فلسفه اگزیستانسیالیسم و روانکاوی
مقالات و درسگفتار های فلسفی و روان درمانی و تدریس زبان انگلیسی سعید جلوخانی جهت ارتباط با من @Saeed_jelokhani
Show more📈 Analytical overview of Telegram channel فلسفه اگزیستانسیالیسم و روانکاوی
Channel فلسفه اگزیستانسیالیسم و روانکاوی (@phenomenology_existentialism) in the Farsi language segment is an active participant. Currently, the community unites 18 571 subscribers, ranking 10 686 in the Education category and 18 083 in the Iran region.
📊 Audience metrics and dynamics
Since its creation on невідомо, the project has demonstrated rapid growth, gathering an audience of 18 571 subscribers.
According to the latest data from 07 September, 2026, the channel demonstrates stable activity. Although there has been a change in the number of participants by 236 over the last 30 days and by -11 over the last 24 hours, overall reach remains high.
- Verification status: Not verified
- Engagement rate (ER): The average audience engagement rate is 2.18%. Within the first 24 hours after publication, content typically collects 1.03% reactions from the total number of subscribers.
- Post reach: On average, each post receives 405 views. Within the first day, a publication typically gains 191 views.
- Reactions and interaction: The audience actively supports content: the average number of reactions per post is 5.
- Thematic interests: Content is focused on key topics such as معنا, چیز, خوانش, میلز, روانکاوی.
📝 Description and content policy
The author describes the resource as a platform for expressing subjective opinions:
“مقالات و درسگفتار های فلسفی و روان درمانی
و تدریس زبان انگلیسی سعید جلوخانی
جهت ارتباط با من
@Saeed_jelokhani”
Thanks to the high frequency of updates (latest data received on 08 September, 2026), the channel maintains relevance and a high level of publication reach. Analytics show that the audience actively interacts with content, making it an important point of influence in the Education category.
Data loading in progress...
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 08 September | 0 | |||
| 07 September | 0 | |||
| 06 September | 0 | |||
| 05 September | 0 | |||
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | 0 | |||
| 02 September | +163 | |||
| 01 September | 0 |
| 2 | ظرفیت باقی مانده تخفیف چهار نفر باقی مانده | 144 |
| 3 | گاهی سختترین بخشِ دوست داشتن، اجازه دادن به دیگری برای مراقبت از ماست.
آدمهایی هستند که مراقبت کردن از دیگران برایشان آسان است، اما وقتی خودشان نیاز به کمک دارند، همهچیز فرق میکند.
کمک خواستن ممکن است با احساس ضعف، شرم یا حتی عذاب وجدان همراه شود. انگار تا وقتی «من کسی هستم که مراقب دیگران است» همهچیز امن است؛ اما قرار گرفتن در جای کسی که نیاز دارد، آسیبپذیرکننده میشود.
Kernberg دربارهی mature love مینویسد:
“One important aspect of the experience of dependency on the other as a component of mature love is the capacity to let oneself be taken care of by the other without suffering from a sense of inferiority, shame, or guilt.”
«یکی از جنبههای مهمِ وابستگی در عشق بالغ، این است که بتوانیم اجازه دهیم دیگری از ما مراقبت کند، بدون اینکه احساس حقارت، شرم یا گناه کنیم.»
— Otto Kernberg
شاید صمیمیت فقط این نباشد که بتوانیم برای کسی تکیهگاه باشیم.
گاهی صمیمیت یعنی بتوانیم برای مدتی،
وزن خودمان را هم روی رابطه بگذاریم.
📍 کیانا زیبایی | روان و رابطه | 153 |
| 4 | گاهی بینیازی از عشق، آن چیزی نیست که به نظر میرسد.
در بعضی ساختارهای narcissistic، فرد ممکن است محبتی را که دریافت میکند پس بزند، رابطه را تخریب کند یا طوری رفتار کند که انگار نیازی به دلبستگی و محبت ندارد.
اما پشت این بینیازیِ ظاهری، گاهی تجربهی بسیار متفاوتی پنهان است:
“They seek to destroy whatever love is offered to them and declare that they are above the need for attachment and affection. Lurking underneath this cold superiority is ‘the shame of not having been loved’.”
«آنها میکوشند هر عشقی را که به آنها عرضه میشود از بین ببرند و اعلام میکنند که فراتر از نیاز به دلبستگی و محبتاند.
اما زیر این برتریِ سرد، «شرمِ دوست داشته نشدن» پنهان است.
شاید گاهی جملهی «من به هیچکس احتیاج ندارم»، نه از بینیازی، بلکه از جایی بیاید که نیاز داشتن، زمانی بیش از حد دردناک بوده است.
