518
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
در مطالعاتی که درباره کسروی داشتم به وضوح تاثیرش بر تفکر مخالفانش برام مشهود بود. حتی دارم فکر میکنم که مذهبیهایی که بعدا اسم و رسم پیدا کردند -از جمله بنیانگذار انقلاب- در موارد متعددی مانند یک حاشیه انتقادی بر متنی به نام کسروی بودند.
Repost from آزاد | Azad
📝«ما یک حکومت به آخوندها بدهکاریم!»
احمد کسروی و آینده ایران
🔻«روز اولی که برای بحث رفتیم کسروی هر سه تای ما رو یه لقمه کرد [خنده]...آخه آدم کارکرده و باسوادی بود. با همه اون حرارتی که نواب صفوی و ماها داشتیم ما رو یه لقمه کرد!»
این خاطرهای است که سید مرتضی مستجابی از بحثی که به همراه نواب صفوی با احمد کسروی داشتند روایت کرده است. (یاران موافق، ص۹۱)
کسروی در نهایت به دلیل ارتداد، توسط فداییان اسلام کشته شد.
🔹کسروی از جمله افرادی بود که از خطر تجزیه و عدم استقلال ایران، ابراز نگرانی میکرد. او پیشنهادات زیادی را مطرح کرده است از جمله آنکه: «باید هر یکی از انگلیس و شوروی اطمینان پیدا کند که در ایران توطئهای یا کوششی به سود یک طرف و به زیان طرف دیگر به عمل نخواهد آمد.» (سرنوشت ایران چه خواهد بود؟، ص۴۰)
🔸احمد کسروی با اشاره به نا امیدیهایی که بعد از مشروطه حاصل شده بود، به نقد فضای آن زمان پرداخته و گفته است: در این هنگام یک دسته به یکبار امید بریده پی کارهای خود رفتند و یک دسته دیگر چنین گفتند: «جامعه چون بیسواد است رشد سیاسی ندارد و تمام بدبختیها از اینجاست. باید فرش و رخت خود را بفروشیم مدرسه برپا گردانیم.» (دادگاه، ص۹)
🔻تعبیر کسروی درباره خروجی این طرز فکر چنین است: «بیشتر آنان بدتر از بیسوادان درآمدند...دبستانها و دانشکدهها جز میوه تلخ نومیدی ندادند.» (همان، ص۱۰) او در ادامه از واکنشهای دیگر روایت کرده است. از افرادی که نژاد ایرانی را تباه شده و غیر قابل اصلاح تفسیر کرده بودند. یا افرادی که اعتقاد داشتند ایرانیان از همان ابتدا هم چیزی نبودهاند.
🔹کسروی اما ریشه مشکلات را هزار ساله عنوان کرده و گفته بود: «درسهای جوانان بخش بیشترش همان بدآموزیهای پست صوفیگری و خراباتیگری و شیعیگری کهن است که با بدآموزیهای مادیگری نواروپایی درهم آمیختهاند.» (همان، ص۱۴) البته او اعتقاد داشت: «مادیگری بزرگترین و ریشهدارترین گمراهی است که جهان به خود دیده.» (پرسشها و پاسخها، ص۶)
او حتی از آلوده شدن به زندگی غربی انتقاد میکرد و میگفت: «هرگاه از این راه که از پی غربیان پیش گرفتهایم برنگردیم، سختی و گرفتاریمان چندین برابر خواهد بود.» (آیین، ص۵)
🔸با توجه به این مطالب بود که کسروی میپرسید: «آیا مردمی که مغزشان آکنده از اینگونه بدآموزیهای گوناگون است زندگی مشروطهای توانند کرد؟!» (دادگاه، ص۱۳) کسروی در این راه به کتابسوزی هم روی آورد. دیوان حافظ، خیام، کلیات سعدی، مفاتیح الجنان شیخ عباس قمی و...از جمله کتابهایی بودند که به آتش کشیده میشدند. (نک: همان، ص۱، گفتار اول: کتابسوزان چیست؟)
🔸بنابراین طبیعی است که مخالفان کسروی محدود به روحانیت نباشند. حتی گفته شده چند هفته پس از کشته شدنش، هیچ اسمی از کسروی در جلسه انجمن نویسندگان ایران برده نشد.
