بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
Open in Telegram
موقوفات دکتر محمود افشار به منظور تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملی توسط دکتر محمود افشار در سال ۱۳۳۷ بنیاد گرفته است تهران - خيابان ولیعصر - سهراه زعفرانيه - خيابان شهيد عارفنسب - کوی دبیرسیاقی - شماره ۶ 📞 021-2271-6834 🌐 www.MahmoudAfshar.ir
Show more5 494
Subscribers
No data24 hours
+227 days
+6030 days
Posts Archive
بیستم تیرماه سالروز درگذشت عنایتالله رضا
آنچه از سوی غزان بر مردم آذربایجان تحمیل شد تنها زبان بود که خود آمیزهای از زبان اغوزها با ترکی باستان به شمار میرفت. دگرگونی قومی را تنها با معیار زبان نمیتوان اندازه گرفت. زبان یکی از شروط است، ولی تنها شرط نیست. شرایط متعدّد دیگری نیز وجود دارند که روابط اقتصادی، شیوۀ زندگی و دیگر مظاهر تمدّن و فرهنگ از زمرۀ آنها هستند. این عوامل در آذربایجان و دیگر نواحی ایران همچنان پایدار ماندند و سرانجام با گذشت زمان ایلهای غز و قبچاق را در هر گوشه و کناری به انزوا کشانیدند و فاتحان مجبور شدند هریک در جایی خرگاههای خود را برپا دارند و از زندگی شهری کناره گیرند. وجود ایلها در نواحی مختلف آذربایجان به صورت منطقهای خود نمونۀ روشنی در تأیید این سخن است.
در ضمن باید افزود که مهاجمان با اینکه زبان خود را به مردم مغلوب تحمیل کردند معهذا نتوانستند موجبات یگانگی آنان را فراهم آورند. گرچه زبان ترکی بر آسیای صغیر، آذربایجان و قفقاز مسلط شد بااینهمه زبان به تنهایی نتوانست موجبات چنین وحدتی را فراهم آورد؛ زیرا تمدّن و فرهنگ مردم آسیای صغیر، آذربایجان و قفقاز همگون و همسان نبود.
چه از سوی دولت ترکیه و چه از سوی دولت قفقاز کسانی بودهاند که در گذشته مشابهتهای زبانی را بهانه قرار دادند و کوشیدند تا زمینهای برای اتّحاد ترکیزبانان این ناحیه فراهم آورند؛ گاه به جنگهایی نیز دست زدند و از کوششهای تبلیغی و تهییجی دریغ نورزیدند. بااینهمه تفاوتهای مدنی و فرهنگی خود به سدی طبیعی در برابر این تلاشها بدل گردید.
[آذربایجان و ارّان (آلبانیای قفقاز)، دکتر عنایتالله رضا، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۹، ص ۱۵۵-۱۵۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیستم تیرماه زادروز هانس دُبْرَن، ایرانشناس هلندی و منتخب چهاردهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
یکی دیگر از کتابهای استاد دوبروین Persian Sufi Poetry است که به فارسی برگردانده شده است. در این کتاب به شعر عرفانی فارسی و چهار موضوع «لطایف عرفانی»، «موعظه و زهدیات»، «شعر عاشقانه»، «قصهها و روایات منظوم» از اوایل قرن چهارم تا اواخر قرن نهم پرداخته شده. هریک از این چهار مقوله که به ترتیب در قالبهای رباعی، قصیده، غزل و مثنوی سروده شدهاند، در فصلی جداگانه مورد بررسی قرار گرفتهاند. تحلیلهای موجز و پرمحتوای استاد دوبروین برای فارسیزبانان آشنا به شعر عرفانی تازگیهای فراوان دارد. نگارنده جای دیگری به این کتاب پرداخته است و اینجا تنها به گفتار موجز مترجم فارسی کتاب بسنده میکنم:
«... تحلیلهای دوبروین از پارهای عناصر عمیقترِ اندیشهها و استعارات صوفیانه دارای تازگیهایی است که مسلماً متخصّصان رشتۀ تصوف را به کار میآید. توجه مؤلف به بعضی نکات ظریف که شاید از دید بسیاری فارسیزبانان غیرمتخصص به دور مانده باشد، روش علمی و نظاممندانۀ وی، رعایت ایجاز و تعادل در عرضهداشت مطالب و زبان روشن و خالی از تفننهای بلاغی و ابهامآفرینیهای غیرضرور بعضی نویسندگان از کتاب وی اثری خواندنی، جذّاب و آموزنده ساخته است».
علیاصغر سید غراب
[دفترچۀ چهاردهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار، اهداشده به هانس دوبروین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۸۵، ص ۱۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
هجدهم تیرماه سالروز درگذشت مهدی آذر یزدی
نامهای از مهدی آذر یزدی به ایرج افشار
جناب آقای افشار
آدرس آقای جمالزاده را از آقای کیانوش گرفتم و یک نسخه شعر قند و عسل را خدمتشان فرستادم و انتظار جوابی نداشتم. اما نامهای از ایشان در بیست و پنج صفحه به خط دستی خودشان بهوسیلۀ آقای خدیو جم رسید که رونوشت آن را برای اطلاع جنابعالی تقدیم میکنم. (رونوشت کلمه به کلمه مطابق اصل است و اصل نیز برای ارائه حاضر است).
فکر کردم از دو جهت: یکی برای اینکه اظهار نظر جمالزاده دربارۀ نمونهای از آثار معاصر شعر فارسی است و یکی برای اینکه معرفی شعر قند و عسل بیشک برای جوانان سودمند است. بد نیست اگر صلاح بدانید و با کسب اجازه از خود آن سیّد بزرگوار قسمتهای لازمی از این نامه را در راهنمای کتاب یا در یغما با توصیۀ خودتان به طبع برسانید. توضیح آنکه شعر قند و عسل را پیش از کتاب کردن برای یغما فرستاده بودم، ولی چاپ نکرد. با اینکه شعرهای بدتری را همیشه چاپ میکند و دیگر خودم خجالت میکشم با آقای یغمایی حرفش را بزنم؛ زیرا من این مرد خوب را دوست میدارم و نمیخواهم به هیچ قیمتی ناراحت شود.
