آسمانه
Open in Telegram
آسمانه: در تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر * با این نشانی با ما تماس بگیرید: asmanehchannel@gmail.com * نقل مطالب آسمانه مشروط به ذکر نام این کانال و درج پیوند (لینک) آن مجاز است.
Show more3 440
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+330 days
Posts Archive
3 440
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری [ص ۴ از ۴]
🔺در خوشبینانهترین حالت و از چشماندازی دیگر این آثار در زمرهی «کیج شهری» نیز قرار نمیگیرند، فرهنگی که در دههی ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰م در بریتانیا بهوجود آمد و در آمریکا به اوج رسید. کیج و پاپآرت واکنشی در برابر هنرهای متعالی بودند. خصیصهی اصلی کیج، مردمی بودن، ارزانی، تولید انبوه و خروج از موزهها و گالریها بود. عقیدهی طرفداران آنها این بود که مبتذلترین عناصر فرهنگ جامعه قابلیت زیبایی و هنری بودن دارند، اما در اینجا چنین نظرگاهی حاکم نیست و معنای کیج هم آنقدر که بهنظر میرسد ساده نیست، از سویی کیج به بخشی از مخاطبانی پاسخ میدهد که هنر والا آنها را نادیده گرفته و از دیگر سو ذاتاً نمیتواند عمیق باشد، در لار همین بخش دوم یعنی عدم عمق در دستور کار قرار گرفته است و دقیقاً برعکس رویکرد واکنشی کیج، ارادهای مبنی بر شکوه، افتخار، بزرگی و دیگر کلیدواژههای اینچنینی مدنظر بوده است (تصویر ۱۲).
با فقدان عمق و حضور سطحِ بیمعنا نهایتاً میتوان به «کیج توتالیتر» قائل بود که خطری جدی برای جامعه است. زیرا کیج تمامیتخواه این قابلیت را دارد تا به سادگی خود را طبیعی جلوه دهد و به ابزاری برای از بین بردن فردگرایی و تأمل بدل شود، به گفته میلان کوندرا: «در قلمرو کیج تمامیتخواه پاسخها از پیش آماده است و هیچگونه پرسش تازهای مجاز نیست، سئوال چون چاقویی است که پردهای پرنقش و نگارِ دکور را پاره میکند تا آنچه در پس آن پنهان است، آشکار شود.»
از سر تا پای این المان، چیزی برای دلخوشی نیست. فقط چشماندازی است دیداری و زودگذر. خاطرهای موقت از ابژهای بیمعنا. این مجسمهها نه خلاقاند، نه قابل لمساند، نه گفتوگویی با مخاطب برقرار میکنند و این دقیقاً مصداق نگرشی است که هنر را نه مسئولیتی فرهنگی، بلکه تنها پرکنندهی فضای خالی میبیند.
آنچه قرار بود بازتاب زیستبوم و حس طبیعی حیوانی باشد، پیش از ساخت شکست میخورد و اکنون، این شکست، تجسم یافته است. اگر بخواهیم سیمای شهری زنده و الهامبخش و خلاق داشته باشیم، باید با ابزار تفکر انتقادی، وضع موجود را بازشناسیم و از تکرار خطا بپرهیزیم. باید آیندهای طراحی کنیم که ریشه در خاک، ذهن و دل این بستر و روایتهای مردم داشته باشد. چراکه اگر این نمادها بیریشه باشند، به مرور تن به بیمعنایی و ابتذال میدهند. و حتی در ایستادن نیز محتاج تکیهگاه خواهند بود. آنچه بر میدانها مینشیند، آنگاه دیگر تندیس نیست؛ سایهای است سنگین از سردرگی فرهنگی (تصویر ۱۳).
تندیسها حرف نمیزنند، اما گاهی سکوتشان، بلندتر از فریادِ منتقدان است، فریادی که شوربختانه شنیده نمیشود، آنها دیر یا زود از حافظهی شهر پاک میشوند، و جایی در خاطرهی شهر ندارند، نه به دلیل گذر زمان بلکه از فرط بیمعنایی!
