ch
Feedback
خدمت رشد روحانی

خدمت رشد روحانی

前往频道在 Telegram

در صورت نیاز با ایمیل ما تماس بگیرید: Info@sgministry.ca

显示更多
378
订阅者
无数据24 小时
无数据7 天
-130 天
帖子存档
ملاک محبت برای یک مسیحی چیست؟ قسمت چهارم و پایانی : 9- محبت و نفع شخصی: " محبت نفع خود را نمی‌جوید" یک شخص روحانی گفته است:"محبت زمانی آغاز می شود که نیاز یک همنوع مهمتر از نیاز من می گردد." کسی که محبت دارد در پی منافع شخصی نیست بلکه او به فکر دیگران است. او به فکر نجات گناهکاران، حل شدن مشکلات مردم و رشد ایماندارن است، او به فکر فقیران و محتاجان و انسانهای طرد شده است و خدا حاضر است به چنین کسانی که برای مردم "بار" دارند تمام ابزارهای لازم برای خدمت را دهد و درهای خدمت را باز کند. 10- محبت و خشم: " به آسانی خشمگین نمی‌شود " ما اغلب عصبانی می شویم چون به فکر خود هستیم. کلام خدا در باب 1 یعقوب آیه 19 می گوید "در خشم سست باشید، زیرا خشم انسان عدالت خدا را انجام نمی دهد." مسیح خداوند با وجود اینکه او را مضروب ساخته و مصلوب کردند ولی در او خشم و عصبانیتی وجود نداشت، بلکه او پر از محبت بود و حتی دعا کرد که خدا آنها را ببخشد، همین رویه در مورد استیفان نخستین شهید مسیحی نیز صدق می کند. اگر می خواهید بر عصبانیت و خشم خود غلبه کنید بر محبت خود بیافزایید. با به خدا نزدیک شدن ما هم مثل او پر محبت می گردیم. خشم نشان می دهد که هنوز شما مسیحی و خادم بالغی نیستید. 11- محبت و کینه و انتقام و فکرهای بد: " کینه به دل نمی‌گیرد " مسیح گفت:"اگر می خواهید وارد ملکوت خدا گردید باید مثل بچه ها شوید" بچه ها زود می بخشند، زود فراموش می کنند، زود اعتماد می کنند، کینه ای و عقده ای و به فکر انتقام نیستند. محبت باعث می شود ما هم اینچنین عملکردی داشته باشیم. محبت باعث می شود بدیهای دیگران را زود فراموش کنیم و در قلب و فکرمان چیزی نگه نداریم. یوسف که برادرانش را بخشید و داود که شائول را بخشید و انتقام نگرفت، نمونه های از محبت برای ما هستند.

ملاک محبت برای یک مسیحی چیست؟ قسمت سوم : 6- محبت و حسادت: " محبت حسد نمی ‌برد " محبت حسادت نمی کند. علت حسادت این است که ما می خواهیم بهترین باشیم و خودمان جلال یابیم که با محبت سازگار نیست. محبت از پیشرفت دیگران، از رشد و از خدمت دیگران ناراحت نمی شود. خواست خدا این است که ما پیشرفت کنیم و در خداوند رشد کنیم ولی باید باعث پیشرفت دیگران هم گردیم نه مانع پیشرفت آنها. این یعنی با محبت رفتار کردن. عکس العمل یحیی تعمیدهنده چقدر فروتنانه و پر از محبت بود، وقتی به او گفتند: "همه نزد عیسی می روند". او گفت:"او باید بزرگتر شود و من کوچکتر" هر موقع در زندگیمان ما هم به کنار برویم و عیسی نمایان گردد بدانیم که با محبت عمل نموده ایم. لازم نیست به کسی حسادت کنیم چون هر آنچه که بخواهیم خدای ما حاضر است سخاوتمندانه به ما بدهد، پس آنجا که محبت است جایی برای حسادت نیست. 7- محبت و غرور: " محبت فخر نمی ‌فروشد و کبر و غرور ندارد. " در محبت غرور نیست، آدم مغرور فقط به فکر خودش است. او فکر می کند مرکز و محور جهان است و عیسی و پدر و روح القدس و فرشتگان و کلیساها و شبانان همه دور او می چرخند. آدم مغرور فکر می کند بدون او کارها جلو نمی رود. او نظر، کمک و همکاری و دعا و مشورت هیچکس را نمی پذیرد. البته اعتماد به خود داشتن بر اساس معیارهای کلام خدا خوب است ولی باید بدانیم که خیلی چیزها در دست خداوند است و اگر او اراده کند ما شاید نفسمان بند بیاید و بمیریم، پس در حضور خدای عظیم فروتن شویم. کسی که محبت دارد دلیلی برای فخر کردن ندارد او تنها دلیلی برای محبت کردن دارد. مثل پولس که خود را مدیون همه برای محبت کردن می بیند. 8- محبت و رفتار ناشایست: " رفتار ناشایسته ندارد " محبت رفتارهای ناشایست و جلف و سبک انجام نمی دهد. منظورم همه آن رفتارهای است که شایسته نام مسیحی نیست و باعث لغزش مردم می گردد. خیلی از پسران و دختران باهم رفتارهای ناشایست انجام می دهند و آن را عشق می نامند ولی در محبت رفتار ناشایست وجود ندارد. لباسهای نامناسب، دوستیهای کنترل نشده، وارد حریم خصوصی دیگران شدن، سیگار و مست کردن، مسخره کردن دیگران و خیلی موارد دیگر جزو موارد رفتارهای ناشایست می باشد.

