en
Feedback
🌙تکیه سنجاق🌙طریقة قادریة طالبانیة

🌙تکیه سنجاق🌙طریقة قادریة طالبانیة

Open in Telegram

﷽ 🔻ماخالص ناسوتیم مست می لاهوتیم 🔻هم صورت رحمانیم هی هی جبل قم قم 📞ارتباط با مدیریت 🆔 @sheykh_sonjagh 📩ارسال و نشر‌ مطالب و تبادلات: 🆔 @Sussanbano 🌐کانال قرآن کریم با ترجمه کوردی: 🆔 @QuranKurdi 🕌@TakyaTalabaniSonjagh

Show more
1 155
Subscribers
-224 hours
-47 days
+1230 days
Posts Archive
لیلی و مجنون... @sokhan_eshgh3 @sokhan_eshgh3 نیست جز نامی ازو در دست من زان بلندی یافت قدر پست من ناچشیده جرعه‌ای از جام او عشقبازی می‌کنم با نام او برای دیگران هم ارسال کنید🙏✨ #سخنان_ناب#شعر#عشق#عاشقانه#کلیپ_عاشقانه#رشید_کاکاوند#قمشه_ای 🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot

خواجه زنگی را غلامی چست بود دست پاک از کار دنیا شست بود جملهٔ شب آن غلام پاک باز تا به وقت صبح می‌کردی نماز خواجه گفتش ای غلام کارکن شب چو برخیزی مرا بیدار کن تا وضو سازم کنم با تو نماز آن غلام او را جوابی داد باز گفت آن زن را که درد زه بخاست گر کسش بیدارگر نبود رواست گر ترا دردیستی بیداریی روز و شب در کار نه بی‌کاریی چون کسی باید که بیدارت کند دیگری باید که او کارت کند هر که را این حسرت و این درد نیست خاک بر فرقش که این کس مرد نیست هر که را این درد دل در هم سرشت محو شد هم دوزخ او را هم بهشت «عطار»منطق الطیر @molanatarighat کلام_عارفان اینجاست

به نام ایزد یکتا درست نویسی. به این جمله ها نگاه کنید: الف: " استعلام وضعیت" همه ی دانشجویان انجام شد. ب: " پرس و جوی چگونگی"
به نام ایزد یکتا درست نویسی. به این جمله ها نگاه کنید: الف: " استعلام وضعیت" همه ی دانشجویان انجام شد. ب: " پرس و جوی چگونگی" همه ی دانشجویان انجام شد. " استعلام وضعیت": ترکیبی عربی که وارد زبان فارسی شده است. استعلام: بر وزن استفعال از ریشه ی" علم " وضعیت: از ریشه ی " وضع". از این ریشه، واژه هایی مانند: اوضاع و... برآمده است. برابر فارسی " استعلام": پرس و جو برابر فارسی " وضعیت": چگونگی ننویسیم: استعلام بنویسیم: پرس و جو ننویسیم: وضعیت بنویسیم: چگونگی بنابراین در نمونه های، جمله " ب" درست است. فارسی را پاس بداریم. #دکتر_حامد_پ @azizehdelnavzam

