381
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
فصل انتظار
مدتهاست که انتظار کشیده و بارها از خود پرسیده ام “چرا فقط من جواب دعاهایم را نمی گیرم؟”
گاهی از خودم سئوال می کنم آیا روزی می آید که من به آرزوهایم برسم؟
گاه احساس می کنم آنقدر خسته ام که دیگر حوصله ادامه راه را ندارم. بسیاری از سئوالهایم بی جواب مانده اند و آرزو می کنم ای کاش خداوند بر اساس جدول زمان بندی من عمل می کرد، نه جدول خودش. خیلی اوقات به خداوند التماس کردم از آسمان بیاید پایین و مرا نجات دهد ولی اکثر مواقع اتفاق خاصی در زندگی ام نیافتاد و فقط خداوند به من این توان را داد که بازهم منتظر باشم و بارها ندایش به گوشم رسید که:”دخترم منتظر باش. من هستم.”
و من منتظر ماندم و سالها گذشت.
اکنون که به روزهای گذشته نگاه می کنم ایامی را بیاد می آورم که انتظار موجب شد که در مقابل خداوند فروتن شوم و قلبم را برای او باز کنم.
روزهایی را بیاد می آورم که بار تنهایی خود را به دوش کشیدم. روزهایی که نیازهایم را به هیچکس نگفتم. روزهایی که سعی کردم با تلاش خودم بنا کنم، ولی خدا را شکر که خداوند مرا رها نکرده بود و همراهم بود. حتی در تمام لحظه های دردناکی که فراموش کرده بودم او در کنار من است.
اکنون که به گذشته می اندیشم، می بینم زمانهایی که منتظر خداوند بوده ام، وقتم را تلف نکرده ام.
در چنین شرایطی خیلی ساده است که ما نقشه ها و رویاهای خداوند برای زندگیمان را از یاد ببریم و مانند قوم اسرائیل سالها در بیابان سرگردان بمانیم.
اکثر ما فکر می کنیم که میدانیم چه چیزی برای زندگیمان بهتر است و به همین دلیل به خود فشار مضاعف می آوریم تا بهترینها را بدست بیاوریم.
در این سالها خواندن دهها کتاب در مورد تلقین برای بهبود حالم، برایم عمل نکرد ولی آیه ای از مزامیر 10:46 مرا تکان داد. بله فصل انتظار فصل استراحت در آغوش خداست. پس در این فصل بجای دفن کردن خود زیر غمها، سعی کنیم ارتباط خود را با خداوند قویتر کنیم. بله فصل انتظار، فصلی دشوار در زندگی ماست ولی در عین حال فصلی است که می تواند باعث قویتر شدن ریشه های ما در خداوند بشود.
پس منتظر هرچه که هستید، اگر در مرحله اتخاذ تصمیمی بزرگ و یا در انتظار ترمیم قلب شکسته تان هستید، اگر بدنبال عشق می گردید و یا در انتظار گشایشی در کسب و کار و یا درمان بیماری خود و یا عزیزانتان هستید، فقط از یاد نبرید که خداوند همراه شماست.
پیغام رومیان 8 امروز برای شماست. مثل کودکی در انتظار کار و عمل خداوند امیدوار و مطمئن باشید.
بعضی از وعدهها و قولهای امیدبخش و تسلیدهندۀ خدا در کتاب مقدس از این قرارند:
خداوند به شکستهدلان نزدیک است
"خداوند نزدیک شکستهدلان است و کوفته شدگانِ در روح را نجات میبخشد."
(مزمور ۳۴، آیۀ ۱۸)
خدا در همه جا با ما است
"قوی و دلیر باش. مترس و هراسان مباش،
زیرا هر جا که بروی، یَهُوَه خدايت با تو خواهد بود." (یوشع فصل اول، آیۀ ۹)
خداوند شفا دهندۀ دلشکستگان است
"او دلشکستگان را شفا میبخشد
و زخمهای ايشان را میبندد." (مزمور ۱۴۷، آیۀ ۳)
ما متعلق به خداوند یا مال او هستیم
"مترس زیرا که من تو را فدیه دادم و تو را به اسمت خواندم پس تو از آن من هستی."
(اشعیا 43 آیۀ ۱)
لازم است که اشاره شود که هر کسی که ایماندارِ واقعی مسیحی است، به خاطر ایمان به مسیح خداوند که مظهر خداست، و قبول بهايی که او با خون و مرگش بر صلیب برای آمرزش گناهان ما پرداخت کرد، و قبولِ قیام و زنده شدن مسیح از مردگان در روز سوم که برای عادلشمردگی ما صورت گرفت، حتماً نجات میيابد و از اسارت گناه و شیطان آزاد شده و متعلق به خدا میشود.
خداوند آرامش خود را به ما میدهد
"برای شما آرامش بهجا میگذارم؛ آرامش خود را به شما میدهم. آنچه من به شما میدهم، نه چنان است که جهان به شما میدهد. دل شما مضطرب و هراسان نباشد." (انجیل یوحنا ۱۴، آیۀ ۲۷)
در مسیح که ما را نیرو میبخشد، قوت هر چیز را داریم.
"قدرت هر چیز را دارم در او که مرا نیرو میبخشد."
(فیلیپیان ۴، آیۀ ۱۳)
خداوند با ما است و ما را تسلی میدهد، پس از بدی نخواهیم ترسید.
"حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی؛ عصا و چوبدستی تو قوت قلبم میبخشند."
(مزمور ۲۳، آیۀ ۴)
خدا پناهگاه و قوتِ ما و مددکاری است که در سختیها و تنگیها فوراً یافت میشود.
"خدا پناه و قوت ماست، و یاوری که در تنگیها فوراً یافت میشود. پس نخواهیم ترسید، اگرچه زمین متحرک شود، و کوهها به قعر دریا فرو افتند؛ اگرچه آبهایش بخروشند و به جوشش درآیند و کوهها از تلاطم آن به لرزه افتند." (مزمور ۴۶، آیات ۱ تا ۳)
من و تو فقط یک راه داریم....صدایش کنیم...
ﻣﺎﺭﺗﯿﻦ ﻟﻮﺗﺮ ﮐﯿﻨﮓ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ می نوﯾﺴﺪ:
ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﻭﺣﯽ ﺑﻮﺩﻡ. ﻓﺸﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﻫﺎ، ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻨﮓ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻢ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﻣﺴﺘﺄﺻﻞ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ، ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﻏﺮﯾﺐ ﻭ ﺭﻭﺣﻰ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺑﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ.
ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﺮﺍ ﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﺮ ﺗﺎﭘﺎ ﺳﻴﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺳﮑﻮﻯ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺖ. ﺩﻋﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﻯ ﮐﺮﺩ. ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭼﺮﺍ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭼﺮﺍ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟
ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟
ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ؟
ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍ... ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!
ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ؟ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ؟
ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮔﻔﺖ: ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯﺕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﯿﻒ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ...
ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﭘﺲ ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻏﻤﮕین ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ؟
ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻡ ﮔﺮﯾﺴﺘﻢ.
ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮔﻮﯾﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﻟﻢ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ...
ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﮐﺮﺩﻡ.
ﺧﺪﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﻰ ﻣﻴﺮﺩ! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ …
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ …
ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ! ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺳﺖ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﻡ ... ﺗﺎ ﻧﻴﻔﺘﺪ! ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺍﻳﻦ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﻴﻔﺘﻴﻢ.
و اینک خطابم با توست! مگر خدایت مرده است که این چنین غم را به آغوش چشمانت سپرده ای و بغض را نفس می کشی.
اگر این روزها هوای شهرمان تیره و تار است،
اگر این روزها هوای اقتصاد کشورمان به نفس تنگی افتاده است،
اگر این روزها هوای جانمان فقط می رود و می آید که زنده بمانیم...
خدایمان که هست...او همه را می بیند،
همه دلتنگیها و بغضها و دردها..
نمی دانم در کجای جهانی که اکنون صدایم را در آغوش گرفته ای...
من و تو فقط یک راه داریم.... صدایش کنیم.. از عمق جان ....خدایمان را می گویم... او از رگ گردن به ما نزدکیتر است... می بینی؟ هنوز نامش را تمام نکرده ایم ..خود را به سویمان سراسیمه وار رها کرده است.. حس می کنی بارش باران رحمتش را... می بینی آغوش آرامشش را.... این تنها راه ما است .... صدایش کن .. خدا هرگز نمی میرد..
این بدشانسی نیست نوک قلمی که مینویسد حتما ساییده شود
این بدبختی نیست ماشینی که راه میرود حتما بنزینش تمام شود .
این بد بیاری نیست کفش و لباس شیکی که میپوشید کثیف شود
این بد اقبالی نیست که در زناشویی اختلاف نظر داشته باشیم
این بد سرشتی نیست که در زندگی مرتکب اشتباه بشویم
اینها طبیعی ترین نشانه های زندگی درحال حرکت است نه به بن بست رسیدن
.
آنچه ما را به بن بست میرساند اینست که حاضر نباشیم مداد ساییده شده را دوباره بتراشیم و ماشین خالی را دوباره بنزین بزنیم و لباس کثیف شده را بشوریم و اختلافات زناشویی را بررسی نکرده و مورد تجدید نظر قرار ندهیم .و درنهایت حاضر نباشیم اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و از آنها وسیله ای برای موفقیت بسازیم .
.
هرگز از خسته شدن روحی و جسمی و خرد شدن اعصاب و سررفتن حوصله نترسید زیرا همانطور که تراش خوردن مداد آنرا دوباره تازه میسازد رفتن بحضور خدا ما را با شتیدن کلامش میتراشد و در پرستش کردن صیقل میدهد و دوباره تازه و با نشاط خواهیم شـد.
.
مزمور 103 آیه 5 میگوید: خدا جان مارا با نیکویی اش سیر میکند تا جوانی ما مثل عقاب تازه شود . یکشنبه با این هدف بحضورش برویم که ما را یکبار دیگر تراش بدهد و تازه سازد آمین .
این بدشانسی نیست نوک قلمی که مینویسد حتما ساییده شود
این بدبختی نیست ماشینی که راه میرود حتما بنزینش تمام شود .
این بد بیاری نیست کفش و لباس شیکی که میپوشید کثیف شود
این بد اقبالی نیست که در زناشویی اختلاف نظر داشته باشیم
این بد سرشتی نیست که در زندگی مرتکب اشتباه بشویم
اینها طبیعی ترین نشانه های زندگی درحال حرکت است نه به بن بست رسیدن
.
آنچه ما را به بن بست میرساند اینست که حاضر نباشیم مداد ساییده شده را دوباره بتراشیم و ماشین خالی را دوباره بنزین بزنیم و لباس کثیف شده را بشوریم و اختلافات زناشویی را بررسی نکرده و مورد تجدید نظر قرار ندهیم .و درنهایت حاضر نباشیم اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و از آنها وسیله ای برای موفقیت بسازیم .
.
هرگز از خسته شدن روحی و جسمی و خرد شدن اعصاب و سررفتن حوصله نترسید زیرا همانطور که تراش خوردن مداد آنرا دوباره تازه میسازد رفتن بحضور خدا ما را با شتیدن کلامش میتراشد و در پرستش کردن صیقل میدهد و دوباره تازه و با نشاط خواهیم شـد.
.
مزمور 103 آیه 5 میگوید: خدا جان مارا با نیکویی اش سیر میکند تا جوانی ما مثل عقاب تازه شود . یکشنبه با این هدف بحضورش برویم که ما را یکبار دیگر تراش بدهد و تازه سازد آمین .
انزوا و تنهایی
وقتی موسی تنها شد اشتیاق به خدمت را از دست داد.
خروج 4 : 10 تا 13
وقتی هارون تنها شد به گوساله ساختن و گوساله پرستیدن افتاد.
خروج 32 : 2 تا 4
وقتی ایلیا تنها شد افسرده شده درخواست مرگ کرد. اول پادشاهان 19 : 4
وقتی جدعون تنها شد گرفتار بت ها شد.
داوران 8 : 27
وقتی سامسون تنها شد قربانی وسوسه های دلیله شد.
داوران 16 : 16
وقتی داود تنها شد به گناه با بتشبع افتاد.
اول سموئیل 11 : 1و 2
وقتی پطرس تنها شد مسیح را سه بار انکار کرد. یوحنا 18 : 25 تا 27
.
ما استثناء نیستیم خطر فلاکت بار تنهایی را بی اهمیت ندانیم..
شاید لازم است رفتارمان را عوض کنیم.
شاید لازم است رابطه با دیگران را عوض کنیم.
شاید لازم است در توقع هایمان تجدید نظر کنیم.
شاید لازم است در ارزش گذاری هایمان بیشتر دقت کنیم.
شاید لازم است جماعت هایی که با آنها در ارتباط هستیم را ترک کنیم.
ولـی هرگز تنها نمانیم. آهو هائیکه تنها هستند دلچـسب ترین و ساده ترین طعمه گرگهایند.
ناامیدی و افسردگی را هرگز دست کم نگیریم.
