SevenHells
Open in Telegram
484
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-1330 days
Posts Archive
484
حدود یک ساعت گشتم تا ببینم این صدایی که شنیده بودم رو کی خونده و کجا خونده. خیلی قشنگه، خیلی. 🥲
484
Repost from ترجمانک | فاطمه مدیحی بیدگلی
ناچیز و ناامّید و ناکافی و ناراحت
امروز هم مجموع "نا"های جهان بودم
افسردگی با دستهای پر از اینجا رفت
میخواستم خود را نبازم، ناتوان بودم
هرروز باید کوه میبودم: قوی، ثابت
پابند، اهل صبر، بیشوریدگی، ساکت
امروز مسئولیتی دیگر نصیبم شد:
من جانشین ابرهای آسمان بودم
از شدت بیچاره بودن گریه میکردم
با زندگی نکبتم باید چه میکردم؟
وقتی برای زنده بودن، پیر و فرسوده
اما برای خودکشی کردن، جوان بودم
باید چه میکردم منِ تنها به گفتن خوش؟
در سرزمین نحس شاعرخیز شاعرکش؟
باید چگونه زنده میماندم؟ منِ بیشعر
بیکاربرد و بیپناه و بیدهان بودم
هرچند اینجا تا دلت میخواست مضمون بود
میخواستم بنشینم و روی زمین خون بود
باید غزل میگفتم و قحط مخاطب بود
باید غزل میگفتم اما فکر نان بودم
احساسِ بیش از حد لازم، زخم میافزود
امروز فهمیدم که اینجا مشکل از من بود
جایی که مردم کور، من آیینه دستم بود
جایی که کر بودند، من آوازهخوان بودم
بار قضاوت، بار بودن بین کودنها
بار نوشتن، بار مظلومیت زنها
بار تو را کم میکنم از شانهام، ای عشق!
من تا همینجا هم زیادی پهلوان بودم
فاطمه تنبیه
484
یهتون میگم چی. امشب گفتم کدبانو باشم. کیک توتفرنگی درست کردم. همهچی مو به مووو طبق دستور. ایننننقد شیرین شده باید بذارم فریزر مثل حبه قند بیارم کنار چایی بخوریم.
بعد گفتم یه مدته میخوام چیلیتای درست کنم. رفتم همهچیشو آوردم اندازه زدم هی عطسه میزدم. میگفتم چیزی نیست لابد حساسیت فصلیمه. گذاشتم رو گاز، چنانننن واکنش آلرژیک شدیدی که کم مونده برم بیمارستان بستری شم. تازه یارویی که ازش فلفل خریدم گفته بود فلفلا شیرینه 😭. نمیدونم فلفلش تند بود چجوری قرار بود داستان بشه واسهم. 🚶
بعد اومدم شام بپزم اینقد ظرف کثیف شده بود تا ظرفا رو شستم شد ساعت دو و نیم. دیگه گشنه میخوابم. این همه روزه گرفتم روزا گشنه بودم یه بارم شب گشنه میمونم. 🙏
خلاصه این بود عید و امیدهای ازدسترفتهٔ من. امیدوارم واسه شما بهتر گذشته باشه. اونایی که روزه میگرفتن که عیدشون مبارک. اونایی هم که نمیگرفتن که تعطیلاتشون مبارک. بوس.
484
خدا منو برا همه نگه داره. اگه من نبودم دور و بریام کسی رو نداشتن مثل موکت از روش رد بشن. 🙏
هشتگ همیشه مثبت بنگر. هشتگ مثبتنگری. هشتگ خدایا شکرت.
484
هرچند خود مفهوم سال نو برام معنای خاصی نداره، چون یک روزه مثل تمام روزها و هرچند تمام معنای این روز رو ما بهش دادیم، ولی سالها معیار زمانی خوبی برای تعیین رشد ما شدن. برای همین، دوست دارم یه پیام برای سال نو بذارم. از صمیم قلبم امیدوارم سال خوبی داشته باشین. ۴۰۲ با تمام تلاشش نتونست ما رو بکشه. امیدوارم ۴۰۳ با همهمون مهربون باشه. امیدوارم سال جدید سالی باشه که بیشتر و بیشتر قد میکشید. سالی باشه که شاخههای جدید میزنید و خودتون رو پیدا میکنید. یه سال پر از آرامش، مسیرهای هموار و اعصاب آروم. مواظب خودتون باشید. دوستون دارم 🥲❤️
484
کمکم دارم فکر میکنم کارمندی خیلی هم کار خوبیه. فریلنسری اصلا مناسب من نیست، چون صبح تا شب تو خونهام تصور اینه که حالا دیر نمیشه، بعدا انجام بده؛ فعلا ظرفا رو بشوریم یا فعلا بیا تمیزکاریا رو انجام بدیم یا فعلا غذا بپزیم بعد غذا بخوریم، بعد فلان و بهمان بعد برو سر کارت. بعد یهو میبینم شب شده و از صبح وقت نکردم هیچی کار کنم. بعد یهو موعد تحویلم میرسه و از استرس میمیرم و ۴۸ ساعت آخر رو مثل اسب کار میکنم و بعد از تحویل هم از خستگی تا یک هفته نیاز به استراحت دارم.
