es
Feedback
خدمت رشد روحانی

خدمت رشد روحانی

Ir al canal en Telegram

در صورت نیاز با ایمیل ما تماس بگیرید: Info@sgministry.ca

Mostrar más
380
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-330 días
Archivo de publicaciones
درپس همه شکستها باز او ایستاده وقتی میبینی زحماتت برباد رفته ● وقتی کارهایت نتیجه نداده ●وقتی حس میکنی فرصت هایت به آخر  رسیده ●وقتی احساس میکنی شکست خورده ای بیاد بیاور که خدایی بر  در قلب  ایستاده که خدای بار دیگر است. . 📖 او در " کتاب ارمیا فصل 31 " به قومی که  کاملا شکست خورده و در شرایط اسارت  و تبعید  و محو شدن هویتشان قرار گرفته بودند " هشت مرتبه " میگوید: من خدای بار دیگر هستم و در  تاریخ میخوانیم که آنها را " بار دیگر "به صحنه زندگی برگردانید. او در آن شرایط سخت با  اقتدار  به آنها گفت: ~آیه 4 -  بار دیگر ترا بنا خواهم کرد ~آیه 4 -  بار دیگر با سرودها خواهی رقصید ~آیه 5 -  بار دیگر درختان انگورت را خواهی کاشت ~آیه 12 - بار دیگر غمگین نخواهی شد ~آیه 23 - بار دیگر مردم را برکت خواهی داد ~آیه 29 - بار دیگر از زخم زبان ها پیروزمند بیرون خواهی آمد  ~آیه 34 - بار دیگر مردم خدا را بوسیله خدمتت خواهند شناخت ~آیه 40 - بار دیگر شرایط زندگی ات برای خداوند مقدس خواهد بود . آن خدا  امروز بر در قلبت ایستاده و میکوبد و میگوید اگر باز کنید داخل خواهم شد و بار  دیگر  با هم مصاحبت و  همکاری  خواهیم داشت .

ملکوت خدا ملکوت خدا یا ملکوت آسمان اشاره به مکانی خاص نیست و مانند حکومت‌‏های دنیوی نمی‏باشد. ملکوت خدا ملکوتی روحانی است که خدا با اقتدار بر آن حکمرانی می‏کند. به یک معنی، ملکوت خدا در همه جا هست. اما در عهد جدید، ملکوت خدا معمولا به معنی ”حکومتی“ روحانی است که در آن، فرشتگان و انسانها خدا را پرستیده، از او اطاعت می‏کنند. بنابراین، به این معنا، دنیا هنوز ملکوت خدا محسوب نمی‏شود، بلکه ملکوت شیطان است. شیطان رئیس این جهان است (به یوحنا ۱۲: ۳۱، ۱۶: ۱۱ و تفسیر آن مراجعه کنید). با وجود این، به معنایی دیگر، عیسی ملکوت خدا را بر زمین آورد. تمام کسانی که به عیسی ایمان دارند، بلافاصله از حکومت شیطان یعنی قلمرو ظلمت آزاد شده، وارد ملکوت خدا می‏شوند. مسیحیان، حتی هنگامی که هنوز بر زمین هستند، در ملکوت خدا زندگی می‏کنند. ما شهروندان ملکوت خدا هستیم و او فرمانروای ماست. خدا توسط روح‏ القدس خود به ما کمک می‏کند تا شیطان را مغلوب کنیم؛ هنگامی نیز که بدنهای ما از بین می‏روند، ما در ملکوت خدا، در آسمان، به زندگی خود ادامه می‏دهیم. بنابراین، هنگامی که ما به واسطه ایمان در مسیح هستیم، وارد ملکوت خدا می‏شویم. به یک معنا ملکوت وارد وجود ما می‏شود و خدا در درون ما فرمانروایی می‏کند (به لوقا ۱۷: ۲۰-۲۱ مراجعه کنید). پیام اصلی که عیسی موعظه می‏کرد، این بود: ”وقت تمام شد و ملکوت خدا نزدیک است. پس توبه کنید و به انجیل ایمان آورید!“

برکت و  لعنت در صفهای بسیار طولانی،  به کارهایی می پردازیم که کمتر برای آن وقت داریم، ~ مطالعه، پیامکی به دوستان، ~ تفکر در باره خود و زندگیمان، ~ گپی با افرادی که در صف هستند ~ و شاید هم دعایی می کنیم ~ و برخی اوقات هم برای این کارها وقت نمی گذاریم و بالعکس، ~ به عصبانیت و شکایات و استرس هایمان ادامه می دهیم. شکایت کردن و غر زدن، تنهاکاری است که باعث حمله ی مارها در بیابان بر قوم اسراییل شد. این گناه باعث خسارت بزرگی شد، شکایت ها درهای رحمت را بست و در را به روی آن مار قدیمی گشود. شکایت از شرایطی که در آن هستیم، زندگی ما را تلخ می کند و آرامش از ما دور می شود و درهای رحمت خدا را نیز می بندد. شکایت عملا بر ضد شکرگزاری هست، همانطور که شکرگزاری برکت و رحمت خدا را بر زندگی ما جاری می سازد،  شکایت نیز لعنت بر زندگی ما می آورد. امروز برکت و لعنت در پیش ما قرار دارد، و خدا از ما می خواهد که با          شکرگزاری آرام باشیم     و برکت را انتخاب کنیم !

هیچ چیزی را بی جواب نگذار            جواب سلام را باسلام بده جواب تشکر را با تواضع جواب کینه را با گذشت جواب بی مهری را با محبت جواب دروغ را با راستی جواب دشمنی را با دوستی جواب خشم را به صبوری جواب سرد را به گرمی. جواب نامردی را با مردانگی جواب پشت کار را با تشویق جواب بی ادب را با سکوت جواب نگاه مهربان را با لبخند جواب لبخند را با خنده جواب دل مرده را با امید جواب منتظر را با نوید جواب گناه را با بخشش هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار، مطمئن باش هر جوابی بدهی یک روزی، یک جوری، یک جایی به تو باز گردد

ببخش آن‌هایی را که به تو صدمه زده‌اند؛ حتی اگر گمان می‌کنی آنچه آن‌ها با تو کرده‌اند غیرقابل بخشش است. تو آن‌ها را می‌بخشی                نه به این دلیل که آن‌ها                              مستحق بخشش‌اند تو آن‌ها را می‌بخشی زیرا خدايت خواست           و تو دوست نداری با                  یادآوری آزار و اذیتِ آن‌ها                          خود را رنجیده خاطر کنی وقتی زخمی را لمس می‌کنی            و احساس درد نمی‌کنی                      بدان که به معنای                            حقیقی کلمه، بخشیده‌ای دیگران را ببخش آنگاه شاهدِ معجزه‌هایی بزرگ خدا در زندگیِ خود خواهی بود خود را نیز ببخش، همه‌ خطاهای خود را ببخش اگر خود را ببخشی آنگاه می‌توانی خود را بپذیری و خود را دوست بداری. بخششِ خود، آغاز رویشِ محبت در دل است بخششِ خود بزرگ‌ترین بخششِ زندگی‌ست بخششِ خود موهبتی‌ست خدای که همچون بارانی شفابخش می‌بارد و آلودگی‌ها را می‌شوید و زخم‌های عاطفی تو را شفا می‌دهد بخششِ خود تو را به هواه های پاک می بره.

