en
Feedback
غریوِ دیوِ توفان

غریوِ دیوِ توفان

Open in Telegram

یه زن بود، یه زن.

Show more
329
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
"از کدوم خاطره برگشتی به من که شبونه از تو رویایی شدم" عزیزم؟

Repost from N/a
واقعیت رو درموردت نمیتونم عوض کنم.

تاریح فراموش نمی‌کنه که چه‌قدر دلم رو شکستی احمق‌جون.

شب بخیر ای شش‌نفرِ سین‌کننده.

و لعنت به دنیایی که عسل محمدقاسم دانش‌آموز منه و باید خریت‌هاش رو تحمل کنم.

واقعا لعنت به دنیایی که توش مرجان تهران زندگی نمی‌کنه.

فردا ۷ونیم باید سر کلاس باشم و هنوز خوابم نبرده. ای سگ در زندگی بزرگسالی.

تصویر حباب‌وارِ آدم‌ها، غمگینم می‌کنه.

پس برای حفظ آرامش ادمین، چیزی نمی‌نویسیم. 🙏🏻

هرچی می‌نویسم احساس می‌کنم خیلی شخصی می‌شه؛ شاید هم خاصیت شب باشه که آدم رو زیادی جزئی‌گو و صریح و عجیب می‌کنه.

خب. با همین ۱۹ رأی ادامه بدیم.

از کدوم بنویسم؟
Anonymous voting

تنهایی کنار قبر یک عزیز نشسته‌م، بوی گلاب رو از پوست دستم نفس می‌کشم، به مرگ فکر می‌کنم و انگار یک قایق مضطرب بدون سرنشین توی یکی از رگ‌های نزدیک به قلبم معلقه. اینم از یکشنبهٔ تعطیلِ ما. سلام بر چهل‌وهفت‌سالگی‌.

دوستت دارم چون غوغای درون و لرزش دست و دل در آستانهٔ دیداری. - ناظم حکمت

خری عزیزم. خری.

هعی آقا.