بویژه نوجوانان و جوانانمان را تنها نگذاریم.
شما تصادفی وجود نداريد.
بخش دوم و پایانی
آنها دی ان ای – ای را داشتند که خدا می خواست شما را بسازد. در حاليکه والدین نامشروع وجود دارند ولی فرزند نامشروع وجود ندارد. خيلی از والدین بچه هایشان را ناخواسته به دنيا آورده اند ولی خدا آنها را خواسته بود. هدف خدا حتی از اشتباه انسان و حتی گناه او استفاده می کند.
خدا هيچ چيز را تصادفی انجام نمی دهد و او هيچگاه اشتباه نمی کند. او دليلی برای هر چه که می آفریند دارد. هر گياه و حيوان توسط خدا طراحی شده و هر شخص با نقشه ای در فکر خدا طراحی گشته است. انگيزه خدا برای آفریدن شما محبتش بود. کتاب مقدس می فرماید:"خدا ما را قبل از آفرینش دنیا در مسیح برگزید تا در پیشگاه او مقدّس و بیعیب باشیم. به سبب محبّت خود." افسسيان4:1
خدا حتی پيش از آنکه او دنيا را بيافریند در مورد شما فکر می کرد. در حقيقت او دنيا را برای همين خلق کرد. خدا محيط این سياره را طراحی کرد تا ما بتوانيم در آن زندگی کنيم. تمرکز محبت او بر ما است و ما با ارزشترین تمام خلقت او هستيم.
کتاب مقدس می فرماید: "او بنا به ارادهٔ خود و به وسیلهٔ كلمهٔ حقیقت ما را آفرید تا ما نمونهای از خلقت تازهٔ او باشیم." یعقوب18:1 خدا اینقدر شما را دوست دارد و برای شما ارزش قائل است. هر چقدر دانشمندان دنيای ما را بيشتر می شناسند می فهميم که ما چقدر ارزش داریم.
راستی چرا خدا این همه کار را کرد تا ما را بيافریند؟ چون او خدای محبت است. این نوع محبت غير قابل درک است اما قابل اعتماد است. شما بعنوان هدف مخصوص محبت خدا آفریده شده اید. خدا ما را ساخت تا بتواند ما دریافت کننده محبت او شویم (محبوب) و فرزند شویم. این حقيقتی است که باید زندگيمان را روی آن بنا کنیم.
کتاب مقدس می فرماید: " خدا محبت است" اول یوحنا8:4 در اینجا نمی گوید خدا محبت دارد. بلکه او محبت است! محبت جوهر شخصيت خدا است. در مشارکت تثليث، محبت کامل وجود دارد، پس خدا به آفرینش شما نيازی نداشت. ولی او خواست تا شما را بيافریند تا محبتش را ابراز کند.
کتاب مقدس می فرماید:" من شما را آفریده ام و از بدو تولد تاکنون از شما نگهداری کرده ام. من خدای شما هستم و تا وقتی پير شوید و موهایتان سفيد شود از شما مراقبت خواهم کرد. من شما را آفریده ام و از شما نگهداری خواهم نمود. شما را با خود خواهم برد و نجات دهنده شما خواهم بود." اشعياء3:46
اگر خدایی نبود همه ما فقط تصادفی بيش نبودیم و نتيجه اتفاقی بی هدف کهکشانی می بودیم. اگر خدای ی نبود، نه نيکی و نه بدی و نه هيچ اميدی برای عمر کوتاهمان بر روی این زمين می بود.
پایان
شما تصادفی وجود نداريد.
بخش اول
من خداوندی هستم که تو را آفریدهام، از روز تولّدت، از تو حمایت کردهام. نترس، تو بندهٔ من و قوم برگزیده و محبوب من هستی. اشعياء ٢ :۴۴
"خدا با تاس بازی نمی کند." (گفته ای از آلبرت اینشتين)
شما یک تصادف نيستيد.تولد شما یک اشتباه یا بدبياری نبوده است. شاید والدین شما نمی خواستند شما بدنيا بيائيد ولی خدا می خواست و خدا بهيچ وجه با تولد شما سورپرایز نشده است. در حقيقت او منتظر آن بود. خيلی پيش از آنکه توسط والدینتان جنين تشکيل شود شما در فکر خدا بودید. او اول در مورد شما فکر کرد.
این سرنوشت یا تقدیر یا شانس و اقبال یا تصادفی نيست که شما اکنون در این لحظه نفس می کشيد. شما زنده اید چون خدا می خواست شما را بيافریند. کتاب مقدس می فرماید: "خداوند کار مرا به کمال خواهد رسانيد. مزمور 8:138 یا در ترجمه ای دیگر می گوید: "خدا هدفش را برای من به کمال خواهد رسانيد."
خدا جزئی ترین قسمت بدن ما را طراحی کرده است. او از پيش نژاد، رنگ پوست، موها و هر قسمت دیگر بدنمان را انتخاب کرده است. او بدنمان را آنطور که خودش می خواست، ساخته است. او همچنين استعدادهای طبيعی ما و بی همتایی شخصيت ما را شکل داد.
کتاب مقدس می فرماید:" وقتی استخوان هایم در رحم مادرم بدقت شکل می گرفت و من در نهان نمو می کردم، تو از وجود من آگاه بودی-بلی، حتی پيش از آنکه روزهای زندگی من آغاز شود، تو همه آنها را در دفتر خود ثبت کرده بودی." مزمور 15:139
خدا همچنين نقشه کشيده که کجا باید متولد شوی و کجا باید برای هدف او زندگی کنی. نژاد و مليت تو یک تصادف نيست. خدا هيچ جایی برای تصادف نگذاشته است. او همه اینها را برای هدفهایش خلق کرده است.
کتاب مقدس می فرماید:" او همه اقوام بشری را از یک انسان پدید آورد تا در سرتاسر زمين ساکن شوند، و زمانهای تعيين شده برای ایشان و حدود محل سکونتشان را مقرر فرمود." اعمال 26:17 هيچ چيز در زندگی شما تصادفی نيست بلکه همه چيز هدفی دارد.
خيلی عجيب تر از همه این است که خدا تصميم گرفته که تو چگونه بدنيا بيایی. نه فقط اینکه موقعيت تولدتان و والدینتان چه بوده بلکه خدا نقشه ای برای آفریدن شما داشت. این مسئله ربطی به این ندارد که پدر و مادرتان خوب یا بد یا بی تفاوت بودند. خدا دقيقا" می دانست که این دو نفر یعنی والدین شما دارای شکل ژنتيکی درستی بودند که دقيقا" شمایی که در فکر او بود خلق شود.