ملاك محبت مسيحي چيست؟ قسمت دوم : 3- محبت و کارهای خیرخاهانه " اگر همۀ دارایی خود را بین فقیران تقسیم کنم و تن خویش به شعله‌های آتش بسپارم، امّا محبت نداشته باشم، هیچ سود نمی‌برم. " محبت از کارهای خیر خاهانه، بشارت و شهید شدن در راه خدا مهمتر است. گرچند که بدون محبت واقعی نمی توان این کارها را کرد، ولی ما متاسفانه گاهی بعلت جلال و نشان دادن خودمان، به دیگران کمک می کنیم و گاهی برای رقابت با دیگران بشارت می دهیم. مسیح گفت هر موقع خواستی مهمانی دهی شلان و مریضان و ذلیلان را دعوت کن چون آنها نمی توانند آنرا جبران کنند. محبت واقعی این است. محبت واقعی آن است که فرانچسکو نشان داد که با اینکه ثروتمند بود برای خدمت بین جذامی ها رفت. شهیدان نزد خدا جایگاهی عالی دارند، این حقیقتی کتاب مقدسی است ولی محبت از شهادت هم بالاتر است! محبت بالا تر از اطلاعات مذهبی است، محبت بالاتر از مدارک دکترای الهیاتی است! اگرچه داشتن اطلاعات کتاب مقدسی و سیستماتیک برای خدمت لازم است ولی محبت مهمتر است. ما گاهی کلیسا می آییم و تنها چیزهای جدید یاد می گیریم، ولی ما خوانده شده ایم که در محبت رشد کنیم. محبت ملاک شاگردی است. مسیحی خوب از نظر من کسی است که پر از محبت نسبت به خدا، ایمانداران و حتی گناهکاران و بی ایمانان است. 4- محبت و صبر: " محبت بردبار و مهربان است. " محبت صبور است. اگر به زندگی مردان خدا در کتاب مقدس نگاهی بیاندازیم می بینیم که اکثر آنها افراد صبور بودند. نوح سالها در موعظه و ساخت کشتی در حالیکه احتمالا مسخره می شد صبر کرد. ابراهیم برای تولد پسرش اسحاق صبر کرد. یعقوب برای ازدواج با دختر مورد علاقه اش صبر کرد. یوسف سالها صبر کرد تا تحقق رویاهایش را دید. داود سالها صبر کرد تا پادشاه شد. ایوب در مشکلات و مصیبت صبر کرد. شاگردان برای پری روح القدس صبر کردند. رسولان در جفاها صبر کردند. اگر بخواهیم به محبت و صبر خود نمره دهیم چه نمره ای می دهیم؟ اگر خود را آدم پر محبتی می دانیم، آیا صبور هستیم؟ از خداوند بخواهیم که صبر و محبت خود را به ما بدهد. 5- محبت و مهربانی: مهربانی از ثمرات روح است و شخص پر محبت مهربانی را نه فقط در کلام بلکه در قلب و اعمال خود نشان می دهد. مهربان کسی است که به نیازهای اطراف خود حساس است و هر کاری را برای خدمت به دیگران انجام می دهد. مهربان کسی است که دیگران از معاشرت با او احساس لذت می کنند.

ملاک محبت برای یک مسیحی چیست؟ قسمت اول : کتاب مقدس مثل جواب هر سوالی، جواب این سوال را نیز به ما می دهد. کتاب مقدس کتاب محبت نامیده می شود. چون در آن خدا ما را محبت می نماید. کلام خدا می گوید"او جهان را آنقدر محبت نمود که فرزندش را داد تا جهان را نجات دهد" (یوحنا 3:16) خدا محبتش را در عمل مرگ مسیح ثابت کرد (رومیان 5:8) ما هم خوانده شده ایم که خدا و انسانها را محبت کنیم. دنیا می گوید: Love is god اما مسیحیت می گوید ‏God is love .خیلی جالب است که مسیح بزرگترین حکم اول و بزرگترین حکم دوم را به محبت اختصاص داد و آنها را مثلا به ایمان، تقدس و دانش مربوط نساخت! حکم اول" محبت به خدا با تمام جان و فکر و دل و قوت "حکم دوم"محبت به دیگران به اندازه خودمان." و مسیح گفت بزرگتر از ایندو چیزی نیست. محبت تکمیل شریعت است. محبت مهمترین نیاز مردم دنیا می باشد. محبت ملاک زندگی مسیحی است و محبت داشته باش و هر کاری می خواهی بکن. چون با محبت ما دیگر قوانین خدا را هم احترام و اطاعت خواهیم نمود. 1- محبت و عطای زبانها: " اگر به زبانهای آدمیان و فرشتگان سخن گویم، ولی محبت نداشته باشم، زنگی پرصدا و سنجی پرهیاهو بیش نیستم. " اگر ما عطای زبانها (به زبان فرشتگان و یا زبان ناآموخته) را داشته باشیم و یا فن سخن وری عالی داشته باشیم ولی بدون محبت تنها سر و صدا راه انداخته ایم. بدون محبت (به خدا و انسانها) این عطا باعث برکت نمی گردد و حتی باعث لغزش خواهد بود. بدون محبت این عطایا خدا را جلال نمی دهد. خیلی جالب است که بدانید نه موسی، نه پولس و نه پطرس سخنوران خوبی نبودند ولی چون محبت داشتند باعث نجات مردم و جلال نام خداوند گشتند. به تمام کسانی که فکر می کنند چون عطای زبانها را دارند بنابرین روحانی تر از خواهران و برادران خود هستند، می گویم که ملاک خدا برای روحانیت محبت و تشبه به مسیح است نه عطایا. اگرچه عطایا نیز جای خود را در برنامه خدا دارند. 2- محبت و علم، ایمان و نبوت: " اگر قدرت نبوّت داشته باشم و بتوانم جملۀ اسرار و معارف را درک کنم، و اگر چنان ایمانی داشته باشم که بتوانم کوهها را جا‌به‌جا کنم، امّا محبت نداشته باشم، هیچم. " ببینید محبت چقدر بزرگ است که این عطایای عالی و آسمانی بدون محبت هیچ هستند. نبوت به این معنا است که خدا با شخصی صحبت می کند، امروزه نبوت به معنای آوردن پیامی نو که در کتاب مقدس آشکار نشده نمی تواند باشد، چون زمان چنین نبوتهایی تمام شده است. ولی امروز نبوت می تواند بصورت تشویق و بنا و نصیحت ایمانداران باشد. عطای علم کسانی دارند که چیزهای مخفی از دیگران را خدا به آنها مکشوف کرده است و عطای عالی ایمان که می تواند غیر ممکنها را ممکن سازد ولی همه اینها بدون محبت هیچند. امروز دنیا واعظینی خوب، قهرمانان ایمان و شفا دهندگان زیادی دارد ولی نیاز امروز افراد دنیا محبت شدن است. ما مخالف عطایا نیستیم، ولی می خواهیم اهمیت محبت را بدانیم و عطایایمان را با محبت بکار ببریم، چون در غیر اینصورت حتی می تواند مضر و باعث جدایی و تفرقه کلیساها گردد. شاید بپرسید آیا خدا چنین عطایای عظیمی را به کسی که محبت ندارد می دهد؟ به نظر من "نه " نمی دهد. ولی باید مواظب بود که بعداز داشتن این عطایا محبت خود را از دست ندهیم. ما باید در محبت رشد کنیم تا به حد محبت عیسی برسیم