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
3 440
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری [ص ۳ از ۴]
🔺در این میان، مقایسه با نمونههای موفق، روشنگر است. موستانگهای لاسکولیناس نمونهای درخشان از همین همنشینی هوشمندانهی هنر، تاریخ و طراحی شهری و طراحی منظر است. رابرت گلن پیش از خلق اثر، با پژوهشی موشکافانه دربارهی تبار موستانگها، ریشههای اسپانیایی آنان و آناتومی و رفتار حرکتی اسبها، بنیانی علمی و تاریخی برای کار خود بنا می کند. روند چندمرحلهای مدلسازی ـــ از ماکتهای کوچک تا نسخههای نیمقد و سپس اسبهای هماندازهی واقعی ـــ امکان داد تا عضلات، ریتم حرکت و تنش پویا در بدن حیوانات، نه صرفاً بازنمایی، بلکه بازآفرینی شود. فناوری پیشرفتهی ریختهگری، همراه با نظارت مستقیم هنرمند، کیفیت نهایی اثر را در طول هشت سال مطالعه و طراحی و ساخت تضمین کرد (تصویر ۷). از سوی دیگر، هماهنگی میان مجسمهسازی و طراحی منظر شهری، میدان ویلیامز را به صحنهای بدل کرد که اسبها در آن نه «نصب» شدهاند، بلکه «جریان» دارند (تصویر ۸): سنگفرش گرانیتی، شیب ملایم میدان و جویبار میانی، بستری برای تاختن دستهجمعی اسبها فراهم کرده است. فوارهها و پاشش آب زیر سمها، حس واقعیت را تقویت و تجربهی منحصربهفردی میسازد. پذیرش روند طبیعیِ شکلگیری پتینهی برنز نیز به مجسمهها اجازه میدهد با گذر زمان، با محیط یکی شوند و با زیستبوم بصری مکان همسو شوند. افزوده شدن موزهی مجاور میدان ـــ که فرآیند ساخت اثر، پژوهشهای گلن و تاریخچهی موستانگها را روایت میکند ـــ این کار را از یک مجسمه به یک تجربهی فرهنگی چندلایه بدل کرده است. این همنشینیِ پژوهش تاریخی، دقت فرمی، فناوری و آموزش عمومی است که «موستانگهای لاسکولیناس» را از یک تندیس به یادمانی زنده و ماندگار ارتقا میدهد (تصویر ۹).
نمونههای داخلی موفق نیز زمانی پدید میآیند که مجسمهسازی با فهم اقلیم، تاریخ و حسمکان همراه شود؛ آنگاه اثر میتواند از حجمی منفعل به نیرویی اجتماعی بدل گردد، تندیسی که نهفقط دیده میشود، بلکه به حافظهی جمعی راه مییابد. آنجا که هنرمند پیش از ساخت، به سراغ ریشههای موضوع میرود، به کالبدشناسی، رفتارشناسی و روایت پیرامونی سوژه توجه میکند و مجسمه را نه همچون یک «ابژهی صرف»، بلکه چونان پیوندی میان گذشته و اکنون میسازد، نتیجه معمولاً زندهتر، دقیقتر و ماندگارتر است (تصویر ۱۰).
جانمایی این کاریمجسماتور نیز خود مسئلهای است. درحالیکه در نزدیکی آن، جدارههای سنگی طبیعی وجود دارد، ساختی شلخته از سنگهای بیتناسب بهمنزلهی پایه و بستر سازهای مجسمه چیده شده است؛ بیآنکه بافت مناسبی ایجاد کند یا با فرم حجم ارتباطی داشته باشد. این اغتشاش بصری، حاصل عملگرایی کوری است که بیمطالعه، بیتخیل و بیریشه به سمت اجرای هر پروژهی شهری قدم بر می دارد (تصویر ۱۱).🔻
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
3 440
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری [ص ۲ از ۴]
🔺انگیزهی چنین ساختی، دو خلأ بنیادین را عیان میکند: نخست، برداشت سطحی از «زیبایی» در نسبت با مکان؛ دوم، ناآگاهی کامل از «تصویر ذهنی» مردم از شهر خود.
مردم هم خاموش نماندهاند. بسیاری از کنار آن بیتفاوت میگذرند، بعضی آن را دست میاندازند، برخی نمیدانند اصلاً با چه چیزی مواجهاند. مجسمهای که باید الهامبخش باشد، اکنون حجمی اضافی است. البته مردم را نباید ملامت کرد اگر با مجسمهی قوچ الفتی نمییابند، چه این خاموشی از ناترازی و بیقراری خود تندیس برمیخیزد نه از بیمهری نگاهها.
همانطور که کوین لینچ در تصویر شهر مینویسد: «تصویر ذهنی شهرها نهتنها از شکل بناها، بلکه از کیفیت رابطهی مردم با آنها ساخته میشود». و نیز باور دارد: «تصویر ذهنی شهر، حاصل تعامل بین شهر و محیط است» و این چنین است آنچه به چشم میآید، آنچه هست، و آنچه باید باشد.
