جرعهای از دریا
Open in Telegram
برای مشاهده هشتگها به پیامهای پینشده مراجعه کنید. تمام مطالب «طریقیات» هر ۴ جلد در کانال موجود است.
Show more2 568
Subscribers
+124 hours
+57 days
+3530 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+14
in 1 channels
August '26
+57
in 0 channels
Get PRO
July '26
+33
in 0 channels
Get PRO
June '26
+59
in 0 channels
Get PRO
May '26
+19
in 0 channels
Get PRO
April '26
+10
in 0 channels
Get PRO
March '26
+3
in 0 channels
Get PRO
February '26
+39
in 1 channels
Get PRO
January '26
+16
in 0 channels
Get PRO
December '25
+41
in 1 channels
Get PRO
November '25
+51
in 0 channels
Get PRO
October '25
+51
in 2 channels
Get PRO
September '25
+63
in 0 channels
Get PRO
August '25
+35
in 1 channels
Get PRO
July '25
+53
in 0 channels
Get PRO
June '25
+40
in 1 channels
Get PRO
May '25
+48
in 1 channels
Get PRO
April '25
+70
in 3 channels
Get PRO
March '25
+50
in 1 channels
Get PRO
February '25
+48
in 1 channels
Get PRO
January '25
+53
in 0 channels
Get PRO
December '24
+78
in 0 channels
Get PRO
November '24
+79
in 0 channels
Get PRO
October '24
+94
in 3 channels
Get PRO
September '24
+65
in 0 channels
Get PRO
August '24
+82
in 2 channels
Get PRO
July '24
+97
in 1 channels
Get PRO
June '24
+96
in 4 channels
Get PRO
May '24
+119
in 0 channels
Get PRO
April '24
+162
in 1 channels
Get PRO
March '24
+118
in 1 channels
Get PRO
February '24
+173
in 4 channels
Get PRO
January '24
+215
in 1 channels
Get PRO
December '23
+171
in 0 channels
Get PRO
November '23
+79
in 2 channels
Get PRO
October '23
+77
in 5 channels
Get PRO
September '23
+39
in 0 channels
Get PRO
August '23
+56
in 0 channels
Get PRO
July '23
+76
in 0 channels
Get PRO
June '23
+76
in 0 channels
Get PRO
May '23
+102
in 0 channels
Get PRO
April '23
+105
in 0 channels
Get PRO
March '23
+20
in 0 channels
Get PRO
February '23
+44
in 0 channels
Get PRO
January '23
+60
in 0 channels
Get PRO
December '22
+43
in 0 channels
Get PRO
November '22
+47
in 0 channels
Get PRO
October '22
+34
in 0 channels
Get PRO
September '22
+30
in 0 channels
Get PRO
August '22
+83
in 0 channels
Get PRO
July '22
+44
in 0 channels
Get PRO
June '22
+63
in 0 channels
Get PRO
May '22
+123
in 0 channels
Get PRO
April '22
+38
in 0 channels
Get PRO
March '22
+131
in 0 channels
Get PRO
February '22
+59
in 0 channels
Get PRO
January '22
+146
in 0 channels
Get PRO
December '21
+44
in 0 channels
Get PRO
November '21
+75
in 0 channels
Get PRO
October '21
+28
in 0 channels
Get PRO
September '21
+16
in 0 channels
Get PRO
August '21
+47
in 0 channels
Get PRO
July '21
+66
in 0 channels
Get PRO
June '210
in 0 channels
Get PRO
May '21
+168
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 09 September | +1 | |||
| 08 September | +3 | |||
| 07 September | +2 | |||
| 06 September | +2 | |||
| 05 September | +1 | |||
| 04 September | +4 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
● من مرحوم آشیخ حسین حلّی را درک کردم و یک یا دو روز به درس فقه وی رفتم ولی درس او را نپسندیدم. وی در میان نجفیها خیلی به علم معروف بود.
● به آقا موسی صدر که در نجف بود، گفتم: درس مرحوم حلّی توجّه مرا جلب نکرد و من آقایان دیگر (آقای حکیم، آقای خویی و آقای آسیّد عبدالهادی) را بر وی مقدّم میدانم. شما که بیشتر در درس ایشان شرکت کردهاید، نظرتان چیست؟
● آقا موسی گفت: همینطور است که شما تشخیص دادهاید، و علّت اینکه نجفیها از وی خیلی تعریف میکنند، این است که ایشان نه داعیه مرجعیّت دارد و نه زمینه مرجعیّت، لذا هوا و هوس مانع از تعریف کردن از وی نمیشود. از اینرو افراد همیشه از وی تعریف میکنند ولی چون دیگران زمینه مرجعیّت دارند، بسیاری از اشخاص حاضر به تعریف از آنها نمیشوند.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۳ ص ۷۳۳
@Adropfromthesea
| 2 | ❖ در رساله عملیّه مرحوم آسیّد عبدالهادی شیرازی آمده است: بعید نیست در این زمان اجتهاد وجوب عینی داشته باشد.