رشد روحانی یعنی چه؟ رشد روحانی روندی است که طی آن بیشتر و بیشتر می توان شبیه مسیح شد. وقتی ما ایمانمان را بر روی مسیح می گذاریم، روح القدس مراحلی را در ما شروع می کند که بیشتر شبیه او شده بشکل او دربیاییم. احتمالا بهترین جایی که رشد روحانی را توضیح می دهد 2 پطرس 1 : 3-8 است که به ما می گوید با قدرت خدا ما آنچه برای یک زندگی خداگونه لازم داریم، که هدف رشد روحانیست، در اختیار داریم. توجه کنید که آنچه ما نیاز داریم از طریق معرفت خداست که کلید بدست آوردن همة چیزهاییست که نیاز داریم. معرفت و شناخت او از کلام خدا می آید، که برای رشد و بنای ما به ما داده شده است. در غلاطیان 5 : 19-23 دو لیست به ما می دهد. آیات 19-21 لیست "اعمال جسم"، اینها اعمالیست که زندگی ما را قبل از بدست آوردن نجات مسیح نشان می دهند. اعمال جسم اعمالیست که ما باید به آنها اعتراف کرده، از آنها توبه کنیم و بکمک خدا بر آنها غلبه نماییم. در حالیکه ما رشد روحانی را تجربه می کنیم، کمتر و کمتر "اعمال جسم" در زندگیمان دیده می شوند. لیست دوم "میوه های روح" است (آیات 22-23)، اینها چیزهایی هستند که باید نشاندهندة زندگی ما که نجات را در مسیح تجربه کرده ایم باشند. رشد روحانی با میوه های روح مشخص می شود که در زندگی یک ایماندار رو به ازدیاد هستند. وقتی تبدیل و نجات انجام می شود، رشد روحانی شروع می گردد. روح القدس در ما ساکن می شود (یوحنا 14 : 16-17). ما خلقت تازه در مسیح هستیم (2 قرنتیان 5 : 17). طبیعت کهنه با طبیعت نو عوض شده است (رومیان 6-7). رشد روحانی یک روند در تمام عمر است که به یادگیری ما و بکار بردن کلام خدا در زندگیمان (2 تیموتاووس 3 : 16-17) و قدم زدنمان در روح بستگی دارد (غلاطیان 5 : 16 – 26). چنانکه ما خواستار رشد روحانی هستیم، باید به خدا دعا کنیم و در قسمتهایی که او می خواهد رشد کنیم، حکمت بطلبیم. ما می توانیم از خدا بخواهیم که ایمان و شناخت از خودش را در ما زیاد کند. خدا از ما می خواهد که در روح رشد کنیم، و او هر چه که در این رابطه لازم داریم به ما داده است. با کمک روح القدس، ما می توانیم بر گناه پیروز شویم و بتدریج شبیه نجات دهنده مان، خداوند عیسی مسیح شویم

ملایمت           بخشش                    مهربانی مهربانی از ثمره روح است و شخص پر محبت مهربانی را نه در کلام فقط بلکه در قلب و اعمال خود نشان می دهد. مهربان کسی است که به نیازهای اطراف خود حساس است و هر کاری را برای خدمت به دیگران انجام می دهد. مهربان کسی است که دیگران از معاشرت با او احساس لذت می کنند. پس همچون قوم برگزیدۀ خدا که مقدّس و بسیار محبوب است، خویشتن را به شفقت، مهربانی، فروتنی، ملایمت و صبر ملبس سازید. نسبت به یکدیگر بردبار باشید و چنانچه کسی نسبت به دیگری کدورتی دارد، او را ببخشاید. چنانکه خداوند شما را بخشود، شما نیز یکدیگر را ببخشایید. کولُسیان ۳ :۱۲-۱۳

سه کلید برای قفل هایی که هنوز درزندگی تو باز نشدند آیا مدتی از ایمان تو میگذره و تو هنوز داری به همان چیزهایی فکر میکنی که قبل از ایمان هم فکر تو را مشغول کرده بودند؟ بدون تغییرفکر ، تغییر زندگیت امکان پذیر نیست. رومیان 12 : 2 افسسیان22:4ــ24 شکست وپیروزی در فکرت شروع می شود دوم قرنتیان3:10ــ5 فکرت رابا کلام خدا یکی کن مزمور2:1ــ3 آیا بعد از ایمانت گفتار تو تغییر کرده ؟ آیا در زبان تو گله و شکایت و تندی و خشونت هنوز کار میکند؟ آیا هنوز بد دهانی و ناسزا گفتن برایت آسان است؟ آیا میتوانی در جایی که دنیا زحمت دارد زبان تو رحمت باشد؟ آیا شکر گزاری و پرستش زبان دل توست؟ از ابتدای روز تا انتهای شب سخنان زبان تو برکت است یا گله و شکایت و تکرار  شکستهای و رنج ها گذشته و حال؟ گفتار زبانت را عوض کن در زبان تو قدرت موت و حیات هست. امثال 21:18 زبانت نشانۀ قلب و افکار تو است. متی34:12ــ37 زبانت را با کلام خدا یکی کن. افسسیان18:5ـ19 آیا اعمال تو و رفتار تو بعد از ایمان  آنقدر متفاوت از گذشته شده که دیگران رو تحت تاثیر قرار بده؟ آیا بدون حرف زدن تونستی با محبت و عشق بشارت انجیل مسیح باشی؟ آیا هنوز رفتار و عمل تو به قوت خودش باقی مونده و تغییری ایجاد نشده؟ رفتار و اعمالت رو عوض کن با ایمان عمل کن نه با احساسات دوم قرنتیان7:5 درانجام آنچه درست است خسته نشو مطمئن باش نتیجه خواهی گرفت. غلاطیان9:6 اعمالت را با کلام خدا یکی کن. افسسیان 18:5 اگر با کلام خدا وصل باشی و اجازه بدی پُری رو در تمامیت ،فکر ،وزبان ، و دلت حاکم باشه ، خواهی دید که قفلهای مشکلاتت یکی یکی دارن باز میشن . چون همه چیز از عمل خدا در تو آغاز میشه از دورن تو منتظر نباش چیزی از بیرون تغییر  كنه.