اگر نیاتِ خیرخواهانهای قصد افزایش سرزندگی فضای شهری از طریق ایجاد المانها یا لکههای ارگانیک را دارند این نکته گفتنی است که این مهم سویهای روشمند دارد، به این معنا که ریختنِ تودهوار و دپوی سنگ و سیمان و مجسمه و نورپردازی غیراصولی جمعاً و رویهمرفته آن کیفیت مدنظر شهری را ایجاد نخواهند کرد (تصویر ۵)، طراحی «ارگانیک» اساساً یک سبک و دیدگاه روشمند است همین عدم آگاهی و بدتر از آن یک تقلید دمدستی از کارهای به ظاهر ارگانیک نشانی از جهل ما نسبت به واقعیات چند لایه و پیچیدهی کیفیتهای شهری دارد. این سادهسازی در هیچ دوره و زمانی به مداخلات مؤثر و مفید ختم نخواهد شد و نهایتاً آب به آسیابِ نوعی عوامگرایی و عوامفریبی میریزد. این درک سرسری از زیبایی، نهایتاً به بزککاری تاریخی پناه میبرد. باوری که گمان میکند اگر تصویری بزرگنماییشده از قوچ لاری بسازد، واجد احترام و شناخت خواهد بود، خیر، این یک کجفهمی زیربنایی است. ترکیب و مفصلبندی زیباییشناسانه نخستین چیزی است که در این مسیر از دست میرود. چرا که زیبایی، حاصل حضور و تدوین درست عناصر در کنار یکدیگر است، نه صرف کلاژِ بیمعنای عنصرهای زیباییشناسانه.
قرار بر این بود است که سرشاخ شدن دو قوچ بازنمایی شود. اما در عمل، آنچه به چشم میآید، نبردی است میان پای قوچ و یک قوطی فلزی ۶*۴، حضور دستک فلزی، نفی تمامقدِ ادعای استقامت است. و حتی از بُعد نشانهشناسی، القاگر شعاری است که در شهر بارها تکرار شده است: «بزرگتر، بهتر است!»؛ رویکردی که زیبایی را در اندازه و جثه میجوید، نه معنا و مقیاس (تصویر ۶).🔻
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
3 440
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری
زهرا دری و حبیب طالبی
در روزگاری که شهرها بیش از همیشه تشنهی نشانهاند ـــ نشانههایی که گذشته را به حال، و حال را به آینده پیوند میزنند ـــ اِلمانها و تندیسها دیگر صرفاً اشیایی برای پر کردن فضای خالی میادین و معابر نیستند. آنها در قامت پیامآوران بیزبان، باید قصه بگویند: قصهی هویت، حافظه، فرهنگ، یا حتی رؤیایی جمعی. المانها، اگر هوشمندانه خلق شوند، میتوانند ستونهای نامرئی اعتماد میان مردم و شهرشان باشند. اما وقتی همین تندیسها از درک هنری، معنا و حتی احترام به سوژهی خویش تهی میشوند، تبدیل به باری اضافه، و گاه زخمی در چهرهی شهر میگردند.
نمونهی اخیر آن، مجسمهای است از «قوچ لاری» که در ورودی غربی شهر لار، از سمت گراش، نصب شده است (تصویر ۱). با مروری میدانی میتوان به شناختی اولیه و تیپولوژیک از المانهای شهری لار رسید. تیپ اول، «المان ـ تندیس»هایند؛ معمولاً با ارتفاعی متوسط در میادین (تصویر ۲). دستهی دوم، المانهای «عمودی ـ انتزاعی»اند با ویژگیهای تجسمی قابل ذکر، گاه بزرگمقیاس و در مراکز هندسی میادین. دستهی سوم، المانهای «مجموعهای» با فرمهای بعضاً نامتجانس و پراکنده، و دستهی آخر که موضوع این یادداشت است: المانهایی با شمایل جانوری که مشخصاً مجسمههایی واقعگرا از حیوانات، در فضاهای شهری جانمایی میشوند. پر واضح است که خاستگاه تصویری این مجسمههای جانوری، به جغرافیای جانوری و فرهنگ منطقه بازمیگردد.
