en
Feedback
بابای محمدهادی

بابای محمدهادی

Open in Telegram
518
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
December '24
December '24
+1
in 2 channels
November '240
in 0 channels
Get PRO
October '240
in 0 channels
Get PRO
September '240
in 0 channels
Get PRO
August '24
+1
in 1 channels
Get PRO
July '24
+24
in 2 channels
Get PRO
June '24
+9
in 3 channels
Get PRO
May '24
+7
in 0 channels
Get PRO
April '24
+3
in 0 channels
Get PRO
March '24
+28
in 0 channels
Get PRO
February '240
in 2 channels
Get PRO
January '240
in 1 channels
Get PRO
December '230
in 0 channels
Get PRO
November '230
in 1 channels
Get PRO
October '23
+2
in 0 channels
Get PRO
September '23
+1
in 0 channels
Get PRO
August '23
+1
in 0 channels
Get PRO
July '23
+17
in 0 channels
Get PRO
June '23
+2
in 0 channels
Get PRO
May '23
+3
in 0 channels
Get PRO
April '23
+2
in 0 channels
Get PRO
March '23
+2
in 0 channels
Get PRO
February '23
+2
in 0 channels
Get PRO
January '23
+7
in 0 channels
Get PRO
December '22
+21
in 0 channels
Get PRO
November '22
+9
in 0 channels
Get PRO
October '22
+3
in 0 channels
Get PRO
September '22
+15
in 0 channels
Get PRO
August '22
+4
in 0 channels
Get PRO
July '22
+12
in 0 channels
Get PRO
June '22
+20
in 0 channels
Get PRO
May '22
+13
in 0 channels
Get PRO
April '22
+15
in 0 channels
Get PRO
March '22
+30
in 0 channels
Get PRO
February '22
+5
in 0 channels
Get PRO
January '22
+41
in 0 channels
Get PRO
December '21
+42
in 0 channels
Get PRO
November '21
+37
in 0 channels
Get PRO
October '21
+16
in 0 channels
Get PRO
September '21
+13
in 0 channels
Get PRO
August '210
in 0 channels
Get PRO
July '21
+20
in 0 channels
Get PRO
June '21
+2
in 0 channels
Get PRO
May '21
+11
in 0 channels
Get PRO
April '21
+6
in 0 channels
Get PRO
March '21
+11
in 0 channels
Get PRO
February '21
+7
in 0 channels
Get PRO
January '21
+14
in 0 channels
Get PRO
December '20
+540
in 0 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
19 December0
18 December0
17 December0
16 December+1
15 December0
14 December0
13 December0
12 December0
11 December0
Channel Posts
دو جمله جالب از مرحوم طالقانی 🔹عبدالعلی بازرگان میگه یک بار با مرحوم طالقانی به منطقه طالقان رفتم. جایی که اِشراف خوبی به این منطقه داشت، توقف کردیم. طالقانی گفت یک روستای کوچک را از دور به من نشان داد و گفت اسمش فشندک است و از همه روستاهای دیگر فعال ترند. سالها قبل در میان آنها عده ای بهایی شدند و متدینان به بحث با آنها مشغول شدند. مراجعه آنها به علما زیاد شد، کم کم کتابخانه تاسیس کردند و جوانها اهل مطالعه شدند و الان از بقیه فعال ترند. بازرگان میگه طالقانی بهش گفت: آقای بازرگان! مخالف همچین نعمت بزرگیه! (این خاطره در کانال یوتیوب آقای بازرگان در قسمت پرسش و پاسخ‌های آخر ارائه‌شون شنیدم که متاسفانه این تیکه از ویدئوی ایشون کات زده شد. اگر دیدم جای دیگه گفتند اضافه می‌کنم.) 🔸همچنین یک بار از عبدالعلی بازرگان به نقل از طالقانی گفته بود: «کتابی که امروز وقتی خوانده می‌شود، مردم از هم می‌پرسند: کی مُرده؟! در صدر اسلام آوای زندگانی بود...» این تعبیر رو در کتاب طالقانی به این شکل پیدا کردم: «كتابى كه سند دين و حاكم بر همه امور بوده مانند آثار عتيقه و كتاب ورد تنها جنبه تقديس و تبرّك يافته و از سر حد زندگى و حيات عمومى بركنار شده و در سرحد عالم اموات و تشريفات آمرزش قرار گرفته و آهنگ آن اعلام مرگ است.» (پرتوی از قرآن، ج۱، ص۱۳) @mohsenp1414

2
📝شاه سقوط کرد، چون تسلیم شد؟ شهریور ۵۷ و ماجرای نخست وزیری شریف امامی 🔻«اکنون وضع ما طوری است که اگر بگوییم روز است، مردم می‌گویند حتما شب است!» این جمله‌ای است که روزنامه کیهان در شهریور ۱۳۵۷ از قول جعفر شریف امامی منتشر کرد. یک هفته پس از فاجعه سینما رکس آبادان به تاریخ ۲۸ مرداد ۱۳۵۷، جمشید آموزگار، نخست وزیر وقت، از سمتش استعفا داد و جعفر شریف امامی در ۵ شهریور آن سال، نخست وزیر شد. 