نکاتی که همه ما مسیحیان لازم است که در نظر داشته باشیم : خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟ از خدا پرسید: «خوشبختی را کجا می‌توان یافت؟» خدا گفت: «آن را در خواسته‌هایت جستجو کن و از من بخواه تا به تو بدهم.» با خود فکر کرد و فکر کرد: «اگر خانه‌ای بزرگ داشتم بی‌گمان خوشبخت بودم.» خداوند به او داد. «اگر پول فراوان داشتم یقیناً خوشبخت‌ترین مردم بودم.» خداوند به او داد. اگر... اگر... و اگر... اینک همه چیز داشت اما هنوز خوشبخت نبود! از خدا پرسید: «حالا همه چیز دارم اما باز هم خوشبختی را نیافتم.» خداوند گفت: «باز هم بخواه.» گفت: «چه بخواهم؟ هر آنچه را که هست دارم.» خدا گفت: «بخواه که دوست بداری... بخواه که دیگران را کمک کنی... بخواه که هر چه را داری با مردم قسمت کنی...» او دوست داشت و کمک کرد و در کمال تعجب دید لبخندی را که بر لبها می‌نشیند و نگاه‌های سرشار از سپاس به او لذت می‌بخشد. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا خوشبختی اینجاست؛ در نگاه و لبخند دیگران...» خوشا به حال کسانی‌که از فقر روحی خود آگاهند زیرا، پادشاهی آسمان از آن ایشان است.  «خوشا به حال ماتم‌زدگان، زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت.  «خوشا به حال فروتنان، زیرا ایشان مالک جهان خواهند شد.  «خوشا به حال کسانی‌که گرسنه و تشنهٔ نیكی خدایی هستند، زیرا ایشان سیر خواهند شد.  «خوشا به حال رحم‌كنندگان، زیرا ایشان رحمت را خواهند دید.  «خوشا به حال پاکدلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید.  «خوشا به حال کسانی‌که در راه نیكی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است.  «خوشحال باشید اگر به‌خاطر من به شما اهانت می‌کنند و آزار می‌رسانند و به ناحق هرگونه افترایی به شما می‌زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی كنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است، چون همین‌طور به انبیای قبل از شما نیز آزار می‌رسانیدند. متّی 5:3 - 8 ,  10 - 12 TPV قضاوت: یک استاد دانشگاه می‌گفت: یک بار داشتم برگه‌های امتحان را تصحیح می‌کردم. به برگه‌ای رسیدم که نام و نام خانوادگی نداشت. با خودم گفتم ایرادی ندارد. بعید است که بیش از یک برگه نام نداشته باشد. از تطابق برگه‌ها با لیست دانشجویان صاحبش را پیدا می‌کنم. تصحیح کردم و 17/5 گرفت. احساس کردم زیاد است. کمتر پیش می‌آید کسی از من این نمره را بگیرد. دوباره تصحیح کردم 15 گرفت. برگه‌ها تمام شد. با لیست دانشجویان تطابق دادم اما هیچ دانشجویی نمانده بود. تازه فهمیدم کلید آزمون را که خودم نوشته بودم تصحیح کردم. اغلب ما نسبت به دیگران سخت ‌گیرتر هستیم تا نسبت به خودمان و بعضى وقت‌ها اگر خودمان را تصحيح كنيم مي‌بينيم به آن خوبى كه فكر مي‌كنيم، نیستیم. کلام خدا می فرماید: مزمور۲۶ :۲ ای خداوند، مرا امتحان کن و بیازما! قلب و وجدان مرا پاک گردان.  محبّت سرشار تو راهنمای من است، من در حضور تو با وفاداری رفتار می‌کنم. قضاوت و فیض خدا ای مرد قدرتمند، چرا به شرارت خود افتخار می کنی ؟ و به مردم نیک آزار می رسانی؟ برای نابود دیگران نقشه می کشی و زبانت مانند تیغ تیز و کار تو خیانت است. بدی را زیادتر از خوبی، و دروغ را بیشتر از راستی دوست داری. ای حیله گر ،تو دوست داری که مردم را با سخنان خود آزار دهی. اما خداوند تو را از خانه ات بیرون کشیده ، برای همیشه نابود خواهد کرد. او تو را از سرزمین زندگان ریشه کن می سازد. نیکوکاران این را دیده خواهند ترسید و به تو خندیده خواهند گفت: " این شخص را ببینید، وی همان کسی است که بر خدا توکل نکرد، بلکه بر ثروت فراوان خود توکل کرد و به شریر پناه داد. " اما من مانند درخت زیتون در خانه خدا هستم. من همیشه به رحمت پایدار او توکل خواهم کرد. خدایا، من همیشه به خاطر آنچه که انجام داده ای از تو تشکر می کنم و در حضور تمام وفاداران اعلام خواهم کرد که تو نیکو هستی.

بیایید دشمنان ایمان را بشناسیم ; ايمان 3 دشمن دارد شک، ترس، بی ايمانی اينها همه با هم همكار هستند. مرقس باب 11 آيه23 آمین، به شما می‌گویم، اگر کسی به این کوه بگوید، از جا کنده شده، به دریا افکنده شو، و در دل خود شک نکند بلکه ایمان داشته باشد که آنچه می‌گوید روی خواهد داد   وقتی در دل خود شك نكند! يعنی وقتی شك می كنيم، شك وارد قلبمان می شود. پس قلب بايد 100٪‏ در اعتماد و يقين باشه. زمانی كه تصميم می گيریم با ايمان راه رویم، شك هم همراه ما شروع به آمدن می کند. وقتی ايمان قوی تر می شود، شك دوستش را صدا می كند كه ترس است. در دوم تيموتائوس باب 1 آيه 7  می فرمايد ترس يك روح است . پس وقتی اجازه بدی ترس وارد قلبت بشه اجازه دادی ترس زندگی تو رو کنترل کنه اگر اعتقاد ايمان، به خداست. اعتقاد ترس، به شيطان است. هيچ چيز ما را از ترس نمی تواند جدا كند به جز ايمان دوم قرنتيان 5 آيه 7 می فرمايد زيرا با ايمان راه می رويم نه با ديدار، ديدن باعث ترس می شود یعنی اگر با ديدمان راه برويم، ترس وارد زندگی ما می شود. افرادی كه به دعا نويسی، جادو، عرفان ها ، فال ‌وفالگیری  دست بزنند درب تاریکی رو به روی زندگیشون باز می کنند وقتی وارد دنيای تاريكی ميشی چه اتفاقی می افتد؟ انجیل یوحنا باب 10آیه 10 كلام خدا می فرماید: دزد نمی‌آید جز برای دزدیدن و کشتن و نابود کردن؛ من آمده‌ام تا ایشان حیات داشته باشند و از آن به فراوانی بهره‌مند شوند. آنقدر این مسئله خطرناك است كه در عهد عتيق جادو حكم إعدام داشت. وقتی شك در فكرت مياد، نشانگر اين است كه شخص، با ايمان دارد راه می رود. شك مياد ولی اجازه نده در قلبت خونه کنه  مارتين لوتر مثال قشنگی دارد ميگه درسته كه پرنده ها بالای سر ما پرواز می كنند ولی نمی گذاريم روی سر ما لانه بسازند. ترس جلوی ايمان را می گيرد. شک و ایمان می توانند با هم در يك فرد باشند ولی ترس و ايمان با هم هيچ وقت راه نمی روند و نمی توانند با هم باشند.