اما نکته جالبی که برخی از کسروی نقل کردهاند این است که او معتقد بوده: «ما یک حکومت به آخوندها بدهکاریم. یعنی باید قدرت سیاسی به دست روحانیون بیفتد تا بعد ملت ایران دیگر دل از شعائر خرافهآمیز در قالب تشیع صفوی برکند.» (زندگی و کارهای احمد کسروی، نشریه حافظ، ش۷۸)
🔺با این حال باید پرسید این مخالفتهای رادیکال تا چه اندازه مفید بودهاند؟ این نکته وقتی جالب میشود که به سخنی از عبدالله کرباسچیان مدیر نشریه نبرد ملت و از مخالفان مذهبیِ کسروی توجه کنیم: «مبارزه با کسروی برای دفاع از ساحت اسلام، یک نیروی خفتهای را در ما زنده کرد. یک انرژی مذهبی قدرتمندی که خودمان از وجودش آگاه نبودیم.» (جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران ص۲۸ به نقل از نشریه یالثارات، ش۲۱۱)
این یادداشت را با اطلاعات بیشتری در اینستنت ویو مطالعه کنید
🆔 @AzadSocial
حتما جملاتی مثل: "غلط میکنی قانون را قبول نداری قانون تو را قبول ندارد" یا "هر کس مخالفت کند با شورای نگهبان مفسد فی الارض است" رو به نقل از امام خمینی شنیدید. درباره قبل و بعد این جملات حرفهایی زیادی هست اما نکته جالب اینه که شان نزولِ این عبارات به دعوای این روزها مرتبطه.
https://t.me/azad_im/2781
دین و خوانشهای دوبسدوبس!
سال ۸۸، ۸۹ بود یه برنامهای به اسم پارازیت پخش میشد که در واقع دکتر سلامِ اپوزیسیون بود. یه مولودی از سیب سرخی گذاشت که: تو ذکرها فقط یا حسین مُده / هرچی غیر این گشته دِمُده / هر شب به شما من تک میزنم / تو جواب ندی پیامک میزنم!
خلاصه مجری پارازیت (البته خدا هدایتش کنه!) گفت: شما که تمام مداحیها و مولودیهاتون رو دوبسدوبس کردید! خب بابا این قانون اساسیتون رو هم دوبسدوبس کنید بره دیگه! :))
حالا اگه بخوام از این تعبیر استفاده کنم اوایل از حجم خوانشهای دوبسدوبس از دین عصبی میشدم. اما توجه به دو نکته آرامترم کرد و حداقل الان عده معدودی عصبانیم میکنند.
اول اینکه خوانشهای اصیل، کم آسیب نزدند.
دوم هم اینکه خیلی از افراد متمایل به این دیدگاههای جدید، بحرانهای جدی فکری دارند و در حال تلاش برای دیندار ماندناند.
درباره یک خبرنگاری دیدم گفتند ۲۰۰ روزه که بازداشت موقته.