🔹۶ شهریور ۵۷ روزنامه‌ها خبر دادند که شریف امامی دستور داده تا تاریخ شاهنشاهی تبدیل به هجری شمسی شود. شریف امامی تفاهم با روحانیون را یکی از برنامه‌های اصلی خودش اعلام کرده بود. شاه هم گفت: «تعظیم شعائر اسلام در صدر همه چیز قرار دارد.» اما آیت الله خمینی در همین تاریخ، بیانیه‌ای منتشر کرد و گفت: «[شاه] دست به نيرنگ شيطانى زده و با مطالب بسيار اغفال‌‏كننده مى‏‌خواهد جنايت‌ها و خيانت‌هاى خود را ادامه دهد.» (صحیفه امام، ج۳، ص۴۴۹) 🔸شریف امامی که فرمان بسته شدن قمارخانه‌ها و کازینوها را صادر کرده بود، با انتقاد بنیان گذار انقلاب در این زمینه مواجه شد؛ «امر بى‌‏ارزش به بستن قمارخانه‌‏ها، نيرنگ ديگرى است براى اغفال جناح روحانى. در محيطى قمارخانه‌‏ها را به خاطر احترام به اسلام مى‏‌بندند كه تمام مراكز فحشا به قوّت خود باقى و بر خلاف مقررات اسلامى و آيات قرآنى، ستمكارى و قتل و غارت امرى عادى‏ براى دژخيمان شاه شده.» (همان) 🔻شریف امامی سیاستش را «آشتی ملی» و دولتش را «دولت اتحاد ملی» نامید، اما آیت الله خمینی با اشاره به اینکه خواست مردم رفتن پهلوی است، گفت: «در محيطى «حكومت آشتى ملى» را اعلام مى‏‌كنند كه توپ‌ها و تانک‌ها و مسلسل‌ها توسط ارتش و ساير مأموران در شهرستانها مشغول سركوب ملتى است كه حقوق اوليه بشر و اجراى احكام اسلام را خواستار است. آشتى كنيم و خون عزيزان اسلام را هدر دهيم؟! آشتى كنيم و به رژيم ظالمانه و خيانتكار پهلوى سر فرود آريم؟!» (همان) 🔹شاه در شهریور ۵۷ صراحتا گفت: «خطاها و غفلت‌هایی در گذشته شده.» (کیهان، ۸ شهریور ۱۳۵۷) ولی دادن امتیازات و لو به شکل صوری، باعث این شده بود تا انقلابی‌ها از این اقدامات، ضعف پهلوی را برداشت کنند. بر همین اساس داریوش همایون که از طرفداران پهلوی بود، اعتقاد داشت: «علت سقوط شاه این بود که تسلیم شد!» (مصاحبه داریوش همایون با برنامه «به عبارت دیگر»، شبکه BBC) 🔸او این مسئله را در مصاحبه با تاریخ شفاهی هاروارد اینگونه توضیح می‌دهد: «خود نخست‌وزیر آدم بسیار محدودی از نظر سیاسی بود تمام عمرش را در سمت‌هایی به کار برده بود که مستلزم گرفتن کمترین تصمیم‌ها بود و به دست آوردن بیشترین فایده‌ها.» 🔻داریوش همایون در ادامه شریف امامی و تیمش را اینگونه وصف می‌کند: «خیال می‌کردند علت اینکه نیروهای مخالف در مملکت قوی شدند این است که به درخواست‌هایشان ترتیب اثر داده نشده است ولی هر چه به درخواست‌های نیروهای مخالف ترتیب اثر بیشتر دادند آن نیروها تقویت شدند، این کاری بود که تمام آن مدت انجام گرفت. حکومت شریف‌امامی در مدت بسیار کوتاهی که روی کار بود جز امتیاز دادن، جز مردم را بیشتر برانگیختن کاری نکرد.» 🔹جایگزین شدن مطالبات اقتصادی به جای مطالبات سیاسی، شاید راه خوبی برای کنترل اعتراضات سیاسی به نظر برسد، اما داریوش همایون در این‌باره می‌گوید: «یکی از استراتژی‌های حقیقتاً وحشتناکی که این حکومت داشت این بود که مبارزه سیاسی را در مجرای اقتصادی بیندازد. استراتژیست‌های دولت نشستند و فکر کردند که اگر مردم خواست‌های اقتصادی مطرح کنند و بعد آن خواست‌های اقتصادی برآورده بشود آن وقت مردم از درخواست‌های سیاسی دست بر خواهند داشت...» 🔸همایون درباره نتیجه این سیاست می‌گوید: «به این ترتیب درخواست‌های اضافه حقوق به سرعت تبدیل شد به درخواست‌های سیاسی یعنی اضافه حقوق می‌خواستند بعد آزادی زندانیان سیاسی را هم می‌خواستند و بالاخره تا آنجا پیش رفتند که خروج شاه را از مملکت و سرنگونی سلسله پهلوی و برقراری جمهوری اسلامی را هم خواستند.» 🔺هرچند توصیف همایون از سیاست کلی شریف امامی شاید دور از واقع نباشد، اما باید توجه داشت که تنها ۱۲ روز پس از استقرار شریف امامی، جمعه خونین ۱۷ شهریور اتفاق افتاد و روزنامه کیهان به تاریخ ۱۸ شهریور ۱۳۵۷ از ۵۸ کشته و ۲۰۵ زخمی نوشت. وضعیت انقلابی تداوم پیدا کرد و در نهایت، روند اعتراضات و اعتصابات تا به آنجا پیش رفت که شریف امامی نیز در آبان ۵۷ از قدرت کناره‌گیری کرد. 🆔 @AzadSocial
179
3
🎙#پادکست آیا می‌توان آب را بر دشمن بست؟ دین و اخلاق در جنگ 👈🏻این پادکست را در کانال یوتوب یا سایت آزاد گوش کنید. 🔻فرض کنید فرمانده یک جنگ مشروع هستید و می‌توانید آب را بر دشمن‌تان ببندید. آیا این کار را انجام می‌دهید؟ به عنوان نمونه، معمولاً در ایام عزاداری امام حسین (ع)، این روضه را می‌شنوید که لشکریان عمر بن سعد، آب را بر امام حسین (ع) بستند و این کار به عنوان یک ظلم بزرگ از آن یاد می‌شود. اما ظلم و ستم بودن این اقدام به دلیل بستن آب بر یک انسان بود یا چون امام حسین و یارانش، انسان‌های پاکی بودند، منع آب را ظالمانه تلقی می‌کنیم؟ 🔹صاحب جواهر فقیه معروف شیعه وقتی در بحث جهاد از جنگ با مشرکین سخن می‌گوید، از هر عملی که باعث فتح و پیروزی شود دفاع می‌کند و مصادیق متعددی را نام می‌برد، از جمله آنکه می‌توان آب را بر آنها بست تا از تشنگی هلاک شوند. صاحب جواهر با اشاره به فتوای برخی فقها مانند محمد بن مکی عاملی (معروف به شهید اول) که این اقدام (یعنی بستن آب) را غیرمجاز عنوان کرده‌اند، با فتوای او مخالفت می‌کند. (نک: جواهر الکلام، ج۲۱، ص۶۵) 🔸مسئله وقتی جالب می‌شود که توجه کنیم مطابق برخی نقل‌های تاریخی در جنگ صفین آب را بر سپاهیان امام علی بستند، اما سپاهیان امام علی حصار را شکستند و قصد بستن آب بر سپاهیان معاویه را کردند، اما امام علی (ع) به آنها گفت: «به قدر نیازتان از آب بردارید و بگذارید آنها نیز از آب استفاده کنند. خداوند شما را بر ظلم آنها یاری کرده است.» (تاریخ طبری، ج۴، ص۵۷۲) 🔻اما باز هم این سوال باقی می‌ماند که آیا امام علی (ع) مجاز به بستن آب بود و از روی جوانمردی با آنها این کار را نکرد؟ یا به کلی این نوع اقدامات را ظلم می‌دانست؟ مثلاً وقتی به برخی دین‌داران می‌گویید اگر دشنام به پیامبر و ائمه، مجازات مرگ دارد، پس چرا خود امامان شیعه با افرادی که به آنها فحاشی می‌کردند، برخورد نیک داشتند، جواب می‌شنوید که آنها عفو کردند نه اینکه حق کشتن آن شخص به کلی منتفی باشد. 🔹ممکن است برخی دینداران بگویند داوری در این زمینه هیچ ارتباطی به ما ندارد. ما باید به مرجع تقلیدمان رجوع کنیم و هرچه او گفت بپذیریم. اما آیا این ادعا صحیح است؟ هاشم آقاجری سال ۸۱ در سخنرانی جنجالی پیرامون اندیشه شریعتی گفت: «رابطه‌‏ى دین‌‏شناسان با مردم رابطه‏‌ى معلم و متعلم است، نه رابطه‌‏ى مراد و مرید، و نه رابطه‌‏ى مقلِّد و مقلَّد. مگر مردم میمون هستند که تقلید کنند؟ در رابطه‌‏ى تعلم، متعلم مى‌‏فهمد و بعد عمل مى‏‌کند و بعد سعى مى‌‏کند فهمش را رشد بدهد تا روزى از این معلم بى‌‏نیاز شود...» (بازتاب اندیشه، ش۲۸) 🔸این ادعاها معمولاً با این جواب مواجه می‌شوند که شرایط تقلید در کتب فقهی با تقلید میمون‌وار در تضاد است. در روش‌های عقلایی پیرامون رجوع به کارشناس برتر (مثل مراجعه به یک جراح) اموری مثل ایمان و عدالت در آن شرط نیست، اما فقه نه تنها کارشناس بودن بلکه کارشناس برتر بودن (اعلمیت) را در شخص مورد تقلید شرط می‌کند و به این نیز اکتفا نکرده و عدالت و ایمان را هم به آن افزوده است. 🔻با این حال این سوال باقی است که بر فرض پذیرش کارشناس برتر بودن یک شخص (چه از طبقه روحانیت باشد و چه نباشد) و حتی فرض احراز عدالت او، آیا پیروی از هر نظر کارشناسی -و لو از بهترین کارشناسان هم باشد- روشی عقلایی است؟ آیا لازم نیست تا شخصی که به کارشناس برتر مراجعه می‌کند -با توجه به وجود اختلافات گسترده- نسبت به درستی فهم او در آن مسئله، مطمئن و خاطر جمع باشد یا حداقل گمان به اشتباه بودن تشخیص او نداشته باشد؟ 🔺ما این مسئله را در آزاد به بحث گذاشتیم. این گفتگو را در سایت آزاد یا کانال یوتوب گوش کنید و نظرات‌تان را برای ما بنوسید. 🎞 پادکست در سایت آزاد: 🌐 A Z A D. im  🎞 پادکست در یوتوب آزاد: https://youtu.be/TzBsl5CQatA 🆔 @AzadSocial
241
4
انقلاب و براندازی یا اصلاحات و استمرار طلبی؟ بخش2 مصاحبه جک گلدستون با آسو یکی از بهترین متن‌هایی بود که حداقل من درباره شرایط وقوع یک انقلاب مطالعه کردم. این متن چون مفصل هست، ممکن است انگیزه مطالعه کردنش برای افراد پایین باشد. خلاصه‌ای از این مصاحبه را اینجا می‌نویسم. 1. پیش بینی ناپذیری انقلاب «اگر زلزله را می‌شود پیش‌بینی کرد، انقلاب را هم می‌شود. انقلاب مثل وضعیت آب‌وهوا نیست که پیش‌بینی کنیم. همه‌چیز پر از اما و اگر است. گاهی حتی نمی‌شود گفت علت کدام است و معلول کدام.» 2. پنج شرط برای وقوع «وضعیت انقلابی» شرط اول: باید حکومت بحران‌زده باشد بحران اقتصادی، نظامی یا فساد و رسوایی، چیزی که باعث شود مردم بگویند این حکومت نمی‌تواند کشور را اداره کند. شرط دوم: باید مردم به خیابان آمده باشند. شرط سوم: باید کسانی در ساختار قدرت باشند که به مردم نشان بدهند حتی این بالا هم همه حامی رژیم نیستند. در واقع معترضان باید متحدانی درون قدرت داشته باشند. شرط چهارم: باید نیروهای مسلح دچار تردید شده باشند. مثلاً به این معنا که به مردم معترض شلیک نکنند. یا اساساً به صف انقلابیون بپیوندند. شرط پنجم: نیروهای خارجی همراه یا دست‌کم بی‌طرف باشند. مثلاً در سوریه‌ در مقطعی به نظر می‌رسید کار اسد تمام است. اعتراض‌ها گسترده شده بود و نظامیان به صف مخالفان می‌پیوستند، اما ناگهان روسیه وارد شد و گفت: «خیر، نمی‌شود اسد برود. ما نگهش می‌داریم.» 3. تفکیک وضعیت انقلابی از وقوع انقلاب اگر هر پنج شرط محقق بشود،‌ یعنی بحران انقلابی داریم، یا اصطلاحاً در وضعیت انقلابی هستیم. اینکه انقلاب موفق بشود یا نه بستگی به این دارد که رهبران انقلابی چقدر توان هدایت و متحدکردن مردم را داشته باشند. ممکن است بحران داشته باشید، اما رهبری درست نداشته باشید و جنبش انقلابی مستهلک بشود یا به دعوای درونی بینجامد و شکست بخورد. 4. اعتراض خشونت‌پرهیز مؤثرتر از اعتراض همراه با خشونت است حدود ده سال پیش اریکا چنووت و ماریا استفان کتابی منتشر کردند درباره‌ی اعتراض خشونت‌پرهیز. در این کتاب جنبش‌های اعتراضی پنجاه سال اخیر را بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که برای تغییر یک رژیم، اعتراض خشونت‌پرهیز مؤثرتر از اعتراض همراه با خشونت است. 5. میزان موفقیت اعتراض خشونت پرهیز و همراه با خشونت به نحو چشمگیری کاهش پیدا کرده اخیراً بعد از یک دهه دوباره داده‌های موجود را بررسی کرده‌اند و دیده‌اند که آن حرف همچنان صادق است: یعنی اعتراض سراسری خشونت‌پرهیز از اعتراض همراه با خشونت یا مبارزه‌ی مسلحانه مؤثرتر است. اما میزان موفقیت هر دو مدل اعتراض به‌طرز چشم‌گیری در ده سال اخیر پایین آمده. میزان موفقیت جنبش‌های همراه با خشونت حدوداً یک‌چهارم شده و میزان موفقیت اعتراض‌های