en
Feedback
خدمت رشد روحانی

خدمت رشد روحانی

Open in Telegram

در صورت نیاز با ایمیل ما تماس بگیرید: Info@sgministry.ca

Show more
379
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-430 days
Posts Archive
نکاتی که همه ما مسیحیان لازم است که در نظر داشته باشیم چی می شد اگر..؟ به راستی چه اتفاقی می افتاد اگر خدا هم مثل ما رفتار میکرد؟ چی می شد اگر... ؟ خدا برای برکت دادن ما در امروز وقتی نداشت چونکه ما دیروز وقتی برای تشکر کردن از او نداشتیم؟ چی می شد اگر... ؟ خدا تصمیم بگیره که از فردا دیگه ما را هدایت نکنه چونکه ما امروز از او پیروی نکردیم؟ چی می شد اگر... ؟ خدا امروز با ما قدم نمی زد چون ما متوجه نبودیم که امروز روزیست که او خلق کرده؟ چی می شد اگر... ؟ ما هرگزاز این به بعد شکوفه زدن یک گل را نمی دیدم چونکه آخرین باریکه خدا باران را فرستاد ما شروع کردیم به غرغرکردن؟ به خدا گفتم: چرا مرا از خاک آفریدی؟ چرا از آتش نيستم!؟ تا هر که قصد داشت با من بازی کند، او را بسوزانم؟ خدا گفت: تو را از خاک آفريدم تا بسازی! . . . نه بسوزانی! ...از خاک آفریدم تا اگر آتشت زنند! . . باز هم زندگی کنی و پخته تر شوی . . . تو را از خاک آفریدم تا در قلبت دانهٔ عشق بکاری! . . . و رشد دهی و از ميوهٔ شيرينش زندگی را دگرگون سازی! . . . کوله بار گناهانم بر دوشم سنگینی می کرد... ندا آمد بر در خانه ام بیا، آنقدر بر در بکوب تا در به رویت باز کنم... وقتی بر در خانه اش رسیدم هر چه گشتم در بسته ای ندیدم!! هر چه بود باز بود... گفتم: خدایا بر کدامین در بکوبم؟؟؟؟ ندا آمد: این را گفتم که بیایی... و گرنه من هیچوقت درهای رحمتم را به روی تو نبسته بودم! کوله بارم بر زمین افتاد و پیشانیم بر خاک... "مهربان خدایم، عیسی جان دوستت دارم"

به هیچ انسانی و هیچ مملکتی لعنت نفرستید... خداوند با دید من و تو نگاه نمیکند، خداوند راحت قضاوت نمیکند، خداوند به همه فرصت میدهد، خداوند با کسی دشمن نیست، خداوند همه ما را دوست دارد، خداوند به کسی به دیده تحقیر نگاه نمیکند،          خداوند محبت است بجای لعنت زبانمان را برای دعا و برکت به کار ببریم، آبی که بخار میشه تبدیل به ابرها میشه و دوباره به صورت آب به زمین برمیگرده! لعنت رو بخار نکن!!! میتوانی برکت را بخار کنی، همیشه به سمت بالا برکت را بفرست، همیشه برکت را در زندگیت ابر کن، هر چیزی بخار کنیم ثمره اش را خواهیم دید! «انسان هر چه بکارد، همان را درو خواهد كرد » غلاطیان ۶ : ۷

نکاتی که همه ما مسیحیان لازم است که در نظر داشته باشیم وقتی تو از آبهای عمیق می‌گذری، من با تو خواهم بود. مشکلات بر تو چیره نخواهند شد. وقتی از میان آتش رد شوی، نمی‌سوزی، و سختی‌ها به تو صدمه‌ای نخواهند زد. اشعیا 43:2 TPV او برخاست و با پرخاش به باد فرمان داد و به دریا گفت: «ساكت و آرام شو.» باد ایستاد و آرامش كامل برقرار شد. بعد عیسی به ایشان فرمود: «چرا این‌قدر ترسیده‌اید؟ آیا هنوز ایمان ندارید؟» مرقس 4:39 - 40 TPV ایمان آن کلیدی است که بوسیله آن حقایق کلام خدا در زندگی ما تحقق پیدا می کند. تنها دانستن اطلاعات مسیحی ما را به بهشت نمی برد بلکه تصمیم شخص بر پایه ایمان. کافی نیست بدانیم صابون ما را پاک می کند تا پاک شویم، باید از آن استفاده کنیم. همچنین اگر می خواهیم نجات داشته باشیم کافی نیست بدانیم خون عیسی ما را پاک می کند و عیسی خداوند، یا انجیل کتاب خداست، یا باید دعا کرد، بلکه آن زمان نجات خواهیم یافت که بدانیم خدا خالق من است. عیسی مسیح خداوند و نجات دهنده من است و مسیح برای گناهان من مرد و من با ایمان می پذیرم که گناهانم پاک شده و از امروز قوت دارم که زندگی مقدس و خداپسندانه ای داشته باشم و متعهد هستم که هر روز کلام خدا را بخوانم و دعا کنم و با ایمانداران در مشارکت باشم. خدا نقشه ای دارد و تو قسمتی از نقشه وی هستی. اگر ترس از انسان داشته باشی و بر خدا توکل نکنی، نخواهی توانست در نقشه او زندگی کنی. دقیقا مشخص نیست که چه زمان مشکل ات حل خواهد شد (اعمال ۶:۱)... اما یقین بدان که یک مرتبه و سریعا و در وقت آن تمام مشکل ات حل خواهد شد (اعمال ۲:۲)... حقیقت این است که در این زمان هم دست خدا به خیریت تو در کار است و فقط ما نباید مایوس بشویم (خروج ۱۸:۳۳)... و یقین بدان که بدون تاخیر و در وقت خداوند صفحه جدیدی به رویت باز خواهد شد (حبقوق ۲: ۲_۴)... شک نکنیم که خداوند از من و شما بسیار باهوشتر و خردمندتر و داناتر می باشد (امثال ۳: ۵_۸)... پس شاد باشید و باز می گویم که شاد باشید (فیلیپیان ۴:۴) هیچ رابطه ای خود به خود خوب نیست، هیچ رابطه ای خود به خود زنده نمی ماند گلدان را بی آب دادن اگر رها کنید می میرد، رابطه ها را به امید زمان رها کنید می میرند. رابطه ها گلدان مصنوعی نیستند که تا ابد لبخند مصنوعی بزنند و صاف صاف باقی بمانند... رابطه ها جان دارند و جاندارها می میرند برای هزارمین بار می گویم رابطه ها را اگر هر روز نوازش نکنید بی شک می میرند..... نگذارید که این گلدان ها هی بمیرند و هی بروید گلدان تازه ای بخرید.... کشتن اینهمه گلدان منجر به پیدا کردنِ گلدانی جادویی که خود به خود تا ابد زنده بماند نمی شود... حالا یک سوال با خدای خود روزانه چقدر رابطه داری؟