📍 کیانا زیبایی | روان و رابطه | 276 |
| 5 | ظرفیت ده نفر اول که تخفیف دارد در حال پر شدن است. | 307 |
| 6 | 🏛️ دوره آنلاین تاریخ فلسفه یونان باستان: از غوغای میتوس تا نظم لوگوس
«زندگىِ بازبینىنشده، ارزش زیستن ندارد.» — سقراط
فلسفه یونان باستان صرفاً یک مبحث تاریخی نیست؛ بلکه نخستین «آزمایش وجودی» انسان برای فهم جهان، روان، اخلاق و سیاست است. در این دوره ۱۲ جلسهای، از سپیدهدم تفکر مفهومی تا عصر هلنیستی و نوافلاطونیان را با نگاهی مسئلهمحور، انتقادی و تطبیقی (با روانکاوی و اگزیستانسیلیسم) کاوش میکنیم.
👤 مدرس: سعید جلوخانی
🗓️ زمان برگزاری: سهشنبهها | ساعت ۱۸:۰۰ تا ۲۰:۰۰
⏳ مدت دوره: ۱۲ جلسه (۲۴ ساعت آموزش زنده + پرسشوپاسخ)
💻 بستر برگزاری: آنلاین (همراه با ارائه فایل ضبطشده جلسات)
────────────────🕯️
📜 سرفصل فشرده جلسات:
🔹 بخش اول: سپیدهدم تفکر (پیشاسقراطیان)
۱. گسست از میتوس به لوگوس و مکتب ملطی (طالس، آناکسیماندروس، آناکسیمنس)
۲. تضاد بنیادین صیرورت و ثبات (هراکلیتوس و پارمنیدس)
۳. کثرتگرایان و اتمیستها (امپدوکلس، آناکساگوراس، دموکریتوس)
🔹 بخش دوم: چرخش انسانشناختی
۴. نهضت سوفسطایی و نسبیتگرایی (پروتاگوراس و گرگیاس)
۵. انقلاب سقراطی: مامایی اندیشه، اخلاق و کشف روان (Psyche)
🔹 بخش سوم: نظامسازی متافیزیکی
۶. افلاطون (بخش اول): نظریه مُثُل، تمثیل غار و معرفتشناسی
۷. افلاطون (بخش دوم): اروس، سهپارگی روان و سیاست در «جمهوری»
۸. ارسطو (بخش اول): ارغنون، منطق صوری و نقد نظریه مثل
۹. ارسطو (بخش دوم): متافیزیک، ماده و صورت، محرک نامتحرک
۱۰. ارسطو (بخش سوم): اخلاق نیکوماخوس، حکمت عملی (Phronesis) و سعادت
🔹 بخش چهارم: حکمت هلنیستی و فرجام یونان
۱۱. مکاتب هلنیستی: زیست اگزیستانسیل در اپیکوریسم، استوائیسم و شکاکیت
۱۲. فلوطین و نوافلاطونیان: احد (The One)، صدور و فرجام تفکر یونانی
────────────────🕯️
🎯 این دوره برای چه کسانی مناسب است؟
علاقهمندان به فلسفه، روانکاوی، اگزیستانسیلتراپی، ادبیات و هنر که به دنبال فهم ریشهای و ساختاریافتهی اندیشه غربی هستند. (بدون نیاز به پیشزمینه آکادمیک)
📩 جهت کسب اطلاعات بیشتر و ثبتنام:
آیدی تلگرام: @Saeed_jelokhani2]
#تاریخ_فلسفه_یونان #سعید_جلوخانی #فلسفه #آموزش_آنلاین | 365 |
| 7 | گاهی الگوی خودمان را کاملاً میشناسیم.
میدانیم کجا بیش از حد مسئولیت میپذیریم.
میدانیم کجا باید «نه» بگوییم.
میدانیم کجا خواستهمان را کنار میگذاریم یا چیزی را که احساس میکنیم، بیان نمیکنیم.
حتی ممکن است دقیقاً بدانیم دوست داریم دفعهی بعد چه کار متفاوتی انجام دهیم.
اما فهمیدن یک الگو، لزوماً به این معنا نیست که میتوانیم همان لحظه تغییرش دهیم.
چون وقتی قرار است متفاوت رفتار کنیم، چیزهای دیگری هم وارد صحنه میشوند:
ترس از ناراحت کردن دیگری،
احساس گناه،
ترس از تعارض،
یا نگرانی از اینکه رابطه را از دست بدهیم.
برای همین، تغییر فقط دیدن و فهمیدنِ الگو نیست.
بخشی از تغییر، یاد گرفتنِ تحملِ همان احساسهاییست که قبلاً باعث میشدند دوباره به الگوی قدیمی برگردیم.