آیا فكر کرده ایم که خدا عاشق ما است!؟ آیا تا بحال از خود سؤال كرده ایم حقيقتاً محبت خداوند چگونه می باشد؟ كلام خداوند در اول يوحنا ٤: ١٦مي فرمايد؛ ما از محبّت خدا نسبت به خود آگاهیم و به آن اطمینان داریم. خدا محبّت است و هرکه با محبّت زندگی می‌کند، در خدا ساكن است و خدا در او. اول یوحنا 4:16 TPV آرى، اين حقيقتى است كه خداوند از ما مي خواهد تا انجام دهيم؛ به ديگران، چه خرد و چه بزرگ، زن يا مرد... به همه بگوئيم كه خداوند آنها را دوست دارد. اين آن چيزى كه خدا مي خواهد ما بدانيم؛ خداوند ما را دوست دارد، نسبت به ما شفقت دارد و تنها چيزى كه از آن متنفر است گناه مي باشد. خداوند ميخواهد ما اين حقيقت را درك كنيم، آنرا بر روى زندگى خود اعلان كنيم و به ديگران نيز بگوييم كه؛ خداوند ما را دوست دارد و به او اعتماد كنيم. اغلب ما در مورد محبت خدا مي شنويم و يا در مورد آن مطالعه مي كنيم. اما شايد أفراد كمى پيدا بشوند كه حقيقتاً محبت را باور داشته باشند. وگرنه خيلى از سخنان و رفتارهاى ما نسبت به خود و يا اطرافيانمان تغيير مي كرد. اين محبت مسيح بود كه باعث شد تا جان خود را بر روى صليب بخاطر ما فدا كند، آن درد و مشقت عظيم، را كه ما مي بايست تجربه مي كرديم را بر خود تحمل كند تا رابطه ما با خدا اصلاح شود و با او آشتى كنيم. پس پيام صليب مسيح به ما وقتى كه احساس مي كنيم نالايق هستيم هم اينست؛ ... با اين وجود من تو را دوست دارم. نزد من بيا و آنچه را كه دوست دارى دريافت كن! فكرش را بكنيد؛ خدا عاشق ما مي باشد! او هرآنچه داشته است را به شما عطا كرده است! او تمام شفاى خود، تمام حكمت خود، تمام دولت و قوت خود را كه شما بدآن نياز داريد عطا كرده است. آيا محبت او را نسبت خود باور مي كنيد؟ آيا محبت او را مى پذيريد؟ اگر پاسخ شما مثبت مي باشد هم اكنون اعلان كنيد؛ خداوندا تو را شكر مي كنم كه تو مرا از قبل، بر صليب مسيح محبت كردى، محبت تو را نسبت خودم مى پذيرم و از اين جهت سپاسگزارم. من نيز اعلان مي كنم كه تو را دوست دارم، مرا يارى ده تا با تمام دل، با تمام جان و با تمام قوتم  محبت كنم.

آیا تصمیمات و مشورتهايي را می شناسید ویا تجربه کرده اید که نه تنها باری را از دوشتان برنداشته، بلکه آن مسئله و مشکلتان را چند برابر پیچیده تر و سخت تر کرده؟ وقتهایی که با خودت میگویی کاش به حرف این شخص و یا مشورت آن شخص و پیشنهاد فلانی گوش نمی دادم و عمل نمی کردم.. اما خبر خوشی برای من و تو مهیا شده. همان خبر خوشی که میگوید: من راههای ایشان را دیدم و شفايشان خواهم داد. من ایشان را هدایت خواهم کرد و تا ابد محکومشان نخواهم کرد.  بله دوست عزیز، خبر خوش ما حضور خداست همان خدایی  که از آسمان بر زمین آمد تا اگر دلت را به او بسپاری، بازوی توانمندش برای هدایت زندگیت به میان میاید و تو هرگز تصمیم و هدایت اشتباه نخواهی گرفت. او تمامی راههايت را میداند و تو را در مسیر خیریت، هدایت خواهد کرد. تنها به سوی این خداوند قدم بردار. جان ما تنها نزد خداوندست که آرامی میاید.

لحظه ای با کلام خدا دیگر اینکه ای برادران، شما از ما آموختید که چگونه باید زندگی کنید تا خدا را خشنود سازید و شما هم البتّه از آن پیروی می‌کنید. اکنون به نام عیسی خداوند از شما استدعا و التماس می‌کنم که بیش از پیش مطابق آن زندگی کنید اول تسالونیکیان 4: 3 کلام خدا در متی 5: 14 میفرماید ما نور جهان هستیم وقتی نور وارد جایی میشود عیب های اون مکان که در تاریکی بوده نمایان میشه زیرا وقتی که نور نباشد ما نمیتوانیم  عیب هارو ببینیم ما نباید کسی رو محکوم کنیم  بلکه باید نمایانگر زندگی درست باشیم از این طریق مردم آن چیزی رو که درست هست خواهند دید خواهند فهمید رفتار صحیح چیست در واقع نور برای هدایت است خدا مارو در این دنیای تاریک هدایت کننده دیگران گذاشته است  همچون فانوس هایی که در تاریکی دریا مسیر درست رو برای دیگران نمایان میکنند اگر ما که نور این جهان هستیم خود راه غلطی برویم چه میشود ؟ پس از شما استدعا دارم که پیش از پیش مطابق تعالیم مسیح زندگی کنید تا همچون ستارگان در تاریکی شب بدرخشید

رنج خداحافظی! یادم هست وقتی جوان بودم، برادرم برای ادامۀ تحصیل به اروپا رفت. تمام لحظات آن خداحافظی را بعد از سی و چند سال هنوز به یاد دارم. چقدر برایم دردناک و رنج‌آور بود! این مرا به یاد آخرین دیدار جسمانی مسیح با شاگردانش می‌اندازد. مسیح وقتی در روز سومِ پس از مرگش زنده شد، بارها با جسمی واقعی با شاگردانش ملاقات کرد و حتی با آنان خوراک خورد. اما روزی رسید، یعنی چهل روز پس از زنده شدنش، که ایشان را بر تپه‌ای در نزدیکی اورشلیم برد و پس از آنکه آخرین سخنان خود را به ایشان بیان فرمود و آنان را برکت داد، در مقابل چشمان ایشان از زمین بلند شد و به آسمان صعود کرد و ابری او را از مقابل چشمان ایشان برگرفت. ما در تقویم مسیحی، این روز را روز "صعود مسیح" می‌نامیم و آن را جشن می‌گیریم. اما صعود مسیح به آسمان پایان ارتباط او با شاگردان و پیروانش نبود. او وعده داد و فرمود: "اینک من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما می‌باشم." (انجیل متی ۲۸: ۲۰). بله، او گرچه به‌طور جسمانی به آسمان صعود فرمود و بر دست راست خدای پدر نشسته، اما دائماً و "هر روزه" با ما می‌باشد. خداحافظی او رنج به‌همراه ندارد، بلکه ما ايماندارانِ به مسيح می‌توانیم شاد باشیم که او "هر روزه"، تا پایان این عالم، همراه ما می‌باشد. آمین

خیلی طول میکشد و خیلی سختی میکشی تا  بفهمی: همه که در وطنت بدنیا آمده اند هموطنت نیستند همه که مدعی  دوستی هستند دوستت نیستند همه که به کلیسا میروند به خدا ایمان ندارند همه که ازدواج میکنند همسر و شریک زندگی نیستند همه که بچه بدنیا میآورند مادر و پدر نیستند همه که نر هستند مرد نیستند و همه که ماده هستند زن نیستند همه که از آزادی صحبت میکنند طالب آزادی نیستند همه که با لبخند دعوتت میکنند  راغب به مشارکت نیستند. . و در نهایت به وضوح میفهمی همه  همانطوری که  در ظاهر نشان میدهند واقعاً در باطن نیستند . اما وقتی فهمیدی، آنوقت از همه رنج ها و توقعاتت از  انسانها  آزاد میشوی  و به این نتیجه میرسی  که تنها خداست که در هر شرایطی  خدا  بود  و خدا  ماند و خدا  خواهد بود. عبرانیان ۱۳ : ۸ میگوید: او  دیروز  و امروز  و تا  ابدالاباد همان است که بود و هست و خواهد بود .

