🌙تکیه سنجاق🌙طریقة قادریة طالبانیة
前往频道在 Telegram
﷽ 🔻ماخالص ناسوتیم مست می لاهوتیم 🔻هم صورت رحمانیم هی هی جبل قم قم 📞ارتباط با مدیریت 🆔 @sheykh_sonjagh 📩ارسال و نشر مطالب و تبادلات: 🆔 @Sussanbano 🌐کانال قرآن کریم با ترجمه کوردی: 🆔 @QuranKurdi 🕌@TakyaTalabaniSonjagh
显示更多1 184
订阅者
+124 小时
+57 天
+2730 天
帖子存档
سڵاو هاورێیان و ڕۆژ باش
🗓ئهمرو #سیشـــــــــــهممه
🌺23 ی تیر 2726یکوردی
🌺 23 ی پوشپهر 1405یهەتاوی
🌺14 ی ژوئیه 2026 ی زایینی
🌺29 ی محرم1448ی مانگی
سروشتی جوانی وهتهن
👇👇
𝗝𝗢𝗜𝗡 ➣https://t.me/dangorangidurisan
چندثانیه آرامش میهمان ما باشید.
میتونید از صدای فایل بعنوان افکت هم استفاده کنید.
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
I found a great app to cut video and convert video to MP3. It's Video to MP3 Converter. It is completely free! Download it on Google Play: https://play.google.com/store/apps/details?id=mp3videoconverter.videotomp3.videotomp3converter
قصیده || عرفانی 👌😍
باوانی باوانم
عومرهکهم گهیلانی
چاوهکهم گهیلانی...✨🥹
اللَّهمَّ صلِّ علۍ رُوحِ سَيِّدِنا ﷴﷺ♥️
🎙شهرام منصوری _ محمد رهباتی
#پیشنهاد_دانلود‼️
----------------------
✅کانال #قصیده_تواشیح👇👇👇
@ghaseda_tvashih
#یاهو
✍تفسیر عرفانی آیه ۱۹۱ سورهٔ آل عمران از امام شیخ عبدالقادر گیلانی رحمة اللّٰه علیه.
ٱلَّذِينَ يَذْكُرُونَ ٱللَّهَ قِيَـٰمًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِى خَلْقِ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَـٰذَا بَـٰطِلًا سُبْحَـٰنَكَ فَقِنَا عَذَابَ ٱلنَّارِ.
آنان که به مغز و حقیقتِ توحید رسیدهاند و یکسره از پوستها و ظواهر آن برهنه و رها شدهاند.
اینان همان کسانیاند که: «خدا را یاد میکنند»؛ خدایی را که در ذات خویش یگانه است، در همهٔ حالات خود. «ایستاده» در حالی که برپا هستند، «نشسته» در حالی که نشستهاند، و «بر پهلوهای خویش»؛ یعنی آرمیده یا تکیهزده.
و پیوسته «در آفرینش آسمانها و زمین میاندیشند»؛ تا آنجا که به حالتِ مستیِ معنوی درمیآیند، و این مستی آنان را به مرتبهٔ حیرت میرساند. پس از حیرت، در دریای شهود مستغرق میشوند؛ و پس از استغراق، سرگشته و گمخویش میگردند؛ و پس از آن سرگشتگی، از خود فانی میشوند.
در این هنگام، سیر و حرکتِ آنان به پایان میرسد. برخی از ایشان در همان مرتبه استقرار مییابند و در آن متمکن میشوند؛ و برخی دیگر از مستیِ خویش به هوش میآیند و در حالی که به کمال رسیدهاند، به بدن و عالم خویش بازمیگردند و میگویند:
«پروردگارا، این جهانِ محسوس و مشهود را بیهوده نیافریدهای؛ منزّهی تو!»
یعنی: پروردگارا، تو را از آنچه عقلها و حواسّ ما بتوانند به حقیقتش احاطه کنند، پاک و برتر میشماریم.
«پس ما را نگاه دار و حفظ کن به لطف خویش از عذاب آتش»؛
و مقصود از این آتش، همان آتشِ غفلت از مشاهدهٔ رویِ کریمانهٔ تو است.
📘 منبع: تفسیر الجيلانی
ای آنکه طبیب دردهای مایی
این درد ز حد رفت چه میفرمایی
والله اگر هزار معجون داری
من جان نبرم تا تو رخی ننمایی
این دو بیت میگن:
دردِ عشق با هیچ درمانی خوب نمیشود،
مگر با حضورِ خودِ معشوق
@molana.shams.love
درد انسان با علم، عمل، یا عبادتِ بیحضور شفا نمییابد؛
فقط با تجلی و قربِ خدا آرام میشود.
اگر با عینکِ مولانا بخونیمش، معناش عمیقتر هم میشه:
در نگاه مولانا، طبیبِ دردها فقط خداست؛ اما نه خدایِ دور، بلکه خدایی که باید حضور داشته باشه و خودش را بنمایاند.
