en
Feedback
روان‌درمانی اگزیستانسیال

روان‌درمانی اگزیستانسیال

Open in Telegram

روان درمانی، فهم شیوه‌های بودن در جهان است. جهت گرفتنِ وقتِ روان‌درمانی در کلینیک اگزیستنس از راه‌های زیر اقدام فرمایید ◻️. @Existenceclinic ◻️. 09017363344 ◻️. existenceclinic.com ◻️. INSTAGRAM.com/existence.clinic

Show more
4 572
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+230 days
Posts Archive
موسیقی فیلم دشت‌ گریان (The Weeping Meadow) ساخته‌ی «آنجلوپولوس» فضایی غم‌انگیز و نوستالژیک ایجاد می‌کند و حس عمیق غم و از دست‌دادن را منتقل می‌کند. در دشت‌ گریان، موسیقی به عنوان یک شخصیت مستقل عمل می‌کند و احساسات و تنش‌های درونی شخصیت‌ها و فضای تاریخی و سیاسی فیلم را تقویت می‌کند و  به عنوان یک روایت‌گر مستقل، داستان غم‌انگیز تبعید، جنگ و از دست‌دادن را بازگو می‌کند. نیچه در کتاب «زایش تراژدی» به اهمیت موسیقی در زندگی انسان اشاره کرده و معتقد است که موسیقی یکی از قوی‌ترین ابزارهای بیان احساسات و غلبه بر رنج‌های زندگی است. او موسیقی را به‌ عنوان هنری می‌دانست که می‌تواند به زندگی معنا ببخشد و آن را قابل تحمل کند. او نوشت: «بدون موسیقی، زندگی اشتباه یا ناقص به نظر می‌رسد.» - بانو فدایی #بانو_فدایی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

اگر شخص به مرحله‌ای نرسیده باشد که احساس هویت و «من بودن» بکند، از معشوق خود بتی خواهد ساخت. او با قوای خود بیگانه شده است و
اگر شخص به مرحله‌ای نرسیده باشد که احساس هویت و «من بودن» بکند، از معشوق خود بتی خواهد ساخت. او با قوای خود بیگانه شده است و آن‌ها را در معشوق که همانند خیر مطلق است، می‌پرستد. - هنر عشق ورزیدن، اریک فروم #فروم از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

ازدواج : هدف و یا معنا؟ ازدواجی که بر حصول اهدافی پایه گذاشته شده باشد، با تغییر اهداف فروخواهدپاشید و تن به تعریف اهداف دیگری خواهد داد که حتماً در چارچوب «من-تو» مطرح شده توسط مارتین بوبر نخواهد گنجید. در رابطه‌ی «من-آن»، خود، چیزهای اطراف را در اختیار خودش قرار می‌دهد و از آنها همچون ابزاری استفاده می‌کند. حتی اندیشه و تفکر نیز در این رابطه همچون ابزاری برای خود است. در این رابطه، “دیگری” همچون “آن”، یعنی به مثابه‌ی یک ابزار در نظر گرفته شده است. «دیگری» در روابط هدف‌مند، فردی در خارج از زیست‌-جهان من است که در کنار من قرار گرفته تا به تحقق اهدافم کمک کند. اگر اهدافم تغییر کرد (چرخش سابژکتیو) و یا کس دیگری به نحوی خوشایندتر برای تحقق‌بخشی اهداف انگاریده شد (چرخش آبژکتیو)، هم‌باشی سرنگون است. در مقابل رابطه‌ی «من-تو»، مبتنی بر یک رابطه‌ی دو طرفه است و وقتی فرد “تو” می‌گوید، چیزی را به عنوان هدف پیش روی خودش ندارد و قصد ندارد “دیگری” را تحت سیطره و یا ابزار خود قرار دهد. ولی در حالتی که ازدواج و هم‌باشی به واسطه‌ی قرارگیری در حالتی خاص (که بوبر «من-تو»اش می‌نامید)، از قابلیت تولید و انباشت معنا برخوردار باشد، اهداف مستخرج از آن نظام معنایی شاید دچار تغییر شوند، ولی تا وقتی که دستگاه معنای پیش‌گفته پایستار باشد، کلیت ساختار، آن پیچش را تاب آورده و از هم نخواهد گسست. - مهیار واعظی #مهیار_واعظی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