❖ این مسأله در آن زمان بود که اَعلام نجف بودند، در این زمان که مجتهدین واقعی در حال انقراضاند، به طریق اولی وجوب دارد.
❖ اگر کسی استعداد اجتهاد داشته باشد، بر او لازم است که در این راه قدم بگذارد، چون «من به الكفاية» نیست.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۳ ص ۵۱۲
@Adropfromthesea | 436 |
| 3 | 💠 بر تحصیل عاشقانه علم و کسب فضایل اخلاقی تمرکز کنید
❖ توصیههای حضرت آیةالله سیّد موسی شبیری زنجانی به طلّاب:
• امروزه دنیا در علوم مختلف پیشرفت کرده است، حوزههای علمیه نیز باید به علوم حوزوی مخصوصا فقه و اصول که از علوم لازم و حیاتی برای حوزه است، به صورت شایستهای اهتمام داشته باشند تا شاهد ترقی و پیشرفت بهتری در این زمینه باشیم.
• دین به عالِم نیاز دارد و مردم نیز دین خود را از عالمان زمان خود میگیرند نه از کتابهای علمی. همانگونه که فرد بیمار علاج جسم خود را از طبیب طلب میکند و نه از کتابهای قطور علم پزشکی. پس جامعه حوزوی ما باید به دنبال پرورش عالمانی باشد که پاسخگوی نیازهای جامعه خود باشند.
• یکی از ویژگیهای شاخص مرحوم آیةاللهالعظمی بروجردی رضواناللهعلیه این بود که نسبت به جذب افراد مستعد به حوزه و حمایت از طلاب بااستعداد اهتمام داشت. گاهی که طلاب و علمای بلاد از شهرستانهای خود همراه با مردمشان برای ملاقات با ایشان میآمدند اگر میدیدند که آن روحانی استعداد دارد از ایشان میخواستند در قم بماند. اگر در بین طلاب کسی بود که استعداد داشت و میخواست که از حوزه علمیه قم برود خودشان شخصا از او میخواستند که در حوزه قم بماند و سعی میکردند از آن طلبه حمایت کنند.
• علمآموزی و تلاش برای کسب مکارم اخلاق، دو ویژگی بارز علمای شیعه در اعصار گذشته است و بسیاری از علمای ما عاشقانه به دنبال کسب علم بودند. همین عشق به تحصیل سبب شده بود که حتی تا آخرین لحظات عمر خود از علمآموزی و مباحثه علمی دست نکشند.
• آنها به اخلاقیات توجه ویژه داشتند و مردم نیز به دلیل همین موارد به آنها احترام میگذاشتند. طلاب جوان باید این دو امر مهم را در کنار هم دنبال کنند.
• تأثیرات دنیای مادّی کنونی قابل انکار نیست ولی کسی که روحانی است و ایمان به خداوند و عنایات او دارد باید متمرکز در فعالیت علمی و دینی باشد نه اینکه به دنبال حواشی یا فعالیت اقتصادی برود و رفتاری که زیّ طلبگی شمرده نمیشود از او سر بزند. این موضوعی است که متأسفانه امروزه نسبت به آن توجه نمیشود.
@Adropfromthesea | 576 |
| 4 | 💠 عنایت حضرت معصومه (سلام الله علیها)
❖ آقای [سید صدرالدین] صدر در آن موقع شخص اول حوزه و ادارهی حوزه به دست او بود و آقای حجت و آقای خوانساری هر کدام امتیازی داشتند: اولین درس درسِ آقای حجّت بود و نماز جماعت شبهای فیضیه - که خیلی از طلبهها از جمله آقای خمینی و امثال ایشان شرکت میکردند و نماز باشکوهی بود - از آنِ آقای خوانساری بود. ولی اداره حوزه به دست آقای صدر بود. آن دو بزرگوار هم شهریهای میدادند. ولی در مقابل تقسیمی آقای صدر ناچیز بود. خلاصه آقای صدر حلّال مشکلات طلبهها بود و امور حوزه را اداره میکرد.
❖ آقای آسید ابوالحسن اصفهانی - مرجع کل - عقیده داشت که حوزه نجف که بیش از هزار سال قدمت دارد، باید محفوظ بماند و حوزه قم فرع نجف باشد. اشخاص با اجازه آسید ابوالحسن به آقای صدر وجوه میدادند. ولی در اواخر آقای آسید ابوالحسن اجازهاش را پس میگیرد.