📍 کیانا زیبایی | روان و رابطه | 275 |
| 8 | جنگ با شبحِ دکارت: انهدامِ توهمِ «سوژهی منزوی» در بالین
✍️ سعید جلوخانی
بزرگترین فریبی که تفکر مدرن و روانکاوی کلاسیک به خوردمان دادند، اختراع یک سلول انفرادی درون جمجمه به نام «ذهن» بود. دکارت انسان را از تاروپود زیستهاش برید و تبدیلش کرد به یک «سوژهی منزوی»؛ مونادی بسته که گمان میکند جهان، تودهای از اشیاء مردهی بیرونی است و او ناظری بیطرف که باید از پشت شیشهی ادراک، آنها را تماشا و دستهبندی کند. نتیجهی این توهم در اتاق درمان مشخص بود: بیمار را مانند ماشینی دیدند که قطعهای در اعماق موتورش خراب شده و درمانگر هم در نقاب تعمیرکاری خنثی، نشسته تا روانِ درونکاسهای او را وصلهپینه کند.
اما رابرت استولورو با تکیه بر پروژهی ویرانگرِ هایدگر در *هستی و زمان*، این بنای پوسیده را فرو میریزد. هایدگر نشان داد که ما ابتدا در یک گوشه خلوت نمینشینیم تا بعداً تصمیم بگیریم با جهان «ارتباط» برقرار کنیم. انسان، ابژهای در کنار سایر اشیاء نیست؛ ما «دازاین» هستیم، یعنی وجودی که ذاتش از همان آغاز با «در-جهان-بودن» تعریف میشود.
مرز میان «درون» و «بیرون» یک توهم دکارتی است. روان، چیزی پنهان در کاسهی سر نیست؛ روان همان شبکهی روابط، معانی، ترسها و افقهای مشترکی است که در آن زندگی میکنیم. شناخت روانکاوانه هرگز مواجههای عینی و بدون پیشفرض نیست؛ درمانگر و بیمار پیشاپیش در یک میدانِ بیناذهنی غوطهورند.
وقتی جهانِ زیستهی فرد متلاشی میشود، روانکاوی سنتی آن را تقلیل میدهد به «نقص بیوشیمیایی» یا یک «سازوکار دفاعی درونروانی». اما حقیقت هولناکتر از این حرفهاست: تروما، فروپاشیِ همان بافتار و بستریست که به زیستن معنا میبخشید. ما باید پردههای روزمرگی را کنار بزنیم و شکاف اصیل هستی را آشکار کنیم. رهایی بالین در گروِ عبور از روانشناسی دکارتی و ورود به افقِ اگزیستانسیلِ «در-جهان-بودن» است.
---
پرسش برای بازاندیشی:
آیا رنجی که در سکوت میکشی، واقعاً نقص فنیِ یک مکانیسم درونی است، یا فریادِ فروپاشی جهانی که در آن دیگر هیچ تکیهگاهِ اصیلی برای بودنت پیدا نمیکنی؟
***
📚 منابع:
• Robert D. Stolorow, *World, Affectivity, Trauma: Heidegger and Post-Cartesian Psychoanalysis*
• Martin Heidegger, *Being and Time*
.
🔗 https://t.me/phenomenology_existentialism
🔗 @wilfred_bion
#سعید_جلوخانی #هایدگر #استولورو #پدیدارشناسی #روانکاوی_اگزیستانسیل #دازاین #بیناذهنی #اگزیستانسیالیسم #فلسفه | 318 |
| 9 | 📌 فروبستگیِ اندیشه در هستی: فروپاشی توهمِ سوژهی خودبسنده
ایدئالیسم و سوژهمحوری دکارتی همواره در پی آن بودهاند که واقعیت را تا سرحد «ابژهای در چنگال سوژه» تقلیل دهند. این نگرش، جهان را تئاتری میپندارد که انسان در جایگاه تماشاگری خنثی بر صندلی تکیه زده و با مفاهیم ذهنیاش بر صحنه احاطه یافته است. اما در بازخوانی انتقادی نیکولای هارتمان (و تقاطع آن با خوانش دازاینمحور هایدگر)، این معادله واژگون میشود: هستی درون اندیشه نیست، بلکه اندیشه تماماً در هستی غرق شده است.
---
🔹 صورتبندی ماتریس پنجگانه:
۱. پرسش بنیادین (Fundamental Question):
توهم تقلیل هستی به «امر بازنماییشده»؛ آیا ذهن میتواند تمامیت واقعیت را در ساختارهای شناختی خود مصادره کند؟
۲. هستیشناسی (Ontology): هستیشناسیِ دربرگرفتگی و نابهجایی
هستیِ فینفسه همواره بر هستیِ معرفتشناختی چیره میشود. شیء هرگز صرفاً «ابژهای برای یک سوژه» نیست؛ بلکه واجد لایههایی ترنسابژکتیو (فراتر از ابژه) و ترنساینتلیجیبل (فراتر از عقلفهم) است. ساحت عقلانیت، جزیرهای کوچک و فروبسته در اقیانوس بیکران «امر غیرعقلانی» (Nonrational) است که تمام شریانهای تفکر در آن تنیده شدهاند.