ذات بشری! شما را نمی‌دانم، اما من بسیار خوشحالم که در دوره‌ای زندگی می‌کنم که حدود ۶۳ سال است در آن جنگ جهانی رخ نداده و خودم و خانواده‌ام می‌توانیم در امنیت زندگی کنیم. اما وقتی تاریخ را مطالعه میکنم به یاد می‌آورم که چگونه جنگ‌های بسیار ویرانگری در جهان سوم برانگیخته می‌شود، از خودم می‌پرسم که آیا رخ ندادن یک جنگ جهانی دیگر به‌علت پیشرفت در تمدن بشری است یا ترس اَبَرقدرت‌ها از نابودی قطعی و یکسرۀ خودشان؟ وقتی به جنگ ایران و عراق در دهه‌های گذشته که با چشم دیدم، و نیز جنگ‌های خانمان‌برانداز و وحشیانۀ ديگر در خاورمیانه و اوکراین و سایر مناطق فکر می‌کنم، به این نتیجه می‌رسم که ذات بشری همان است که در گذشته بوده و کتاب‌مقدس آن را تشريح می‌کند! بله، ذات گناه‌آلود بشری تغییر نکرده، آنچه تغییر کرده، مقتضیات زمان است. اشعیا، یکی از انبیای عهد عتيق در حدود ۷۰۰ سال پیش از میلاد مسیح، در این باره چنین می‌فرماید: "تمامی سَر بیمار است، و تمامی دل، مریض. از کف پا تا فرق سر، در آن هيچ تندرستی نیست؛ سراسر، جراحت و کوفتگی و زخم تازه است، که نه بخیه شده، نه بسته گشته، و نه به روغن مرهم گذاشته شده است." (کتاب اِشعیا ۱: ‏۵ و ‏۶). تک تکِ انسان‌ها نیاز دارند که ذات و دل‌شان دگرگون شود و تبدیل به انسانی نو شوند. این کار نیز ممکن نیست جز از طریق تولد تازه‌ای که عیسی مسیح توسط روح‌القدس به کسانی که قلباً به او ايمان می‌آورند، عطا می‌نمايد! آیا ميل داری از راه ايمان به مسيحِ خداوند، ذات و وجودت دگرگون شود؟

درپس همه شکستها باز او ایستاده وقتی میبینی زحماتت برباد رفته ● وقتی کارهایت نتیجه نداده ●وقتی حس میکنی فرصت هایت به آخر  رسیده ●وقتی احساس میکنی شکست خورده ای بیاد بیاور که خدایی بر  در قلب  ایستاده که خدای بار دیگر است. . 📖 او در " کتاب ارمیا فصل 31 " به قومی که  کاملا شکست خورده و در شرایط اسارت  و تبعید  و محو شدن هویتشان قرار گرفته بودند " هشت مرتبه " میگوید: من خدای بار دیگر هستم و در  تاریخ میخوانیم که آنها را " بار دیگر "به صحنه زندگی برگردانید. او در آن شرایط سخت با  اقتدار  به آنها گفت: ~آیه 4 -  بار دیگر ترا بنا خواهم کرد ~آیه 4 -  بار دیگر با سرودها خواهی رقصید ~آیه 5 -  بار دیگر درختان انگورت را خواهی کاشت ~آیه 12 - بار دیگر غمگین نخواهی شد ~آیه 23 - بار دیگر مردم را برکت خواهی داد ~آیه 29 - بار دیگر از زخم زبان ها پیروزمند بیرون خواهی آمد  ~آیه 34 - بار دیگر مردم خدا را بوسیله خدمتت خواهند شناخت ~آیه 40 - بار دیگر شرایط زندگی ات برای خداوند مقدس خواهد بود . آن خدا  امروز بر در قلبت ایستاده و میکوبد و میگوید اگر باز کنید داخل خواهم شد و بار  دیگر  با هم مصاحبت و  همکاری  خواهیم داشت .

ملکوت خدا ملکوت خدا یا ملکوت آسمان اشاره به مکانی خاص نیست و مانند حکومت‌‏های دنیوی نمی‏باشد. ملکوت خدا ملکوتی روحانی است که خدا با اقتدار بر آن حکمرانی می‏کند. به یک معنی، ملکوت خدا در همه جا هست. اما در عهد جدید، ملکوت خدا معمولا به معنی ”حکومتی“ روحانی است که در آن، فرشتگان و انسانها خدا را پرستیده، از او اطاعت می‏کنند. بنابراین، به این معنا، دنیا هنوز ملکوت خدا محسوب نمی‏شود، بلکه ملکوت شیطان است. شیطان رئیس این جهان است (به یوحنا ۱۲: ۳۱، ۱۶: ۱۱ و تفسیر آن مراجعه کنید). با وجود این، به معنایی دیگر، عیسی ملکوت خدا را بر زمین آورد. تمام کسانی که به عیسی ایمان دارند، بلافاصله از حکومت شیطان یعنی قلمرو ظلمت آزاد شده، وارد ملکوت خدا می‏شوند. مسیحیان، حتی هنگامی که هنوز بر زمین هستند، در ملکوت خدا زندگی می‏کنند. ما شهروندان ملکوت خدا هستیم و او فرمانروای ماست. خدا توسط روح‏ القدس خود به ما کمک می‏کند تا شیطان را مغلوب کنیم؛ هنگامی نیز که بدنهای ما از بین می‏روند، ما در ملکوت خدا، در آسمان، به زندگی خود ادامه می‏دهیم. بنابراین، هنگامی که ما به واسطه ایمان در مسیح هستیم، وارد ملکوت خدا می‏شویم. به یک معنا ملکوت وارد وجود ما می‏شود و خدا در درون ما فرمانروایی می‏کند (به لوقا ۱۷: ۲۰-۲۱ مراجعه کنید). پیام اصلی که عیسی موعظه می‏کرد، این بود: ”وقت تمام شد و ملکوت خدا نزدیک است. پس توبه کنید و به انجیل ایمان آورید!“

