بیماری را درک کنیم و درمان‌های بهتری را برای آن توسعه دهیم. در اینجا برخی از نکات کلیدی مقاله آورده شده است: 🔺هیستری یک بیماری پدیدارشناختی است، به این معنی که این یک راه بودن در جهان است که توسط تجربیات و باورهای ما شکل می‌گیرد. 🔺افراد مبتلا به هیستری با عدم اعتماد به نفس و نیاز به تأیید خارجی مشخص می‌شوند. آنها همچنین نسبت به نگاه دیگران آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند به راحتی تحت تأثیر نحوه دیده شدن خود قرار گیرند. 🔺بدن نقش مرکزی در تجربه هیستری ایفا می‌کند. افراد مبتلا به هیستری اغلب حس تحریف‌شده یا تکه‌تکه‌شده‌ای از بدن خود دارند. یک رویکرد پدیدارشناختی به هیستری می‌تواند به ما کمک کند تا تجربه افراد مبتلا به این بیماری را درک کنیم و درمان‌های بهتری را برای آن توسعه دهیم. 👈برای خواندن متن کامل مقاله به سایت existenceclinic.com مراجعه کنید. #هیستریا #پدیدارشناسی_اگزیستانسیال #اگزیستانس #ترجمه_مقاله #امیر_محمد_صفرانداقی #بدن_زیسته https://t.me/ExistentialAcademia

‌‌عنوان مقاله: بدن مورد سوال در اگزیستنس افراد هیستریک: یک دیدگاه پدیدارشناختی نویسندگان: سسیلیا ماریا اسپوزیتو و جیان‌وانی ستانگ‌ه‌لینی مترجم: امیرمحمد صفرانداقی این مقاله استدلال می‌کند که هیستری می‌تواند به عنوان یک بیماری پدیدارشناختی درک شود، به این معنی که این یک راه بودن در جهان است که توسط تجربیات و باورهای ما شکل می‌گیرد. نویسندگان استدلال می‌کنند که افراد مبتلا به هیستری با عدم اعتماد به نفس و نیاز به تأیید خارجی مشخص می‌شوند. آنها همچنین نسبت به نگاه دیگران آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند به راحتی تحت تأثیر نحوه دیده شدن خود قرار گیرند. نویسندگان استدلال می‌کنند که بدن نقش مرکزی در تجربه هیستری ایفا می‌کند. افراد مبتلا به هیستری اغلب حس تحریف‌شده یا تکه‌تکه‌شده‌ای از بدن خود دارند. آنها ممکن است احساس کنند که بدن آنها متعلق به آنها نیست یا اینکه کنترل بدن خود را ندارند. نویسندگان استدلال می‌کنند که این به این دلیل است که بدن از طریق نگاه دیگران تجربه می‌شود و افراد مبتلا به هیستری نسبت به نحوه دیده شدن خود بسیار آگاه هستند. نویسندگان در پایان استدلال می‌کنند که یک رویکرد پدیدارشناختی به هیستری می‌تواند به ما کمک کند تا تجربه افراد مبتلا به این بیماری را درک کنیم و درمان‌های بهتری را برای آن توسعه دهیم. در اینجا برخی از نکات کلیدی مقاله آورده شده است: 🔺هیستری یک بیماری پدیدارشناختی است، به این معنی که این یک راه بودن در جهان است که توسط تجربیات و باورهای ما شکل می‌گیرد. 🔺افراد مبتلا به هیستری با عدم اعتماد به نفس و نیاز به تأیید خارجی مشخص می‌شوند. آنها همچنین نسبت به نگاه دیگران آسیب‌پذیر هستند و می‌توانند به راحتی تحت تأثیر نحوه دیده شدن خود قرار گیرند. 🔺بدن نقش مرکزی در تجربه هیستری ایفا می‌کند. افراد مبتلا به هیستری اغلب حس تحریف‌شده یا تکه‌تکه‌شده‌ای از بدن خود دارند. یک رویکرد پدیدارشناختی به هیستری می‌تواند به ما کمک کند تا تجربه افراد مبتلا به این بیماری را درک کنیم و درمان‌های بهتری را برای آن توسعه دهیم #هیستریا #پدیدارشناسی_اگزیستانسیال #اگزیستانس #ترجمه_مقاله #امیر_محمد_صفرانداقی #بدن_زیسته https://t.me/ExistentialAcademia