۳. معرفتشناسی (Epistemology): آگاهیِ مسئلهمند (Problem Consciousness)
شناخت نه یک انکشاف بینقص، بلکه اعتراف به «ندانستنِ بنیادین» است. آگاهی اصیل در مرز ناتوانی خود از ادراک تمامعیار واقعیت شکل میگیرد. شناخت، عملی ایزوله و انتزاعی نیست، بلکه فعالیتی بدنمند، عاطفی و تنیده در مناسبات زیستی و اجتماعی است که نابسندگی مقولات انسانی را آشکار میکند.
۴. روششناسی (Methodology): شکافنگاری (Cleavage Analytics)
ردیابی شکافِ آشتیناپذیر میان «پدیدارِ قابلشناسایی» و «شیء فینفسه». شکافنگاری ادعای تمامیتخواهانهی خردگرایی را ابطال میکند و نشان میدهد که تفکر، همواره درون شبکهای از نیروهای غیرعقلانی و هستیشناختی به دام افتاده است.
۵. دلالتشناسی (Semiotics): دلالتگری خطاپذیر و شکننده
مقولات زبانی و مفهومی، نه نسخههای برابر با اصل واقعیت، بلکه تلاشهای مداوم و شکنندهی انسان برای چنگ زدن به اصولی فراروندهاند؛ نشانههایی که ناتوانی خود را در تسخیر کامل هستی برملا میسازند.
---
💡 پرسشِ تهاجمی برای تحلیل:
آیا ادراکات و نظامهای تحلیلی شما ابزاری برای شناخت هستیاند، یا توهمی امنیتی برای گریز از این واقعیتِ هولناک که تفکرتان سراسر در تسخیر بستری غیرعقلانی و ناشناخته قرار دارد؟
---
📚 ارجاعات و مبانی متن:
* Nicolai Hartmann, Grundzüge einer Metaphysik der Erkenntnis (ME)
* Martin Heidegger, Being and Time, §13
* Stanford Encyclopedia of Philosophy, Nicolai Hartmann's Epistemology & Ontology
.
✍️ سعید جلوخانی
🔗 @
| @wilfred_bion
#سعید_جلوخانی #هارتمان #هایدگر #هستی_شناسی #معرفت_شناسی #شکاف_نگاری #روانکاوی_اگزیستانسیل #دازاین #دانشنامه_استنفورد | 346 |
| 10 | گاهی چیزی که یک رابطه را زنده نگه میدارد، فقط عشق نیست؛
کنجکاوی نسبت به دنیای دیگری است.
Kernberg یکی از بخشهای مهم ظرفیت عشق را این میداند که با گذشت زمان، دیگری برای ما تبدیل به آدمی کاملاً «شناختهشده» نشود.
“An ongoing curiosity and interest in the life of the beloved person, in his or her emotional experience, personal history, ideals, and aspirations…”
«کنجکاوی و علاقهی مداوم به زندگی کسی که دوستش داریم؛ به تجربههای عاطفی، گذشته، آرمانها و آرزوهایش…»
— Otto Kernberg
در روابط narcissistic ممکن است این کنجکاوی کمرنگ شود؛ دیگری بدیهی فرض شود و رابطه بیشتر شکل transactional پیدا کند.
شاید سؤال فقط این نباشد:
«هنوز دوستش دارم؟»
بلکه:
«هنوز برایم مهم است بدانم در دنیای او چه میگذرد؟»
📍 کیانا زیبایی | روان و رابطه | 395 |
| 11 | نگرش او حاکی از نگرش های پدیدارشناسی هوسرلی ساحل غربی است که فاقد آشنایی است.
👇🏻
@phenomenology_existentialism | 484 |
| 12 | مقایسه وضع امور کانت با ویتگنشتاین
به قلم سعید جلوخانی
وضع امور برنتاو ، اشتومف ، ماینونگ ، هوسرل و ویتگنشتاین در خلا شکل نگرفته است .( state of things) را کانت (in nexu reale ) به کار برده است . که چیزی است شبیه وضعیت امور .
بگذارید نقل قولی از کانت ارائه دهم . "جهان تاوقتی که در تعریف اثبات نشود منتناهی بودنش ضرورتی ندارد .
تمامیت جهان ، تمامیت واقع است . تمامیت اشیا در یک تمامیت وضع امور است .
در نتیجه : جهان حقیقت اشیا است، که بخشی از چیزی نیست .
جهان در وضعیت امور با هم ارتباط دارند و در آن تعیین می شوند .
در این جهان ، جهان به من به عنوان بخشی از خودش به من داده می شود و این دریافت یا با واسطه است یا بی واسطه ."