ظاهراً بهتر است که قسمتهایی از نامۀ ایشان حذف شود؛ زیرا شاید اگر نامۀ خصوصی نبود خودشان چیزهایی از آن را حذف میکردند (مثلاً آنچه دربارۀ تبریکها نوشتهاند ...) و مخصوصاً آن را پاکنویس کردم که بشود روی قسمتهایی از آن خط کشید. نظر شما را نمیدانم. آنچه میدانم این است که این شعر قند و عسل در زبان فارسی به خوبی بهترین آثار ایرج است و شاید اگر مقایسه شود از بعضی از آثار لافونتن در اصل فرانسه شیرینتر و روانتر است و موضوع آن هم بسیار آموزنده است و حیف است که حالا دربارۀ آن هیچ حرفی نزنند و آن وقت چند سال دیگر که ما نیستیم بگویند شعر قند و عسل یک نمونۀ خوب از آثار قرن بیستم زبان فارسی بوده است.
خودم تصور میکنم که منظومۀ دومی که شعر جنگل مولا نام دارد از این هم بهتر شود، گرچه موضوعش کهنهتر است و به هر حال نام آنها باقی میماند. پس مرا هم از لطف خودتان دریغ نفرمایید.
دو نامۀ دیگر از دکتر حمیدی و خانم لیلی ایمن داشتم که بیش از توقع و تصور خودم از آن تمجید و تشویق نمودهاند و با این ترتیب البته در این زمینه باز هم کار خواهم کرد و بهار خواهم کرد که با یک گل بهار نمیشود و میدانم که اگر پسر وزیر و وکیل و از این قبیل بودم برای همین قند و عسل جنجال میشد، ولی حالا که هیچکس آذر یزدی را نمیشناسد و با او کاری ندارد حیف است اگر این پانصد نسخه هم نافروش بماند و مردم از فیض عظمای مطالعۀ این تحفۀ نطنز محروم و بیخبر بمانند، در حالی که استحقاق معرفی را هم دارد. به خدا که دارد. با تقدیم احترام و عرض سلام.
مهدی آذر یزدی
تهران، ۱۳۴۵
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۰۴-۱۳۸۹)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۲، ۱۵۰۲-۱۵۰۳]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
یک تفاوت بسیار بزرگ میان شاهنامه با همۀ حماسههای گفتاری و حتّی با بسیاری از حماسههایی که مأخذ مدوّن داشتهاند در این است که شاهنامه، گذشته از گزارشهای تاریخی بسیار که از زمان ساسانیان به دست میدهد، پر است از آگاهیهای فراوان و گوناگون دربارۀ آیینهای درباری، سپاهی، اجتماعی و خانوادگی که بدین کمّیت و کیفیت اصلاً در آثاری که مأخذ گفتاری دارند یا خود گفتاری هستند یافت نمیشود. چون آثاری که مخاطب آنها بیشتر شنوندگان و تودۀ مردماند، توجّهشان بیشتر به پوستۀ رویدادها و ماجراها و کارهای شگفت است. برای اثبات این نظر کافی است که کسی داستانهای شاهنامه را از این دیدگاه با حماسههای دیگر یا با طومار نقّاﻻن بسنجد و تفاوت حماسهای را که با امانتداری بر اساس یک متن مدوّن سروده شده است با حماسههای نوشتاری و گفتاری دیگر دریابد.
[از شاهنامه تا خداینامه: جستاری دربارۀ مآخذ مستقیم و غیرمستقیم شاهنامه، تألیف دکتر جلال خالقی مطلق، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۳، ص ۳۹-۴۰]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
اوّل فکر نان
پنج سال و چند ماه قبل تازه به ایران مراجعت کرده بودم. با دو نفر از آقایانی که به دیدن آمده بودند اختلاط میکردیم. آقایان شرحی از اوضاع سیاسی مملکت گفتند. از فشار مأمورین دولت و بهخصوص ظلم عدلیه شکایتهای حسابی داشتند. صحبت از غریبی مساوات و بیکسی مشروطیت هم به میان آمد. خائنین و اشراف هم در این میانه سهمی از فحش و لعنت و ناسزا بردند و بالأخره از من پرسیدند: حالا چه باید کرد؟ به نظر شما چه میرسد؟
جوابی که دادم این بود: چه باید کرد؟ فکر نان. اساس خرابی کارهای ما بیچیزی است. ملّت فقیر به حکم طبیعت محکوم به تمام این نکبتهاست. شما خیال کردهاید اصول حکومت ملّی را با چند بند و اصل و مادّه به حلق مردم مفلوک فرو میشود کرد؟ این بود که تمام سعی و توجّهتان دنبال حرف آزادی و مساوات رفت و در ضمن خواستید این بساط مشروطیت کار فرنگ را به دست همّت رجال دربار قدیم از قمش تپه تا دشتی و دشتستان پهن بکنید؟
امروز گویا جای تردید دیگر نباشد. دیدید که غلط رفتید و نتیجه حاصل نشد! پس خوب است ما هم مثل بچۀ آدم از راه کار داخل بشویم: به اعتقاد علمای از ما بهتران طرز تولید ثروت اساس اخلاق و ادبیات و سیاست ملل دنیاست. حکومت امروزی ما، زندگانی ایلات، قدرت ایلخانها و خوانین محلّی، نبودن آزادی همه تراوشات طبیعی سبک و شیوهای است که ما در تولید ثروت و به عمل آوردن محصول داریم. اگر واقعاً میل دارید اوضاع عمومی اصلاح بشود زندگانی اقتصادی را تازه و نو کنید. کار نداشته باشید من شبی چند مرتبه از عشق آزادی ضعف میکنم. نگاه کنید برای اصلاح زندگانی مادی شما چه نقشه و فکر عملی دارم. خلاصه دنبال نان بروید آزادی خودش عقب شما میآید.