آیت الله خامنه ای در تیر ۹۱ خودشون درباره معنای "موقت" تفسیری ارائه کردند که قابل توجهه: "بازداشتهای موقتی انجام میگیرد؛ اما در این بازداشتها، «موقت بودن» به معنای دقیق کلمه و به آن معنائی که روح قانون متوجه به آن است، باید رعایت شود. ممکن است کسی بگوید خب آقا، پنج ماه، شش ماه هم «موقت» است دیگر. بله، ده سال هم به یک معنا «موقت» است؛ اما آن قانونی که موقت بودن بازداشت را قید میکند، کوتاه بودن این زمان در آن مندرج است. باید در کوتاهترین زمان، آن هم با رعایت شرائط قضائی انجام بگیرد. این نکته باید مورد توجه قرار بگیرد." (۱۳۹۱/۴/۷)
حالا چرا افرادی این حجم از زندان بدون محکومیت رو متحمل میشن؟ یک بار از حاج آقای اژهای درباره علت طولانی شدن بازداشت موقت حمید بقایی سوال شد ایشون فرمودند: "قرار بازداشت ۲ ماه است. اگر تا قبل از ۲ ماه بازپرس تشخیص دهد که موجبات قرار بازداشت موقت رفع شده میتواند قرار را تبدیل کند اما در صورتی که ۲ ماه گذشت و بازپرس تشخیص داد باید بازداشت موقت ادامه یابد آن را تمدید میکند..." (لینک)
بنابر فرد متهم فقط دو ماه بازداشت موقت میشه بعد دو ماه دوباره دو ماه بازداشت موقت میشه و این میتونه همین طوری ادامه پیدا کنه.
با دو نفر که از اسلام عبور کردند مشغول صحبت بودم. یکی شون کنجکاو بود که از اختلافات روحانیون بدونه که مثلا نگاه های سیاسی شون چطوره. مشغول توضیح شدم اون یکی حرفهام رو تایید کرد و به اون یکی گفت مساله اون آخوندها اینه که چرا جمهوری اسلامی به اندازه ما احمق نیست! این رو گفت و زدند زیر خنده.
یک دهه قبل که بعد از باخت تحقیرآمیز جلیلی (که بهش رای داده بودم) فهمیدم هیچی از سیاست نمیفهمم. داستان مضحکش رو یه بار باید بنویسم که دقیقا چی شد. خلاصه از اون سال تصمیم گرفتم به جای اعتماد به دیگران سعی کنم خودم تا حدی قدرت تشخیص پیدا کنم. از مواضع سیاسی روحانیت سنتی متنفر شده بودم. مثلا داستان ویژه نامه خاتون رو مرور کردم که یک مرجع سرشناس گفته بود این ویژه نامه قلب امام زمان رو به درد آورد!
اما همون مرجع در آبان ۹۸ با گران شدن بنزین مخالفت کرد. با طالبان مخالفت صریح کرد. با قانون سربازی در دهه شصت مخالفت کرده بود. منظورم آقای صافی گلپایگانی هست. ایشون با خیلی چیزهای دیگه هم مخالفت کرد.
خودم که بین سنت و تجدد گیر کردم ولی فکر میکنم توصیف حسام مظاهری توصیف خوبی از این طیف هست.
https://t.me/mohsenhesammazaheri/4201
فکر میکنم عفو و بخشش در هر صورتی فضیلت نیست. البته دستور کلی به بخشیدن داریم مثل آیه ۲۲ سوره نور ولی هم شهود خود آدم و هم برخی شواهد تاریخی از سیره ائمه (مثل جواب های تند امام علی به برخی مخالفان مثل ابن کواء یا نبخشیدن قاتل امام علی توسط امام مجتبی) نشون میده هر عفوی شاید فضیلت نیست.
خودم شخصا بخشش افراد رو منوط به فهم اشتباه و اصلاح میکردم. از آیه "الا الذین تابوا و اصلحوا..." الهام گرفته بودم. ولی اتفاقا در برخی موارد، شهودم میگفت ببخشی یعنی بزرگی و لو اینکه نفهمه مثل اونی که طرف مالک اشتر زباله پرت کرد و مالک چیزی بهش نگفت بعد طرف فهمید رفت عذرخواهی کنه فهمید مالک رفته براش دعا کنه.