كسى كه نور را پيروى كند، در تاريكى نخواهد ماند، نورِ زنده، راهش را روشن مى كند. آمين دوست خوبم، در این زندگی پر از فراز و نشیب، اگر در نام مسيح زندگى خودت را به خدا بسپارى، آينده اى نامعلوم و تاريك نخواهى داشت. خداست كه براى تو مى انديشد، بگذار كه خدا پدر آسمانى تو باشد، او به تو زندگى تازه اى عطا خواهد كرد، به اندازه اى كه مغرب از مشرق دور است، خدا گناهان ما را از ما دور مى كند. آمين نَبض حيات در دست اوست، با او آغاز كن، شروع اين زندگى تازه به اندازه يك دعا از تو دور است. به او اعلام كن كه خدايا محتاج تو هستم، خطاهای مرا ببخش، دست مرا بگیر و زندگیم را مفهوم واقعی ببخش و مرا از آن خود کن. عیسی مسیح به تو نیاز دارم. ايمان داشته باش كه خدا دعاى تو را جواب خواهد داد و تو ملاقاتى تازه با او خواهى داشت. از خدا بخواه، هيچ چيز تو را مانع نشود، كه با اين خدا و نيكويى هاى او زندگى كنى، اين را بدان كه خداوند از تخت فيض و رحمتش، براى تو بركات آسمانى را جارى مى كند. آمين زيرا همان خدا كه گفت:" نور از ميان تاريكى بتابد،" نور خود را در دلهاى ما تابانيد تا شناخت جلال خدا در چهره مسيح، ما را منوّر سازد. دوّم قُرِنتيان ۶ : ۴

فیض فیض محبت و رحمت خداوند نسبت به انسان است. خداوند به رایگان فیض خود را به انسانها می‌بخشد. انسانها سزاوار دریافت محبت و رحمت خداوند نیستند، زیرا گناهکار هستند. حتی با وجود اینکه انسان سزاوار محبت خداوند نیست، اما خداوند هنوز هم انسان را محبت می‌کند. حتی در هنگامی که ما گناهکار و دشمن خدا بودیم، او پسر یگانه خود عیسی مسیح را برای نجات ما فرستاد (رومیان ۵: ۸). هر برکتی که خداوند به نوع بشر می‌دهد هدیه‌ای از فیض خداوند است. او به فیض خود ابراهیم را فرا خواند. او به فیض خود اسرائیلیها را از مصر رهایی داده و آنها را به ” سرزمین موعود“ آورد. او به فیض خود عهدی را با آنها برقرار ساخته و شریعت خود را به ایشان عطا کرد. و او به فیض خود پسر یگانه خویش را به این جهان فرستاد تا نجات دهنده هم یهودیان و هم غیر یهودیان باشد. بخاطر فیض خداوند است که ما نجات را دریافت می‌کنیم (افسسیان ۲: ۸؛ تیطس ۲: ۱۱). بواسطه فیض خداست که ما به زندگی مسیحی خود ادامه می‌دهیم. محض فیض است که خداوند روح‌القدس خود را فرستاد تا ما را مقدّس بسازد. محض فیض است که ایمانداران به مسیح تا ابد با خدا زندگی خواهند کرد. مسیحیان باید زندگی خود را هر روزه در ستایش جلال فیض او بگذرانند (افسسیان ۱: ۶).

آیا در نجاتِ مسیح شفا هم هست؟ اشعیاء 53: 5، که در 1پطرس 2: 24 هم در مورد آن آمده، یک آیۀ کلیدی دربارۀ شفاست، اما اکثرا اشتباه فهمیده شده و اشتباه به آن عمل کرده شده است. "امّا به‌خاطر گناهان ما، او مجروح شد و به‌خاطر شرارتهای ما، او مضروب گردید. و به‌خاطر دردی که او متحمّل شد، شفا یافتیم و به‌خاطر ضربه‌هایی که او تحمّل کرد، سالم شدیم." کلمة شفا یافتیم می تواند هم شفای روحانی و هم شفای جسمانی باشد. بهر حال متن اشعیاء 53 و 1 پطرس 2 این را واضح می نماید که منظور شفای روحانیست. "مسیح شخصاً بار گناهان ما را بر دوش گرفته و آنها را بر صلیب برد تا ما هم نسبت به گناه بمیریم و برای نیكی مطلق زیست كنیم، زیرا به سبب زخمهای اوست كه شما شفا یافته‌اید." (1 پطرس 2: 24). این آیه دربارة گناه و عدالت صحبت می کند، نه بیماری. بنابراین شفا یافتن در هر دو آیه بمعنی بخشیده شدن و نجات یافتن است و نه شفای جسمانی. کتاب مقدس بطور مشخص شفای جسمانی را به شفای روحانی ربط نمی دهد. گاهی مردم با ایمان آوردن به مسیح شفای جسمانی هم دریافت می کنند، ولی این همیشه اتفاق نمی افتد. گاهی ارادة خداست که شفا بیابیم و گاهی نیست. یوحنای رسول به ما دیدی صحیح از این مطلب می دهد: "اطمینان ما در حضور خدا این است كه اگر از او چیزی بخواهیم كه مطابق ارادهٔ او باشد، به ما گوش خواهد داد. ما می‌دانیم كه هرچه بخواهیم او به ما گوش می‌دهد. پس این را هم باید بدانیم كه آنچه از او بطلبیم به ما عطا خواهد فرمود." (1 یوحنا 5: 14-15). خدا هنوز معجزات انجام می دهد. خدا هنوز مردم را شفا می بخشد. بیماری، درد و مرض، و مرگ هنوز واقعیتهای زندگی در این دنیا هستند. تا وقتیکه خداوندمان باز نگشته است، تمام کسانیکه امروز زنده اند روزی خواهند مرد و بیشتر آنها (همراه مسیحیان) بعلت اشکال جسمانی (بیماری و یا تصادف)از این دنیا می روند. ارادة خدا همیشه برای شفای جسمانی ما نیست. در نهایت، شفای جسمانی ما در بهشت برایمان مهیا شده و در انتظار ماست. در بهشت، دیگر دردی نیست، مرضی نیست، رنجی نیست و مرگی نیست (مکاشفه 21). همة ما نیاز داریم که کمتر مشغول شرایط جسمانی خود و بیشتر متوجة شرایط روحانیمان باشیم (رومیان 12: 1-2). آنوقت می توانیم تمرکز قلبمان را بر روی بهشت بگذاریم که در آنجا دیگر مجبور نیستیم با مسائل و مشکلات جسمانی در گیر شویم. مکاشفه 21: 4 می گوید که شفای واقعی که ما باید مشتاق آن باشیم این است: "او هر اشكی را از چشمان آنها پاک خواهد كرد. دیگر از مرگ و غم و گریه و درد و رنج خبری نخواهد بود، زیرا چیزهای كهنه درگذشته است."