خشونت‌پرهیز کمتر از نصف. درنتیجه، به نظر می‌رسد این نظریه که اعتراض‌های خشونت‌پرهیز عموماً به ثمر می‌نشینند دیگر درست نیست. 6. دو دلیل برای کمتر شدن انقلاب‌ها در زمان حاضر دلیل اول: عملکرد حکومت‌ها حکومت‌ها یاد گرفته‌اند با اعتراض مردمی چطور مقابله کنند. اینکه هوای نظامیان و نخبگان سیاسی را داشته باشند. حواسشان هست که کارهایی نکنند که تأثیر عکس بگذارد. مثلاً به نیروهای سرکوب می‌گویند بی‌هدف به‌سمت جمعیت شلیک نکنید. به جایش اشک‌آور و گلوله‌ی لاستیکی می‌زنند. بعد شبانه به خانه‌ی معترضان اصلی یا سرشناس می‌روند و می‌گیرندشان. دلیل دوم: اینترنت باعث شده رهبر و پیاده نظام سازمان یافته نداشته باشند جنبش‌های اعتراضی در سال‌های اخیر، که به کمک اینترنت راه می‌افتند و رهبر و پیاده‌نظام سازمان‌یافته ندارند، آسان‌تر سرکوب می‌شوند. در واقع، این نوع اعتراض‌های بی‌رهبر خودجوش برای شروع و راه‌انداختن یک جنبش انقلابی خوب است، اما برای مقاومت در برابر سرکوبْ زیاد مؤثر نیست. رهبر انقلابی را هم ممکن است دستگیر کنند یا بکشند. اما کسی مثل نلسون ماندلا با اینکه دهه‌ها در زندان بود همچنان برای مخالفان آپارتاید وزنه‌ی مؤثری بود. حتی رهبرانی که کشته می‌شوند هم مؤثرند، چون شهادتشان اغلب مایه‌ی الهام مردم و شعله‌ورشدن آتش اعتراض است. خلاصه اینکه وجود رهبر ضروری است. اگر حکومت کمابیش سفت‌وسخت باشد، اعتراضات خودجوش و بی‌رهبر در درازمدت زیاد به جایی نمی‌رسند. @mohsenp1414
311
5
چند وقت پیش یکی از دوستان قم گفت فردا باید برم دادسرا. گفتم چرا؟ گفت با ماشین بودم دیدم خانمی بدون حجاب پشت فرمونه. نگهش داشتم بهش تذکر دادم در حد اینکه شال‌تون افتاده. اون هم افتاد دنبالم شروع کرد به فحش دادن و من هم ازش فیلم گرفتم. گزارش دادم دو روزه ماشینش رو خوابوندند. حالا شوهرش هی زنگ می‌زنه میگه من اصلا الهیات خوندم دانشگاه، شما بیا یه کاری برای ما بکن شاید به حرفت گوش کنند. گفتم جدی انقدر سریع ماشین رو توقیف کردند؟ گفت آره! (یاد صدای کلفت شده اون یارو در وصف رادان افتادم.) حالا برای بعضی از اعضای خانواده گفتم، خوشحال شدند! ولی برای بعضی رفقای سیاسی و همکارام بگم که سر تا پای طرف رو به فحش می‌کشن! همین‌ها رو به یکی از دوستانم‌ گفتم، با تعجب می‌گفت خیلی عجیبه! دو عقیده مختلف نیست، دو زندگی کاملا متفاوته!
265
6
انقلاب و براندازی یا اصلاحات و استمرار طلبی؟ بخش۱ همان طور که می‌توان پرسید چه تضمینی هست که براندازی از اصلاحات بهتر باشد، می‌توان سوال کرد که چرا اصلاحات مفیدتر از براندازی است؟ بنابراین فکر می‌کنم سوال کمی انحرافی است. اگر براندازی هزینه بالایی دارد، استمرار هم از نگاه براندازان هزینه‌اش کم نیست، مخصوصا اینکه ممکن است هیچ گاه این اصلاحات محقق نشود. بنابراین مسئله باید معطوف به هزینه و فائده یک اقدام سیاسی باشد. در زمان انقلاب ۵۷ عده‌ای گفتند ماهیت این جمهوری اسلامی مشخص نیست. شاپور بختیار گفت: «هیچ کس بطور روشن نمی‌تواند چگونگی و مشخصات این جمهوری را بیان کند...شما از مردم می خواهید که بروند به مجهول مطلق رأی دهند!» اما در مقابل، حزب توده ایران اعلام کرد: «در رفراندوم تنها یک مسئله مطرح است؛ به خاک سپردن رژیم منفور سلطنت پهلوی.» در جایی از آیت الله منتظری خواندم که گفته بودند: «در زمان انقلاب به امام خمینی گفتم، برنامه شما برای بعد از ساقط کردن شاه چیست؟ ایشان فرمودند: شخصی هنگام دعای تحویل سال «حول حالنا» را می‌گفت، اما «الی احسن الحال» را نمی‌گفت! علتش را پرسیدند، گفت: چون هر حالی بیاید بهتر از این حال است!» اگر فرض کنیم ایران وارد وضعیت انقلابی شود و حتی براندازی رخ دهد، بار دیگر این نزاع تکرار خواهد شد. براندازان فعلی یا عده‌ای هستند که به طور کلی از انقلاب ۵۷ به فتنه ۵۷ یاد می‌کنند و یا گروهی هستند که انقلاب ۵۷ را امری درست و بهنگام می‌دانند، اما معتقدند انقلاب از اهداف خودش منحرف شد و وضعیت فعلی، محصول انحراف از انقلاب است. در هر صورت، مسئله برای این گروه، هزینه گزافی است که پرداخت شده و با فائده‌اش هیچ تناسبی ندارد. اما نکته جالب این است که افرادی که مدافعان نظام یا مخالفان براندازی، این بار مانند شاپور بختیار از براندازان می‌پرسند برنامه شما چیست؟ شما می‌خواهید مردم برای مجهول مطلق، به براندازان بپیوندند! و در مقابل، معمول براندازان می‌گویند: «هر حالی بیاید بهتر از این حال است!» همان طور که بخشی از براندازان برنامه‌های مترقی شاید ارائه می‌کنند، اصلاح طلبان (نه به معنای حزبی) یا -از نگاه براندازان- استمرار طلبان نیز بی‌برنامه نیستند. من پیشنهاد می‌کنم «مصاحبه جک گلدستون با آسو» به عنوان جامع‌ترین متنی که درباره این هزینه و فائده تاکنون دیدم، محور گفتگو قرار بگیرد. @mohsenp1414
197
7
به قول دوستی مهم‌ترین ایدئولوژی که هر حکومتی به آن پایبند هست، حفظ بقاست. و الا کسی مثل مولدسازی را ببیند و بعد به خاطر رشیدپور و گلزار اعتراض کند و استعفا دهد؟!