Lectures on metaphysic ,Immanuel Kant , translated and edited by Karl Ameriks , uinversity of Notre Dame and Steve Narter college
البته امکان هولسیتک بودن این رابطه را به کل رد نمی کنم چنان که در بالا دیدیم همچین چیزی در وضع امور و جهانی که کانت ارائه می دهد شباهت زیادی دارد که کانت در فصلی تحت عنوان کیهان شناسی این بحث را مطرح می کند.
جهان یک تمایت است و بخشی از چیزی نیست بخشی از خودش است . در اینجا رابطه اشیا مطرح می شود و تعیین شدن آنها در رابطه وضع واقع است . هر عضوی هر شی در رابطه و موقعیت که هست تعیین نمی شود بلکه وقتی به تمامیت می رسد یعنی باید مرکب باشد . هر جزئی با رابطه با سایر اجزا متعین می شود .
در نتیجه " هر بخشی یکل مستقل نیست اما می تواند مستقل بشود "(همان).در این وضع واقع ، کانت عداد رایاضی هم صدق و کذب شان تعیین می شود و ارش گذاری می شوند .
این نوع نگاه به نگاه هوسرل نزدیک تر است که 4 از دو بزرگ تر است که صدق و کذب اعداد در وضعیت امور یا اشیا هوسرل هم مشخص می شود .
حتی متوان گفت جهان کوچک و بزرگ ویتگنشتاین هم از کانت و حتی از کتاب اخلاق اسپینوزا متاثر است .
ما این جهان صغیر و کبیر را در اندیشه های کوزایی هم می توانیم اشاره کنیم . اما اندیشه این فیلسوف را فعلا بررسی نمی کنیم .
پ.ن. ویتگنشتاین در کتاب رساله منطقی فلسفی می گوید :
1.جهان عبارت است از همه آنچه واقع است.
1.1جهان تمامیت امور واقع است ،نه تمامیت اشیا .
1.11.جهان از طریق امور واقع معین می شود ، و از طریق اینکه اینها همه ء امور واقع است.
1.12.چرا که تمامیت امور واقع است که تعیین می کند چه چیزی واقع است و نیز هر آن چیزی را که واقع نیست تعیین می کند.
1.13. امر واقع در فضای منطقی جهان را تشکیل می دهند .
1.2 جهان به امور واقع تجزیه می شود(لودویگ ویتگنشتاین، رساله منطقی _فلسفی ،1393).
می توان گفت امر واقع یکی از مهم ترین تفکیک های هستی شناسی رساله منطقی _فلسفی است. در این کتاب جهان اساسا خصلت کل گرایانه دارد ، نه اتمیستی ( همان ). من با تعبیر آقای دباغ مخالفم (راسل در کتاب "اتمیسم منطقی"، تفسیری اتمیستی از ویتگنشتاین تبیین می کند ویتگنشتاین ، تراکتوس را با این گفته آغاز می کند که و تمام آنچه که هست امور واقع است (Tatsachen )است .او اصطلاح جدیدی را تحت عنوان (Sachverhalt )امر واقع اتمی ترجمه می کنند (Anscombe ,Gertrude Elizabeth Margaret ,An introduction to Wittgenstein tractatus, 2001 ).
لودویگ ویتگنشتاین در درسگفتارهای کمبریج خود وقتی می خواهد رساله منطقی فلسفی خودش را شرح دهد از واژه اتمیسم منطقی استفاده می کند .
بنابراین خوانش جناب سروش دباغ خوانشی غلط و نا اصیل نسبت به کتاب سترگ رساله منطقی فلسفی لودویگ ویتگنشتاین است .
وضعیت امور روابط اشیا را بررسی می کند از از نظر مکان های هندسی چه نوع وضعیتی را دارند .
مثلأ "قرار گرفتن سیب بر روی بشقاب "را در نظر بگیرید . می توان تصدیق کرد که تعیین این امر در جهان بیرون واقع می شود ." اشیا و وضعیت ها دو مقوله هستی شناسی بنیادین رساله هستند "(آندرس ودبرگ ،تاریخ فلسفه ی تحلیلی از بولتسانو تا ویتگنشتاین ، 1394).
درست است که این هویت هویتی مرکب و مولف از چند مولفه است ، اما مدلول این سخن بنا بر آموزه های رساله ، این نیست که با خرد کردن این هویت مرکب و سراغ گرفتن از ""سیب "" و ""بشقاب"" به کوچک ترین واحد های انتولوژیک هویت مرکب می رسیم(رساله منطقی _فلسفی /لودویگ ویتگنشتاین / ترجمه و شرح :سروش دباغ /انتشارات هرمس ).