بگذریم که در مقاطعی حتی با موجوداتی نظیر طاووس یا اژدها مواجهایم که هیچ نسبتی با اقلیم فرهنگی و جغرافیایی منطقه ندارند. اما انتخاب قوچ لاری، در ظاهر انتخابی هوشمندانه است: حیوانی نجیب، مقاوم و سازگار با زیستبوم سخت جنوب. او خودِ تابآوری است؛ نماد قناعت، ایستادگی، و بومیبودن. چه بهتر از آنکه چنین موجودی، بر بلندای شهری بنشیند و نگاهش را به افق شهر بدوزد، اما آنچه در میدان ساخته شده، نه بازتابی از شکوه طبیعت است و نه نشانی از شرافت این حیوان دارد. پیکرهای زمخت، ناهماهنگ، خالی از وقار در نگاه و ایستایی در قامت. گویی نه از جان طبیعت برآمده، نه از عمق هنر، بیشتر حاصل بخشنامهای شتابزده و بیمطالعه است (تصویر ۳). حجمپردازی آن، همانقدر که سرد است، بیاحساس نیز هست؛ این بیاحساسی نه از سردی فلز، که از جنس بیتفاوتی است. همینجا واژهای تازه در ذهنم نشست: «کاریمجسماتور». وامگرفته از «کاریکلماتور»های پرویز شاپور و احمد شاملو. اگر کاریکلماتور، تصویرسازیِ طنزآلود از کلمه است، کاریمجسماتور نیز پیکرهایست کاریکاتوری از یک مجسمه: چیزی که میخواهد بایستد اما نمیتواند، میخواهد باشکوه باشد اما شکست میخورد، میخواهد حرف بزند اما زبانش را گم کرده است و اینجاست که شکاف میان نماد و نیت، به عمیقترین شکل ممکن ظاهر میشود. حیوانی که خود مظهر استقامت است، در پیکرهاش برای ایستادن به قیم فلزی نیاز دارد. این نهتنها نقصی فنی، که شکست استعاره است. بازنمایی پایداری، در شکلی که بدون تکیهگاه فرو میپاشد. نمادی از پایداری ازدسترفته، که در ظاهر میماند اما در معنا فرو ریخته است (تصویر ۴).🔻
#یادداشت #زهراـدری #حبیبـطالبی
@asmaaneh
3 440
+3
گروه مطالعات تاریخ هنر اسلامی غبار برگزار میکند:
چهاردهمین نشست از سلسله نشستهای
«گفتارهایی در تاریخ هنر اسلامی»
سفارش تذکرهها و بانیان شهری در اصفهان اوایل دورۀ قاجار
سخنران: دکتر سمیرا فتحی
استادیار تاریخ هنر در دانشگاه ایالتی میشیگان
زمان: دوشنبه| ۲۴ آذر ۱۴۰۴
ساعت: ۷ عصر به وقت ایران
این سخنرانی به بررسی درهمتنیدگی فرهنگ ادبی، بانیان شهری و تاریخنگاری در اصفهان اوایل قرن نوزدهم میپردازد. تمرکز آن بر تذکرههای مدحی فارسی است که به سفارش تهیه میشدند و در اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم بهعنوان گونهای رایج شناخته میشدند؛ آثاری که نمایانگر نظم اجتماعی و سیاسی نو در ایران پساصفوی به شمار میآیند. با تکیه بر نقطۀ تلاقی حمایتهای معماری و تألیف تذکرهها، این تحقیق به شکلگیری شبکهٔ درهمپیچیدهٔ میراث مادی، معنوی و خاطرۀ جمعی که در تذکرهها و محیط مصنوع ثبت و احیا شدهاند، میپردازد.
لینک حضور در جلسه، پیش از نشست در این صفحه منتشر خواهد شد.📌 اطلاعات بیشتر دربارۀ سخنران و موضوع نشست در اسلایدها آمده است.
3 440
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹قسمت ۱، نوبت ۱-۱
🔸بناها، از دیروز تا امروز
در این جلسه، ضمن معرفی این درسگفتارها، به این موضوع میپردازیم که معماری، و محصولات آن، همه اموری تاریخی است؛ یعنی هم شواهد و آثار معماری و هم فهم انسانها از آنها در طی زمان پیوسته دستخوش دگرگونی بوده است و این دگرگونی، فهم آنها را دشوار و پیچیده میکند.
برای مشاهدهی این قسمت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://youtu.be/xvNBTg_3_kE?si=TMRmmSHGbekJgh-k
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
3 440
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔹مهرداد قیومی بیدهندی
🔹قسمت ۱، نوبت ۱-۱
🔸بناها، از دیروز تا امروز
در این جلسه، ضمن معرفی این درسگفتارها، به این موضوع میپردازیم که معماری، و محصولات آن، همه اموری تاریخی است؛ یعنی هم شواهد و آثار معماری و هم فهم انسانها از آنها در طی زمان پیوسته دستخوش دگرگونی بوده است و این دگرگونی، فهم آنها را دشوار و پیچیده
میکند.
