رواندرمانی اگزیستانسیال
Open in Telegram
روان درمانی، فهم شیوههای بودن در جهان است. جهت گرفتنِ وقتِ رواندرمانی در کلینیک اگزیستنس از راههای زیر اقدام فرمایید ◻️. @Existenceclinic ◻️. 09017363344 ◻️. existenceclinic.com ◻️. INSTAGRAM.com/existence.clinic
Show more4 572
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Posts Archive
• تایید و نفی خواهشِ زیستن •
' آرتور شوپنهاور '
ترجمه: خشایار دیهیمی
☆ Existence clinc
` در حد پرستش دوستش داشتم، و از من میخواست عاشقش باشم، و این چنان بر من تاثیر میگذاشت و به هیجانم میآورد که دلم میخواست همهچیزم را فدای او کنم. اینکه من چقدر عاشق او بودم نشانهاش این واقعیت که همیشه سعی میکردم پنهان کنم چقدر دیدن او به هیجانم میآورد. اگر توبهکار نبودم، اگر آن گذشته را نمیداشتم، اگر مالیخولیایی نبودم، با او بودن میتوانست مرا خوشبختتر از آنی کند که حتی میتوانستم به خواب ببینم. اما چون متاسفانه همانی بودم که بودم، باید میگفتم که در بدبختیام، بیاو خوشبختتر بود تا با او...
اگر ایمان میداشتم با رگینه میماندم...
• Søren kierkegaard •
#سورن_کیرکگور
#کیرکگارد
#تکرار
تلگرام ● سایت
● هارمونی ذاتی میان درمان روانکاوانه و تحلیل دازاین
○ مدارد باس
• ترجمه: رزگار محمدی و شهلا سلیمانی
• چگونه میتوان روح هایدگر را در کالبد فروید دمید؟
در این مقاله میخوانیم مقایسه سطحی و کلی توصیفهایی که فروید از اتفاقات در طول درمان روانکاوانه ارائه میدهد و تصویری که ما از تحلیل دازاین ارائه دادیم منجر به کشفی غیرمنتظره میشود. تمام عبارات کلیدی که در آثار فروید به توصیههای عملی برای تحلیلگر مرتبط میشود، حاوی همان اصطلاحات اساسی هست که هایدگر، بیست سال بعد برای توصیفِ هستی انسان به کار برد.
در درمان روانکاوانه حقیقت به عنوان آشکارگی پدیدههای در حال ظهور و نهان ادراک میشود که در معنای خاص دازاینکاوانه از یونان باستان آلثیا (aletheia) خوانده میشود که تحلیل دازاین همیشه وقتی حرف از جوهر «حقیقت» به میان است بدان اشاره دارد. با این حال اگر فروید به طور پنهانی بینش تحلیل دازاین را در مورد اگزیستانس انسانی به عنوان هستندهای که ماهیت گشودگی و روشنایی را دارد به کار نمیگرفت هرگز نمیتوانست قاعده اساسی درمان خود را ایجاد کند. بدون آگاهی ضمنی او از اگزیستانس انسانی به مثابه قلمرو آشکارگی و گشودگی که چیزی در آن از حجاب و از تاریکی بیرون میآید، هیچ اندیشهای در ذهن فروید برای آشکار کردن پدیدههای پنهان خطور نمیکرد.
فروید خیلی زود نتیجه گرفت که نه تنها رویاها که همه پدیدارهای انسانی از جمله عجیبترین نشانگان فیزیکی و ذهنی بیماران روانرنجور معنادار هستند. فروید با این کشف بُعد کاملاً جدیدی از تفکر به علمِ درمان اضافه کرد و ادراک ما را از بیماری به عنوان ارتباطات عِلّی طبیعی «بیمعنا» و توالی «واقعیتها» به سطحی که در آن همهچیز «معنادار» است، ترفیع داد. با این حال عمل ِتماماً مهمِ نبوغ فروید دوباره بینش دازاینکاوی را پیشفرض میگیرد که روشنگاهی در آشکارگی چیزهایی که معناداریِ پدیدارهای جهانِ ما میتوانند خود را در آن نشان بدهند، وجود دارد که به پیش میدرخشد و این چیزی جز اگزیستانس نیست که ضرورتاً جهانِ آشکارگی است.