236
8
📝در اسلام برابری نداریم. شیخ فضل الله نوری و قانون اساسی مشروطه 🔻شیخ فضل الله نوری در ابتدا از حامیان مشروطه بود و بعد از مدتی به مخالفان آن پیوست. در متن سوالی از او آمده بود: «آیا مشروطه را با قوانین قرآنی و موازین شریعت آسمانی مخالف یافتید که مخالفت فرمودید؟» شیخ فضل الله در متن مفصلی به این سوال پاسخ داد که بخش‌هایی از آن را در ادامه مرور می‌کنیم. 🔹او ابتدا از حسن ظن خود به مشروطه‌خواهان روایت کرده و از اشکالش به مسئله نمایندگی گفته است؛ «وکالت چه معنی دارد؟ موکّل [وکالت دهنده] کیست؟ موکّل فیه [مورد وکالت] چیست؟ اگر [مورد وکالت] مطالب امور عرفیه است، این ترتیبات دینیه لازم نیست. و اگر مقصود امور شرعیه عامه است، این امر راجع به ولایت است، نه وکالت! ولایت در زمان غیبت با فقها و مجتهدین است، نه فلان بقال و بزاز! و اعتبار به اکثریت آراء به مذهب امامیه غلط است. و قانون نویسی چه معنی دارد؟ قانون ما مسلمانان همان اسلام است.» 🔸شیخ فضل الله نوری گفته همراهی او با این اما و اگرها ادامه داشت تا وقتی که «دستور ملعون قانون اساسی» نوشته شد. او گفته تلاش کرده تا قانون اساسی مطابق با همان شریعت پیش رود، اما واکنش افرادی که در نهضت مشروطه قدرتمند بودند، چنین بوده است: «ممکن نیست مشروطه منطبق شود با قواعد الهیه و اسلامیه. و با این تصحیحات و تطبیقات، دُوَل خارجه ما را به عنوان مشروطه نخواهند شناخت.» 🔻یکی از انتقادات او به اصل هشتم متمم قانون اساسی بود و درباره آن نوشت: «یکی از مواد آن ضلالت نامه این است که افراد مملکت متساوی الحقوق‌اند.» شیخ فضل الله نقل کرده که در مجلس به حضار گفته: «مملکت اسلامیه مشروطه نخواهد شد. زیرا که محال است با اسلام حکم مساوات.» او سپس به اختلافات اساسی که بین احکام مسلمان و کافر در ازدواج، دیه، قصاص و... اشاره کرده است. 🔹شیخ فضل الله نوری در اینجا نوشته است: «ای بی‌شرف! ای بی‌غیرت! ببین صاحب شرع برای اینکه تو منتحل به اسلامی، برای تو شرف مقرر فرمود و امتیاز داد تو را تو خودت از خودت سلب امتیاز می‌کنی و می‌گویی من باید با مجوس و یهودی و ارمنی برابر باشم!...ای بی‌دین! تو می‌خواهی بدعتی تازه در دین بگذاری و تغییر بدهی به این تدلیسات و تلبیسات. حاشا که پیشرفت نماید.» 🔸انتقاد دیگر شیخ فضل الله به اصل بیستم متمم قانون اساسی مشروطه بود. در این اصل آمده است: «عامه مطبوعات غیر از کتب ضلال و مواد مضره به دین مبین، آزاد و ممیزی در آنها ممنوع است.» شیخ فضل الله در مخالفت با این قانون نوشته است: «به موجب این ماده بسیاری از محرمات ضروری الحرمة تحلیل شد، زیرا که مستثنا فقط دو امر است و حال آنکه یکی از محرمات ضروریه افتراست.» او همچنین به امور حرامی مثل غیبت از مسلمان، قذف، توهین، تهدید و... اشاره کرد که طبق قانون اساسی، این امور آزاد خواهند بود. 🔻او همچنین گفته است: «از جمله مواد آن ضلالت نامه این است حکم و اجرای هیچ مجازاتی نمی‌شود مگر به حکم قانون! این حکم، مخالف مذهبی جعفری است که در زمان غیبت، مرجع در حوادث فقها از شیعه هستند و مجاری امور به ید ایشان است.» «به رسمیت شناختن قوه مقننه» از دیگر انتقادات شیخ فضل الله بوده و در این‌باره نوشته است: «این بدعت و ضلالت محض است. زیرا که در اسلام برای احدی جایز نیست تقنین و جعل حکم. هر که باشد. اسلام ناتمامی ندارد که کسی او را تمام نماید.» 🔹نگاه شیخ فضل الله با برخی از فقهای معروف مثل میرزای نایینی متفاوت بود. اما با این حال او در پایان رساله‌اش درباره موافقان مشروطه نوشت: «ممکن نیست که مملکت اسلامی در تحت قانون مشروطگی بیاید مگر به رفع ید از اسلام. پس اگر کسی از مسلمین سعی در این باب نماید که ما مسلمانان مشروطه شویم، این سعی و اقدام در اضمحلال دین است و چنین آدمی مرتد است.» 🔗منبع: رساله حرمت مشروطه 🆔 @AzadSocial
211
9