❖ پس از چند ماه آقای صدر مجبور میشود بگوید که دیگر نمیتوانیم شهریه بدهیم. آقای صدر گفت: همان ایام چند تا طلبه به منزل ما آمدند و گفتند: شنیدهايم که شما فرمودهاید این دفعه شهریه ندهند. گفتم: بله. همین جور است. تا حالا هم این چند ماه را قرض کردم و شهریه دادم و قرض کردن حدّی دارد و بیشتر از این در قدرت و توان ما نیست. آن طلبهها گریه میکنند و میگویند که ما با این سختی به حوزه آمدهايم و به اقل ضرورت اکتفا کردهايم. الآن حتی پول رفتن به وطن خود را نداریم که برگردیم. اگر شهریه ندهید، در این شهر چه کنیم؟ ایشان میفرمود: آنها که گریهشان گرفت، من هم گریه کردم و گفتم: شما بروید، من شب فکری میکنم.
❖ آنها میروند. آقای صدر سحر بعد از اينکه نماز صبح را به جماعت میخوانند، به حرم میروند و به حضرت معصومه (سلام الله علیها) خطاب میکنند:
عمّه جان! اگر عُرضه دارید، این طلبهها را اداره کنید؛ اگر ندارید، به پدر یا برادر ارجاع بدهید و از آنها كمک بگیرید. این طلبهها که خدمت دین جدّت میکنند، آیا باید از گرسنگی بمیرند؟ و الا من دیگر برای زیارت نمیآیم! و بیرون آمدم.
❖ ناگهان متوجه شدم که چرا باید چنین تعبیری کنم و این جور خلاف ادب برخورد کنم؟ خیلی ناراحت شدم، ولی کار از کار گذشته بود.
❖ خلاصه، از حال طبیعی خارج بودم و چنین حرفی زدم. با ناراحتی منزل آمدم و شروع کردم به خواندن قرآن، ولی دیدم که چشمم قرآن را درست نمیبیند.
❖ در آن هنگام مشهدی محمّد خادم آمد و گفت که يک شخص کلاهی کیف به دست آمده و میگوید که میخواهم آقا را ببینم. چون آن وقت صبح وقت ملاقات نبود و گاهی برای دستگیری افراد در آن وقت میآمدند. خادم به تردید میافتد و احتیاط میکند و میگوید که آقا حرم رفته بودند. بروم ببینم آیا تشریف آوردهاند یا نه که اگر قرار باشد آقا مخفی بشوند، فرصت باشد. آقای صدر فرمود: گفتم که برو بگو بیاید. بلکه ما راحت بشویم!
❖ خادم هم میرود و به کلاهی اجازه ورود میدهد. آن شخص، کلاهش را روی زمین گذاشت و دست آقا را بوسید و گفت: «من میدانم که الان وقتی نیست که خدمت آقا برسیم و مزاحم شویم. ولی من از شیراز میآمدم. به تپه سلام قم که رسیدم، به ذهنم آمد که من الآن دارم میروم. اگر در این راههای مخوف که پر از چاله بود و با این ماشینهای ناجور بمیرم، حقوق شرعی خودم را نداده و مدیون از این دنیا رفتهام. لذا به راننده گفتم که نیم ساعت به من وقت بدهید. شما بروید و زیارت کنید و در این مدت من هم کاری دارم، انجام میدهم و میآیم. راننده هم مواققت کرد. لذا وقت دیگری نبود؛ از این رو الآن مزاحم شدم».
❖ کیف را باز کرد. چمدانش پر از پول بود. تمام قرضهای ما و شهریه يک سال حوزه را پرداخت کرد و رفت.
❖ آقای صدر میگفت: بعد از آن رفتم حرم و از حضرت معصومه (سلام الله علیها) عذرخواهی کردم و عرض کردم که شما غُرضه دارید و خوب هم عرضه دارید!
📚 جرعهای از دریا [با تلخیص]؛ ج ۱ ص ۵۶۸
@Adropfromthesea | 598 |
| 5 | 💠 سور بقای حوزه
❖ رضاشاه برای از بین بردن حوزه و روحانیّت تمام توان خود را به کاربرد به گونهای که مرحوم حاج شیخ اواخر عمرش از بقای حوزه علمیّه به کلّی مأیوس شده بود.¹
❖ شرایط هم به حسب ظاهر به گونهای بود که حوزه باقی نمیماند و مرحوم حاج شیخ تلاش میکرد لااقل تا زنده است، حوزه از هم نپاشد.
❖ وی به آقایان قم میفرمود:
اگر سه روز بعد از وفات من حوزه را نگه دارید، روح من در آن عالَم از شما ممنون میشود.