#گناه_اگزیستانسیال

" خوانش اگزیستانسیالیستیِ سولاریس" ⦾ Solaris 1972 Dr: Andrei tarkovsky ◇ انسان در غایت سوژگی در عصر مدرن، مشغول تحقیق روی سولاریس است. سیاره‌ای که علاقه‌ای به ابژه بودن ندارد و در مواجهه با انسان، سوژگی پیشه می‌کند. مواجهه دو سوژه، موقعیتی که انسان برای نخستین بار با غیر از خودش تجربه می‌کند. سولاریس با متجسم کردن احساس گناهِ انسان مقابل خودش، در صدد شناخت بر می‌آید. شناخت موجودی که همواره مضطرب است. و این اضطراب‌ها ناشی از آزادیِ بی‌حد و حصرش است. " اضطراب، سرگیجه آزادی ست. " (کیرکگور) سارتر گفت: انسان آزاد است. چون نیست. نیستی همان آزادی ست. انسان نیستی ست، پس انسان همان آزادی ست. امکانِ نیست شدن، امکانِ آزادی ست. انسان محکوم به نیستی و آزادی ست. گناه اگزیستانسیال از دست دادن امکان هاست. عدم تحرک و مسئولیت پذیری. و ترس از نیست شدن و تغییر. هری همسر کریس ده سال پیش خودکشی کرده بود. کریس پس از مجادله از خانه بیرون زده بود و شرایط بحرانی هری را جدی نگرفته بود. سه روز بعد برگشته و همسرش را مرده می‌یابد. هری خودکشی کرده بود. احساس گناه بر زندگی کریس سایه می‌پراکند. و او را به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد. حال، اقیانوس سولاریس، این سیاره اندیشمند، احساس گناهِ کریس را متجسم می‌کند. کریس، هری همسر فقیدش را هنگام برخاستن از خواب مقابل خود می‌بیند. کریس بر خلاف سه دانشمند دیگر، با احساس گناهش مواجهه‌ای اگزیستانسیال دارد. البته بعد از تحمل رنج و ترس و اضطراب. اضطراب شدید کریس موجب می‌شود در مواجهه اول از احساس گناهش فرار کند. هری را در موشک فضایی قرار داده و پرتابش می‌کند. اما سولاریس، بنا کرده مسئله اساسی انسان‌هایی که سال هاست در حال تحقیق و مطالعه او هستند و نتیجه‌ای نگرفتند، از خودآگاه آن‌ها چون جزیره‌هایی از نهادشان بیرون کشد. و تا انسان با احساس گناهش صادقانه مواجه نشود همواره به متبلور کردن احساس گناهش ادامه می‌دهد. کریس پس از رنج بسیار به آگاهی رسیده و گناهش را در آغوش می‌کشد. از هری طلب بخشش کرده و به او عشق می‌ورزد. سولاریس فیلمی‌ست که به صورت گسترده‌ای عواطف، احساسات و اضطراب‌های انسان را با سینماتوگرافی نابی به نمایش می‌گذارد. تارکوفسکی، مولف بزرگ سینما، با خلوصی کمیاب انسان را می‌کاود و هستی را آنچنان که حس و ادراک می‌شود خلق می‌کند. تمامی آثار تارکوفسکی، هفت فیلم بلند ارزشمندش به انسان می‌پردازند و شهود نقشی اساسی در جهان تارکوفسکی دارد.