حتی استدلال منفعت گرایانه هم داشتم. میگفتم این کاری که این شخص با من کرده یا ناشی از یک خُلقی هست که داره یا اتفاقا خلاف خُلقیاتش هست. اگر اولی باشه پس باز هم تکرار میکنه و آدم های انتقام جو زیادند و تلافی می کنند. و اگر دومی بوده که خب منم از این اشتباهات زیاد مرتکب میشم.
اما با این حال باز هم فکر میکنم باید یه توضیح مشخصی داد که اگر هر بخشیدنی فضیلت نیست، تحت چه شرایطی مشخصی این فضیلت از بین میره؟
نکته ای داشتید راهنمایی کنید.
به نظر شما احتیاج دارم:
https://twitter.com/mohsenp1414/status/1639362274417598472?t=5mAfdvKE8viCnDE4WVC81Q&s=19
شما هم حس می کنید انقدری که در اهل سنت، پیامبر و ماه رمضان بولد هست برای ما شیعیان نیست؟ راحت تر بپرسم! آیا حال و هوای ما نسبت به ماه رمضان و پیامبر با محرم و ائمه یکسانه؟
چندتا کار از اهل سنت برای ماه رمضان میذارم که واقعا بارها در غیر ماه رمضان اونها رو گوش کردم و شوقم به ماه رمضان بیشتر شد.
https://youtu.be/E2F95-anTYs
https://youtu.be/t_9-WdMqUi0
https://youtu.be/I4QJSMXfSi8
"هرجا مردم ورود کردند ما پیروز شدیم."
خب گوینده ای که این پیش فرض رو داره چرا تغییر قانون اساسی رو حرف بیگانگان میدونه؟ مگه قراره بیگانگان رای بدند؟
امشب شخصی از من پرسید چطور قرآن منی رو آب کمر میدونه؟ کیسه منی که الان مشخصه کجاست.
کمی فکر کردم گفتم آیه اش "بین الصلب و الترائب" گفته. گفت خب ترائب چی میشه؟ گفتم استخوان سینه! گفت خب پس بدتر شد!
جالبه که چند وقته تعارضات علم و دین مثل یه چَک محکم میخوره تو صورتم با اینکه اصلا حوزه مطالعه ام نیستش.
مقاله ای خوندم که نویسنده اش از اختلاف شدید مفسران نوشته و وجوه مختلفی رو نقل کرده ولی خودش ظاهرا معتقده ضمیر "یخرج" برمیگرده به "انسان" نه به "ماء دافق" و صلب و ترائب هردوش رو مربوط به زن میدونه.
یعنی قرآن به کسانی که معاد رو انکار می کنند میگه کیفیت خلقت خودتون رو ببینید. از آب یک مرد بودید و از بین صلب و ترائب یک زن بیرون اومدید.
همون طور که اینجوری به وجود اومدید و خارج شدید، از قبر هم خارج میشید.
👈 لینک مقاله
آیه ۷۵ آل عمران آیه جالبی است. استدلال خیلی آشنایی در این آیه است که قرآن آن را کذب می خواند.
نوع فعالان سیاسی برای مخالف خودشون یاد محاکمه و کمیته حقیقت یاب و... میفتند. و الا خودشون همیشه در "برهه حساس کنونی" اند!
میرحسین موسوی بیش از هر کسی (اعم از خاتمی، احمدینژاد، عدالتخواهان و...) گفتمان «خمینی علیه خامنهای» را نمایندگی میکرد و بنیانگذار انقلاب، دیگر آن محبوبیت دهههای قبل را ندارد.
Repost from کلامُکم نور
📝پررو کردن مردم نسبت به حاکمان!