فهم زمان و تاریخمندی زندگی انسانی که بر درمان روانکاوانه مسلط است، کمابیش مطابق زمانبندی اصیلِ اگزیستانس انسان است که هایدگر برای اولین بار صریحاً توضیح داد. کافی است حرف هایدگر را به یادآوریم که : اگزیستانسِ انسان همیشه وحدت سه برون بودگی (ekstases) زمانمند، یعنی گذشته، حال و آیندهاش ظهور میکند.
با این حال در نظریات فروید، انسانی نگریستن بدینصورتی که در شیوه عمل درمان هست منعکس نشده است. تفکر نظری او در چارچوبی میکانیکی باقی ماند. کشفیات تحلیل دازاین برای اینکه به درمانگر در مورد اعمال بیمارش بینشی معنادار و تصدیقنامه بدهند لازم است تا پدیدارهای انسانی را که در نظریات فروید نابسنده توصیف شده بازسنجی کند و نهایتاً درمان روانکاوی را از محدودیتها و اعوجاجاتِ آسیبزایش که بهوسیله یک نظریه روانکاویِ نابسنده شکلگرفته، رها سازد.
☆ برای مطالعه کامل مقاله، به سایت کلینیک مراجعه فرمایید.
#مدارد_باس
#رزگار_محمدی
#شهلا_سلیمانی
#ترجمه
#درمان_اگزیستانسیال
#روانکاوی
#فروید
#هایدگر
#دازاین
#هستی
#اگزیستانسیالیسم
#اگزیستانس_کلینیک
|| تلگرام ■ سایت ||
'
● هارمونی ذاتی میان درمان روانکاوانه و تحلیل دازاین
○ مدارد باس
• ترجمه: رزگار محمدی و شهلا سلیمانی
• چگونه میتوان روح هایدگر را در کالبد فروید دمید؟
در این مقاله میخوانیم مقایسه سطحی و کلی توصیفهایی که فروید از اتفاقات در طول درمان روانکاوانه ارائه میدهد و تصویری که ما از تحلیل دازاین ارائه دادیم منجر به کشفی غیرمنتظره میشود. تمام عبارات کلیدی که در آثار فروید به توصیههای عملی برای تحلیلگر مرتبط میشود، حاوی همان اصطلاحات اساسی هست که هایدگر، بیست سال بعد برای توصیفِ هستی انسان به کار برد.
راینر ماریا ریلکه در غزلیات اورفئوس اینچنین میسراید: «کشتن یکی از گونههای سوگ سرگردان ماست». پس پشت قصه خودکشی و کشتن یک نوع سوگ و ماخولیای سرگردان وجود دارد. فروید نیز در مقاله شاهکار سوگ و مالیخولیا میگوید در سوگ، جهان بیمعنا میشود؛ اما در مالیخولیا این خود فرد هست که بیمعنا میشود و سایه ابژه روی ایگو میافتد. انگار در خودکشی سایه پوچیِ وجود آنقدر گسترده میشود که ایگوی فرد را میبلعد.
تحلیل خودکشی در ارتباط با چهار دغدغه اگزیستانسیال
برای تبیین بیشتر این مسئله از دیدگاه تحلیل اگزیستانسیال آن را در ارتباط با چهار دغدغه اگزیستانسیال (مرگ، آزادی، تنهایی، پوچی) آنگونه که اروین یالوم (۲۰۰۰) در کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال بیان کرده است، باید تفسیر کنیم. درحالیکه مرگ یقینیترین و قطعیترین امکان است اما همواره در عدم قطعیت از باب چگونگی و چه زمان بودن است.