انسان گاهی رنج را به طور وحشتناکی دوست دارد؛ تا سر حد عشق. این یک واقعیت است. من طرفدار رنج نیستم اما طرفدار سعادت هم نیستم. من‌، طرفدار امیالم هستم و آن هم به این سبب که به آن‌ها در همه حال دسترسی دارم. رنج، تردید است، نفی است. رنج، یگانه دلیل آگاهیست. آگاهی به عقیده‌ی من، بدبختی بزرگ انسان است. این را هم می‌دانم که انسان آن‌ را دوست دارد و با هیچ رضایت‌مندی دیگری عوض نخواهد کرد. - یادداشت‌های زیرزمینی، داستایوفسکی #داستایوفسکی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

مو لای درز این حرف فلسفه نمی‌رود که زندگی را باید رو به پس فهمید. اما آنگاه آدمی آن اصل دیگر را از یاد می‌برد؛ اینکه زندگی را رو به پیش باید زیست. هر کدام از این دو اصل، چون در آن باریک شوی، دقیقا به این فکر ختم می‌شود که زندگی زمان‌مند را هرگز نمی‌توان به صورت صحیح فهمید. زیرا من در هیچ دم نمی‌توانم قراری کامل بگیرم تا بتوانم موضعی اتخاذ کنم: رو به پس. - کیرکگور #کیرکگور از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

جامعه‌ای بی‌خبر از خواندن، که از ادبیات بویی نبرده، همچون جامعه‌ای از کر و لال‌ها دچار زبان‌پریشی است و به سبب زبان ناپخته و ابتدایی‌اش مشکلات عظیم در برقراری ارتباط خواهد داشت. این در مورد افراد نیز صدق می‌کند. آدمی که نمی‌خواند یا کم می‌خواند یا فقط پرت و پلا می‌خواند، بی‌گمان اختلالی در بیان دارد، این آدم بسیار حرف می‌زند اما اندک می‌گوید. - چرا ادبیات، ماریو بارگاس یوسا #یوسا از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

«ملانخولیا» اثری عمیق از «فون‌تریه» کارگردان برجسته‌ی دانمارکی است که به درستی توانسته بیننده را با ملال و حالت افسردگی اساسی
«ملانخولیا» اثری عمیق از «فون‌تریه» کارگردان برجسته‌ی دانمارکی است که به درستی توانسته بیننده را با ملال و حالت افسردگی اساسی کاراکتر اصلی فیلم همراه و هم‌کوک سازد. این فیلمِ روان‌شناختی بیانگر آشفتگی در ثبات و ثبات در آشفتگی است. همان چیزی که می‌تواند توصیفی از وضعیت یک فرد ملانخولیک باشد؛ تجربه‌ی احساسات متناقض توام با جنگی فرسایشی با خودِ در حالِ از دست رفته. در روند فیلم، مخاطب به دنبال کشف موقعیتی مرزی در دنیای بیرون است تا علتی منطقی برای چرایی هرج‌ومرج ذهن کاراکتر اصلی بیابد اما در نهایت می‌فهمد فرد نه از بیرون، بلکه چیزی را از درون از دست داده است. پس اگر جنون را خویشتنِ از هم‌گسیخته تفسیر کنیم، من ملانخولیا را خویشتنِ از معنا تهی‌شده می‌بینم. سکانس پایانی را شاید بتوان اینطور تفسیر کرد: روحی سرگشته که توانسته گمشده‌ی خویش یا به عبارتی همان خویشتن گمشده‌اش را بازیابد و از دلِ آشوب به آرامشِ معنا برسد. - مروارید ایازی #مروارید_ایازی #معرفی_فیلم از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