@molana.shams.love
این ابیات یک دعای عاشقانه و نیازمندانه به حضور حق است.
درد انسان، جدایی از حقیقت مطلق است و هیچ وسیلهی دنیوی آن را درمان نمیکند.
تنها «تجلی معشوق» است که میتواند جان را شفا دهد و دل را آرام کند.
در اصطلاح مولانا: اینجا انسان در مرحلهی «فنا فیالله» قرار دارد؛ جایی که همهی ابزارها ناکارآمدند و فقط حضور و جمال الهی میتواند او را آرام کند.
#مولانا #عشق_به_خدا #خودشناسی #شمس_تبریزی #درد_عشق
🤖 دریافت شده توسط @iDownloadersBot
🎥 سریال ترکی
#قیام_اورهان
#_KurulusOrhan
📺قسمت: 20
📝زیرنویس فارسی
📤کیفیت 720p
@ertugrul_far30
.
🌿⃟🔗¦⇢ شیطان از خدا درخواست کرد که تا پایان دنیا به
او مهلت بدهد و خداوند درخواست او را قبولکرد
آیا هنوز تو از دعـا و درخواست از خدا نا اُمیدی؟
خداوند مهربان و پاسخگو است✨
و دعای مؤمنی را که از شدت محبت به خدا کارش
را به او میسپارد چطور
نمیپذیرد✨
﷽
🆔 آیدی کانال تلگرام تکیه🕌
https://t.me/khaneghahsheikhabdullahkhalesi
🆔 آیدی پیج اینستاگرام تکیه🕌
https://www.instagram.com/khaneghahsheikhabdullahkhalesi?igsh=NTc4MTIwNjQ2YQ==
🌌 الله، الله، لا اله الا الله
مدیتیشن صوفیانه قدرتمند برای ایجاد هماهنگی درونی.
آنک چنان میرود ای عجب او جان کیست
سخت روان میرود سرو خرامان کیست
حلقه آن جعد او سلسله پای کیست
زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست
در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست
وین همه بوهای خوش از سوی بستان کیست
دیدم آن شاه را آن شه آگاه را
گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست
چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش
کاین همه درد از کجاست حال پریشان کیست
عقل روان سو به سو روح دوان کو به کو
دل همه در جست و جو یا رب جویان کیست
دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان
بنده آن شو که او داند مهمان کیست
در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر
این دل پرغلغله مجلس و ایوان کیست
عرصه دل بیکران گم شده در وی جهان
ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست
غم چه کند با کسی داند غم از کجاست
شاد ابد گشت آنک داند شادان کیست
ای زده لاف کرم گفته که من محسنم
مرگ تو گوید تو را کاین همه احسان کیست
آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند
پس تو بدانی که این جمله طلسم آن کیست
نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو
کای زر کامل عیار نقد تو از کان کیست.
#مولانا
@azizehdelnavzam
✨شهود قابل ترجمه نیست!
تارکوفسکی در فیلم #نوستالژیا معتقده:
شهود قابل ترجمه نیست، همونطور که شعر قابل ترجمه نیست.
در یکی از صحنههای فیلم، کاراکتر بعد از اینکه میفهمد طرف مقابل داره ترجمهای از کتاب شعر روسی ارسنی تارکوفسکی (پدر خودش که شاعر بود) رو میخواند، به او میگوید:
خوندن این کتاب رو کنار بذار! شعر قابل ترجمه نیست.
هیچکس از طریق ترجمه نمیتواند واقعاً چیزی از شعر بفهمد.
این، استعارهایه از مانیفست تارکوفسکی دربارهی مفهومی بزرگتر به نام: شهود
همونطور که شعر قابل ترجمه نیست، شهود هم قابل ترجمه نیست و نخواهد بود.
هیچکس نمیتونه حقایقی رو که از سیر انفسی خودش در عالم بهدست آورده، برای دیگری تشریح کنه طوری که آن دیگری به کنه و ذات اون حقیقت دست پیدا کنه.
گاهی تقلای فرد برای رساندن دیگری به حقیقت، ثمرهای جز رنجهای بیحاصل و حتی آسیب دیدن طرف مقابل ندارد...
به قول شاعر:
ای که برداشتی از شانهی موری باری
بهتر آن بود که دست از سر او برداری!
@molanatarighat
گاهی بهتره اجازه بدیم آدمها مسیر آگاهیشون را خودشون طی کنند…
.
🍁 ز دو دیده خون فشانم ز غمت شب جدایی
📜 شعر از فخرالدین عراقی(رَحِمَهُ الله)
🎙 کاک آریا سپنجی
@payghambarirahmat
😊🦋🎼🎼
نقش خیال...