✨جای خود را پیدا کنیم✨
💢من عضو بدن مسیح هستم.
امثال ۸:۲۷ چنین می گوید:
” مردی که از خانه اش آواره شود پرنده ای را ماند که از لانه اش آواره شده باشد
آیا تا به حال پرنده ای را دیده اید که از لانه اش بیرون آمده باشد و نتواند به آن باز گردد؟ هیچ چیزی مانند این تشبیه تاسف بار نیست. این تشبیه به خوبی توضیح می دهد که معنای در جای خود نبودن شما چیست. افراد بسیاری را مشاوره داده ام. افرادی که به آنها تنها چیزی که گفته ام این بوده است : ” یکی از مشکلات تو این است که تو در مکان جغرافیایی صحیحی نیستی.” تو قرار نیست اینجا باشی. هرگز نمی توانی به طور کامل ثمر بخش باشی تا اینکه در جای خودت قرار بگیری. اما جای شما مشخصاً به معنای مکان جغرافیائی تان نیست بلکه جایگاهتان در خداوند است، جای شما در بدن مسیح .کتاب مقدس چنین می گوید که هر یک از ما باید عضوی از اعضای بدن مسیح باشیم و به عنوان عضو بدن او هر کدام از ما باید در جای صحیحی که متعلق به آن عضو است قرار بگیریم. اگر دست ها به ران ها و پاها به بازوان چسبیده باشد احمقانه خواهد بود. شما باید بفهمید چه عضوی هستید تا بتوانید در جایی که صحیح و مناسب شما است قرار بگیرید. خدا ما را نجات داده و به زندگی مقدس فراخوانده است نه به سبب اعمال ما بلکه به خاطر رحمت و فیض خود. فیضی که در مسیح عیسی از ایام عزل به ما عطا شده بود.
” پس از شهادت بر خداوند ما عار مدار و نه از من که به خاطر او در بندم بلکه تو نیز با اتکا به نیروی الهی در رنج کشیدن برای انجیل سهیم باش . خدا ما را نجات داده و به زندگی مقدس فرا خوانده است. این نه به سبب اعمال ما بلکه به خاطر قصد و فیض خود اوست . فیضی که در مسییح عیسی از ایام ازل به ما عطا شده بود . ” ( دوم تیموتائوس ۱ : ۸ ، ۹)
این قسمت از کتاب مقدس قسمتی بسیار عالی است و ما تقریبا از درک عمق کامل آن ناتوانیم. کلام خداوند می گوید : ” خداوند ما را نجات داده ” اما این فرایند در همین جا متوقف نمی شود. هیچ نقطه و یا ویرگولی بعد از آن وجود ندارد او سریعاً ادامه می دهد ” ما را فرا خواند “. نجات یافتن یعنی فرا خوانده شدن. کسی وجود ندارد که نجات یافته باشد اما فرا خوانده نشده باشد. مسیحیان بسیاری وجود دارند که نجات را دارند اما از خواندگی خود اطلاعی ندارند. این بدان معنی نیست که آنها فرا خوانده نشده اند. وقتی خداوند شما را نجات می دهد در همان زمان شما را نیز فرا می خواند. تا زمانی که در خواندگی خود قرار نگیریم و آن خواندگی در زندگی تان محقق نشود شما دائماً نا امید خواهید بود و از وضعیت خود راضی نخواهید بود.
عیسی جان از تو متشکرم که مرا به عنوان عضوی از بدن خود خوانده ای. اعلام می کنم که من جای خود و خواندگی خود را در تو یافته ام. من عضو بدن مسیح هستم . آمین
خدمت هر ایماندار به مسیح
رومیان ۱۲: ۵ – ۷
۵ هر یک از ما عضوی از بدن او هستیم و برای تکمیل آن لازم می باشیم و مسئولیت و وظیفه ای مشخص در آن داریم . اما در کل ، همه متعلق به یکدیگریم و به هم نیاز داریم . ۶ خدا از روی لطف خود، به هر یک از ما نعمت و عطای خاصی بخشیده است تا وظایف خاصی را انجام دهیم . اگر خدا به شما نعمت نبوت کردن داده است ، هرگاه مطمئنید خدا ازطریق شما سخن می گوید، نبوت کنید، یعنی پیغامهای خدا را به کلیسا اعلام نمایید. ۷ اگر نعمت شما، خدمت کردن به دیگران است ، این کار را بطرز شایسته انجام دهید. اگر نعمت تعلیم دادن دارید، خوب تعلیم بدهید.
، معنا و مفهومی که این دنیا از، "موفقیت" به ما میآموزد، با آن چه که خداوند منظور دارد، بسیار متفاوت میباشد.
برای مثال، خدمت یک شبان را در نظر بگیرید.
شاید برای یک شبان کلیسا، دریافت افتخار و اعتبار در صورت دیدن رشد تعداد اعضای کلیسایش آسان باشد.
چرا که مردم معمولاً به اشتباه موثر بودن یک خدمت و کلیسا را در رشد تعداد اعضای آن میدانند.
اما خداوند جدا از این که مردم چگونه به خدمتهای ما نگریسته و اعتبار میدهند، مشتاق است تا ما وی را فروتنانه و با تمام دل پیروی نمأییم.
این هیچ فرقی نمیکند که خدمت ما عدهٔ زیادی را به خود جذب نماید یا نه.
از نظر خداوند، آن خدمتی موفقیت آمیز است که، در جهت اطاعت از خواستهٔ او - و فقط با نیّت جلال نام او در فروتنی انجام پذیرفته باشد!
این مهم برای هر ایمانداری متفاوت است.
بعضی از ایمانداران دارای خدماتی هستند که مشهود بوده و قابل دیدن توسط عموم مردم.
اما بسیاری نیز مسیح را در نهان و به دور از چشم عموم خدمت مینمایند.
از این رو، خدمات این عزیزان با همهٔ اهمیّت و ارزشی که دارد، توسط مردم دیده نمیشود.
عطایأیی که خداوند به ایمانداران و پیروان مسیح داده، برای استفاده آنها در مسولیتهای بسیار خاصی است که بر عهدهٔ آنها گذارده است.
روح القدس مسئولیت و نوع خدمت ما را برای خداوند بر ما آشکار خواهد فرمود.
در پی آن، ما باید بهترین خود را در راه به انجام رسانیدن آن خدمت به کار ببریم.
البته خدمت ما هر چه که باشد، هیچ ارزشی نخواهد داشت مگر آن که خداوند روح حیات و برکت خود را در آن دمیده باشد.
به عبارتی دیگر، خداوند ما را با مشیت و حکمت الهی خود بر انجام خدمات و مسئولیتهای خاصی گماشته است.