برکت و  لعنت در صفهای بسیار طولانی،  به کارهایی می پردازیم که کمتر برای آن وقت داریم، ~ مطالعه، پیامکی به دوستان، ~ تفکر در باره خود و زندگیمان، ~ گپی با افرادی که در صف هستند ~ و شاید هم دعایی می کنیم ~ و برخی اوقات هم برای این کارها وقت نمی گذاریم و بالعکس، ~ به عصبانیت و شکایات و استرس هایمان ادامه می دهیم. شکایت کردن و غر زدن، تنهاکاری است که باعث حمله ی مارها در بیابان بر قوم اسراییل شد. این گناه باعث خسارت بزرگی شد، شکایت ها درهای رحمت را بست و در را به روی آن مار قدیمی گشود. شکایت از شرایطی که در آن هستیم، زندگی ما را تلخ می کند و آرامش از ما دور می شود و درهای رحمت خدا را نیز می بندد. شکایت عملا بر ضد شکرگزاری هست، همانطور که شکرگزاری برکت و رحمت خدا را بر زندگی ما جاری می سازد،  شکایت نیز لعنت بر زندگی ما می آورد. امروز برکت و لعنت در پیش ما قرار دارد، و خدا از ما می خواهد که با          شکرگزاری آرام باشیم     و برکت را انتخاب کنیم !

هیچ چیزی را بی جواب نگذار            جواب سلام را باسلام بده جواب تشکر را با تواضع جواب کینه را با گذشت جواب بی مهری را با محبت جواب دروغ را با راستی جواب دشمنی را با دوستی جواب خشم را به صبوری جواب سرد را به گرمی. جواب نامردی را با مردانگی جواب پشت کار را با تشویق جواب بی ادب را با سکوت جواب نگاه مهربان را با لبخند جواب لبخند را با خنده جواب دل مرده را با امید جواب منتظر را با نوید جواب گناه را با بخشش هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابی بدهی یک روزی، یک جوری، یک جایی به تو باز گردد

ببخش آن‌هایی را که به تو صدمه زده‌اند؛ حتی اگر گمان می‌کنی آنچه آن‌ها با تو کرده‌اند غیرقابل بخشش است. تو آن‌ها را می‌بخشی                نه به این دلیل که آن‌ها                              مستحق بخشش‌اند تو آن‌ها را می‌بخشی زیرا خدايت خواست           و تو دوست نداری با                  یادآوری آزار و اذیتِ آن‌ها                          خود را رنجیده خاطر کنی وقتی زخمی را لمس می‌کنی            و احساس درد نمی‌کنی                      بدان که به معنای                            حقیقی کلمه، بخشیده‌ای دیگران را ببخش آنگاه شاهدِ معجزه‌هایی بزرگ خدا در زندگیِ خود خواهی بود خود را نیز ببخش، همه‌ خطاهای خود را ببخش اگر خود را ببخشی آنگاه می‌توانی خود را بپذیری و خود را دوست بداری. بخششِ خود، آغاز رویشِ محبت در دل است بخششِ خود بزرگ‌ترین بخششِ زندگی‌ست بخششِ خود موهبتی‌ست خدای که همچون بارانی شفابخش می‌بارد و آلودگی‌ها را می‌شوید و زخم‌های عاطفی تو را شفا می‌دهد بخششِ خود تو را به هواه های پاک می بره.

نکاتی که همه ما مسیحیان لازم است که در نظر داشته باشیم : خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟ از خدا پرسید: «خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟» خدا گفت: «آن را در خواسته‌هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.» با خود فکر کرد و فکر کرد: «اگر خانه‌ای بزرگ داشتم بی‌گمان خوشبخت بودم.» خداوند به او داد. «اگر پول فراوان داشتم یقیناً خوشبخت‌ترین مردم بودم.» خداوند به او داد. اگر... اگر... و اگر... اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود! از خدا پرسید: «حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم.» خداوند گفت: «باز هم بخواه.» گفت: «چه بخواهم؟ هر آنچه را که هست دارم.» خدا گفت: «بخواه که دوست بداری... بخواه که دیگران را کمک کنی... بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی...» او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می‌نشیند و نگاه‌های سرشار از سپاس به او لذت می‌بخشد. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا خوشبختی اینجاست؛ در نگاه و لبخند دیگران...» خوشا به حال کسانی‌که از فقر روحی خود آگاهند زیرا، پادشاهی آسمان از آن ایشان است.  «خوشا به حال ماتم‌زدگان، زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت.  «خوشا به حال فروتنان، زیرا ایشان مالک جهان خواهند شد.  «خوشا به حال کسانی‌که گرسنه و تشنهٔ نیكی خدایی هستند، زیرا ایشان سیر خواهند شد.  «خوشا به حال رحم‌كنندگان، زیرا ایشان رحمت را خواهند دید.  «خوشا به حال پاکدلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید.  «خوشا به حال کسانی‌که در راه نیكی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است.  «خوشحال باشید اگر به‌خاطر من به شما اهانت می‌کنند و آزار می‌رسانند و به ناحق هرگونه افترایی به شما می‌زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی كنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است، چون همین‌طور به انبیای قبل از شما نیز آزار می‌رسانیدند. متّی 5:3 - 8 ,  10 - 12 TPV قضاوت: یک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه‌های امتحان را تصحیح می‌کردم. به برگه‌ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت. با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه‌ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا می‌کنم. تصحیح کردم و 17/5 گرفت. احساس کردم زیاد است. کمتر پیش می‌آید کسی از من این نمره را بگیرد. دوباره تصحیح کردم 15 گرفت. برگه‌ها تمام شد. با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود. تازه فهمیدم کلید آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردم. اغلب ما نسبت به دیگران سخت ‌گیرتر هستیم تا نسبت به خودمان و بعضى وقت‌ها اگر خودمان را تصحيح كنيم مي‌بينيم به آن خوبى كه فكر مي‌كنيم، نیستیم. کلام خدا می فرماید: مزمور۲۶ :۲ ای خداوند، مرا امتحان کن و بیازما! قلب و وجدان مرا پاک گردان.  محبّت سرشار تو راهنمای من است، من در حضور تو با وفاداری رفتار می‌کنم. قضاوت و فیض خدا ای مرد قدرتمند، چرا به شرارت خود افتخار می کنی ؟ و به مردم نیک آزار می رسانی؟ برای نابود دیگران نقشه می کشی و زبانت مانند تیغ تیز و کار تو خیانت است. بدی را زیادتر از خوبی، و دروغ را بیشتر از راستی دوست داری. ای حیله گر ،تو دوست داری که مردم را با سخنان خود آزار دهی. اما خداوند تو را از خانه ات بیرون کشیده ، برای همیشه نابود خواهد کرد. او تو را از سرزمین زندگان ریشه کن می سازد. نیکوکاران این را دیده خواهند ترسید و به تو خندیده خواهند گفت: " این شخص را ببینید، وی همان کسی است که بر خدا توکل نکرد، بلکه بر ثروت فراوان خود توکل کرد و به شریر پناه داد. " اما من مانند درخت زیتون در خانه خدا هستم. من همیشه به رحمت پایدار او توکل خواهم کرد. خدایا، من همیشه به خاطر آنچه که انجام داده ای از تو تشکر می کنم و در حضور تمام وفاداران اعلام خواهم کرد که تو نیکو هستی.