❖ حاج شیخ در ۱۷ ذی قعده ۱۳۵۵ مرحوم شد. مرحوم حاج آقای والد میفرمود: چون دو وقت تبلیغی مهم حوزه (یعنی محرم و ماه رمضان) نشانه بقای حوزه است، به نظرم آمد اگر تا ماه رمضان آثار انحلال حوزه ظاهر نشود، معلوم میشود قرار نیست حوزه متلاشی شود و اگر قرار باشد حوزه از بین برود، در همین ایام مشهود میشود. لذا با خود تعهّد کردم (البته نذر نبود) که اگر تا ماه رمضان ۱۳۵۶ حوزه باقی بماند، هر سال در ماه شعبان به رفقا سور بدهم، چون اگر بنا بر جلوگیری و انحلال حوزه باشد، در ماه شعبان آثارش ظاهر میشود.
❖ ایام سپری شد و تا ماه شعبان حوزه پابرجا ماند، لذا مرحوم حاج آقا به عهدش عمل کرد و هر سال در ماه شعبان (البته روزش نامشخص بود) به رفقایش سور میداد.
❖ این مجلس سور تا آخرین سال حیات وی ادامه داشت. وی در آخر ماه رمضان ۱۳۹۳ به رحمت خدا رفت. در آخر ماه شعبان حال ایشان بد شد. وقتی افاقه پیدا کرد، پرسید: آن مجلس سور برگزار شد یا نه؟ ما گفتیم: بله. بعد از وفات ایشان هم این مجلس سور ادامه پیدا کرد. این مجلس سور هشتاد سال قدمت دارد.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
1⃣ مرحوم حاج آقای والد هم مأیوس بود و درباره ماندن در قم استخاره نمیکرد بلکه برای رفتن به جاهای دیگر استخاره میکرد.
مرحوم آقای حاج سیّد محمّد زنجانی به وی گفته بود: راجع به قم استخاره نکردید. مرحوم والد گفته بود: من مأیوسم. آقای حاج سیّد محمّد گفته بود: نه، مأیوس نباشید. مرحوم والد استخاره کردند، جواب آمد:
«أقيموا الدين و لا تتفرقوا فيه»
وقتی این آیه آمد، ایشان تصمیم گرفتند در قم بمانند.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۳ ص ۴۱۸
@Adropfromthesea | 512 |
| 6 | ● دعا برای مرزداران
❖ خدایا! بر محمّد و آلش درود فرست.
❖ و هنگام برخورد با دشمن، یاد دنیای خدعهگر را از خاطرشان بِبَر و اندیشهی مال فتنهانگیز را از صفحهی دلشان محو کن.
❖ و بهشت را برابر چشمشان قرار ده.
.
❖ خدایا! دشمنانشان را در هم شکن و دست قدرت آن نابکاران را از ایشان جدا ساز
❖ و بین دشمن و جنگافزارشان فاصله انداز
❖ و بندهای دلشان را از جا بر کن
❖ و میان آنان و آذوقههایشان دوری انداز
❖ و در فنون جنگیشان سرگردانشان ساز
❖ و از مقصدشان گمراهشان کن
❖ و کمک را از آنان بِبُر
❖ و از تعدادشان بکاه
❖ و دلشان را از بیم و ترس پر کن
❖ و قدرتشان را از فعّالیّت بر ضد مرزداران باز دار
❖ و زبانشان را از سخن علیه آنان ببند
❖ و با شکست خوردنشان، گروه پشت سرشان را پراکنده ساز
❖ و شکست آنان را مایهی عبرت دیگران کن
❖ و با خواری و زبونی آنان، آرزوهای کسانی را که پس از آنهایند قطع کن.
📚 صحیفه سجّادیه؛ دعای ۲۷
@Adropfromthesea | 703 |
| 7 | 💠 مایه آبروی قمیها
جنبه فقاهت آقا موسی صدر خیلی خوب بود. موقعی که آقا موسی به نجف رفت، در درس آقای خویی، آقای حکیم، آقای آشیخ حسین حلّی و آشیخ مرتضی آل یاسین - برادر آشیخ محمّدرضا آل یاسین - شرکت کرد.
نجفیها که خیال میکردند در قم طلبه فاضل نیست، وقتی آقا موسی را دیده بودند، نظرشان عوض شده بود. وی مایه آبروی قمیها شده بود. او خوشاستعداد و خوشفهم بود.