علیاکبر داور
[آینده (سال دوم) دی ۱۳۰۵- اسفند ۱۳۰۶، مؤسس و مدیر مسئول دکتر محمود افشار، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ، ص ۸-۹۱۴۰۱ (دیماه ۱۳۰۵، شمارۀ ۱)]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
۲۳ دیماه ۱۳۴۲
تصدّقت شوم ... دورۀ اقامت من در هاروارد آخر ژانويه به سر میرسد و پس از آن گردش و به اصطلاح امروزیها بازدید از چند دانشگاه و کتابخانه در شهرهای دیگر شروع خواهد شد و تصوّر و امیدم این است که آخر فوریه به طرف اروپا حرکت کنم. کتابهای فارسی هاروارد و نسخ خطّی آنها و نسخ خطّی ممتاز مجموعۀ خصوصی پرفسور هوفر و کتابهای حقوقی دانشکدۀ حقوق همه فهرست شد. در حدود دو هزار کتاب فارسی دارند و دو هزار کتاب هم فهرست داده شد که تهیّه کنند. کتابهائی که دارند بیشتر کتابهای جدید است و کتابهائی که فهرست تهیّه شد از چاپهای قدیم ایران و هند است. شاید اگر حمل بر خودپسندی بنده نفرمائید، بتوانم عرض کنم که این فهرست فعلاً در امریکا یگانه است و غلط و سهو در آن زیاد نیست. اگرچه امریکائیها در آن سلیقههای خاص و ناگزیر شیوههای کتابداری خود را اعمال کردهاند، بگذریم.
درخصوص اسکندرنامه یعنی مقدّمۀ آن در اینجا فرصتی به دست آمد که روایات عبری و عربی مغربی و سریانی و فرانسوی قدیم کتاب اسکندرنامهای را که تحت عنوان ...Pseudo-Alex شهرت یافته و ظاهراً منشأ همۀ اسکندرنامهها و قصص مربوط به اسکندر شده است و چند ده کتاب در تحقیق مربوط به این قصّه و اثر را ببینم و بعضی یادداشتها تهیّه کنم؛ به نحوی که قطعاً مقدّمه را بیش از آنچه فکر میکردم طولانی خواهد کرد. نقل مختصری از تاریخچۀ نقل قصّه از مصر قدیم (که نویسندۀ اصلی از مردم آنجا بوده) به ملل اروپائی و شرقی برای فارسیزبانان لازم است. نمیدانم آیا در میان کتب شما هیچیک از کتبی که Budge درخصوص اسکندرنامههای سریانی و حبشی و زندگی افسانهای اسکندر و روایات لاتین آن نشر کرده است پیدا میشود یا خیر؟ نیز آیا متن و ترجمۀ اسپانیولی متن عربی مغربی آن را که گارسیا گومز انتشار داده است میتوان یافت یا خیر؟ این آثار در کتابخانۀ وایدنر و امثال این نوع کتابخانهها هست، امّا گمان ندارم که در هیچیک از کتابخانههای دانشکدههای ایران یا مجلس و ملّی بتوان دید! و تا وضع کتابخانههای ایران اینطور است طبعاً کارهای ما هم ناقص و ابتر و سرسری است و بیدلیل نیست که هر فرنگی صد تا خرده بر آنها میگیرد و در نوشتن انتقاد بر آنها مآخذی را نشان میدهد که ما ندیدهایم.
اینجا فهرست کتابخانهها محقّق و جستجوکننده را به دنبال خود میکشد و مثل دانههای جو یا پر کاه که خضر در راه آب حیات ریخته بود او را هدایت میکند.
کاغذ پر شد و درددل مخلص تمام ناشد. بنده و خانم خدمت خانم عرض ادب میکنیم.
ایرج
[نامههای مجتبی مینوی و ایرج افشار، به کوشش محمّد افشینوفایی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۲، ص ۱۳۹-۱۴۱]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
هفت کشور و بیدادِ زندانبان
این روزها در حال خواندن هفت کشور هستم؛ اثری که فخری هروی در روزگار پادشاهی شاه اسماعیل اوّل صفوی (قرن دهم هجری) به رشتهٔ تحریر درآورده است. کتاب حاوی مضامینی حکمی و اخلاقی است که بر گُردهٔ داستان سوار شده است. جوانی به نام «ابن تراب» به همراهی مردی خردمند به هفت کشور سفر میکند. در هر منزل، با پادشاه آن دیار مینشیند و همسخن میشود. هفت کشور به رسم و عادت بعضی داستانهای تعلیمی در ادب فارسی، به روش حکایتدرحکایت نوشته شده است. در تار و پود و درز و لای این داستان تمثیلی، بهرههای بسیار از متون دینی، قصص تفسیری و سرگذشت پیامبران گرفته شده است. نویسنده در این اثر، از شاهنامهٔ فردوسی و اسکندرنامه گرفته تا بوستان سعدی، جوامع الحکایات، تاریخ طبری، اخوان الصفا، قصص الانبیاء و... شعر و نکته نقل کرده است. کتاب نثری ساده دارد و با روایتی جذاب، خواننده را به دورجای جهان میبرد.
این اثر به کوشش استاد ایرج افشار و جناب آقای مهران افشاری، و به همّت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده است. هفت کشور پیش از این به سال ۱۳۸۶ توسط نشر چشمه منتشر شده بود. چاپ تازه کاملتر و جامعتر است؛ چرا که هر دو نسخهای که در چاپ پیشین استفاده شده بودند در آغاز و انجام دچار افتادگی بودند. در چاپ جدید، هم نویسنده شناسایی شده است و هم نسخهای مضبوط و کامل، اساس کار قرار گرفته است.
کتاب، هم قصّههای عبرتآموز و خواندنی دارد، هم اشعار خوب. در بخشی از داستان، مردی به نام «طالب» در سفر خود به جایی رسید که آنجا را از غایت فتنه و آشوب تنگنای حیرت میگفتند. طالب در آن وادی به دست راهزنی به نام «خذلان» اسیر میشود؛ اموالش به سرقت میرود و به دست زندانبانی دنی به نام «وسوسه» سپرده میشود. زندانبان با زندانیاش ــ که چون گنجشکی زخمی در مشتش اسیر است ــ هر دم به حالتی رفتار میکند و او را به بازی میگیرد؛ گاه وعدهٔ نجات میدهد و گاه قصد جانش میکند؛ گاه شفیق و برادر است و گاه دژخیم و دشمنخو!
غمش گاهی برادروار میخورد
گهی سوی هلاکش دست میبرد
گهی میساختش از وعدهای شاد
گهی اخبار نومیدیش میداد
از حالات زندانی و زندانبان که بهغایت آشنا بود، به حیرت افتادم؛ چرا که دریافتم هیچیک از انواع پلیدی و دنائت در این کهنهخاکدان، نوپدید نیست.
مشخصات کتاب:
هفت کشور، فخری هروی، به کوشش ایرج افشار و مهران افشاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۸۰.