بیایید دشمنان ایمان را بشناسیم ; ايمان 3 دشمن دارد شک، ترس، بی ايمانی اينها همه با هم همكار هستند. مرقس باب 11 آيه23 آمین، به شما می‌گویم، اگر کسی به این کوه بگوید، از جا کنده شده، به دریا افکنده شو، و در دل خود شک نکند بلکه ایمان داشته باشد که آنچه می‌گوید روی خواهد داد   وقتی در دل خود شك نكند! يعنی وقتی شك می كنيم، شك وارد قلبمان می شود. پس قلب بايد 100٪‏ در اعتماد و يقين باشه. زمانی كه تصميم می گيریم با ايمان راه رویم، شك هم همراه ما شروع به آمدن می کند. وقتی ايمان قوی تر می شود، شك دوستش را صدا می كند كه ترس است. در دوم تيموتائوس باب 1 آيه 7  می فرمايد ترس يك روح است . پس وقتی اجازه بدی ترس وارد قلبت بشه اجازه دادی ترس زندگی تو رو کنترل کنه اگر اعتقاد ايمان، به خداست. اعتقاد ترس، به شيطان است. هيچ چيز ما را از ترس نمی تواند جدا كند به جز ايمان دوم قرنتيان 5 آيه 7 می فرمايد زيرا با ايمان راه می رويم نه با ديدار، ديدن باعث ترس می شود یعنی اگر با ديدمان راه برويم، ترس وارد زندگی ما می شود. افرادی كه به دعا نويسی، جادو، عرفان ها ، فال ‌وفالگیری  دست بزنند درب تاریکی رو به روی زندگیشون باز می کنند وقتی وارد دنيای تاريكی ميشی چه اتفاقی می افتد؟ انجیل یوحنا باب 10آیه 10 كلام خدا می فرماید: دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. آنقدر این مسئله خطرناك است كه در عهد عتيق جادو حكم إعدام داشت. وقتی شك در فكرت مياد، نشانگر اين است كه شخص، با ايمان دارد راه می رود. شك مياد ولی اجازه نده در قلبت خونه کنه  مارتين لوتر مثال قشنگی دارد ميگه درسته كه پرنده ها بالای سر ما پرواز می كنند ولی نمی گذاريم روی سر ما لانه بسازند. ترس جلوی ايمان را می گيرد. شک و ایمان می توانند با هم در يك فرد باشند ولی ترس و ايمان با هم هيچ وقت راه نمی روند و نمی توانند با هم باشند.

آیا فكر کرده ایم که خدا عاشق ما است!؟ آیا تا بحال از خود سؤال كرده ایم حقيقتاً محبت خداوند چگونه می باشد؟ كلام خداوند در اول يوحنا ٤: ١٦مي فرمايد؛ ما از محبّت خدا نسبت به خود آگاهیم و به آن اطمینان داریم. خدا محبّت است و هرکه با محبّت زندگی می‌کند، در خدا ساكن است و خدا در او. اول یوحنا 4:16 TPV آرى، اين حقيقتى است كه خداوند از ما مي خواهد تا انجام دهيم؛ به ديگران، چه خرد و چه بزرگ، زن يا مرد... به همه بگوئيم كه خداوند آنها را دوست دارد. اين آن چيزى كه خدا مي خواهد ما بدانيم؛ خداوند ما را دوست دارد، نسبت به ما شفقت دارد و تنها چيزى كه از آن متنفر است گناه مي باشد. خداوند ميخواهد ما اين حقيقت را درك كنيم، آنرا بر روى زندگى خود اعلان كنيم و به ديگران نيز بگوييم كه؛ خداوند ما را دوست دارد و به او اعتماد كنيم. اغلب ما در مورد محبت خدا مي شنويم و يا در مورد آن مطالعه مي كنيم. اما شايد أفراد كمى پيدا بشوند كه حقيقتاً محبت را باور داشته باشند. وگرنه خيلى از سخنان و رفتارهاى ما نسبت به خود و يا اطرافيانمان تغيير مي كرد. اين محبت مسيح بود كه باعث شد تا جان خود را بر روى صليب بخاطر ما فدا كند، آن درد و مشقت عظيم، را كه ما مي بايست تجربه مي كرديم را بر خود تحمل كند تا رابطه ما با خدا اصلاح شود و با او آشتى كنيم. پس پيام صليب مسيح به ما وقتى كه احساس مي كنيم نالايق هستيم هم اينست؛ ... با اين وجود من تو را دوست دارم. نزد من بيا و آنچه را كه دوست دارى دريافت كن! فكرش را بكنيد؛ خدا عاشق ما مي باشد! او هرآنچه داشته است را به شما عطا كرده است! او تمام شفاى خود، تمام حكمت خود، تمام دولت و قوت خود را كه شما بدآن نياز داريد عطا كرده است. آيا محبت او را نسبت خود باور مي كنيد؟ آيا محبت او را مى پذيريد؟ اگر پاسخ شما مثبت مي باشد هم اكنون اعلان كنيد؛ خداوندا تو را شكر مي كنم كه تو مرا از قبل، بر صليب مسيح محبت كردى، محبت تو را نسبت خودم مى پذيرم و از اين جهت سپاسگزارم. من نيز اعلان مي كنم كه تو را دوست دارم، مرا يارى ده تا با تمام دل، با تمام جان و با تمام قوتم  محبت كنم.