آقای آسیّد عبدالکریم اردبیلی در مصاحبهای آقا موسی را یکی از چهار شاگرد مقدّم آقای داماد ذکر کرده بود. همچنین از آقای خویی نقل کرده بود: سه نفر از قم به نجف آمدند، اما در نجف نماندند و برگشتند. خیلی حیف شد که اینها برگشتند به قم! یکی از آن سه نفر آقا موسی بود.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۳ ص ۷۳۳
@Adropfromthesea | 709 |
| 8 | 💠 بحث با عامّه
🔹 انصافاً هر کس به تاریخ مراجعه نموده، کردار و رفتار این خلفا را ملاحظه نماید باید به شیعه حق بدهد (در دعوی اینکه خلیفه حضرت رسول باید از جانب خدا برگزیده شود).
🔸 چون آنها اعتقادشان این بود که مداخله دیگران مستلزم توالی فاسده است ولی عامه منکر این معنی بوده و میگفتند با بیعت مردم نیز این کار انجام میگیرد بیآنکه تالی فاسدی داشته باشد.
🔹 در ابتدای امر پرده از روی کار کاملاً برداشته نشده بود، جای مغالطه باقی بود ولی بعد که پرده از روی کار برداشته شد و اوراق تاریخ قبایح اعمال این خلفا را نشان داد اکنون از آنها میپرسیم که آیا مردم توانستند از عهده این مهم برآیند یا نه؟
🔸 اگر توانستهاند پس چرا طنطاوی زبان شکایت باز کرده، میگوید این خلفا پی شهوترانی رفته، به حور و قصور و ولدان و غلمان میپرداختند و با دربان و خواجهسرا و سراپرده و پردهدار به عیش و راحتی خود مشغول بودند.
🔹 نگارنده به او میگویم این ثمره همان درختی است که نیاکان شما کاشته و آن را از خون شیعه آب دادهاند. البته شما از کرباسی که خودتان بافتهاید سهم برمیدارید.
🔸 فرقه شیعه از بیم همین مفاسد دادشان بلند بود که باید نصب خلیفه از جانب خداوند باشد، شما گفتید: نه، لزوم ندارد، مردم از عهده این مهم برمیآیند و لذا نص حضرت رسالت پناه را انکار و اوصیای حق را از مقام منیع خودشان منع کرده و سالهای متمادی آنها را در زنجیر اسارت نگه داشتید البته نتیجه همین میشد که میبینید.
📚 الکلام یجرّ الکلام؛ ج ۲ ص ۲۳۸
@Adropfromthesea | 864 |
| 9 | اری الف بان لا يقوم لهادم
فكيف لبان خلفه الف هادم
میگوید: هزار بناکننده پیش یک خرابکننده مقاومت نمیکند پس چگونه میشود کار یک بناکنندهای که هزار خرابکننده پشتسرش باشد!
❖ واقعاً بانی اسلام، اساسی با چه استحکام و استواری ریخته که این همه صدمات که از این خلفا متوجه آن میگردد، با وجود این باقی و پابرجا است.
❖ تابش نور آن با این همه ابرهای سیاه که جلوی آن را گرفته باز عالم را روشن نموده، حتی در این نزدیکی باز چندین هزار نفوس را از تاریکی کفر و بتپرستی به روشنائی توحید و خداپرستی آورده.
📚 الکلام یجرّ الکلام؛ ج ۲ ص ۲۴۷
@Adropfromthesea | 792 |
| 10 | sticker.webp | 180 |
| 11 | 💠 چهار نفر در آسمان هفتم
❖ آقای آسیّد محمّدحسین تهرانی مطالب مختلفی شنیده و تاریخ دقیقش را ضبط کرده است. ایشان گاهی در نوشتههایش مطالبی از من نقل کرده یا از آسیّد علی لواسانی مطلبی شنیده که من در همان مجلس بودم. آنها را دقیق با تاریخ یادداشت کرده است. ایشان در این جهت دقیق بود.
❖ از جمله مطالبی که آسیّد محمّدحسین در یکی از یادداشتهایش نقل کرده است و من هم دو مرتبه از خود آسیّد علی گلپایگانی شنیدم، این قضیه است:
«در عصر پنجشنبه ۱۶ شهر جمادی الاولی یک هزار و چهار صد و پنج هجريهی قمريه كـه جـنـاب مستطاب حجةالاسلام آقای حاج سیّد علی گلپایگانی (دامت برکاته) فرزند برومند حضرت آيةالله مرحوم آقا سیّد جمالالدین گلپایگانی (رضوان الله علیه) در منزل بنده در مشهد مقدس تشریف آوردند،
در ضمن مطالبی که درباره والد معظمشان به میان آمده فرمودند: بعد از رحلت ایشان هنوز یک اربعین نگذشته بود که من شبی در کاظمین ایشان را در خواب دیدم و میدانستم که رحلت کردهاند.