این خداوند است که، نوع خدمت و مسئولیت ما را در راه گسترش ملکوتش تعیین میفرماید - قوت، عطیه و استعداد لازمه را عطا میفرماید و هم خود موجب برکت آن خدمت میگردد.
جلال و افتخار همه متعلق به خداوند است!
ما نیز به خاطر پیروی از خداوند و ایفای نقش خود در نقشهٔ او برکت مییابیم.
به عنوان وسیلهای برای خدمت در ملکوت خداوند، باید از او سپاسگزار باشیم.
ما در راه ماموریت خود برای خداوند، تمام اعتبار و افتخار را به وی داده و از شکست نخواهیم هراسید.
در هر گام در راه خدمت به او، همواره با امید و شادی به پیش میرویم و اطمینان داریم که خداوند خود، خواست و منظور الهیش را به پایان خواهد رسانید.
افتخار و جلال تنها شایستهٔ کسی است که، "خلق فرموده - تقدیس نموده - قوت بخشیده و استوار نگاه میدارد."
خداوند شما را برای انجام یک خدمت بسیار مشخصی برای گسترش ملکوت خود آفریده است!
او مایل است تا از زندگی شما استفاده نموده و اجازه بدهد تا شما دست پر توان او را در قادر ساختن شما در اجرای آن خدمت خاص مشاهده نمأیید.
با توجه کامل به صدای خداوند گوش بسپار - از خواست او در زندگی خود اطمینان حاصل کن و در همکاری با او، شاکر و کوشا باش.
چرا که خداوند حتما شما را قادر به انجام خدمتی که بدان خوانده میگرداند!
ما به یکدیگر نیاز داریم
من عضو بدن مسیح هستم.
پولس در افسسیان ۱ : ۲۲ – ۲۳ تصویری از قوم خدا بر روی زمین ارائه می دهد. پولس این تصویر در را اول قرنتیان بسط و گسترش داده و چنین می گوید:
” بدین قرار شما بدن مسیح هستید و هر یک عضوی از آنید . ” ( اول قرنتیان ۲۷:۱۲)
او مثالهای مختلفی از بدن فیزیکی ما ارائه می دهد تا بر این حقیقت تاکید نماید که ما به عنوان مسیحیان به یکدیگر نیاز داریم. کامل ترین و معتبرترین تصویر کلیسا به عنوان بدن مسیح در افسسیان آمده است. در این تشبیه می بینیم که پولس به طور خاص دربارۀ مسیحیان به عنوان یک جمع سخن می گوید. ظاهراً او در اینجا به هیچ نکته ای که فردی باشد اشاره ای نمی کند. ( افسسیان ۱ : ۳ – ۱۲ را مطالعه کنید. ) زمانی که با دقت بقیۀ صفحات رسالۀ افسسیان را می خوانیم در می یابیم که این پیغام از ابتدا تا انتهای رساله تأیید می شود. در این رساله هیچ وعده و هیچ دعایی برای شخص خاصی نمی شود. تنها در ۶ آیه آخر یک استثنای کوتاهی وجود دارد. پولس رساله ای خود را با درخواست دعا برای خود به پایان می رساند.
تمرکز بر بدن مسیح به عنوان یک کل در افسسیان۶ : ۱۰ – ۱۸ به اوج خود می رسد جایی که پولس درباره نبرد روحانی سخن می گوید. در آیه ۱۲ تمام واژه های کلیدی به صورت جمع هستند. هم آن واژه هایی که درباره قوم خدا هستند و هم آن واژه هایی که برای نیروهای مخالف بکار می روند. ما علیه قدرت ها ، ریاست ها ، خداوند گاران این دنیای تاریک و علیه فوج های ارواح شریر در جای های آسمانی می جنگیم. بنابراین نبرد روحانی، نبردی شخصی نیست بلکه نبردی بزرگ با نیروهای تاریکی است. در این نبرد جایی برای کماندارهای تنهائی که هر کدام اهداف شخصی خود را دنبال می کنند وجود ندارد. برای کسب پیروزی قوم خداوند باید به صورت هماهنگ با یکدیگرعمل نمایند. برای این کار لازم است که قوم خدا با نظم و آمادگی لازم و با اقتدار کتاب مقدسی به پیش بروند.
عیسی جان از تو متشکرم که مرا عضو بدن خود قرار داده ای. اعلام می کنم که من تنها نیستم بلکه من در کنار بقیۀ اعضای بدن مسیح ایستاده ام. زیرا من عضوی از بدن مسیح هستم. آمین
لطفا این تعلیم رو تا به آخر بخونید و در مورد اون به خانواده ، دوستان و ....
هشدار دهید
موضوع :
دیدگاه مسیحیت درباره فالگیری و ...
ایماندارانی که زمانی در ایمان غیر
مسیحی بودند و دنبالِ روی مدیتیشن ومراقبه و ... بودند ،
تا به یک شرایط روحی مناسب برسند ،
حال که وارد ایمان مسیحی میشوند ،
فکر میکنند که همچنان باید آن را دنبال کنند.
در ایمان مسیحی هر نوع مراقبه یا مدیتیشن،
هر نوع عرفان (شرقی و حلقه و ...)
و انواع فالگیرها (ورق ، قهوه ، کتاب و ...)
طالع بینی ،اعتقاد به چشم نظر و اسپند دود کردند و....
در ورژن روحانی امروزی ارتباط
با فرشتگان
(اینکه فرشتگان برای ما کاری را انجام دهند)
احضار ارواح ....
تمام اینها را کتاب مقدس
(مسیحیت راستین)
در واقع رد میکند
و یک ایمانداری که به حقیقت کلام پی برده باشد ،
به دنبال اینها نیست
بلکه از راههای بد گذشته توبه کرده و در
مسیر خدا ترسی قدم بر میدارد
کتاب مقدس در انجیل یوحنا می فرماید؛
و حقیقت را خواهید شناخت،
و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد.
یوحنا 32:8
ا
رفتار صحیح با یکدیگر
من عضو بدن مسیح هستم.