آیا تصمیمات و مشورتهايي را می شناسید ویا تجربه کرده اید که نه تنها باری را از دوشتان برنداشته، بلکه آن مسئله و مشکلتان را چند برابر پیچیده تر و سخت تر کرده؟ وقتهایی که با خودت میگویی کاش به حرف این شخص و یا مشورت آن شخص و پیشنهاد فلانی گوش نمی دادم و عمل نمی کردم.. اما خبر خوشی برای من و تو مهیا شده. همان خبر خوشی که میگوید: من راههای ایشان را دیدم و شفايشان خواهم داد. من ایشان را هدایت خواهم کرد و تا ابد محکومشان نخواهم کرد.  بله دوست عزیز، خبر خوش ما حضور خداست همان خدایی  که از آسمان بر زمین آمد تا اگر دلت را به او بسپاری، بازوی توانمندش برای هدایت زندگیت به میان میاید و تو هرگز تصمیم و هدایت اشتباه نخواهی گرفت. او تمامی راههايت را میداند و تو را در مسیر خیریت، هدایت خواهد کرد. تنها به سوی این خداوند قدم بردار. جان ما تنها نزد خداوندست که آرامی میاید.

لحظه ای با کلام خدا دیگر اینکه ای برادران، شما از ما آموختید که چگونه باید زندگی کنید تا خدا را خشنود سازید و شما هم البتّه از آن پیروی می‌کنید. اکنون به نام عیسی خداوند از شما استدعا و التماس می‌کنم که بیش از پیش مطابق آن زندگی کنید اول تسالونیکیان 4: 3 کلام خدا در متی 5: 14 میفرماید ما نور جهان هستیم وقتی نور وارد جایی میشود عیب های اون مکان که در تاریکی بوده نمایان میشه زیرا وقتی که نور نباشد ما نمیتوانیم  عیب هارو ببینیم ما نباید کسی رو محکوم کنیم  بلکه باید نمایانگر زندگی درست باشیم از این طریق مردم آن چیزی رو که درست هست خواهند دید خواهند فهمید رفتار صحیح چیست در واقع نور برای هدایت است خدا مارو در این دنیای تاریک هدایت کننده دیگران گذاشته است  همچون فانوس هایی که در تاریکی دریا مسیر درست رو برای دیگران نمایان میکنند اگر ما که نور این جهان هستیم خود راه غلطی برویم چه میشود ؟ پس از شما استدعا دارم که پیش از پیش مطابق تعالیم مسیح زندگی کنید تا همچون ستارگان در تاریکی شب بدرخشید

رنج خداحافظی! یادم هست وقتی جوان بودم، برادرم برای ادامۀ تحصیل به اروپا رفت. تمام لحظات آن خداحافظی را بعد از سی و چند سال هنوز به یاد دارم. چقدر برایم دردناک و رنج‌آور بود! این مرا به یاد آخرین دیدار جسمانی مسیح با شاگردانش می‌اندازد. مسیح وقتی در روز سومِ پس از مرگش زنده شد، بارها با جسمی واقعی با شاگردانش ملاقات کرد و حتی با آنان خوراک خورد. اما روزی رسید، یعنی چهل روز پس از زنده شدنش، که ایشان را بر تپه‌ای در نزدیکی اورشلیم برد و پس از آنکه آخرین سخنان خود را به ایشان بیان فرمود و آنان را برکت داد، در مقابل چشمان ایشان از زمین بلند شد و به آسمان صعود کرد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. ما در تقویم مسیحی، این روز را روز "صعود مسیح" می‌نامیم و آن را جشن می‌گیریم. اما صعود مسیح به آسمان پایان ارتباط او با شاگردان و پیروانش نبود. او وعده داد و فرمود: "اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می‌باشم." (انجیل متی ۲۸: ۲۰). بله، او گرچه به‌طور جسمانی به آسمان صعود فرمود و بر دست راست خدای پدر نشسته، اما دائماً و "هر روزه" با ما می‌باشد. خداحافظی او رنج به‌همراه ندارد، بلکه ما ايماندارانِ به مسيح می‌توانیم شاد باشیم که او "هر روزه"، تا پایان این عالم، همراه ما می‌باشد. آمین

خیلی طول میکشد و خیلی سختی میکشی تا  بفهمی: همه که در وطنت بدنیا آمده اند هموطنت نیستند همه که مدعی  دوستی هستند دوستت نیستند همه که به کلیسا میروند به خدا ایمان ندارند همه که ازدواج میکنند همسر و شریک زندگی نیستند همه که بچه بدنیا میآورند مادر و پدر نیستند همه که نر هستند مرد نیستند و همه که ماده هستند زن نیستند همه که از آزادی صحبت میکنند طالب آزادی نیستند همه که با لبخند دعوتت میکنند  راغب به مشارکت نیستند. . و در نهایت به وضوح میفهمی همه  همانطوری که  در ظاهر نشان میدهند واقعاً در باطن نیستند . اما وقتی فهمیدی، آنوقت از همه رنج ها و توقعاتت از  انسانها  آزاد میشوی  و به این نتیجه میرسی  که تنها خداست که در هر شرایطی  خدا  بود  و خدا  ماند و خدا  خواهد بود. عبرانیان ۱۳ : ۸ میگوید: او  دیروز  و امروز  و تا  ابدالاباد همان است که بود و هست و خواهد بود .