هم سیب و هم پرتقال هر دو امور واقع هستند و یک وضعیتی را تشکیل می دهند و رابطه آنها بررسی می شود که هر کدام از آنها به مولفه ها و بخش هایی تقسیم پذیر هستند یعنی سیب را می توان به رنگ ، حجم ، ارتفاع و سایر چیز ها تجزیه کرد که سیب نسبت به بشقاب از هویت مختلفی نشکیل شده است و همین امر بر بشقاب نیز صادق است ، زیرا هر دو آنها به امور واقع دیگری تجزیه می شوند . | 522 |
| 13 | 🜂 دانش، پارانویا و گسست؛ چرا دانستن زخمی است؟
(صورتبندی در پرتو دستگاه «شکافنگاری»)
✍️ سعید جلوخانی
مواجهه با متون لاکانی، اغلب نه یک «فهم» آرام، بلکه تجربهای از نابهندامی و لغزش است؛ متنی که تکهتکه میشود و از سیستمسازی میگریزد. جان میلز بهدرستی این نوشتار را «روانپریشانه» میخواند؛ اما در دستگاه فکری ما، این وضعیت نه یک عارضه، بلکه تجلیِ ساختاری «شکافنگاری» (Cleavage Analytics) است: زبانی که از ساختارسازی صلب تن میزند، زیرا میل، ناخودآگاه و امر واقع اساساً تن به چارچوبهای سیستمساز نمیدهند.
۱. پارانویایِ «توهم جانشینی»
چرا دانش از آغاز آلوده به پارانویاست؟
زیرا در هستیشناسیِ «توهم جانشینی» (Substitutive Illusion)، سوژه در هراس از بیتکیهگاهی، دانش را نه به قصد کشف حقیقت، بلکه به عنوان سپری دفاعی در برابر «نابهجایی ساختاری» (Structural Dislocation) علم میکند. وقتی من از طریق «دیگری» و از سرچشمهای بیرون از خود میدانم، دانستن بلافاصله شکل تهدید به خود میگیرد: «دیگری از من چه میخواهد؟»
هر دانشی که درصدد انسداد شکاف» آرام، بلکه تجربهای از نابهندامی و لغزش است؛ متنی که تکهتکه میشود و از سیستمسازی میگریزد. جان میلز بهدرستی این نوشتار را «روانپریشانه» میخواند؛ اما در دستگاه فکری ما، این وضعیت نه یک عارضه، بلکه تجلیِ ساختاری «شکافنگاری» (Cleavage Analytics) است: زبانی که از ساختارسازی صلب تن میزند، زیرا میل، ناخودآگاه و امر واقع اساساً تن به چارچوبهای سیستمساز نمیدهند.
۱. پارانویایِ «توهم جانشینی»
چرا دانش از آغاز آلوده به پارانویاست؟
زیرا در هستیشناسیِ «توهم جانشینی» (Substitutive Illusion)، سوژه در هراس از بیتکیهگاهی، دانش را نه به قصد کشف حقیقت، بلکه به عنوان سپری دفاعی در برابر «نابهجایی ساختاری» (Structural Dislocation) علم میکند. وقتی من از طریق «دیگری» و از سرچشمهای بیرون از خود میدانم، دانستن بلافاصله شکل تهدید به خود میگیرد: «دیگری از من چه میخواهد؟»
هر دانشی که درصدد انسداد شکافها و تثبیت قطعیت برآید، پارانوئید است.
۲. ساحتهای نابهندامی
• ساحت خیالی (بیگانگی پیشازبانی): من خود را در آینه یا نگاه دیگری بازمیشناسم؛ اما این ادراک، یک «بدشناسیِ بنیادین» است. من خود را جایی میبینم که در آن حاضر نیستم؛ این نخستین شکاف و بذر اضطراب است.
• ساحت نمادین (مصادره توسط زبان): سوژه زبان را به کار نمیگیرد، بلکه توسط نظم زبان مصادره میشود. میل منساز.
دستگاه شکافنگاری دعوت به انباشتِ توهمات جزمی نمیکند؛ روانکاوی و فلسفهی انتقادی، وعدهی حقیقت مطلق نیستند، بلکه شجاعتِ زیستن در ندانستن و تابآوردنِ جهان بدون لنگرگاه استعلاییاند.
رهایی راستین در ساختن اربابانِ تازه نیست؛ رهایی در «شجاعت دستنزدن به تخت خالی» است.
📚 منابع و ارجاعات (References)
• Mills, J. (2002). Psychoanalysis at the Limit: Epistemology, Mind, and the Question of Science. SUNY Press.
• Mills, J. (2014). Underworlds: Philosophies of the Unconscious from Psychoanalysis to Metaphysics. Routledge.
• Lacan, J. (1966). Écrits. Paris: Seuil.
• Lacan, J. (1988). The Seminar, Book I: Freud’s Papers on Technique. Cambridge University Press.