اواز : همایون شجریان
آهنگساز : علی قمصری
شعر : سعدی
✨✨✨✨✨✨
وه که جدا نمیشود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من
ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان
بس که به هجر میدهد عشق تو گوشمال من
نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من
پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
میرسد و نمیرسد نوبت اتصال من
خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من
برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من
چرخ شنید نالهام گفت منال سعدیا
کآه تو تیره میکند آینه جمال من
@molanatarighat
بخش ۱۱۸ - مراعات کردن زن شوهر را و استغفار کردن از گفتهٔ خویش
زن چو دید او را که تند و توسنست
گشت گریان گریه خود دام زنست
گفت از تو کی چنین پنداشتم
از تو من اومید دیگر داشتم
زن در آمد از طریق نیستی
گفت من خاک شماام نی ستی
جسم و جان و هرچه هستم آن تست
حکم و فرمان جملگی فرمان تست
گر ز درویشی دلم از صبر جست
بهر خویشم نیست آن بهر تو است
تو مرا در دردها بودی دوا
من نمیخواهم که باشی بینوا
جان تو کز بهر خویشم نیست این
از برای تستم این ناله و حنین
خویش من والله که بهر خویش تو
هر نفس خواهد که میرد پیش تو
کاش جانت کش روان من فدا
از ضمیر جان من واقف بُدا
چون تو با من این چنین بودی بظن
هم ز جان بیزار گشتم هم ز تن
خاک را بر سیم و زر کردیم چون
تو چنینی با من ای جان را سکون
تو که در جان و دلم جا میکنی
زین قدر از من تبرا میکنی
تو تبرا کن که هستت دستگاه
ای تبرای ترا جان عذرخواه
یاد میکن آن زمانی را که من
چون صنم بودم تو بودی چون شمن
بنده بر وفق تو دل افروختهست
هرچه گویی پخت گوید سوختهست
من سپاناخ تو با هرچهم پزی
یا ترشبا یا که شیرین میسزی
کفر گفتم نک به ایمان آمدم
پیش حکمت از سر جان آمدم
خوی شاهانهیْ ترا نشناختم
پیش تو گستاخ خر درتاختم
چون ز عفو تو چراغی ساختم
توبه کردم اعتراض انداختم
مینهم پیش تو شمشیر و کفن
میکشم پیش تو گردن را بزن
از فراق تلخ میگویی سُخُن
هر چه خواهی کن ولیکن این مکن
در تو از من عذرخواهی هست سر
با تو بی من او شفیعی مستمر
عذر خواهم در درونت خلق تست
ز اعتماد او دل من جرم جست
رحم کن پنهان ز خود ای خشمگین
ای که خلقت به ز صد من انگبین
زین نسق میگفت با لطف و گشاد
در میانه گریهای بر وی فتاد
گریه چون از حد گذشت و های های
زو که بی گریه بُد او خود دلربای
شد از آن باران یکی برقی پدید
زد شراری در دل مرد وحید
آنک بندهیْ روی خوبش بود مرد
چون بود چون بندگی آغاز کرد
آنک از کبرش دلت لرزان بود
چون شوی چون پیش تو گریان شود
آنک از نازش دل و جان خون بود
چونک آید در نیاز او چون بود
آنک در جور و جفااش دام ماست
عذر ما چهبْوَد چو او در عذر خاست
زین للناس حق آراستهست
زانچ حق آراست چون دانند جست
چون پی یسکن الیهاش آفرید
کی تواند آدم از حوا برید
رستم زال ار بود وز حمزه بیش
هست در فرمان اسیر زال خویش
آنک عالم مست گفتش آمدی
کلمینی یا حمیرا میزدی
آب غالب شد بر آتش از لهیب
زآتش او جوشد چو باشد در حجیب
چونک دیگی حایل آمد هر دو را
نیست کرد آن آب را کردش هوا
ظاهرا بر زن چو آب ار غالبی
باطنا مغلوب و زن را طالبی
این چنین خاصیتی در آدمیست
مهر حیوان را کمست آن از کمیست
🕌: @TakyaTalabaniSonjagh
به نام ایزد یکتا
درست نویسی.
به این جمله ها نگاه کنید:
الف: سرگذشت ستمگران برای ما، موجب" هوشیاری" می شود.
ب: سرگذشت ستمگران برای ما، موجب" تنبیه" می شود.
" تنبیه": واژه ای عربی بر وزن " تفعیل" که وارد زبان فارسی شده است.
برابر فارسی واژه ی عربی " تنبیه": هوشیاری، آگاهی.
جناب سعدی شیرین سخن درباره ی واژه ی " تنبیه" در بیتی فرموده است:
آفرینش همه " تنبیه" خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار.
واژه ی تنبیه گاهی در جمله به معنای " گوشمالی و سزا" به کار می رود که اینجا مورد گفت و گوی ما نیست. مانند این جمله:
برای کارهایشان به سختی " تنبیه" شدند.
ننویسیم: تنبیه
بنویسیم: هوشیاری، آگاهی.
بنابراین در نمونه های بالا، جمله " الف" درست است.
فارسی را پاس بداریم.
#دکتر_حامد_پ
@azizehdelnavzam