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
3 440
📢پنجمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
رمانتیسم و نوازندگان سازهای ایرانی در رادیو
(در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ خورشیدی)
🔸امروز، ساعت ۱۸
🔸برای شرکت در این نشست به نشانی زیر در پایگاه مدرسهی نوروزگان مراجعه کنید:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
3 440
📚پرسشهای معماری: گفتوگوهایی دربارهی تاریخ، تئوری و نقد معماری
قسمت شانزدهم:
منظور از گذشته چه زمانی است؟
🔸با حضور مهرداد قیومی بیدهندی
🔸تهیهشده در مدرسهی نوروزگان
🔸برای مشاهدهی نسخهی تصویری گفتوگوی قسمت شانزدهم، میتوانید از طریق نشانی زیر به وبسایت رسانهی چهارراه مراجعه کنید:
https://chaharrah.tv/qayyoomi-archque-16-1404-09-19/
http://www.youtube.com/@MehrdadQayyoomiBidhendi
#نوروزگان #مهرداد_قیومی #پرسشهای_معماری
@asmaaneh
3 440
Repost from آسمانه
📢پنجمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
رمانتیسم و نوازندگان سازهای ایرانی در رادیو
(در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ خورشیدی)
🔹برگزارکنندگان: آسمانه با همکاری مدرسهی نوروزگان
🔹سخنران: بابک خضرایی
🔸زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ساعت ۱۸
🔸برای شرکت در این نشست به نشانی زیر در پایگاه مدرسهی نوروزگان مراجعه کنید:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
3 440
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸معماری موقت در سفرهای ناصرالدینشاه: اردوهای شهرستانک و سرخهحصار
🔸نام دانشجو: مهدی امانی
🔸استاد راهنما: دکتر زهرا اهری
🔸استاد مشاور: دکتر زهره تفضلی
🔸داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر حمیدرضا پیشوایی
معمولاً فقط بناها و فضاهای ثابت و دائمی که با مصالح بنایی ساخته میشوند را مصادیق معماری میدانند. در صورتی که تعریف معماری را هرگونه تصرف انسان در طبیعت به جهت سکونت بدانیم فضاهای سکونتی موقت هم مشمول تعریف معماری میشود. این تحقیق تاریخی دربارهی معماری موقت در دورهی ناصری است. ناصرالدینشاه از روحیهی ایلیاتی و تنوعطلب داشت و به تفرج در طبیعت و شکار و سفر هم علاقمند بود و از اینرو چند ماه از سال را به اتفاق همراهان به سفر و اردو میرفت و بسیاری از این اوقات را در چادر میگذراند. شهرستانک و سرخهحصار دو منطقهای بودند که ناصرالدینشاه بسیار به آنها سفر میکرد و در آنها اردو میزد. این دو مکان به تهران نزدیک بود، یکی چشمه و رودخانه داشت، و دیگری شکار بسیار داشت. بعد از گذشت چند سال دستور داد تا عمارت شهرستانک و قصر یاقوت را بنا کنند که در عمل نقش سراپردهی همایونی را در اردوهای شاهی ایفا میکردند. عناصر اصلی اردوهای ناصری که شامل سراپردهی همایونی، اردوبازار، فضاهای میان چادرها و مختصری معماری بنایی بود بر اثر سه عامل امنیت، طبیعت و شأن و جایگاه شکل میگرفتند. عوامل اصلی شکلگیری نظام فضایی اردو در شهرستانک رودخانه و چشمهی آن بود و در سرخهحصار جادهی جاجرود و بناهای شاخص آن مثل قصر یاقوت و کاروانسرای سرخهحصار. اردو از چادرهایی ساخته میشد که انواع مختلفی داشت. این اختلاف ممکن بود از حیث کارکرد و ساختار یا به تبع آن از حیث شکل و جنس و رنگ باشد. همچنین فعالیتهای معطوف به برپایی و جمع کردن اردو و فعالیتهای درون اردو بسیار متنوع بود. قبل از اردو برنامهریزی و آماده کردن وسایل اردو بود. در مسیر گروههای پیشخانه و پسخانه حمل و نقل وسایل به ویژه چادرها را بر عهده داشتند. بعد از برپایی هم شاه معمولاً به امور دیوانی میپرداخت و مطالعه و نشر روزنامه در کنار تفریحاتی مثل شکار و شطرنج و شبنشینی بیشتر اوقات شاه و اهالی اردو را در بر میگرفت. آشپزان و عزاداری امام حسین (علیهالسلام) هم دو مراسم مهمی بودند که در اردوهای ناصری برگزار میشد.