دردِ بی‌کسی! آنانی که مانند من در تنهایی زندگی می‌کنند، آنانی که در غربت به‌سر می‌برند، و آنانی که از عزیزان خود به هر دلیلی دور افتاده‌اند، سخن مرا درک می‌کنند. بی‌کسی درد بدی است! تنهایی بسیار رنج‌آور است! خدا انسان را موجودی اجتماعی آفرید. در آغاز خلقت، خدا انسان اولیه را برکت داد و به ایشان فرمود که بارور و کثیر شوند و زمین را پر سازند. حتی وقتی خدا آدم را در باغ عدن قرار داد، فرمود که خوب نیست او تنها باشد. به همین جهت، حوا را برای او سرشت. ما انسان‌ها به یکدیگر نیاز داریم. شاید بپرسید که امروز، خدا برای تنهایی انسان‌ها چه چاره‌ای اندیشیده است، خصوصاً که بعضی از هم‌میهنان ما، به‌خاطر ایمانشان به مسیح، از سوی خویشان و دوستان خود طرد می‌شوند. عدۀ بسیاری از آنان نیز در غربت زندگی می‌کنند و از تنهایی رنج می‌برند. پاسخی که مسیحیت به این دردِ جانکاه می‌دهد، "کلیسا" است! کلیسا در اصل، به جمع ایماندارانِ به مسيح اشاره دارد، نه به یک ساختمان. خدا جامعه‌ای از ایمانداران تشکیل داده است، جامعه‌ای الهی. به همین دلیل، هیچ ایمانداری تنها نیست. او با میلیون‌ها ایمانداران دیگر، در نقاط مختلف دنیا، از هر نژاد و ملتی، ارتباط برادر و خواهری دارد. این شادی عظیمی است برای بی‌کسان! در این شادی شریک شویم و به کلیسا بپیوندیم و در کليسا با ساير ايمانداران مشارکت و مصاحبت داشته باشيم!

اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان با سایر عقاید و باورها ‌ قسمت چهارم و پایانی ۱۸. ما باید میان حق انتقاد از باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود و میان برداشت نادرستِ افراد از این‌گونه انتقادها تمایز ایجاد کنیم، چرا که برخی به اشتباه چنین برداشت می‌کنند که می‌توان از نظر قانونی با اعضا یا طرفداران آن باور و عقیدۀ اشتباه بدرفتاری نمود. ما نباید این ادعا را بپذیریم که مورد انتقاد قرار گرفتن یا خطاکار و گناهکار خطاب گشتن شکلی از بدرفتاری به حساب می‌آید. این جرم محسوب نمی‌شود (چه جرمی که ناشی از تبعیض گذاشتن باشد چه جرمهای دیگر) که به شکل علنی اعتقاد یا باور کسی را اشتباه و زیانبار بخوانیم و یا رفتار و کردار کسی را گناه‌آلود یا ویرانگر بنامیم. یکی از بخشهای ضروری مناظره‌هایی که در خصوص باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صورت می‌گیرد بر این دلیل و برهان استوار است که برخی از آن باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صحیح نمی‌باشند و پایه و اساسشان اشتباه و تأثیراتشان زیان‌آور است. همۀ مناظره‌های سیاسی بدین شکل پیش می‌روند. در گسترۀ مذهبی نیز چنین امری غیر قانونی نیست. برای نمونه، فرض کنید در مجلس سنای آمریکا یک سناتور از سناتور دیگری ایراد می‌گیرد که در لایحۀ پیشنهادی‌اش عیب و نقص وجود دارد و اطلاعات ضد و نقیضی در آن لایحه قید شده است و آن لایحه باعث ضرر و زیان به فقیران و تهیدستان می‌شود. سپس آن سناتوری که از او انتقاد شده است با خشونت بسیار در خیابان به آن منتقد حمله‌ور می‌شود. در چنین حالتی، ما آن سناتور منتقد را به خاطر خشونتی که روی داده است سرزنش نمی‌کنیم و او را متهم نمی‌نماییم که این خشونت به تحریک او صورت گرفته است. بنابراین، باید میان انتقاد علنی از باور و عقاید و رفتارها و میان آن برداشت نامعقول که می‌پندارد انتقاد از آن باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود مجوزی برای بدرفتاری است تمایز بگذاریم (به اصل شماره ۳ و شماره ۷ مراجعه نمایید). ۱۹. ما معتقدیم که عقاید و باورهای مختلف مفهوم باطنیِ همۀ اعتقادات و رفتارها را تغییر می‌دهند، اما در شکل آنها تغییری به وجود نمی‌آورند. بنابراین، برای نمونه، دو شخص با دو باور و عقیدۀ مختلف ممکن است در مورد سقط جنین نقطه نظر مشترکی داشته باشند. خواست ما این است که همۀ انسانها به مسیح ایمان داشته باشند و مفهوم باطنیِ اعتقادات و رفتار و کردارشان این باشد که مسیح خداوند و گنجینۀ زندگی است. با این حال، ناراحت نمی‌شویم از اینکه در شکلِ برخی اعتقادات و رفتار و کردارهایمان با کسانی که باور و اعتقادشان با ما یکی نیست نقاط مشترکی داشته باشیم. ما معتقدیم که می‌شود در خصوص مسایل اجتماعی با آنانی که ایمانشان با ما مشترک نیست آرمانی مشترک داشته باشیم، به شرطی که آن عملکرد مشترک به اساس و معنای اعتقاد راسخ ما که بر برافراشتن مسیح استوار است آسیب نرساند (اول قرنتیان ۱۰:‏۳۱؛ کولسیان ۳:‏۱۷؛ رومیان ۱۴:‏۲۳). ۲۰. ما معتقدیم که هر مذهب، جهان‌بینی، یا فلسفۀ زندگی می‌تواند آزادانه تلاش کند تا بر فرهنگ ما تأثیرگذار باشد و آن را شکل دهد. اما، در این تلاشی که برای شکل دادن فرهنگ صورت می‌گیرد، استفاده از هر گونه زورگویی یا رشوه‌خواری یا فریب و نیرنگی را مردود می‌شماریم. ما موعظه نمودن انجیل، اعلام نمودن حقیقت، سرمشق قرار دادن محبت و عدالت، قدرت دعا، متقاعد کردن دیگران با دلیل و برهان، و شرکت نمودن در جریانهای اجتماعی و سیاسی را تأیید می‌نماییم. ما بر این واقفیم که قوانین معمولاً رفتارهای ناشی از اعتقاداتِ برخی از گروه‌های جامعه را به دیگران تحمیل می‌کنند. از این‌رو، این انتقاد قانع‌کننده‌ای نیست که بگوییم قانونی که برای کنترل و مهار رفتار و کردار وضع شده است قانون خوبی نیست، چرا که اخلاقیات یک شخص را بر جامعه تحمیل می‌کند. با این حال، بسیار مهم است که به پشتیبانی از قوانین و اصول و سیاستهایی بپردازیم که حق و حقوق و آزادی اقلیّتها را محفوظ می‌دارند، اقلیّتهایی که تعدادشان به اندازه‌ای نیست که بتوانند روند قانون‌گذاری را به نفع خود سوق دهند. حد و حدود این آزادیها به وسیلۀ اصولی که پیش از این به آنها اشاره شده است، به ویژه اصل شماره ۱۷، تعیین می‌شود (از اصول پیشین نیز می‌توان این مهم را برداشت نمود).