⦾ Solaris 1972 Dr: Andrei tarkovsky

در این ترانه گم شدنی را احساس می کنم، راه می روم اما توان تشخیص راه را ندارم و این همان حیرت و یا شاید ترس از زندگی باشد. بخشی از زندگی همانند بیابان است به تو می گوید: راهی نیست از هر راه بروی تو گم شده ای! و این اندوه انسان است. من به کجا پناه ببرم؟ در حالی که در  بیابان پناهگاهی نیست!  در آخر این ترانه شعر محمود درویش دکلمه می شود. مرا  یاد این شعرش می اندازد... کأن حیاتنا حصصٌ من الصحراء مختلف علیها بین آلهه العِقار ونحن جیرانُ الغبار الغابرونَ گویی زندگی ما تکه بیابان هایی است که صاحبان زمین بر سرآن جدال می کنند. #اگزیستانسیال_روان_درمانی #ترانه_عربی #شهلا_سليماني #شعر_روان_درمانی #محمود_درویش

در این ترانه گم شدنی را احساس می کنم، راه می روم اما توان تشخیص راه را ندارم و این همان حیرت و یا شاید ترس از زندگی باشد. بخشی از زندگی همانند بیابان است به تو می گوید: راهی نیست از هر راه بروی تو گم شده ای! و این اندوه انسان است. من به کجا پناه ببرم؟ در حالی که در  بیابان پناهگاهی نیست!  در آخر این ترانه شعر محمود درویش دکلمه می شود. مرا  یاد این شعرش می اندازد... کأن حیاتنا حصصٌ من الصحراء مختلف علیها بین آلهه العِقار ونحن جیرانُ الغبار الغابرونَ گویی زندگی ما تکه بیابان هایی است که صاحبان زمین بر سرآن جدال می کنند. #اگزیستانسیال_روان_درمانی #ترانه_عربی #شهلا_سليماني #شعر_روان_درمانی #محمود_درویش

MASAR Le trio joubran Mahmoud Darwish #le_trio_joubran #oud #barbat

Repost from N/a
#le_trio_joubran
#le_trio_joubran

داستایفسکی در ۱۸ سالگی، در نوشته ای شخصی اینجور مینویسد که " در جستجوی معنای زندگی و هدف بشر در این زندگانی، پیشرفتهای چشمگیری کرده ام. به خود ایمان دارم. انسان راز است: اگر سراسر ِ عمر خود را به واگشایی ِ این راز بگماری، هرگز عمرت تلف نمیشود. من خود را وقف ِ این راز کرده ام، چون میخواهم انسان باشم." منبع: Personal correspondence (1839), as quoted in Dostoevsky: His Life and Work (1971) by Konstantin Mochulski, as translated by Michael A. Minihan, p. 17 #داستایوسکی #نقل_قول_اگزیستانسیال #فلسفه_اگزیستانسیال #اگزیستانس

زیست در روزگاری سخت و خشن تاب اوری می خواهد‌. روزگاری که جنگ قدرت ها، اشکار و پنهان، بودنی پر تناقض همراه با رنجی فرسایشی پدی
زیست در روزگاری سخت و خشن تاب اوری می خواهد‌. روزگاری که جنگ قدرت ها، اشکار و پنهان، بودنی پر تناقض همراه با رنجی فرسایشی پدیدار کرده است. در چُنین زمانه چگونه می توان از نگاهِ پُر ایمان کیرکگور نوشت؟. در زمانه ای که رسانه ها بی امان از"ترس" میگویتد و می نویسندو اینده بیش از همیشه ناپیداست، چگونه می توان انتخاب کرد، مسول بود و اصیل ماند؟. گفتگو با افق اگزیستانس  مرا به وجد آورد.دریافتم که ازمون حقیقت، ازمونی پیوسته با درون فرد است و روان درمانگر اصیل کسی ست که زندگی اش  پر از تجارب غنی ست،او برای خود  امکان سکوت را فراهم می کند تا از قیل و قال و بی معنایی، رهایی یابد.. زندگی سرشار از"حیرت" ... بله ما  به وجد نمیاییم زیرا در کشاکش زندگی، زندگی مان را با روزمرگی میگذرانیم واز حیرت تهی اش می گردانیم. حیرت_وجد _سکوت #روزمرگی #بانو_فدایی #روان_درمانگر_اگزیستانسیال #روان_درمانی_اگزیستانسیال