دنیا پر از افراد مختلفی است. ممکن است به ظاهر یک فردی نگاه کرده و بگوئید زیاد علاقه ای به او ندارید و حتی ممکن است در آینه نگاه کنید و همان چیز را دربارۀ خود بگوئید اما ما باید به برادران و خواهران خود در بدن مسیح فراتر از ظاهرشان نگاه کنیم. یعنی افرادی که عیسی برای آنها خونش را ریخت و جانش را فدا ساخت. اگر ما نتوانیم به دیگران احترام گذاشته و با آن ها به درستی رفتار کنیم، خداوند را محزون خواهیم ساخت. زیرا خداوند آن قدر تمام انسان ها را دوست داشت که برای آنها جانش را داد. زمانی که ما رفتاری اشتباه نسبت به عضوی از بدن مسیح داریم باعث می شویم که خداوند به سختی غمگین شود. مخصوصاً زمانی که ما به فرد دیگری به دیدۀ تحقیر نگاه کرده و او را بی ارزش بشماریم. به نظر من مردم قرنتس نیز همین مشکل را داشتند. افرادی که پولس دو رسالۀ خود را خطاب به آنها می نویسد. روابط اشتباهی آنجا وجود داشت. آنها نمی توانستند بدن خداوند را تمییز دهند.( اول قرنتیان ۲۹:۱۱ را مطالعه کنید.) و پولس چنین گفت:
"از همین روست که بسیاری از شما ضعیف و بیمارند و شماری هم خفته اند." ( آیه ۳۰).
به نظر من امروزه این یکی از دلایل وجود بیماری در میان مسیحیان همین نکته است. متأسفانه باید بگویم که بسیاری از مسیحیان با یکدیگر به عنوان اعضای بدن مسیح به درستی رفتار نمی کنند.
عیسی جان از تو متشکرم که مرا عضوی از بدن خود خوانده ای. اعلام می کنم که با فیض تو من اعضای دیگر بدن تو را محترم شمرده وهر کدام از آنها را به عنوان فردی خواهم دید که عیسی برای او جانش را فدا کرده است .زیرا من عضوی از بدن مسیح هستم. آمین
چه بايد کرد زمانی که احساس نگرانی می کنیم؟
تمام انديشه خود را به وی واگذاريد زيرا که او برای شما فکر می کند. اول پطرس ٧:۵
دل شما مضطرب نشود! به خدا ايمان آوريد به من نيز ايمان آوريد. ١:١۴ يوحنا
سلامتی خدا در دلهای شما مسلط باشد که به آن هم در يک بدن خوانده شده ايد و شاکر باشيد.
١۵:٣ کولسيان
برای هيچ چيز انديشه مکنيد، بلکه در هر چيز با صلات و دعا با شکرگزاری مسئولات خود را به خدا عرض کنيد. و سلامتی خدا که فوق از تمامی عقل است، دلها و ذهنهای شما را در مسيح عيسی نگاه خواهد داشت. ٧و ۶:۴ فيليپيان
دل ثابت را در سلامتی کامل نگاه خواهی داشت، زيرا که بر تو توکل دارد. ٣:٢۶ اشعيا
به سلامتی می خسبم و به خواب هم می روم زيرا که تو فقط ای خداوند مرا در اطمينان ساکن می سازی.
٨:۴ مزمور
اما خدای من همه احتياجات شما را بر حسب دولت خود در جلال در مسيح عيسی رفع خواهد نمود.
١٩:۴ فيليپيان
هنگامی که بخوابی، نخواهی ترسيد و چون دراز شوی خوابت شيرين خواهد شد. امثال ٢۴:٣
زيرا ما که ايمان آورديم، داخل آن آرامی می گرديم، چنانکه گفته است: " در خشم خود قسم خوردم که به آرامی من داخل نخواهند شد." پس برای قوم خود آرامی سَبَت باقی می ماند. ٩و ٣:۴ عبرانيان
از آن جهت که تفکر جسم موت است، لکن تفکر روح حيات و سلامتی است. ۶:٨ روميان
آنانی را که شريعت تو را دوست می دارند، سلامتی عظيم است و هيچ چيز باعث لغزش ايشان نخواهد شد. ١۶۵:١١٩ مزمور
آنکه در سِتر حضرت اعلی نشسته است، زير سايه قادر مطلق ساکن خواهد بود. در باره خداوند می گويم که او ملجا و قلعه من است و خدای من که بر او توکل دارم. ٢و١:٩١ مزمور
سلامتی خود را برای شما می گذارم، سلامتی خود را به شما می دهم. نه چنان که جهان می دهد، من به شما می دهم. دل شما مضطرب و هراسان نباشد.
٢٧:١۴ يوحنا
فرا خوانده شده ایم تا مقدس باشیم
من مقدس هستم.
پولس ایمان داران رومیان را چنین خطاب می کند ” به همه آنها که در روم محبوب خدایند و فراخوانده شده اند تا از مقدسان باشند “( رومیان ۷:۱)
واژۀ مقدسان به افرادی اشاره می کند که دارای قدوسیت هستند. واژه بودنto be در زبان انگلیسی در حین ترجمه به این آیه اضافه شده است. از لحاظ لغوی در زبان یونانی این قسمت چنین نوشته شده است ” مقدس خوانده شده اند. ” به یاد داشته باشید که قدوسیت نوعی صلاحیت ظاهری نیست که ممکن است برخی ایمانداران به دست بیاورند. بلکه امری است که از تمامی ایمانداران انتظار می رود. پولس انتظار نداشت که گروه خاصی از ایمانداران خود را جدا کرده تا از دسترس بقیه ما که ایمانداران معمولی هستیم قرار نگیرند. به نظر پولس همه ایمانداران باید مقدس باشند. زمانی که شما مژده نجات مسیح را می پذیرید خداوند شما را مقدس می خواند. شما کسی هستید که جدا شده اید. زمانی که شما تسلیم روح القدس شده و عادل شمرده شدید ممکن است به خود نگاه کنید و چنین بگوئید. ” خوب من واقعاً مقدس به نظر نمی آیم. اما آنچه پولس گفت را به یاد داشته باشید که ” خداوند نیستی ها را به هستی فرا می خواند. ” ( رومیان ۱۷:۴ ) خداوند ابراهیم را پدر قوم های بسیاری می خواند قبل از آنکه حتی او یک پسر داشته باشد. ( پیدایش ۱۷ : ۴ ، ۵ را مطالعه کنید.) زمانی که خداوند شما را با عنوانی خطاب می کند این به آن معنا است که خداوند می خواهد شما را به آن عنوان برساند. وقتی خداوند شما را مقدس می خواند شما مقدس هستید زیرا او شما را مقدس خوانده است. ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا قدوسیت در زندگی شما خود را آشکار کند اما حکم او برای شما این است.
خداوندا از تو متشکرم که مرا فرا خوانده ای. اعلام می کنم که تو عنوان مرا در زندگیم محقق می سازی. زیرا من مقدس هستم .
آمین
فرا خوانده شده ایم تا مقدس باشیم
من مقدس هستم.