به نقل از کانال تلگرامی بیاض | عاطفه طیّه
https://t.me/atefeh_tayyeh/2646
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
هفت کشور و بیدادِ زندانبان
این روزها در حال خواندن هفت کشور هستم؛ اثری که فخری هروی در روزگار پادشاهی شاه اسماعیل اوّل صفوی (قرن دهم هجری) به رشتهٔ تحریر درآورده است. کتاب حاوی مضامینی حکمی و اخلاقی است که بر گُردهٔ داستان سوار شده است. جوانی به نام «ابن تراب» به همراهی مردی خردمند به هفت کشور سفر میکند. در هر منزل، با پادشاه آن دیار مینشیند و همسخن میشود. هفت کشور به رسم و عادت بعضی داستانهای تعلیمی در ادب فارسی، به روش حکایتدرحکایت نوشته شده است. در تار و پود و درز و لای این داستان تمثیلی، بهرههای بسیار از متون دینی، قصص تفسیری و سرگذشت پیامبران گرفته شده است. نویسنده در این اثر، از شاهنامهٔ فردوسی و اسکندرنامه گرفته تا بوستان سعدی، جوامع الحکایات، تاریخ طبری، اخوان الصفا، قصص الانبیاء و... شعر و نکته نقل کرده است. کتاب نثری ساده دارد و با روایتی جذاب، خواننده را به دورجای جهان میبرد.
این اثر به کوشش استاد ایرج افشار و جناب آقای مهران افشاری، و به همّت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر شده است. هفت کشور پیش از این به سال ۱۳۸۶ توسط نشر چشمه منتشر شده بود. چاپ تازه کاملتر و جامعتر است؛ چرا که هر دو نسخهای که در چاپ پیشین استفاده شده بودند در آغاز و انجام دچار افتادگی بودند. در چاپ جدید، هم نویسنده شناسایی شده است و هم نسخهای مضبوط و کامل، اساس کار قرار گرفته است.
کتاب، هم قصّههای عبرتآموز و خواندنی دارد، هم اشعار خوب. در بخشی از داستان، مردی به نام «طالب» در سفر خود به جایی رسید که آنجا را از غایت فتنه و آشوب تنگنای حیرت میگفتند. طالب در آن وادی به دست راهزنی به نام «خذلان» اسیر میشود؛ اموالش به سرقت میرود و به دست زندانبانی دنی به نام «وسوسه» سپرده میشود. زندانبان با زندانیاش ــ که چون گنجشکی زخمی در مشتش اسیر است ــ هر دم به حالتی رفتار میکند و او را به بازی میگیرد؛ گاه وعدهٔ نجات میدهد و گاه قصد جانش میکند؛ گاه شفیق و برادر است و گاه دژخیم و دشمنخو!
غمش گاهی برادروار میخورد
گهی سوی هلاکش دست میبرد
گهی میساختش از وعدهای شاد
گهی اخبار نومیدیش میداد
از حالات زندانی و زندانبان که بهغایت آشنا بود، به حیرت افتادم؛ چرا که دریافتم هیچیک از انواع پلیدی و دنائت در این کهنهخاکدان، نوپدید نیست.
مشخصات کتاب:
هفت کشور، فخری هروی، به کوشش ایرج افشار و مهران افشاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ص ۸۰.
به نقل از کانال تلگرامی بیاض | عاطفه طیّه
https://t.me/atefeh_tayyeh/2646
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
از نامه به مهدیقلی هدایت (مخبرالسلطنه)
امّا درخصوص کردستان مستقل به عقیدۀ بنده این خطر را برای ما باید مسلّم داشت و به حرف انگلیسها که «به شیخ محمود (۱) گفتیم کردستان مستقل قبول نمیکنیم» نباید مطمئن بود. بنده اینجا هم با انگلیسها صحبت کردهام و چیز فهمیدهام.
اوّلاً با اهمّیتی که ناحیۀ نفتخیز کردستان پیدا کرده من باور نمیکنم انگلیسهای مآلاندیش آرام بنشینند و بگذارند دولت ترکیه خود را جمعآوری کند و چند سال دیگر سروقت موصل برود و برای جلوگیری از این خطر یقیناً کردها را بهعنوان استقلال با خود همدست خواهند کرد، فرضاً که انگلیسها هم در این باب اهتمامی نکنند چون این حرف به دهنها افتاده و کردها هم مردمان بااستعدادی هستند خودشان بالطبیعه دنبال آن میروند؛ خاصّه اینکه به غیرتشان نخواهد گنجید که زیردست عرب باشند. پس ما باید درهرحال به فکر کردستان خودمان باشیم و اگر حقیقةً ممکن شد ترکها را با خودمان همدست کنیم؛ امّا نه برای مضمحل و منقرض کردن اکراد؛ چه این خیالی خام است بلکه به مهربانی و ذیعلاقه ساختن آنها به دولت ایران و تربیت کردن آنها به تربیت ایرانی، و این کار برای ما سهلتر است تا برای ترکیه؛ زیرا که کردها از حیث زبان و نژاد ایرانی هستند و الآن کسانی که میخواهند غیرت ملّی در آنها ایجاد کنند به شاهنامه و داستان جمشید و فریدون متوسّل میشوند، اگر مأمورین دولت ایران قدری عاقل باشند و طمع را هم کم کنند و دست تعدّی و اجحاف را از سر اکراد کوتاه نمایند و فیالجمله حسنِتدبیری به خرج دهند اقلّ مطالب این است که بین کرد و فارس خصومت و کینه نخواهد بود و روزی که خیال کردستان مستقل قوّت بگیرد کردهای ایران برای ما اسباب زحمت نخواهند شد و شاید که جنبۀ ایرانی آنها غلبه کند و هیچ آسیبی به ما نرسد، بلکه منتفع هم بشویم؛ امّا اگر رویۀ مأمورین ایرانی مثل سابق باشد و بهعلاوه لاقیدی ما کردها را به حال خود بگذارد به عقیدۀ بنده مخاطره نزدیک است.