🔸زمان: یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری
#خبر #مهدیـامانی
@asmaaneh
3 440
📢برگزاری جلسهی دفاع از پایاننامهی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی
🔸معماری موقت در سفرهای ناصرالدینشاه: اردوهای شهرستانک و سرخهحصار
🔸نام دانشجو: مهدی امانی
🔸استاد راهنما: دکتر زهرا اهری
🔸استاد مشاور: دکتر زهره تفضلی
🔸داوران: دکتر حمیدرضا جیحانی، دکتر حمیدرضا پیشوایی
🔸زمان: یکشنبه، ۲۳ آذر ۱۴۰۴، ساعت ۱۲
🔸مکان: دانشکدهی معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی، سالن شهید دلبری
#خبر #مهدی_امانی
@asmaaneh
3 440
🖊مقالهی تازه: «بقعههای خیر در اصفهان: پراتیک فضامند در «میراث زنده»»
زهرا اهری، ثنا یزدانی، نازنین شهیدی
اصفهان هر چند میراثی غنی از بناها و فضاهایی دارد که نماد دوران اوج و عظمتش است؛ اما از دورههای بحران و زوالش نیز بناهای فاخر و باشکوهی باقی مانده که نمود کالبدی پراتیکهای اجتماعی است و برای پاسخگویی به نیازهای مادی و معنوی و رونق فعالیتهای حیات شهری ساخته شده و احساس تعلق به جامعهی شهری و محلی به وجود میآورد. بقعههای خیر اصفهان که در قالب مجموعههای آرامگاهی از دورهی ایلخانان ساخته شدند، مهمترین این نوع بناها هستند. بناهایی که به واسطهی نقش دینی و معنوی آنها نهتنها همه یا بخشی از کالبد مادیشان حفظ شده، بلکه با حفظ بخشی از این فعالیتها، به عنوان میراث زنده، شناخته میشوند. در این مقاله، با راهبردی ترکیبی مبتنی بر بحثی نظری و دادههای تاریخی، نشان میدهیم که چگونه با تعامل ابعاد مختلف کالبدی، معنوی، فرهنگی و اجتماعی، کارکردهای اصلی بقعههای خیر دوام یافته و آنها را میراث زندهی اصفهان ساخته است.
یافتههای پژوهش نشان میدهد که تولید و بازتولید فضا در طول زمان با تداوم پراتیکهای فضامند در این بقعهها، میانجی ادامهی کارکرد، استمرار اعمال آیینی، حفاظت و مدیریت مداوم و حفظ رابطهی جامعه با بنا بوده است. بنابراین، حفظ و تداوم حیات بقعههای خیر با اتخاذ راهبردهایی عملی است که میتواند پراتیک فضامند بقعهها را شناسایی کرده و نقش میانجیگرانهاش در دیالکتیک سه گانهی ابعاد ذهنی، عینی و اجتماعی حیات بقعهها را استمرار بخشد.
◽️اطلاعات بیشتر دربارهی مقاله و مطالعهی آن:
https://pazhouheshnameh.ir/article-1-203-fa.html
#مقالهی_تازه #زهرا_اهری #نازنین_شهیدی
@asmaaneh
3 440
✏️ از پایداری تا بیمعنایی؛ روایت قوچ لاری در هیئت یک «کاریمجسماتور» شهری
زهرا دری و حبیب طالبی
در روزگاری که شهرها بیش از همیشه تشنهی نشانهاند ـــ نشانههایی که گذشته را به حال، و حال را به آینده پیوند میزنند ـــ اِلمانها و تندیسها دیگر صرفاً اشیایی برای پر کردن فضای خالی میادین و معابر نیستند. آنها در قامت پیامآوران بیزبان، باید قصه بگویند: قصهی هویت، حافظه، فرهنگ، یا حتی رؤیایی جمعی. المانها، اگر هوشمندانه خلق شوند، میتوانند ستونهای نامرئی اعتماد میان مردم و شهرشان باشند. اما وقتی همین تندیسها از درک هنری، معنا و حتی احترام به سوژه خویش تهی میشوند، تبدیل به باری اضافه، و گاه زخمی در چهرهی شهر میگردند.
نمونهی اخیر آن، مجسمهایست از قوچ لاری که در ورودی غربی شهر لار، از سمت گراس، نصب شده است.
با مروری میدانی میتوان به شناختی اولیه و تیپولوژیک از المانهای شهری لار رسید. تیپ اول، «المان ـ تندیس»هایند؛ معمولاً با ارتفاعی متوسط در میادین. دستهی دوم، المانهای «عمودی ـ انتزاعی»اند با ویژگیهای تجسمی قابل ذکر، گاه بزرگمقیاس و در مراکز هندسی میادین. دستهی سوم، المانهای «مجموعهای» با فرمهای بعضاً نامتجانس و پراکنده، و دستهی آخر که موضوع این یادداشت است: المانهایی با شمایل جانوری که مشخصاً مجسمههایی واقعگرا از حیوانات، در فضاهای شهری جانمایی میشوند. پر واضح است که خاستگاه تصویری این مجسمههای جانوری، به جغرافیای جانوری و فرهنگ منطقه بازمیگردد.