چالش‌ها و تحولات جدید در درمان اگزیستانسیال-پدیدارشناسانه *پیشرفت‌های آنلاین* ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن دیدگاه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دائماً در حال تغییر و تحول است. شاهد پیشرفت‌های تصاعدی فناوری بوده‌ایم. این جهان با دنیایی که سقراط، افلاطون و ارسطو یا کیرکگور و نیچه در آن سکنی گزیده بودند، فرق دارد. حتی با اواخر عمر هایدگر و سارتر نیز تفاوت نامعلومی دارد. درمان اگزیستانسیال به-زیستی، بین‌الاذهانیت و اصالت را موضوعاتی کلیدی می‌داند که در سفر به معنا (سیاحت معنایی) باید در نظر گرفته شوند و اینترنت تغییراتی در این موارد به وجود آورده و همین امر چالشی برای درمانگر اگزیستانسیال ایجاد می‌کند که او باید این پویش‌ها و نحوه‌ی تغییر درمان را درک کند. برای درمانگران اگزیستانسیال که تصمیم می‌گیرند بصورت آنلاین کار کنند، چالش‌هایی وجود دارد، از جمله چگونگیِ برقراری یک رابطه‌ی قابل اعتماد با فردی که از نظر فیزیکی در آن حضور ندارد. - کریس بلکمور و دیگبی تنتام - مترجم: منیره معلی #منیره_معلی جهت مطالعه‌ی کامل این مقاله به سایت   http://existenceclinic.com مراجعه کنید. از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

زندگی آنچه زیسته‌ایم نیست، بلکه همان چیزی است که در خاطرمان مانده و آنگونه است که به یادش می‌آوریم تا روایتش کنیم! - گابریل‌گارسیا مارکز #گارسیا_مارکز از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

در باب رنج «بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست.» انکار رنج به مثابه‌ی انکار تمامیت فرد است. فرد رنج‌دیده زمانی رنج خود را به جهان بیرون نشان می‌دهد که از آن، توقع فهم و شنیده شدن دارد. پس باید خطر کند و از قلعه‌ی درون خود، قدم به بیرون بگذارد. فرد رنج‌دیده هنگام بیان رنج خود، دفاع روانی خود را کنار می‌گذارد و خودِ آسیب‌پذیرش را برای دیگران، نمایان می‌سازد. اگر درست فهم و شنیده شود، می‌تواند قدم بعدی را در مسیر التیام بردارد و به جهان بیرون گشوده‌تر شود. در این حالت، جهان بیرون، از او حمایت می‌کند و او خود را در آغوش امن جهانی غیر از جهانِ خودساخته‌اش می‌بیند. اما اگر رنج او درک و فهم نشود و در بدترین سناریوی ممکن، رنجش انکار شود، این رنج چند برابر می‌شود و بیش از پیش فرد را به انزوا می‌کشد. در این حالت، فرد با فقدانی سنگین و استخوان‌خردکن مواجه می‌شود؛ قلعه‌ی مستحکم جهان درونی‌اش در مقابل دیدگانش مانند قلعه‌ای شنی فرو می‌ریزد و از بین می‌رود در حالی که در جهان بیرون نیز دیگر جایی برای او وجود ندارد و در یک آن هر دو جهان برای او عاری از معنا می‌شود. او با سرخوردگی ناشی از شکست و ترومای وحشت‌زدگی، ناچار می‌شود که قلعه‌ی خود را از نو، زخم بر زخم بسازد تا خودش را در آن بیشتر منزوی کند و به خاطر تنبیه خود و ترس از فروپاشی مجدد جهانش، خود را محکوم به زندگی در این لاک سختِ رنجِ قدیم و رنجِ جدید می‌کند حال آنکه هر روز او نحیف‌تر می‌شود و بارِ رنجش سنگین‌تر و این چرخه سیزیف‌وار ادامه می‌یابد. این ایزوله‌سازی خویشتن، منجر به دیوانه خطاب شدنش از جانب جهان بیرونی می‌شود اما به نقل از «داستایوفسکی» در کتاب «ابله»: گمان می‌کنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماری‌اش همین بود. - مروارید ایازی #مروارید_ایازی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