آنقره، دوم آذرماه ۱۳۰۶
[نامههای محمدعلی فروغی، به کوشش محمد افشینوفایی و مهدی فیروزیان، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ص ۲۰۰-۲۰۱]
۱. محمود برزنجی (۱۸۸۱-۱۹۵۶)، رهبر مبارزات استقلالطلبانۀ کردها.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
سیزدهم تیرماه زادروز محمدعلی فروغی
تقلید و ابتکار
مکرر شنیدهام از راه شماتت یا از روی دلسوزی گفتهاند ایرانی پر مقلّد است و زود و بیجهت اقتباس میکند. به عقیدۀ من این حکم از احکامی است که قاضی به عجله صادر کرده و در پرونده دقّت به عمل نیاورده است. شک نیست که ایرانیان از اقوام دیگر اقتباس بسیار کردهاند و این عیب نیست بلکه اگر درست توجّه شود حسن است؛ چه اگر قومی بنای خود را بر این بگذارد که از هیچ قوم دیگر اقتباس و تقلید نکند فرهنگ و تمدّنش متوقّف و راکد میماند؛ زیرا طبع هر قدر هم سرشار باشد به سرعت کار نمیکند.
پس تقلید و اقتباس اگر در ایرانی باشد به طور مطلق عیب نیست. اکنون ببینیم آیا مقلّد صرف است یا ابتکار هم دارد؟
چون در احوال و اعمال ایرانیان باستانی بنگریم میبینیم البتّه اقتباس بسیار کردهاند، امّا مبتکر نیز هستند. مثلاً ساختمانهای هخامنشی در شوش و تخت جمشید یقیناً آثار اقتباس از ساختمانهای بابل و آشور دارد، امّا در زیبایی و ظرافت و بسیاری از کیفیّات برتر و بدیع است. رسم سلطنت و حکومت را ایرانیان اختراع نکردهاند امّا چگونگی حکومت پادشاهی ایران با سلاطین آشور و بابل و مصر و کشورهای دیگر چه مناسبت دارد؟
چون به دورۀ اسلامی میآییم میبینیم اوّلاً تمدن و فرهنگ اقوام در عالم اسلامی به شهادت همۀ بیگانگان بلکه به تصدیق خود عربها طفیل وجود ایرانیان است. خطّ فارسی راست است که از عرب گرفته شده، امّا خطّ نستعلیق و شکسته که در ایران رایج شده چون با کوفی و نسخ و خطوط دیگر عربی سنجیده شود آیا میتوان منکر شد که ابتکار و اختراع است؟
بیاییم بر سر زبان و ادبیّات از نظم و نثر که بیشتر طرف توجّه ماست. آیا توجّه شده است به اینکه از کشورهایی که در صدر اسلام یکسره به دست عرب افتاده و تقریباً کلّ سکنۀ آن مسلمان شدهاند تنها ایرانیانند که زبان ملّی خود را نگاه داشته و عرب نشدهاند؟
راست است که کلمات تازی در زبان ما بسیار وارد شده است ولیکن استخوانبندی و هویّت زبان فارسی محفوظ مانده و اکثر کلماتی هم که از عرب گرفتهاند در معانی آنها تصرّف کردهاند و در موارد خاص به کار بردهاند که هیچ مناسبتی با استعمال عرب ندارد. از این بهتر آنکه چون دولت ایران منقرض شد و خطّ قدیم ایرانی منسوخ گردید و کتابهای قدیم از میان رفت و بساط زبان و ادبیّات فارسی برچیده شد و ایرانیان به حکم آنکه محکوم دولت عرب بودند ناچار به زبان و ادبیّات عرب متوجّه شدند و بیش از دویست سال حال بر این منوال بود همین که فیالجمله نسیم آزادی وزید و بوی استقلال به مشام ایرانیان رسید و خواستار تجدید عهد با زبان و ادبیّات ملّی شدند چاره نداشتند جز اینکه از زبان و ادبیات عرب اقتباس کنند پس شیوۀ شاعری و وزن و بحر و قافیه و عروض و صنایع شعر و انواع آن را از عرب فرا گرفتند، امّا فوراً طبع و سلیقۀ اختصاصی خود را به کار بردند. بسا بحرهای شعر عربی را که با ذوقشان موافق نبود ترک کردند و بحرهای دیگر اختراع نمودند.
شیوۀ سخنرانی که مخصوص ایرانیان بود سهل است، انواعی از شعر و منظومههایی ابتکار کردند که هیچگاه میان عرب معمول نبوده. قصیدهسرایی را از عرب آموختند، امّا مثنوی و رباعی و دوبیتی و غزل نتیجۀ فکر ایرانی است. آیا در سراسر ادبیات عرب یک اثر مانند شاهنامۀ فردوسی یا گرشاسبنامۀ اسدی و حدیقة الحقیقۀ سنایی و خمسۀ نظامی و منطق الطیر عطّار و مثنوی مولوی و بوستان سعدی و گلشن راز شیخ شبستری میتوان یافت؟ مقصودم تحقیر شعر عرب نیست و البتّه آن هم مقام عالی دارد و غرض این است که انواع و اقسام شعر و مضامین و افکار و خیالات شاعرانۀ ایرانیان همه مخصوص خودشان است و از کسی تقلید نکردهاند.
[سیاستنامۀ ذکاءالملک: مقالهها، نامهها و سخنرانیهای سیاسی محمّدعلی فروغی، بهکوشش ایرج افشار، هرمز همایونپور، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ص ۲۴۶-۲۴۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
سیزدهم تیرماه سالروز درگذشت محمّد معین
مزایای فرهنگ فارسی معین
- تعداد لغات فرهنگ حاضر (۱) بیش از لغاتی است که در فرهنگهای فارسی قدیم و جدید آمده (صرف نظر از فرهنگ لغتنامۀ دهخدا که دائرةالمعارف است)؛ چه هرچند تعداد مواد فرهنگ ناظمالاطباء و فرهنگ آنندراج بیش از فرهنگ حاضر است، باید گفت که بسیاری از لغات عربی که در آنها آمده هرگز در فارسی (متون نظم و نثر و تداول فارسیزبانان) به کار نرفته و بنابراین اصلاً در قلمرو فارسی در نیامده و نباید در فرهنگهای فارسی آنها را وارد کرد.
- فرهنگهای متداول فارسی (قدیم و جدید) اصولاً به اعلام توجهی نکردهاند و فقط عدهای محدود از اعلام را در طی لغات گنجانیدهاند و فقط در فرهنگ معاصر تعدادی از اعلام را جداگانه آوردهاند که هرچند سعی مؤلفان آنها مشکور است کماً و کیفاً قابل مقایسه با اعلام کتاب حاضر نیستند.