✍🏻 سعید جلوخانی
🔗 @wilfred_bion
#سعید_جلوخانی #شکاف_نگاری #توهم_جانشینی #هستی_شناسی_نابهندام #روانکاوی_انتقادی #ژاک_لاکان #جان_میلز #پدیدارشناسی | 448 |
| 14 | 🙌 لیست منتخب برترین های تلگرام 〰
⏱ برای مدت محدود در دسترس شماست
👍 این پست بهزودی حذف خواهد شد، فرصت رو از دست ندید!📥 | 129 |
| 15 | 💎 منتخبی از کانالهای نایاب در موضوعات:
🎬 سینما 🥢 🧔♂️ فلسفه
🎵 موسیقی🥢 📖 ادبیات
👩🎨 نقاشی 🥢 👩🎓 علمی
🌎 سیاست 🥢 ⌨️ تکنولوژی
یکبارهم که شده نگاهی بیاندازید و بپیوندید؛ این پست تبلیغاتی نیست...🚨پیوستن به مجموعه | 148 |
| 16 | خدا مرده است؛ اما چه کسی جای او نشسته؟
«خدا مرده است.»
✍️ سعید جلوخانی
جملهای که با نیچه به یکی از مشهورترین گزارههای تاریخ فلسفه تبدیل شد.
اما اگر خدا مرده باشد، چه چیزی جای او را میگیرد؟
انسان؟
نیچه به این سادگی رضایت نمیدهد. اگر انسان فقط جای خدا بنشیند، ساختار قدیمی هنوز پابرجاست؛ فقط نامِ ارباب عوض شده است.
فروید از مسیر دیگری به مسئله نزدیک میشود.
در روانکاوی، «پدر» صرفاً یک شخص نیست؛ پدر با قانون، ممنوعیت، اقتدار، میل و فقدان گره خورده است.
و درست همینجا یک پرسش جذاب شکل میگیرد:
آیا میان «مرگ خدا» نزد نیچه و «مرگ پدر» در روانکاوی فرویدی نسبتی وجود دارد؟
نه به این معنا که این دو یکی هستند؛ بلکه از این جهت که هر دو ما را با مسئلهی فقدان یک مرجعِ تضمینکننده مواجه میکنند.
نیچه میپرسد:
پس از مرگ خدا، چه کسی ارزشها را خواهد آفرید؟
فروید میپرسد:
پس از کشف ناخودآگاه، چه کسی واقعاً صاحب میل و گفتار خویش است؟
و لکان یک قدم جلوتر میرود:
سوژه در زنجیرهی دالها کجاست؟
شاید «مرگ خدا» پایان یک مسئله نباشد؛ بلکه آغاز مسئلهای بزرگتر باشد:
وقتی دیگر هیچ مرجع متعالیای قرار نیست معنای زندگی ما را تضمین کند، با آزادی خود چه میکنیم؟
و شاید کشف ناخودآگاه نیز همین ضربه را از درون وارد کند:
ما حتی در خانهی خودمان نیز کاملاً صاحبخانه نیستیم.
✍🏻 سعید جلوخانی
اگر این پیوند میان نیچه، فروید و لکان برایتان جالب است، این پست را ذخیره کنید و برای کسی بفرستید که به فلسفه و روانکاوی علاقه دارد.
شما چه فکر میکنید؟
آیا «مرگ خدا» نزد نیچه را میتوان با «مرگ پدر» در روانکاوی مقایسه کرد، یا این دو اساساً دو مسئلهی متفاوتاند؟
👇🏻 نظرتان را در کامنتها بنویسید.
#نیچه #فروید #لکان #روانکاوی #فلسفه
https://t.me/wilfred_bion | 443 |
| 17 | .
خودشناسی فلسفی
✍️ سعید جلوخانی
از سقراط تا ویتگنشتاین شعار خودشناسی است .
سقراط جانش را فدای خودشناسی کرد اینکه بفهمی ایراد داری خوشایند نیست ، اینکه بفهمی جاهل هستی خوشایند نیست.
پرسشی مطرح است که می توان جاهل و متعصب نبود ؟
خب هر کاری کنیم به قول هابرماس ما متعصب هستیم اما می توانیم تعصب را به حداقل برسانیم .
خب قبول اینکه ما متعصب هستیم دشوار است.هرکسی قبول نمی کند که متعصب است.
بنابراین خودشناسی فلسفی شجاعت می خواهد .
فلسفه بیماری های فرهنگی ، تمدنی را درمان می کند .
کار فلسفه درمان زبانی است به قول ویتگنشتاین.
به قول ویتگنشتاین انقلابی کسی است که خودش را منقلب کند .
یا به قول ادموند هوسرل ؛
«شعار دلفی (خودت را بشناس) اکنون معنایی نوین به خود گرفته است. علم تحصلی علمی است گم شده در جهان, نخست باید جهان را از طریق اپوخه گم کرد تا سپس آنرا در خود آگاهی یافتنی کلی از نو به دست آورد. آگوستین قدیس میگوید: از خود برون مشو, به درون خودت بازگرد. در درون انسان است که حقیقت مسکن دارد.
ادموند هوسرل / کتاب تاملات دکارتی /بند 232 /ترجمه دکتر رشیدیان»
بنابراین یکی از ارکان مهم فلسفه ایگولوژی یا خودشناسی است .