در باب رنج «بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست.» انکار رنج به مثابه‌ی انکار تمامیت فرد است. فرد رنج‌دیده زمانی رنج خود را به جهان بیرون نشان می‌دهد که از آن، توقع فهم و شنیده شدن دارد. پس باید خطر کند و از قلعه‌ی درون خود، قدم به بیرون بگذارد. فرد رنج‌دیده هنگام بیان رنج خود، دفاع روانی خود را کنار می‌گذارد و خودِ آسیب‌پذیرش را برای دیگران، نمایان می‌سازد. اگر درست فهم و شنیده شود، می‌تواند قدم بعدی را در مسیر التیام بردارد و به جهان بیرون گشوده‌تر شود. در این حالت، جهان بیرون، از او حمایت می‌کند و او خود را در آغوش امن جهانی غیر از جهانِ خودساخته‌اش می‌بیند. اما اگر رنج او درک و فهم نشود و در بدترین سناریوی ممکن، رنجش انکار شود، این رنج چند برابر می‌شود و بیش از پیش فرد را به انزوا می‌کشد. در این حالت، فرد با فقدانی سنگین و استخوان‌خردکن مواجه می‌شود؛ قلعه‌ی مستحکم جهان درونی‌اش در مقابل دیدگانش مانند قلعه‌ای شنی فرو می‌ریزد و از بین می‌رود در حالی که در جهان بیرون نیز دیگر جایی برای او وجود ندارد و در یک آن هر دو جهان برای او عاری از معنا می‌شود. او با سرخوردگی ناشی از شکست و ترومای وحشت‌زدگی، ناچار می‌شود که قلعه‌ی خود را از نو، زخم بر زخم بسازد تا خودش را در آن بیشتر منزوی کند و به خاطر تنبیه خود و ترس از فروپاشی مجدد جهانش، خود را محکوم به زندگی در این لاکِ سختِ رنجِ قدیم و رنجِ جدید می‌کند حال آنکه هر روز او نحیف‌تر می‌شود و بارِ رنجش سنگین‌تر و این چرخه سیزیف‌وار ادامه می‌یابد. این ایزوله‌سازی خویشتن، منجر به دیوانه خطاب شدنش از جانب جهان بیرونی می‌شود اما به نقل از «داستایوفسکی» در کتاب «ابله»: گمان می‌کنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماری‌اش همین بود. - مروارید ایازی #مروارید_ایازی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

در باب رنج «بزرگترین توهین به یک انسان، انکار رنج اوست.» انکار رنج به مثابه‌ی انکار تمامیت فرد است. فرد رنج‌دیده زمانی رنج خود را به جهان بیرون نشان می‌دهد که از آن، توقع فهم و شنیده شدن دارد. پس باید خطر کند و از قلعه‌ی درون خود، قدم به بیرون بگذارد. فرد رنج‌دیده هنگام بیان رنج خود، دفاع روانی خود را کنار می‌گذارد و خودِ آسیب‌پذیرش را برای دیگران، نمایان می‌سازد. اگر درست فهم و شنیده شود، می‌تواند قدم بعدی را در مسیر التیام بردارد و به جهان بیرون گشوده‌تر شود. در این حالت، جهان بیرون، از او حمایت می‌کند و او خود را در آغوش امن جهانی غیر از جهانِ خودساخته‌اش می‌بیند. اما اگر رنج او درک و فهم نشود و در بدترین سناریوی ممکن، رنجش انکار شود، این رنج چند برابر می‌شود و بیش از پیش فرد را به انزوا می‌کشد. در این حالت، فرد با فقدانی سنگین و استخوان خرد کن مواجه می‌شود؛ قلعه‌ی مستحکم جهان درونی‌اش در مقابل دیدگانش مانند قلعه‌ای شنی فرو می‌ریزد و از بین می‌رود در حالی که در جهان بیرون نیز دیگر جایی برای او وجود ندارد و در یک آن هر دو جهان برای او عاری از معنا می‌شود. او با سرخوردگی ناشی از شکست و ترومای وحشت‌زدگی، ناچار می‌شود که قلعه‌ی خود را از نو، زخم بر زخم بسازد تا خودش را در آن بیشتر منزوی کند و به خاطر تنبیه خود و ترس از فروپاشی مجدد جهانش، خود را محکوم به زندگی در این لاک سختِ رنجِ قدیم و رنجِ جدید می‌کند حال آنکه هر روز او نحیف‌تر می‌شود و بارِ رنجش سنگین‌تر و این چرخه سیزیف‌وار ادامه می‌یابد. این ایزوله‌سازی خویشتن، منجر به دیوانه خطاب شدنش از جانب جهان بیرونی می‌شود اما به نقل از «داستایوفسکی» در کتاب «ابله»: گمان می‌کنم او دیوانه نبود، بلکه فقط بیش از اندازه رنج کشیده بود و بیماری‌اش همین بود. - مروارید ایازی #مروارید_ایازی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