- ترکیبهای خارجی مورد توجه فرهنگنویسان ما نبوده و فقط محدودی در بعضی فرهنگهای گذشته (آنندراج، ناظمالاطباء) و یکی از فرهنگهای معاصر آمده که قابل قیاس با تعداد ترکیبات مندرج در بخش دوم کتاب حاضر نیست.
- ضبط تلفظ لغات با حروف لاتینی مخصوص نخستین بار در کتاب حاضر به کار رفته، هرچند در فرهنگ ناظم الاطباء استاد محترم آقای سعید نفیسی حروف لاتینی را به کار بردهاند، ولی بهواسطۀ آماده نبودن حروف مخصوص ناگزیر شدهاند حروف معمولی چاپخانهها را به کار برند.
- ریشه و وجه اشتقاق لغات و اعلام در هیچیک از فرهنگهای فارسی (قدیم و جدید) داده نشده. فرهنگ حاضر نخستین فرهنگ مستقلی است که در این راه گام برداشته.
- نخستین بار است که در فرهنگی فارسی اشاره به غیرمستعمل بودن (= غم.) و کماستعمال بودن (کم.) لغات مندرج شده است.
- فرهنگهای متداول فارسی از چاپ نقشه بهعلت اشکالات فراوان صرفنظر کردهاند و فقط یک فرهنگ به چاپ تعدادی محدود اقدام نموده و آن هم از لحاظ کمیت و کیفیت قابل مقایسه با فرهنگ حاضر نیست.
- نمرهبندی مواد (لغات و اعلام) موجب سهولت مراجعه و کشف منظور خواهد شد. این کار تاکنون در هیچیک از فرهنگهای فارسی و بسیاری از فرهنگهای اروپایی انجام نشده.
- نمرهبندی معانی مختلف یک ماده نیز سبب سهولت پیدا کردن معنی مقصود و تمییز معانی متعدد خواهد شد. این طریقه در فرهنگهای فارسی سابقه ندارد و بسیاری از فرهنگهای اروپایی فاقد آناند.
دکتر محمّد معین
(۱) منظور از فرهنگ/ کتاب حاضر در این نوشتار فرهنگ فارسی معین است.
[ای زبان پارسی...، به کوشش دکتر میلاد عظیمی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، ، چاپ دوم ۱۴۰۲، ج ۳، ص ۱۲۱۷-۱۲۱۹]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
مادام که اسلام در دست عرب بود هیچ نوع جنبش عقلی که با دیانت مرتبط نباشد در او دیده نشد. همین که در حدود سال ۷۵۰ ایرانیان پیش آمدند و سلسلۀ عباسی را بر بنیامیّه غالب ساختند اوضاع به کلّی دیگرگون شد. مرکز اسلام به ناحیۀ دجله و فرات انتقال یافت و آن دیار هنوز پر از آثار یکی از درخشانترین تمدنهای مشرقزمین یعنی تمدن ایرانی ساسانی بود که در زمان خسرو انوشروان به اوج ترقی رسیده بود. در آن کشورها هنر و صنعت از چندین قرن رواج و رونق داشته و انوشروان اشتغال علمی را نیز بر آن افزوده بود. فلسفه که از قسطنطنیه رانده شد به ایران پناه برد و انوشروان امر به ترجمۀ کتابهای هندوستان داد. مسیحیان نسطوری که قسمت مهمّ جمعیت آن ناحیه را صورت میدادند در علم و فلسفۀ یونان زبردست بودند. پزشکی یکسره در دست آنان بود و خلیفههای عیسوی منطقی و ریاضی بودند.
طوفان اسلام مدت یکصد سال این ظهورات زیبای ایرانی را یکسره متوقّف ساخت، اما پیش آمدن عباسیان مانند تجدید رونق عهد اکاسره به نظر رسید. انقلابی که این سلسله را روی کار آورد به وسیلۀ لشکریان ایرانی صورت گرفت که رؤسای ایشان ایرانی بودند. مؤسس آن سلسله ابوالعباس و مخصوصاً منصور ایرانیان را پیرامون خود داشتند و چنان بود که گویی ساسانیان دوباره زنده شدهاند. مستشاران محرم و مربیان امیرزادگان و وزیران خلیفه برمکیاناند که خاندانی از ایرانیان قدیم بودند بسیار بامعرفت و آنها فرهنگ ملّی را نگاه داشته و به کیش پارسیان باقی مانده و تازه اسلام پذیرفته بودند.
ارنست رنان
[آئین سخنوری، محمّدعلی فروغی، به کوشش رامین فُرادی، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۴۸۵-۴۸۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
نهم تیرماه سالروز درگذشت منوچهر مرتضوی، عضو پیشین شورای تولیت بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار
از مجموع تحقیقاتی که تا کنون در مورد زبان آذربایجان (اعم از زبان دیرین یا زبان کنونی) به عمل آمده است نتایج زیر گرفته میشود:
۱. مردم آذربایجان در گذشته به زبانی که یکی از زبانهای ایرانی (یا لهجهای از لهجههای زبان ایرانی) بوده سخن میگفتهاند و ما این زبان را «زبان آذری» مینامیم.
۲. زبان آذری مثل زبان کنونی آذربایجان و بیش از آن، دارای لهجههای مختلف و متعدد بوده است.
۳. به شهادت جغرافینویسان و دانشمندانی چون یاقوت و مسعودی و ابنحوقل و مقدسی و ابنالندیم زبان دیرین مردم آذربایجان آذری یا پهلوی یا فارسی بوده است و از نوشتههای این دانشمندان برمیآید که هر معنایی برای آذری قایل بشویم در هر صورت جز شعبهای از شعب زبانهای ایرانی نبوده و نوشتههای حمدالله مستوفی در نزهة القلوب نیز اگرچه یادی از چند قصبۀ ترک یا ممزوج میکند، مؤید این است که زبان عموم مردم آذربایجان پهلوی و ایرانی بوده است.