برخی از اینکه شهادت امام حسین توسط عده‌ای بچه مسلمان با نیت قرب به خدا معرفی شود، ابا دارند و حتی به لحاظ تاریخی نیز ادعا می‌کنند شاهدی برای این مسئله وجود ندارد. سه تا نکته عرض می‌کنم و اگر دوستان توضیحات تکمیلی یا انتقادی داشتند، استفاده می‌کنم. نکته اول: اولا در امالی صدوق ص462 به نقل از امام سجاد آورده: «هیچ روزی مانند روز شهادت امام حسین نیست؛ سی هزار نفر وی را محاصره کرده بودند که گمان می‌کردند مسلمان‌اند! همه آنها با ریختن خون امام حسین قصد قربت و نزدیکی به خدا را داشتند! امام حسین آنها را موعظه می‌کرد، اما آنها هیچ نصیحتی را نمی‌پذیرفتند تا آنکه وی را از روی ظلم و دشمنی به شهادت رساندند.» (وَ لَا يَوْمَ كَيَوْمِ الْحُسَيْنِ ع ازْدَلَفَ عَلَيْهِ ثَلَاثُونَ أَلْفَ رَجُلٍ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ كُلٌّ يَتَقَرَّبُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ بِدَمِهِ وَ هُوَ بِاللَّهِ يُذَكِّرُهُمْ فَلَا يَتَّعِظُونَ حَتَّى قَتَلُوهُ بَغْياً وَ ظُلْماً وَ عُدْوَاناً...) بنابراین اصل این ادعا که قاتلان امام حسین، قصد قربت داشتند و به قول خودمان بچه مسلمان بودند، امر بی‌ریشه‌ای نیست! نکته دوم: نباید فکر کنیم قصد قربت افراد و حتی سوء تفاهم‌شان، نافی تکلیف آنهاست. این باور غلطی است که در دوران حاضر در بین شیعیان هم رایج شده که دنبال حجت‌اند و گمان می‌کنند یقین شخصی‌شان آنها را معذور می‌کند! این باور گفته شده که در اصول فقه شیعه وجود داره. ولی آن قدری که بنده دیدم، درباره معذور بودن فهم‌های که عقلایی نباشد، چنین ادعایی حداقل مورد اعتقاد اصولیون مشهوری مثل آخوند خراسانی (صاحب کفایه) نیست. (نک: کفایة الاصول (چاپ آل البیت)، ص258) نکته سوم: مشاهده نمونه‌های متعدد در همین دوران هم نشان داده که افرادی می‌توانند چقدر پلید و دنیا طلب باشند، اما واقعا قصد قربت به خدا هم داشته باشند! این دو به نظر من قابل جمع هستند. بله با گناه نمی‌توان به خدا نزدیک شد، اما اینکه کسی برای انجام کار غلط، قصد قربت کند و آن را برای خودش توجیه کند، امر غریبی نیست.
393
10
محرم سه سال پیش، قاعده یا استثنا بودن عاشورا رو کار می‌کردم‌. پارسال، بحث فتوای بستن آب بر مشرکین در جنگ برام جالب بود. امسال دارم درباره اینکه دقیقا با چه منطقی روضه خوانی در دوره رضاشاه ممنوع شده بوده رو کار می‌کنم. حتی اصل اون قانون یا دستور رو می‌خوام از منابع اصلی بخونم. اگه نکته‌ای، منبعی، مقاله خوبی و...دیدید به من هم بگید.
236
11
بسیاری می‌گویند خمینی خدعه کرد و پیش از انقلاب هر آنچه را که مردم می‌خواستند به آنها گفت. اما آیا مردم و از همه مهم‌تر نیروها+2
بسیاری می‌گویند خمینی خدعه کرد و پیش از انقلاب هر آنچه را که مردم می‌خواستند به آنها گفت. اما آیا مردم و از همه مهم‌تر نیروهای سیاسی هر آنچه را که می‌خواستند نشنیدند؟ این تصاویر مطلبی است از بنیان گذار انقلاب که در مرداد ۵۶ بیان شده‌اند.
261
12
اگه بابای احمدی‌نژاد "فرمانده جنگ"، "رییس مجلس"، "رییس جمهور" و... بود و در کلی از اتفاقات اساسی، مسئولیت مستقیم یا غیر مستقی
اگه بابای احمدی‌نژاد "فرمانده جنگ"، "رییس مجلس"، "رییس جمهور" و... بود و در کلی از اتفاقات اساسی، مسئولیت مستقیم یا غیر مستقیم داشت، نرم‌ترین حرف اصلاح طلب‌ها بهش این بود که شما اول موضعت رو در قبال بابات مشخص کن تا بعد!
476
13
ماشالا انقدر سرعتش بالاست که هر دفعه باهاش وصل میشم همچین حالی میشم!
ماشالا انقدر سرعتش بالاست که هر دفعه باهاش وصل میشم همچین حالی میشم!
234
14
‏اصل ۳۵ متمم قانون اساسی مشروطه: «سلطنت ودیعه‌ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده.» اصل ۴۹: «صدور فرامی+1
‏اصل ۳۵ متمم قانون اساسی مشروطه: «سلطنت ودیعه‌ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده.» اصل ۴۹: «صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین، از حقوق پادشاه است...» اصل ۴۴: «شخص پادشاه از هرگونه مسئولیت مبراست.»