🔻در بخشی از عهدنامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر آمده: بخشى از وقت خود را به كسانى اختصاص بده كه به تو نياز دارند، تا شخصا به امور آنها رسيدگى كنى، و در مجلس عمومى با آنان بنشين و در برابر خدايى كه تو را آفريده فروتن باش، و سربازان و ياران و نگهبانان خود را از سر راهشان دور كن تا سخنگوى آنان بدون اضطراب در سخن گفتن با تو گفتگو كند. من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بارها شنيدم كه مىفرمود: «ملّتى كه نتواند حق ناتوانان را از زورمندان، بى اضطراب و لکنت بگیرد، رستگار نخواهد شد!» پس درشتى و سخنان ناهموار آنها را برای خود هموار كن، و تنگ خويى و خود بزرگبينى را از خود دور کن تا خدا درهاى رحمت خود را به روى تو باز کند، و به تو پاداش اطاعت از خودش را بدهد. (نهج البلاغة (صبحی صالح)، ص۴۴۰)
🔹ابن ابی الحدید از واقدی نقل کرده که ابن عباس گفته من شاهد سرزنش شدن امام علی توسط عثمان بودم. در بخشی از این نقل آمده: عثمان به او گفت: به خدا قسمت می دهم که برای تفرقه میان مردم بابی را باز نکنی! امام علی ضمن دفع این اتهام از خود، به او میگویند: «به خدا قسم اگر هر یک از منصوبان و کارگزاران تو و لو در غرب عالَم، ظلمی بکنند، تو هم در گناه او شریک هستی!» (یعنی اگر در نصب او حجتی نداشتی، گناه کردی، و اگر حجت داشتی، نسبت به ظلم آن شخص ضامنی و در صورت عدم جبران، گناهکاری) عثمان گفت: «حق با توست! هرآنکس را که تو و مسلمانان قبول ندارند، عزل میکنم.» بعد از آنکه امام علی رفت، مروان به عثمان گفت: اگر این کار را بکنی مردم نسبت به تو جرات پیدا میکنند! هیچ کس را عزل نکن! (شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ج۹، ص۱۵)
🔸در نقلی آمده که وقتی معاویه با اعتراض سودة بن عمارة مواجه شد، به او گفت: «پسر ابوطالب جرات نسبت به سلطان را به دهان شما انداخته! طول میکشد تا (این جراتها) از سرتان بیفتد.» (بلاغات النساء، ص۴۹)
@Hadith1398
مساله چیستی ولایت مطلقه فقیه، از مسائل مهمی است که در زندگیم کار کردم و اعتقاد دارم تاثیرات زیادی در نگاه افرادی که از آن مطلع نیستند داره.
در کانال مدرسه آزادفکری در پنج بخش منتشر شده. اگر نقد یا تکمیلی داشتید باعث خوشحالیه مطلع بشم.
https://t.me/azadfekrischool/2767
سنجری اراکی به نقل از آیت الله سید صادق روحانی:
آیت الله بروجردی اقدامی برای ممانعت از اعدام نواب صفوی نکرد!
از صفحه یوتیوب عبدالکریم
Repost from DinOnline دینآنلاین
🔻کسروی همه ما رو یه لقمه کرد🔻
✔️همواره روحانیان بهعنوان پاسدار اندیشه دینی کوشیدهاند در مقابل آنچه آنان آن را انحراف از دین میدانند، بایستند و با آن مقابله کنند، حال چه این مقابله و مبارزه نرم باشد یا سخت. احمد کسروی از جمله افرادی بود که روحانیان بسیاری را به مقابلهگری واداشت. وی از "پاکدینی" سخن به میان میآورد و عقل بشری را فصلالخطاب میدانست.
▪️دربرخورد با احمد کسروی جماعتی با او راه گفتگو را برگزیدند. سید مجتبی نواب صفوی اما از جمله روحانیانی بود که چاره مواجهه با کسروی را در مباحثه علمی نمیدانست؛ چرا که گفتگوهای وی با کسروی به نتیجه نینجامیده بود. آیت الله سید مرتضی مستجابی نیز از جمله افرادی است که به همراه چند تن دیگر از علما با کسروی به مباحثه پرداخت.