۴. گویندگان آذربایجان مثل شاعران دیگر نقاط ایران به فارسی دری شعر میگفتهاند ولی گاهگاهی تفنن کرده به زبان محلّی و لهجۀ آذری شهر خود نیز شعر سرودهاند و این اشعار که نمونههای آن به لهجۀ آذری تبریز و اردبیل و مراغه (احتمالاً) در دست است، با صرف نظر از تحریفاتی که به دست نساخ به عمل آمده و به فارسی دری نزدیکتر شدهاند، نمونۀ زبان آذری یا زبان دیرین آذربایجان به شمار میروند. به عنوان نمونۀ اشعار آذری میتوان از غزل همام تبریزی و یازده دوبیتی از شیخ صفیالدین و سه دوبیتی از اطرافیان شیخ و یک دوبیتی از ماما عصمت و یازده دوبیتی و سه غزل از کشفی و یک دوبیتی از یعقوب اردبیلی و یک دوبیتی از عبدالقادر مراغی یاد کرد.
«زبان آذربایجان»، منوچهر مرتضوی
در
[زبان فارسی در آذربایجان: دربرگیرندهٔ پنجاه گفتار از نوشتههای دانشمندان و زبانشناسان، گردآوری ایرج افشار، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۳۹۷، جلد ۱، ص ۲۵۷-۲۵۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
روزنامۀ خاطرات ناصرالدّینشاه قاجار (جلد چهاردهم)
این مجلّد دربردارندۀ خاطرات روزانۀ ناصرالدّینشاه از محرّم ۱۳۰۵ تا رجب ۱۳۰۶ است. در این کتاب به شرح مطالب روزمرّه از قبیل وضع آب و هوا، احوالات شخصی شاه، سفر به اطراف شهر تهران، شکار، عزل و نصب و تغییرات حکومتی پرداخته شده است. همچنین شرح مفصّل سفرهای سیاحتی و ییلاقی ناصرالدّینشاه به جاجرود، لار، کجور مازندران و خوار ورامین در آن آمده است.
[روزنامۀ خاطرات ناصرالدّینشاه قاجار از محرّم ۱۳۰۵ تا رجب ۱۳۰۶ به انضمام سفرنامههای لار، کجور، خوار و جاجرود (جلد چهاردهم)، به کوشش مجبد عبدامین، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از هشتم تا بیست و چهارم تیرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
فهرست انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار، تیرماه ۱۴۰۵
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
ایران
کشورِ ایران که زید جاودان
هست مهینمیهنِ ایرانیان
رشت و قم و ساوه و تهران یکیست
مشهد و تبریز و صفاهان یکیست
ای پسرِ باادبِ هوشیار
از دل و جان خاکِ وطن دوست دار
حبِّ وطن شیوۀ نیکان بود
حبِّ وطن دین بود، ایمان بود
هر که بود صاحبِ ادراکِ پاک
مهر به دل دارد ازین خاکِ پاک
محترم این ملک چو مادر بدار
هموطنِ خویش برادر شمار
چشم ز همراهیِ بیگانه پوش
خویش به آبادیِ این خانه کوش
در رهِ حفظِ وطنِ خویشتن
دل بکن از جان و تنِ خویشتن
تا نبود نامِ بدت یادگار
یار به اغیار مشو زینهار
خواهی اگر عزّت و اقبال و جاه
عزّت و اقبالِ وطن را بخواه
[دیوان اشعار حبیب یغمایی، به کوشش سیّد علی آلداود، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار، ۱۴۰۴، ص ۳۲۴-۳۲۵]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
انتشارات بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار منتشر کرد:
فرّاشباشی حضرت والا
در این کتاب برای نخستین بار زندگی و کارنامۀ سیاسی مصطفیقلیخان نوری خواجوی، یکی از صاحبمنصبان کمترشناختۀ دربار ظلّالسلطان، از مقتدرترین شاهزادگان عهد ناصری و مظفّری، بررسی شده است. او در مقام فرّاشباشی، افزون بر مسئولیت برقراری نظم و امنیّت، حاکم برخی ولایات و کارگزار اجرایی طرحهای عمرانی انجمن معارف بود. در این پژوهش با اتّکا به اسناد آرشیوی، نسخههای خطّی و مطبوعات محلّی، ضمن توصیف فراز و فرود زندگی وی، چشماندازی تازه بر تاریخ محلّی و ساختار قدرت در عصر قاجار گشوده شده است.
[فرّاشباشی حضرت والا: فراز و فرود زندگی مصطفیقلیخان نوری خواجوی فرّاشباشی ظلّالسلطان، دکتر سمیّه بختیاری، تهران، انتشارات دکتر محمود افشار]
علاقهمندان میتوانند از ششم تا هفدهم تیرماه، این کتاب را با ۳۰٪ تخفیف از دفتر مرکزی بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار تهیه کنند.
تلفن مرکز پخش و فروش: ۲۲۷۱۳۹۳۶-۲۲۷۱۶۸۳۲
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
درگذشت شارل هانری دو فوشهکور، ایرانشناس برجستۀ فرانسوی و منتخب شانزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار
شارل هانری دو فوشهکور (۱۹۲۵ - ۱۹ ژوئن ۲۰۲۶)، ایرانشناس، مترجم و استاد نامدار فرانسوی، در صدسالگی درگذشت. او از بزرگترین پژوهشگران غربی معاصر در زمینۀ زبان و ادبیات فارسی است.
دو فوشهکور در سمهآک (Séméac) فرانسه متولد شد. دهۀ پنجاه میلادی را به آموختن زبان عربی در تونس و الجزایر گذراند و از ۱۹۶۰ به مدت شش سال به تحصیل زبان و ادبیات فارسی در مؤسسۀ ملّی و تمدنهای شرقی پاریس و سپس دانشگاه سوربن و مدرسۀ مطالعات عالی پرداخت و با دفاع از رسالۀ خود، «وصف طبیعت در اشعار غنائی فارسی قرن پنجم»، فارغالتحصیل شد.
دو فوشهکور در سال ۱۹۶۶ به عضویت گروه مطالعات ایرانی مرکز ملّی تحقیقات علمی (CNRS) درآمد و مأمور تحقیق در نسخههای خطی ایران شد. او از سال ۱۹۷۲ تدریس زبان و ادبیات فارسی را در مؤسسۀ ملّی زبانها و تمدنهای شرقی آغاز کرد. همچنین از ۱۹۷۵ به مدت چهار سال مدیریت بخش ایرانشناسی مؤسسۀ فرانسوی پژوهش در ایران (IFRI) را بر عهده داشت و در همین دوران مجلۀ بینالمللی Abstraca Iranica را پایهگذاری کرد و چندین سال مدیر آن بود. دو فوشهکور در سال ۱۹۹۸ به سمت مدیریت واحد مطالعات شرقی و زبان عربی در دانشگاه سوربن برگزیده شد و چند سال مدیر بخش دکتری زبان و تمدن خاور نزدیک در همان دانشگاه بود.