ازنظر یالوم مرگ سرچشمه اصلی اضطراب ماست. همه ما دنبال راهی برای خلاصی از این اضطراب هستیم. خودکشی را میتوان تلاشی برای غلبه بر هراس از عدم اطمینان پیرامون مرگ و کنترل کردن مراحل نهایی زندگی خود را در نظر گرفت.
انگار کشتن خود نوعی اعمال قدرت برای انتخاب زمان و چگونگی مردن خود است.
تنهایی اگزیستانسیال
بهصورت معمول در انزوا و تنهایی هست که افکار خودکشی و اقدام آن تجربه میشود. از عدم پذیرش تنهایی میتوان بهعنوان دلیلی برای این مسئله نام برد. بیشترین خودکشیها در عموم، در ارتباط با تنهایی بین فردی بوده است. یعنی زمانی که یک رابطه معنادار که فرد هویت خود را با آن تعریف میکند (به معنای نجات دهنده غایی) دچار مشکل یا فروپاشی میشود. در این صورت برای فرد لایه محافظ تعلق به یک گروه یا رابطه برداشته میشود و فرد خود را در بیمعنایی مییابد. انگار با خودکشی فرد میخواهد پیامی را به آن دیگری یا گروه برساند.
☆ برای مطالعه کامل مقاله به سایت مراجعه فرمایید.
Film: The fire within 1963
Dir: Louis Malle
#هستی #ملال
#خودکشی
#درمان_اگزیستانسیال
#پوچی #تنهایی
#رزگار_محمدی
#تحلیل_اگزیستانسیال
| تلگرام | ◇ | سایت |
'
• خودکشی: تحلیل اگزیستانسیال
○ دکتر رزگار محمدی
کامو اسطوره سیزیف را با این جمله تکاندهنده شروع میکند: «فقط یک مساله فلسفی کاملاً واقعی وجود دارد و آن خودکشی است، قضاوت در مورد اینکه آیا زندگی ارزش زیستن را دارد یا نه، به منزله پاسخگویی به مساله اساسی فلسفه است». پس این امر در تحلیل اگزیستانسیال، پاسخی به پوچ بودن وجود و نه گویی به زندگی و زیستن است.
یکنواختی تنها با جایگزین شدن ترس (علت همه فعالیت ها) پایان می پذیرد. بطالت امری الهی است. با این حال علیه همین بطالت است که آدمی طغیان کرده. در طبیعت فقط انسان توان تحمل یکنواختی را ندارد، فقط انسان می خواهد به هر قیمتی اتفاقی بیفتد؛ چیزی، هر چیزی... در نتیجه او خود را نسبت به نیاکانش ناشایست نشان می دهد.
• دردسر متولد شدن
○ امیل چوران فیلسوف اگزیستانسیال قرن بیستم وضعیت انسانی را به اساسی ترین مؤلفه هایش، زندگی و مرگ، فرو میکاهد و مدعی می شود که فاجعه نه در دورنمای مرگ بلکه در واقعیتِ زاده شدن، «آن رخدادِ مضحک» نهفته است. چوران در سبکِ زلال گزین گویانهاش که مشخصه آثار اوست از زمان، مرگ، خدا و مذهب، خودکشی، رنج و وسوسه سکوت مینویسد و از رهگذر مشاهده تیزبینانه و تأمل صبورانه به قلب تجربه انسانی رسوخ می کند.
#اگزیستانسیالیسم
#امیل_چوران
#دردسر_متولد_شدن
#مرگ #زندگی #هستی
#ملال
#درمان_اگزیستانسیال
• سایت •
• تلگرام •
شاهکار اگزیستانسیالیستی:
Wild Strawberries (1957)
( توتفرنگیهای وحشی )
● سفر درونی به اعماق وجود
شاهکار سینمایی اینگمار برگمان، "توتفرنگیهای وحشی"،
داستانی عمیق و تأثیرگذار را در قالب سفری به درون پیچوخمهای روان انسان روایت میکند. سفری که در آن، سوالات اگزیستانسیالیستی با قدرت تمام مطرح میشوند و جستجوی معنا همچون نغمهای ابدی در آن طنینانداز میشود. برگمان از طریق شخصیت اصلی فیلم، پروفسور ایزاک بورگ، به ماهیت وجود انسان میپردازد و با اتکا به فلسفهی اگزیستانسیالیسم، ارتباط پیچیده بین خود، مرگ و گذر بیرحمانهی زمان را به تصویر میکشد.