216
15
📣گفتگوهایی رادیکال درباره #آینده_ایران (فصل اول) با حضور Noam Chomsky، مسعود نیلی، محمد مالجو، بیژن عبدالکریمی، اعظم خاتم و+9
📣گفتگوهایی رادیکال درباره #آینده_ایران (فصل اول) با حضور Noam Chomsky، مسعود نیلی، محمد مالجو، بیژن عبدالکریمی، اعظم خاتم و علیرضا شجاعی‌زند 🔻امروز مهم‌ترین چالش، «آینده ایران» است. در این گفتگوها نمایندگان برجسته دیدگاه‌های مختلف درباره آینده ایران را میزبانی خواهیم کرد. این برنامه، مونولوگ نیست و مهمانان با حضور دانشجویان و پرسش‌گران، بی‌رحمانه به نقد کشیده خواهند شد! 🔹این گفتگوها در روزهای دوشنبه و پنج شنبه هر هفته در سایت آزاد و به زودی در یوتوب آزاد منتشر خواهد شد. ⭐️دیجی‌کالا حامی گفتگوها درباره آینده ایران. 🔸آینده ایران هم‌اکنون به صورت آزاد و رایگان در: 🌐 www.Azad.im 🛎️ برای اطلاع از انتشار سایر قسمت‌ها حتما این گفتگو را در سایت Follow کنید! 🆔 @AzadSocial
102
16
یکی از ادله‌ای که حامیان رضا پهلوی برای اختلافات خود با سایر اپوزیسیون مطرح می‌کنند مساله تمامیت ارضی ایران است. فکر می‌کنم برای نقد پهلوی، بهتر است همین تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد را ترویج کنیم. به هر حال بسیاری از مصاحبه‌های این پروژه با مقامات حکومت پهلوی، صورت گرفته است. امیرخسرو افشار قاسملو نماینده ویژه ایران در مذاکرات جدایی بحرین و وزیر امور خارجه ایران از شهریور تا دی ۱۳۵۷ می‌گوید: اعلی‌حضرت به من گفتند «اولاً بحرین قسمت اعظمشان عرب هستند و اکثریت زبون عربی حرف می‌زنند. بحرین یک وقت نفت داشت؛ از بین رفت. صید مروارید هم دیگه جالب نیست. از لحاظ اقتصادی یک باری روی دوش ما است. یعنی ما باید از نظر اقتصادی از بودجه مملکت مبالغ زیادی بگذاریم و صرف عمران و آبادی و کارهای دیگر بکنیم. بنابراین این یک سربار است. از نظر اجتماعی هم بحرین را باید به زور نظامی نگه دارم یعنی آنجا همیشه باید یکی دو لشکر داشته باشیم و من اهل این نیستم که به زور حضور لشکرم یک جایی را ضمیمه خاک خودم بکنم. و این لشکر، چون سربازها می‌روند توی خیابان، حالا یا با لباس معمولی می‌روند یا ... یکی به آن‌ها شب چاقو می‌زند؛ کارد میزند، می‌کشدشان، و ... این‌ها همیشه در معرض حمله هستند. معنی ندارد! بنابراین بحرین یک جایی است که نه از نظر اقتصادی به درد ما می‌خورد و نه از نظر استراتژیک با داشتن تنگه هرمز و جزایرمان به درد می‌خورد و نه از نظر سیاسی. و جز زحمت و دردسر و خرج هیچ چیز دیگری برای ما ندارد.» [پایان نقل قول] افرادی که آرمان‌شان ادامه همان راه است چرا بار دیگر درباره منطقه‌ای دیگر از ایران از این استدلال استفاده نکنند؟
240
17
کسروی که از روی کار آمدن رضاشاه برای یک دوران گذار استقبال کرده بود گفته: «چند تن از وزرای رضاشاه به او گفتند مجلس مایه دردسر شده در سیاست دخالت می‌کند احساسات نشان می‌دهد طرح‌های پیشنهادی دولت را بی‌چون و چرا نمی‌پذیرد باید اندیشه‌ای کرد و جلو گرفت.» به گفته کسروی انتخابات در اختیار والی‌ها و حاکم‌ها قرار گرفت. حتی کسروی نقل کرده: «به این بسنده نکرده و شاهکار دیگری به میان آوردند و آن اینکه در هر دوره چند تن از کسانی بدنام را به میان وکلا قاتی کنند که مجلس نه تنها افزار بیهوده‌ای گردد آبرویش نیز رود و از دیده‌ها افتد. این نقشه خائنانه را کشیده‌اند و رضاشاه نیز چون آن را به سود خود یافته آن را به کار بسته.» (افسران ما، ص58) قابل توجه است که این اختیارات برای شاه چندان بی‌ریشه نبود. در اصل 35 متمم قانون اساسی مشروطه آمده بود: «سلطنت ودیعه‌ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده.» در اصل 44 ذکر شده بود: «شخص پادشاه از هرگونه مسئولیت مبراست.» در اصل 49 نیز گفته شده بود: «صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین، از حقوق پادشاه است...» https://t.me/azadsocial/2794
298
18
📝در جبین این کشتی، نور رستگاری نیست! محمدعلی فروغی و آینده سیاسی ایران 🔻شهریور ۱۳۲۰ در شرایطی که رضاشاه دیگر رفتنی شد و برخی انتظار تشکیل یک جمهوری را داشتند محمد علی فروغی نقش مهمی را در باقی ماندن سلطنت پهلوی ایفا کرد. او در یک نطق رادیویی سخنان خودش را اینگونه آغاز کرد: «برادران و هم‌میهنان عزیزم! بحمد الله در سایه توجه شاهنشاه جوانِ جوان‌بخت، بار دیگر به دایره آزادی پا گذاشتید...از رنج و محنتی که در سی چهل سال گذشته به شما رسیده است امیدوارم عبرت گرفته و متوجه شده باشید که قدر نعمت آزادی را چگونه باید دانست...» 🔹فروغی در ادامه گفت: «شما ملت ایران به موجب قانون اساسی که تقریباً ۳۵ سال پیش مقرر شده است دارای حکومت ملی پادشاهی هستید...