خداوند ما، خدایی عادل،  که بارها فرصت میدهد تا  با بازگشت به سوی او در حضورش  به نیکویی زیست  کنیم. پس بیاییم خودمان را مکدر نسازیم و از الگوهای دنیا سرمشق نگیریم. زیرا خداوند تمامی زخمهای ما را مرهم خواهد نهاد و شفای خود را بر ماجاری خواهد کرد. شوق و شعف ما با خدا و برای ا‌و باشد، زیرا او خود پاسخ ما خواهد بود و به یاری ما خواهد آمد. خدایی که پشت و پناه ماست و هرگز تاخیر نمی ورزد.          بیا لحظه ای بیندیش و ببین که تا کنون از چه چیزهایی عبور نکرده ای، این را نیز خداوند به خیریت تو تمام خواهد کرد. زمانی که خدا را نمی شناختیم اینگونه ما را عبور داد، چقدر بیشتر اکنون که او را می شناسیم و خود را به او سپرده ایم و به او توکل کرده ایم. دلسرد و نا امید  نباش و صبر کن، زیرا انتظار تو بیهوده نیست،  او خدایی است که عدالتش به آسمانها می رسد و پناهگاه و مدافع ماست. به نام مسیح آمین

معاوضه بر روی صلیب عیسی مجازات شد، تا ما بخشش را دریافت نماییم. عیسی مجروح شد، تا ما شفا را دریافت نماییم. عیسی که گناه را نشناخت‌، در راه ما گناهکار محسوب شد تا ما در وی عادل شمرده شویم. عیسی بخاطر ما متحمل مرگ شد تا ما در او حیات دریافت نماییم. عیسی بخاطر ما ملعون شد تا ما برکت را دریافت نماییم‌. عیسی بخاطر ما فقیر شد تا ما در دولتمندی او شریک شویم‌. عیسی بخاطر ما بی‌حرمت شد تا ما در جلال او شریک شویم‌. عیسی بخاطر ما ترک و مردود شد تا ما در او پسندیده و مقبول پدر واقع شویم. عیسی بخاطر ما با مرگ خود از زمین زندگان منقطع شد تا ما در او تا ابد با خدا یک شویم. عیسی انسانیت کهنه ما را با خود مصلوب کرد تا از ما انسانی تازه بیافریند.

لطف خدا ۱- من از لطفِ بی نظیر خدا، که شایستگی دریافت آن را ندارم، برکت یافته ام. ۲- لطف خدا چون سپری مرا در بر گرفته است. ۳- من در لطف خدا رشد می کنم. ۴- من در هر طریقی که قدم می گذارم، در منزل، در محل کار، در کلیسا و در رابطه ام با خدا و سلوک با او، مورد لطف اویم. ۵- در آنچه که انجام می دهم مورد لطف اویم. ۶- درِ فرصتهای تازه برای من گشوده می شود. ۷- من مثلِ آهنربا، برکات را جذب می کنم. ۸- فراوانی و نعمت، بی وقفه بسوی من جاریست. ۹- من آماده می شوم تا بارشهای برکت را دریافت کنم و‌لطف خدا مرا در این مسیر تربیت می کند و حیات الهی را که در مسیح برای من آماده شده، در من می افزاید. ۱۰- هیچ چیز نمی تواند مرا از کامل شدن در لطف الهی باز دارد. ۱۱- من تمام وجود خود را تسلیم می کنم تا در روح القدس فردی شوم که تحت لطف خدا زندگی می کند.