ایشان در خصوص آشنایی با مرحوم نواب صفوی و سپس مباحثه با احمد کسروی میگوید:
"وقتی که نجف بودیم، با سید مجتبی نواب صفوی قرار گذاشتیم که بیاییم تهران با احمد کسروی بحث کنیم و خلاصه یواشیواش فعالیتها بیشتر شد. البته من هیچ وقت موافق ترور و کشتن و اینها نبودم. رفاقتمون تا آخر برقرار بود اما در این کارها وارد نشدم...
مجموعه جریان این بود که مرحوم نواب صفوی در همون مدرسهای بود که من هم بودم. آسید هاشم حسینی هم تو همون مدرسه بود. اونجا با هم دوست شدیم و اومدیم ایران تا با احمد کسروی و همین طور با آشیخ باقر کمرهای بحث کنیم. اطراف این شیخ رو کمونیستها گرفته بودند. چیزهایی میگفت و مینوشت که اونها بیشتر راضی بودند. روز اولی که برای بحث رفتیم، کسروی هر سهتای ما رو یه لقمه کرد...
آخه آدم کار کرده و باسوادی بود. وکیل هم بود. با همه اون حرارتی که نواب صفوی و ماها داشتیم، ما رو یه لقمه کرد. با مرحوم کمرهای که حرف زدیم، دیدیم که نه، ایشون کمونیست نشده، احتمالاً مشروطیت به ایشون نرسیده بود و وضعش کمی خراب شده بود. خلاصه خیلی زود راه افتاد و چیزی نبود، اما کسروی نه. همونجا بود که پایگاه فدائیان اسلام کمکم درست شد. بالاخره رفتند و او را کشتند. البته بار اول نشد و بار دوم سید حسین امامی این کار رو کرد.
(یاران موافق، مصاحبه با آیت الله سید مرتضی مستجابی، به کوشش حمید قزوینی، موسسه فرهنگی امام موسی صدر، 1395، صص102-103)
◀️ کانال دین آنلاین در تلگرام
@dinonline
Repost from بابای محمدهادی
🔹از شگفتیهای تفکر فداییان اسلام تسری دادن احکام جهاد و جنگ مسلحانه به وادی فرهنگ بوده. مثلاً در فقه آمده اگر در جنگ مشروعی با کفار، آنها عدهای مسلمان را سپر خود قرار دادند، و لو اینکه موجب جرح و قتل آن افراد شود، باید حمله کرد.
روی همین اصل، مثل فاطمی سپر کفار تلقی شد!
در مصاحبه مرحوم خسروشاهی با روزنامه شرق در خرداد ۸۹ آمده:
🔻با توجه به نوشتههای خود نواب- که [نسخه] خطی آن پیش خود من هست- ایشان معتقد بود در دفاع از جامعه اسلامی نیازی به اجازه مجتهد نیست. اگر هجمه کنند بر زن و مرد و کوچک و بزرگ واجب است که همه دفاع کنند. این در تمام کتب فقهی ما هم هست. احتیاجی به اجازه کسی نیست. مرحوم نواب میگفتند اینها [کفار] هجمه بر اسلام کردهاند، و اینهایی که جلو افتادهاند از قبیل رئیس الوزراء و امثال او، مسلمانانی هستند که سپر دفاعی کفار تلقی میشوند.
🔻این مطلب در [کتاب] «شرح لمعه» ما (حوزویان) هم هست و ایشان [نواب] آن را نگفته است. «شرح لمعه» اولین کتاب فقهی ما است. در آنجا میگوید: اگر کفار مسلمین را سپر قرار دادند، «یجب قتلهم جمیعاً». این عین جملهای است که من در دوران طلبگی در مدرسه حجتیه خواندم و هنوز هم یادم هست. ایشان [نواب] معتقد بود اینها [کارگزاران ارشد رژیم شاه] سپر دشمن هستند و هجمه صورت گرفته است.