پولس ایمان داران رومیان را چنین خطاب می کند ” به همه آنها که در روم محبوب خدایند و فراخوانده شده اند تا از مقدسان باشند “( رومیان ۷:۱)
واژۀ مقدسان به افرادی اشاره می کند که دارای قدوسیت هستند. واژه بودنto be در زبان انگلیسی در حین ترجمه به این آیه اضافه شده است. از لحاظ لغوی در زبان یونانی این قسمت چنین نوشته شده است ” مقدس خوانده شده اند. ” به یاد داشته باشید که قدوسیت نوعی صلاحیت ظاهری نیست که ممکن است برخی ایمانداران به دست بیاورند. بلکه امری است که از تمامی ایمانداران انتظار می رود. پولس انتظار نداشت که گروه خاصی از ایمانداران خود را جدا کرده تا از دسترس بقیه ما که ایمانداران معمولی هستیم قرار نگیرند. به نظر پولس همه ایمانداران باید مقدس باشند. زمانی که شما مژده نجات مسیح را می پذیرید خداوند شما را مقدس می خواند. شما کسی هستید که جدا شده اید. زمانی که شما تسلیم روح القدس شده و عادل شمرده شدید ممکن است به خود نگاه کنید و چنین بگوئید. ” خوب من واقعاً مقدس به نظر نمی آیم. اما آنچه پولس گفت را به یاد داشته باشید که ” خداوند نیستی ها را به هستی فرا می خواند. ” ( رومیان ۱۷:۴ ) خداوند ابراهیم را پدر قوم های بسیاری می خواند قبل از آنکه حتی او یک پسر داشته باشد. ( پیدایش ۱۷ : ۴ ، ۵ را مطالعه کنید.) زمانی که خداوند شما را با عنوانی خطاب می کند این به آن معنا است که خداوند می خواهد شما را به آن عنوان برساند. وقتی خداوند شما را مقدس می خواند شما مقدس هستید زیرا او شما را مقدس خوانده است. ممکن است مدت زمانی طول بکشد تا قدوسیت در زندگی شما خود را آشکار کند اما حکم او برای شما این است.
خداوندا از تو متشکرم که مرا فرا خوانده ای. اعلام می کنم که تو عنوان مرا در زندگیم محقق می سازی. زیرا من مقدس هستم . آمین
فرزندان و وارثان
من به عنوان فرزند خداوند، به فرزند خواندگی پذیرفته شده ام.
رومیان ۸ : ۱۵ – ۱۷ در اینباره به مسیحیان می نویسد: که از طریق ایمانشان به عیسی چه امکاناتی در اختیار آن ها قرار می گیرد.
” چرا که شما روح بندگی را نیافتید تا باز ترسان باشید بلکه روح پسر خواندگی را یافته اید که به واسطه ای آن ندا در می دهیم ابا پدر. و روح خود با روح ما شهادت می دهد که ما فرزندان خداییم و اگر فرزندانیم پس وارثان نیز هستیم یعنی وارثان با خدا و هم ارث با مسیح زیرا اگر در رنج های مسیح شریک باشیم در جلال او نیز شریک خواهیم بود
در زبان آرامی یا عبری واژۀ ” ابا “معادل واژۀ بابا در انگلیسی است. بنابراین در اینجا می بینیم که رابطۀ صمیمانه با خدای پدر مطرح است. خدایی که ما او را بابا خطاب می کنیم. خود روح خداوند است که این اطمینان و تضمین را به ما برای چنین کاری می دهد. کتاب مقدس به ما می گوید ما فرزندان خداییم اما روح خداوند شخصاً این حقیقت را در قلب های ما تقویت می کند. ما فرزندان خداییم و زمانی که ما فرزند می شویم وارث نیز می گردیم و ما وارثین خدا و هم ارث مسیح می گردیم. البته یک شرط در این جا بازگو می شود. ما باید شریک رنج های او نیز باشیم. به یاد داشته باشید که مروارید محصول فشار و تنگی است. مهم است که بدانیم معنای هم ارث بودن چیست. این بدان معنا نیست که هر کدام از ما تکه ای از کل ارث را سهم خواهیم برد. بلکه این بدان معنا است که عیسی به عنوان اولین پسر خداوند تمامی ارث را دارد و ما نیز از تمامی ارث در عیسی برخورداریم و هر کدام از ما نسبت به کل ارث حق داریم که در واقع ارث عیسی است. تقسیم کردن یکی از قوانین ملکوت خداوند است. هر کدام از ما سهم خود را نمی گیریم بلکه با یکدیگر هر آنچه خدای پدر دارد را شریک می شویم و هر آنچه مسیح پسر دارد را نیز شریک می گردیم.
خداوندا از تو متشکرم که مرا در محبت برگزیده ای. اعلام می کنم که من فرزند خداوند و هم ارث با مسیح هستم. من توسط خداوند به فرزند خواندگی پذیرفته شده ام . آمین
,,هر وقت که عاشق شدی بدان که صید خدا شده ای.
هنگامي که عیسی مسیح به سراغ شمعون ماهیگیر رفت تا او را به عنوان شاگردش انتخاب کند.
عیسی مسیح فرمود : شمعون از این پس به جای ماهی مردم را صید کن و به راه خدا بیاور. شمعون، شاگرد عیسی شد و بعد از آن تمام عمرش در راه خدا گذشت?
خیلی جالب است که عیسی مسیح از کلمه صید استفاده میکند و ما در ادبیات عموما صید را برای جریانی عاشقانه و پر محبت استفاده میکنیم.
شمعون کسی را به زور وارد راه خدا نمی کرد بلکه خودش آنقدر اهل محبت شد ،که همه صید لطفش میشدند
این امر به خصوص درمورد فرزندانمان صحت دارد ،آنها باید صید و عاشق راه خدا شوند،آنها باید ابتدا در ما عشق و تحول را ببینند
وگرنه هیچ کس حاضر نیست از یک خدای کهنه و نهی کننده و خشن اطاعت کند.
چنین خدایی ساخته انسانهاست.
هر وقت که عاشق شدی بدان که صید خدا شده ای,,
قدرت خدا در زندگى ما
قدرت چيزى است كه در اين دنيا خيلى ها به دنبال آن هستند. قدرت براى عوض كردن، براى فتح كردن، حكم كردن، دستور دادن و امر كردن.
قدرت هاى انسانى كم يا زياد، ناپايدار هستند و گاهى همراه با ترس، كه مبادا روزى آن قدرت گرفته شود.
براى كسى كه با خداوند زندگى مى كند، قدرت معنى و مفهوم ديگرى دارد.
با هم به چند آيه از كتاب مقدس در اين باره توجه كنيم.