چشمی که در غلیان است هنوز، از اشکی قدیمی. ملانکولی، ملانکولی. ما از آن‌چه فرو می‌کاهدمان، می‌میریم. - ادمون ژبس #ژبس از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

کلینیک اگزیستانس برگزار می‌کند: 🔆 نیچه و روان درمانی 🔆 🔅مدرس دوره: دکتر رزگار محمدی 🔅مخاطبان دوره: درمانگران و علاقمندان به فلسفه‌ی نیچه  🔅نحوه برگزاری دوره آنلاین می‌باشد. 🔅هدف دوره: کاربردهای عملی فلسفه‌ی نیچه در روان‌درمانی و آری گویی به زندگی بر اساس آن فلسفه‌ 🔅مدت زمان دوره: ۱۶ ساعت (۸ جلسه‌ی ۲ ساعته) 🔅زمان شروع دوره: پس فردا 🔅پنج‌شنبه‌ها ساعت ۱۹ الی ۲۱ 🔅هزینه‌ی دوره: یک میلیون و ششصد هزار تومان 🔆 سرفصل‌های دوره: 🔅اسب تورین: کشف لحظه‌‌ی فروپاشی 🔅مبارزه‌ی بی‌پایان: آری گویی به زندگی 🔅که چی: پوچ‌انگاری به مثابه‌ی بیماری 🔅نبودن-خانه: زندگی در عدم قطعیت 🔅خود آفریده : افسانه‌های هویت 🔅مرگ خدایان: خونریزی و درمان 🔅بازی و تاس انداختن: پذیرش میراث ابهام 🔅حیوان اسطوره‌ای : فرارفتن از انسان‌گرایی در صورت تمایل به شرکت در دوره در زمان باقیمانده به آیدی تلگرام زیر درخواست دهید: @Abaszadeh8793 #دکتر_رزگار_محمدی

فرض کنید جهان پر از موجوداتی بود که اطمینان داشتند «هستند»، موجوداتی که نیازی به مواجهه با مرگ، دگرگونی و از دست دادن نداشتند
فرض کنید جهان پر از موجوداتی بود که اطمینان داشتند «هستند»، موجوداتی که نیازی به مواجهه با مرگ، دگرگونی و از دست دادن نداشتند. چنین جهانی چگونه بود؟ بودن شاید تنها آرزویی باشد که انسان‌ها همواره در ذهن پرورانده‌اند، اما هستی هرگز این خواسته‌ی مطلق را به ما عطا نکرده است. شاید به همین دلیل است که وقتی قدم به جهان می‌گذاریم، اولین چیزی که انجام می‌دهیم، گریستن است. گویا گریستن نخستین مواجهه‌ی ما با فقدان  است؛ با شکاف عمیقی که میان بود و نبود شکل می‌گیرد. - محمدجعفر ترکان #محمدجعفرترکان از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