محکم انگشت ایشان را گرفتم تا به سؤالات من پاسخ دهند. ابتدائاً به من گفتند: میدانم میخواهی سؤالاتی بکنی که من قادر به جواب آنها نیستم.
عرض کردم: نه، از آن سؤالات نمیکنم، ولی میخواهم بپرسم: بعد از رحلت، حال شما چطور است؟ فرمودند: بسیار خوب است. عرض کردم: محل شما کجاست؟ فرمودند: ما هفت نفر هستیم که در آسمان هفتم میباشیم و یکی از آنها محقّق ثانی محقّق کرکی است. گفتم: آیـا شـيـخ مرتضی انصاری را هـم میبینید؟ فرمود: شیخ در آسمان اوّل است و دسترسی به او بسیار آسان است.»
❖ آسیّد علی میگفت: برای من سؤال شد که چه خصوصیّت مشترکی میان محقّق کرکی و مرحوم آسیّد جمال بود. تحقیق کردم برای من روشن شد که وجه مشترک هر دو اهتمام به تبرّی از غاصبین خلافت بود.
📚 جرعهای از دریا [با تلخیص] ؛ ج ۲ ص ۵۵۸
@Adropfromthesea | 891 |
| 12 | 💠 راه نجات
❖ آقای آسیّد محمّد فرزند حاج آقا عزّالدین زنجانی از پدرش و او ظاهرا از پدرش مرحوم امام جمعه نقل میکرد که انگلیس این آقا [شیخ] جواد [زنجانی] را به یکی از مناطق مستعمره خود تبعید میکند.
❖ در آنجا مطّلع میشود که مرتاضی شیعی نیز در آنجا هست که کارهایی خارقالعاده انجام میدهد. آقا جواد نزد او میرود و برای نجات خودش دستورالعملی میخواهد. آن مرتاض شیعی هم دستوری میدهد و او عمل میکند ولی نتیجه نمیگیرد.
❖ دوباره نزد او میرود و میگوید من عمل کردم ولی نتیجه نگرفتم. مرتاض تأمّلی میکند و میگوید:
«در دلت محبّت برخی از خلفا است، تا این باشد، نجات نیست».
❖ بعد از این انقلابی در او رخ میدهد و به فاصله کمی نجات پیدا میکند. اواخر حالتی برایش پیدا شده بود که هرگاه «قال الصادق علیه السلام» میگفت، حالت بکاء به او دست میداد.
❖ البتّه او محبّت به معنای ظاهری آن را که اهلسنّت دارند، نداشت، ولی عقائدی به اصطلاح روشنفکرانه داشت و به فتوحات آنها معتقد بود و پس از این قضیه، از این روشنفکریها توبه کرد.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۴ ص ۴۸۳
@Adropfromthesea | 777 |
| 13 | 💠 تشیّع و تسنّن در اصفهان
❖ اصفهان قبل از مرحوم مجلسی در زمان شاه عباس پایتخت تشیّع شد.
❖ در زمان عبداللطیف خُجَندی در قرن ششم، تسنّن بر اصفهان غالب بود. در آن زمان در اصفهان منارهای به نام «مناره هوهو» وجود داشت.
❖ در «تبصرة العوام» نوشته که پس از آنکه معاویه (لعنت الله علیه) لعن حضرت امیر (علیه السلام) را در أقصی نقاط حکومتش گسترش داد، با روی کار آمدن عمر بن عبدالعزیز این کار ممنوع شد ولی اهالی اصفهان ۵۰ ماه مهلت خواستند. پس از سپری شدن ۵۰ ماه، چون مجبور به اجرای قانون بودند، بر فراز منارهای میرفتند و برای اشاره به آن لعن، "هوهو" میکردند.
❖ «مناره هوهو» را در زمان عبداللطیف خجندی از بزرگان شافعیه در قرن ششم تخریب کردند.¹
1⃣ عبارت تبصرة العوام، ص ۱۰۱ در باب امتناع لعن شهرهای ایران به خاندان رسالت این است:
«خوارزم و ری هزار ماه هر روز هزار دینار سرخ میدادند و هرگز لعنت نکردند و اهل اسفراین و اصفهان برین پنجاه ماه زیادت بکردند و چون ظاهر نتوانستند کردن در اصفهان بعد از بانگ نماز گفتندی: "هوهو" و آن مناره "هوهو" را در زمان عبداللطیف خجندی خراب کردند.
و در اسفراین همچنان در زمان ما نیز بعد از بانگ نماز سحر، مؤذن گوید: "سنت سنت" و آن قوم چون این شنوند، لعنت بر خاندان کنند و اول کسی که این سنت بنهاد معاویه [لعنت الله علیه] بود تا آخر ملک ایشان این میکردند الا دو سال که امارت به حکم عمر بن عبدالعزیز بود و این سنت برداشت. چون او وفات یافت دیگر بار با عادت اول بردند».