كلام خدا ميفرمايد: نه به قدرت، نه به قوّت، بلكه به روح خداوند.به قوّت تمام زورآور شويد، تا صبر كامل و تحمل را با شادمانى داشته باشيد قوّت هر چيز را در مسيح دارم كه مرا نيرو مى بخشد. آمين
قوّت خداست كه ما را نيرو مى دهد، فيض خداست كه ما را توانمند مى كند.
طبق كلام خدا هر كس كه مى بخشد، محبت مى كند و همسايه خودش را مثل خودش دوست دارد، او يك شخص قدرتمند است.
دوست عزيز باشد كه اين قدرت و محبت را از خداوند دريافت كنى و بچشى، كه قدرت واقعى در محبت واقعى است و محبت واقعى از خدا سرچشمه مى گيرد. اين محبت تو را هر روزه روز، يارى كند و دست تو را بگيرد.
در نام عيسى مسيح آمين
"زيرا روحى كه خدا به ما بخشيده، نه روح ترس، بلكه روح قوّت و محبت و انضباط است."
دوّم تيموتائوس ١:٧
آرامش آدمها با ارزش ترین
حس دنیاست
براتون یک دنیا آرامش
ویک دنیا تندرستی،ویک عالمه
خوشبختی وبرکت..
ازخدای بزرگ خواستارم
لحظه هاتون پر از عطر گل.!!
پر از ملودی شاد
پر از حس خدایی .
هر چقدر که شناخت ما از خداوند و عیسی مسیح بیشتر بشود به همان قدر عمق حیات جاودانی را خواهیم شناخت. مسیح برای ترمیم رابطهٔ شخصی ما با خداوند آمد، صلیب پل را ایجاد کرد. مسیح با مرگ خود ضامن عهدی بهتر شد.
*رومیان ۱۷:۱،
زیرا انجیل نشان می دهد که خدا چگونه آدمیان را کاملاً نیک میشمارد و این پایه ایمان و بر ایمان بنا شده است، چنانکه کتاب مقدس می فرماید شخص نیکو به وسیله ایمان زندگی خواهد کرد.
*حَبَقوق ۴:۲
پیغام این است مردم بدکار هلاک می شوند اما شخص نیکو به وسیله ایمان زندگی خواهد کرد.
*مزمور ۴:۱۱۰
خداوند قسم خورده است و پشیمان نخواهد شد، که تو تا به ابد کاهن هستی،
کاهنی در رتبه ملکی صدق
شناخت مسیح یعنی شناخت درد و رنج او بر روی صلیب. هر که به صلیب نگاه کند حیات دارد. مسیح در باغ جتسیمانی تسلیم ارادهٔ پدر شد تا اینکه برای ما حیات الهی را جاری کند.
*عبرانیان ۲۶:۹ را مقایسه کنید با *لاویان ۱:۱۷
یونس بخاطر نا اطاعتی از خداوند دریا را به تلاطم کشید و جان دیگران را بر روی کشتی به خطر کشید. بخاطر همین نا اطاعتیها است که امروز در جهان ما صلح نیست و پر از مشکلات هست. در مشکلات و سختیها نگران نباشید و نا امید نشوید که از این مشکلات بیرون نخواهید آمد چون خداوند قادر هست. اگر تو در نا اطاعتی باشی و در خواب، اگر تو خودت بیدار نشوی دیگران تو را بیدار خواهند کرد، چون جان دیگران هم به همراه تو در خطر است.
در عبرانیان ۵ میگوید که مسیح اطاعت را آموخت.
*مکاشفه ۱۸:۱
مسیح میخواهد ما در اطاعت از خداوند بمانیم تا فیض او را دریافت کنیم. پیروزی در فروتنی هست. فروتنی قدرت هست. *یوحنا ۱:۱۷-۳
*یوحنا ۴:۱۸ مسیح میدانست چه بر وی خواهد گذشت
*یوحنا ۱۶:۱۸ در کلام مسیح قدرت بود. مسیح خود را در فروتنی معرفی کرد.
در تولد تازه خود را بشناسیم، قدرت و قوت خودمان را بشناسیم و در فروتنی از آن استفاده کنیم. اقتداری که عیسی مسیح به ما داده است میتوانیم آنچه که در آسمان هست به روی زمین بیاوریم. مسیح کاهن اعظم زندهٔ ماست و بیایید هر روز با او همقدم شویم.
*متىٰ ۱:۱۷
همه چیز در مسیح خلاصه میشود، موسی و ایلیا هر دو یک پیغام داشتند، مرگ مسیح به روی صلیب. مسیح بعد از مرگ به روی صلیب وقتی که بر شاگردان ظاهر شد جلال مسیح را دیدند. بگذارید که امسال مسیح چشمان ما را باز کند و ما را ببرد به مکاشفات به جلال در دیدن چیزهایی از بالا.
خداوند میخواهد که دل ما را گرم کند. نگران این نباشید که خیلی چیزها را از دست دادهاید، چون خداوند برکت خواهد داد.
*لوقا ۱:۱۷
خودمان را در بدن مسیح را بشناسیم. نگذاریم که دیگران باعث لغزش ما شوند یا ما باعث لغزش دیگران. چون ما اگر دست و پای مسیح هستیم این دست و پا در بدن زنده هست، در کلیسا که بدن مسیح هست زنده هست نه به دور از او. بیایید بجای لغزش دعا کنیم در روحالقدس تسلی بگیریم، بنا کنند و سازنده باشیم، نصیحت کنیم، در روح رفتار کنیم و بر شیطان مقابل کنیم.
اگر تقاضایی دارید از خداوند مواظب باشید مثل لوقا ۱:۱۷-۱۷ عمل نکنید.
مواظب باشیم که فقط برای گرفتن جواب دعا دنبال مسیح نرویم بلکه برای شناخته مسیح به دنبال او برویم.
خداوند برای هر کدام از ما نقشه و ارادهای دارد، چیزهای عالی در نظر دارد و فقط با اطاعت از او میتونیم به این برکات برسیم. *مزمور ۱۳۹: ۱ تا آخر (۱۶ مهم)
*یوحنا ۱۷:۱۷ را مقایسه کنید با متىٰ ۱۷:۱۷
وقتی که مشکلات و سختیها پیش میآیند مشکلات را بزرگ نکنیم و خداوند را کوچک! از پین دره به بالا نگاه کردن مشکل است. مشکلات را از بالا از دیدگاه خداوند کوچک و خداوند را بزرگ ببینیم. در کلام و دعا بمانیم و خداوند مشکلات تو را حل خواهد کرد.