ما چنان زندگی می‌کنیم که گویی همواره در انتظار چیزی بهتر هستیم، حال آن که اغلب آرزو می‌کنیم که ای کاش گذشته بازگردد و بر آن حسرت می‌خوریم. ما به زمان بسان چیزی نظر می‌کنیم که باید درگذرد و در این رهگذر، ما را به اهداف و خواست‌هایمان برساند. اکثر مردم هنگامی که به پایان کار می‌رسند و نظری بر گذشته می‌افکنند، در می‌یابند که سرتاسر زندگی را چون چیزی گذرا زیسته‌اند و با حیرت مشاهده می‌کنند که آنچه بی اعتنا از کنارش گذشته‌اند و لذتی از آن نبرده‌اند، همان زندگیشان بوده؛ یعنی همان چیزی که به خاطرش زندگی کرده‌اند. انسان فریاد برمی‌آورد که امید و آرزو، او را فریفته‌اند تا این که عاقبت در آغوش مرگ به رقص درآید! آه! چه مخلوق حریص و سیری‌ناپذیری است این انسان! ️ - در باب عبث بودن وجود، شوپنهاور #شوپنهاور از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

ملانکولیا یا افسردگی اساسی: هم‌بستری با امر انتولوژیکال (هستی‌شناسانه) اگر امر انتیک/روزمره را مشغولیت‌ها و نگرانی‌های روزمره و انضمامی بدانیم، در برابرش امر انتولوژیکال/هستی‌شناسانه، درگیری ما در پرسش‌های اساسی در مورد بودن و معنای زندگی می‌باشد. برای تفهیم بیشتر در یک مثال ساده اگر ما دنبال روش‌های بهبود رابطه باشیم، درگیر در امر انتیک رابطه هستیم اما زمانی که اساسا رابطه برای ما بی‌معنا می شود و در مورد ضرورت رابطه می‌پرسیم، درگیر در امر انتولوژیکال رابطه هستیم. من بر سبق هگل که می‌گفت «روح استخوانی در جسم گلو است»، می‌گویم امر انتولوژیکال استخوانی در گلوی امر انتیک است؛ به این معنا که در هر امر انتیک یا روزمره‌ای به ناچار ما ممکن است با امر انتولوژیکال روبرو شویم. در اشکال مختلف آسیب روانی از دیدگاه اگزیستانسیال، حالت افسردگی اساسی یا ملانکولیا، حالتی است که فرد با امر انتولوژیکال اساساً درگیر است. جایی که هر امر روزمره یا انتیکی ارزش خود را از دست می‌دهد و برای فرد اساساً بودن و وجود داشتن بی‌معنا می‌شود. به همین دلیل است که تمام درمان افراد افسرده و حتی داروهای ضد افسردگی به نوعی بازگرداندن فرد به امر انتیک یا روزمره می‌باشد تا او را از هم‌بستری با امر انتولوژیکال دمی بیرون آورند. اساساً تفاوت فرد روان‌رنجور و ملانکولیک در همین نکته است که فرد روان‌رنجور در بخش خاصی از بودنش درگیر در امر انتولوژیکال است؛ مانند هراس از مرگ‌ در وسواسی یا ترس از بیماری در هیپوکندریا و ... اما برای فرد افسرده‌ی اساسی، تمامیِ ابعادِ بودن درگیر در امر انتولوژیکال می‌شود. این است که او اساساً از مرگ نه تنها نمی‌ترسد بلکه می‌خواهد به استقبالش برود. به عنوان یک درمانگر اگزیستانسیال اگر خود را درگیر در افسردگی اساسی می‌بینید توصیه می‌کنم: - درگیری خود را با امر انتولوژیکال تصدیق کنید. مشکل شما ناشی از عمیق شدن در معنای بودن است. - سعی کنید با امر انتیک یا روزمره‌ای که شما را در دامن امر انتولوژیکال انداخته بازگردید؛ مانند یک جدایی، سوگ یا از دست دادن یک معنا. - به قول نیچه هر آن چیزی که ژرف است از نقاب بیزار است، پس بی‌نقاب در برابر یک گوش‌سپار همراه ظاهر شوید. - دکتر رزگار محمدی #دکتر_رزگار_محمدی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