بگذریم که در مقاطعی حتی با موجوداتی نظیر طاووس یا اژدها مواجهایم که هیچ نسبتی با اقلیم فرهنگی و جغرافیایی منطقه ندارند. اما انتخاب «قوچ لاری»، در ظاهر انتخابی هوشمندانه است: حیوانی نجیب، مقاوم و سازگار با زیستبوم سخت جنوب. او خودِ تابآوریست؛ نماد قناعت، ایستادگی، و بومیبودن. چه بهتر از آنکه چنین موجودی، بر بلندای شهری بنشیند و نگاهش را به افق شهر بدوزد، اما آنچه در میدان ساخته شده، نه بازتابی از شکوه طبیعت است و نه نشانی از شرافت این حیوان دارد. پیکرهای زمخت، ناهماهنگ، خالی از وقار در نگاه و ایستایی در قامت. گویی نه از جان طبیعت برآمده، نه از عمق هنر. بیشتر حاصل بخشنامهای شتابزده و بیمطالعه است [...]
🔸برای مطالعهی ادامهی یادداشت به پیوند زیر مراجعه کنید:
https://telegra.ph/%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D9%85%D8%B9%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%82%D9%88%DA%86-%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D9%87%DB%8C%D8%A6%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D8%A7%D8%AA%D9%88%D8%B1-%D8%B4%D9%87%D8%B1%DB%8C-12-06
#یادداشت #زهرا_دری #حبیب_طالبی
@asmaaneh
3 440
📢پنجمین نشست از سلسلهنشستهای تاریخ و تئوری و نقد معماری و هنر:
رمانتیسم و نوازندگان سازهای ایرانی در رادیو
(در سالهای ۱۳۳۵ تا ۱۳۵۵ خورشیدی)
🔹برگزارکنندگان: آسمانه با همکاری مدرسهی نوروزگان
🔹سخنران: بابک خضرایی
🔸زمان: پنجشنبه ۲۰ آذر ۱۴۰۴ - ساعت ۱۸
🔸برای شرکت در این نشست به نشانی زیر در پایگاه مدرسهی نوروزگان مراجعه کنید:
https://gap.nowruzgan.com/rooms/ejp-l2w-4mt-fg4/join
#خبر
@asmaaneh
3 440
📢درسگفتار «قرائت و فهم آثار تاریخ معماری، ۱۳۹۱»
🔸فهرست جلسات
۱- ۱. بناها، از دیروز تا امروز
۱- ۲. اثر و انسان
۱- ۳. پرداختن به «خود معماری» یعنی چه؟
۲- ۱. زمانپریشی و فهم معماری (۱)
۲- ۲. زمانپریشی و فهم معماری (۲)
۲- ۳. دیدگاه و روش
۲- ۴. ارسن شیخ عبدالصّمد اصفهانی، نطنز (حمیدرضا پیشوائی)
۳- ۱. انواع رویکردها به اعتبار اثر معماری
۳- ۲. فرمالیسم (۱): مقدمه
۳- ۳. فرمالیسم (۲): بررسی مقالهی «از مسجد امام اصفهان بیاموزیم»
۳- ۴. فرمالیسم (۳): بررسی مقالهی «جایگاه آثار تاریخ معماری در آموزش طراحی معماری»
۳- ۵. فرمالیسم (۴): بررسی مقالهی «نقد اثر معماری با صورت اثر»
۴- ۱. فرمالیسم (۵): نیروهای ادراک بصری در معماری (۱)
۴- ۲. فرمالیسم (۶): نیروهای ادراک بصری در معماری (۲)
۴- ۳. فرمالیسم (۷): مسجد کبود تبریز (مهدی سلطانی)
۵- ۱. فرمالیسم (۸): نیروهای ادراک بصری در معماری (۳) (حمیدرضا پیشوائی)
۵- ۲. فرمالیسم (۹): نیروهای ادراک بصری در معماری (۴) (حمیدرضا پیشوائی)
۵- ۳. فرمالیسم (۱۰): نیروهای ادراک بصری در معماری (۵) (حمیدرضا پیشوائی)
۶- ۱. فرمالیسم (۱۱): مروری بر اصول فرمالیسم در فهم اثر هنری (حمیدرضا پیشوائی)
۶- ۲. فرمالیسم (۱۲): کاستیهای فرمالیسم در فهم مسجد کبود تبریز (سینا سلطانی)
۶- ۳. ارسن مزار شیخ احمد جام (۱) (جواد خسروی)
۶- ۴. ارسن مزار شیخ احمد جام (۲) (جواد خسروی)
۶- ۵. ارسن مزار شیخ احمد جام (۳): بحث در خدمات و صدمات فرمالیسم
۷- ۱. قرائت، فهم، معنا (۱) (محمد فلاح)
۷- ۲. قرائت، فهم، معنا (۲) (محمد فلاح)
۷- ۳. معبد آناهیتا، بیشاپور (حمیدرضا پیشوائی)