دردِ بی‌کسی! آنانی که مانند من در تنهایی زندگی می‌کنند، آنانی که در غربت به‌سر می‌برند، و آنانی که از عزیزان خود به هر دلیلی دور افتاده‌اند، سخن مرا درک می‌کنند. بی‌کسی درد بدی است! تنهایی بسیار رنج‌آور است! خدا انسان را موجودی اجتماعی آفرید. در آغاز خلقت، خدا انسان اولیه را برکت داد و به ایشان فرمود که بارور و کثیر شوند و زمین را پر سازند. حتی وقتی خدا آدم را در باغ عدن قرار داد، فرمود که خوب نیست او تنها باشد. به همین جهت، حوا را برای او سرشت. ما انسان‌ها به یکدیگر نیاز داریم. شاید بپرسید که امروز، خدا برای تنهایی انسان‌ها چه چاره‌ای اندیشیده است، خصوصاً که بعضی از هم‌میهنان ما، به‌خاطر ایمانشان به مسیح، از سوی خویشان و دوستان خود طرد می‌شوند. عدۀ بسیاری از آنان نیز در غربت زندگی می‌کنند و از تنهایی رنج می‌برند. پاسخی که مسیحیت به این دردِ جانکاه می‌دهد، "کلیسا" است! کلیسا در اصل، به جمع ایماندارانِ به مسيح اشاره دارد، نه به یک ساختمان. خدا جامعه‌ای از ایمانداران تشکیل داده است، جامعه‌ای الهی. به همین دلیل، هیچ ایمانداری تنها نیست. او با میلیون‌ها ایمانداران دیگر، در نقاط مختلف دنیا، از هر نژاد و ملتی، ارتباط برادر و خواهری دارد. این شادی عظیمی است برای بی‌کسان! در این شادی شریک شویم و به کلیسا بپیوندیم و در کليسا با ساير ايمانداران مشارکت و مصاحبت داشته باشيم!

اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان با سایر عقاید و باورها ‌ قسمت چهارم و پایانی ۱۸. ما باید میان حق انتقاد از باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود و میان برداشت نادرستِ افراد از این‌گونه انتقادها تمایز ایجاد کنیم، چرا که برخی به اشتباه چنین برداشت می‌کنند که می‌توان از نظر قانونی با اعضا یا طرفداران آن باور و عقیدۀ اشتباه بدرفتاری نمود. ما نباید این ادعا را بپذیریم که مورد انتقاد قرار گرفتن یا خطاکار و گناهکار خطاب گشتن شکلی از بدرفتاری به حساب می‌آید. این جرم محسوب نمی‌شود (چه جرمی که ناشی از تبعیض گذاشتن باشد چه جرمهای دیگر) که به شکل علنی اعتقاد یا باور کسی را اشتباه و زیانبار بخوانیم و یا رفتار و کردار کسی را گناه‌آلود یا ویرانگر بنامیم. یکی از بخشهای ضروری مناظره‌هایی که در خصوص باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صورت می‌گیرد بر این دلیل و برهان استوار است که برخی از آن باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صحیح نمی‌باشند و پایه و اساسشان اشتباه و تأثیراتشان زیان‌آور است. همۀ مناظره‌های سیاسی بدین شکل پیش می‌روند. در گسترۀ مذهبی نیز چنین امری غیر قانونی نیست. برای نمونه، فرض کنید در مجلس سنای آمریکا یک سناتور از سناتور دیگری ایراد می‌گیرد که در لایحۀ پیشنهادی‌اش عیب و نقص وجود دارد و اطلاعات ضد و نقیضی در آن لایحه قید شده است و آن لایحه باعث ضرر و زیان به فقیران و تهیدستان می‌شود. سپس آن سناتوری که از او انتقاد شده است با خشونت بسیار در خیابان به آن منتقد حمله‌ور می‌شود. در چنین حالتی، ما آن سناتور منتقد را به خاطر خشونتی که روی داده است سرزنش نمی‌کنیم و او را متهم نمی‌نماییم که این خشونت به تحریک او صورت گرفته است. بنابراین، باید میان انتقاد علنی از باور و عقاید و رفتارها و میان آن برداشت نامعقول که می‌پندارد انتقاد از آن باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود مجوزی برای بدرفتاری است تمایز بگذاریم (به اصل شماره ۳ و شماره ۷ مراجعه نمایید). ۱۹. ما معتقدیم که عقاید و باورهای مختلف مفهوم باطنیِ همۀ اعتقادات و رفتارها را تغییر می‌دهند، اما در شکل آنها تغییری به وجود نمی‌آورند. بنابراین، برای نمونه، دو شخص با دو باور و عقیدۀ مختلف ممکن است در مورد سقط جنین نقطه نظر مشترکی داشته باشند. خواست ما این است که همۀ انسانها به مسیح ایمان داشته باشند و مفهوم باطنیِ اعتقادات و رفتار و کردارشان این باشد که مسیح خداوند و گنجینۀ زندگی است. با این حال، ناراحت نمی‌شویم از اینکه در شکلِ برخی اعتقادات و رفتار و کردارهایمان با کسانی که باور و اعتقادشان با ما یکی نیست نقاط مشترکی داشته باشیم. ما معتقدیم که می‌شود در خصوص مسایل اجتماعی با آنانی که ایمانشان با ما مشترک نیست آرمانی مشترک داشته باشیم، به شرطی که آن عملکرد مشترک به اساس و معنای اعتقاد راسخ ما که بر برافراشتن مسیح استوار است آسیب نرساند (اول قرنتیان ۱۰:‏۳۱؛ کولسیان ۳:‏۱۷؛ رومیان ۱۴:‏۲۳). ۲۰. ما معتقدیم که هر مذهب، جهان‌بینی، یا فلسفۀ زندگی می‌تواند آزادانه تلاش کند تا بر فرهنگ ما تأثیرگذار باشد و آن را شکل دهد. اما، در این تلاشی که برای شکل دادن فرهنگ صورت می‌گیرد، استفاده از هر گونه زورگویی یا رشوه‌خواری یا فریب و نیرنگی را مردود می‌شماریم. ما موعظه نمودن انجیل، اعلام نمودن حقیقت، سرمشق قرار دادن محبت و عدالت، قدرت دعا، متقاعد کردن دیگران با دلیل و برهان، و شرکت نمودن در جریانهای اجتماعی و سیاسی را تأیید می‌نماییم. ما بر این واقفیم که قوانین معمولاً رفتارهای ناشی از اعتقاداتِ برخی از گروه‌های جامعه را به دیگران تحمیل می‌کنند. از این‌رو، این انتقاد قانع‌کننده‌ای نیست که بگوییم قانونی که برای کنترل و مهار رفتار و کردار وضع شده است قانون خوبی نیست، چرا که اخلاقیات یک شخص را بر جامعه تحمیل می‌کند. با این حال، بسیار مهم است که به پشتیبانی از قوانین و اصول و سیاستهایی بپردازیم که حق و حقوق و آزادی اقلیّتها را محفوظ می‌دارند، اقلیّتهایی که تعدادشان به اندازه‌ای نیست که بتوانند روند قانون‌گذاری را به نفع خود سوق دهند. حد و حدود این آزادیها به وسیلۀ اصولی که پیش از این به آنها اشاره شده است، به ویژه اصل شماره ۱۷، تعیین می‌شود (از اصول پیشین نیز می‌توان این مهم را برداشت نمود).