✅ قسمت 22 سریال #وفا_سلطان #Vefa_Sultan 📥کیفیت 720p 📝با زیرنویس فارسی چسبیده

بخش ۱۰۷ - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد           باز گرد و حال مطرب گوش‌دار زانک عاجز گشت مطرب ز انتظار بانگ آمد مر عُمَر را کای عُمَر بندهٔ ما را ز حاجت باز خر بنده‌ای داریم خاص و محترم سوی گورستان تو رنجه کن قدم ای عمر بَرجه ز بیت المالِ عام هفتصد دینار در کف نِه تمام پیش او بر کای تو ما را اختیار این قدر بستان کنون معذور دار این قدر از بهر ابریشم‌بها خرج کن چون خرج شد اینجا بیا پس عمر زان هیبتِ آواز جَست تا میان را بهر این خدمت ببست سوی گورستان عمر بنهاد رو در بغل همیان، دوان در جست و جو گرد گورستان دوانه شد بسی غیر آن پیر، او ندید آنجا کسی گفت: این نَبْوَد! دگر باره دوید مانده گشت و غیرِ آن پیر او ندید گفت حق فرمود ما را بنده‌ایست صافی و شایسته و فرخنده‌ایست پیر چنگی کی بود خاص خدا؟ حَبَّذا ای سر پنهان حَبَّذا بار دیگر گِرد گورستان بگشت همچو آن شیرِ شکاری گردِ دشت چون یقین گشتش؛ که غیر پیر نیست گفت: در ظلمت دلِ روشن بسی است آمد او با صد ادب آنجا نشست بر عمر عطسه فتاد و پیر جست مر عمر را دید ماند اندر شگفت عزم رفتن کرد و لرزیدن گرفت گفت در باطن: خدایا از تو داد! محتسب بر پیرکی چنگی فتاد چون نظر اندر رخ آن پیر کرد دید او را شرمسار و روی‌زرد پس عمر گفتش مترس از من مَرَم که‌ت بشارتها ز حق آورده‌ام چند یزدان مِدْحَتِ خوی تو کرد تا عُمَر را عاشقِ روی تو کرد پیش من بنشین و مهجوری مساز تا به گوشَت گویم از اقبال راز؛ حق سلامت می‌کند، می‌پرسدت چونی از رنج و غمان بی‌حَدَت؟ نک قُراضهٔ چند ابریشم‌بها خرج کن این را و باز اینجا بیا پیر لرزان گشت چون این را شنید دست می‌خایید و بر خود می‌طپید بانگ می‌زد کای خدای بی‌نظیر بس! که از شرم آب شد بیچاره پیر چون بسی بگریست و از حد رفت درد چنگ را زد بر زمین و خُرد کرد گفت ای بوده حجابم از اله ای مرا تو راه‌زن از شاه‌راه ای بخورده خونِ من هفتاد سال ای ز تو رویم سیه پیشِ کمال ای خدای با عطای با وفا رحم کن بر عُمْرِ رفته در جفا داد حق عمری که هر روزی از آن کس نداند قیمت آن در جهان خرج کردم عمر خود را دم بدم در دمیدم جمله را در زیر و بم آه کز یاد ره و پردهٔ عراق رفت از یادم دمِ تلخِ فراق وای کز تری زیر افکند خُرد خشک شد کِشت دل من دل بمرد وای کز آواز این بیست و چهار کاروان بگذشت و بیگه شد نهار ای خدا فریاد زین فریادخواه داد خواهم نه ز کس زین دادخواه داد خود از کس نیابم جز مگر زانک او از من به من نزدیکتر کاین منی از وی رسد دم دم مرا پس ورا بینم چو این شد کم مرا همچو آن کو با تو باشد زرشُمَر سوی او داری، نه سوی خود نظر 🕌: @TakyaTalabaniSonjagh

مثنوی معنوی مولوی. دفتر یکم. قسمت ۱۰۷/صدوهفتم

✅ قسمت 22 سریال #وفا_سلطان #Vefa_Sultan 📥کیفیت 720p 📝با زیرنویس فارسی چسبیده

✨ قرآن، موسیقی، و سنت کلاسیک 🎶 🎙 سیّد حسین نصر 🕌 🏛 واشنگتن دی‌سی || تلگـــــرام 🌱   || اینستاگرام☘️   || فیس‌بـوڪ🌿   || یوتیــــوب🍃   || تیــڪ‌تـاک🌳

بلبل شوریده شاعر: سید عبدالقادر گیلانی خواننده: شاهین پسیان ای بلبل شوریده دیوانه تویی یا ما جویای رخ خوب جانانه تویی یا ما تو عاشق گلزاری من عاشق دیدارم در درد فراغ او مردانه تویی یا ما @Siri_dar_adab

#یاهو ✍تفسیر عرفانی آیه ۱۹۱ سورهٔ آل عمران از امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة اللّٰه علیه. ٱلَّذِينَ يَذْكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَـٰمًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَـٰوَ‌ٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰذَا بَـٰطِلًا سُبْحَـٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ. آنان که به مغز و حقیقتِ توحید رسیده‌اند و یکسره از پوست‌ها و ظواهر آن برهنه و رها شده‌اند. اینان همان کسانی‌اند که: «خدا را یاد می‌کنند»؛ خدایی را که در ذات خویش یگانه است، در همهٔ حالات خود. «ایستاده» در حالی که برپا هستند، «نشسته» در حالی که نشسته‌اند، و «بر پهلوهای خویش»؛ یعنی آرمیده یا تکیه‌زده. و پیوسته «در آفرینش آسمان‌ها و زمین می‌اندیشند»؛ تا آنجا که به حالتِ مستیِ معنوی درمی‌آیند، و این مستی آنان را به مرتبهٔ حیرت می‌رساند. پس از حیرت، در دریای شهود مستغرق می‌شوند؛ و پس از استغراق، سرگشته و گم‌خویش می‌گردند؛ و پس از آن سرگشتگی، از خود فانی می‌شوند. در این هنگام، سیر و حرکتِ آنان به پایان می‌رسد. برخی از ایشان در همان مرتبه استقرار می‌یابند و در آن متمکن می‌شوند؛ و برخی دیگر از مستیِ خویش به هوش می‌آیند و در حالی که به کمال رسیده‌اند، به بدن و عالم خویش بازمی‌گردند و می‌گویند: «پروردگارا، این جهانِ محسوس و مشهود را بیهوده نیافریده‌ای؛ منزّهی تو!» یعنی: پروردگارا، تو را از آنچه عقل‌ها و حواسّ ما بتوانند به حقیقتش احاطه کنند، پاک و برتر می‌شماریم. «پس ما را نگاه دار و حفظ کن به لطف خویش از عذاب آتش»؛ و مقصود از این آتش، در اشارهٔ عرفانیِ شیخ، همان آتشِ غفلت از مشاهدهٔ رویِ کریمانهٔ تو است. 📘 #منبع: تفسیر الجيلاني