● اصالت: سنگ بنای هستی
در قلب شاهکار برگمان، مفهوم عمیق "اصالت" قرار دارد که رکن اصلی تفکر اگزیستانسیالیستی را تشکیل میدهد. سفر دروننگرانهی پروفسور بورگ، انعکاسی از جستجوی اگزیستانسیالیستی برای خودشناسی است و با ایدههای ژانپل سارتر دربارهی "اصالت" و مفهوم "بودن به سوی مرگ" از مارتین هایدگر همخوانی دارد. بورگ در گذر از مناظر خاطرات و پشیمانیها، با حقیقت اگزیستانسیالیستی روبرو میشود که بر اساس آن، تنها با رویارویی صادقانه با جوهرهی وجود خود و رهایی از قید و بند انتظارات جامعه و توهمات شخصی میتوان به رضایت واقعی دست یافت.
● پوچی و نقابهای فریبنده
بورگ در طول فیلم با پوچی زندگی خود روبرو میشود و درمییابد که موفقیت حرفهایاش به بهای از دست دادن ارتباطات انسانی اصیل به دست آمده است. برخوردهای او با اعضای خانوادهی از هم گسیخته، معشوقهای سابق و غریبهها، او را مجبور میکند با نقابهایی که به چهره زده و چهرهی بااحترامی که برای خود ساخته روبرو شود. بورگ در جدالی درونی با "خود" واقعیاش، حقیقت اگزیستانسیالیستی را لمس میکند که تنها از طریق ابراز وجود اصیل و روابط انسانی عمیق میتوان به کمال و رضایت رسید.
● نمادها: زبانی گویا برای مفاهیم عمیق
برگمان برای برجسته کردن مضامین اگزیستانسیالیستی "توتفرنگیهای وحشی" به طرز ماهرانهای از نمادها استفاده میکند. مضمون تکرارشوندهی خوابها و خاطرات، استعارهای از آشفتگی درونی و اضطراب اگزیستانسیالیستی بورگ است. برگمان از طریق توالی خوابهای او، به کاوش در تمایلات ناخودآگاه، ترسها و پشیمانیهای بورگ میپردازد و ماهیت تکهتکهی آگاهی انسان و دستنیافتنی بودن حقیقت را آشکار میکند. تصاویری وهمانگیز فیلم، از جمله تصویر مکرر ساعت بدون عقربه، بر گذر بیامان زمان به سوی مرگ تأکید میکند و بر دوراهی اگزیستانسیالیستی بورگ در مواجهه با مرگ اجتنابناپذیرش صحه میگذارد.
● بیگانگی: گمشده در انزوای وجود
علاوه بر این، برگمان با ظرافت به کاوش در مضمون اگزیستانسیالیستی "بیگانگی" میپردازد و از دیدگاههای فیلسوفان اگزیستانسیالیستی مانند ژانپل سارتر و
آلبر کامو بهره میگیرد. برخوردهای بورگ با اعضای خانوادهی ازهمگسیخته و غریبههای سرخورده، وضعیت اگزیستانسیالیستی "دیگری" را منعکس میکند و بر انزوای ذاتی فرد در گسترهی عظیم وجود تأکید دارد. برگمان در گفتگوی احساسی بین بورگ و زوج جوان مضطرب، مخاطبان را با حقیقت اگزیستانسیالیستی ارتباط انسانی و جستجوی بیهودهی تعالی در دنیایی بدون معنای ذاتی روبرو میکند.