چه بايد کرد زمانی که ما احساس افسردگی می کنیم؟ چون صالحان فرياد برآوردند خداوند ايشان را شنيد و ايشان را از همه تنگيهای ايشان رهايی بخشيد. ١٧:٣۴ مزمور چون از آبها بگذری من با تو خواهم بود، چون از نهرها عبور نمايی تو را فرا نخواهند گرفت. چون از ميان آتش رَوی، سوخته نخواهی شد و شعله اش تو را نخواهد سوزانيد. ٢:۴٣ اشعيا زيرا که غضب او لحظه ای است و در رضامندی او زندگانی. شامگاه گريه نزيل می شود. صبحگاهان شادی رخ می نمايد. ۵:٣٠ مزمور تا قرار دهم برای ماتميان صهيون و به ايشان ببخشم تاجی را به عوض خاکستر و روغن شادمانی را به عوض نوحه گری و ردای تسبيح را به جای روح کدورت تا ايشان درختان عدالت و مَغروس خداوند به جهت تمجيد وی ناميده شوند. ٣:۶١ اشعيا متبارک باد خدا و پدر خداوند ما عيسی مسيح که پدر رحمتها و خدای جميع تسليات است، که ما را در هر تنگی ما تسلی می دهد تا ما بتوانيم ديگران را در هر مصيبتی که باشد تسلی نماييم، به آن تسلی که خود از خدا يافته ايم. دوم قرنتيان ٣:١ و۴ زيرا يقين می دانم که نه موت و نه حيات، نه فرشتگان، نه رؤسا و نه قدرتها، نه چيزهای حال و نه چيزهای آينده، نه بلندی و نه پستی و نه هيچ مخلوق ديگر قدرت خواهد داشت که ما را از محبت خدا که در خداوند ما مسيح عيسی است جدا سازد. ٣٩و ٣٨: ٨ روميان خلاصه ای برادران، هر چه راست باشد و هر چه مجيد، هر چه عادل و هر چه پاک، هر چه جميل و هر چه نيک نام است، هر فضيلت و هر مدحی که بوده باشد، در آنها تفکر کنيد. ٨:۴ فيليپيان شکسته دلان را شفا می دهد و جراحتهای ايشان را می بندد. ٣:١۴٧ مزمور و برای ايشان مثلی آورد در اينکه می بايد هميشه دعا کرد و کاهلی نورزيد. ١:١٨ لوقا پس به ايشان گفت: برويد و خوراکهای لطيف بخوريد و شربتها بنوشيد و نزد هر که چيزی برای او مهيا نيست حصه ها بفرستيد، زيرا که امروز، برای خداوند ما روز مقدس است، پس محزون نباشيد زيرا که سُرور خداوند قوت شما است. ١٠:٨ نحميا فديه شدگان خداوند بازگشت نموده، با ترنم به صهيون خواهند آمد و خوشی جاودانی بر سر ايشان خواهد بود و شادمانی و خوشی را خواهند يافت و غم و ناله فرار خواهد کرد. ١١:۵١ اشعیا

فصل انتظار مدتهاست که انتظار کشیده و بارها از خود پرسیده ام “چرا فقط من جواب دعاهایم را نمی گیرم؟” گاهی از خودم سئوال می کنم آیا روزی می آید که من به آرزوهایم برسم؟ گاه احساس می کنم آنقدر خسته ام که دیگر حوصله ادامه راه را ندارم. بسیاری از سئوالهایم بی جواب مانده اند و آرزو می کنم ای کاش خداوند بر اساس جدول زمان بندی من عمل می کرد، نه جدول خودش. خیلی اوقات به خداوند التماس کردم از آسمان بیاید پایین و مرا نجات دهد ولی اکثر مواقع اتفاق خاصی در زندگی ام نیافتاد و فقط خداوند به من این توان را داد که بازهم منتظر باشم و بارها ندایش به گوشم رسید که:”دخترم منتظر باش. من هستم.” و من منتظر ماندم و سالها گذشت. اکنون که به روزهای گذشته نگاه می کنم ایامی را بیاد می آورم که انتظار موجب شد که در مقابل خداوند فروتن شوم و قلبم را برای او باز کنم. روزهایی را بیاد می آورم که بار تنهایی خود را به دوش کشیدم. روزهایی که نیازهایم را به هیچکس نگفتم. روزهایی که سعی کردم با تلاش خودم بنا کنم، ولی خدا را شکر که خداوند مرا رها نکرده بود و همراهم بود. حتی در تمام لحظه های دردناکی که فراموش کرده بودم او در کنار من است. اکنون که به گذشته می اندیشم، می بینم زمانهایی که منتظر خداوند بوده ام، وقتم را تلف نکرده ام. در چنین شرایطی خیلی ساده است که ما نقشه ها و رویاهای خداوند برای زندگیمان را از یاد ببریم و مانند قوم اسرائیل سالها در بیابان سرگردان بمانیم. اکثر ما فکر می کنیم که میدانیم چه چیزی برای زندگیمان بهتر است و به همین دلیل به خود فشار مضاعف می آوریم تا بهترینها را بدست بیاوریم. در این سالها خواندن دهها کتاب در مورد تلقین برای بهبود حالم، برایم عمل نکرد ولی آیه ای از مزامیر 10:46 مرا تکان داد. بله فصل انتظار فصل استراحت در آغوش خداست. پس در این فصل بجای دفن کردن خود زیر غمها، سعی کنیم ارتباط خود را با خداوند قویتر کنیم. بله فصل انتظار، فصلی دشوار در زندگی ماست ولی در عین حال فصلی است که می تواند باعث قویتر شدن ریشه های ما در خداوند بشود. پس منتظر هرچه که هستید، اگر در مرحله اتخاذ تصمیمی بزرگ و یا در انتظار ترمیم قلب شکسته تان هستید، اگر بدنبال عشق می گردید و یا در انتظار گشایشی در کسب و کار و یا درمان بیماری خود و یا عزیزانتان هستید، فقط از یاد نبرید که خداوند همراه شماست. پیغام رومیان 8 امروز برای شماست. مثل کودکی در انتظار کار و عمل خداوند امیدوار و مطمئن باشید.