اما چندین مرتبه حکومت ملی یعنی اساس مشروطیت شما مختل شده است. آیا فکر کرده‌اید که علت آن چیست؟» فروغی انگشت اتهام را به سمت مردم برد و به آن‌ها گفت: «علت اصلی این بوده است که قدر این نعمت را به درستی نمی‌دانستید و به وظایف آن قیام نمی‌کردید.» (نک: تاریخ بیست ساله ایران، ج۸، ص۱۷۹ تا ۱۸۵) 🔸انتقادات فروغی به وضعیت مردم به پیش از آمدن رضاشاه بازمی‌گردد. او در نامه‌ای به ابراهیم حکیم الملک می‌گوید: «ایران ملت ندارد. افکار عامه ندارد. اگر افکار عامه می‌داشت به این روز نمی‌افتاد و همه مقاصد حاصل می‌شد. اصلاح حال ایران و وجود آن، متعلق به افکار عامه است.» (سیاست‌نامه ذکاء الملک، ایران در سال ۱۹۱۹، ص۷۴) 🔻همچنین سال ۱۳۰۰ او در نامه‌ای به تقی‌زاده از وضعیت بد مملکت می‌گوید؛ «وزراء مانند پیراهن و زیر جامه عوض می‌شوند»، «هرچه آخوند و ملا هست می‌خواهد یا در ادارات مستخدم یا مستمری‌خور باشد»، «معلم شدن و حتی رد و قبول شاگردان از روی دسته بندی یا ملاحظات شخصی می‌شود» و...تنها بخشی از توصیفات فروغی است و می‌نویسد: «مختصر، خر بازار غریبی است!» (سیاست‌نامه ذکاء الملک (چهارنامه فروغی به تقی‌زاده)، ص۹۹) 🔹با آمدن رضاشاه، فروغی او را همراهی کرد حتی مدتی نخست وزیر او بود. اما به مرور مطبوعات و انتخاب نمایندگان مجلس تحت سلطه رضاشاه درآمد. حتی کسروی که از روی کار آمدن رضاشاه برای یک دوران گذار استقبال کرده بود گفته: «چند تن از وزرای رضاشاه به او گفتند مجلس مایه دردسر شده در سیاست دخالت می‌کند احساسات نشان می‌دهد طرح‌های پیشنهادی دولت را بی‌چون و چرا نمی‌پذیرد باید اندیشه‌ای کرد و جلو گرفت.» (افسران ما، ص۵۸) کسروی با اشاره به این مورد و موارد دیگر، امثال فروغی را به خیانت در به شکست کشاندن مشروطه متهم کرده است. (نک: افسران ما، ص۲۶ و ۵۱) 🔸قابل توجه است که این اختیارات برای شاه چندان بی‌ریشه نبود. در اصل ۳۵ متمم قانون اساسی مشروطه آمده بود: «سلطنت ودیعه‌ای است که به موهبت الهی از طرف ملت به شخص پادشاه مفوض شده.» در اصل ۴۴ ذکر شده بود: «شخص پادشاه از مسئولیت مبراست.» در اصل ۴۹ نیز گفته شده بود: «صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین، از حقوق پادشاه است...» 🔻البته برخی همراهی فروغی با سلطنت را به دلیل جلوگیری از تجزیه ایران دانسته‌اند. (نک: مقاله «فروغی نظام الملکی در عصر جدید») از این نکته نیز نباید غافل شد که فروغی در خفا نسبت به رضاشاه افکار تندی مطرح می‌کرده. به عنوان نمونه بعد از ماجرای مسجد گوهرشاد در ۱۳۱۴ او برای پدر دامادش نوشته بود: «در کف شیر نر خون خواره‌ای / غیر تسلیم و رضا کو چاره‌ای؟!» این نامه در نهایت پیدا شد و رضاشاه او را از نخست وزیری عزل کرد. (نک: خاطرات و خطرات، ص۴۰۸) 🔺در هر صورت، فروغی از جمله سیاستمدارانی بوده که به دلیل وضعیت مردم ایران امید چندانی به آنها نداشته است. او در سال ۱۳۰۰ به تقی‌زاده می‌گوید: «فقط امیدی که می‌توانم به خودم بدهم این است که همان طور که بر خلاف قواعد عقلی تاکنون این دولت و ملت باقی مانده (اگرچه به کثافت و فضاحت) باز هم باقی بماند یا بهبودی یابد و الا در جبین این کشتی، نور رستگاری نیست.» (سیاست‌نامه ذکاء الملک (چهارنامه فروغی به تقی‌زاده)، ص۹۹) این یادداشت را با اطلاعات بیشتری در اینستنت ویو مطالعه کنید 🆔 @AzadSocial
1
19
وقتی دیدم احمدی‌نژاد گفته بود: "نه شرق می‌خوانم نه کیهان!" خیلی حال کرده بودم ولی در واقع فقط برای تحقیر کردن باحاله و الا اگه اعصاب یاری کنه باید بخونیم همه این‌ها رو! چند وقتی درباره کاشانی مطالعه می‌کردم و دنبال منبع یک خاطره بودم و به یک یادنامه در روزنامه شرق ارجاع داده بودند. دیگه اسم روزنامه شرق تو ذهنم با عصای بقایی که خورده بود تو تلویزیون دفتر روزنامه‌شون عجین شده! زنگ زدم به دفتر روزنامه شرق خیلی برخورد خوبی داشتند و فایل یادنامه رو تو تلگرام برام فرستادند. تو این یادنامه داماد آقای بروجردی (ظاهرا میشن پدر همین آقای علوی بروجردی) از لحن تند کاشانی نسبت به بروجردی روایت کرده. میگه استنباط من این بود که آقای بروجردی می‌خواد سلطنت حفظ بشه و کاشانی هم آدم خوب ولی ساده‌ای بود. بعد یه خاطره هم از لحن تند کاشانی نقل می‌کنه که عینش رو می‌گذارم: «آقای کاشانی روی کاناپه نشسته بود. سلام کردم. آقای کاشانی گفت: علیکم ‌السلام، کجابودی، چه کار می‌کنی؟ دعوت کرد کنارش نشستم. گفت: بیسواد لُره چه کار می‌کند؟ منظورش آقای بروجردی بود. اگر این را من به آقا منتقل می‌کردم دیگر خیلی بد می‌شد. به آقای کاشانی گفتم: آقا بزرگش نخوانند اهل خرد که نام بزرگان به زشتی برد. ایشان خیلی ناراحت شد و دیگر تا آخر مجلس با من حرف نزد.» (یادنامه روزنامه شرق درباره آیت الله بروجردی، ۲۹ فروردین ۱۳۸۵، ص۹ و ۱۰) یه یادداشتی درباره کاشانی اینجا نوشتم: https://t.me/azadsocial/2786
304
20
شخصی در اینستاگرام نوشت که آقای مستجابی خاطره‌اش از بحث با کسروی را تکذیب کرده در حالی که تکذیبی نکرده. اخیرا آقای فرید صلواتی فیلمی از ایشان منتشر کرده که ایشان دوباره همان جمله را تکرار می‌کنند و به سن کم خودشان و توانایی جدل کسروی اشاره دارند و البته اضافه می‌کنند که ایشان بزرگ‌تر بود و احترامش را هم نگه داشتیم. (البته آقای مستجابی نه ولی گروه رفیق ایشان، آقای کسروی را کشتند.) لینک ویدئو: https://t.me/farid_salavati/6894
234