● فراتر از روایت: سفری به اعماق وجود
"توتفرنگیهای وحشی" فراتر از محدودیتهای سینمای روایی سنتی عمل میکند و سفری فرازمینی به درون پرتگاه اگزیستانسیالیسم را به مخاطبان ارائه میدهد. این اثر، جستجوی بیوقفه برای معنا، اضطراب در برابر مرگ، و میل به رهایی از قید و بندهای جامعه و خود را به تصویر میکشد. برگمان از طریق منشور فلسفهی اگزیستانسیالیسم، از تماشاگران دعوت میکند تا دربارهی سوالات بیزمان ذهن بشر تأمل کنند، ما را به آغوش گرفتن پیچیدگیهای وجود خود و پیمودن راه پرپیچوخم زندگی با شجاعت، اصالت و عزم راسخ فرا میخواند.
_امیر صفری_
#سینما_اگزیستانسیال
#توتفرنگی_های_وحشی
#هنر_اگزیستانسیال
#اینگمار_برگمان
#امیر_صفری
#تنهایی #آزادی #پوچی #مرگ
#اگزیستانسیالیسم
#رواندرمانی_اگزیستانسیال
#هستی
#هایدگر
#ژانپل_سارتر
☆ تلگرام
☆ سایت
● Wild Strawberries (1957)
○ dir: Ingmar Bergman
☆ @ExistentialAcademia
● مراسم نشست نقد و بررسیِ
○ رمان چشم بزرگ
نویسنده: شهلا سلیمانی
سخنرانان:
دکتر اکبر جباری
دکتر رزگار محمدی
و گفتگوی جذاب حاضرین در جلسه
● نزدیکشدن به هستی:
هایدگر و وینیکات
○ پیتر ویلبرگ
مترجمان :
رزگار محمدی و مصیب پیرنساری
تا زمانی که رابطه فرد را با هستی بهبود نبخشیم با روان درمانی نیز نمی توانیم او را شفا بدهیم. (هیدگر)
در میان متفکرانِ روانکاو، وینیکات همچون هایدگر، زبانی را به کار میبُرد که از هستی سخن میگفت. او تعابیرِ پس از هستی [1]، انجامدادن و انجامیافتن [2] را به کار میبرد اما اول از همه، برای او وجود یا هستی مطرح بود. وینیکات از مادری حرف میزد که مراقبِ کودکش هست، و فرزندش را از حوادثِ پیشبینی ناپذیر و تروماتیکی که در جریانِ نزدیکیِ وی به هستی، انفصال ایجاد میکنند، مصون نگه میدارد. نزدیکی به هستی، نقطهی مقابلِ عدم اطمینان به محیط است، که واکنش به اتفاقاتِ خارجی و خطرِ اضمحلال را، ضروری میگرداند.
وینیکات از مادری میگوید که کودکش را لمس میکند. لمسکردن به معنای فراهمکردنِ محیطی است که تقریباً بتواند زیربنایِ مشارکتِ روان-تنانهی مادر با کودک را ایجاد کند. مادر بدنِ کودکش را مراقبت و لمس میکند، و روانِ کودک در بدنِ وی، امن و امان، مقیم میشود. وینیکات، بر اهمیتِ اقامت و جایگیری روانِ کودک و احساسِ نزدیکی به هستی از جانبِ کودک، تأکید میکند.
حرفِ وینیکات این است که آسیبشناسیِ روانی نوعاً پیامدِ ناکامی در ایجاد ِ محیطی مراقب و هدایتگر است. از سوی دیگر، هایدگر شکافِ اسکیزوئیدِ مابین زبان و هستی را نه به منزلهی پیامد استثنایی تربیتِ فرد، بلکه به عنوانِ چهارچوبی حاکم بر جهانِ فنی و صنعتیِ ما، میدید. شکاف مابین زبان و هستی، خصوصیاتِ جامعهای را که فناورانه، بازاری و رسانهگراست، توصیف میکند .