اکثر ما معتقدیم با نبخشیدن دیگران باید آن‌ها را تنبیه کنیم. انجام این کار یعنی «اگر شما را نبخشم، رنج خواهید کشید» در حالی که
اکثر ما معتقدیم با نبخشیدن دیگران باید آن‌ها را تنبیه کنیم. انجام این کار یعنی «اگر شما را نبخشم، رنج خواهید کشید» در حالی که اینطور نیست و این خود شما هستید که رنج خواهید برد. این شما هستید که در دل‌تان یک عقده ایجاد شده و بی‌خواب می‌شوید. 📕 راز شاد زیستن ✍️ #اندرو_متیوس بریده ای از یک کتاب. @azizehdelnavzam

🎙خطبه جمعه:👆👆👆 📝موضوع خطبه درباره:👇👇👇 ⚠️ درباره ماه های حرام چند ماه هستند وچرا به آنها ماههای حرام گفته میشود⁉️ ⚠️فضیلت ماه محرم الحرام وعبادت کردن وروزه گرفتن در آن‼️ ⚠️وقایع و رویدادهای مهمی که در ماه محرم و علی الخصوص در روز عاشورا رخ داده ⁉️ ⚠️یکی از واقعه های تلخ و ناگوار در ماه محرم وروز عاشورا،شهادت حضرت عمر رضی الله عنه خلیفه برحق و دوم در اول ماه محرم،بدست یک مجوسی آتش پرست متعصب کثیف ایرانی به نام ابولوء لوء، وشهادت جان گداز و مظلومانه حضرت حسین رضی الله عنه و خانواده مبارک ایشان بدست انسانهای کثیف ودور از انسانیت،در روز عاشورا ‼️ 🗣لطفا با دقت به این خطبه گوش جان فرا دهید که همه نکات آن  ظریف وقابل تٲمل جدی است ‼️ 🎙خطیب:ملاکامل رحمت پور(بابولی) 🗓تاریخ:  ١٤٠٥/٣/٢٩ خردادد ماه شمسی https://telegram.me/bavri

⁨ ⁨ چی لەوە جوانتره لە پێناو عیشقێکا سنوورەکان ببڕیت … تۆ دیارە هێشتا عاشق نەبووی ئازیزم ، بۆیە لەو هاوار و سوتانە تێناگەی … ئەوەی قومێکی لە عیشقی یارەکەی چەشتبێ لە قوربانیدانیش تێدەگا. ئەو پرچ و شمشێرەکەی بۆ بڕینی زمانی تۆ نیە مەترسە. ئەو زمانی غەیبەت و زمانی تەشهیر و زمانی جنێوی خۆی پێ بڕیوە. ئەو ئیشی بەخۆیەتی نەک تۆ ..! ئەو ئەوەنە مەژغووڵە لەگەڵ مەعشوقی خۆی تۆی هەر لەبیر نییە … منیش دەمەوێ دەروێش بم … بەڵام دەروێشی بەهەموو کەس ناکرێت. ستافی ماڵی تەسەوف 🌼⁩⁩ 🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot

قصیده || عرفانی 👌😍 به صحرا بنگرم صحراته وینم به  دریا  بنگرم  دریا  ته  وینم بهر جا بنگرم کوه و در و دشت نشان  روی   زیبای   ته   وینم 📌صلو علی النبیﷺ♥️ 📝#شعر: باباطاهر "رحمه الله" 🎙️ماموستا یوسف خوشخو 🎙️آرش حسین پناهی #زبان_فارسی @payghambarirahmat