۷- ۴. فرمالیسم روسی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۷- ۵. فرمالیسم روسی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۸- ۱. ساختارگرایی (۱) (زهرا اهری)
۸- ۲. ساختارگرایی (۲) (زهرا اهری)
۸- ۳. ساختارگرایی (۳) (زهرا اهری)
۸- ۴. ساختارگرایی (۴) (زهرا اهری)
۸- ۵. پساساختارگرایی (حمیدرضا پیشوائی)
۸- ۶. ساختشکنی (حمیدرضا پیشوائی)
۹- ۱. مفهوم سیاق (کانتکست) (۱) (محمد فلاح)
۹- ۲. مفهوم سیاق (کانتکست) (۲) (محمد فلاح)
۹- ۳. تاریخیگری و معرفت تاریخی (محمد فلاح)
۹- ۴. داستان مادی فدن در اصفهان صفوی (۱) (صفا محمودیان)
۹- ۵. داستان مادی فدن در اصفهان صفوی (۲) (صفا محمودیان)
۱۰- ۱. رویکردهای اجتماعی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۰- ۲. رویکردهای اجتماعی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۰- ۳. رویکردهای اجتماعی (۳): رویکرد اجتماعی به تاریخ معماری (۱) (بابک افشار)
۱۰- ۴. رویکردهای اجتماعی (۴): رویکرد اجتماعی به تاریخ معماری (۲) (بابک افشار)
۱۰- ۵. رویکردهای اجتماعی (۵): مطالعهی تطبیقی مسجد شاه تهران و مسجد میدان فلسطین (۱) (سارا کریمی)
۱۰- ۶. رویکردهای اجتماعی (۶): مطالعهی تطبیقی مسجد شاه تهران و مسجد میدان فلسطین (۲) (سارا کریمی)
۱۱- ۱. میدان توپخانهی دارالخلافهی ناصری (۱) (مهنام نجفی)
۱۱- ۲. میدان توپخانهی دارالخلافهی ناصری (۲) (مهنام نجفی)
۱۱- ۳. رویکردهای فرهنگی (۱): درآمدی بر تاریخ فرهنگی معماری ایران (۱) (نازنین شهیدی)
۱۱- ۴. رویکردهای فرهنگی (۲): درآمدی بر تاریخ فرهنگی معماری ایران (۲) (نازنین شهیدی)
۱۲- ۱. رویکردهای فرهنگی (۳): انسانشناسی فرهنگی (۱)
۱۲- ۲. رویکردهای فرهنگی (۴): انسانشناسی فرهنگی (۲)
۱۲- ۳. رویکردهای فرهنگی (۵): انسانشناسی معماری (۱) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۴. رویکردهای فرهنگی (۶): انسانشناسی معماری (۲) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۵. بازخوانی شهر کاشان از منظر آیین زیارت (۱) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۶. بازخوانی شهر کاشان از منظر آیین زیارت (۲) (زهرا چیتسازیان)
۱۲- ۷. خیال و بوطیقای فضا (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۲- ۸. خیال و بوطیقای فضا (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۳- ۱. معنا و مراتب آن در معماری (۱) (محمد فلاح)
۱۳- ۲. معنا و مراتب آن در معماری (۲) (محمد فلاح)
۱۳- ۳. ساباط و میدان در میبد (۱) (الناز نجفی)
۱۳- ۴. ساباط و میدان در میبد (۲) (الناز نجفی)
۱۳- ۵. منظر فرهنگی (۱) (فرزین فردانش)
۱۳- ۶. منظر فرهنگی (۲) (فرزین فردانش)
۱۴- ۱. هرمنوتیک در معماری (۱) (محمد فلاح)
۱۴- ۲. هرمنوتیک در معماری (۲) (محمد فلاح)
۱۴- ۳. پدیدارشناسی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۴- ۴. پدیدارشناسی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۴- ۵. مدرسهی غیاثیه و خرگرد (۱) (مهدی گلچین عارفی)
۱۴- ۶. مدرسهی غیاثیه و خرگرد (۲) (مهدی گلچین عارفی)
۱۵- ۱. اسطورهشناسی (۱) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۵- ۲. اسطورهشناسی (۲) (حمیدرضا پیشوائی)
۱۵- ۳. روستای هورامان تخت (۱) (نسیم دریایی)
۱۵- ۴. روستای هورامان تخت (۲) (نسیم دریایی)
۱۵- ۵. شمایلشناسی (حمیدرضا پیشوائی)
۱۶- ۱. سنتگرایی (۱): فاس، شهر اسلام (حمیدرضا پیشوائی)
۱۶- ۲. سنتگرایی (۲)
۱۶- ۳. سنتگرایی (۳)
#درس_گفتار #مهرداد_قیومی
@asmaaneh