🔻بله ایشان [نواب] معتقد بود [صورت مساله] این طور است. بنابراین نیاز به اصل اجازه و فتوا نداشتند. در مرحله اول که به کسروی مربوط بود، ایشان خودشان از آنجا [نجف] آمدند و اقدام کردند. البته یک بیست دیناری هم مرحوم مدنی، مرحوم آقای امینی و بعضیها هم میگویند مرحوم آقای خویی کمک کرده بودند. ایشان [نواب] رفتند و یک چند جلسهای هم [با کسروی] مباحثه کردند. [و بعد اقدام کردند.] در این زمینه [مرحوم نواب] گفته بودند آقایان نجف فتوا داده بودند که اگر [کسروی] اصلاح و هدایت نشد، اشکالی دارد، برای اینکه [کسروی] مهاجم و مرتد است. در بقیه ترورها من فکر نمیکنم که آنها به اجازه احتیاج داشتند. برای اینکه اجتهاد و برداشت آنها از اسلام این بود که مهاجم را باید [برخورد کرد.] این مطالب در کتابهای [فدائیان اسلام] هست و من عین جملات ایشان را نقل کردهام.
🔻در آخرین دفاعیه ایشان [نواب] هم هست که من اینها را مهاجم میدانستم و چنین و چنان، و اینکه قدم کوچکی برداشتیم. مرحوم واحدی هم این طور که مرحوم مهدی عراقی در خاطراتشان مینویسند، تحریکات دیگری بود که ایشان را تشویق کردند برای این اقدام.
👈🏻[سوال شرق:] حالا چرا فاطمی را انتخاب کردند؟ میگویند چون مصدق را گیر نیاوردیم، این را زدیم! خب، آیا این حرف و منطقی است که چون آن را گیر نیاوردیم، این را زدیم؟!
🔻به نظر میرسد با شخصیت آیت الله صدر سازگار نیست که چنین اجازهای دهند. مرحوم آیت الله صدر با آیت الله خوانساری در عین اینکه تایید میکردند فدائیان اسلام را، در این گونه اقدامات قطعاً هیچ گونه دخالتی نداشتند. پریشب یک دوست عرب میگفت: میلیون مره فی المائه! یعنی یک میلیون درصد! من نیز میگویم میلیون فی المائه، چنین اجازهای از آیت الله صدر صادر نشده است. البته آقای عبدخدایی یک اقدامی کرده و بعد هم پشیمان شده است. در دو سه جا از جمله در مجله شهروند نیز عذرخواهی کرده که من موجب ناراحتی ایشان شدم. البته اینکه کسی را بکشیم و بعد عذرخواهی کنیم که موجب ناراحتی او شدهایم.
🔸پی نوشت: عبدخدایی سال ۹۳ در برنامه شناسنامه گفت: اگر دوباره به گذشته برگردم حسین فاطمی را ترور میکنم.
@mohsenp1414
Repost from بابای محمدهادی
نکاتی درباره نواب صفوی
🔹مساله ترور در سالهای اخیر از جمله مسائل چالشی در بُعد داخلی و بین المللی بوده است. بعضی از شخصیتهای مورد تایید انقلابیون از افرادی بودهاند که ترور را با عناوینی چون "اعدام انقلابی" دنبال میکردند. در معاصرین نواب صفوی رهبر گروه فداییان اسلام از جمله افرادی بود که اعتقاد به ضرورت ترور برخی از افراد داشت. آیت الله بروجردی از جمله مخالفان سرسخت فداییان اسلام بودهاند که حتی میان فداییان اسلام و مریدان آیت الله بروجردی نزاعها و درگیریهایی در مدرسه فیضیه قم گزارش شده است.
👈ببینید: مخالفتهای شدید آیت الله بروجردی با فداییان اسلام؛ کسانی که از فداییان اسلام دفاع میکنند انسان در عدالت و اسلامیت آنها شک میکند! / تشکیل حکومتى که اینان شعارش را مى دهند یعنى درج همه چیز در آن حتى مرجعیت!