وینیکات برای روانکاوی، نوعی نقشِ بازسازنده قائل بود. هایدگر همین نقش را برای فلسفه درنظر میگرفت، تا ارتباطِ مابینِ زبان و هستی را مرمت کند. اگرچه وینیکات هم مثل فروید، روانکاوی را یک مکالمهی شفابخش میدانست، هایدگر اندیشیدن فلسفی را گوشسپاریِ شفابخش درنظر میگرفت، و میگفت فلسفه با طریقی که ما زبان و یکدیگر را میشنویم و به هستیِ خاصِ خود پاسخ میدهیم، ماهیتاً ارتباط دارد.
☆ برای خواندن مقاله به سایت مراجعه کنید.
● تلگرام ●
#اگزیستانسیالیسم
#روان_درمانی
#هایدگر
#وینیکات
#فلسفه
#هستی
#رزگار_محمدی
○ ملال نزد کیرکگور:
" ملال وحدت وجود اهرمنی است. اگر در درون ملال از آن حیث که ملال است بمانیم، ملال به اصل شر بدل میشود؛ اما همین که از بین برود، وحدت وجود حقیقی است.
منتها ملال فقط از طریق گرم کردن سر خود از بین میرود، در نتیجه آدم باید سر خود را گرم کند. اما نه از طریق کار کردن چرا که بطالت را یقینا میتوان با کار کردن از بین برد چون که متضاد آن است' اما ملال را نمیتوان، و گواهش این که مشغولترین کارگران، حشره های پرمشغلهای که مدام وزوز میکنند، از همه ملالآور ترند و اگر خود ملول نیستند علتش این است که نمیدانند ملال چیست.
◇ در این دو مبحث یک ویژگی مشخص وجود دارد هایدگر میگوید ما چیزهای در دسترس را که میتواند سر ما را گرم کند در ملال رها میکنیم و دچار ملال میشویم و کیرکگور میگوید برای رهایی از ملال باید سر خویش را گرم کنیم. که در اینجا چیزهای سرگرم کننده همان امکانهای میل ورزانه ما در جهان هستند.
#شهلا_سلیمانی
#هایدگر
#کیرکگور
#آزادی
#اگزیستانسیالیسم
● سایت
● تلگرام
' Existence clinic '
● ملال در نظر کیرکگور و هایدگر ●
○ در کتاب ملال، هایدگر دو لحظه ساختاری برای ملول شدن از چیزی نام میبرد:
۱. نخست در برزخ نگاه داشته شدگی توسط زمان، زمان وقتی به درازا میکشد.
۲. تهی وانهاده شدن توسط چیزها به طور کلی موجودات منفردی که در این وضعيت ملال آورِ مشخص ما را احاطه میکنند.
" تهی وانهادن به معنای غیاب چیزی نیست، بلکه نوع خاصی از پیشدست بودن است که بر وفق آن چیزها از ما چیزی را دریغ میکنند. آن چیزِ دریغ شده چیزِ مورد انتظار ماست. پس ملول شدن همین به حال خود گذاشته شدن است. پس ما همه چیزهای در دسترس را رها میکنیم چون برای قطار انتظار
میکشیم. یعنی ما را تهی وا مینهند. حتی باید بگوییم که ما را دقیقا به این دلیل تهی وا مینهند که در دسترساند ".
(تصویر: نقاشی فرانتس کافکا)
Existence clinic
● چشم بزرگ ●
○ نویسنده:
شهلا سلیمانی
| نشست نقد و بررسی |
▪︎ با حضور:
دکتر اکبر جباری
دکتر رزگار محمدی
□ زمان:
جمعه ۲۷ بهمن ( ۱۴ تا ۱۶ )
`جهت حضور به پیج اینستاگرام پیام دهید.
@soleymani9073
#چشم_بزرگ
#شهلا_سلیمانی
#رمان #ادبیات