تصمیم وجودی چیست؟ ✅تصمیم وجودی(اگزیستانسیال)، تصمیمی است که مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیریم، حتی در برابر موقعیت‌های حدی. این تصمیمی است که مسیری از عمل یا زندگی را انتخاب کنیم حتی با دانستن اینکه ممکن است نتوانیم همه امکانات خود را محقق کنیم. این تصمیم است که آزادی خود را بپذیریم، با وجود دانستن اینکه با خطر و عدم قطعیت همراه است. تصمیم وجودی تصمیم آسانی نیست، اما تنها راه یک زندگی واقعاً اصیل است. این راه تبدیل شدن به شخصی است که قرار است باشیم. همانطور که یاسپرس می‌گوید، تصمیم وجودی را نمی‌توان به دیگران منتقل کرد یا از طریق دیگران جایگزین کرد. این تصمیمی است که هر یک از ما باید برای خود بگیریم. ✅منبع: آسیب پذیری وجودی: به سوی پاتولوژی روانی  موقعیت های حدی Thomas Fuchs مترجم: امیرمحمد صفرانداقی #تصمیم_اگزیستانسیال #موقعیت_حدی #عدم_قطعیت #مسئولیت #روان_درمانی_اگزیستانسیال #فلسفه_اگزیستانسیال #اگزیستانس_وجود https://t.me/ExistentialAcademia

✅ سخنرانیهای مراسم رونمایی از کتاب "سمینارهای سولیکون" مارتین هیدگر ✅ ترجمه اکبر جباری ✅ نشر پرسش 🔻 سخنرانان: ۱- استاد مصطفی ملکیان ۲-دکتر مهدیه معین ۳- دکتر رزگار محمدی ۴- دکتر اکبر جباری 🔻 با اجرای: میلاد دخانچی https://telegram.me/drakbarjabari

🔅آغاز #روان‌درمانی‌ نوین عموماً با نام #فروید و رویکردهای روانکاوانه گره خورده است. این در حالی‌ست که آثاری که اخیراً از #مارتین_هیدگر به چاپ رسیده و منتشر شده است، نشان از وجود سویه‌های روان‌درمانگری در اندیشه این متفکر دارد. ❓️حال سوال این جاست که می‌توان از اندیشه #اگزیستانسیالیسم و آنچه هایدگر صورت‌بندی می‌کند به نفع روان‌درمانی استفاده کرد یا اینکه اندیشه فروید و سنت او در این حوزه بی‌بدیل است؟! 📚 به بهانه رونمایی از کتاب مارتین هیدگر، #سمینارهای_سولیکون، که توسط دکتر اکبر جباری ترجمه شده است، گرد هم آمده و در راستای پاسخگویی به این سوال به مناظره و گفتگو خواهیم پرداخت. 🎙 این پنل گفتگو توسط میلاد دخانچی اجرا شده و میزبان مصطفی ملکیان، مهدیه معین، رزگار محمدی و‌ اکبر جباری خواهد بود. 📌حضور در این نشست به همه علاقه‌مندان دنیای روان‌درمانی و کسانی که درباره امکان‌های اندیشه اگزیستانسیال جهت ارتقا بهزیستی آدمی پرسش‌هایی دارند توصیه می‌شود. 📥 برای حضور در این مراسم، از طریق وب‌سایت مدرسه علوم انسانی [جیوگی]، ثبت‌نام خود را تکمیل کنید. 🗓 زمان: پنج‌شنبه، ۲۰ مهرماه ۱۴۰۲، ساعت ۱۸ 📍مکان: خانه اندیشه‌ورزان؛ واقع در خیابان انقلاب، بین ولیعصر و برادران مظفر، پلاک ۹۰۷ 🖥 علاقه‌مندان می‌توانند از طریق اسکای روم، به صورت مجازی در این نشست حضور پیدا کنند. 📞شماره تماس مدرسه: 📱۰۹۰۴۵۰۵۱۳۷۷ ☎️۰۲۱۸۸۸۵۰۸۴۹ #براکت_جیوگی @jivegionline