۱۸. ما باید میان حق انتقاد از باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود و میان برداشت نادرستِ افراد از این‌گونه انتقادها تمایز ایجاد کنیم، چرا که برخی به اشتباه چنین برداشت می‌کنند که می‌توان از نظر قانونی با اعضا یا طرفداران آن باور و عقیدۀ اشتباه بدرفتاری نمود. ما نباید این ادعا را بپذیریم که مورد انتقاد قرار گرفتن یا خطاکار و گناهکار خطاب گشتن شکلی از بدرفتاری به حساب می‌آید. این جرم محسوب نمی‌شود (چه جرمی که ناشی از تبعیض گذاشتن باشد چه جرمهای دیگر) که به شکل علنی اعتقاد یا باور کسی را اشتباه و زیانبار بخوانیم و یا رفتار و کردار کسی را گناه‌آلود یا ویرانگر بنامیم. یکی از بخشهای ضروری مناظره‌هایی که در خصوص باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صورت می‌گیرد بر این دلیل و برهان استوار است که برخی از آن باورها و رفتارها و نظرات و پیشنهادات صحیح نمی‌باشند و پایه و اساسشان اشتباه و تأثیراتشان زیان‌آور است. همۀ مناظره‌های سیاسی بدین شکل پیش می‌روند. در گسترۀ مذهبی نیز چنین امری غیر قانونی نیست. برای نمونه، فرض کنید در مجلس سنای آمریکا یک سناتور از سناتور دیگری ایراد می‌گیرد که در لایحۀ پیشنهادی‌اش عیب و نقص وجود دارد و اطلاعات ضد و نقیضی در آن لایحه قید شده است و آن لایحه باعث ضرر و زیان به فقیران و تهیدستان می‌شود. سپس آن سناتوری که از او انتقاد شده است با خشونت بسیار در خیابان به آن منتقد حمله‌ور می‌شود. در چنین حالتی، ما آن سناتور منتقد را به خاطر خشونتی که روی داده است سرزنش نمی‌کنیم و او را متهم نمی‌نماییم که این خشونت به تحریک او صورت گرفته است. بنابراین، باید میان انتقاد علنی از باور و عقاید و رفتارها و میان آن برداشت نامعقول که می‌پندارد انتقاد از آن باورهای اشتباه و رفتارهای گناه‌آلود مجوزی برای بدرفتاری است تمایز بگذاریم (به اصل شماره ۳ و شماره ۷ مراجعه نمایید). ۱۹. ما معتقدیم که عقاید و باورهای مختلف مفهوم باطنیِ همۀ اعتقادات و رفتارها را تغییر می‌دهند، اما در شکل آنها تغییری به وجود نمی‌آورند. بنابراین، برای نمونه، دو شخص با دو باور و عقیدۀ مختلف ممکن است در مورد سقط جنین نقطه نظر مشترکی داشته باشند. خواست ما این است که همۀ انسانها به مسیح ایمان داشته باشند و مفهوم باطنیِ اعتقادات و رفتار و کردارشان این باشد که مسیح خداوند و گنجینۀ زندگی است. با این حال، ناراحت نمی‌شویم از اینکه در شکلِ برخی اعتقادات و رفتار و کردارهایمان با کسانی که باور و اعتقادشان با ما یکی نیست نقاط مشترکی داشته باشیم. ما معتقدیم که می‌شود در خصوص مسایل اجتماعی با آنانی که ایمانشان با ما مشترک نیست آرمانی مشترک داشته باشیم، به شرطی که آن عملکرد مشترک به اساس و معنای اعتقاد راسخ ما که بر برافراشتن مسیح استوار است آسیب نرساند (اول قرنتیان ۱۰:‏۳۱؛ کولسیان ۳:‏۱۷؛ رومیان ۱۴:‏۲۳). ۲۰. ما معتقدیم که هر مذهب، جهان‌بینی، یا فلسفۀ زندگی می‌تواند آزادانه تلاش کند تا بر فرهنگ ما تأثیرگذار باشد و آن را شکل دهد. اما، در این تلاشی که برای شکل دادن فرهنگ صورت می‌گیرد، استفاده از هر گونه زورگویی یا رشوه‌خواری یا فریب و نیرنگی را مردود می‌شماریم. ما موعظه نمودن انجیل، اعلام نمودن حقیقت، سرمشق قرار دادن محبت و عدالت، قدرت دعا، متقاعد کردن دیگران با دلیل و برهان، و شرکت نمودن در جریانهای اجتماعی و سیاسی را تأیید می‌نماییم. ما بر این واقفیم که قوانین معمولاً رفتارهای ناشی از اعتقاداتِ برخی از گروه‌های جامعه را به دیگران تحمیل می‌کنند. از این‌رو، این انتقاد قانع‌کننده‌ای نیست که بگوییم قانونی که برای کنترل و مهار رفتار و کردار وضع شده است قانون خوبی نیست، چرا که اخلاقیات یک شخص را بر جامعه تحمیل می‌کند. با این حال، بسیار مهم است که به پشتیبانی از قوانین و اصول و سیاستهایی بپردازیم که حق و حقوق و آزادی اقلیّتها را محفوظ می‌دارند، اقلیّتهایی که تعدادشان به اندازه‌ای نیست که بتوانند روند قانون‌گذاری را به نفع خود سوق دهند. حد و حدود این آزادیها به وسیلۀ اصولی که پیش از این به آنها اشاره شده است، به ویژه اصل شماره ۱۷، تعیین می‌شود (از اصول پیشین نیز می‌توان این مهم را برداشت نمود).

اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان با سایر عقاید و باورها قسمت سوم ۱۲. ما باید تصدیق کنیم و اعلام نماییم که وقتی مسیح شخصاً ظهور نماید آنانی را که به او ایمان نیاورده باشند مجازات می‌نماید و داوری ابدی در مصیبت و سیه‌روزیِ جهنم را برای ایشان مقرر خواهد ساخت. با این حال، ما باید این نکته را روشن سازیم که آن شدتِ عملی که مسیح در پایان جهان نشان می‌دهد مهم‌ترین و اصلی‌ترین علتی است که ما را از به کار بردن هر گونه خشونت در مقابل ایمان و باور دیگران بازمی‌دارد. فقط مسیح مختار است چنین شدتِ عملی نشان دهد نه ما (متی ۲۵:‏۴۶؛ رومیان ۱۲:‏۱۹؛ دوم تسالونیکیان ۱:‏۷-‏۹؛ اول پطرس ۲:‏۲۰-‏۲۳؛ مکاشف ه ۶:‏۱۶). ۱۳. در این عصر حاضر و پیش از بازگشت مسیح، دولتها و حکومتها نباید به خاطر عقاید افراد، با استفاده از زور و فشار فیزیکی یا تحمیل هر گونه قدرت دیگری و یا محروم نمودن شهروندان از حقوق و مزایا، ایشان را مجازات کنند یا پاداش دهند (این قاعده بر آن الگوی کتاب‌مقدس استوار است که ایمان آوردن را به اختیار انسانها می‌گذارد، در عین حال که سعی‌مان بر این است تا با دلیل و برهان آوردن اشخاص را متقاعد نماییم و برای آنها نمونۀ مناسبی باشیم. ایمان آوردن مستلزم فیض الهی است، همان فیضی که شخص را یاری می‌رساند و او را قادر می‌سازد تا ایمان آورد. دوم قرنتیان ۵:‏۱۱؛ اول تسالونیکیان ۱:‏۵-‏۶؛ افسسیان ۲:‏۸-‏۹؛ اعمال رسولان ۶:‏۱۴؛ فیلیپیان ۱:‏۲۹؛ دوم تیموتائوس ۲:‏۲۴-‏۲۶). ۱۴. دولتها و حکومتها نباید افراد را به خاطر آنچه بیان می‌کنند یا آنچه می‌نویسند یا هنری که ارائه می‌دهند، با استفاده از فشار فیزیکی یا هر گونه زور و تحمیل یا محروم کردنشان از حقوق و مزایا، مجازات کنند، مگر اینکه عمل افراد طبق قانون جرم به حساب آید و یا با عملکردشان قصد ارتکاب جرم داشته باشند یا دیگران را به ارتکاب جرم وادار کنند (به اصل شماره ۱۳ مراجعه نمایید). ۱۵. ما معتقدیم که خدا برای ایجاد عدالت و امنیت وظیفۀ «حمل شمشیر» را به دولتها سپرده است نه به اشخاص یا به کلیسا (متی ۲۶:‏۵۲؛ رومیان ۱۳:‏۱-‏۴؛ رومیان ۱۲:‏۱۷-‏۲۱؛ اول پطرس ۲:‏۲۰-‏۲۳؛ ۳:‏۹، ۱۴). ۱۶. ما باید میان جنگ منصفانه که به منظور دفاع در زمان حمله به کشور صورت می‌گیرد و جنگ مذهبی با مردم به خاطر اعتقاداتشان تمایز بگذاریم. ما باید تصدیق کنیم که برخی از مذاهب احتمالاً این تمایز را قبول ندارند و طبق باور مذهبی‌شان این را حق خود می‌دانند که به زور و اجبار بر فرهنگ و جامعه مسلط شوند. ولی ما باید بر این تمایز پافشاری نماییم نه اینکه ادعای یورشگران را بپذیریم که مقاومت ما در برابر یورشِ خودشان را حمله‌ای مذهبی به باورشان تلقی می‌کنند. ما باید بر این مهم بایستیم که زمینۀ چنین دفاع ملی حق مدنی برای آزادی است (آزادی که شامل آزادی مذهب، آزادی بیان، آزادی مطبوعات، و آزادی اجتماعات است). ما باید بر این مهم بایستیم که دفاع ملی به منظور مردود شمردن مذهبی که به ما حمله‌ور شده نمی‌باشد. ما با مذاهبِ دیگر هیچ‌گونه توافقی نداریم، اما این عدم توافق زمینۀ دفاع مسلحانه و ملی نیست. ما باید میان مقاومت مسلحانه بر ضد نیرویی که به انگیزۀ مذهبی عمل می‌کند و میان انگیزۀ مقاومت خودمان که آزادی برای همۀ مذاهب است تمایز ایجاد کنیم. این آزادی برای همۀ مذاهب باید به این معنا باشد که همۀ مذاهب بتوانند به طریقهای دور از خشونتْ دیگران را با دلیل و برهان متقاعد کنند و ایشان را جذب باور خود نمایند (این نکته را از اصول قبلی نیز می‌توان برداشت نمود). ۱۷. ما باید تصدیق کنیم که باور و اعتقاد و رفتار و کردار افراد، در مسند قانون، از جایگاهی مساوی برخوردار نیستند. دولتها و حکومتها نباید هیچ‌کس را به خاطر عقایدش مجازات کنند. حال آنکه، برخی رفتار و کردارها که ریشه در اعتقاد و باور شخص دارند چه بسا از دایرۀ قانون خارج هستند و از این‌رو مجازات دولت شامل حالشان می‌گردد. این رفتار و کردار ممکن است کشتن دیگران، ضرب و شتم، دزدی، شکلهای مختلفی از تبعیض گذاشتن، و موارد دیگر را شامل گردد. در جامعه‌ای که اساس آن بر آزادی عقیده و آزادی مذهب استوار است، چنین رفتارها و کردارهایی که از نظر قانون ممنوع به حساب می‌آیند طی روندی مشخص می‌گردند که این روند شامل مناظره و متقاعد کردن افراد با دلیل و برهان می‌باشد. همچنین انتخاب نمایندگان قانون‌گذار و برقراری نظارت و توازن یا تعادل قوا، که بر عهدۀ قوۀ مجریه و قوۀ قضاییه است و حصاری که قانون اساسی برای حق و حقوق اقلیّتها در نظر می‌گیرد، بخش دیگری از روند مشخص نمودن چنین رفتار و کردارهای ممنوعه به حساب می‌آید. البته در خصوص آنچه بیان شد ابهاماتی نیز می‌تواند وجود داشته باشد (اصل شماره ۱۳ و پیامدهای این اصل و اصل قبلی را نیز مشاهده نمایید).

اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان باسایر عقاید و باورها قسمت دوم ۶. ما باید این نکته را شفاف سازیم که ایمان مسیحی، یعنی آن ایمانی که ما را با مسیح و همۀ برکات نجات‌بخشِ او متحد ساخته است، به این معنا می‌باشد که از خودمان قطع امید کنیم و مثل یک کودک به ارزش و کار مسیح اعتماد نماییم نه به شایستگیِ اعمال خودمان. ما از دیگران نمی‌خواهیم که برای مسیحی شدن کاری برای خدا انجام دهند یا با اعمال صالح و محبت‌آمیز خود را مقبول خدا سازند. ما مردم را فرا می‌خوانیم تا از همۀ اعتماد به نَفْسِ خود چشم پوشند و کاملاً به حیات و مرگ نجات‌بخش عیسی مسیح تکیه نمایند (افسسیان ۲:‏۸-‏۹؛ تیطس ۳:‏۵؛ رومیان ۴:‏۴-‏۵؛ رومیان ۱۰:‏۱-‏۴؛ فیلیپیان ۳:‏۹). ۷. ما معتقدیم این منصفانه و از روی محبت است که به شکل علنی به اشتباهات سایر عقاید و باورها اشاره نماییم، به شرطی که در مورد اشتباهات کسانی که به نمایندگی از آن عقاید و باورها سخن می‌گویند و در مورد اشتباهات نوشته‌هایی که آنها را مقدس می‌خوانند با سند و مدرک سخن گوییم. بسیار مهم و حیاتی است که مراقب باشیم تا مبادا در مورد آن عقاید و باورها به اشتباه صحبت کنیم و به اشتباه نظر دهیم، چرا که چنین کاری نه فقط بی‌احترامی به حساب می‌آید، بلکه به اعتبار خودمان نیز لطمه می‌زند (اعمال رسولان ۶:‏۸-‏۷:‏۵۳؛ مرقس ۱۲:‏۲۴؛ مرقس ۸:‏۳۳؛ اعمال رسولان ۳:‏۱۵؛ ۵:‏۳۰؛ خروج ۲۰:‏۱۶؛ افسسیان ۴:‏۲۵). ۸. در حالی که اشتباهات سایر مذاهب را آشکار می‌نماییم، باید برای کسانی که مسیح را نمی‌پذیرند تا نجات یابند غم در دل داشته باشیم و اندوه و شفقّت خود را ابراز نماییم (لوقا ۱۹:‏۴۱-‏۴۲؛ فیلیپیان ۳:‏۱۸؛ رومیان ۹:‏۱-‏۳؛ ۱۰:‏۱). ۹. باید این نکته را روشن سازیم که ما در درجۀ اول مسیحی هستیم و بعد آمریکایی یا متعلق به هر نژاد دیگری هستیم. ما در این دنیا بیگانه و تبعیدی می‌باشیم و در اصل و به واقع شهروند آسمانیم. خداوند و رهبر مسلم ما عیسی مسیح است نه رییس‌جمهور کشورمان. ما در درجۀ اول به مسیح وفاداریم و این وفاداری و تعهدِ عمیق باعث می‌شود با مسیحیانِ ملیتهای دیگر متحد شویم و این اتحاد چه بسا محکم‌تر از اتحادی است که در مقام شهروندان دنیوی با سایر هموطنانمان برقرار می‌کنیم. با توجه به بسیاری از ارزشها و عملکردهای آمریکاییان، ما مسیحیان شهروندانی هستیم که با دیگران اختلاف نظر داریم. فرهنگ آمریکا فرهنگی مسیحی نیست. ما معتقدیم این خلاف میهن‌دوستی نمی‌باشد که جنبه‌هایی از فرهنگمان را که در آن عدالت و خداترسی دیده نمی‌شود به انتقاد بگیریم (فیلیپیان ۳:‏۲۰؛ اول پطرس ۲:‏۱۱؛ متی ۲۲:‏۲۱؛ اعمال رسولان ۵:‏۲۹؛ اول تیموتائوس ۶:‏۱۴-‏۱۵؛ مکاشفه ۱۷:‏۱۴؛ افسسیان ۵:‏۱۱). ۱۰. در جهان غیر مذهبی که با خدا خصومت دارد و حقیقت مسیح موجب آزارش است، نباید برخورد منصفانه‌ای را از دیگران انتظار داشته باشیم. بنابراین، وقتی با بدرفتاری یا گژاندیشی یا تهمت و افترا رو‌به‌رو می‌شویم، نباید رنجیده و خشمگین گردیم، بلکه با صبوری به حقیقت شهادت دهیم و امیدوار باشیم و دعا کنیم که با نیکی کردن در جواب بدی دلها به حقیقت گشوده شود. ما باید بپذیریم این امری طبیعی است که به شکلهای گوناگون آزار و جفا وجود داشته باشد، همان‌طور که باید تصدیق کنیم حفاظت و امنیتی که در کشور آمریکا از آن برخورداریم، در تاریخ و در جهان، امری غیر متعارف است. ما نمی‌توانیم با غیظ و غضب برای به دست آوردن حق و حقوقمان شِکوه و شکایت کنیم و انتظار داشته باشیم که شهادت ایمانمان ثمربخش باشد. شهادت ما با «رنج و زحمت دیدن ولی دایماً شادمان بودن» پیش می‌رود. شهادت ما با بدی را مغلوب نیکی کردن پیش می‌رود. شهادت ما آن زمان کارآمد خواهد بود که با گفتاری محکم و منطقی از حقیقت دفاع نماییم (متی ۵:‏۴۳-‏۴۵؛ رومیان ۱۲:‏۱۷-‏۲۱؛ اول قرنتیان ۴:‏۱۲-‏۱۳؛ اول تسالونیکیان ۵:‏۱۵؛ دوم تیموتائوس ۳:‏۱۲؛ اول پطرس ۲:‏۱۵، ۱۹-‏۲۴؛ ۳:‏۹؛ ۴:‏۱۲). ۱۱. ما نباید از هیچ‌گونه خشونتی به منزلۀ ابزاری برای بشارت و ترویج ایمانمان استفاده نماییم. مسیحیانی که معیار اعمال و کردارشان بر کتاب‌مقدس استوار است، با استفاده از سیاست یا خشونت شخصی، ایمانشان را بشارت و ترویج نمی‌دهند. مسیحیان ایمانشان را با رنج و سختی بشارت می‌دهند نه اینکه خودشان عامل رنج و آزار گردند. مسیحیتِ اصیل و واقعی را نمی‌توان با زور و دغل‌کاری تحمیل نمود (لوقا ۱۰:‏۳؛ دوم قرنتیان ۵:‏۱۱؛ کولسیان ۲:‏۲۴؛ اول پطرس ۲:‏۱۹-‏۲۴؛ مکاشفه ۱۲:‏۱۱).