از اون طرف هم چون تو خونهام زبونم بستهست و نمیتونم بگم کار دارم. عذاب وجدان میگیرم اگه بگم فلان کارو نکردم چون کار داشتم. بگم هم باز کارم به چشم نمیآد، چون بازم حضور داشتم و دارم. مثلا وقتی همسرم میگه یه چایی میریزی؟ نمیتونم بگم نه، کار دارم. چون اون چاییریختن یک دقیقهست. من هم اینجام. امکانش رو هم دارم. ولی توی تصورات آدماست که چاییریختن کار یک دقیقهست. در واقع من یک ربع از وقتم رو از دست میدم سر یک دقیقه چون تمرکزم پریده. و گس وات؟ توی اون یک ربع درخواست چایی بعدی میرسه. فورا نه ولی حتما تو اون پنجرهٔ زمانی درخواست بعدی میرسه. و بعدی، و بعدی، و بعدی...
484
من نمیدونم چرا عاشق لباسشوییام. فکر کنم تو زندگی قبلیم اتوشویی داشتم. من را در لباسها و لباسشوییها غرق کنید.
484
یه چیز جالب یاد گرفتم. این حق خرید و استفاده از اسلحهٔ آمریکا هست؟ میدونید یکی از دلایل اصلی نوشتنش چی بوده؟
یکی از دلایل اصلی نوشتن این قانون و درنظرگرفتن این حق برای مردمْ حفظ دموکراسی بوده. با این استدلال که نیروی نظامی و قدرت نظامی نباید در انحصار دولت باشه تا اگر اوضاع خیلی بد شد و تمام نهادهای نظارتی دولتی به فساد و دیکتاتوری کشیده شدن مردم بتونن با اسلحههای خودشون قدرت نظامی داشته باشن و با دولت فاسد و دیکتاتوریال مبارزه کنن. 🫠
تنها بدیش اینه که این حق مالکیت اسلحه و استفاده از اون محدود به این شرایط نشده و در طول تاریخ به بعضی از جنگهای داخلی و شهری و دعواهای بینفردی و دامن زده. حتی تو بعضی موارد هم باعث شده سیستم قضایی نتونه دخالت درست انجام بده و عدالت رعایت نشه.🚶
چندین ساله بهدلیل سوءاستفادههای متعدد از اسلحه، مثل کشتارهای جمعی توی مدارس، سیستم قضایی آمریکا دنبال اصلاح و نوشتن تبصره برای این قانونه. ولی اینقد صریح و تماموکمال توی قانون اساسی حق استفاده از اسلحه اومده که تا زانو تو گل رفتن. چون اگر بشه یک قانون اساسی رو تغییر داد بقیهش رو هم میشه تغییر داد و ممکنه کلا دموکراسیشون دوباره بره زیر سؤال. به این دلیل که تغییر قانون اساسی راه رو باز میکنه تا یک قاضی دیگه در یک زمان دیگه بتونه بقیهٔ قانونا رو هم تغییر بده و دوباره درگیر همون معضل سیستم فاسد و دیکتاتوری و این بحثها بشن.
گفتم اینا رو بگم بهجای یخچال یکم به معضلات جهاناولی فکر کنیم و نگران دموکراسی و مردمسالاری بشیم. 🧌
484
فرصت لاشخوری که پیش بیاد همیشه لاشخور پیدا میشه. الان چون دلار ثبات نداره و التهاب عید و انتخابات هنوز پابرجاست یخچالی که هفتهٔ پیش بود ۶۹ امروز شده بود ۸۰ 🙂
کاش واقعا تنبل نبودم و میکندم و از این خرابشده میرفتم.
484
Repost from N/a
آدم نیاز داره به جایی تعلق داشته باشه،
با یک جاذبهای به زمین وصل باشه،
حس نکنه جهان انقدر خالیه که نمیتونه به هیچی چنگ بندازه و خودش رو از معلق بودن نجات بده.
484
کاشکی کمردرد وجود نداشت میتونستم یه کله همهجا رو تمیز کنم. هر ده دقیقه باید دراز بکشم. با کلی مکمل و وسواس غذایی و درستبلندکردن و فلان اینم. حالا بابام صبح یه تیکه نون میزده تو روغن دنبه تا شب مثل تراکتور کار میکرده. الانم کمرش سالمه.
484
این بدبخت آفتاب غیرمستقیم و گرما دوست داره. از روزی اومد پیش من همهش هوا ابری و طبعا خونه نسبتاً سرد بود. چارتا برگ پایینش زرد شدن. بگردمت گل، که بختت به من گره خورده. 😭
Available now! Telegram Research 2025 — the year's key insights 