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۴ ص ۴۰۱
@Adropfromthesea | 835 |
| 14 | 📺 فیلمی دیدهنشده از حضور امام شهید آیةالله سیّد علی حسینی خامنهای در منزل مرحوم آیةالله شیخ لطفالله صافی گلپایگانی
رهبر شهید انقلاب در پاسخ به دعای آیةالله صافی:
یکی از چیزهایی که ما خدا را شکر میکنیم این است که اخیار و صلحاء زمان به ما دعا میکنند.
@Adropfromthesea | 893 |
| 15 | ❖ حاج شیخ عباس قمی در تحفة الاحباب¹ میگوید: سالی که از حاجی نوری استفاده میکردیم، با ایشان به کوفه رفته بودیم و در آنجا صبحها شیر گاو میخوردیم. حاجی نوری بـه مـن میفرمود: طبق فـتـوای بخاری، من و تو برادر رضاعی همدیگر هستیم؛ چون بخاری طبق آنچه از وی مشهور است، خوردن شیر بز، شیر گاو، شیر خر و مانند اینها را موجب نشر حرمت میداند.
❖ طـبـق چنین فتوایـی بایـد حـكـم كـنـيـم که مثلاً در زمان قدیـم کـه گاودارها به نجف میآمدند و عموم طلبهها و غیرطلبهها از شیر آن گاوها استفاده میکردند، همه اهل نجف خواهـر و بـرادر همدیگر باشند و عقدشـان هـم باطل بوده است.
❖ در مورد چنین فتواهایی که به دلیل انقطاع از مبدأ وحی صادر میشده است، امام میفرماید: «فِي مِثْلِ هَذَا اَلْقَضَاءِ وَ شِبْهِهِ تَحْبِسُ اَلسَّمَاءُ مَاءَهَا وَ تَمْنَعُ اَلْأَرْضُ بَرَكَتَهَا».²
❖ عجیب اینجاست که بخاری، إرتضاع از لبن واحد را ولو يک مرتبه موجب نشر حرمت میداند و حتـى قـيـد إمتصاص (مکیدن) از پستان را هم ندارد و لذا طبق فتوای امام اهلسنت دو نفری که از شیر گاو، ولو مقداری با فنجان بنوشند، با هم برادر و خواهر رضاعی میشوند.
1️⃣ ر.ك: تحفة الأحباب، ص ۱۱۸، محدث قمی، این مطلب را ذیل مدخل البخاري، نقل کرده است.
2️⃣ الکافی (دارالحدیث)؛ ج ۱۰ ص ۴۷۰
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۴ ص ۵۱۰
@Adropfromthesea | 888 |
| 16 | 💠 شمشیرهای اصحاب
آقای حاج فقیهی گاهی به کشورهای اطراف ایران مسافرت میکرد. میگفت: يکبـار بـه تـركـيـه سـفـر و از مـوزه آثار اسلامی آنجا بازدیـد کـردم. در آنجا اشیای گران قیمت و آثار اسلامی ارزشمندی که به سلاطین عثمانی اهـدا شـده بـود، به نمایش گذاشته بودند؛ مثلاً چنـد تـار مـو منسوب به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) و شمشیر امیرالمؤمنین (علیه السلام) در آنجا نگهداری میشـد.
حـاج فقیهی میگفت: شمشیری که در آنجا نگهداری میشـد قمـه پـهـن دو لـب بسیار سنگینی بـود کـه حـمـل آن نیـاز بـه بازویـی ستبر داشت. میگفت: تاریـخ هـم بـا هـمـیـن قـمـه سازگار است و شمشیری که معمولاً برای حضرت ترسیم میکنند، مانند شمشیر دوره مغول است.
شمشیرهای سایر اصحـاب هـم در آنجا نگهداری میشـد، نظير شمشير ابوعُبَيـده جـَرّاح و خلیفههای اوّل و دوّم.
چـون متولـيـان مـوزه تُـرک زبان بودند، از مترجمی که همراهـم بـود، پرسیدم: «آیا این دو شمشیر دو خلیفه در زمان خودشان هم به کار آمد؟!» مترجم از مسئول آنجا پرسید. او از حرف مـن خـنـدهاش گرفت و پیوسته میخندید تا وقتی که از آنجـا خـارج شدیم.
این واقعیّت تاریخ است. آنها از جنگها فرار میکردند و نقل شده است که آنها روحیه لشکر پیامبر (صلی الله علیه و آله) را تضعیف میکردند.¹
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
¹ مرحـوم آسيد مرتضی عسکری میگفت:
«سیره ابن هشام تلخیصی از سیره ابن اسحاق است که در آن تصرفاتـی هـم کرده است.