استاد دو فوشهکور در طول بیش از هفت دهه فعالیت علمی، سهمی ماندگار در شناساندن فرهنگ و ادب فارسی به جهان فرانسویزبان و گسترش مطالعات ایرانشناسی داشت. شهرت علمی او بیش از همه به سبب پژوهشهای عمیق دربارۀ ادبیات کهن فارسی، بهویژه ترجمه و شرح دیوان حافظ به زبان فرانسوی است. کتاب Moralia که با عنوان اخلاقیات؛ مفاهیم اخلاقی در ادبیات فارسی از سدۀ سوم تا سدۀ هفتم هجری به فارسی ترجمه شده است از مهمترین آثار پژوهشی اوست و از منابع معتبر در شناخت اندیشۀ اخلاقی و عرفانی در ادبیات فارسی به شمار میآید.
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار که در خردادماه ۱۳۸۶ شانزدهمین جایزۀ ادبی و تاریخی دکتر محمود افشار را به پاس تحقیقات ارزنده دربارۀ زبان فارسی به شارل هانری دوفوشه کور اهدا کرده است، درگذشت آن استاد ارجمند را به خانوادۀ محترم ایشان، جامعۀ ایرانشناسی و مردم میهندوست و قدرشناس ایران تسلیت میگوید. یاد و نامش گرامی باد.
عکس از گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
استادان شارل هانری دو فوشهکور و ایرج افشار
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
دوم تیرماه زادروز صمد بهرنگی
صمد بهرنگی در نوشتن کتاب برای کودکان مبتنی بر ادبیات محلی و عامیانه سبک دلپذیری داشت. چند کتابی که در این زمینه از او انتشار یافت خوب بود.
مرحوم بهرنگی معلّم بود و در تبریز درس میگفت. به تهران آمد و به خدمت مرکز پرورش فکری کودکان و نوجوانان درآمد. یکی دو بار هم محجوبانه به دفتر راهنمای کتاب و جلسۀ دوستان آمد، اما قلمش برخلاف چهرهاش و حالتش تند بود. گاه بهرنگ امضاء میکرد. سنّش شاید سی بود یا اندکی کمتر.
هنرش مخصوصاً به قصّهسرایی و ضبط روایات افسانههای محلّی بود و کتابهایی چند در این زمینه نوشت و نشر کرد. ماهی سیاه کوچولو از بهترین آثار اوست.
[نادرهکاران: سوگنامۀ ناموران فرهنگی و ادبی (۱۳۸۹-۱۳۰۴)، ایرج افشار، زیر نظر بهرام، کوشیار و آرش افشار، به کوشش محمود نیکویه، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ سوم ۱۴۰۴، ج ۱، ص ۳۰۵-۳۰۸]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
بیست و ششمین کتاب از انتشارات موقوفۀ دکتر محمود افشار مجموعهای است از اسناد محرمانۀ وزارت امور خارجۀ انگلیس دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹. این اسناد در موقع مبادله محرمانه بود و چند سال پیش از این از سوی وزارت امور خارجۀ انگلیس استفادۀ تاریخی از آنها آزاد اعلام شد و آقای دکتر جواد شیخالاسلامی که به موضوع علاقهمند بود از آنها عکسی تهیه کرد و به ترجمۀ آنها پرداخت.
واقف یکی از نخستین کسانی است که دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹ و عواقب و مضرات آن مقالات سیاسی به زبانهای فرانسه و انگلیسی منتشر کرد. ترجمۀ متن این مقالات و اصل آنها را به صورت پیوست ترجمۀ فارسی سیاست اروپا در ایران چندی پیش منتشر کرد. در دورههای پیشین مجلّۀ آینده هم مقالات و اشارات متعدد دربارۀ آن قرارداد به چاپ رسانیده است.
دکتر محمود افشار موقع عقد قرارداد ۱۹۱۹ در سوئیس (لوزان) بود. مرحوم دکتر مصدق هم که مهاجرتوار از ایران خارج شده بود در همان شهر زندگی میکرد. علیاکبر داور در ژنو در مبارزه با قرارداد بیانیه منتشر میکرد.
جمعی از ایرانیان مقیم سوئیس مجمعی به وجود آوردند و سخنرانیهایی دربارۀ مضرّات قرارداد ایراد میکردند. مرحوم مهندس احمد مصدق که آن وقت به همرا پدرش در لوزان بود میگفت به یاد دارم اغلب غروبها پدرت با چند تن دیگر به هتل انگلستان که پدرم آنجا منزل کرده بود میآمدند و موضوع سخنشان انتقاد از قرارداد بود و یکی از شبها از شدّت احساسات ملّی جملگی گریه میکردند.
کتاب حاضر جلد دوم مجموعهای است که آقای دکتر شیخالاسلامی از اسناد محرمانه ترجمه کردهاند. تبحّر و ممارست مترجم در ترجمۀ این گونه اسناد و مدارک مسلّم است و هرچه از دیدۀ باریکبین ایشان میگذرد و از زیر دستشان به چاپ داده میشود پیراسته و ویراسته است.
انتشار اسناد تاریخ آن هم در زمینهای که مورد علاقۀ خاص واقف بود از کارهای اصلی و اساسی این موقوفه است تا بتوان تاریخ درست و مطابق مصلحت ایران را آرامآرام بر اساس مدارک متقن و اسناد معتبر و بیخدشه نوشت و صدماتی را که دول پرقدرت زمانه به ایران وارد کردهاند نشان داد و این کتاب از زمرۀ منابعی است که برآورندۀ چنان مقاصدی است.
ایرج افشار
دهم مهرماه ۱۳۶۸
[اسناد محرمانۀ وزارت خارجۀ بریتانیا دربارۀ قرارداد ۱۹۱۹ ایران و انگلیس، ترجمۀ دکتر جواد شیخالاسلامی، تهران: انتشارات دکتر محمود افشار، چاپ دوم ۱۴۰۴، ج ۲، ص ۱۵-۱۶]
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی و تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی
@AfsharFoundation