🔸مرحوم امام خمینی نیز هیچ گاه به طور رسمی فداییان اسلام و نواب صفوی را تایید نکردهاند بلکه گزارشهایی مبنی بر مخالفت ایشان با این گروه نقل شده. (مخالفت امام خمینی با فداییان اسلام در خاطرات آیت الله شبیری زنجانی ذکر شده و همچنین ایشان می گویند آیت الله بروجردی علی رغم مخالفت های شدید با فداییان اسلام، با اعدام نواب مخالف بود. نک: جرعهای از دریا ج۲ ص۵۵۶)
اما بسیاری از روحانیون از جمله آیت الله خامنهای یا مرحوم آیت الله مصباح یزدی از حامیان نواب صفوی بودهاند که بارها از نواب صفوی تجلیل کردهاند.
🔹عدهای تلاش کردهاند تا اقدامات فداییان اسلام تحت رهبری نواب صفوی را با اجازه برخی از مراجع عنوان کنند، اما فارغ از اینکه مراجع بدون تشکیل دادگاه آیا اجازه چنین احکامی را دارند یا نه؟ و اگر بدون تشکیل دادگاه چنین اجازهای را دارند، در هنگام تعارض حکم دو حاکم شرع چه باید کرد؟ نواب صفوی در دفاع از خودش مطالب دیگری را میگوید. وی میگوید:
💬"اسلام میگوید: اگر به مال مسلمانی هجوم شد بایستی دفاع کند و مال خود را باز ستاند تا زمانی که خطری برای جانش پیش نیاید. و زمانی که به جانش هجوم شد بایستی به دفاع بپردازد تا موقعی که دین و ناموسش به خطر نیفتاده باشد. و آن هنگامی که دین و ناموس فرد یا اجتماعی در معرض هجوم واقع شد، بایستی جان و مال را در این راه فدا نمود. پس طبق این تقسیم، دین و ناموس یعنی اعتقاد و ایمان و عفت بشر که فوق هر چیزی است، از نظر ارزش و اهمیت در درجه اولی و جان و حیات انسان در مرتبه ثانی و مال و ثروت رتبه سوم را حائز است. پس دفاع از ضروریات و مسلمات دین مقدس اسلام است و ضروریات احکامی را گویند که احتیاج به تقلید نداشته باشد و تشخیص هجوم و نحوه دفاع در برابر آن جون از شبهات موضوعیه است، با شخص مسلمان آگاه و مطلع است". (مبانی فقهی فکری مبارزات فداییان اسلام؛ سید هادی خسرو شاهی ص۲۳)
🔸بنابراین خود نواب صفوی اصلا برای اقداماتی مانند ترور، خودش را نه تنها نیازمند تشکیل دادگاه نمیدانسته بلکه حتی اجازه حاکم شرع را لازم نمیدیده و تحت این عنوان که دفاع از ضروریات دین است، دست به ترور افراد مختلفی زده است. اگر این منطق فداییان اسلام برای مثل کسروی وجاهتی داشته باشد، برای اقدام به ترور فاطمی امری به غایت عجیب است.
🔹بنابراین آنچه ضروری است، بررسی دینی مبانی فداییان اسلام و گروههای اسلامگرای مشابه آنها است که آیا اقدامات آنها از نگاه دینی، صحیح بوده است یا خیر؟ آیت الله منتظری از جمله محققانی است که به بررسی دینی جواز یا عدم جواز ترور، پرداخته است و با بررسی متون دینی، ترور را از نگاه دین اسلام مردود دانستهاند. متن جواب ایشان به پرسشی درباره ترور را که در کتاب حکومت دینی و حقوق انسان ص۷۴ ذکر شده، میتوانید از اینجا مطالعه کنید.
@mohsenp1414