از جمله تصرّفات سیره ابن هشام این نقل است: که در یکی از جنگها ابوبکر سخنی گفت و «أحسن» سپس عمر سخنی گفت و «أحسن». مقداد هم صحبت کرد و سپس سخن مقداد را نقل میکند.
آقای عسکری میگفت: من با خود گفتم: حتما اینجا مشکلی بوده که سخن آن دو را نقل نکرده است؛ در حالی که اگر سخن آن دو حقیقتاً لايق وصف «أحسـن» باشد، اینها به این سادگی از کنار آن نمیگذرند.
لذا به کتب تاریخ مراجعه کردم، دیدم آن دو در آن مقام روحیه لشکر اسلام را تضعیف میکردند!»
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۴ ص ۶۳۷
@Adropfromthesea | 888 |
| 17 | 💠 تقریب ممدوح و مذموم
🔹 تقريب بين مذاهب دو نوع است: یکی ممدوح و دیگری مذموم. تقریبی که مرحوم آشیخ محمّدتقی قمی در مصر پایهگذاری کرد، ممدوح بود و هیچ مشکلی نداشت. او میگفت که شیعه و سنّی مشترکاتی دارند، ولی به علت تبلیغات مسموم، دو طرف یکدیگر را نمیشناسند. اگر طرفین همدیگر را درست بشناسند، بسیاری از اختلافات از بین میرود.
🔹 در بین اهل سنت تبلیغ کردهاند که شیعه، علی اللهی است یا پس از نمازها «خان الأمين» میگویند و از این قبیل مطالب نادرست به شیعه نسبت میدهند.
🔹 یکی از عواملی که مانع شناخت صحیح اهل سنت از شیعه است، عدم دسترسی آنها به کتب شیعه است. ما میتوانیم در این جهت با آنها احتجاج کنیم؛ چون کتابهای اهل سنت در کتابخانههای ما وجود دارد و قابل دسترسی است و ممنوع نیست، ولی کتابهای شیعه در بسیاری از کشورهای سنینشین ممنوع است و مرحوم آشیخ محمدتقی مسأله تقریب را مطرح کرد تا جهات مشترک معلوم شود و طرفین همدیگر را بشناسند ... .
🔹 این تقریب را آقای بروجردی هم ترویج میکرد. ابتدا آشیخ محمّدتقی از طرف شاه به مصر رفت، ولی بعداً به آقای بروجردی متصل شد و از طرف ایشان مسؤول دارالتقريب شد.
🔹 اقدامات آنها سبب شد که شلتوت فتوا بدهد که عمل بر طبق مذهب جعفری (علیه السلام) در محاکم قضایی اشکال ندارد. این فتوا در محیط سنّیها خیلی مهم بود.
🔸 اما تقریب مذموم، تقریبی است که نادرشاه شروع کرد. وی میگفت: ایران در اصول سنّی باشد ولی در فروع چون عادت کردهاند بر طبق احکام امام صادق (علیه السلام) عمل کنند، مانعی ندارد که بر طبق مذهب جعفری باشند. بعضی از علمای شیعه از روی تقیه، تقریب نادر را امضا کردند؛ چون نادر آنها را میکشت. بعضیها هم مخالفت کردند و کشته شدند. [اینجا] و [اینجا]
📚 جرعهای از دریا [با تلخیص]؛ ج ۲ ص ۳۲۶
@Adropfromthesea | 871 |
| 18 | ✍ حضرت آیةالله سیّد علی حسینی سیستانی:
ذکر نام مبارک حضرت ولیّ الله الأعظم صاحب الزمان (عج) به اسم خاص آن حضرت «محمّد» یا «محمّد بن الحسن العسکریّ» در محافل، مجالس و مجامع عمومی اشکال ندارد، و روایاتی که از این امر نهی نموده، شامل زمان معاصر نمیشود.
📚 مسئله ۵۴۷ از «توضیح المسائل جامع»؛ ج ۲ ص ۲۳۴
@Adropfromthesea | 1 166 |
| 19 | sticker.webp | 174 |
| 20 | ❖ مسجد حضرت امام حسن عسکری (علیه السلام)
عبدالجليل قزوینی در کتاب «النقض» وقتی از مساجد، مدارس، علماء و داراییهای شیعه یاد میکند، هنگام ذکر مساجد قم اشارهای به مسجد امام نمیکند، با اینکه این مسجد مورد توجه قمیهاست و معروف است که به دستور حضرت امام عسکری (علیه السلام) ساخته شده است.
📚 جرعهای از دریا ؛ ج ۳ ص ۲۴۶
@Adropfromthesea | 1 180 |