۱۸. ما باید میان حق انتقاد از باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود و میان برداشت نادرستِ افراد از این‌گونه انتقادها تمایز ایجاد کنیم، چرا که برخی به اشتباه چنین برداشت می‌کنند که می‌توان از نظر قانونی با اعضا یا طرفداران آن باور و عقیدۀ اشتباه بدرفتاری نمود. ما نباید این ادعا را بپذیریم که مورد انتقاد قرار گرفتن یا خطاکار و گناهکار خطاب گشتن شکلی از بدرفتاری به حساب می‌آید. این جرم محسوب نمی‌شود (چه جرمی که ناشی از تبعیض گذاشتن باشد چه جرمهای دیگر) که به شکل علنی اعتقاد یا باور کسی را اشتباه و زیانبار بخوانیم و یا رفتار و کردار کسی را گناه‌آلود یا ویرانگر بنامیم. یکی از بخشهای ضروری مناظره‌هایی که در خصوص باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صورت می‌گیرد بر این دلیل و برهان استوار است که برخی از آن باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صحیح نمی‌باشند و پایه و اساسشان اشتباه و تأثیراتشان زیان‌آور است. همۀ مناظره‌های سیاسی بدین شکل پیش می‌روند. در گسترۀ مذهبی نیز چنین امری غیر قانونی نیست. برای نمونه، فرض کنید در مجلس سنای آمریکا یک سناتور از سناتور دیگری ایراد می‌گیرد که در لایحۀ پیشنهادی‌اش عیب و نقص وجود دارد و اطلاعات ضد و نقیضی در آن لایحه قید شده است و آن لایحه باعث ضرر و زیان به فقیران و تهیدستان می‌شود. سپس آن سناتوری که از او انتقاد شده است با خشونت بسیار در خیابان به آن منتقد حمله‌ور می‌شود. در چنین حالتی، ما آن سناتور منتقد را به خاطر خشونتی که روی داده است سرزنش نمی‌کنیم و او را متهم نمی‌نماییم که این خشونت به تحریک او صورت گرفته است. بنابراین، باید میان انتقاد علنی از باور و عقاید و رفتارها و میان آن برداشت نامعقول که می‌پندارد انتقاد از آن باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود مجوزی برای بدرفتاری است تمایز بگذاریم (به اصل شماره ۳ و شماره ۷ مراجعه نمایید). ۱۹. ما معتقدیم که عقاید و باورهای مختلف مفهوم باطنیِ همۀ اعتقادات و رفتارها را تغییر می‌دهند، اما در شکل آنها تغییری به وجود نمی‌آورند. بنابراین، برای نمونه، دو شخص با دو باور و عقیدۀ مختلف ممکن است در مورد سقط جنین نقطه نظر مشترکی داشته باشند. خواست ما این است که همۀ انسانها به مسیح ایمان داشته باشند و مفهوم باطنیِ اعتقادات و رفتار و کردارشان این باشد که مسیح خداوند و گنجینۀ زندگی است. با این حال، ناراحت نمی‌شویم از اینکه در شکلِ برخی اعتقادات و رفتار و کردارهایمان با کسانی که باور و اعتقادشان با ما یکی نیست نقاط مشترکی داشته باشیم. ما معتقدیم که می‌شود در خصوص مسایل اجتماعی با آنانی که ایمانشان با ما مشترک نیست آرمانی مشترک داشته باشیم، به شرطی که آن عملکرد مشترک به اساس و معنای اعتقاد راسخ ما که بر برافراشتن مسیح استوار است آسیب نرساند (اول قرنتیان ۱۰:‏۳۱؛ کولسیان ۳:‏۱۷؛ رومیان ۱۴:‏۲۳). ۲۰. ما معتقدیم که هر مذهب، جهان‌بینی، یا فلسفۀ زندگی می‌تواند آزادانه تلاش کند تا بر فرهنگ ما تأثیرگذار باشد و آن را شکل دهد. اما، در این تلاشی که برای شکل دادن فرهنگ صورت می‌گیرد، استفاده از هر گونه زورگویی یا رشوه‌خواری یا فریب و نیرنگی را مردود می‌شماریم. ما موعظه نمودن انجیل، اعلام نمودن حقیقت، سرمشق قرار دادن محبت و عدالت، قدرت دعا، متقاعد کردن دیگران با دلیل و برهان، و شرکت نمودن در جریانهای اجتماعی و سیاسی را تأیید می‌نماییم. ما بر این واقفیم که قوانین معمولاً رفتارهای ناشی از اعتقاداتِ برخی از گروه‌های جامعه را به دیگران تحمیل می‌کنند. از این‌رو، این انتقاد قانع‌کننده‌ای نیست که بگوییم قانونی که برای کنترل و مهار رفتار و کردار وضع شده است قانون خوبی نیست، چرا که اخلاقیات یک شخص را بر جامعه تحمیل می‌کند. با این حال، بسیار مهم است که به پشتیبانی از قوانین و اصول و سیاستهایی بپردازیم که حق و حقوق و آزادی اقلیّتها را محفوظ می‌دارند، اقلیّتهایی که تعدادشان به اندازه‌ای نیست که بتوانند روند قانون‌گذاری را به نفع خود سوق دهند. حد و حدود این آزادیها به وسیلۀ اصولی که پیش از این به آنها اشاره شده است، به ویژه اصل شماره ۱۷، تعیین می‌شود (از اصول پیشین نیز می‌توان این مهم را برداشت نمود).

اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان با سایر عقاید و باورها قسمت سوم ۱۲. ما باید تصدیق کنیم و اعلام نماییم که وقتی مسیح شخصاً ظهور نماید آنانی را که به او ایمان نیاورده باشند مجازات می‌نماید و داوری ابدی در مصیبت و سیه‌روزیِ جهنم را برای ایشان مقرر خواهد ساخت. با این حال، ما باید این نکته را روشن سازیم که آن شدتِ عملی که مسیح در پایان جهان نشان می‌دهد مهم‌ترین و اصلی‌ترین علتی است که ما را از به کار بردن هر گونه خشونت در مقابل ایمان و باور دیگران بازمی‌دارد. فقط مسیح مختار است چنین شدتِ عملی نشان دهد نه ما (متی ۲۵:‏۴۶؛ رومیان ۱۲:‏۱۹؛ دوم تسالونیکیان ۱:‏۷-‏۹؛ اول پطرس ۲:‏۲۰-‏۲۳؛ مکاشف ه ۶:‏۱۶). ۱۳. در این عصر حاضر و پیش از بازگشت مسیح، دولتها و حکومتها نباید به خاطر عقاید افراد، با استفاده از زور و فشار فیزیکی یا تحمیل هر گونه قدرت دیگری و یا محروم نمودن شهروندان از حقوق و مزایا، ایشان را مجازات کنند یا پاداش دهند (این قاعده بر آن الگوی کتاب‌مقدس استوار است که ایمان آوردن را به اختیار انسانها می‌گذارد، در عین حال که سعی‌مان بر این است تا با دلیل و برهان آوردن اشخاص را متقاعد نماییم و برای آنها نمونۀ مناسبی باشیم. ایمان آوردن مستلزم فیض الهی است، همان فیضی که شخص را یاری می‌رساند و او را قادر می‌سازد تا ایمان آورد. دوم قرنتیان ۵:‏۱۱؛ اول تسالونیکیان ۱:‏۵-‏۶؛ افسسیان ۲:‏۸-‏۹؛ اعمال رسولان ۶:‏۱۴؛ فیلیپیان ۱:‏۲۹؛ دوم تیموتائوس ۲:‏۲۴-‏۲۶). ۱۴. دولتها و حکومتها نباید افراد را به خاطر آنچه بیان می‌کنند یا آنچه می‌نویسند یا هنری که ارائه می‌دهند، با استفاده از فشار فیزیکی یا هر گونه زور و تحمیل یا محروم کردنشان از حقوق و مزایا، مجازات کنند، مگر اینکه عمل افراد طبق قانون جرم به حساب آید و یا با عملکردشان قصد ارتکاب جرم داشته باشند یا دیگران را به ارتکاب جرم وادار کنند (به اصل شماره ۱۳ مراجعه نمایید). ۱۵. ما معتقدیم که خدا برای ایجاد عدالت و امنیت وظیفۀ «حمل شمشیر» را به دولتها سپرده است نه به اشخاص یا به کلیسا (متی ۲۶:‏۵۲؛ رومیان ۱۳:‏۱-‏۴؛ رومیان ۱۲:‏۱۷-‏۲۱؛ اول پطرس ۲:‏۲۰-‏۲۳؛ ۳:‏۹، ۱۴). ۱۶. ما باید میان جنگ منصفانه که به منظور دفاع در زمان حمله به کشور صورت می‌گیرد و جنگ مذهبی با مردم به خاطر اعتقاداتشان تمایز بگذاریم. ما باید تصدیق کنیم که برخی از مذاهب احتمالاً این تمایز را قبول ندارند و طبق باور مذهبی‌شان این را حق خود می‌دانند که به زور و اجبار بر فرهنگ و جامعه مسلط شوند. ولی ما باید بر این تمایز پافشاری نماییم نه اینکه ادعای یورشگران را بپذیریم که مقاومت ما در برابر یورشِ خودشان را حمله‌ای مذهبی به باورشان تلقی می‌کنند. ما باید بر این مهم بایستیم که زمینۀ چنین دفاع ملی حق مدنی برای آزادی است (آزادی که شامل آزادی مذهب، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، و آزادی اجتماعات است). ما باید بر این مهم بایستیم که دفاع ملی به منظور مردود شمردن مذهبی که به ما حمله‌ور شده نمی‌باشد. ما با مذاهبِ دیگر هیچ‌گونه توافقی نداریم، اما این عدم توافق زمینۀ دفاع مسلحانه و ملی نیست. ما باید میان مقاومت مسلحانه بر ضد نیرویی که به انگیزۀ مذهبی عمل می‌کند و میان انگیزۀ مقاومت خودمان که آزادی برای همۀ مذاهب است تمایز ایجاد کنیم. این آزادی برای همۀ مذاهب باید به این معنا باشد که همۀ مذاهب بتوانند به طریقهای دور از خشونتْ دیگران را با دلیل و برهان متقاعد کنند و ایشان را جذب باور خود نمایند (این نکته را از اصول قبلی نیز می‌توان برداشت نمود). ۱۷. ما باید تصدیق کنیم که باور و اعتقاد و رفتار و کردار افراد، در مسند قانون، از جایگاهی مساوی برخوردار نیستند. دولتها و حکومتها نباید هیچ‌کس را به خاطر عقایدش مجازات کنند. حال آنکه، برخی رفتار و کردارها که ریشه در اعتقاد و باور شخص دارند چه بسا از دایرۀ قانون خارج هستند و از این‌رو مجازات دولت شامل حالشان می‌گردد. این رفتار و کردار ممکن است کشتن دیگران، ضرب و شتم، دزدی، شکلهای مختلفی از تبعیض گذاشتن، و موارد دیگر را شامل گردد. در جامعه‌ای که اساس آن بر آزادی عقیده و آزادی مذهب استوار است، چنین رفتارها و کردارهایی که از نظر قانون ممنوع به حساب می‌آیند طی روندی مشخص می‌گردند که این روند شامل مناظره و متقاعد کردن افراد با دلیل و برهان می‌باشد. همچنین انتخاب نمایندگان قانون‌گذار و برقراری نظارت و توازن یا تعادل قوا، که بر عهدۀ قوۀ مجریه و قوۀ قضاییه است و حصاری که قانون اساسی برای حق و حقوق اقلیّتها در نظر می‌گیرد، بخش دیگری از روند مشخص نمودن چنین رفتار و کردارهای ممنوعه به حساب می‌آید. البته در خصوص آنچه بیان شد ابهاماتی نیز می‌تواند وجود داشته باشد (اصل شماره ۱۳ و پیامدهای این اصل و اصل قبلی را نیز مشاهده نمایید).