کسانی که دچار فروپاشی روانی شده‌اند نیازی ندارند که کسی نگاه خیره‌ی آنان را از دنیای درونشان منحرف کند و به یک کتاب تمرین کمک به خود بدوزد. آن‌ها نیاز دارند از اعماق، خودی که بر آنان ظاهر شده و بحران را ایجاد کرده، شنیده و درک شوند. - کریستوفر بولاس #بولاس از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344

کلینیک اگزیستانس برگزار می‌کند: 🔆 نیچه و روان درمانی 🔆 🔅مدرس دوره: دکتر رزگار محمدی 🔅مخاطبان دوره: درمانگران و علاقمندان
کلینیک اگزیستانس برگزار می‌کند: 🔆 نیچه و روان درمانی 🔆 🔅مدرس دوره: دکتر رزگار محمدی 🔅مخاطبان دوره: درمانگران و علاقمندان به فلسفه‌ی نیچه  🔅نحوه برگزاری دوره آنلاین می‌باشد. 🔅هدف دوره: کاربردهای عملی فلسفه‌ی نیچه در روان‌درمانی و آری گویی به زندگی بر اساس آن فلسفه‌ 🔅مدت زمان دوره: ۱۶ ساعت (۸ جلسه‌ی ۲ ساعته) 🔅زمان شروع دوره: از هفته‌ی اول بهمن ماه 🔅پنج‌شنبه‌ها ساعت ۱۹ الی ۲۱ 🔅هزینه‌ی دوره: یک میلیون و ششصد هزار تومان 🔆 سرفصل‌های دوره: 🔅اسب تورین: کشف لحظه‌‌ی فروپاشی 🔅مبارزه‌ی بی‌پایان: آری گویی به زندگی 🔅که چی: پوچ‌انگاری به مثابه‌ی بیماری 🔅نبودن-خانه: زندگی در عدم قطعیت 🔅خود آفریده : افسانه‌های هویت 🔅مرگ خدایان: خونریزی و درمان 🔅بازی و تاس انداختن: پذیرش میراث ابهام 🔅حیوان اسطوره‌ای : فرارفتن از انسان‌گرایی در صورت تمایل به شرکت در دوره و کسب اطلاعات بیشتر، عضو کانال تلگرام دوره شوید: https://t.me/+7PIbyRr2iZc5M2Fk #دکتر_رزگار_محمدی

اضطراب: دشمنی پنهان یا استادی راهنما؟ اضطراب مثل یک سایه همیشه همراه توست؛ گاهی آرام و بی‌صدا، گاهی سنگین و نفس‌گیر. شاید همیشه سعی کردید از آن فرار کنید یا با آن بجنگید، اما آیا به این فکر کردید که اضطراب یک دشمن پنهان نیست؟ چون درست زمانی ظاهر می‌شود که چیزی در زندگیتان مهم و ارزشمند است و در واقع می‌خواهد چیزی به شما بگوید. شاید استاد راهنمایی است که نیاز است سر کلاس آن بنشینید و دقیق‌تر گوش کنید. اضطراب چیزی نیست که باید حذف شود بلکه چیزی است که باید فهمیده شود. پس به جای فرار از اضطراب، با آن بمانیم، آن را بشناسیم و با آن گفتگو کنیم. شما با اضطرابتان چگونه هستید؟ اگر اضطراب شما می‌توانست حرف بزند، چه چیزی به شما می‌گفت؟ - مریم خسروی #مریم_خسروی از طریق راه‌های زیر با ما در «کلینیک روان‌درمانی اگزیستنس» در ارتباط باشید: 🌫 @Existenceclinic 🌫.  INSTAGRAM 🌫.  WEBSITE 🌫.  09017363344