مدارا، بیان حقیقت، خشونت، و قانون اصولی در خصوص چگونگی ارتباط مسیحیان با سایر عقاید و باورها قسمت اول پس از رویداد یازده سپتامبر، که در سال ۲۰۰۱ به وقوع پیوست، همواره ضرورت این پرسش مطرح بوده است که رابطۀ مسیحیان و مسلمانان چگونه باید باشد. در زمانه‌ای که پذیرش عقاید مختلف و بها دادن به آن بر جهان مستولی می‌باشد، مسیحیان به چگونه رفتاری خوانده شده‌اند؟ به طور خاص، در جامعه‌ای مثل آمریکا که آزادی مذهب در آن وجود دارد و پذیرش عقاید مختلف در آن امری پذیرفته‌شده است و این پذیرش از مشخصه‌های آرمانی و مطلوبِ یک جامعۀ مردم‌سالار به حساب می‌آید، ما مسیحیان طرز فکر و عملکردمان چگونه باید باشد؟ در دنیایی که فرهنگها و مذاهب پرقدرت دوستدار آزادی نیستند و به آرمانهای مردم‌سالاری بها نمی‌دهند، ما به چه شکلی باید شهادت دهیم که مسیح برترین است؟ در ۲۶ اوتِ سال ۲۰۰۲، رهبران کلیسای تعمیدی بیت‌لحم، بر مبنای کتاب‌مقدس و با امین ماندن به آن، خط‌مشی و معیاری را برای مسیحیان مشخص نمودند و آن را در قالب بیست اصل ارائه دادند. ما این اصول را اعلام نمودیم تا اول از همه راهنمایی باشد برای کلیسایی که سرپرستی‌اش را بر عهده داریم و دوم اینکه در سطح وسیع‌تری مورد استفادۀ جامعۀ مسیحیان قرار گیرد تا به شکلی جدی در موردش بیندیشند، آن را بررسی کنند و از آن بهره‌مند شوند. سوم اینکه، به منظور درک متقابل در اختیار جامعۀ غیر مسیحی نیز قرار گیرد. اما هدف اصلی ما این است که مسیحیان را یاری نماییم تا برتری و بی‌همتاییِ عیسی مسیح را با فروتنی و شهامت اعلام کنند تا دیگران نیز به او ایمان آوردند، او را حرمت نهند و از حیات جاویدان برخوردار گردند. ۱. خواه دیگران تأیید کنند خواه انکار کنند، ما باید با شکرگزاری و با شادی، بنا بر تعلیم صحیح کتاب‌مقدس، به آنچه دربارۀ خدا درک نموده‌ایم و به راه نجاتی که فراهم آورده است و زندگی پاک و صالح و سرشار از محبتی که مسیح برای ما الگو قرار داده و آن را تعلیم داده است محکم و استوار بچسبیم (اول قرنتیان ۱۵:‏۲؛ عبرانیان ۳:‏۶؛ ۴:‏۱۴؛ ۶:‏۱۸؛ ۱۰:‏۲۳؛ مکاشفه ۲:‏۱۳، ۲۵؛ ۳:‏۱۱). ۲. ما باید هم در کلیسا و هم در دنیا، به صراحت و روشنی، این نکته را شفاف سازیم که کل رأی و تدبیر خدا در کلام الهام‌شده‌اش، کتاب‌مقدس، مکشوف گشته است، چه آن بخشهایی که غیر مسیحیان آنها را تأیید می‌کنند چه بخشهایی که مورد تأییدشان نیست. ما نباید از ترس اینکه مبادا مورد انتقاد قرار گیریم یا با ما مخالفت شود جنبه‌هایی از ایمانمان را مخفی داریم (متی ۱۰:‏۲۷-‏۲۸؛ افسسیان ۶:‏۱۹-‏۲۰؛ دوم قرنتیان ۴:‏۲؛ غلاطیان ۱:‏۱۰). ۳. این نشانۀ محبت است که به عقاید و باورهایی که مسیح را قبول ندارد اشتباه و آسیبِ ناشی از این قبول نکردن را خاطرنشان سازیم، چرا که ضرر و زیان پشت کردن به حقیقت مسیح نه فقط در کوتاه‌مدت تأثیر خود را بروز می‌دهد، بلکه به طور خاص رنج و عذاب ابدی را در پی دارد. آنانی که اعتمادشان را بر مسیح قرار نمی‌دهند در خطر ناشی از عواقبِ این بی‌اعتمادی قرار دارند و ما باید در عین حال که آرزومند سعادت و نیک‌بختی ایشان هستیم، با جدیت، به آنها هشدار دهیم (لوقا ۶:‏۳۱-‏۳۲؛ رومیان ۱۳:‏۱۰؛ اول تیموتائوس ۴:‏۸؛ دوم تسالونیکیان ۱:‏۸-‏۹؛ دوم قرنتیان ۵:‏۲۰). ۴. ما مسیحیان باید گناه خود را تصدیق نماییم و اعتراف کنیم که به شدت نیازمند نجات هستیم، نجاتی که آن منجی با مصلوب شدن و برخاستنش از مردگان فراهم نمود. چنین نگرشی باعث می‌شود طرز برخوردمان به گونه‌ای نباشد که گویی ما لایق این نجات بوده‌ یا از هوش برتر یا حکمت و نیکویی برخوردار بوده‌ایم. ما گدایانی هستیم که به فیض خدا نان حیات‌بخشِ حقیقت، بخشش، و شادی را یافته‌ایم و مشتاقیم آن را به همه تقدیم کنیم تا آنها نیز به ما بپیوندند و تا ابد عظمت مسیح را بستایند و از آن لذت برند (اول قرنتیان ۱:‏۲۶-‏۳۰؛ ۴:‏۷؛ اول پطرس ۵:‏۶؛ یعقوب ۴:‏۸-‏۱۰؛ لوقا ۱۸:‏۱۳-‏۱۴؛ متی ۱۰:‏۸). ۵. ما نباید مسیح را به گونه‌ای معرفی کنیم که گویی یکی از کسانی است که بین همۀ بحثها و استدلالهای میان مذاهب برگ برنده را در دست دارد، بلکه باید او را قابل اعتمادترین، زیباترین، مهم‌ترین، و ارزشمندترین شخص در تاریخ به دیگران معرفی کنیم. ما باید مسیح را در مقام جانشینی که به شدت به او نیازمندیم و او را دوست می‌داریم، به دو معنا، معرفی کنیم: ۱) او با رنج و مرگش غضب خدا را به جای ما متحمل شد؛ ۲) با زندگی عاری از گناهش، در حضور خدای قدوس مطلق عدالت ما گشت. پس، آن هنگام که به عیسی آوردیم، عدالت و بی‌گناهی‌اش به حساب ما گذاشته شد (اول قرنتیان ۲:‏۱-‏۲؛ دوم قرنتیان ۴:۴؛ اول پطرس ۲:‏۶-‏۷؛ رومیان ۳:‏۲۴-‏۲۶؛ ۵:‏۱۸-‏۱۹؛ غلاطیان ۳:‏۱۳؛ دوم قرنتیان ۵:‏۲۱).