بعضی از وعده‌‌ها و قول‌های امید‌بخش و تسلی‌دهندۀ خدا در کتاب‌ مقدس از این قرارند: خداوند به شکسته‌دلان نزدیک است "خداوند نزدیک شکسته‌‌دلان است و کوفته‌ شدگانِ در روح را نجات می‌بخشد." (مزمور ۳۴، آیۀ ۱۸) خدا در همه جا با ما است "قوی و دلیر باش. مترس و هراسان مباش، زیرا هر جا که بروی، یَهُوَه خدايت با تو خواهد بود." (یوشع فصل اول، آیۀ ۹) خداوند شفا دهندۀ دل‌شکستگان است "او دل‌شکستگان را شفا می‌بخشد و زخمهای ايشان را می‌بندد." (مزمور ۱۴۷، آیۀ ۳) ما متعلق به خداوند یا مال او هستیم "مترس زیرا که من تو را فدیه دادم و تو را به اسمت خواندم پس تو از آن من هستی." (اشعیا 43 آیۀ ۱) لازم است که اشاره شود که هر کسی که ایماندارِ واقعی مسیحی است، به‌ خاطر ایمان به مسیح خداوند که مظهر خداست، و قبول بهايی که او با خون و مرگش بر صلیب برای آمرزش گناهان ما پرداخت کرد، و قبولِ قیام و زنده شدن مسیح از مردگان در روز سوم که برای عادل‌شمردگی ما صورت گرفت، حتماً نجات می‌يابد و از اسارت گناه و شیطان آزاد شده و متعلق به خدا می‌شود. خداوند آرامش خود را به ما می‌دهد "برای شما آرامش به‌جا می‌گذارم؛ آرامش خود را به شما می‌دهم. آنچه من به شما می‌دهم، نه چنان است که جهان به شما می‌دهد. دل شما مضطرب و هراسان نباشد." (انجیل یوحنا ۱۴، آیۀ ۲۷) در مسیح که ما را نیرو می‌بخشد، قوت هر چیز را داریم. "قدرت هر چیز را دارم در او که مرا نیرو می‌بخشد." (فیلیپیان ۴، آیۀ ۱۳) خداوند با ما است و ما را تسلی می‌دهد، پس از بدی نخواهیم ترسید. "حتی اگر از تاریکترین وادی نیز بگذرم  از بدی نخواهم ترسید، زیرا تو با منی؛ عصا و چوبدستی تو قوت قلبم می‌بخشند." (مزمور ۲۳، آیۀ ۴) خدا پناهگاه و قوتِ ما و مددکاری است که در سختیها و تنگیها فوراً یافت می‌شود. "خدا پناه و قوت ماست، و یاوری که در تنگیها فوراً یافت می‌شود. پس نخواهیم ترسید، اگرچه زمین متحرک شود، و کوهها به قعر دریا فرو افتند؛ اگرچه آبهایش بخروشند و به جوشش درآیند و کوهها از تلاطم آن به لرزه افتند." (مزمور ۴۶، آیات ۱ تا ۳)

من و تو فقط یک راه داریم....صدایش کنیم... ﻣﺎﺭﺗﯿﻦ ﻟﻮﺗﺮ ﮐﯿﻨﮓ ﺩﺭ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺶ می نوﯾﺴﺪ: ﺭﻭﺯﯼ ﺩﺭ ﺑﺪﺗﺮﻳﻦ ﺣﺎﻟﺖ ﺭﻭﺣﯽ ﺑﻮﺩﻡ. ﻓﺸﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﻫﺎ، ﺟﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺗﻨﮓ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩ. ﺳﺮ ﺩﺭ ﮔﻢ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ. ﻣﺴﺘﺄﺻﻞ ﻭ ﻧﮕﺮﺍﻥ، ﺑﺎ ﺣﺎﻟﺘﯽ ﻏﺮﯾﺐ ﻭ ﺭﻭﺣﻰ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ ﻭ ﺑﻰ ﺗﻮﺍﻥ ﺑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺩ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﺩﺍﺩﻡ. ﻫﻤﺴﺮﻡ ﻣﺮﺍ ﺩﻳﺪ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺩﻭﺭ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﺩﻗﻴﻘﻪ ﺑﻌﺪ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﺳﺮ ﺗﺎﭘﺎ ﺳﻴﺎﻩ ﺭﻭﯼ ﺳﮑﻮﻯ ﺧﺎﻧﻪ ﻧﺸﺴﺖ. ﺩﻋﺎ ﺧﻮﺍﻧﺪ ﻭ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﻯ ﮐﺮﺩ. ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭼﺮﺍ ﺳﻴﺎﻩ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟ ﭼﺮﺍ ﺳﻮﮔﻮﺍﺭﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ؟ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﻣﮕﺮ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﺍﻭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﭼﻪ ﮐﺴﯽ؟ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮔﻔﺖ ﺧﺪﺍ... ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ! ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ ﻣﮕﺮ ﺧﺪﺍ ﻫﻢ ﻣﯽ ﻣﯿﺮﺩ؟ ﺍﯾﻦ ﭼﻪ ﺣﺮﻓﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺯﻧﯽ؟ ﻫﻤﺴﺮﻡ ﮔﻔﺖ: ﺭﻓﺘﺎﺭ ﺍﻣﺮﻭﺯﺕ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﻦ ﭼﻘﺪﺭ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺣﯿﻒ ﺍﺯ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ... ﺍﮔﺮ ﺧﺪﺍ ﻧﻤﺮﺩﻩ ﭘﺲ ﺗﻮ ﭼﺮﺍ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﻏﻤﮕین ﻭ ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ؟ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺍﺩﺍﻣﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﺪ: ﺩﺭ ﺁﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺯﺍﻧﻮ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﻡ ﮔﺮﯾﺴﺘﻢ. ﺭﺍﺳﺖ ﻣﯽ ﮔﻔﺖ ﮔﻮﯾﺎ ﺧﺪﺍﯼ ﺩﺭﻭﻥ ﺩﻟﻢ ﻣﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ... ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺑﺮﺍﻯ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪﯼ ﺍﻡ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﻃﻠﺐ ﺑﺨﺸﺶ ﮐﺮﺩﻡ. ﺧﺪﺍ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤﻰ ﻣﻴﺮﺩ! ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ … ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ … ﺍﮔﺮ ﺑﺨﻮﺍﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﻧﺞ ﺑﺒﺮﯼ؛ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰﺵ ﺭﻧﺞ ﺑﺮﺩﻧﯽ ﺍﺳﺖ … ﮐﻠﯿﺪ ﻟﺬﺕ ﻭ ﺭﻧﺞ ﺩﺳﺖ ﺗﻮﺳﺖ! ﻗﺼﺪ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺳﺖ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺭﺍ ﺑﮕﻴﺮﻡ ... ﺗﺎ ﻧﻴﻔﺘﺪ! ﺍﻣﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻓﻬﻤﻴﺪﻡ ﮐﻪ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ، ﺍﻳﻦ ﻣﺎ ﻫﺴﺘﻴﻢ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺑﻴﻔﺘﻴﻢ. و اینک خطابم با توست! مگر خدایت مرده است که این چنین غم را به آغوش چشمانت سپرده ای و بغض را نفس می کشی. اگر این روزها هوای شهرمان تیره و تار است، اگر این روزها هوای اقتصاد کشورمان به نفس تنگی افتاده است، اگر این روزها هوای جانمان فقط می رود و می آید که زنده بمانیم... خدایمان که هست...او همه را می بیند، همه دلتنگیها و بغضها و دردها.. نمی دانم در کجای جهانی که اکنون صدایم را در آغوش گرفته ای... من و تو فقط یک راه   داریم.... صدایش کنیم.. از عمق  جان ....خدایمان را می گویم... او از رگ گردن به ما نزدکیتر است... می بینی؟ هنوز نامش را تمام نکرده ایم ..خود را به سویمان سراسیمه وار رها کرده است.. حس می کنی بارش باران رحمتش را... می بینی آغوش آرامشش را.... این تنها راه ما است .... صدایش کن .. خدا هرگز نمی میرد..