حالا روانشناسی ادعا خودشناسی دارد مدیون فلسفه است بنابراین این روانشناسی وارد حیطه خودشناسی شده 😉😉😉
ما که داریم کار فلسفی خودمان را می کنیم .
🆔@phenomenology_existentialism | 457 |
| 18 | «مرگ، مرزی است که زندگی را به «پروژه» بدل میکند، نه یک «اتفاقِ صرف».»
بسیاری از ما، در میانهٔ اضطرابهای وجودی، به جای مواجهه با اصالتِ خویش، به «سراسرگی» پناه میبریم. مدرسه زندگی و رواندرمانی اگزیستانسیال، نه برای تسکینِ مقطعی، که برایِ تجهیزِ مراجع و درمانگر به «هنرِ گفتگو با نیستی» طراحی شده است.
در این دوره، از انکارِ مرگ عبور میکنیم و به کیمیاگریِ معنا میرسیم. از فرانکل و یالوم میآموزیم که چگونه اضطراب، میتواند دروازهای به سوی خلاقیت و زیستنِ اصیل باشد.
---
### 📚 سرفصلهای دوره (۸ جلسه تخصصی):
🔹 جلسه ۱: مرگآگاهی و مواجهه با مرگ به سبک اتو رانک و اروین یالوم؛ بازخوانی کاراکتر اسکروچ: چرا هدیه زندگی را نمیپذیریم؟
🔹 جلسه ۲: مرگ و معنادرمانی ویکتور فرانکل؛ چرا خودکشی نمیکنیم؟
🔹 جلسه ۳: مبارزه با پوچی؛ مشاوره فلسفی چگونه با بیمعنایی نبرد میکند؟
🔹 جلسه ۴: مهارتهای بالینی؛ چگونه با دغدغههای وجودی (مانند مرگ) با مراجع گفتگو کنیم؟
🔹 جلسه ۵: دیالوگ اگزیستانسیال و کشف معنا؛ مواجهه با اضطرابهای وجودی (آزادی، تنهایی و بیمعنایی).
🔹 جلسه ۶: تبدیل اضطراب به خلاقیت؛ صورتبندی مواجهه با اضطراب نیستی/مرگ و اضطراب گناه وجودی.
🔹 جلسه ۷:کارگاه مشاوره فلسفی (۱): تکنیکهای عملی در مواجهه با چالشهای زیسته مراجعین.
🔹 جلسه ۸:کارگاه مشاوره فلسفی (۲): تحلیل موارد بالینی و مهارتهای تسهیلگری در گفتگوی وجودی.
---
🎯 این دوره برای چه کسانی است؟
روانشناسان، مشاوران و تمام کسانی که از سطحینگریِ درمانی گریزانند و به دنبالِ عمقِ وجودی هستند.
📢 جهتِ آگاهی از جزئیات و ثبتنام، به آیدیهای زیر در تلگرام پیام دهید:
👇👇👇
🆔 @Saeed_jelokhani2
🆔 @phenomenology_existentialism
*(⚠️ ظرفیت پذیرش محدود به کسانی است که دغدغهی عمق دارند.)* | 553 |
| 19 | 🏛️ جشنواره ۵۰٪ تخفیف تابستانی (فقط ۵ روز)
«فهم اصیل، کنشی برای مواجهه با واقعیت دازاین و ناخودآگاه است.»
🎁 پکیجها:
• روانکاوی حرفهای: ۱،۱۵۰،۰۰۰ تومان (۲،۳۰۰،۰۰۰)
• خودشناسی عمیق: ۸۶۱،۰۰۰ تومان (۱،۷۲۲،۰۰۰)
🔥 دورههای تخصصی:
• رواندرمانی اگزیستانسیال: ۱،۰۸۶،۰۰۰ تومان (۲،۱۷۲،۰۰۰)
• روانکاوی لکان: ۶۴۹،۰۰۰ تومان (۱،۲۹۸،۰۰۰)
• تاریخ روانکاوی: ۵۴۴،۰۰۰ تومان (۱،۰۸۸،۰۰۰)
• یونگ و اگزیستانسیالیسم: ۴۳۴،۰۰۰ تومان (۸۶۸،۰۰۰)
📚 دورههای فلسفی:
• خودشناسی فلسفی: ۳۷۵،۰۰۰ تومان (۷۵۰،۰۰۰)
• اگزیستانسیالیسم و هایدگر: ۲۱۶،۰۰۰ تومان (۴۳۲،۰۰۰)
• نقد عقل محض کانت: ۱۱۱،۰۰۰ تومان (۲۲۲،۰۰۰)
📩 ثبتنام:
@Saeed_jelokhani2 | 414 |
| 20 | https://t.me/wilfred_bion
کانال تلگرامی روانکاوی معاصر من | 551 |