همانگونه که خداوند میفرماید عمل کن خیلی مهم است که پس از شنیدن صدای خداوند باید مطابق اوامر او رفتار کنیم. تنها موقعی خداوند میتواند ارباب و رهبر زندگی ما باشد که ما از او اطاعت کنیم. با به خاطر سپردن سخنان عیسی و انجام آنها او را احترام میکنیم. عیسی گفت. «چرا پیوسته به من خداوندا خداوندا میگویید ولی آنچه را که به شما میگویم انجام نمیدهید؟» (لوقا ۶: ۴۶)  کتاب مقدس تأکید میکند که برای داشتن اطمینان در حضور خداوند و دریافت جواب دعا از او، دو نکتۀ زیر را باید رعایت کنیم. ۱ (ایمان به عیسی مسیح خداوند ۲ (محبت نسبت به همه «پس ما میدانیم که تابعین حقیقت هستیم زیرا وجدان ما در پیشگاه خدا به ما اطمینان میدهد.  و اگر هم وجدان ما، ما را محکوم سازد، خدا از وجدان ما بزرگتر است و از همه چیز آگاه میباشد. ای عزیزان، اگر وجدان ما ما را محکوم نمیسازد، ما میتوانیم با اطمینان به حضور خدا بیاییم و او تمام خواهشهای ما را برمیآورد زیرا ما بر طبق احکام او عمل میکنیم و آنچه را که پسند اوست بجا میآوریم. و فرمان او این است که ما باید به نام پسر او عیسی مسیح ایمان آوریم و یکدیگر را دوست بداریم چنانکه مسیح هم همین دستور را به ما داده است. هر که احکام او را رعایت میکند در خدا زندگی میکند و خدا در او. او روح القدس را به ما بخشیده است تا مطمئن باشیم که او در ما زندگی میکند» (اول یوحنا ۳: ۱۹ -۲۴). کتاب مقدس تعالیم کلی طرز رفتار ما را از طرف خداوند ارائه میدهد. روح القدس کاربرد این تعالیم را در موقعیتهای مختلف به ما میآموزد. او کلامی را که به آن محتاجیم در لحظات بخصوص به خاطرمان میآورد. یادآوری این کلام ممکن است به منزلۀ آمادگی برای روبرو شدن با وقایع آن روز بخصوص باشد. خداوند با ما صحبت میکند و شنیدن صدای او امتیازی است که به ما عطا شده. هنگام شنیدن صدای او، دستورات مخصوصی نیز دریافت خواهیم کرد. بیایید مطابق فرمایشات خداوند عمل کنیم، آنها ممکن است دارای یک چنین مضمونی باشند. «صبور باش و به من تکیه کن، من ترتیب آن را خواهم داد.»  یا «رفتار تند شوهرت را ببخش و آنها را فراموش کن. غذایی را که او دوست دارد برایش بپز و نشان بده که دوستش . داری » «در مورد جر و بحثی که با همسایه ات داشتی، نزد او برو و از او عذرخواهی . کن » «گرچه خیلی اشتیاق دارم تو را برکت بدهم ، ولی قرض تو مانع این برکت میشود. تو اگر میخواهی مرا جلال بدهی، با پرداخت قرضت این را » بکن . «به عمویت بگو که او را دوست دارم و مایل هستم در مشکلاتش او را یاری دهم » «خانوادۀ آنها را به شام دعوت کن و از محبتی که من نسبت به آنها دارم سخن بگو». بعد از شنیدن صدای خدا و انجام آن در مواردی نظیر آنچه که بیان شد، به تدریج تشخیص صدای او در موارد دیگر نیز آسانتر خواهد گردید. چون فرزندان خدا، میتوانیم همۀ مسائل را در حضورش مطرح کرده هدایت او را بطلبیم. دلیری و تواضع دو اصل لازم برای اطاعت و انجام دادن ً اشاره کردیم که برای تمییز دادن فرمایشات خدا هستند. قبال افکار خود از پیغامهای خداوند، میتوانیم از کتاب مقدس یاری گیریم. مشورت با مسیحیان دیگر مانند شبان یا اعضای بالغ روحانی و دعا با آنها نیز میتواند کمک بزرگی برای تشخیص ارادۀ خدا باشد. باید فروتن شده نصایح دیگران را بپذیریم و اگر متوجه شدیم اشتباه کرده ایم، فوری خود را اصلاح کنیم.  خداوند مایل است که ما در خانه و کلیسا با یکدلی و توافق با هم، خدمت کنیم. گاهی خداوند انجام کاری را معلوم نمیکند.  او ما را قدم به قدم هدایت میکند. باید اول خود را آمادۀ انجام اوامر او بکنیم و سپس به موقع، فرصت مناسب عملی ساختن آن را تشخیص خواهیم داد. بنابراین هنگام دعا به خدا گوش فرا دهید. گفتگو، کاری است لذتبخش که در همه جا و همه وقت میتوانید از آن برخوردار شوید. با پیروی از فرمایشات خداوند، زندگی پر از پیشرفتهای هیجان انگیز خواهد شد و شما کارهای عظیم خداوند را در جواب دعاهایتان مشاهده خواهید کرد.

هوشیار باشید، در ایمان ثابت بمانید، قوی و جوانمرد باشید مرقس 16: 13   در ایمان به عیسی مسیح جوانمرد باشید زیرا خدا با جوانمردان است قهرمانی نکنید پهلوانی کنید ممکنه در زندگی قهرمان باشید ولی پلهوان نباشید بازنده باش ولی پهلوان باش زیرا برای تو بهتر است که جلوی جمع ضعیف باشی و خدا با تو باشه تا اینکه مردم بهت افتخار کنن و خدا ترکت کنه پلهوان تختی توی مسابقه ای پای حریفش اسیب دیده بود با اینکه قانونن میتونست به پاش ضربه بزنه ولی اینکارو نکرد در تمام طول مسابقه به اینکه تخصص در اون حرکت بود اینکارو نکرد چون پلهوانی کرد پلهوانی کنید که خدا باشماست