این بدشانسی نیست نوک قلمی که مینویسد حتما ساییده شود این بدبختی نیست ماشینی که راه میرود حتما بنزینش تمام شود . این بد بیاری نیست کفش و لباس شیکی که میپوشید کثیف شود این بد اقبالی نیست که در زناشویی اختلاف نظر داشته باشیم این بد سرشتی نیست که در زندگی مرتکب اشتباه بشویم اینها طبیعی ترین نشانه های زندگی درحال حرکت است نه به بن بست رسیدن . آنچه ما را به بن بست میرساند اینست که حاضر نباشیم مداد ساییده شده را دوباره بتراشیم و ماشین خالی را دوباره بنزین بزنیم و لباس کثیف شده را بشوریم و اختلافات زناشویی را بررسی نکرده و مورد تجدید نظر قرار ندهیم .و درنهایت حاضر نباشیم اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و از آنها وسیله ای برای موفقیت بسازیم . . هرگز از خسته شدن روحی و جسمی و خرد شدن اعصاب و سررفتن حوصله نترسید زیرا همانطور که تراش خوردن مداد آنرا دوباره تازه میسازد رفتن بحضور خدا ما را با شتیدن کلامش میتراشد و در پرستش کردن صیقل میدهد و دوباره تازه و با نشاط خواهیم شـد. . مزمور 103 آیه 5 میگوید: خدا جان مارا با نیکویی اش سیر میکند تا جوانی ما مثل عقاب تازه شود . یکشنبه با این هدف بحضورش برویم که ما را یکبار دیگر تراش بدهد و تازه سازد آمین .

این بدشانسی نیست نوک قلمی که مینویسد حتما ساییده شود این بدبختی نیست ماشینی که راه میرود حتما بنزینش تمام شود . این بد بیاری نیست کفش و لباس شیکی که میپوشید کثیف شود این بد اقبالی نیست که در زناشویی اختلاف نظر داشته باشیم این بد سرشتی نیست که در زندگی مرتکب اشتباه بشویم اینها طبیعی ترین نشانه های زندگی درحال حرکت است نه به بن بست رسیدن . آنچه ما را به بن بست میرساند اینست که حاضر نباشیم مداد ساییده شده را دوباره بتراشیم و ماشین خالی را دوباره بنزین بزنیم و لباس کثیف شده را بشوریم و اختلافات زناشویی را بررسی نکرده و مورد تجدید نظر قرار ندهیم .و درنهایت حاضر نباشیم اشتباهاتمان را اصلاح کنیم و از آنها وسیله ای برای موفقیت بسازیم . . هرگز از خسته شدن روحی و جسمی و خرد شدن اعصاب و سررفتن حوصله نترسید زیرا همانطور که تراش خوردن مداد آنرا دوباره تازه میسازد رفتن بحضور خدا ما را با شتیدن کلامش میتراشد و در پرستش کردن صیقل میدهد و دوباره تازه و با نشاط خواهیم شـد. . مزمور 103 آیه 5 میگوید: خدا جان مارا با نیکویی اش سیر میکند تا جوانی ما مثل عقاب تازه شود . یکشنبه با این هدف بحضورش برویم که ما را یکبار دیگر تراش بدهد و تازه سازد آمین .

انزوا و تنهایی وقتی موسی تنها شد اشتیاق به خدمت را از دست داد. خروج 4 : 10 تا 13 وقتی هارون تنها شد به گوساله ساختن و گوساله پرستیدن افتاد. خروج 32 : 2 تا 4 وقتی ایلیا تنها شد افسرده شده درخواست مرگ کرد. اول پادشاهان 19 : 4 وقتی جدعون تنها شد گرفتار بت ها شد. داوران 8 : 27 وقتی سامسون تنها شد قربانی وسوسه های دلیله شد. داوران 16 : 16 وقتی داود تنها شد به گناه با بتشبع افتاد. اول سموئیل 11 : 1و 2 وقتی پطرس تنها شد مسیح را سه بار انکار کرد. یوحنا 18 : 25 تا 27 . ما استثناء نیستیم خطر فلاکت بار تنهایی را بی اهمیت ندانیم.. شاید لازم است رفتارمان را عوض کنیم. شاید لازم است رابطه با دیگران را عوض کنیم. شاید لازم است در توقع هایمان تجدید نظر کنیم. شاید لازم است در ارزش گذاری هایمان بیشتر دقت کنیم. شاید لازم است جماعت هایی که با آنها در ارتباط هستیم را ترک کنیم. ولـی هرگز تنها نمانیم. آهو هائیکه تنها هستند دلچـسب ترین و ساده ترین طعمه گرگهایند. ناامیدی و افسردگی را هرگز دست کم نگیریم. بویژه نوجوانان و جوانانمان را تنها نگذاریم.